gayboys ارسال شده در 3 مهر اشتراک گذاری ارسال شده در 3 مهر من و زنم و سفر تمام سکسیمون به قشم سلام رفقا من فریدم و الان در حال حاضر ۳۶ سالمه. متاهلم و زنم ندا ۳۰ سالشه. ندا مربی ایروبیک و یه بدن بشدت ناز و مرد کشی داره . که وجدانن چشم هر مردی رو به خودش میدوزه. ما زندگی خیلی خیلی خوبی داریم و از لحاظ رابطه جنسی هم تقریبا خوبیم. هفته ای یکی دو بار رو با همیم و تو هر سکس هم من کاملا ارضاش میکنم. اما خوب ندا بشدت یه زن داغ و شهوتیه که اگه مثلا پنجشنبه با هم سکس کرده باشیم, دو شنبه دوباره داغ داغه و باید سکس کنیم. حالا اگه من جون داشته باشم که هیچ اگه خسته باشم. به هر نحوه ایی شده با دست یا با خوردن ارضاش میکنم. چون اخلاقش رو میدونم . اگه ارضا نشه کلا بهم میریزه. یه مدتی بود که میدیدم ندا خیلی بیشتر از قبل داغ شده و تقریبا هر شب یا یه شب درمیون سکس میخواد. منم چون کارم از لحاظ فیزیکی سنگینه و تایم کاریم هم ب خاطر اضافه کاری بالاست واقعا توان اینکه بخوام هر شب سکس کنم رو ندارم. همینجوریش طی هفته کلی ویتامین و امپول نوروبیون و اینا میزنم که بتونم تو محیط کارم سرحال باشم و هفته ای دو بار رو جوابگو شهوت زنم باشم. دیگه واقعا هر شب یا یه شب درمیون برام سخته. و انصافا بعضی شبها وقتی میرسم خونه حتی نای شام خوردن هم ندارم. راستش از اونجایی که تو دوره مجردی با این گروها و کانال های کاکولد و تری سام و اینا آشنا بودم. و کم. و بیش وقتی این داستان ها یا حتی فیلم سوپر های خارجی و ایرانی کاکولدی رو میدیدم که دارن با زن طرف جلو خودش سکس میکنن. گاهی وقت ها خودم رو میذاشتم جای شوهر اون زنه تو فیلم و بشدت داغ میکردم. ولی هیچ وقت جرات بیان کردنش رو نداشتم. حتی بعضی وقت ها برا اینکه اتیش این شهوت رو تو خودم خالی کنم میرفتم تو این گروه های بیغیرتی و با بعضی ها چت میکردم و از ندا عکس میدادم. اما بدون چهره . و وقتی اونا از بدن و هیکل زنم تعریف میکردن و براش راست میکردن دیوونه میشدم. تا اینکه خوب رسیدیم ب این دوره ای که ندا عجیب و غریب داغ تر از همیشه شده بود و خیلی بیشتر از قبل سکس میخواست. که منم با خوردن و دست مالی ارضاش میکردم. هفته ای دو بار هم میکردمش. اما ندا اون شب هایی هم که من فقط اون رو ارضا میکردم میگفت فرید این خوبه ها ولی من کیرت رو میخوام. وقتی با اون ولع میگفت من کیرت رو میخوام من مغزم سریع میرفت سمت نفر سوم و کاکولدی و این حرف ها. توی شمال من یه ویلایی دارم که کوچیکه ولی خوب کار راه اندازه. ما عید ها تقریبا کل تعطیلات رو می رفتیم اونجا . چون حداقل پول برای اجاره ویلا و هتل نمیدادیم و بهتر میتونستیم خرج کنیم و بگردیم. اما سال پیش ندا گیر داد که فرید تو رو خدا بریم سمت چابهار و هرمزگان و اون سمت ها. که من گفتم ندا تو عید اونجور جاها خیلی گرون میشه . مجبوریم کل عیدی و اینارو بدیم به پول خونه و هتل و اینا. که گفت تو نگران نباش من امسال از اول سالی ماهی چهار پنج تومن از درآمدم رو خورده خورده طلا خریدم و گذاشتم برا مسافرت عید. تو هم که عیدی و حقوق و سنوات و اینارو میگیری. پول هتل با من بقیه اش با تو. که منم دیدم خوب واقعا دوست داره قبول کردم. بهمن ماه بود که از جایگاه یه خونه توی قشم اجاره کردیم که از این خونه بومی های خیلی باحال تو قشم بود خلاصه عید شد ما راه افتادیم و رفتیم سمت قشم. و وقتی رسیدیم و خواستیم خونه