رفتن به مطلب

داستان سکسی دختران لزبین


dozens

ارسال‌های توصیه شده


لز با سارا اولین آرایشگر من
 

سلام خاطره که میخوام براتون تعریف کنم جز خاطرات خوب من از لزبین بودن هستش من ۳۶سالمه و یه ارایشگاه دارم‌تو تهران تو یکی از مناطق خوب تهران هستش و این خاطره که میخوام اینجا به یادگار بزار برای. زمانی هستش که داشتم اکیپ این سالن رو تکمیل میکردم و نیرو میگرفتم برای هر لاین زیبایی .همشه احساسم نسبت به خانوم ها و اندام جذابشون متفاوت بود و‌خیلی سال بود که میدونستم لزبین هستم ،با خیلی هاهم لز داشتم و میدونستم من تو لز فاعلم و از لذت دادن به خانوم ها و زن ها لذت میبرم موقعه گرفتن نیرو به این فکر کردم چرا اکیپی که دارم جمع میکنم بابب میل خودم نباشه و لذت خودم در هین کار کردن تکمیل نباشه (واقعا لزبین خوب و تمیز و قابل اعتماد پیدا کردن سخت)تصمیم گرفتم کسایی که برای مصاحبه میان و به مرحله اجرایی کارشون دعوت میشن میعار های ظاهری که من میخوام رو داشته باشن سینه هاشون تقریبا درشت باشه قدشون بین ۱۶۰تا۱۷۰باشه باسن متناسبی داشتن و در کل خوش هیکل باشن .یه قرداد محرمانگی اطلاعات هم اماده کردم و با مبلغ سفته که هرکی اوکی بود باهاش مراحل طی کنم.یکی از این دختر هایی برای لاین ناخن امد تمام این شرایط داشت و نوشته بود تو فرم که مطلقه اس که یه امتیاز مثبت دیگه بود از نظر من اسمش سارا بود یه دختری رنگ پوستش سفید بود سینه های سایز ۸۰و خوش فرم رو بالا داشت و با نوک و حاله کمرنگ قهوه روشن با یه کص تقریبا صورتی ،خیلی ازش خوشم امد موقعه که تمام مراحل طی کردیم که لاین ناخن رو بدم بهش و تموم شد بهش گفتم که یه شرایط خیلی ویژه وجود داره اما فقط درصورتی بیان میشه که قرار داد محرمانگی امضا بشه یکم تو صورت تعجب بود ولی گفت اوکی من مشکلی برای امضا ندارم منم قرار داد براش پیرینت گرفتم گذاشتم جلوش متن قرار داد که شامل این میشد که تا ۱۰سال پس از پایان همکاری هر کدوم از موارد و اتفاقتی که در این مجموعه افتاده از طرف شخص فاش بشه شامل چه پیگرد های قانونی و‌مالی میشد رو امضا کرد .به صندلی اتاق کارم توی ارایشگاه تکه دارم گفتم این شرایط ویژه انطوری تو با انجام دادنش به جای اینکه ۶۰درصد از درامد ماهیانه ات رو برای اجارع این لاین بدی فقط۴۰درصدشو میدی سارا یهو چشمام برق ضد که این کار و شرایط ویژه چی هست براش توضیح دادم که دنبال یکی هستم که پارتنرم بشه همه جا همراهم باشه تو مسافرت ،سرکار،خونه،هرجایی که من بخوام باشه حضور داشته باشه و هر مدلی که من میخوام با من رابطه داشته باشه یهو چشماش شک شد با یه نگاه تعجب نیگاهم کرد گفت :شما لزبین هستین ؟گفتم:آره و تو لز فاعل هستم با تعجب بیشتری نگاهم کرد که فاعل بودن تو لز یعنی چی دیگه ؟براش توضیح دادم که بهتر متوجه بشه گفتم :سارا جان برات توضیح میدم که بهتر متوجی بشی من از لذت دادن به زن ها لذت میبرم از صدای آه و ناله اشون موقعه ارضا شدن و حالت بدنشون لذت میبرم فاعل بودن من تو رابطه مثل این میمونه که دوست پسر داشته باشه یا تو لزبین ها مثل مرد رابطه های دیگه معنی میشه نگاهش کردم دهن باز مونده اش و حالت نگاه سردرگمش همراه با تعجب واقعا صورت خوشگلشو بانمک کرده بود واقعا داشتم تحریک‌میشدم لباشو بخورم برای جلوگیری از اینکه بهش حمله نکنم و گوشه اتاق کار خفتش نکنم و ازش لب بگیرم و دست کامل اون گوشه ارضاش کنم بلند شدم رفتم سمت تی بار کنار اتاق بهش نگاه کردم گفتم :چی میل داری ؟ نگاهم کرد گفت :اگر آب هست لطفا آب بهش یه بطری آب دادم بهش نگاه کردم گفتم:سارا جان این پیشنهاد تا فردا همین موقعه سرجاشه اگر بخوای میتونی بری فکرات هاتو بکنی و تصمیم بگیری تا فردا اگر هم تصمیمت بر این شد که قسمت ویژه نداشته باشه قرار دادمون خیللت راحت هیچ تغییری تو وضعیت قرار داد اصلی که امضا شده ایجاد نمیشه ولی اگر قبول کردی این رو‌هم یادت باشه هیچ کس نباید تو محل کار بدونه و بفهمه چیزی بین ماهست یا ما بیرون محل کار همو میبینم همه باید فکر کن تو بیرون اینجا دوست پسر داری یا نامزد این به خودت و نظرت بستگی داره میخوای چی بگی
یه لبخند ملیح زد و گفت :ممنون من فکر میکنم بهتون خبر میدم بلند شد بهم دست داد پوست دستشو لمس کردم وای که چقدر نرم این بشر باهاش خداحافظی کردم و از تو اتاق رفت .
