رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     زن شوهردار × تریسام × داستان تریسام × سکس تریسام × داستان سکسی × داستان زن شوهردار × سکس زن شوهردار ×

اولین تجربه شیطونی بعد از ازدواج

سلام به دوستان خواننده خاطره من و ممنون بابت وقتی که میزارین و بگم‌ انشا نویسی من زیاد خوب نیست . این قضیه را یه صفت های دیگه هم بهش مثل خیانت و… میدن و ممکنه کسی ناراحت بشه از خوندنش . پیشاپیش عذر میخوام و این حرفا را جایی نمیشه عنوان کرد واسه همین اینجا نوشتم و گفتم شاید کسی بخونه و براش جالب باشه . اسم من سمانه هست و ۳۷ ساله هستم و متاهلم و یه بچه دارم . توی شهرستان کوچیکی زندگی می‌کنیم که اغلب افراد بومی هستن و مردم همدیگه را می‌شناسن و خوب از لحاظ دخالت دیگران توی زندگی شخصی یه امر عادی هست حالا از فامیل و دوست و همسایه و آشنا و این واقعا یه موضوعی هست که دوستانی که جای کوچیک زندگی کردن میدونن چی میگم . شوهرم اخلاق تند و تلخی داره و به واسطه آشنایی خانوادگی و یه جورایی بخاطر فشار خانوادگی باهاش ازدواج کردم و زیاد حق انتخاب من مهم نبود و بیشتر مصلحتی و مشورتی به خواستگار جواب میدادن و خیلی با هم اختلاف سلیقه داریم . بگذریم و اصل ماجرا این شد که شوهرم با کار کردن زن مخالف بود . چند سالی بود ازدواج کرده بودیم و دیگه خونه فامیل رفتن اومدن واقعی تکراری بود و زندگی محدود و تکراری روی مخ بود . یه همکلاسی و دوست قدیمی داشتم به اسم پریسا که بهش میگفتم پری و اونم زیاد زندگی جالبی نداشت و فقط شوهرش یه کم خوش اخلاق تر شوهر من بود و وضع مالی شون هم یه کوچولو بهتر ما بود . پری یه مغازه توی خیابون اصلی شهر فروشنده شد یه مدت و من گاهی سراغش میرفتم و اونم مثل من حوصلش سر میرفت در طول روز ها تک و تنها توی خونه و میرفتم پیش پری و گاهی خاطره تعریف می‌کردیم و حرفای روزمره میزدیم تا یه روز توی مغازه که نشسته بودم پیش پری یه مرد هم سن و سال خودمون اومد داخل مغازه و یه سلام تعارف گرم کردن و یه چیزی توی پلاستیک تیره داد به پری و گفت این امانتی را بدین به صاحب مغازه و سلام برسونین و… بعد رفتنش پری شروع کرد شوخی کردن و گفت تو را خواست یا منو که اینقدر تحویل گرفت و گرم گرفت و چه مرد خوبی بود و چه با وقار و با شخصیت و … خلاصه حس کردم پری خوشش اومده از طرف و یه روز بعد یکماه پری بهم گفت یه چیز بگم ؟ گفت قول مسخره نکنی و… گفتم قول و گفت شماره طرف را گرفتم و باهاش دوست شدم و با هم تلفنی در ارتباط داریم . اول خندیدم بعد گفتم دیوانه بعد به فکر فرو رفتم و دیگه هر دفعه با پری حرف میزدیم راجع به اون مرد حرف میزدیم و پری تعریفش را زیاد می‌کرد. یه روز پری گفت میگم یه چیز بگم نه نمیاری؟ گفتم بگو و گفت میخواد با اون آقا برن بیرون یه طرفی و بگردن و میخواد منم برم دنبالش که هم کسی دید شک نکنه هم نترسه . اول نه آوردم ولی دروغ نمیگم و دوست داشتم من هم مثل پری از این شیطونی ها داشتم ولی خب هم میترسیدم هم فکر منفی داشتم راجع به این موضوع . بعد التماس پری دلم سوخت واسش و درک میکردم چی میگه و با هزارتا بهونه که بتونم چند ساعت خونه نباشم واسه ساعت ۹ و نیم رفتیم سر قرار و اون مرد که اسمش احمد بود با یه پژو پارس شیشه دودی اومد دنبال ما و رفتیم و یه جای خوش آب و هوا و دور از
