رفتن به مطلب

داستان گی سرویس ویژه


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده


هتل با سرویس ویژه
 

این داستان گی هستش . خوشتون نمی آد، نخونید
توی رستوران هتل از استرس و هیجان نمی تونستم غذا بخورم. هیچوقت فکر نمی کردم سفر اجباری به مشهد اونم با خونواده تبدیل بشه به یه سفری که قرار سکس جور شده بود. بعد از ناهار توی اتاق، برادر بزرگم سرش توی گوشی بود و باقی خوابیده بودن. منتظر احمد بودم که پیام بده. احمد یه مرد حدود 40 بود که توی هتل کار می کرد و انبار و پارکینگ دستش بود. باهاش توی پارکینگ هتل آشنا شدم. خیلی خوشرو بود و شوخ و راستش منم کمی شیطنت کردم و یه کم دستمالی کرد و شماره ردوبدل کردیم. مکان نداشت و دیروز هرچی تلاش کردم که تنها بمونم هتل و همه برن نشد.
من اسمم ماکان ه و 20 سالمه و دانشجو ام. از نظر تجربه راستش دبیرستان در حد سافت و اینا بود ولی شروع دانشگاه و کمی آزادی و راحتی برای قرار و اینا، رابطه ام رو با یه پسره که 27/8 سالش بود شروع شد. پارتنر شده بودیم و خونه مجردی داشت و هر وقت که من یا اون سکس می خواست ، حال می کردیم. بعد از امتحانا با خانواده اومدیم مشهد و هتل با محل کار بابام قرارداد داشت و جا می داد بهمون. اعصابم خورد بود و به خاطر امتحانا سکس نداشتم و بعدش هم اومده بودیم مشهد و حسابی حشر بودم.
احمد قیافه مردونه داشت و هیکل و قد بلندی داشت. از من که قد متوسط 175 داشتم و بدن تپلی داشتم خیلی بلندتر بود. برای هم که عکس فرستادیم. خیلی از بدنم خوشش اومده بود. خب من پوست روشن داشتم و بدنم رو همیشه شیو نگه می داشتم ولی خب برای مسافرت خیلی صاف و صیقلی نبود ولی خب شیو حساب می شدم، فقط دیشب توی حموم با ژیلت کونم رو تمیز کردم.
احمد پیام داد که آماده شو بیا، جواب دادم 2 پایین ام، رفتم سرویس و خودم رو خالی کردم، به داداشم گفتم من می رم بازار دور بزنم. سر تکون داد و زدم بیرون. از راه پله ها رفتم پایین تا همکف و کمی نگاه کردم و رفتم توی پارکینگ اول و بهش زنگ زدم، خوب آنتن نمی داد، گفت بیا منفی 2، راه پله رو یه طبقه دیگه رفتم پایین. پارکینگ منفی دو تاریک تر بود و سر چرخوندم دیدم ته پارکینگ دست بلند کرد و اشاره کرد که از بغل برم. تا انتها رفتم و احمد یه کم دورواطراف رو نگاه کرد و در فلزی رو که قفل داشت رو باز کرد و رفتم تو… انبار بود، آب معدنی و کارتن و این چیزا. برق روشن کرد. در رو از داخل بست و اومد سمتم.
