رفتن به مطلب

داستان سکس کون 25 ساله


mame85

ارسال‌های توصیه شده


کون هیرمان
 

سلام دوستان
داستان گی هست
اسمم هیرمان هست الان ۲۵ سالمه
داستان برمیگرده ب ۲۲ سالگیم من بعد از فوت پدرم با مادرم زندگی میکردم . خواهرم دوسال از من بزرگ تر بود مادرم ازدواج کرد منو خواهرم پیشه خاله و مادر بزرگم زندگی میکردیم تا اینکه خاله هم ازدواج کرد و رفت. خواهرم هم تو سن ۲۰ سالگی تو دانشگاه با یک نفر اشنا شد و ازدواج کرد من موندم و مادر بزرگم ک همیشه خاله بخاطر اینکه خونش نزدیک بود میومد و ب مادر بزرگم سر میزد ی بار مادر بزرگم مریض بود و عمل جراحی کرده بود و خاله مجبور شد اونو ببره خونه خودش چون خودش هم باردار بود میخواست همونجا ازش پرستاری کنه و من موندم خونه سر شب دیدم شوهر خاله ام ک تقریبا ۳۵ سالش بود و ی هیکل مردونه و خوشتیپی داشت و راننده ماشین سنگین بود و بار میبرد تقریبا ب همه نقاط کشور دیدم سر شب اومد در خونه و شام اورده بود در خونه گفت خالت داده و اومد داخل و نشست منم مشغول شام خوردن بودم دیده بودم همیشه ی مدلی با من برخورد میکرد خیلی مهربون بود و ی بارم سر شوخی باهام کشتی گرفته بود و خودشو ب کونم میمالید و ب شوخی گفت ک تو زن بگیری اینقد سوسولی ک فکر کنم نتونی کاری کنی و بیا تا بهت یادم م منو گرفت ب زور خوابوند منم از بدن مردونه و بوی مردونه و پشمای بدنش حسابی کیف میکردم نشست رو سینم و دستامو مهار کرد و یقه مو باز کرد و منم مقاومت میکردم اونم باخنده و ی نشو نه هایی از شهوت تو چشاش دیده میشد واسم تو ضیح میداد و میگفت اول یقشو باز میکنی سینه هاشو میمالی کیرشم ک شق شده بود رو شکمم حس میکردم خودشم کشید عقب و کیر شق شدمو ک حس کرد ولم کرد
بگذریم بریم سر داستان
بذارید از خودم بگم ی صورت گرد اندام تپل و نرم و ی کون گرد و برجسته ک نظر همه رو جلب میکنه خودمم حسم شدید ب مردای بالای سی و پشمالو بود ک از زمانی ک خاله ازدواج کرد و من شوهرشو دیدم واقعا حسودیم میشه و همیشه دوست داشتم جای خاله باشم و زیر بدن بهرام باشم
اون شب بهرام گفت خوش بحالت راحتی الان با خیال راحت میخوابی گفتم مگه تو چیکار داری گفت من باید فردا ساعت ۴ صب راهی شم سمت کرمانشاه گفتم خیلی دوس دارم بیام باهات اگه کسی باهات نیس منم میام ک اونم گفت اشکال نداره اگه دوس داری بیا بعدش گفت پس منم امشب اینجا میخوابم تا فردا با هم بریم منم از خدا خواسته قبول کردم گفت پس بذار من برم این ماشینو بذارم خونه و کامیونو بیارم همینجا تا فردا از همینجا حرکت کنیم و ب خالت اینام بگم اون رفت منم سریع ظرفا رو جم کردم رفتم حموم لخت شدم داشتم بدنمو شیو میکردم درحیاطو باز گذاشتم تا بهرام ک اومد دیگه در نزنه مشغول شیو بدنم بودم ک ی دفع حس کردم یکی دم در حمومه نگاه کردم دیدم بهرام اومد تو اولش خجالت کشیدم اما بعد خودشو زد ب اون راه دیدم وسایل حمومش رو اورده بود گذاشت تو حموم و معذرت خواستو رفت دیگه واقعا شهوت سر تا پامو گرفته بودحموم کردم رفتم بیرون بعد من بهرام رفت تو نمیدونستم چیکار کنم رفتم اتاقم خودمو کنترل کردم ک نرم سمت