kale kiri ارسال شده در 22 مهر اشتراک گذاری ارسال شده در 22 مهر داستان زنم با دوستم در ویلای خودش چند داستان قبلا تعریف کردم ،، گفته بودم من که نویسنده نیستم فقط آنچه را که برام اتفاق افتاده رو تعریف میکنم ،، اسم من سعید و اسم همسرم سميرا، در دوران نوجوانی و جوانی فیلم سوپر زیاد میدیدم، ، چون تک فرزند بودم و شهوتی وقتی تصمیم ب ازدواج گرفتم با اینکه ۲۲ سال بیشتر نداشتم و در یک کارگاه کابینت سازی کار می کردم و حقوق کارگری داشتم خانواده خودم و خانواده همسرم مخالفتی نکردند و ما پس از یک عقد و عروسی ساده سر زندگی خودمان رفتیم در سال ۷۴ و از همان ابتدا در خانه خودمان بودیم که پدرم برام تهیه کرده بود. زندگی مان نرمال بود،،، من گاه و بیگاه ورزش می کردم اندامم معمولی بود قدم ۱۷۳ و کیرم ۱۴ سانت بود و همسرم سميرا سينه هاش ۸۰ بودند و کوس ارتجاعی کشیده و کون تنگ پلمپ ، با لب بسیار قشنگ…بدن بسیار سفید . سميرا ۲ سال از من کوچکتر بود. در ابتدا عروسی چارنعل مث ندید بدیدا می کردم چون اصلا در جوانی کوس و کون نکرده بودم و یک آدم هول شده بودم بعد عروسی، ،، هفته ای ۷ روز ما ۸ روزش می کردیم دیگه شده بودم پوست استخوان، ،، نا نداشتم،،، بعد ۳ سال که از عروسی مان می گذشت و بگم از همان روزهای اول ما با فیلم سوپر سکس می کردیم یعنی اوایلش همسرم مخالفت می کرد ولی از،بس اصرار کردم پذیرفت، ، کم کم اسم نفر سوم می آوردم وسط سکس و از اینکه مثلا زنم رفته دکتر زنان و دکترش مرد بوده و معاینه کرده و اینکه الان دکتر داره تو رو میکنه و،،، هی از این نوع صحبت ها که سميرا با من همکاری می کرد، ،، و هی میگفت بکن بکن داره آبم میاد، ،،و من هم اکثر اوقات همانطور که سميرا آبش میآمد می کردم یعتی پاهاش روی شانه های من و کیر من تا دسته تو کوس سميرا و سينه هاش می خوردم و،،، گاها انگشت هم تو کونش و زبانش می خوردم تا آبش بیاد،، خلاصه همانطور که میکردم یک روز وسط سکس گقتم کاش محمد هم اینجا بود و تو رو می کرد ،،، وفتی سکس مون تمام شد گفت وسط سکس اسم محمد بردی منظور خاصی داشتی ؟ دیدم ناراحت شده گفتم نه و،،، تا یک شب دیگه باز عمدا اسمش بردم ،،، که وقتی سمیرا زیرم داشت کیر می خورد گفت کدوم محمد میگی ؟ دیدم حسابی شهوتی ه گفتم محمد دوستم بچه اهواز گاه گاه میاد خونه مون،،، و حتی یک بار ویلا شمال داد ب ما رفتیم ،،، سمیرا گفت چرا حالا اون ،،، گفتم آخه باهاش خیلی راحتم و از سکس زیاد صحبت کردیم و از کیرش زیاد تعریف میکنه ،،، که سمیرا گفت مبارک زنش باشه !! خلاصه مدتها گذشت و کم کم دیگه سمیرا گاها در سکس میگفت آره کاش محمد هم بود و،،، یک روز بهش گفتم می خوای دعوتش کنیم و سکس گروپ تجربه کنیم ؟ سمیرا گفت مگه من جنده ام و،،، کلی رو مخش رفتم و راضیش کردم که محمد بیاد خانه ما ،،،اوایل ماه مهر بود و هوا هنوز سرد نشده بود که محمد دعوت کردم بیاد خانه ما ،، البته از قبلش سمیرا رفته بود حمام و تا حدی داشت روی خودش کار می کرد،،، و،شام مفصلی آماده کرد،، با محمد هم که قبلا خیلی درباره سکس و تریسام صحبت کرده بودم و تا حدی آمادگی داشت ،،، ساعت ۶ غروب بود که محمد زنگ زد ،،، من و سمیرا ب پیشباز او رفتیم ،،، و سمیرا اولین باری بود که جلو محمد بدون روسری بود ! اوایل آشنایی که با چادر بود و کم کم کم کم شد روسری ،،، محمد تا این صحنه رو دید تعجب کرد! بعد نشستن و صرف چای و نوشیدنی و پذیرایی ،، به محمد گفتم شیره آماده هست پایه ای ؟ گفت جلو همسرت سمیرا خانم زشته ،، گفتم خودت میدونی محمد گفت هرچی صاحبخانه تصمیم بگیره ،،، که سمیرا گقت خودتون صاحبخانه هستید ،،، خلاصه مشغول شدیم،، در حین حال کردن من شروع کردم ب گذاشتن فیلم سوپر در گوشی با صدای معمولی ،،، اولش سمیرا رفت در اتاق و با محمد نگاه می کردیم ،، من سمیرا را صدا زدم و آمد و کنار ما بود ولی مثلا بدش میاد،،، من بلند شدم رفتم در بالکن کاری داشتم کمی طولش دادم ،،، برگشتم دیدم زنم با محمد کنار هم نشستن ،،، اولش حقیقتش بهم و ب غیرتم بر خورد ،،، بعد یک لحظه با خودم گفتم ،،، مگه قرار نبود زنت زیر رفیقت بزاری حالا قیافه چی میگیری؟ سمیرا و محمد کمی فاصله گرفتند ،،، و من رفتم کنار سمیرا نشستم و شروع ب بوسیدن لبش کردم، ، محمد داشت نگاه می کرد ،،، من سینه هاش می مالیدم و می خوردم ،،، که اشاره کردم ب محمد بیا جلو ،،، حالا سمیرا فاز ناز و عشوه در اومده که نکن زشته و،،، بلند شه بره و،،، خلاصه ب زبان آمدم و گقتم ،،، محمد آقا گل ، بهت گفتم قرار ه امشب سکس گروهی بزنیم ،،، محمد یکدفعه گفت آخه با زنت؟؟؟ پ گفتم مگه چشه ؟ بدت میاد ازش پاشو برو، ، سمیرا گفت ، محمد آقا از ما بهترون سراغ داره !! محمد گقت شما خود بهترین هستی من لایق نیستم ،، من گفتم این بچه بازیا و کلمات و حرفا رو کنار بزارید و دست از متلک و نیش بردارید ،،، و مشغول شید ،،، این و ک گفتم انگار ثبت با سند برابر است ! محمد هم دستش برد داخل سینه های سمیرا و شروع ب مالیدن و خوردن کرد ،،، من بلند شدم رفتم سمت اتاق خواب و رفتم تشک انداختم تشک عروسی خودمان !! چون تخت نداشتیم، ،، برگشتم داخل پذیرایی دیدم هردو مث دوتا مرغ عشق دارن همدیگر رو می بوسند ،،، بهشون گفتم اتاق حجله آماده هست عروس و داماد بفرمایید، ،، بلند شدند البته با کمی خجالت دیدم کیر محمد زیر شلوار جین که همیشه می پوشید داره میترکه. گفتم محمد آقا گل داری محمد کوچیکه رو هم از دست میدی نجاتش بده ،،، خندید و گفت دمت گرم ک به