با این که به شدت تحریک شده بودم و نیاز داشتم با یکی باشم خودمو با کارهای دیگه مشغول کردم یه دوساعتی گذشته بود که گوشیم زنگ خورد شماره اش ناشناس بود حواب دادم بله!دیدم صدای ظریف ‌ ساراست که داره خودشو معرفی میکنه :سلام سارا هستم ۲ساعت پیش پیشتون بودم گفتم:سلام عزیزم ببخشید من شماره اتو سیو نداشتم جانم عزیزم من درخدمتم !؟گفت:من تصمیمو در مورد پیشنهاد ویژه اتون بگم ؛شاید یکی از هیجان انگیز ترین لحظه های باشه که تجربه کنم قبلم واقعا ضربان گرفت گفتم :جانم عزیزم بگو یکم با تعلل و خجالت گفت :قبول من پیشنهاد ویژه تونو قبول میکنم ،با یه لبخند گنده و به شدت خوشحال پشت گوشی صدامو صاف کردم گفتم:خیلی هم عالی عزیزم پس فردا ببا ارایشگاه و دفتر قرار دادو امضا کنیم
قبول کرد خداحافظی کرد منم بقیه کارهارو ول کردم و رفتم خونه با خوشحالی تمام وسایلی که داشتم برای رابطه هام رو چک کردم دلم میخواست سارا متفاوت باشه کانالی که همیشه وسایل لزبین یا چیز هایی که نیاز داشتم رو سفارش میدادم رو باز کردم دیدم یه دیلدو کمری سیلکونی جدید اورده که سایزش ۱۸سانت و قطر ۵داره سفید و نرم تره از بقیه دیلدو هایی که من دارم سریع سفارش دادم پشتیبانی کانال که منو میشناخت و همیشه بهش سفارش میدادم بهش گفتم که سریع میخوام و تا فردا برسه دستم قبول کرده با پیک فوری فرستاد همون شب برام .
فرداش دور بر ساعت ۱۰اینا بود که زنگ سالن خورد از تو تصویر دیدم ساراست در رو براش باز کردم گفتم:سلام سارا جان خوش امدی جوابمو داد گفت :سلام ساناز جون صبحتون بخیر باشه بهم دست دادیم و رو بوسی کردیم بوی عطرش رو دوست دارم خنک بود پوست صورتشم نرم بودش دستاش تو دستم انگار اصلا هیچ استخونی نداره دستشو فشار دادم راهنمایش کردم سمت اتاق بهش گفتم: چی میل داری؟ گفت :قهوه دستگاه قهوه ساز روشن کردم گفت :میشه تا قهوه اماده میشه درمورد قراردامون صحبت کنیم
استرس از مدل نشستش و حرف زدن و صداش معلوم بود
رو به روش نشستم گفتم :حتما عزیزم
گفت :شما چه چیز عایی تورابطه میخواین و انتظارتون از پارتنتون چیه من خیلی نگران این موضوع هستم تک خنده ای کرد گفت بعد که موافقت کردم یادم امد من اصلا نپرسیدم و این موضوع بهم استرس میده و نگرانم کرده
خودمم خندیدم گفتم: نگران نباش اصلا من دنبال رابطه های خیلی متفاوتی نیستم مثل بقیه که باهم هستن تعهد برام مهمه ،راز داری نگاهش کردم خندید گفت:نه منظورم تو رابطه جنسی که باهم داریم قهوه اش اماده شد بود قهوه اشو جلپش روی میز گذاشتم گفتم:بفرمایید قهوه تشکر کرد من دوباره رو صندلی خودم‌نشستم تکه دادم گفتم:من تو رابطه کثیف کاری رو دوست ندارم ،رابطه آنال دوست ندارم ،فتیش ارباب برده ندارم !
یه رابطه عادی تصورش کن تقریبا مثل همونی که شوهرت داشتی
همزمان داشتم نگاهش میگردم نگاهش یکم اروم شد به قهوه اش اشاره کردم گفتم سرد میشه،ادامه دادم تو رابطه همنجوری که مثل مردا دنبال ارامشم با خنده اینو گفتم اونم خنداش گرفت و خندید .دنبال هیجان هم هستم براش توضیح دادم که رابطه های که بامن در آینده داره از دیلدو استفاده میکنم حتما ممکنه هرجا ازش رابطه بخوام ،رابطه هایی که تا الان داستم تمشون بیشتر رومانتیک و همراه با بعضی خشونت بود پرسید: خشونت ؟چه جور خشونتی ؟گفتم :نترس بهت هیچ آسیبی که نمیرسه هیچ لذتم میبری با چشمک گفتم بهش لبخند ملیحی زد و گفتم :اگر اوکی هستی قرداد و بیارم ؟گفت:باشه و‌اوکیم
قرار داد امضا شد بهش گفتم به مناسب امضا این قرار داد بیا بریم ناهار امروز مهمون من قبول کرد رفتیم سمت غرب تهران و مارکیز سنتر یه رستوران خیلی خوب داره ناهار خوردیم باهم درمورد اینکه شوهرش بهش خیانت کرده و تو اتاق خوابش با یه زن دیگه گرفته همسرشو گفت واز اینکه چقدر دوران سختی داشته گفتم بعدش باهم رفتیم خرید بهش گفتم بریم یه لباس زیر فروشی دوست دارم چیز هایی که میخوای برام بپوشی و خودم انتخاب کنم 😈خندید یخش اب شد بود تقریبا گفت باشه