بغلم کرد و شروع کرد به لب گرفتن. دستاش روی کونم بود و آروم توی گوشم گفت: اوووف با این کون گنده ات امروز کلی کار دارم. دست انداخت و تیشرتم رو درآورد و خودش هم پیرهن اش رو درآورد و بعد عرقگیرش رو و انداخت روی کارتن ها و بعد کمربندش رو باز کرد و شلوارش رو کشید پایین و با شورت جلوم ایستاد، بهم اشاره کرد که بشینم، یه تیکه کارتن داد و گذاشتم زیر زانوهام و جلوش زانو زدم و شورتش رو کشیدم پایین، کیرش نیمه شق بود و راستش خیلی بهتر از عکسی بود که دیشب فرستاده بود برام. توی دستم گرفتم و کمی مالیدم و بعد سفت گرفتم و با زبون روی کلاهکش رو زبون زدم و بعد دورش زبون چرخوندم و پچ پچ کنان گفت : آفرین پسر خوب . کارت رو بلدیا کونی …
کیرش رو کامل توی دهنم کردم و دستم رو ول کردم و زبونم رو زیر کیرش نگه داشتم و آروم آروم زبونم رو زیر کیرش تکون می دادم. کیرش رو توی دهنم کامل داخل کردم و با زبونم کیرش رو زبون می زدم و بعد کیرش رو بیرون کشیدم و با دستم گرفتم و شروع کردم به عقب و جلو کردن سرم روی کیرش. خیلی طول نکشید که کیرش شق شده و توی دستم که گرفته بودم حال می داد.
با ولع و لذت کیرش رو ساک می زدم و حجم کیرش که شق تر می شد و به سختی توی دهنم جا می شد توی دهنم، حشری ترم می کرد. دستش رو برد پشت سرم و توی موهام و کم کم شروع کرد به عقب و جلو کردن و منم دستم رو از روی کیرش رها کردم و دهنم رو بازتر کردم و احمد هم آروم آروم توی دهنم عقب و جلو می کرد. سعی می کردم وقتی کیرش داخل می شد نفس بگیرم که عق نزنم. از پایین نگاهش می کردم و داشت با لذت و شهوت توی صورتم نگاه می کرد و کیرش رو توی دهنم عقب و جلو می کرد.
دستش رو پشت سرم فشار داد و کیرش رو تا ته برد داخل و سر کیرش ته حلقم رسید و سرم رو روی کیرش نگه داشت و خیلی طول نکشید و دستم رو بردم روی پاهاش و هل دادم ولی سرم رو نگه داشت، کیرش رو توی حلقم نگه داشت و ول که کرد کیرش درومد از توی دهنم و چند بار عق زدم و نفس گرفتم و گفت : هیسسس … بی خیال شد و خودم کیرش رو کردم توی دهنم و یه کم ساک زدم و دستام رو روی پاهاش نگه داشتم و روی کیرش عقب و جلو کردم و ادامه ساک زدن. دستاش رو پشت سرش قلاب کرد و با یه حالت فاتحانه منو تماشا می کرد که جلوش زانو زدم و داشتم کیرش رو با تمام لذت و شهوت ساک می زدم. کیرش شق شق شده بود و قرمز قرمز شده بود.
خودش رو عقب کشید و کیرش رو درآورد و بلندم کرد. آروم گفت : خودت رو خالی کردی دیگه ؟ گفتم : اوهوم … آروم به سمت بسته های آب معدنی که روی هم چیده شد بردم و از پشت شروع کرد شلوارم رو باز کردن و با شورتم کشید پایین. دستش رو روی کمرم گذاشت و دولام کرد روی آب معدنی ها. پاهام رو از هم باز کرد و قشنگ نمی تونستم تکون بخورم. انگار پاهام بسته شده بود توی اون حالت که شلوار و شورتم پای پام بود. نشست و یه کم با کونم بازی کرد و لپای کونم رو توی دستاش می مالید و می چلوند. پچ پچ کنان می گفت : اوووفف . پسر عجب کونی داری … از عکسش بهتره … لای کونم رو باز کرد و تف انداخت روی سوراخم و با دستش می مالید لای کونم و روی سوراخم رو بعد آروم با زبونش چند بار روی سوراخم کشید و تف مالی می کرد و خیس می کرد. با انگشت بازم می کرد و زبون می زد. برای منی که اولین بار بود سوراخم رو کسی اینجوری بازی می کرد باهاش دیونه کننده بود. گرمی زبونش و نرمی و خیسی اش از یه طرف و نفس اش که به کونم می خورد دیونه ام می کرد.