فکرم هستی کرد اتاق شدیم و محمد سریع لخت شد و من هم از اتاق خارج شدم سمیرا و محمد دنبال من آمدند بیرون ،، بهشون گفتم :: محمد آقا گل ، چون همسرم اولین بارش هست که میخواد سکس کنه بزار راحت باشه، ،، در رو بستم و اومدم کنار گاز و مشغول دود شدم،،، ۶ یا ۷ دقیقه بعد، دیدم درب اتاق باز شد و زنم کون برهنه رفت سمت توالت، ،،وقتی آمد بیرون ازش پرسیدم ب این زودی تموم شد، ،، گفت نه ،، محمد میگه برو بشورش و،، اینکه کمی هم استرس من بخوابه و آبم زود نیاد،،، وفتی سمیرا وارد اتاق شد محمد هم آمد و رفت توالت و من وارد اتاق شدم سریع لخت شدم کنار زنم خوابیدم و شروع ب بوسیدن لبش و خوردن سينه هاش کردم که محمد در زد و وارد شد،،، کیف کردم از ادب این مرد، ، بهش گفتم چرا ایستادی بخواب دیگه ،،، گفت شما ها راحت باشید ،،،گفتم یعنی چی ،،، این کارها چیه خجالت چیه چند دقیقه پیش لخت در بغل زنم بودی این کارها چیه ،،، بیا مشغول شو،،، محمد هم خوابید کنار زنم و سمیرا حالا وسط دو تا مرد بود،،، و سينه هاش می خوردیم ،، به سمیرا گفتم چ حسی داری وسط دوتا مرد هستی ،، گفت دارم کیف میکنم کنار شوهرم و رفیقش هستم،،، من رفتم وسط پاهای زنم و شروع کردم به خوردن کوسش ک حسابی آب انداخته بود ،،، محمد هم خجالت کنار گذاشت و رو ب من کرد و گفت با اجازه داش سعید ،،، و کیرش گذاشت داخل دهان زنم و نشست روی سینه هاس و داشت دهن زنم میگایید ،،،و سمیرا هی عوق میزد ،،، من سرم بالا گرفتم و گفتم: عزیزم داری چکار میکنی؟ محمد گفت دهن زنت پر شده ،،، دهنش داره گاییده میشه نمیتونه جواب بده،،، من هم گفتم محمد آقا کوس زنم آب انداخته آماده شده آماده گاییدن ه ،،، سمیرا کیر محمد از دهانش در آورد و گفت : محمد آقا جون کوسم کیر میخواد ،،، محمد هم آمد وسط پای زنم و پاهاش گذاشت روی شانه هاش و شروع کرد با کیرش روی چوچوله کوسش زدن حالا نرن و کی بزن ،،، که چوچوله کوسش پف کرده بود ،،، حالا هی سمیرا التماس می کرد می گفت کیرت بکن تو کوسم زودباش دارم آتیش میگیرم ،،، با کیرت آتیش کوسم خاموش کن ،،، و محمد هم کیرش یواش یواش یواش وارد کوسش کرد چون کیر محمد از نظر اندازه فقط ۱۶ سانت بود ولی کله کیرش بسیار بسیار کلفت و واقعا تقریبا اندازه نصف مشت دستش میشد !!! و سمیرا اول ک کیر محمد دید گقته بود من نمیتونم این کیر در خود جا دهم پاره میشم ،،، ولی حالا ،،، داره مث یک تشنه داغون التماس این کیر کلفت میکنه ،،، محمد کله کیرش جا کزد و داد و جیغ سمیرا باند شد محمد همانطور کیرش تو کوسش نگه داشت و آروم ب سمیرا گفت چطوره سمیرا گفت اوووووممممم جرررر خوردم فعلا نگه دار بعد محمد کم کم کل کیرش در کوس زنم جا کرد و یواشی زیر گوش سمیرا گفت تلمبه بزنم سمیرا