محل زندگی مون و بعدش که دور شدین از شهر خودمون پری رفت جلو نشست پیش احمد و یه کافی شاپ رفتیم و قرار شد بعد بریم یه رستوران واسه ناهار و فهمیدم احمد هم متاهل هست و اونم از زندگی شخصی و زنش رضایت نداره . احمد خیلی باحال بود و پری هم خیلی شوخ و حرفایی میزدن که همش مایه خنده و زیر نافی غیر مستقیم بود و کلی خندیدیم .توی رستوران وقتی احمد رفت دستشویی و برگرده بعد از ناهار پری به من گفت احمد بهم یواشکی گفت اگه دوستت دهنش قرص هست تا بریم یه جای خلوت یه کم ما دوتا بوس بازی اینا کنیم . من گفتم کی با کی و خندیدم ؟ گفت ما دوتا نترس با تو کسی کاری نداره و فقط گفتم اگه دلخور میشی یا می‌ترسی نمیریم . گفتم پری تو واقعی دلت میخواد ؟ گفت آره دوست دارم یه کم با احمد عشق بازی کنم . توی چشمای پری اون حس که گفت را دیدم و قبول کردم ‌ که بریم یه جایی و بزنیم کنار و اون دوتا عشق بازی کنن و منم مراقب باشم کسی نیاد و اگه خواست دردسر بشه باشم که کسی شک نکنه . البته اگه رانندگی بلد بودم اون دوتا میرفتن عقب و کارشون را میکردن ولی خب رانندگی بلد نیستم . احمد که اومد سوار شد و رفتیم طرف یه محلی بود شبیه پارک جنگلی و باغ و ویلا زیاد بود و زدیم یه گوشه کنار و پری و احمد به من گفت ببخشین که ما بی حیا شدیم و لطفا مراقب باش از دور دیدی ماشین میاد بگو‌ ما جمع و جور کنیم خودمون را و صاف بشینیم و دوتایی همین مدل که احمد پشت فرمان بود و ماشین روشن بود و پری هم کنارش نشسته بود و منم صندلی عقب بودم شروع کردن به لب گرفتن و دستمالی همدیگه و احمد دکمه ها مانتو پری را باز کرد و دکمه شلوار پری را هم باز کرد و لب و سینه را خورد و دست هم توی شورت نصفه نیمه که پای پری بود کرده بود و صدای مالیدن و لب بازی و آه و ناله پری بلند بود و من گاهی نگاهشون میکردم و بیشتر سعی می‌کردم مراقب باشم کسی از دور اومد بگم . توی ظهر بود و خلوت بود و احمد میدونست کجا بریم که زیاد شلوغ نباشه و بعد چند دقیقه که پری خیس خیس شد به احمد گفت دوست داری منم کیرت را بخورم ولی احمد گفت اول من کوس تو را بخورمش بعد تو برام ساک بزن ولی توی ماشین اونم صندلی جلو سخت بود و با هر زحمتی بود پری چرخید و تکیه داد به در و یه پا گذاشت روی داشبورد و یه پا دیگه را بالا گرفت و شورت مشکی که پاش بود را با شلوار تا زانوهاش داد پایین و احمد هم کمکش داد و سرش را برد پایین و جوری با عشق خورد که صدای لیس زدن‌ کوس پری و ناله و آخ جون گفتن هاش منم خیس کرد و دوست داشتم بگم بعد پری واسه منم بخورش ولی نگفتم . حدود پنج دقیقه احمد برای پری لیس زد با زجر و سختی و جای تنگ و منم یه چشمم به دور و بر بود و دلم و چشم دیگه م پیش پری و احمد که چه حالی میکنن و انگار لیلی و مجنون هستن و التماس های پری شروع شد احمد جون بکن توش دارم ارضا میشم و بدجور حال دادی و الان از حال میرم ولی احمد جوری خورد و انگشت کرد که یهویی پری ارضا شد و لرزید و سعی می‌کرد جلوی خوردن احمد را بگیره … بعد چند ثانیه حس کردم منم اندازه پری خیس شدم . بعدش احمد گفت میخوای ساک بزنی بزن و