رفتن به مطلب

داستان سکس با دو نفر


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده


آینار و سکس با دونفر
 

سلام من آینار هستم 19 سالمه اندام متوسطی دارم سینه هام 80 و بدنم سفیده و به شدت حشری هستم…
خلاصه این داستان کاملا واقعی هست و من فقط اسم مستعار میزارم.و سعی میکنم داستان رو کوتاه تر کنم اذییت نشید از خوندنش

من 2 ساله با یه پسری به اسم نیما تو رابطه هستم 21 سالشه و ورش کاره و بدنشم واقعا سکسی بود سیک پک رگ ینی چیزی بود که عاشقش بودم و تقریبا از اول رابطمون هفته ای یکی دوبار سکس داریم اولاش لا پایی داشتیم بعدا از کون میکرد یه مدت از عقب رابطه داشتیم کیرش خیلی کلفت بود و رگ هاش گنده از کیرش میزد بیرون
من میرفتم خونشون رو تخت یا تو حموم یا تو ماشنین اخرم ابشو میریخت تو کونم
نیما زیاد اهل کص خوردن نبود ولی من هرازگاهی واسش ساک میزدم کیرشو خیس میکردم روغن میزد به کونم میکرد توی کونم من اولین سکسم باهاش بود
یه روز رو تخت تو اتاقش بودم طاق باز خابیده بودم کیرشو کرد تو کصم دنیا تو سرم چرخید کسم انگار منقبض شده بود کیرشو که در اورد روی کیرش یکم خون بود زود دستمال اول کصمو پاک کردم منم حق حق گریه میکردم اونم هی ارومم میکرد که گریه نکنم الان مال خودم شدی و فلان دیگه سکسمون رو ادامه ندادیم دفعه های بعد دیگه راحت از کص بهش میدادم خیلی حال میداد ولی نمیتونستم ارضام کنه قبل سکس داغم نمیکرد یکم با دستش ور میرفت بعد کیرشو میزاشت دم کصم میداد تو چیزی که من از سکس میخواستم این بود که مدام توی سکس ازم تعریف کنه من وقتی زیرش بودم مدام اسمشو صدا میزدم نیما ولی اون بعد 5 بار صدا زدن یدونه هوم میگفت منم زیاد بهم خوش نمیگذشت. همه جور پوزیشن هارو میرفتیم.کصمو میکرد ابشو میریخت رو بدنم منم خیلی دوس داشتم کصمو بخوره ولی هر موقه درموردش حرف میزدم میگفت دوس ندارم و فلان منم دیگه واسش ساک نمیزدم. خودش ارضا میشد
این شد من یه خورده ازش سرد شدم…
وارد یه گپ چت شدم و با پسری به اسم آرمان اشنا شدم 20 سالش بود و قد بلند ورزشکار. اندامش به نیما نمیرسید ولی خب… یه مدت باهم چت کردیم بعد اولین قرارمون بود متوجه شدم این خیلی خودشو بهم میماله متوجه شدم خیلی حشریه گفتم اخ که چی بشه یه حال حسابی بهم بده
من هم با نیما هم با آرمان توی رابطه بودم سکسم با نیما ثابت بود ولی دلم میخواست یه حال حسابی هم بکنم
من رابطم با ارمان به 3 ماه اینا رسید من الکی به ارمان گفته بودم رابطه قبلا سکس داشتم و الان پرده ندارم و فلان اونم جراینو گفت که منم قبلا سکس داشتم و فلان دیگی خیلی باهم راحت بودیم
ارمان خیلی ازم تعریف میکرد میگفت ممه هات خیلی سکسین از رو لباس کیرمو راست میکنه بهم پیشنهاد داد بیا کصتو بخورم منم از خدام بود اولش یه خورده ناز کردم بعدش قبول کردم
رفتم نشستم عقب ماشینش یکم لبامو خورد سینه هامو خورد بعد از رو شلوار با کصم ور میرفت دم گوشم میگفتم اخ خوشگله کصتو بخورم سکسی من منم داغ و داغتر میشدم دکمه شلوارمو باز کرد درش اورد با انگشتت کشید لای کصم گفت اخ جون چه خیسی کرده شیطون من اوف از سر زانو هام بوسید بعد اروم اروم رفت طرف کصم رون پامو نوازش کرد بوسید بعد زبونشو کشید لای کسم نالم رفت رو هوا گفت اخ جونم یه جوری برات بخورم که از حال بری خوشگله
یه جوری با وله میخورد کم بود از حال برم خیلی حال میداد دستمو کرده بودم تو موهاش فشارش میدادم به سمت خودم با زبونش ضربه ای میزد به سوراخ کسم خیلی ماهرانه میخورد پشت سر هم میلرزیدم هی قربون صدقم میرفت میگفت قربون کص خوشگل بشم من سکسی من. نیم ساعت به همین روال واسم میخورد اصلا یه ثانیه هم مکث نکرد و خسته نشد هی میگفتم خسته شدی بسه دیگه عزیزم
میگفت از کصت مگه خسته میشم خوشگله
انگشت فاکشو کرد توی کصم منم از ته دلم آه بلد فریاد زدم گفت جان چه کص داغی قربونت برم با انگشتت عقب جلو میکرد و از این ورم میخورد اخ عشقم چقد خیس کردی کص خوشگله داشتم از کیف از حال میرفتم
بعد پاشد گفت میشه کیرمو بمالم به کصت منم تو چشاش نگا کردم گفتم یکم بعد من لنگامو دادم بالا اونم شلوارشو کشید پایین یه کیر دراز افتاد بیرون اخ که چقد دلم میخواست بکنم تو کصم ولی جلوی خودم رو گرفتم کیرشو ضربه ای میزد رو کصم منم اه و ناله میکردم اونم هی قربون صدقه میرفت جانم عشقم قربون کص خوشگلت برم یکم کیرشو کشید لای پام یکمم سر کیرشو میزد رو سوراخ کصم یه کوچولو فشار میداد میکشید عقب باز دوباره هی اینجوری کرد اخر سر ابش اومد ریخت روی شکمم از لبم بوسید گفت مرسی خوشگلم ولی هنوز سیر نشدم ازت ایشالا دفعه بعد
تو چت هی از کصم تعریف میکرد قربون صدقم میرفت
بعد اون زیاد واسم خورد هر بارم بیشتر از قبل حال میکردم
یه روز با نیما میرفتم سکس یه روز با ارمان میرفتم میخورد واسم البته منم کیر ارمانو میخوردم ولی اون میگفت بزار من بیشتر برات بخورم
تو این مدت هم با ارمان بحث سکس داشتیم که توی یه فرصت خوب سکس کنیم منم تایم بالا دوس داشتم
یه روز ارمان بهم گفتم خانوادم میرن شهرستان بیا خونمون سکس منم با سر قبول کردم
عصر 5 اینا میشد رفتم خودشون ابفونو زد از پله ها رفتم بالا
دیدم اومد پیشوازم همونجام وسط پله لب گرفت ازم گفت خوش اومدی خوشگل من گرفت بغلش برد اتاق
گذاشت رو تخت هل داد دراز کشیدم اومد روم ازم لب گرفتیم اروم دستشو میکشید روی سینم کصم منم نفسم داغ تر میشد اروم دم گوشم میگفت کصتو جر میدم کص خوشگله دکمه لباس باز کرد سینمو گرفت دهنش خورد اروم اروم لباسمو از تنم در اورد از شکمم بوسید رفت طرف کصم شلوارمو کشید پایین گفت اوف کص خوشگلتم که خیس شده شیطون من لنگامو گرفت بالا زبونشو کشید لای کصم انگشتشو میکرد توی کصم جلو عقب میکرد منم حشتری تر میشدم بعد پاشد گفت شیطونت بلند شده نمیخوریش از جام بلند شدم گفتم اوف میخورمش شلوارشو کشیدم پایین کیر درازش پرید بیرون کیرشو کردم تو دهنم از پایین با دستم با تخماش ور میرفتم صدای اه و ناله مردونش بیشتر حشریم میکرد وسط اه و نالش قربون صدقمم میرفت حسابی واسش خوردم گفت حالا دیگه خیسش کردی منم و کص خوشگلت
دراز کشیدم پامو دادم بالا اومد روم کیرشو رو کصم تنظیم کرد گفت اخ که چقد ذوق این لحظه رو داشتم اروم اروم کرد توی کصم منم آه آه میکردم ارمان گفت اوف کصت چقد تنگ و داغه شیطون نمیشه ازش گذشت
اروم اروم دیگه کصم جا باز کرد ارمان هم کم کم داشت توی کصم تلنبه میزد با هر تلنبش بیشتر داغ میشدم اروام رو زانو وایساده بود یه دست دور کمرم یه دستم روی سینم داشت به کصم نگا میکرد گفت کصت با کیر من خوشگل تره کیرشو در اورد دراز کشد گفت بیا روم خوشگله منم رفتم نشستم رو کیرش بالا پایین میکرد میزدم روی لپاب کونم قربون صدقم میرفت لب میرفیتم از هم خیلی حال خوبی بود بهترین سکس عمرم بود
بعد از رو کیرش بلند شدم داگی وایسادم گفتم بیا گفت اخ شیطون داگی میخوای.چشمممم ولی اول بزار بخورم همون جور که داگی بود اومد سرشو گرفت لای پام از کونم گرفت لیس زد خورد منم داشتم میلرزیدم بعدش
اومد دستشو گذاشتم رو کونم کرد تو کصم اه و ناله میکردم میزد رو کونم چه کیفی میداد دستشو حلقه کرده دور دور کمرم تلنبه میزد تو کصم قربون کون سفیدت بشم قربون کص داغت بشم شیطون من
بعد من از حالت داگی در اومدم پامو جمع کردم دراز کشیدم ارمان کفت اوف شیطون منی تو سکسی من
توی کصم داغ داغ بود از شهوت میمردم هنوز که توش تلنبه میزد لرزیدم گفت اخ ارضا شدی شیطون من قربون شهوتت بشم من خوشگلمه خودشم یکم بعد ارضا شد ابشو ریخت رو کمرم داغی شو حس میکردم عین اب جوشیده بود داغ داغ
هردوم تو این سکس حال کردیم بهترین سکسم بود

من الان با دوتاشون سکس دارم و هیچ کدوم خبر ندان از همدیگه
من تقریبا هفته ای 5.4 بار سکس دارم.عاشق سکسم نمیتونم یه روز بدون سکس بمونم

امیدوارم از داستانم خوشتون بیاد
اگر هم طولانی بود و غلط املایی داشتم ببخشید
بوس بوس

نوشته: اینار

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18