رفتن به مطلب

داستات بی غیرتی هاتوایف


dozens

ارسال‌های توصیه شده


من و همسر هاتم کیمیا
 

اسما رو تغییر دادم… امیرم ۲۹ سالمه و کیمیا ۲۷ ساله توی orange county آمریکا زندگی میکنیم، لطفا لایک و کامنت بذارید تا ادامه بدم
+امیر، امیر بلند شو!
چشمامو باز کردم و دیدم کیمیا روم نشسته
+امیر چقد میخوابی! چند هفته است گفتم که میخوام برم دیدن رَپر مورد علاقم loyd banks
کیمیا رو بدنم حس کردم و کیرم شق شد، دستمو کشیدم رو بدنش
-باشه عزیزم میریم!خیلی سکسی شدیا…چند ماهیه سکس نکردیم
+امیررر! این لباسا رو پوشیدم بریم دیدن loyd بعد تو میخوای آب کمرتو بریزی روشون!
_عزیزم مثل همیشه کاندوم میذارم…بعدش عزیزم شورت و سوتین فقط تنته…اینام باید تمیز باشه؟
+امیررر همش غر میزنی…حالا یه ماه سکس نکن چی میشه؟ بعدشم شاید نیاز شد چه بدونم
سوار ماشین شدیم که راه بیفتیم
_خب عزیزم گفتی واسه چی قراره بریم اونجا دیدنش؟ قراره چیکار کنه؟
+وااای امیر یه ذره به من توجه کن خب! صدبار گفتم میخواد موزیک ویدیوش رو ضبط کنه! کلی دختر اونجان قراره ازشون تست بگیره واسه شرکت تو ویدیو!
_نمیدونستم بلدی برقصی!
+تو منو برسون اونجا بعدا کلی برات میرقصم
_انگار رسیدیم…این صف دختراس
پیاده شدیم یه صف پر از دخترای سیاه پوست وایستاده بودن، کیمیا هم رفت ته صف
+خیلی صف طولانیه امیر…اگه منو انتخاب نکنه چی؟ برو جلو بگو منو ببرن جلوتر
رفتم جلوی صف دو تا محافظ وایستاده بودن
گفتم:ببخشید زن من میخواد تست بده!
دو تا محافظ یه پوزخندی به هم زدن، گفتن هنوز نیومده
برگشتم ته صف پیش کیمیا دیدم لباسش عوض شده
_عزیزم مطمئنم لباست این نبود خیلی سکسی تر شدیاا
+مرسی عزیزم باید به چشم بیام دیگه
کیمیا یه ذره لباسشو اینور اونر کرد ممه هاش داشتن از توی لباس پرت میشدن بیرون انقد تحت فشار بودن…باسن گردن و گنده اش هم کاملا مشخص بود از زیر لباس
ماشین loyd یهو ظاهر شد و از کنار صف رد میشد همه دخترا شروع کردن به جیغ و شادی
خلاصه تست شروع شد و کلی طول کشید تا به ما برسه…من جای کیمیا رو تو صف نگه داشتم تا اون تو ماشین بشینه و لباسش عرقی نشه
نوبت ما شد کیمیا دوید تو…منم خواستم برم محافظا جلومو گرفتن
کیمیا سریع با ذوق و خنده خودشو رسوند جلوی loyd و producer های همراهش که داشتن از دخترا تست میگرفتن
وقتی loyd دید کیمیا رو تعجب کرد…پرسید سفید پوستی؟
+نه نه من ایرانیم
بعد loyd ابروهاشو انداخت بالا:تا حالا از اونا نداشتم(نکردم) و بقیه producer هام خندیدن
به کیمیا گفت یه ذره برقص ببینم
کیمیا فوری شروع کرد کون قلمبه و نازشو تکون دادن، دستشو کشید رو بدن ناز و خوش فرمش
داشت ادامه میداد که یهو loyd گفت:ببخشید دختر، خیلی خوشگلی ولی مثل اینکه ما تعداد دخترایی که نیاز داشتیم پر شده
کیمیا میدونست واسه چی اومده سریع لباسشو کند…زیرش همون شورت و سوتینی که گفتم تنش بود یه چرخ زد و رفت جلوی loyd بطری آب loyd رو برداشت و خالی کرد رو بدنش
همه دهنشون وا مونده بود…loyd گفت:حالا شاید جا واسه یکی دیگه باشه! بیا بریم اطرافو نشونت بدم
کیمیا کلی ذوق کرد و loyd دستشو گرفت که برن یهو داد زدم کیمیااا
کیمیا و loyd برگشتن سمتم…از کیمیا پرسید اون کیه؟ گفت هیچی خوب بذارید بیاد!
بعد loyd سرشو تکون داد و من اومدم داخل دنبالشون
کیمیا با شورت و سوتین آبی خاکستری خودش دنبال loyd میرفت، شکم تخت و عضلانیش کنار ممه های تپل و نازش خیلی جذاب بود
همینطور که loyd داخل ساختمون و ست مثلا نشون کیمیا میداد دستشو انداخت دور گردنش و آروم یکی از ممه هاشو نوازش میکرد