انگشتش رو داخل کرد و بازی می داد و همزمان با زبون خیس می کرد و زبون می زد. حسابی با سوراخم بازی می کرد و انگشتش رو تکون می داد، می چرخوند و حتی پایین می کشید. بلند شد و سرم رو برگردوندم و دیدم شلوارش رو کمی بالا کشید و از جیبش یه دونه کاندومی که انگار آورده بود رو درآورد و باز کرد و روی کیرش کشید و تف مالی کرد و نزدیک اومد و یه کم با شستش سوراخم رو انگشت کرد و بعد گفت : باز کن … با دستام لپای کونم رو از هم باز کردم و نگه داشتم. سر کیرش رو روی سوراخم نگه داشت و یه کم مالید روی سوراخم و بعد آروم گفت : صدات درنیاد … یه فشار داد سر کیرش از تنگی حلقه سوراخم داخل شد، یه درد خفیف و فشار کمی داشت، می دونستم یه کم فشار بده درد و فشار اصلی شروع می شه. سر کلاهکش فقط داخل شد.
خم شد روم و انگار می دونست قراره چه بلایی سرم بیاره، با یه دستش رو روی دهنم گرفت و با دست دیگه اش یه دستم رو گرفت و روی کمرم گرفت و منم دستم رو ول کردم و روی آب معدنی ها گرفتم و احمد یه تکون داد و به سمت بالا خودش رو فشار داد و انگار نمی خواست دفعه دومی باشه و فشار وحشتناکی داد و کیرش تا نصفه شاید داخل شد. درد و فشار وحشتناکی توم سوراخم تا زیر دلم پیچید و حس می کردم دارم پاره می شم. با بدنش نگه ام داشته بود و با دستش دست و کمرم رو به سمت جلو فشار می داد و با دست دیگه اش دهنم رو محکم گرفته بود و سرم رو به سمت خودش می کشید.
ناله ام خفه می شد. آروم گفت : تکون نخور … الان جا باز می کنه … اون لحظه آدم فکر می کنه عجب غلطی کرده ولی همیشه بعد از سکس به اون لحظه و فشار و دردش که فکر می کنی دوست داری دوباره تجربه کنی . حس اینکه دیگه نمی تونستم حتی تکون بخورم و کیرش مثل یه سنگ توی سوراخم داشت جرم می داد شهوتی ام می کرد. آروم که شدم کمی نگه داشت و دستش رو از روی دهنم برداشت و بعد کمی صاف شد و کیرش رو کمی بیرون کشید و آب دهنش رو بین کیرش و سوراخم رها کرد و بعد دستاش رو روی شونه هام گرفت و خم شد و کیرش رو آروم داخل کرد. حالا دیگه کیرش تا ته داخل شد . هنوز درد داشتم و یه ناله خفیف کردم. گفت : هیس پسر … من رو روی آب معدنی ها خم کرد و نگه داشت که تکون نخورم. یه کم دیگه توی اون حالت نگه ام داشت و بعد کیرش رو آروم یه کم بیرون کشید و داخل کرد. همینجوری آروم آروم عقب و جلو می کرد و من سعی می کردم تحمل کنم.
سوراخم داشت عادت می کرد و باز می شد. راستش کیرش از ظرفیت من بالاتر بود و از کیر پارتنر و یه نفر دیگه که منو کرده بود کلفت تر و حتی می تونم بگم درازتر بود. دیگه سوراخم باز شده بود و احمد داشت کیرش رو توم تلمبه می کرد. من رو دولا نگه ام داشته بود و داشت تلمبه می کرد. دستش رو پشت گردنم گرفته بود و نگه ام داشته بود و می کرد. پاهام رو بیشتر نمی تونستم باز کنم توی اون وضعیت و بدنم رو کامل نگه داشته بود. کیرش رو تا جایی که می تونست بیرون می کشید و تا ته بدون توقف فرو می کرد. خیلی آروم آروم تلمبه می زد. پر و خالی شدن سوراخم توسط اون حجم کیر دیونه کننده بود. به خصوص وقتی که کیرش رو می خواست فرو کنه. ورود کیر و اون لذت اش دیونه ام می کرد و از شهوت ناله می کردم که هی گردنم رو فشار می داد یا می زد به کونم که هیسسس…
آروم آروم و عمیق تلمبه زدنش واقعا حشری ام کرده بود، کیرم رو که کمی شق شده بود با تکون های تلمبه هاش می خورد بین پاهام و باکس های آب … قشنگ کارش رو بلد بود و خیلی ریلکس کیرش رو توم بازی می داد و تلمبه می کرد. دستش روی کونم و پهلوهام و پشتم می کشید و فقط صدای خوردن بدنش به بدنم و صدای نفس نفس زدنش توی گوشم بود.