رفیتم سمت اوپال واسه خرید تو یکی از لباس زیر فروشی ها ست ها طوری با رنگ و ها و طرح های متفاوت براش انتخاب کردم و چند مدل کاستوم و لباس خواب یکی از سوتین ها که طورش شفاف بود دادم بره پرو بپوشه پروش یه قسمتی از مغازه بود که دید اصلا نداشت و با پرده از بقیه مغازه جدا شد بود صدام کرد که ببینم تو تنش چه جوری پرده رو دادم کنار و وارد پرو شدم پرده رو درست کردم نگاهم به بدنش افتاد ناخداگاه گفتم:اوفف جون چه بهت میاد سینه های ۸۰خیلی خوب و خوشگل تو سوتین خودشو نشون میداد نوک کوچیک سینه اش به خاطر اینکه سردش سرد بود ضد بود بیرون پرو کوچیک بود تقریبا تو خیلی نزدیک هم بودیم یه نیم قدم رفتم جلو که اون رفت عقب به دیوار پشت چسبید بود جلو رفتم اروم نوک انگشتم رو کشیدم به سر سینش اروم به چشماش نگاه کردم گفتم:به خاطر سرما این نوک های خوشگلت ضده بیرون یا یکمی هم تحریک شدی ؟همزمان با حرف زدنم از رو سوتین با نوک سینه سمت راستش داشتم بازی میکردم چشماش دو دو میزد لباش از هم باز شده بود یه نفس نصفه گرفت و گفت :نمیدونم احساسمو درک نمیکنم دیدم اصلا نمیتونم از لباش بگذرم همونجا ازش لب گرفتم لبای شیرینش اروم شروع کردم به خوردنش اونم خیلی اروم همراهیم کرد حسم نسبت بهش خیلی خوب بود جوری که همون جا میتونستم کانل قورتش بدم امدم سمت گردنش و اروم لاله گوششو خوردم امدم سوت سینه هاش از تو سوتین در اوردم به چشماش نگاه کردم نوک ممه اشو میک زدم ناخوداگاه یه اه کشید لبخند زدم یه میک عمیق زدم که کل حاله سینه اش رفت تو دهنم اون یکی ممه اشو فشار دادم و سفت نگه داشتم نفس و چشماش باهم رفت و بسته شد از بیرون صدای خانوم فروشنده امد که داشت میمود سمت ما و همزمان می پرسید چی شد؟اندازه بود ؟سریع به خودم امدم یه لب کوچیک از سارا گرفتم بلند گفتم اره عزیزم اوکی بود نوک سینشو فشار دادم بین دوتا انگشتان بعد امدم بیرون از پرو که دختره چشمای سارا و حالتشو نبینه اخرم بهش گفتم خودتو جمع و جور کن بیا بیرون
تا بیاد همه رو حساب کردم منتظر سارا شدم سارا هم با یکم تعلل امد حالت چشماش کامل خمار شده بود
بعد که از مغازه امدیم ببرون نگاهم کرد گفت این چه کاری بود نزدیک بود لو بریم و دختره بفهمه نگاهش کردم‌گفتم: هیجانش به همینه دیگه یه چشمک ضدم گفتم تو محدویت رفتن خونه داری گفت:نه گفتم: پس شام بخوریم بریم سمت خونه من با خجالت گفت :زود نیست ؟گفتم:اگر نریم همینجا یه گوشه کناری گیرت میارم و کاری که نیاز رو انجام میدم های 😈خندید گفت :نه پس همون بریم‌خونه بهتر حداقل کسی گیرمون نمیندازه
رفیتم سمت پارکینگ ماشین یه جای خلوت بود تقریبا تاریک نشستیم تو ماشین قبل روشن کردن ماشین نگاه کردم دستشو گرفتم سمت خودم کشیدمش اروم صورتشو به سمت خودم برگردوندم به سمت لباش حمله ور شدم شروع کردم به لب گرفتن ازش لباش داشت دیونم میکرد نرم خیس طمع دهنش شیرین بود انگار نبات مالیدن بهش دستمو کشیدم سمت پاهاش بردم به سمت کصش از رو شلوار پارچه ای که پوشیده بود راحت گرمی و تحریک شدنش احساس میشد دستمو به کصش فشار دادم که لباشو جدا کرد صدای آهش بلند شد دستشو گذاشت رو دستمو گفت: آههه اینجا نه لطفن راحت نیستم میترسم کسی ببینه دور بر نگاه کردم گفتم :نترس کسی نیست شیشه ها هم دودی دید نداره داخلش ولی نگاه ترسیداشو دوست نداشتم با یه فشار محکم دیگه ازش لب گرفتم ولش کردم ماشین روشن کردم رفتم سمت خونه رسیدم در و باز کردم‌دعوتش کردم داخل گفتم :بفرمایید عزیزو از این به بعد اینجا هم خونه ات میشه اتاق خواب بهش نشون دادم گفتم:لباساتو تو کند این اتاق بزار و عوض کن
خودم سمت اتاق خودم رفتم در کمد باز کردم لباسامو عوض کردم دیلدو کمریم رو بستم یه شلوار راحتی پوشیدم با یه تیشرت گشاد که بیوفته روش دیلدو رو زیر کش شلوارم جا سازش کردم که یهو کپ نکنه 😂
امدم بیرون دیدم نسشته رو مبل گفتم چی میخوری برات بیارم ؟به سمت کتری رفتم ابش کردم گذاشتم رو گاز تا جوش بیاد اونم امد سمت اشپز خونه کمک کرد میوه هارو خورد کردیم گذاشتیم تو ظرف چایی دم کرد و ریختیم گفتم نظرت چیه سارا فیلم بیینم ؟گفت اره موافقم گفتم پس تلویزیون همون اتاقی که هستی رو روشن که
یه نگاهی بهش انداختم دیدم هنوز لباس بیرون تنشه گفتم عزیزم راحت باش به انتخاب خودت یکی از لباس خواب هایی که راحتی رو بپوش با لباس بیرون سختت
گفت باشه رفت سکت اتاق من یکم چیپس و پفک ریختم تو ظرف همه رو‌گذاشتث سینی بزرگ بردم سمت اتاق
دیدم از تو سرویس اتاق امد بیرون لباس خواب ساتن جیگری رنگ پوشیده بود با سوتین همرنگ و شورت لامباداش لباس خواب یه دامن کوتاه تا یه وجب پایین تر از باشنش داشت و از گودی کمرش فقط جلوش دوتا هفتی روی سنشو گرفته بود
با لبخند نگاهش کردم فیلم پلی کردم دستام باز کردم گفتم بیا عزیزم فیلم الان شروع میشه