بعد یه دور چرخیدن دور ساختمون و دست زدن به بازو و کون و رون کیمیا، loyd برگشت یه نگاه ریزی به من کرد و دوباره برگشت به کیمیا:میگم من یه اتاق خیلی دنج دارم که اکثرا آهنگام اونجا به ذهنم رسیده
کیمیا با ذوق و لبخند و طوری تقریبا داشت از زمین می پرید گفت بریم!
راه افتادن به سمت اتاق و دیدم که شلوار لوید داره میترکه از شق شدن کیر بزرگش، تا اون لحظه ندیده بودم باور نمیکردم کیر سیاه پوستا چقدر بزرگه
یهو لوید اشاره کرد:آها اینجاست بریم تو! یه دونه زد در کون کیمیا و درو براش باز کرد
منم میخواستم برم که بادیگاردش جلومو گرفت، هیکلش دو متر بود تقریبا و کوه عضله
گفتم:زنمه داخل
بادیگارد جواب داد:اگه لازم باشه صدات میکنن
از داخل صدای خنده و بوس و صدای اسپنک شدن میومد
بادیگارد یه خنده تاسف بار و تمسخر آمیزی زد
دستمو بردم سمت شلوارم خیلی تحریک شده بودم زیر لب میگفتم کیمیا
یهو در باز شد…لوید و کیمیا خوشحال دم در بودن، لوید به بادیگاردش گفت: بذار این پسر بیاد داخل
آروم قدم برداشتم داخل،با اینکه لوید از بادیگاردش کوتاه تر بو. ولی بازم از من قد بلند تر بود
در بسته شد کیمیا گفت:“عزیزمم خیلی لطف کردی منو تا اینجا آوردی! قرار بود بهت سکس جایزه بدم منتها سکس با روش خودت دیگه(چشمک)…امیر جونم برو گوشه اتاق لخت شو و میتونی کلی جق بزنی! البته لوید گفته نمیخواد آبتو کف اتاقش بریزی پس با کاندوم جق بزن! توی اون کشو کاندومه”
داشتم لخت میشدم یهو لوید کیمیا رو از موهاش گرفت و لبشو گذاشت رو لباش…وحشیانه لبای بزرگ و ناز کیمیا رو میخورد
لوید دستای بزرگشو انداخت رو ممه کیمیا و اون سوتین گرون قیمتی که خریده بودم براشو جر داد و انداخت گوشه اتاق، کیمیا هم بدجوری حشری شده بود و خواست کمک کنه تی شرت لوید رو درآره
کیمیا دید چه بدن و سیکس پکی اون زیره، دستاشو کشید روش و با ذوق نگاه میکرد
لوید پرسید دوست داری؟ میخوای توی این شلوارم ببینی؟کیمیا کشید پایین و یه اژدهای شق شده اومد بیرون
من لخت اون گوشه وایستاده بودم و کیر کوچولوم بدجوری تحریک شده بود و داشتم حسابی میزدم
کیمیا یه بوس به کیر لوید کرد و آروم برد داخل دهنش ولی حتی تا نصف کیرش هم نمیرسید، شروع کرد ساک زدن و توی چشای لوید نگاه میکرد ببینه راضیه؟ لوید خیلی حشری شده بود و بیشتر میخواست موهای کیمیا رو گرفت و سرشو فشار داد رو کیرش…تا ته حلقش که هیچی فک کنم بیشترم رفت داخل! کیمیا بدجور عُق میزد ولی خوشحال بود که لوید ارضا شه
منم توی کاندوم خودم دستمو روی کیرم بالا پایین میکردم
لوید کیرشو از دهن کیمیا آورد بیرون، کیمیا قرمز شده بود و خندید، لوید دوباره موهاشو گرفت و کیرشو کرد تا ته تو حلقش و با ممه های گندش بازی میکرد
دوباره کیرشو درآورد و به کیمیا گفت داگی شه
کیمیا تو حالت داگی چشم تو چشم من بود! دید دارم وحشیانه جق میزنم گفت:امیررر زود آبت نیادا آبرومون میره!
لوید خندید گفت:یه اسپری تاخیری اونجا دارم معمولا واسه وقتیه که چند تا دختر میارم اینجا! اگه خواستی بردار!
گفتم نه نیازی نیست
همینطوری که چشمای کیمیا بهم خیره شده بود لوید کیرشو فرو کرد تو کیمیا! ناله ای از کیمیا بلند که ده تا ساختمون برمیداشت و به پتو چنگ میزد
من سریع اسپری تاخیری رو برداشتم و روی کیرم زدم چون میدونستم با این همه ناله سریع ارضا میشم
لوید موهای کیمیا رو از پشت گرفت و شروع کرد قوی تلمبه زدن…حس میکردم کون کیمیا داره دو نیم میشه
انقدر بزرگ بود که چشمای کیمیا رفته بود بالا و فقط داشت ناله میکرد…لوید هم وحشیانه تلمبه میزد صدای برخورد بدنش با کون کیمیا تو ساختمون میپیچید