پری سریع خم‌ شد روی صندلی راننده و کیر احمد را جوری خورد که انگار بار اول هست کیر دیده کیر احمد خوش استیل بود و کلاهک و سرش خوشگل بود و جوری پری می‌خورد که احمد هم مرتب میگفت یواش و آبم میاد میریزه دهنت یهویی و یواشتر بخور ولی پری مست شهوت بود و دست راست احمد هم می‌مالوند پری را و بعد چند دقیقه احمد گفت پری بزار دستمال بردارم و داره آبم میاد پری هم ادامه داد تا آب احمد اومد و احمد پری را زد کنار و آبش را داخل دستمال کاغذی آورد و پاکش کرد و پری باز مکید سر کیر احمد را و اونم گفت نکن اینجوری از حال میرم و لباس هاشون را مرتب کردن و بعد متلک و شوخی و… برگشتیم با پری خونه .بعد اون روز دو سه بار پری زنگ زد و حرف زدیم و چت هم کردیم و همش حرف همون روز بود . توی تلگرام هم یه روز بهم گفت کیر احمد را دیدی اون روز؟ گفتم نه زیاد نشد ببینم و عکس کیر احمد را برام فرستاد و دلم خواست من هم تست کنم و احمد بکنه منو …ولی ترسیدم پری ناراحت بشه و بگه من بهت گفتم بیای دنبال من مواظب باشی یا دوست منو مخش را بزنی و چیزی نگفتم به پری که دوست دارم منم یه حال با احمد بکنم . سه هفته بعد اون ماجرا دیگه دل تو دل احمد و پری نبود و هر دو هوس کرده بودن باز با هم بکنن و پری بهم گفت میای بریم بیرون مثل اون روز؟ گفتم بگردیم یا بکن بکن دارین باز؟ پری گفت هر دو و من گفتم پری جون اون روز شما تو حس بودین من بجا شما ترس و استرس داشتم و بعدش هم یه غسل گذاشتین رو دست من و آش نخورده و دهن سوخته شدم . پری گفت خب میگفتی عزیزم تا بگم احمد برات بخوره و من گفتم تو حتما خودت نمیخوای و نگفتیم که سوتفاهم نشه و حتی احمد گفت دوستت گناه داشت فقط اومد اذیت شد و رفت . گفتم نه مشکلی نیست . پری گیر داد من که پیش تو همه زندگی م را گفتم و میدونی تو هم همه چیزای زندگیت را برام گفتی و میدونم با شوهرت مشکل دارین و اصلا با هم خوب نیستین و حال نمیکنین و درک میکنم کامل و خودت بخوای از نظر منم مشکلی نیست و من عمدی احمد را انتخاب کردم چون غریبه بود بی دردسر هست و متاهله و من امتحانش کردم بعد بهش راه دادم و اگه دوست داری خجالت نکش فقط بهم بگو من اوکی میکنم که حالت بیاره و …یه جوری پری قانعم کرد و راضیم کرد که حرفی نداشتم جوابش بدم و گفتم دردسر نشه و گفت نترس و منم بهش میدم و خیالت راحت و قبول کردم که باهاشون برم . جوری قرار گذاشت که این دفعه بریم خونه احمد وقتی خالی هست و یه روز چهارشنبه صبح بود و باز بهونه ردیف کردم بتونم از خونه بیام بیرون و حسابی به خودم رسیدم و با پری رفتیم جایی که احمد بیاد دنبال ما و ما را سوار کرد و مستقیم رفتیم خونه احمد که توی یه شهر نزدیک ما بود . وقتی رفتیم از پله ها بالا و رفتیم توی آپارتمان خونه احمد اصلا دل تو دل من نبود . اول پذیرایی کرد از ما با شیرینی و میوه و من از استرس رفتم دستشویی و برگشتم دیدم پتو انداختن کف سالن پذیرایی و دارن ردیف میکنن تا حسابی بکنن و من رفتم نشستم روی مبل و پری بعد من رفت دستشویی و گفت وای من چقدر خیسم و بشورم بیام و تا رفت داخل دستشویی احمد اومد جلو و دست منو گرفت و گفت بزار کمک کنم لباس در بیاری و خواستم ادا بیام ولی احمد کارش را بلد بود