دستش رو انداخت دور گردن و سینه ام و بلندم کرد و در حالی که کیرش نصفه بیشتر داخلم بود. کمی عقب کشید و دستش رو جلوی گردنم گرفت و سرپا نگه ام داشت و دست دیگه اش رو دور کمر و شکم ام حلقه کرد و بعد شروع کرد به تلمیه کردن. راستش عاشق این پوزیشن هستم که طرف منو سرپا بکنه. همیشه سکس هام توی خونه و تخت بود و هیچوقت توی فضای خاص این مدلی نبود. حس می کردم سوراخم توی اون حالت سرپا جمع تر و تنگ تر می شه، چون کیرش انگار کلفت تر شده بود، من رو کامل به خودش چسبونده بود و بدن پشمالوش به بدن صاف و بی موی من می خورد و حس خوبی بهم می داد. حالا دیگه تلمبه هاش عمیق نبود، تندتر شده بود تندتند تلمبه می زد. کامل در اختیارش بودم، حرکتی نمی تونستم بکنم و کمی که شهوتی می شدم یا کیرش رو تا ته می کرد، ناله که می کردم دهنم رو نگه می داشت و به جای آروم کردن محکمتر تلمبه می زد.
صدای یه ماشین اومد که از رمپ پارکینگ پایین اومد، ایستاد و صدای آدمها، احمد کیرش همونجوری توم بود و متوقف شد و آروم گفت هیس … آدما که یه خانواده بودن، با حرف زدن رفتن سمت آسانسور، صداشون که قطع شد، احمد با دلخوری یه ای بابا گفت و شروع کرد به تلمبه زدن، سرو سینه ام رو بیشتر به سمت خودش کشید و شروع کرد به لب گرفتن و مالیدن سینه هام، سینه هام مثل کولوچه نرم زیر دستای مردونه اش له می شد و می چلوندشون و با ولع لب هام رو می خورد و زبونش رو توی دهنم می چرخوند. چشمام رو بسته بودم و داشتم از در اختیار بودن برای احمد لذت می بردم. بدنم توی دستاش بود و تلمبه هاش توی کونم غوغا می کرد. سوراخم داغ داغ شده بود و تحمل تلمبه هاش سخت تر می شد، گاهی انگار بخواد من رو روی کیرش بلند کنه، کیرش رو به سمت بالا تلمبه می کرد و تا ته می کرد وفشار می داد و بدنم رو که توی بغلش بود رو به سمت بالا کمی بلند می کرد.
تلمبه هاش وحشی شده بود و من فقط دستش که دورم حلقه شده بود رو گرفته بودم و سعی می کردم تلمبه هاش رو تحمل کنم و ناله هام توی لب گرفتنش خفه می شد. توی همون حالت من رو چرخوند به سمت دیگه، روبروی دیواری که خالی بود، همونجوری که کیرش داخلم بود، چند قدم به سمت دیوار برداشت و قدم قدم به سمت دیوار رفتیم و چسبوندم به دیوار و حالا بین بدن احمد و دیوار بودم و با دستام دیوار رو گرفته بودم وصورتم و بدنم کامل چسبیده بود به سنگ های مرمر سرد دیوار، خیلی تند و وحشی شروع کرد به گاییدن کونم. زیر کیرش داشتم جر می خوردم . سوراخم از عقب و جلو رفتن های تند تند کیرش داخل سوراخم داغ داغ شده بود و حس می کردم پاهام داره بی حس می شه. گرمای بدن پشمالو احمد روی کمر و کون و پاهام از پشت و سردی سنگ های دیوار از جلو، فضای عیجبی ایجاد کرده بود. حالا توی اون وضعیت کمی می تونستم ناله کنم.