رو تحویل بگیریم وقتی رفتیم داخل دیدیم اصلا شبیه به اون عکسی که ما توی سایت دیدیم نیست. یعنی شبیه بودا . اما طرف بی معرفت خونه رو به دو قسمت تبدیل کرده بود و تمام خونه رو که ما رزرو کرده بودیم رو به ما نمیداد. و گفت فقط این قسمت برا شماست. که من با طرف کنار نیومدم و گفتم اگر قرار بود این یه چوسه جارو ب ما بدی و خونه دربست کامل در اختیارمون نیست پس چرا توی سایت عکس خونه کامل رو گذاشتی و توضیح ندادی که وسطش یه دیوار کشیدی. اینجوری حیاط دیگه دربست نبود و سمت ما اصلا بالکنی نداشت. ندا ب عشق اینکه شب بشینه تو بالکن و بیرون رو ببینه و از دور دریارو ببینه این همه ذوق داشت. خلاصه با تماس گرفتن من با پشتیبانی و توضیح دادن ما پولمون رو از طرف گرفتیم و زدیم بیرون. حالا ما تقریبا آواره شده بودیم و تو اون شلوغی عید دیگه جایی رو پیدا نمی کردیم. رفتیم جلو یه مغازه که ازش دوتا چایی یا قهوه ای بگیریم بخوریم که من اتفاقی جریان رو برا طرف تعریف کردم. پسره جوون و خوش هیکلی بود. درشت و ورزشکار. از اول که رفتیم تو مغازه طرف یکسره چشمش به پرو پای ندا بود و یه لحظه هم از دید زدن ندا دست بر نمی داشت. راستش منم خوشم میومد. حتی وقتی نگاهم به شلوارش افتاد و رد کیرش رو دیدم که چی تو شلوارش داره بیشتر داغ کردم و همش تو ذهنم اون داستان های بیغیرتی رو مرور میکردم. که یهو پسره گفت عزیز من میخوام یه پیشنهاد بدم . امیدوارم که قبول کنید. گفتم بفرمایید چه پیشنهادی. که برگشت گفت ببین من تو همین راسته یه خونه دوبلکس دارم که با پدر و مادر و خواهرم زندگی میکنم. گفتم خوب؟ بعد گفت اما راستش رو بخواید الان پدر و مادرم واسه تعطیلات عید رفتن یکی از شهر های اطراف خونه خواهر بزرگم و تا آخر عید هم نمیان. اما چون من مغازه دارم و اوج کاسبیم الانه دیگه نرفتم، گفت امشب که دیگه خیلی دیر وقته و شما هم الان تو این ساعت از شب دیگه جایی گیرتون نمیاد. تازه اگه گیرتون هم بیاد خدایی زور داره ساعت ده شب برید و پول یه شب رو بدید. من میخواستم دعوتتون کنم خونه خودم. امشب رو صبح کنید و حالا فردا صبح که بیدار شدید باهم میگردیم یه جای خوب براتون پیدا میکنیم. حرفش که تموم شد تا من بخوام حرف بزنم ندا گفت نه ممنون ما مزاحمتون نمیشیم. بالاخره که باید یه جایی رو رزرو کنیم. که پسره یهو از حرف ندا جا خورد و گفت خانوم من برای امشب از شما پولی نمیخواما. به عنوان مهمون تشریف بیارید. که من قبل از اینکه ندا بخواد حرفی بزنه گفتم اخه نمیخوام مزاحمتون بشیم. بعد اینجوری شما هم اذیت میشی و این حرف ها. پسره گفت نه بابا چ اذیتی. من که تا سه و چهار صبح مغازه ام. بعدشم نهایت اگر خانومتون اذیت میشن من تو همین مغازه میخوابم. بالاخره ما آنقدر هم بی معرفت نیستیم که مهمونامون رو اینجوری آواره بذاریم . حداقل اینجوری بی معرفتی اون صاحبخانه قبلی رو جبران کنم که اسم و خاطره بد از شهرمون تو دل شما نمونه. باز من زودتر از ندا گفتم اوکی قبول میکنیم ب شرطی که شما هزینه اش رو بگیرید. که پسره گفت عزیز من اون خونه رو اصلا اجازه نمیدم چون خانه شخصی خودمونه. که گفتم نه پس اینجوری نمیشه. که اونم برای اینکه ما قبول کنیم گفت باشه حالا فردا صبح یه مبلغی رو من ازتون میگیرم که شما هم تو مضیقه نباشید. ندا دیگه نتونست حرفی بزنه. و ما اومدیم تو ماشین نشستیم و ندا شروع کرد غر غر کردن. که فرید چرا قبول کردی. مگه ما