رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی زیرخواب شدن زنم


dozens

ارسال‌های توصیه شده


همسرم زیر خواب دوستمون شد
 

سلام به دوستان مجازی و اهل تریسام .
نویسنده ماهر یا رمان نویس نیستم ، فقط دوست دارم اتفاق و اتفاقاتی که برام افتاده را تعریف کنم اگر غلط نوشتم یا مشکلی دارد شما به بزرگی خودتون ببخشید امیدوارم مورد پسند واقع بشه .
قبلا بگم اسامی کلا جایگزین شده ،،، ولی کل ماجرا حقیقتا رخ داده و واقعی هست ، باورش با خودتان .
اسم من عرشیا و همسرم لعیا ، تیر ۷۹ ازدواج کردیم .اندام متوسط با کیر ۱۶ سانتی بودم لعیا اندام خوبی داشت سینه های ۸۰ کون خوش فرم لب عالی بدن توپر کوس فوق العاده تنگ ارتجاعی و کون پلمپ . حدود دو۲ سال از عروسی ما گذشته بود که سکس هامون دیگر اون جذابیت نداشت، کم کم از نفر سوم حرف میزدم و انگشتم هنگام سکس داخل کون لعیا می چرخوندم ولی هر کاری می کردم نمیزاشت از کون بکنم ولی عالی ساک میزد میگفت از فیلم های سوپر یاد گرفتم و خیلی حالت گاوچران دوست داشت من هم برای جلوگیری همیشه آبم روی شکمش میریختم، و اکثر سکس هامون بالای ۵۰ دقیقه بود و لعیا بسیار دور انزال بود اوایل نمیزاشت انگشت تو کوسش بکنم ولی کم کم اجازه می‌داد، ،، ولی همش میگفت کیر برای کوس هست ن انگشت، ولی حس بساوایی لامسه بسیار مهم بخصوص لب و زبان و کوس لیسی و انگشت و،،،
ولی متأسفانه بعدها متوجه شدیم بچه دار نمیشیم،،،
که ناتوانی از لعیا بود و من دیگه آبم در کوسش میریختم، ،
یک شب هنگام سکس خشن که لعیا گاهی دوست داشت بهش پیشنهاد سکس با نفر سوم دادم، ،، کمی با تعجب نگاه کرد ولی یهوه وحشی شد و همراهی کرد ،،، همانطور که پاهاش روی شانه من و کیرم تا خایه تو کوسش بود و شدید تلمبه میزدم ازش پرسیدم چطوری خوشت اومد؟ با ناله گفت این همه سوپر دیدیم و این داستان‌ها ی تریسام خواندیم خوشم اومده دیگه تازه کو تا واقعیت ،،، آه آه کاش الان یک کیر دیگه بود دهنم میگایید و همان لحظه هردومون با هم آبمون آمد و خیلی خیلی حال داد .
صبح که بلند شدیم با هم رفتیم زیر دوش و داشتیم همدیگر میشستیم که لعیا زانو زد و شروع کرد ب ساک زدن گفتم بریم روتخت بهتره خشک کردیم و آمدیم رو تخت و 69 شدیم انقدر براش کوس و کونش لیس زدم که شدید ارضا شد و آبش ریخت رو صورتم و دهانم بعد از سمت کمر آمد روی کیرم نشست و هم سولاخ کونش میدیدم هم دهانه کوسش ک هی باز وبسته میشد و کونش اسپک میزدم بعد نیم ساعت که ۷ مدل سامورایی گاییدمش آبم آمد، ، رفتیم تو بغل هم بوسیدمش وازش تشکر کروم و گفتم لعیا جان اگه نفر سوم بیاریم موافقت میکنی لعیا گفت تو غیرتت میپذبره زنت زیر کسی دیگر بخوابه و کیر بخوره ؟ گفتم بحث غیرت نیست بحث لذت مث تمام فیلم های کاکولد واقعی ایرانی و خارجی ! لعیا مکث کرد و گفت فرض قبول کنم ب کی اطمینان کنیم ،،،؟
گفتم به دوستم آقا محمد .
با تعجب گفت چرا اون؟ گفتم اول اهل اهواز و حتما کیرش گندس دوم بارها دیدم چشمش خیره ب کون تو هست
لعیا گفت روم نمیشه ،،، گفتم اون با من ،،،
محمد دوست قدیمی ما بوده و متاهل و در شهرستان کار میکنه با او تماس گرفتم و دعوتش کردم ب خانه ما و بهش گفتم تنها بیاد پرسید زید آوردی؟ گفتم آره چ زیدی ؟
پنجشنبه شب ساعت ۷ غروب پاییزی مهر ماه بود که آمد خانه ما
لعیا که از قبل آمادگی پیدا کرده بود و حمام رفته بود و کوس خوشگلش شیو کرده بود ،،، وقتی با یک لباس کاملا سکسی آمد و شروع ب احوالپرسی کرد ،،، محمد کپ کرد و تعجب خشکش زد؟ بهش با نیشخند فهماندم که ،زید امشب لعیا هست نه یک غریبه !
اولش میخواست بره ،،، ولی چون کم و بیش اهل دود بود و داشتیم صفا می کردیم، ،، نشاندمش و لعیا با یک لوندی خاص آمد کنار ما نشست ،،، و صحبت می کردیم ،، من که تو گوشی موبایل فبلم سوپر داشتم یک فیلم ایرانی جالب تریسام گذاشتم و همگی محو تماشای فیلم شدیم،،،
من گاه گاه برای آنکه کمی روی لعیا و محمد ب هم باز شه میرفتم در بالکن سیگار می کشیدم یا دستشویی میرفتم یک بار ک رفتم داخل بالکن کمی بیشتر طولش دادم وقتی وارد پذیرایی شدم دیدم لعیا و محمد در بغل هم دارند ماچ و بوسه می کنند
تا مرا دیدند از هم جدا شدند و موهای زنم پریشان شده بود
محمد گفت عرشیا جان ببخشید، ،لعیا هم سریع رفت سمت آشپزخانه، ،، که من دیگه رو را کنار گذاشتم و رفتم سر اصل مطلب بدون حاشیه( مثل همین نوشته هام ک زیاد اهل حاشیه و چرت و پرت و ،،نیستم) ب محمد گفتم ،، امشب دعوتت کردم اینجا ک خوش بگذره و یک سکس سه نفری داشته باشیم در ضمن لعیا جون کاملا در جریان ه پس این مسخره بازیا چیه ؟ بیاید بریم در اتاق خواب ،،، اولش لعیا کمی طفره میرفت و ناز می کرد خلاصه رفتم دستش گرفتم و بردمش سمت محمد رو مبل نشستیم ،،، گفتم محمد آقا امشب لعیا جان میخواد عروس بشه ،،، آیا دامادش میشی؟ محمد سکوت کرد ! گفتم عجبا چقدر این دوتا فیلم هستن خدا،،،
که محمد گفت اگه شوهرش اجازه بده با لعیا خانم امشب کار دارم ،،، گفتم آهان این شد ی چیزی فیلم چرا ؟
دستم بردم سینه هاش در آوردم شروع کردم ب خوردن یکی از سینه های لعیا محمد هم اول کمی دست زد و شروع کرد ب خوردن، ،، که دمش گرم لعیا خودش همکاری کرد و آه و ناله و بوسه و،،، و دستش برد سمت شلوار محمد و شروع کرد ب باز کردن کمربند و شلوار و شورت محمد پایین کشید !!
کیر محمد سیخ شده بود و کله کیرش خیلی کلفت بود انداره کیرش مث مال من بود ولی کلا کیرش خیلی کلفت بود!
لعیا یکدفعه جیغ یواشی زد و گفت واییییییییییی چقدر کلفت ه
من گفتم لعیا جون امشب واقعا جرررررررر میخوری !!
در همان حال لعیا دلا شد و کیر محمد بوسید و کرد داخل دهانش و کم کم شروع ب ساک زدن کرد من بند کرستش باز کردم و لباسش درآوردم و فقط یک شورت توری صورتی پاش بود
حدود ۴ یا ۵ دقیقه لعیا براش ساک میزد ب محمد گفتم آبت نیاد بریزی داخل دهان زنم ؟ گفت نگران نباش آنقدر تاخیری خوردم که نگو !! میدونستم زید آوردی خودت گفتی ولی نمیدونستم که زنت قرار بکنم، ،،
گفتم بلند شیم بریم در اتاق خواب ،،،
چون اوایل تخت نداشتیم من تشک خودمان انداختم ،،، و هر دوشون لخت لخت شدند ،، من زودی از اتاق زدم بیرون
که لعیا بدو بدو آمد و گفت کجا میری بیا تو اتاق
محمد هم سریع پشت سرش آمد و تکرار کرد
گفتم چون اولین بار هست که زنم میخواد با یک غریبه جز شوهرش بخوابه بزار لحظه آکل استرس نداشته باشه در ضمن من حداقل ۸۰ تا کوس چه بیوه چه مجرد و جوان چه متأهل و،،، گاییدم بزار یک نفر هم زن مرا بگاد ،،،
میگن هر دست بدی پس میگیری ،،،
در خونه کسی رو بزنی در خونه ات میزنن ،،،
آمدم از اتاق بیرون ،،، در را بستم ،،، ولی دل تو دلم نبود،،
در همبن هنگام گوشی همسرم زنگ خورد ک گوشی روی اوپن بود دیدم خواهرش هست جواب دادم گفت لعیا کجاست گفتم دستش بنده و خیلی کار داره گقت چی شده گفتم هیچی همسایه آمده دارند صحبت می کنند ،،، خودش بعدا بهت زنگ میزنه ،،
هنوز ۵ دقیقه نشده بود ک زنم کون برهنه آمد بره توالت ازش پرسیدم ب این زودی تموم شد؟؟؟
گفت نه محمد میگه برو بشورش خنک شه تا آبم نیاد ،،
بعد رفت در اتاق محمد رفت توالت ک من سریع وارد اتاق شدم
لخت شدم و کنار زنم خوابیدم و شروع ب بوسیدن و خوردن سينه هاش کردم داشتم بهش میگفتم خوش گذشت اولین کیر غیر شوهرت خوردی ک لعیا گفت هنوز نکرده گفت برو بشورش!!
که محمد وارد اتاق شد ،،، خواست بره بیرون ک بهش گفتم بیا بخواب کنار لعیا جون،،، آمد و شروع ب خوردن سينه هاش کزد ،،، گفتم محمد زنم چطوره گفت عالیه عالی !
گفتم الکی نگو زن سن بالا این همه تعریف !! گفت عرشیا فکر نمی کردم سینه های زنت اینقدر سفید و سفت و خوشگل باشن فکر نمی کردم کوس ب این تنگی داشته باشه ،،،
گفتم کجاش دیدی کونش هم پلمپ !!
محمد گفت کون زنت امشب open میکنم واست ،،،
لعیا گفت تو خواب ببینی ،،،
محمد گفت فعلا بیا این پستانک بخور تا کوست جرررر بدم
بعد بهم گفت ،، عرشیا میشه کوس زنت بخوری آماده اش کنی لعیا کیر کلفت محمد ار دهانش در آورد و گفت شوهر عزیزم مث همیشه از کوس و کونم خوب بخور ،، تا ممد آقا خوب بگادش، ،،
یک متکا گذاشتم زیر کمرش و شروع کردم ب کوس لیسی ک زنم با انگشت اشاره می کرو ب سمت سولاخ کونش و با زبان سولاخ کونش میخوردم اونجا فهمیدم ک بعللله کون خانم می‌خواره
بعد محمد رفت روی سینه های زنم و کیرش گذاشت لای پستان هاش و لعیا هم نمی خیز کیرش لیس میزد و گفت واییییییییییی کوسم کیر میخواد محمد بکنش این کوس من ووو محمد گفت چشم عزیزم چشم جنده خودم چشم همسر آینده خودم ،،، از این کلمه آخر حسودیم گرفت ،،
ولی داشت واقعا اتفاق می افتاد ،،
محمد خیلی خیلی استاد بود ،،، کیرش چندین بار روی چوچوله کوسش زد کوسش پف کرد،،، و هی لعیا التماس می کرد ،،
بعد خودش سر کیر کلفت محمد گرفت و میزون سولاخ کوسش کرد و محمد میخواست فرو کنه ک لعیا گفت ممد جونم خواهش میکنم آروم یواش بکن ،،، بزار خوب حسش کنم
محمد هم ک گفتم استاد بود شروع کرد ب بوسیدن لب و گردن زنم ،،، و گفت چشم همسر عزیرم،،،
بعد سر کیر کلفتش کمی وارد کوس زنم کرد و کشید بیرون چندباری این کار و کرد ک خوب لعیا تشنه بشه لعیا هم هی با ناله و التماس می گفت بکن دیگه بکن دیگه ،،، ک محمد کیر کلفتش تا آخر در کوس زنم جا کرد جیغ و داد و ناله زنم بلند شد محمد آروم خوابید رو زنم و و من پاهای زنم بالا نگه داشته بودم که لعیا پاهاش دور کمر محمد حلقه زد و گفت بزار توش باشه بزار خوب کیرت حس کنم بزار شوهر بی غیرت جاکشم ببینه زنش چجوری کیر میخوره ،،، محمد هم گفت شوهرت بهترین شوهر و کوسکش دنیاس دمش گرم ه ،،،
و آروم آروم آروم شروع ب تلمبه زدن کرد، ، من هم کیرم کردم داخل دهان زنم ،،، محمد گفت لعیا جون داری از پایبن و بالا گاییده میشی ،،، لعیا گفت اووووووممممم ،،،
بعد من گفتم میشه مدل داگی زنم بکنی
لعیا قمبل کرد و من کوس و کون زنم براش باز کردم و جلو چشم خودم چپوند تو کوسش ک کوسش هورررف کشید و گوز کوسش بلند شد و خندیدیم، ،،
بعد گفتم بریم کنار مبل و قمبل کنه لعیا
محمد گفت عجب کارگردانی هستی تو دیگه ،،
لعیا دلا شد و تکیه ب مبل زد و قمبل کرد من گفتم ب این میگن قمبل مبلی ، ، و توف زدم ب سولاخ کون زنم، ، ک لعیا گفت ن کون ن حالا خیلی زوده ،،، !!!
بزار آب کوسم بیاد
محمد گفت لعیا جان چجوری آب کوست خوب میاد گفت بشینم رو کیرت
محمد رفت نشست رو مبل و لعیا شروع کرو ب ساک زدن گفتم لعیا چرا برای من تا حالا اینجوری ساک نزدی
لعیا گفت میشه اینقدر حرف نزنی حواسم پرت میشه
بعد بلند شد نشست روی کیر محمد و لب و سینه هاش میداد می‌خورد، ،، ک یکدفعه جیغ زنم بلند شد بکن بکن بکن تند تند بکن محکم بکن ،،، رفتم دیدم سیاهی چشمش رفته و آب کوسش از بغل خایه های محمد داره میریزه، ،
بعد برگشت و دیدم از جلو کوسش معلومه ،،
لعیا گفت دوست داری ببینی چجوری کوس زنت داره گاییده میشه ،،،بیا بخورش رفتم جلو و کوسش بوسیدم ک نا خودآگاه کیر محمد هم بوسیدم محمد فهمید و گفت عرشیا این کیر زنت گاییده ببوسش و کیرش از کوس زنم کشید بیرون و من هم کله کیرش بوسیدم و با دست خودم کیرش گذاشتم داخل کوس زنم، ،، بعد چند دقیقه آمدند روی تحت و خوابید روی زنم و تلمبه های تند میزد ک نعره های محمد بلند شد و آبش کلا در کوس زنم خالی کرد کلی روی لعیا خوابید
لعیا بهم گفت دستمال کاغذی بده ک خودم رفتم دستمال آوردم ولی بهش گفتم میزاری اینجوری ک آب محمد در کوست هست بکنمت ،،، لعیا با اکراه گفت باشه و من کردم تو کوس زنم بعد چند تا تلمبه آبم آمد، ، ۳ تایی رفتیم حمام ک محمد در حمام کمی در سولاخ کون زنم مالید و ازش قول کون گرفت

