رفتن به مطلب

داستان سکس گی در مکان عمومی


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


سکس در شاهگلی تبریز
 

سلام بچه ها
من سالهاست عضو کونباز هستم قبلا هم دو سه تا داستان نوشتم اینجا. این جریانی که میخوام براتون اینجا بازگو بکنم یکی از جریانات سکسی منه که برام رخ داده. این سکس و رویداد برمیگرده به حدودا سال 85 یا 86 یعنی تقریبا 20 سال پیش که من جوانتر بودم.
من پسری هستم از استان آذربایجان شرقی. تو کنکور یه رتبه خوب آوردم و در دانشگاه اصفهان پذیرفته شدم و رفتم اونجا ولی متاسفانه طی سالهای دانشجویی به خاطر فعالیت های سیاسی که داشتم از دانشگاه اخراج شدم دانشجوی ستاره دار بودم … خلاصه برگشتیم به شهر و دیار خودمون و با یه پراید سفید که داشتم مشغول مسافرکشی شدم … یه جورایی سعی ام این بود دوران دانشگاه و اون فعالیت های لعنتی رو که داشتم رو از خاطر ببرم و از اون فضا بکشم بیرون و مسیر زندگی ام رو تغییر بدم.
در یکی از شهرک های اطراف تبریز(شهر جدید سهند) که تبریزی ها خوب میشناسند با پراید ام کار میکردم… یه مسیرهایی رو اکثرا طی روز در تبریز یا سهند خیلی میرفتم… در یکی از این مسیرها یه دختری رو یکی دو بار سوار کردم که در یه آرایشگاه زنانه کار میکرد… اون موقع ها من حدودا 22 سالم بود و اون دختره 19 سالش بود فکر کنم اسم اش ندا بودش. ندا در واقع در اون آرایشگاه به عنوان شاگرد یا کارآموز داشت کار میکرد. یه کون تپلی هم داشت.
بار سومی که سوارش کردم گفت تا سر خیابون میرم جلو نشست و سر صحبت باز شد… یه کم گرم گرفتیم… و یه دفعه گفت میخوای یه کم بگردیم گفتم باشه. دیگه حدیث دختر و پسر حدیث پنبه و آتیش هستش… یه جا باشند گُر میگیرند و … . یکی دو ساعت در خیابان های تبریز گشتیم و صحبت کردیم و کم کم کار به نوازش اینا کشید. دست گذاشتم رونش و مالیدم. کوس اش رو مالیدم از رو لباس؛ لب تو لب شدیم و اینا. اون سالها عین الان نبود که این دهه 80 ای ها و 90 ای ها ماشاالله خیلی راحت هستند… بی مکانی بود واقعا… حین گشت و گذار گفتیم بریم شاهگلی … رفتیم پارک کردم در پارکینگ پشت شاهگلی و رفتیم داخل پارک. واقعا خیلی حس خاصی بود 22 سالم بود و تجارب سکسی و جنسی کمی داشتم. یه حالت نامزدی بود مثل اینکه… دست در دست هم عین تازه ازدواج کرده ها دور استخر شاهگلی میگشتیم. کیرم شدید راست شده بود و هی این ور اون ورش دست میکشیدم؛ نامسب بدن پری هم داشت نسبت به سن اش کون و ممه هاش پُر بودش.
اون موقع ها شاهگلی عین الان توسعه نداده بودنش… یعنی استخر بود و پله ها و فضای دار و درخت … منتها یه قسمت هایی پشت این قسمت بودش که زمین بایر بود و احتمالا شهرداری خریداری کرده بود یا چی که بعدها درخت کاری و جدول ریزی شد و ضمیمه شد به پارک فعلی… . رفتیم بالا… و رفتیم پشت… رو پله های پشت که خلوت خلوت بود نشستیم کنار هم دست انداختم دکمه های مانتو اش رو باز کردم و ممه ها رو گرفتم… نامسب عین ملون گنده بود و عین پنبه نرم. بازی دارم کشید انداخت بیرون گرفتم دهن ام حالا نخور کی بخور. کیرم سنگ شده بود گفت ببینمش همون جا رو پله ها که بغل اش بودم درش آوردم گذاشتم دهن اش خم شده بود قشنگ گرفته بود دهن اش ساک میزد برام… ناشی بود چون سن اش هم کم بود اون موقع ها هم دخترا عین این دهه 80 ای 90 ای ها نبودند که … ما دهه 60 ای ها دختر و پسر خیلی در محدودیت بار اومدیم… اینکه یه دختر مثلا تو 19 سالگی ناشی ساک بزنه کاملا عادی بود… خلاصه ساک میزد منم دست انداختم مانتو رو دادم بالا از زیر شلوار و شورت اش دست انداختم داخل و کون اش رو مالوندم. لپ های کون تپل اش رو میمالوندم اونم کیرم رو میخورد و با دست برام جغ میزد … کم کم دست ام رو بردم سمت کوس اش دیدم جوون خیس شده … با کوس اش بازی کردم که دهن اش رو درآورد از کیرم گفت پرده دارمااا منم با خیسی کوس اش انگشت ام رو آوردم یواش کردم تو کون اش ای جون آتیش بود و تنگ. همزمان که انگشت ام رو تو کون اش جا میدادم اونم کیرم دهنش بود و میخورد … شکر خدا خلوت بود اون سمت و کسی هم نمیومد. کیرم داشت منفجر میشد بایست یه جور کارو تموم میکردم…