گفت بزن ولی آروم بزار خوب کوسم جا باز کنه کله کیرت جررررم داد، ، خندیدم و گفتم سمیرا جان عروسی ات مبارک ه ،،، سمیرا دستش گذاشت رو صورتش و خجالت کشید و گفت سعید جان ببخشید حواسم ب تو نبود اینقدر،،، گفتم آره دیگه نو ک اومد ب بازار، ،، که محمد شروع ب تلمبه زدن کرد و گفت سعید جان بزار زنت راحت باشه دیگه، ،، بزاز کیرش بخوره، ،، همانطور که تلمبه میزد یکدفعه سمیرا گفت محکم بزن محکم بزن ،،، محمد هم شدید کیرش می کرد تو کوس زنم و تخماهش میخورد ب سولاخ کونش که چشمهای سمیرا رفت و فقط سفیدی اش ماند و آبش پاشید، ،، زنم بوسیدم و گفتم ارضا شدی ؟ آبت اومد ،،، سمیرا با ناله گفت اوووووممممم ،،، بعد گردن محمد ب سمت خودش آورد و شروع ب بوسیدن او کرد ،، گفتم بچه ها بیا مدل عوض کنیم ،،، بیا مدل داگی بکن کوس و کون زنم براش باز کردم و گفتم محمد آقا گل بفرما این هم کوس زنم بگا ،،، بعد چپوند تو کوسش و شروع ب تلمبه زدن کرد که باز آب سمیرا آمد، ،، و خوابید رو تشک و محمد هم آمد روش و روی کون زنم داشت کوسش می کرد ،،، گفتم اووووففف سمیرا عجب صحنه قشنگی ه گفت چی ؟ گفتم یک مرد غریبه داره جلو چشم خودم رو کون زنم خوابیده و زنم زیرش و داره کوس زنم میگاد ،،، محمد هم گفت سعید جون ، دارم کوس زنت میگام ایشالا نوبت کونش هم میرسه سمیرا گفت عمرا ب شوهرم کون ندادم ب کیر کلفت تو بدم گفتم بچه ها بریم کنار مبل ،، بعد سمیرا قمبل کرد و محمد گفت سمیرا شوهرت واقعا کارگردان فیلم پورن ه ،،، گفتم ب این میگن قمبل مبلی! بعد محمد رفت نشست رو مبل و زنم از سمت کون یعنی پشت نشست رو کیرش و من از جلو گاییده شدن کوس زنم میدیدم و کیف می کردم ،،، مدل های مختلف تا خود صبح زنم گایید و فقط یک بار زنم آمد در بغل من و من زیرش بودم و پاهاش باز کرد و محمد کوس زنم روی خورم گایید و زنم هی ناله می کرد و می گفت سعید سعید سعید دارم گاییده شم در بغل شوهرم دارم گاییده میشم،،، چند وقت بعدش ما را ب ویلا خودش دعوت کرد ،، و از من خواست اگه ممکن یک شب تنها باشند و شب شب دوم من رفتم سوئیت براس خودم اجاره کردم وسمیرا گفت طی اون ۲۴ ساعت کلا لخت لخت کنارش بودم یا در حمام یا در تخت خواب یا آشپزخانه، ،،، و یک بار چنان کونم گذاشت خشک خشک که جیِغ م دنیا رو برداشت و وقتی از سوئیت برگشتم محمد گفت چنان زنت گاییییبدم ک حالا حالا ها حواس کیر نکنه ولی شب ک شد سمیرا مرا بوسید و گفت سعید جان من رفتم گفتم کجا گفت اتاق بغلی پیش بزارم قراره تا خود صبح کوس و کونم پاره کنه ،،، ۵ دقیقه بعدش صدای شالاپ شولوپ گاییده شدنش میآمد و طی ۴ روز زنم حسابی گایید نوش جون هردوشون نوشته: سعید بی غیرت لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده