رفتن به مطلب

داستان سکسی سختی های گی بودن


arshad

ارسال‌های توصیه شده


درد و دل های یک گی رنج دیده
 

سلام همحس های گلم👋🏻

امیدوارم حالتون خوب باشه

داستانم همانطور که از عنوانش مشخصه هیچ جنبه ی جنسی نداره، اینو از همون اول میگم که بعدا کامنت های زننده ای نزارید ، ولی چه خوب میشد آدمیزاد به درد و دل های یه آدمی که طول عمرش با آزار و اذیت سپری کرده گوش بده و باهاش همدردی کنه

راستش دلم خیلی پُره و نمیدونم از کجا شروع کنم به گلایه کردن… دلم گرفته از این کشور از این مردم از این چهارچوب و قانون…

اسمم ایلیا هستش گی ،۲۶ سالمه پوست گندمی چشم ابرو مشکی فیس مردونه و تو دل برویی دارم .
تو یکی از شهرستان های این کشور زندگی می کنم … همه جا محدودیت هست همه جا افکار منفی نسبت به اعضای ال جی بی تی … همش مسخره و سنگ رو یخ ام میکردن ، همش زیر ذره بین بودم ، رفتارام… حرکات دستام … لحن و طرز حرف زدن و راه رفتنام… هر آدمی رو به شک برمی انگیخت تا بفهمه من با این جماعت فرق میکنم .

دلم از همون بچگیام بازی های عروسکی می خواست ، میکاپ کردن می خواست ، با عشوه و ناز راه رفتن می خواست… ولی افسوس که جای اشتباهی به دنیا اومدم…

جایی که من بدنیا اومدم مردمش ( پسراش ) باید رفتارهای مردونه ای داشته باشن ، نباید میکاپ کنن ، نباید تو خونه بمونن، نباید با دخترا عروسک بازی کنن ، نباید موهاشون مثه یه دختر دراز و باز باشه ، نباید به همجنس خودشون کشش داشته باشن…

حالا من موندم بخدا، ایا این موارد اکتسابی هست؟ که افراد جامعه بهمون یاد دادن اونارو بدست بیاریم یا موارد انتسابیه؟ که افراد هیچ گونه نقشی در پیدایش اونها نداشته…
نمیدونم کی میخوان بفهمن؟ کی میخوان این تفاوت ها رو قبول کنن و بپذیرن؟ مگه زندگی آدمیزاد فقط تو سکس خلاصه میشه؟ چرا نمیتونم راحت به اون کسی که دوسش دارم ابراز علاقه و محبت کنم ؟ چرا موقعی که از علاقم به کسی بگم یه جوری نگام میکنه یا بهم میخنده؟ چرا موقعی که از علایقم به کسی که فکر میکردم رفیق صمیمی منه میگم بهم میگه برو روانشناس؟ هممون آدمیم ولی حیف که این جماعت گرفتار عقاید اند و نمیخوان این تفاوت ها رو بپذیرند.

همه جا محدودیت، همه جا حرف اکثریت، همه جا از جذابیت جنس مخالف بهم دیگه میگن، انگار نه انگار که ما همجنسگراها هم آدمیم و حق داریم مثل بقیه از حقوق بشری خودمون برخوردار باشیم .

خیلی زود متوجه شدم که من با اینها( پسرا ) فرق میکنم… اینا مثه من نیستن ، اینا روحیاتشون لطیف نیست ، اینا به چیزهایی علاقه دارن که برام عذاب آور و اذیت کننده بود ، اینا دوست دارن برای جنس مخالف شون مزاحمت ایجاد کنن ، خودشونو میکُشن تا با یه دختر کانکت بشن …

آدم مهربون و مودبی هستم، علارقم شرایط سختی که دارم همونطوری که بودم موندم… قانون، شرع، سنت . هیچوقت نتونستن از من آدمی بسازن که اونا بخوان…

خیلی خیلی معذرت میخوام، بسیار گلایه کردم، درکم کنید ، اینجا تنها جایی که میتونم حرفای دلمو، شرایط زندگی مو ، راحت بگم یه غمی تو دلمه که فقط خدا ازش خبر داره …

خواهش میکنم با کامنتاتون حال منو بهتر کنین، قشنگ میفهمم درد همجنسگرایی تو جامعه مون چیه… کاش درک بشیم، کاش دیده بشیم ، کاش قبول بشیم، آزار و اذیت هامون به یه مورچه هم نمیرسه ولی علارقم این یه عالمه آزار و اذیت شدیم …💔👋🏻😔

خدانگهدار همحس های با مرام و زجر کشیده ام…

نوشته: ایلیا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18