و مانتو و شلوار و روسری و حتی جوراب ها منو در آورد . تا پری اومد بیرون دستشویی زد زیر خنده و گفت شما شروع کردین که و اومد پیش ما و به احمد گفت دوست من را اون دفعه اذیت کردیم حالا جبران کنیم و احمد گفت چشم لب منو بوسید و دست انداخت بغلم کرد و از پشت سر هم پری بند سوتین منو باز کرد و یهویی بی مقدمه همین جور که ۳ تایی ایستاده بودیم شورت منو در آورد و گفت احمد ببین چی ساخته و من حس حرکت نداشتم و بدنم انگار بی حس بی حس و سرد بود . احمد منو خوابوند روی پتو و پاهام را بالا کرد و جوری کوس منو لیس زد که نزدیک بود زیر دو دقیقه منو ارضا کنه و خجالت بکشم ولی جابجا شدم و گفتم پری چرا تو فقط نگاه میکنی؟ اینجوری من خجالت میکشم و پری هم لخت شد و اومد شروع کرد به مکیدن کیر احمد و جوری می‌خورد کیر احمد را که دل من رفته بود و احمد هم همزمان برای من می‌خورد و زبون می‌کرد توی سوراخ کون و کوس من و مشخص بود کار بلده و داره آماده میکنه که حسابی بکنه و منم فقط گاهی سرم را بالا می‌آوردم می دیدم اون دوتا هم مشغول هستن و بعد چند دقیقه احمد پاهام را بالا گرفت و به من گفت آماده است بکنم توش یا بگم دوستت لیسش بزنه ؟ گفتم نه بکنش توش و احمد اول کشید لای کوس من تا داغتر بشم و آروم آروم کرد توی من و به پری گفت چقدر تنگه دوستت و پری گفت بکنش تا حال بیاد . پاهای من روی شونه ها احمد بود اونم تا تهش را کرده بود توی من و کمر میزد و همزمان سعی می‌کرد با پری تنظیم کنن که برای پری بخوره و پری هم سعی می‌کرد کوسش را بزاره دهن احمد به حالت ایستاده و من هم می دیدم و حشری تر میشدم . بعد ده دقیقه منو حالت داگی کرد احمد و محکم می‌کرد منو و از پری خواست کمک کنه بهش و برای من با دستش بمالونه و من میدادم و دست پری چوچولم را می‌مالید و احمد هم تا تهش را محکم می‌کرد توی من و انگشت دستش را هم کرد توی کونم که تکون نتونم بخورم و فقط میدادم و لذت می‌بردم. پنج دقیقه نشد جوری ارضا شدم که هیچ وقت تجربه ش نکرده بودم و انگار روح از بدنم رفت و افتادم و بی حس شدم . احمد چند تا بوس کرد از بدنم و به پری گفت بشین روی کیرم و پری نشست روی کیر احمد و حرفای سکسی زدن و بهم فحش های سکسی دادن و به احمد گفت این کیرت باید فقط هر جایی گفتم فرو بره و احمد التماس می‌کرد آهسته تر صدا نره بیرون و ناله های پری بلند بود و کمتر ۵ دقیقه پری هم افتاد التماس و لرزید و ارضا شد . احمد پری را بوسید و نازش کرد و کمک کرد بلند بشه و بعد باز اومد سراغ من و گفت کون میدی ؟ گفتم درد داره گفت یواش میکنم و راضیم کرد و تا اومدم بفهمم منو به شکم خوابوندم و توف زد به کونم و کیرش و کرد توی کونم و آروم تا ته کرد توش و هم سوزش داشت هم درد هم حس سرد شدن توی کمرم و دل درد و دل پیچه ولی اینقدر حشری بودم که فقط دوست داشتم احمد بکنه و اونم منو جوری کرد که یه سایز کونم گشاد شد و آبش را ریخت توی کونم و بوس کرد منو و پاشد و پا کردیم و رفتیم دستشویی و برگشتیم و یه ساعت نشده باز سه تایی کردیم . بعد اون روز احمد دوست مشترک من و پری بود و هم سه نفره و هم دوتایی زیاد سکس کردیم …

نوشته: سمانه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18