با خجالت امد سمتم و تو بغلم دراز کشید از پشت و سمت باشنش به من چسبید و یهو خودشو کشید جلو فهمیدم که فهمیده دیلدو بستم دستموانداختم دور کمرش کشیدمش دوباره تو بغلم تو گوشش گفتم :از این به بعد بدون وقتی میرسیم خونه من دیلدو رو میبندم هرجای این خونه ممکنه یهو حوس کنم و باهم رابطه داشته باشیم پس نترس ازش اینم مخصوص برای تو دیشب خریدم نگران نباش بعدم لاله گوششو میک زدم اروم گردنشو لیس زدم فیلم پلی کردم یه ۱۰دقیقه که گذشته بود دیدم اصلا تمرکز ندارم به فیلم اروم شروع کردم بدنشو دستاشو دست کشیدن و‌ماساژ دادن لباس خوابش پشت گردنی بود اونجا بسته میشد منم اروم گره ای که بود باز کردم برگشت نگاهم کرد دیدم اصلا امکانش نیست سینی حل دادم سمت دیگه و کامل امدم روش ازش لب گرفتم اونم همراهیم کردم اومممممم لباش شیرینش شروع کردم دستمو گذاشتم رو سینه هاش نفس کشیدنش صدا دار شد بود امدم سکت گردنش لیس زدم میک زدم اروم گفت :آههههه کبود میشه یواش تر لطفا
نگاهش کردم گفتم بدنت برای من هرجا دلم بخواد کبود میکنم امدم سمت ممه هاش یه جووووون بلند کشیدم سوتین در اوردن رو ممه اشو گاز گرفتم امدم سمت نوک ممه اش میک های محکم میزدم به سینه هاس اونم فقط هر لحظه صدای اآههههههه و نفس های عمیقش بلند تر مشد
-سارا:آهههههه یواش لطفا
+ساناز:جوننن عزیزم ارروم و یواش نداریم اوممممممم
نوکشو گاز گرفتم امدم سمت شکمش لیس زدم نافشو زبونمو تو نافش کردم یهو صدای مثل جیغ ازش درامد
-اهههههه
+جونمممممم
لباس خواب پرت کردم اون ور کشیدمش لب تخت و پهلشو باز کردم رفتم بین پاهاش بغل روناشو لیس زدم تا رسیدم به کصش
بهش نگاه کردم دیدم نفس نفس میزنه و چشماش خمار ارو بغل شرت زدم کنار همزمان که به چشماش نگاه میکردم یه لیس محکم زدم از پایین به بالا به کصش
-سارا:آهههههههههه بلندی کشید افتاد رو تخت
شروع کردم به خوردن کصش چوچولشو میک زدم
-آهههههههه اوففففففف ایییییییی
صداش در آمده بود
اروم زبونمو کردم تو سوراخ کصش صدای آییییییییی گفتنش بلند شد بود دستشو گذاشت رو دهنش که صداش بلند تر نشه وقتی دیدم این حرکتو زبونو در آوردم و هیچ کاری نکردم با تعجب نگاهم کرد بهش گفتم دستو بردار و دیگه دستو نزار صداتو میخوام بشنونم بلند شدم لباسای خودمو در اوردم وقتی دیلدو‌رو دید گفت :واییییی این کلفت و بلند تو من جا نمیشه دستشو گذاشت رو کصش اروم سمتش رفتم روی دستشو لیس زدم که دستشو کشید یه بیس دیگه به کصش زدم امدم بالا بهش گفتم برای اینکه کمتر اذیت بشی یکم خیسش کن و ساک بزن
امد سمت از رو تخت امدم پایین جلو پام نشست و گرفت دستش بالا پاینش کردم با تعجب نگاهش میکرد اروم گفت :جنسش چه باحاله و هم سفت هم نرمه اروم شروع کرد خوردنش
-سارا:اوممم اوممم اومم
دستمو گذاشتم رو سرش اروم موهاشو ناز کردم یهو سرشو فشار دادم در حد ۲ثانیه نگه داشتم
-سارا :اومممم اوممم اوقققققققق
دستمو برداشتم از دهنش در اورد نگاهم کرد بلندش کردم گفتم :دستتو بزار رو کنسول از پشت بهش نزدیک شدم پاهاشو باز کردم کمرشو با خودم تنظیم کردم اروم گذاشتم دم سوراخ کصش
تو آینه کنسول نگاهش کردم دستمو گذاشتم دو طرف کمرشو یهو تا نصف واردش کردم
-سارا:آههههههههه جیغغغغغغغغغغ آییییییییییییی اخهخخخخخخخ وای خدا پاره شدم آییییییییی
دستمو گذاشتم رو چوچولش شروع کردم مالیدم با یه دستمم ممه اشو گرفتم اروم در گوش گفتم اروم باش عزیزم الان به سایزش عادت میکنی تندتند چوچولشو میمالیدم با نوک ممه اش بازی میکردم اونم هنوز درد داش فقط خواهش میکرد تکون نخورم
-سارا:آیییییییییی واییییییییی درد دارمممممممم تکونش نده اایییییییی
بعد چند ثانیه که اروم تر شد یکم کمرو تکون دادم که بیاد عقب تر همون اندازه که بود دوباره در اوردم فرو‌کردم اروم شروع کردم تلمیبه زدن
-سارا:آیییییییی اوفففففف اخخخخخخخخخ واییییییییی یواش ترررررررر تلمبه بزنننننننن ایییییییی
ممه هاش گرفتم اروم اروم عقب جلو میکردم تو کصش
از توی آینه داشتم نگاهش میکردم چشماش رو نمیتونست از روی لذت و درد باز کنه
+ساناز :جوننننن جونممممم عزیزمممم درد امد جانممممممم اروم میکنمت جر میدم این کص کوچولوتو پاره میکنمت جونمممممم
همزمان با هر تلمبه که میزنم باهاش حرف میزدم
اونم فقط صدای
-سارا: آههههههههه و ایییییییییییی اخخخخخخ آره جرم دادی اخخخخ پاره شدمممن وای مامان خیلی کلفته آییییییی درش بیار لطفا درش بیار آخخخخخخخخ
اروم تلمبه هامو سریع تر کردم دیگه کامل تا ته توش فرو میکردم صدای برخورد بدنهامون ناله های سارا کل خونه رو اتاق رو برداشته بود یهو از توش کشیدم بیرون
-سارا:آخخخخخخخخ آییییییییییی یواش
برش گردوندم سمت خودم یدونه محکم چک زدم رو‌ممه اش که جیغش بلند شد نشستم پایین پاش پاشو گرفتم با دستم بالا شروع کردم خوردن کصش
+ساناز :اومممممممم اومممممم جوننننن اب انداخته کصت
امممممممم
-سارا:ایییییییییی اخخخخخخخخخ لیسش بزن تند تر لیسش بزن داغونم کردی اییییییی اخخخخخخخ زبونتو بکن توش تا اروم بشهههههه
+ساناز :اومممممممم اومممممم جونمممممم دردت امد اومممممم زبونمو کردم توشششش تند تند توشمو لیس میزنم جونننننن اممممممم کص خوشگلتو جرش میدممممم
بلند شدم رفتم رو تخت دراز کشیدم گفتم :بیا بشین روش
-سارا :نه نمیتونممممم پاره میشممممم
+ساناز :سریع باش گفتم بیا بشین روش
اروم امد سمتم
-ساناز:اول خیسش کن و ساک بزن که کمتر دردت بیاد هرچی خیس تر باشه راحت تر میره تو کصت
اروم شروع کرد ساک زدن بعد بلند شد امد پاهاشو انداخت دوطرف من اروم با دستش نگه اش داشت منم دستمو گذاشتم دوطرف پهلوش اروم سرشو فرو کردتو خودش
-سارا:آییییییییی اوففففففف کلفته اذیت میشممممممم
امدم بلند بشه من که دو طرف کمرشو گرفته بودم از زیر بهش یه تقه زدم و اونم همزمان فشار دادم به سمت پایین کلشو فرو کردم توش ممهشو شروع کردم به خوردن که دردش کمتر بشههههه +ساناز :اوممممممم اروم باش الان جا باز میکنه جونمممممم جونمممم
-سارا:جیغغغغغغغغغغ آییییییییییییی توروخدا ولم کن بلند شمممممممم اخخخخخخخخخ واییییییییی پاره شدمممممممم بستههههههه همزمان بندش شروع کرد لرزیدن و ارضا شد افتاد روی بدم منم اروم اروم بدنشو ناز میکردم پشت کمشو ماساژ میدادم ازش لب میگرفتم اومممم اومممم جونممم عزییزمممم ابت امد اومممم اروم شدی کصت خوشگلتتتتتت اتیشش خاموش شدددد اوممممم
اونم تو بغلم افتاده بود من و همراهی میکرد تو لب گرفتن
میگفت اره اروممم شدم چرا یهو فرو‌کردی اوممممم جرم دادیییییی
وقتی دیدم حالش بهتر گفتم منم نزدیک ارضا شدنم یکم تحمل کنی تموم میشم منم اروم اروم از زیر بدنش بهش تقه میزدم و نازش میکردم سرش کنار گوشم بود صدای مشری کننده اش نمیزاشت بیشتر بکنمش ایییییی اخخخخخخ هایی که میکشید باعث شد کم تر از ۲دقیقه خودمم احساس ارضا شدم بهم دست بده و ارضا بشم
وقتی ارضا شدم اروم از تو کصش دیلدو رو در اوردم به بغل خوابوندمش از پشت بغلش کردم پتو رو کشیدم رو جفتمون هر دو بیهوش شدیم

امیدم وارم از خاطره من خوشتون امده باشه
اگر خواستید قسمت های دیگه لز با سارا و بقیه بچه ها ارایشگاهم براتون مینویس

نوشته: ساناز

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...


لز با سارا اولین آرایشگر من 2

قبل از اینکه ادامه‌ی این مسیر رو بخونید، فقط می‌خوام یه چیز رو بدونید؛ چیزی که دارم می‌نویسم داستان یا خیال‌پردازی نیست، خاطرات واقعی منه. قرار نیست اتفاق‌ها به خاطر سلیقه‌ی کسی یا اینکه «کاش این‌جوری بود» تغییر کنن. من فقط دارم همون چیزی رو تعریف می‌کنم که واقعاً تجربه‌اش کردم.
آدم‌ها با هم فرق دارن؛ هر کسی نگاه، احساس و مدل ذهنی خودش رو داره. من هم از این قاعده مستثنی نیستم. مدل ذهنی من اینه که گاهی از لذت بردنِ کسی که کنارمه، خودم هم حس رضایت و ارضا می‌گیرم. برای من همیشه لازم نیست که هر بار خودم هم دقیقاً همون تجربه رو داشته باشم یا به همون شکل لذت ببرم. بعضی وقت‌ها فقط اینکه ببینم طرف مقابلم حالش خوبه و از اون لحظه لذت می‌بره، برای من کافیه و همون حس خوب رو بهم منتقل می‌کنه.
قسمت ۲
بعد از اینکه سالن و کارکنانش رو تکمیل کردم (که هر کدومشون به صورت جدا داستان خودشونو داره) و سالن روی روال کاری افتاده بود یه روز یه خانومی رو آوردن پیش من تو اتاق مدیریت که از کار ناخن هاش راضی نبود سطح ناخنش خیلی نازک شده بود و ژلیش ناخن هاش به معنای واقعی داغون بود منم با هزار تا زبون بازی و خواهش و تخفیف واسه موهاش برای دفعه بعد مشتری رو راضی کردم فرستادم بره چون خیلی برام درست پیش رفتن کار ها و رضایت مشتری مهمه انقدر از دست سارا عصبانی بودم که مشتری رو اینجوری با نارضایتی فرستاده و گفته کارش تمومه که دلم می خواست زنده زنده کبابش کنم
تلفن روی میز رو برداشتم و داخلی سالن رو گرفتم و به مدیر داخلی مریم گفتم: مریم به سارا بگو همین الان بیاد تو اتاق من و کسی هم مزاحم نشه تا سارا از اتاق من بیاد بیرون
با عصبانیت داشتم صفحه مانیتور رو نگاه میکردم که تمام دوربین های مدار بسته سالن توش معلوم بود حتی ورودی سرویس های بهداشتی
مریم رفت سمت سارا در گوشش حرف زد سارا یه سری تکون داد و بلند شد به سمت سرویس بهداشتی رفت
قبلا بهش گفته بودم رابطه که باهم داری تاثیری تو رابطه کاریمون نداره و احتمال اینکه من بهت سخت گیر تر بشم تا اینکه کار هاتو رفع و رجوع بکنم بیشتره، بهش گفته بودم هر موقع که صدات میکنم حتما قبلش دستشویی برو خودت رو کامل تمیز بشور و بعد بیا تو اتاق من .
از دستشویی اومد بیرون به لباسش نگاه کردم لباس فرم رو بلیزشو نپوشیده بود این موضوع هم بیشتر رو اعصابم رفت من لباس فرم برای همه پرسنل گرفتم که همه سالن یک دست باشن دامن های مشکی کلوش تا زانو و بلیز های سفید ساده با کتونی
بعد سارا خانوم تصمیم گرفته بودن امروز دامن و با تیشرت قرمز بپوشه
دیگه رسید پشت در اتاقم در اتاق زد من با ریموت باز کن داخل اتاق در رو باز کردم
سرش رو آورد داخل بعد خودش کامل وارد اتاق شد
سارا :سلام ساناز جون خسته نباشید با من کاری داشتین؟
ساناز : سلام ،آره بیا تو در رو هم ببند
اومد سمت مبل ها بهش اشاره کردم بشین
یه نگاهی به سرتا پاش کردم به لباسش اشاره کردم دستپاچه و با هول گفت: ساناز جون صبح وقتی رسیدم سالن رو لباسم قهوه ریخت فرستادم بلیزمو خشکشویی پایین تا نیم ساعت دیگه حاضر میشه میرم میگیرم میپوشمش
سرمو تکون دادم
ساناز : مشتری قبلی که فرستادی رو ناخن هاشو خودت چک کردی یا فقط دستیارت کاراشو کرد ؟
سارا: نه دست یارو گفت راضی بود و رفت
پوزخندی زدم گفتم :از فردا دستیارت نمیاد و اخراجه
با تعجب نگاهم کرد
سارا:چرا چی شده ؟اشتباهی کرده ؟بی ادبی داشته؟
ساناز :بله باعث شده من ۱۵ میلیون حداقل واسه فردا ضرر کنم ناخن های مشتری هارو باید خودت حتما آخرش چک کنی انقدر سوهان کشیده بود ناخن طبیعی که فوتش میکردی از وسط به دو نیم تقسیم میشد، لاک ژلی که زده به صد جای دستش رنگ داده بود کج‌ و معوج بود
این چه مدل کار کردنه من واقعا نمیفهمم چند وقته اصلا حواست به هیچ چیز نیست اگر مشکلی چیزی داری بگو ؟
سارا :نه مشکلی نیست بله اشتباه من بود خودمم هم باید حتما چک میکردم آخر کارشو درست میگین
آخرش با یه غمزه یه نگاهی به من کرد
یاد صبح افتادم که وسط مالیدن ممه هاش و ور رفتن باهاش تلفنم زنگ زد نشد ادامه بدم
تکیه دادم به پشتی سنگین با اشاره به تیشرتش گفتم بکش بالا تیشرتو
یه نگاه سکسی کرد آروم تیشرتشو تا روی شکمش کشید بالا
ساناز: بکش بالاتر بالای سینه هات
خیلی آروم و با ناز بلیزو کشید تا روی سینه اش ، سوتین مشکی توری رو بدن سفیدش خوب نمیای میده با لذت نگاهش کردم
سوتینش از این مدل های بود که از جلو باز میشه، بلند شدم چشم تو چشم به سمتش رفتم رسیدم بهش تکیه داد به دسته مبل چستر اتاق خم شدم سمت صورتش آروم انگشت اشاره ام رو از بغل ابروش کشیدم تا خط فکش و کنار لباش آوردم
ساناز : خوشت میاد دلبری کنی؟ همزمان تو چشماش نگاه میکردم
نگاهش کم کم داشت خمار میشد نفس کشیدنش یکی در میون عمیق شده بود خوب میدونست چه جوری میتونم تحریکش کنم و آه و ناله اش رو وسط روز تو سرکار دربیارم
ساناز : دوست داری جای جدید امتحان کنیم ؟هیجان رو میخوای؟
فقط نگاهم میکرد منتظر جواب نگاهش کردم با یه ناز و عشوه ای جواب داد
سارا :صدام میره بیرون ،از خود بی خودم میکنی وسطاش نمیتونم اصلا صدامو کنترل کنم
آروم یه لب کوتاه ولی عمیق ازش گرفتم
اوممممممم
با یه لبخند خبیثانه گفتم
ساناز : نترس اتاق من آکوستیک شده صدا بیرون نمیره
افتادم به جون لباش
آروم و عمیق لب میگرفتم ازش
اومممم اوممممممم اوممممممم
خودم نشستم روی مبل و تکیه دادم به پشتی بهش نگاه کردم گفتم
ساناز: تا مشتری بعدیت نیم ساعت وقت داری بهتر هست هم خود و هم من رو ارضا کرده باشی و گرنه مطمئن باش تنبیه ات میکنم یه لبخند خبیث زد پاشد جلوی روم ایستاد خیلی آروم بدنشو تکون میداد بلوزشو در آورد دستش رفت سمت دامنش چرخید پشتشو کرد سمت من آروم قمبل کرد و دامن رو در آورد چشام برقی زد
یه دونه آروم زدم رو سفیدی کونش
ساناز: شیطون شدی از کی شورت رو تو در میاری تو سرکار ؟
چرخید سمتم آروم اومد سمتم با خنده و ناز عشوه موهای ریخته شده دورشو گوجه کرد بالاسرش و با کش دور مچش بست دوتا پاشو انداخت دو طرف من اومد بغلم
سارا: از صبح که اونجوری وسط لذت دادن به من مجبوری شدی بری همش خیس میشه شورتم الانم رفتم خودمو شستم و درش آوردم اومدم پیشت اگر تو کاری نمی خواستی بکنی خودم میومدم، چشماشو مثل گربه شرک کرد آروم شروع کرد به بوسیدن من و دکمه هامو باز کردن دستامو گذاشتم رو باسنش آروم باسنشو با هر لب گرفتنی میچلوندم یکم خودشو عقب کشید آروم سوتین شو از جلو باز کرد دوتا گردی سفید خوشگلش افتاد بیرون
ساناز: جوننننننن میمیرم برا ممه هات
با دوتا دستاش بهم چسبوندش گفت
سارا: نمیخوای یکم شیر بخوری عسلم
ابروهامو بالا انداختم گفتم
ساناز: نه بابا میبینم راه افتادی، خودت بزار دهنم
یکی از سینه هاشو گرفت نوکشو چسبوند به لبم
منم وحشی شدم یه گاز از نوکش گرفتم
یه جیغ کشید خواست خودشو عقب بکشه که دستمو دور کمرش حلقه کردم نذاشتم عقب بره کل هاله صورتی سینشو تو دهنم کشیدم یه مک عمیق بهش زدم
ساناز. :اوممممممممم
سارا: آخخخخخخخ اییی آههههههه چرا یهو وحشی میشی عزیزم منکه خودم ممه هامو در اختیارت گذاشتم آروم کبودشون میکنی بازم، آروممم تر.