گفتم بریم جای امن تر، گفت باشه. پاشدیم و خودمون رو جمع و جور کردیم … رفتیم اون پشت تر … جایی بود که زمین تقریبا بایر بودش و هنوز ضمیمه پارک شاهگلی نشده بود فکر کنم چون نه جدول کشی شده بود نه پیاده رو داشت نه نیمکت نه هیچی زمین بود و چند جا درخت زار … ولی الان که میرم اون سمت کلا الصاق شده به شاهگلی هم درخت کاری شده هم پیاده رو کار شده و کلی آدم رفت و آمد میکنند… ولی اون موقع هیشکی نمیومد اون سمت چون چیزی نبود که برهوت بود میشه گفت و چند تا درخت این ور اون ور سرخود رشد کرده بود. رفتیم اون جا و هی از پشت بهش میچسبوندم و با کون اش ور میرفتم و ممه هاش و لب میگرفتیم … رفتیم پشت چند درخت تو زمین خاکی رو چمن ها نشستیم … دراز کشیدم کیر رو کشیدم بیرون گفتم با کون بشینه رو کیرم… جلوم که وایساد مانتو رو داد بالا شلوار پارچه ای تنگ پاش بود که وقتی کشید بیرون نامسب حجم کون یه باره ریخت بیرون انگاری که به زور کرده بودنش در شلوار و شرت. کیرم در حد انفجار بود… اومد بشینه رو کیرم تنظیم کرد سرش رو بکنه توش یه کم رفت گفت درد داره… دیدم این طور نمیشه. گفتم رو شکم دراز بکشه رو زمین کون تپل رو انداخته بود بیرون… رفتم روش کمربندم رو باز کرده بودم و شلوارم تا زیر خایه پایین بودش برا اونم تا زیر زانو کشیدم پایین، اووف ای جون چه کونی چه کوسی از لا کون میزد بیرون چه بویی چه لطافتی … الان که دارم تایپ میکنم و اون لحظات رویایی رو مرور میکنم بعد از 20 سال… کیرم سیخ شده و از سرش داره آب میاد. کاش الان اینجا بود افتتاح میکردم اون کون تنگ رو. نه انگشتی کردم نه هیچی لا کون رو باز کردم و غنچه کون اش سلام گفت بهم. خم شدم یه تُف پر ملات انداختم دقیقا رو سوراخ کون اش، یه تف دیگه زدم به کیرم و خیس اش کردم خم شدم دراز کشیدم روش کیر رو تنظیم کردم دم در سوراخ عشقم، نوک اش رو دادم آآه کشید… کیر من سایزش معمولی هستش نه خیلی بزرگ نه خیلی کوچیک یه کیر کاملا متوسط و نرمال ایرانی و البته خوش فرم و خوش تراش(چیزی که دخترایی که دیدند میگن). چون مکان و زمان به شکلی بود که سریع بایست جمع میکردیم کارو دختره قشنگ همکاری میکرد الکی ادای تنگ ها رو درنمیاورد… نمیدونم سوراخ اش چطور بود که اول اش یه حالت مقاومت داشت و مثل اینکه نمیرفت تو … یه کم فشار دادم حلقه دمِ در کون اش باز شد و یه باره دو سانت رفت کیرم توش. خلاصه کم کمک تلمپ زدیم و کم کم کلش رو جا کردم تو کونش با دو دست شکم نازش رو بغل کردم کیر رو تا خایه کرده بودم تو کون اش. نمیدونم درد داشت یا نه آه و اوه میکرد ولی مقاومت الکی نکرد… گردن اش رو میخوردم برگشت لب گرفتم زبون اش رو میخوردم و تو کون اش تلمبه های ریز میزدم البته میشه گفت تنگ بود چون حس میکردم … ولی اینکه یه دختر 19 ساله کیر معمولی یه پسر 22 ساله رو جا کنه تو کون اش خیلی چیز غیر عادی نیس … دختر حتی اگر کون هم نداده باشه تا اون سن اونقدر چیز میز کرده تو کون اش که جا باز کرده… چون دخترا تا تنها میشند خیار و … میکنند اینجا اونجاشون.