کیرش رو گاهی می کوبید و قشنگ تا ته داخل می شد و بدنم بین بدنش و دیوار له می شد و کیرش که تا ته می رفت یه فشار می داد و به سمت بالا هل داده میشدم و رها می کرد و دوباره چند تا تلمبه شدید و سریع، حسابی در حال گاییده شدن بودم، دیگه هر دو اینقدر حشری بودیم که توجهی به صدا و آه و ناله نداشتیم. یه دفعه دستهام رو به سمت بالا گرفت ومچ دست هام رو توی دستهاش محکم گرفت و به سمت بالای می کشید و حس عجیبی بود، اون پوزیشن راستش حشری ترم می کرد. بدنم از دیوار فاصله گرفته بود و انگار آویزون بودم و داشت محکم و بی رحم و خشن توم تلمبه می زد و تلاش می کرد با تمام انرژی و توان کونم رو بگاد … دستهام کشیده می شد و برخورد بدنش با بدنم و کیرش که حالا خیلی تا ته نمی رفت ولی هنوز تحمل تلمبه هاش داشت سخت تر می شد. دیگه اینقدر تندتند تلمبه می زد که معلوم بود حشری شده و به سختی حرکاتش رو کنترل می کرد، دستام رو رها کرد و دستش رو روی گردنم فشار داد و چسبوندم به دیوار و صدای نفس های عمیق اش که داشت ارضا می شد توی گوشم بود، بدنش تکون تکون می خورد و داشت ارضا می شد.
بی حرکت و درحالی که کیرش داخلم بود، ارضا شد و بی حرکت بود، یه کم توی اون حالت متوقف شد و بعد سرش رو نزدیکم آورد و یه کم لب گرفت و توی گوشم گفت : حیف که جا خوب نبود. بعد کیرش رو کشید بیرون و لپ کونم رو توی دستش گرفت و فشار داد و ادامه داد، این کون رو باید دو سه راند گایید … برگشتم دیدم کاندوم رو از کیرش کشیده و داره گره می کنه. اشاره کرد به قفسه های اونطرف که یه بسته دستمال توالت نیمه باز بود و یکی بهش دادم. خودش رو تمیز کرد و منم خودم رو تمیز کردم و شلوارو شورتم رو کشیدم بالا و تیشرتم رو پوشیدم. اونم لباس پوشید .
کم حرف و آروم شده بود، من هنوز ارضا نشده بودم ولی خب گاییده شدن حسابی بهم حال داد. آروم در رو باز کرد و کمی اطراف رو نگاه کرد و آروم صدا کرد ماکان بیا … رفتم بیرون و گفت از آسانسور برو … رفتم سمت آسانسور و رفتم بالا. گوشی ام آنتن نمی داده و کلی زنگ زدن و اس ام اس هاش می اومد. توی آینه به صورت خودم نگاه می کردم. موهام بهم ریخته بود و لپام قرمز شده بود. برگشتم دیدم همه آماده شدن برن بیرون و منم که حاضر بودم و همراهشون رفتم.
دم در هتل احمد رو دیدم که دم در پارکینگ ایستاده و داره سیگار می کشه. نگاهم کرد و یه لبخند زد و رد شدیم.
دیگه نشد و جور نشد که سکس کنیم ولی خب سفر اجباری برام خاطره انگیز شد.

نوشته: Ornetpub

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18