از پشت دستمو رسوندم به لای کصش آروم شروع کردم سوراخشو مالیدن همزمان داشتم ممه هاشو میخوردم و میمالیدم، ساعت ها میتونستم این ممه های گرد سفید یه اندازشو بخورم و بمالمش
سوراخ کصش قشنگ آب انداخته بود دستم خیس شده بود
دوتا انگشتمو آروم تا ته کردم تو کصش نفسش با صدای اهش قاطی شد
سارا : آهههههههههههه
ساناز :جونننننن ،کصت واسه کی آب انداخته انقدر ؟هان ؟
سارا : ایییییی تووووو ،تو رو میبینم خیییییسسس میشمم ایییییی آروم تر عزیزم دردم میادددد
تو کصش با دست تلمبه میزدم کمرشو با دست گرفته بودن که نتونه بلند بشه یا خیلی فاصله بگیره
انقدر دستم خیس شده بود که شلوار خود را بلیز م خیس شده بود رو مبل خوابوندمش
ازش لب گرفتمم
اوممممم اومممممم
از روش بلند شدم لباس خودمو در آوردم سمت کمد مخفی اتاق رفتم دکمه رو زدم دیلدو کمری رو در آوردم کاندوم هم از بغلش برداشتم (این جا رو درست کردم که سر کار اگر موقعیتی بود هر کیو که اوکی بود بکنم و لوازم داشته باشم😈)
به کمرم بستم اومد رو مبل جلو پاش وایسادم کاندومو دادم دستش
با تعجب نگاهم کرد
سارا: وای باورم نمیشه واسه اینجا هم دیلدو گرفتی ؟
ساناز : اره ،سارا تند باش خیلی وقت ندارم بکش کاندوم رو
آروم کاندو باز کرد کشید رو دیلدو دوباره دراز کشید خودش پاهاشو باز کرد دستشو گذاشت رو کصش آروم نازش کرد با ناز و‌ خواهش
سارا : آروم جرم بده میخوام بعدش به کارام برسم هنوز مشتری دارم آروم بکنم جوری که بتونم بشینم رو این کص
آروم بین پاهاش رفتم. دیلدو رو بین شیار کصش میکشیدم و اون حرف میزد یکم که سرش خیس شد دوباره آروم گذاشتم دم سوراخ کصش روش دراز کشیدم آروم ممه شو دوباره خوردم دستمو گذاشتم رو چوچولش و آروم دورانی میمالیدمش و همزمان تو کصش فرو میکردم
سارا : آهههههه اییییی واییییی سانازززززز یکممممم وایساااااا ایییییییی بیشتر فرو نکنننن آخخخخخخ
ساناز :جونممممم عزیززم آروم باش هیسسسسسس جا باز میکنه هیسسسسس جونمممممم، سوراخ تنگ من
ازش لب میگرفتم
اومممممم اممممممم
آروم تلمبه میزدم که جا باز کنه اذیت نشه
یکی دو دقیقه آروم تلمبه میزدم که خودش پاهاشو دورم حلقه کرد دستشو دور گردنم حلقه کرد
تو چشماش نگاه کردم
سارا: بکنممممممم
از روش بلند شم.
ساناز: بلند شو دستو بزار رو میز پاهاتو باز کن
از پشت بهش نزدیک شدم نشستم بین پاهاش شروع کردم به خوردن کصش تمام کصسشو لیس میزدم زبونمو فرو میکردم لای شیار کصش میکشیدم سمت چوچولش ،سوراخش کصشو مک میزدم ترشحات کصش و مخلوط با آبش میمیومد تو دهنم
بلند شدم از پشت دیلدو کردم تو کصش شروع کردم تند تند تلمبه زدن صدای برخورد کونش با بدنم و تکون خوردن سینه هاش داشت روانیم میکرد از پشت دست هامو دراز کردم هر دو ممه شو گرفتم دستم به حالت چنگ زدن فشارشون میدادمو از پشت تو کصش تند تند تلمبه میزدم بغلم مانیتور بود که کل دو طبقه سالنم رو نشون میداد در گوشش با نفس نفس زدن گفتم
ساناز: سارا سالن ببین ،بقیه میدونن زیر خواب منی ؟هان؟میدونن من کس و کونتو یکی میکنم هر شب ؟نگاه دستیارت میدونه الان به خاطر اشتباه اون داری تو کس میدی ؟
همزمان که باهاش حرف میزدم تند تر تو کصش تلمبه میزدم
سارا: اییییییییی نه نمیدونننننن وایییییی ماماننننننن پاره شدمممممم اخخخخخ ساناز یواشششششش تر واییییییی خدااااااا اییییییی اههههههههه نه نمیدونننننن من مالللل تو اممممممم یواش ترررر آخخخخخ
سارا دیگه آخراش بود هر لحظه ممکنه بود ارضا بشه وقتی نوک ممه هاش تو دستم میرفت سمت نرم شد از سفتی می افتد فهمیده بودم نزدیک ارضا شدنشه
میخواستم آبشو بیارمممم
ازش کشیدم بیرون رو صندلی خودم نشستم گفتم
ساناز :بیاش بشین روش عزیزم دو طرف پاتو بنداز کنارم میخوام موقع ارضا شدن ممه ات تو دهنم باشه
سارا: ایییی اه اه چرا در آوردی داشت آبم میومد باشه
اومد نشست رو دیلدو منم نامردی نکردم از پایین با یه تقه کلشو کردم تو که جیغش باز در اومد و ممه اش رو گذاشتم دهنم با اون یکی ممه اش بازی میکردم تند تند تلمبه میزدم تو ۵امی یا ۶امی تو بغلم ولو شد و آبش امدددددد نوک ممه اشو یه مک عمیق زدم از دهنم درش آوردمش تو بغلم خودشو ول کرده بود سرشو گذاشت رو سینه ام منم دیگه تکون ندادم خودمو آروم با نوک سینه ام بازی میکرد و نفس نفس میزدم سرشو آورد بالا شروع کرد آروم آروم ازم لب گرفتن
سارا :اومممم اومممم مرسییییی که آبمو آوردی اومممم دوست دارم اوممم همیشه من رو بکن اومممم
بعد چند دقیقه گفت
سارا: تو ارضا شدی ؟
صورتشو ناز کردم گفتم
ساناز: نه عزیزم شب جبران میکنم نگران من نباش
اومممم ازش لب گرفتم
ساناز :پاشو خودتو جمع و جور کن برو بیرون بیشتر ۴۰دقیقه ای هست که تو اتاق منی شک برانگیز میشه
همونجوری که تو بغلم لم داده بود