دکمه مانتوش باز بود دست انداختم یکی از ممه هاش رو وحشیانه چنگ زدم گفت یواش… کون اش رو میگاییدم حرف های سکسی میگفتیم البته خیلی آروم چون واقعا یه ریسک بود سکس در چنین جایی… واقعا الان یادم میافته میگم چطور رفتم اونجا سکس کردم… یه وقت یکی میومد چی میشد.
-کونی منی
-اره کونی تو ام بکن کون ام رو
-میگامت جنده کونی
…
تخ تخ تلمب میزدم کون اش اونم آه های درد دار میکشید که پمپاژ کردم تو کون اش و سریع درآوردم که بریم… چون واقعا یه ریسک بود سکس در چنین جایی… ولی اون حشری بود معلوم بود و جالب اینکه کیرم نخوابیده بود!! جوان بودم و در اوج شهوت ولی بایست میرفتیم… خطری بود اونجا
اومدیم داخل محوطه شاهگلی رفتیم بوفه نشستیم و دو تا قهوه سفارش دادم تو چشمای خمارش نگاه میکردم… شاید باورتون نشه ولی کیرم هنوز راست بود درحالیکه من معمولا بعد از ارضا کیرم تا مثلا نیم ساعت اینا میخوابه ولی نه اینکه جوان بود و کون کون خوبی بود در اوج شهوت و جوانی و سلامت بدن و گوشت بودن طرف، موجب شده بود که اینجوری خوب تحریک بشم.
به چشمای خمارش نگاه میکردم معلوم بود ارضا نشده… قهوه میخوردیم ولی سکوت بود بین مون حرفای کوچیک رد و بدل میکردیم…
نمیدونم چرا من اون موقع ها اصلا تو فاز ازدواج نبودم… و همیشه فکر میکردم یه دختر رو بکنی خودش رو میندازه گردن ات … بنابراین نمیخواستم درش توقف کنم چون فردا پاپیچ میشه بیا منو بگیر درحالیکه من صرفا قصدم عشق و حال بود و بس…
سوار ماشین شدیم صحبت کردیم و الکی قول و قرار دفعه بعد رو گذاشتیم … هرچند نمیخواستم قرار دیگه ای باشه!! الان که فکر میکنم میبینم چقدر کوسخل بودم واقعا چون فکر میکردم اگه زیاد بکنمش خودش رو میندازه گردن من!! تو ماشین سرش رو گذاشت رو زانوم جوری که کیرم از زیر شلوار چسبید به لباش قشنگ بو میکشید کیرم رو و مست بود… ولی کلا دخترا قدم جلو نمیزارند مرد هست که باید شروع کننده باشه چون من نمیخواستم اونم چیزی نمیگفت.
سر کوچه ای که آرایشگاه بود پیاده اش کردم و قرار گذاشتم دفعه بعد فلان روز همون جا سوارش بکنم…
یکی دو هفته گذشت منم فکرم جای دیگه بود و تقریبا ندیدمش … بعد یه مدت هوس سکس باهاش رو کرده بودم… ولی کلا نمیدیدمش. پیگیر شدم دیدم کلا آرایشگاه نمیاد… حس میکنم یکی بو برده بود و از خانواده اش اجازه ندادند که بیاد بیرون کار بکنه… فهمیده بودند دخترشون به هوای کار میره کون میده خخخخ
سالها از اون موقع گذشته یه بار تو اون محله یه کاری داشتم حدودا سالهای 98 بود فکر کنم، یه خانم کون گنده شبیه اون دیدم خیلی شبیه اش بود با یه بچه کوچیک داشت میرفت سوپرمارکت از پشت سر گفتم ندا خانم ؟ برگشت و یه نگاه گنگی بهم کردیم… ازدواج کرده بود و گوشت آورده بود و ممه و کون اش بزرگ شده بود… گفت شما؟ موندم چی بگم چون ما دوست نبودیم که یه سکس و یه رابطه در حد نیم روز با هم تجربه کرده بودیم احتمالا حتی اسم ام هم یادش نبود… موندم بگم یادته رفتیم شاهگلی کون ات گذاشتم!! گفتم نامسب این الان شوهر داره یه وقت اون نباشه بد میشه … هیچی نگفتم و فقط نگاه کردم اونم نگاه و رد شدیم و دیگه هیچ وقت ندیدمش.
بچه ها ممنون ام که داستان ام رو خوندید … برا همه مون متاسف ام که زیر سایه یکی از عقب مونده ترین رژیم ها در سطح دنیا داریم زندگی میکنیم … و زندگی مدرن و شیک رو تجربه نمیکنیم… . ما به عنوان دهه 60 ای عمرمون گذشت هرچند تا جای ممکن سعی کردیم خوش باشیم… دوستان متاسفانه ما در این سیستم به شدت ترسو و محافظه کار بار اومدیم… نترس باشید سکس کنید و اگر از کسی خوش تون میاد ابراز کنید و ازش سکس بخواید… این ما فقط ما هستیم که خواهیم تونست مرزهای حجب و حیاهای الکی و خرافانه رو جابجا بکنیم و به عیش و نوش برسیم.

نوشته: علی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18