دیدم که تاخیری هم فایده نداره جق زدنو ول کردم و کیرم رو هوا شق وایستاد…شق درد وحشتناک ولی بهتر از این بود آبم بیاد
لوید یه اسپنک محکم زد رو کون کیمیا…جای دستاش قرمز مونده بود رو کون سفیدش
کیمیا التماس میکرد که بکنتش و اونم هی محکمتر تلمبه میزد…یه اسپنک محکم دیگه زد
لوید گفت آبم داره میاد! کیمیا گفت بریز توم حامله ام کن! من بچه تو رو میخوام!
لوید هم ریخت توش…کیمیا ناله زد و افتاد رو تخت
لوید یه دست دیگه به کون کیمیا کشید و بلند شد بره سیگار کوبایی اش رو برداره
لوید درو باز کرد بادیگارد دو متریش اونجا بود بهش گفت بیا داخل:ببین این دختره ایرانیه بدجور کصیه…تا حالا دختر ایرانی نکرده بودم، میخوای تو هم یه حالی بکنی؟ یه جور پاداش کار در نظر بگیرش(خنده)
بادیگارده خندید:نه قربان من فقط اومدم یه پولی درآرم
کیمیا به پشتش دراز کشیده بود و داشت کصشو نوازش میکرد:چیه؟ حتما کیرت بزرگ نیست ها؟ اگه کیرت بزرگه بیا! بیا اگه راست میگی!
منم کیرمو که خوابیده بود آروم داشتم مالش میدادم گفتم:آره دیگه حتما کیرش دو اینچ بیشتر نی!
بادیگارده انگار که بهش برخورده بود شلوارشو کشید پایین یه چیزی ۱ و نیم برابر لوید بود! دستای عضلانیشو انداخت رو رون های کیمیا و کشیدش سمت خودش و کرد تو کصش
ناله اش اونجا بلند شد و من دوباره شق کردم ولی میدونستم آبم سریع میاد زیاد باهاش ور نرفتم
تلمبه ای که بادیگارد روی کیمیا میزد میتونست تختو بشکنه بعد زیر لب گفت:حالا کی کیرش کوچیکه جنده؟
کیمیا نمی تونست جواب بده فقط ناله میکرد
بعد این که کصشو سرخ کرد کیرشو کشید بیرون و میخواست آبشو بریزه
یه چنتا بالا پایین کرد رو کیرش که قطرش اندازه طول کیر من بود و با یه ناله وحشتناک مردونه آبشو ریخت رو بدن کیمیا…رو شکم سینه، صورت و آنقدر قدرت داشت که یه ذره هم ریخت رو پای من
بعد بادیگارد یه ذره دیگه با ممه های کیمیا ور رفت و گفت دیگه بسته!
لوید خندید:یکی از producer هام هم هست یه ذره پیر شده ولی هنوز دلش جوونه، کلی از آهنگامو بهم کمک میکنه…میخوای به کارش یه ذره ادای احترام کنی؟
کیمیا گفت:حتما!
یه پیرمرد سیاه پوست شکم گنده اومد داخل با چشماش هم داشت بدن کیمیا رو میخورد
لوید خندید:این پسر پیرمون دیگه‌اونقدرا کص گیرش نمیاد…داری خیلی کمکش میکنی
پیرمرد لباساشو درآورد و با شکم گنده و کله تقریبا کچل شده و کیر نیمه شق شده اش افتاد به جون کیمیا…گردن کیمیا رو میخورد و چند تا گازش گرفت
میخواست تلمبه بزنه به لوید یه اشاره کرد
لوید بهم گفت اون اسپری تاخیری رو بده و پیرمرده تا ته خالیش کرد رو کیرش‌‌…تلمبه های ضعیفی میزد ولی با کلی شهوت بدن کیمیا رو لمس میکرد…کیمیا برای اینکه لوید خوشش بیاد کلی ناله کرد واسه پیرمرده
پیرمرده در حال تلمبه زدن گفت:زنم شو…زن قبلیم طلاق گرفته…
من که اینو شنیدم آبم اومد و یه آه بلند گفتم
کیمیا برگشت بهم نگاه کرد و یه دست کشید رو صورت پیرمرده:خیلی مهربون و خوشتیپی ولی من یه شوهر دارم
پیرمرده عصبانی شد و آبشو خالی کرد تو کیمیا:بگیر! تو هم جنده دیگه!
پیرمرده سریع شلوارشو پوشیدو رفت بیرون اتاق…لوید گفت معذرت میخوام! حتما میبخشیش خیلی هوش و حواس براش نمونده ولی حتما از کصتون لذت برده! خیلی کمکش کردین ممنون
بعدم خودش رفت بیرون تا به کارای‌موزیک ویدیو برسه و به ما گفت که خودمونو تمیز کنیم
کیمیا آروم بلند شد و اومد سمتم یه لب ازم گرفت و دستشو انداخت و کاندومم رو درآورد:عزیزم خیلی خوب ارضا شدی‌‌…سکس خوب بود؟

شمام اگه از داستانومون لذت بردین بگین تا بعدی هاشو بگم!

نوشته: A.M

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18