آمدیم و شام خوردیم ،،،

با اصرار ما محمد شب هم ماند ،،
لعیا قول کون بهش داده بود
ب لعیا گفتم یک عمر ب من کون ندادی حالا ب این کیر کلفت میدی لعیا گفت از بی عرضگی خودت بوده عزیزم

بعد با خواهش لعیا مرا از اتاق بیرون کردند
حدود ۲۰ بیست دقیقه ای گذشت ،،، ک صدای جیغ و داد زنم بلند شد
وارد اتاق شدم دیدم زنم داره التماس و گریه میکنه
محمد گفت کمی دیگه طاقت بیار
لعیا یوری شده بود و رفتم جلو لنگ زنم بالا دادم چی می دیدم ؟ کیر محمد تا خایه تو کون زنم بود و نگه داشته بود
گفتن لعیا جان مبارکت باشه عروس شدی
لعیا گفت خفه شو پاره شدم جررر خوردم
گفتم میدونی تا کجا کرده تو کونت
گفت محمد میگه سرش رفته
گفتم دستت ببر خودت ببین
لعیا دستش برد سمت کوسش ک دید خایه های محمد چسبیده ب کوسش جیغ زد و گفت تا خایه کرده تو کونم!!
گفتم آره، ،، کونی شدی رفت ،،،
محمد هم از بغل پستان هاش میمالید و چسبیده بودبهش
لعیا گفت تکون نخور دردم میاد
بعد چند دقیقه محمد شروع ب تلمبه زدن کرد و زنم باهاش همکاری می کرد
لعیا گفت خیالت راحت شد
زنت بگا دادی رفت کوس و کونش گاییدن
برو بیرون بزار حال کنیم
تا ساعت ۴ صبح زنم گایید
صبح رفتم صبحانه گرفتم و ساعت ۱۱ عروس و داماد رفتن حمام
کلی لعیا و محمد از من تشکر کردن

گفتم اصلا تریسام نزدیم نامردا

گفتند عصری ،،، لعیا شیر موز درست کرد و کباب سفارش دادیم ،،، و کمی دود زدیم
که ساعت ۳ عصر بود لعیا گفت بریم ی حالی ب عرشیا جون بدیم، ،،
آمدیم لعیا خوابید و محمد کیرش کرد داخل دهان زنم و منم کوسش لیس زدم
بعد لعیا آمد از سمت کون سولاخ کونش گذاشت روی کیرم و نشست روش و کیرم راحت وارد کونش شد
لعیا گفت محمد تا خود صبح از کون کرد منو
بعد پاهاش بالا داد و گفت شوهر جدیدم بزار تو کوسم
و از کوس و کون زنم گاییدیم
چند مدل کردیم ،
رفتیم حمام و شب محمد رفت
و قرار شد هم در بیشتر اوقات هم مسافرت ها محمد هم باشه

این داستان واقعی بود ،،، اگز خوشایند شما نبود هم نویسنده نیستم هم خالی بندی و حاشیه رفتن،،
الان بیش از ۱۰ سال ه ک سکس گروهی داریم، ،،

نوشته: عرشیا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18