حموم اما نتونستم بلند شدم رفتم از داخل حیاط پشت پنجره کوچیک حموم ک باز بود نگاه کردم دیدم وایی ی بدنه گنده پشمالو ک پشتش ب من بود لپای پشمالو کونش ک سمت من بود داشت منو دیوونه میکرد ی کم ک نگاه کردم دلم میخواست کیرشو ببینم ک برگشت سمت من و دولا شد ک صابونو بر داره کیرش رو دیدم ک خوابیده بود اما واقعا کلفت بود و بخاطر اب چسپیده بود اما سرش قهوه ایی و کلفت بود ی دفع سرشو گرفت بالا ک من سریع رفتم پایین و رفتم تو پذیرایی نشستم دیدم بعد پنج دقیقه اومد بیرون و ی لبخند رو صورتش بود نشست کنارم و دست انداخت دور شونم تعجب کرده بودم گفت هیرمان تو بودی پشت پنجره نیگا میکردی تموم بدنم یخ کرد از استرس و ی لرز افتاد تو بدنم گفتم نه دیدم منو محکم کشوند تو بغلش و گفت نترس فقط دارم باهات حرف میزنم گفتم ترس چرا درصورتی ک داشتم میلرزیدم گفت چرا داشتی نگا میکردی؟ گفتم من نبودم گفت ببین تو ک از پشت پنجره اومدی پایین من در و باز کردم تو حال نبودی بعد کمتر ی دقیقه دیدم نشستی اینجا پس الکی نگو دوس داری بدنمو؟ چیزی نگفتم گفت میخوای ببینیش؟ بازم سرم پایین بود دستمو گرفت گذاشت رو کیرش گفت خجالت نکش بمالش بزرگ شه تا نشونت بدمش منم دوس دارم بدن تورو ببینم اون لحظه ک اومدم تو حموم دیدمت واقعا دلم میخواست بیام پیشت و خودم بشورمت و موهای بدنتو بزنم منم اروم اروم استرسم کم می شد و داشتم کیرشو ک کامل شق شده بود و تو دستم جا نمیشد رو می مالیدم اونم داشت منو بخودش فشار میداد و نوازشم میکرد اروم اومد سمت لبام و شروع کرد ب خوردن ک منم دیگه خجالتو گذاشتم کنارو هم راهیش میکردم گفت زبونتو در بیار در اوردم ک مث شکلات واسم میخوردش خیلی حال میداد ک صورت ریش دارش داشت صورت شیو شدمو لمس میکرد و زبونم تو دهنش بود دستمو کرد زیر کش شلوارکش گفت کیرمو بمال گرمای کیر و خایش ک خورد بدستم دیگه از خودبیخود شدم اب دهنشو میفرساد تو دهنم و بعد همشو میمکید بعد گفت بلندشو درو قفل کن خودتم برو دست شویی بیا اتاق خواب ک میخوام امشب ی کون مشتی بکنم امشب باید جای خالت ک حامله اس و نمیتونم بکنمش بهم بدی هرچند ک خالت تا حالا از کون نذاشته بکنمش رفتم در و بستم رفتم دستشویی خودمو تخلیه کردم و اومدم دیدم خوابیده رو تختم باشرت وایی ی بدنه مردونه سکسی ک واقعا ارزوی هر مفعولیه کیرشو گرفت از رو شرت و گفت بیا این کیر فعلا مال خودته حال کن منم خودمو رسوندم بهش و دراز کشیدم روش و پشمای سینه و شکم و روناش ک ب بدنم میخورد دیوونه میشدم لباسمو در اورده بودم قبل اینکه بخوابم روش ی کم لبامو خورد گفت ساک میزنی گفتم اره گفت اگه دوس نداری مجبور نیستی گفتم دوس دارم گفت ای جووون خیلی وقته میخواستم بکنمت کف کون و لبات بودم رفتم پایین شرتشو کامل در اوردم پشمای کیرشو تازه زده بود اما مال کونشو نزده بود همونجور ک دوس داشتم بود کیرش ۱۷ سانت و کلفت بود گفتم بهرام من نمیتونم این کیرو تحمل کنم گفت کارت نباشه من حرفه اییم کون زیاد کردم شروع کردم ساک زدن کیرشو بزور میفرستادم ته حلقم و تلمبه میزد تو گلوم جوری ک عوق میزدم و اب دهنمو نمیشد جمع کنم و میریخیت رو خایه و لای باسن و سوراخش حسابی خیس شده بود ی ۵ دقیقه ک خوردم کیرشو پاهاشو گرفت بالا و گفت خایه ها و پایینو بخور اگه دوس داری منم منظورشو فهمیدم ک دوس داره سوراخشو زبون بزنم اخه بعضی فاعلا دوس دارن منم از سوراخ شروع کردم لیس زدن و رفتم تا نوک کیرش ک پر از پیش اب بود و همشو خوردم ک ی جوون از ته دل گفت و گفت ابمم میخوری ؟ خالت ک خیلی دوس داره با سر تایید کردم سوراخ پشمالوشو ک زبون میزدم خیلی حال میکرد و باسنشو میداد جلو ک بیشتر سوراخش بزنه بیرون و منم داشتم کیف میکردم ک بهرام با اون هیبت مردونه و اون هیکل بزرگ و پشمالو و باسنه بزرگ خوابیده و کیر کلفتش افتاده رو شکمش و دوتا پاهاش رو داده بالا و داره از لیسیده شدن سوراخ و خایه هاش اخ و اوخ میکنه خلاصه پاها رو داد پایین و بلند شد و تموم دور دهنمو لیس زد و ی تف گنده کرد تو دهنم و گفت داگی شو ک میخوام بکنمش تو گفتم هواست باشه اذیت نشم منو بوسید و گفت نه من اینجوری نیستم ک فقط خودم حال کنم دوس دارم طرف مقابلمم حال کنه منم کونمو دادم طرفش ی جون گفت و ی سیلی اروم زد رو لپ کونم ی اخ گفتم ی تف کرد رو سوراخم کیرشو خیس کرد اروم اروم با کلی درد کیرشو فرستاد تو سوراخم وقتی بی تابی منو واسه تحمل درد میدید خیلی خوب بر خورد میکرد و قربون صدقه میرفت و دور سوراخمو نوازش میکرد و بهم ی کم فرصت میداد تا دردم کمتر بشه تقریبا ۷ ۸ دقیقه طول کشید تا ب سایزش عادت کنم و بعدش شروع کرد ب تلمبه زدن ک واقعا اولش درد داشت اما جوری برخورد میکرد ک برام تحملش اسون بود یواش یواش ب دردش عادت کردم و دوس داشتم تند بکنه منو محکم گرفته بود ک نتونم تکون بخورم یک دفه ی تقه محکم زد ک واقعا دردم اومد و ب شکم خوابیدم اونم خوابید روم و نگهم داشت و خودشم تکون نمیخورد و از پشت منو میبوسید و نوازشم میکرد و معذرت میخواست منم گفتم تند بزن تمومش کنم ی کم تو اون حالت کرد و بلند شد منو برم گردوند پاهامو داد بالا خودشم نشست وسط دوتا پام و کیرشو دوباره کرد تو و تلمبه زد و دراز کشید و سینه هامو میخورد و محکم تلمبه میزد و منم دیگه واقعا داشتم داد میزدم از سر درد و لذت ک دستشو گذاشت دم دهنم و یکم هم این پزیشن کرد و پاهام تا جایی ک جا داشت اورد بالا سوراخم زد بیرون و خودشم بلند شد کیرشو کرد تو و کیر منم خیس کرد و شروع کرد ب جق زدن من بعد ی دقیقه ابم پاشید رو شکم و سینه خودم اونم تقریبا بعد دو دقیقه با چندتا تلمه محکم تو کونم گفت دهنتو باز کن کیرشو در اورد اومد جلو دهنم ی کم جق زد و همه ابشو ریخت تو دهنمو منم قورتش دادم بی حال افتادیم کنار هم و دیگه حال دوش گرفتن نبود فقط با دستمال همدیگه رو پاک کردیم و شرت پوشیدیم و تو بغلش تا صب خوابیدم و واقعا یکی از بهترین و سخترین سکسای عمرم بود
خب دوستان ببخشید طولانی بود اگه دوست داشتید و نظرات مثبت بود میخوام دفع بعد همسفر شدن با بهرام و آشنا شدن با رفیقش ک اهل کرمانشاه بود رو واستون تعریف کنم
خیلی دوستون دارم منتظر نظراتتون هستم
پایان

نوشته: هیرمان

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18