سارا: نمیخوام برم میدونی که وقتی میکنیم و ارضا میشم دوست دارم بخوام
یدونه محکم زدم رو کونش
ساناز : پاشو الان وقت خواب نیست بعدم سرکاریم الان نمیشه هر کاری دوست داری بکنی
سارا: واییییی وحشی چرا میزنی باشه بابا ولی باید سوتینمو خودت ببندی لباسامو تنم کنی
کثافت میدونست رو ممه هاش ضعف دارم بلند شد لباساشو آورد من هنوز تو همون حالت نشسته بودم. لباساشو گذاشت رو میز سوتینشو داد بهم یکم چپ چپ نگاهش کردم دیدم نه پرو تر از این حرفاست یه نفس عمیق کشیدم بلند شدم وایسادم اومد جلو چسبید بهم دیلدو دوبار رفت وسط پاش
سارا : آهههههه عزیزم برام ببندش سوتینمو ،ساناز گازگرفتگی نوکشو الان نوکش درد میکنه سوتینو تنش کردم ولی نبستم انگشتم اشارمو کردم تو دهنش آروم گفتم خیسش کن
آروم زبون خوش مزه اشو دور انگشتم کشید تا خیس بشه درآوردم آروم رو نوک سینه اش کشیدم
سارا: آهههه وایییی یخ کردم یهو ،دیلدوت که وسط پامه با هر نفس کشیدن و تکون خوردنت چوچولمو میمالی ،سوارخ کصم رو انقدر تلمبه زدی باز مونده و احساس میکنم هنوز تومه ،نوک ممه هامو که اینجوری میمالی دلم میخوادت باز وای نمیخوام برم سرکارررر
توروخدا یه بار دیگه بریم قول میدم سریع آبمو بیارم خواهش میکنم
هم زمان با ور رفتن با نوک ممه های من و ناز کردن بدنم می خواست به خواسته اش برسه یکم خودمو بیشتر بهش نزدیک کردم دستم رو انداختم دور کمرش از بین چاک کونش بردم پایین دستم خورد به دیلدو آروم فشارش دادم سمت سوراخش لبامو چسبوندم به لباش و یه فشار ریز انقدری که فقط نوکش بره تو کردم لب زدم رو لباش نه نمیشه یهو ازش فاصله گرفتم سوتین بستم تا به خودش بیاد تیشرتشو داشتم تنش میکردم بهش خیلی برخورد دامنشو برداشت خودش پوشید با حالت قهر رفت سمت در اتاق برگشت سمتم
سارا : در رو بزن میخوام برم بیرون
منم یه پوزخند زدم در رو باز کردم . سریع رفت بیرون
از دوربین ها داشتم میدیدمش رفت سمت لاین ناخن با عصبانیت که از من گرفته بود که چرا دوبار نکردمش دستیارشو دعوا کرد منم لباسامو پوشیدم ولی دیلدو رو در نیاوردم
سمت غروب آفتاب و شب شده بود سالن تقریبا خلوت بود کسی نبود فقط من بودم و سارا با مشتری سارا
لباسمو درست کردم مانتو جلو خودم گرفتم که برآمدی که دیلدو ایجاد کرده معلوم نباشه وسایلم رو برداشتم رفتم بیرون از اتاق به سمت لاین ناخن رفتم داشت تاپ کات آخرشو میزد با لبخند صداش کردم
ساناز :سارا جون عزیزم میشه یک لحظه بیای سمت آشپز خونه
(آشپزخونه کارکنان با مشتری ها متفاوت بود و در داشت روشم خورده بود ورود ممنوع )با تعجب نگاهم کرد
سارا : اتفاقی افتاده ساناز جون
ساناز : نه عزیزم یه لحظه کارت دارم
خودم رفتم سمت آشپزخونه شنیدم که داشت به مشتری می گفت عزیزم دوتا دستاتون و پاهاتونو دوبار دیگه بزاریم که کامل خشک بشه من الان برمیگردم
اومد تو آشپز خونه نگام کرد
اشاره کردم در رو ببند بیا جلو درو بست اومد جلو دستشو گرفت بین خودمو یخچال گیرش انداختم دستم رو گذاشتم رو دهنش یه وقت جیغ نزنه و صداش بیرون نره اون یکی دستمو رسوندم زیر دامنش دیدم هنوز شورت پاش نیست به کصش دست زدمو در گوشش گفتم
ساناز :هنوز شرتتو نپوشیدی که ؟
با تعجب بهم نگاه میکرد میدونستم لز تو جای که خطرناک باشه احتمال لو رفتنش بالا باشه هم براش هیجان انگیز هم با ۲ یا ۳دقیقه باهاش ور رفتن آبش سریع میاد
سریع زیپ شلوار باز کردم
صدای ضربان قلبشو میتونستم بشنوم از جلو همونجوری که دستم رو دهنش بود و بین خودمو یخچال قفلش کرده بودم فرو کردم توش ،چشماش از زور لذت و درد بسته شد و نفسش ریز دستم قطع شد یه لحظه، تند تند داشتم تلمبه میزدم چشماشو بسته بود یه دست دیگمو آوردم تیشرتشو زدم بالا تا رو یکی از ممه هاش بالا از تو تور سوتین درش اوردم دهنمو گذاشتم روش ممه اشو میخوردم تو کصش تند تند تلمبه میزدم دستمو از رو دهنش بر داشتم خودش دست گذاشت رو دهنش. میدونستم هم درد داره هم داره از لذت و هیجان دیونه میشه از یخچال فاصله اش دادم
همون لحظه صدای مشتریش آمد که گفت :سارا جون گفتی دوبار بزارم ؟
سارا دستشو از رو دهن خودش برداشت آب دهنشو قورت داد. سعی کرد صداش تابلو نباشه تو یک کلام فقط گفت :اره عزیزم
هلش دادم سمت کابینت نشست رو کابینت پاشو باز کردم دو بار فرو کردم تند تند داشتم میزدم که دستشو گذاشته بود رو دهنش یه دونه اشم گذاشته بود رو شونه من پاهاشو حلقه کرده بودم دورم که یهو با شدت زیاد لرزید
دست پاش شل شده بود اگر جلوش من نبودم افتاده بود زمین
ازش اروم در اوردم در گوشش گفتم
ساناز :دفعه بعد برام قیافه بگیری و پشت چشم نازک کنی جلو مشتریت میکنمت یادت نره
خودمو درست کردم از در آشپزخونه امدم بیرون

نوشته: ساناز

لزبین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18