این ادم رو میشناسیم. چرا باید یکی اینجوری بهمون لطف کنه. یا فردا یه مبلغ خیلی زیادی میگه یا … بعد یهو حرفش رو خورد . منم گفتم یا چی. گفت هیچی. گفتم مرگ فرید یا چی. که گفت بابا پسره خیلی هیز بود از اول تا اخر چشمش رو بدن من بود. بخدا این بیشتر بخاطر اینکه بیشتر دید بزنه این حرف رو زد . که منم ب خنده گفتم خوب دید بزنه . زن خوشگل و خوش هیکل رو دید میزنن دیگه. تا دیدم اخماش رفت تو هم. گفتم مهم اینه که دستش بهت نمیرسه و تو فقط تو بغلی خودمی. یهو اخمش به لبخند تبدیل شد و گفت فرید نکنه آدم ناتوئی باشه، بلایی سرمون نیاره نصف شبی. که منم گفتم نه بابا ندا طرف اینجا کاسبه . اعتبار داره. منم جلوش یه جوری حرف میزنم که بدونه کس و کار ما با خبرن که ما تو همچین خونه ای مستقر شدیم. که بدونه اگه خبری بشه میان اینجا سراغمون. خلاصه پسره موتورش رو روشن کرد و یه هزار متر پایین تر جلو یه خونه نگه داشت که باورم نمیشد فقط به اندازه کل خونه بغلی بالکن داشت. و من ب ندا گفتم یا خدا . یعنی این خونه است. که ندا با خنده گفت ببین اگه این خونه باشه من کل این چند روز رو اینجا میمونم. اصلا بهش میگم حتی پخت و پز هم با من . غذات رو برات میاریم دم مغازه ات. فقط بذار ما بمونیم. که منم گفتم اگه این خونه باشه معلومه ادم حسابیه. فقط رفتیم پایین خیلی ذوق نشون ندیا. یه موقع دیدی راضیش کردیم واسه این چند شب ازش اجاره کردیم. خلاصه من خواستم از ماشین پیاده شم که گفت صبر کن پیاده نشو ی لحظه. که من ب خنده ب ندا گفتم ریدیم ندا این خونه نیست که میگه پیاده نشو. یهو دیدم اومد و ریموت و زد و درب حیاط همون خونه جک دار بود و باز شد. وای چ حیاط بزرگ و قشنگی. که یهو پسره اومد و گفت بفرمایید منزل خودتونه. که منم گفتم ممنون لطف کردی عزیز. با ماشین رفتم تو حیاط و طرف چراغ هارو که روشن کرد ندا از ذوق نمیدونست چیکار کنه. فقط داشت دنبال لوکیشن برا عکس گرفتن میگشت تو حیاط. یه طرف آلاچیق و بغلش یه حوض بزرگ و خیلی شیک و تمیز. خلاصه پیاده شدیم ندا هم با کلی ذوق از پسره تشکر کرد.با تشکر و لبخند ندا ، پسره قند تو دلش آب شد و چشماش برق زد. من قشنگ متوجه شده بودم که پسره از این پسرهای ب شدت سکسی هستش و فقط به خاطر ندا این پیشنهاد رو داده. رو همین حساب خیلی به صورتش نگاه نمیکردم که هر چقدر دوست داره هیزی کنه و لذت ببره. فقط یکی دوبار به خشتک شلوارش نگاه کردم و قشنگ رد کله کیر نیم خیز شده اش رو دیدم. پسره خودشم فهمید که من متوجه راست کردنش شدم سریع خودش رو جمع و جور کرد و یهو گفت عزیز اسم من خالد هستش کوچیک شما. منم گفتم خوشوقتم منم فرید هستم. و سریع گفتم خانومم هم ندا هستش. که پسره گفت خوشوقتم ندا خانوم. که من یه چشمه ریز اومدم و گفتم ندا خانوم چیه مگه پیر زن صدا میکنی یا ندا خالی یا ندا جون صداش کن. خلاصه مارو برد داخل واحد که خونه دوبلکس بود و داخلش انصافا انگار یه خونه تو فرمانیه یا سعادت آباد بود انقدر شیک بود. خلاصه خودش کمک کرد وسایل هارو اوردیم و بهمون گفت اگه دوست داشتید از بالکن و حمام استفاده کنید تشریف ببرید طبقه بالا. سه تا اتاق خواب هست که اتاق بزرگه سمت چپی برا منه و تختش هم دو نفره است . اونجا راحت میتونید استراحت کنید. پایین هم حموم داره. ولی خوب سرویس حمام بالا خیلی اوکی تره. وان هم داره. بعد گفت با اجازتون من برم مغازه. شما استراحت کنید. که من گفتم شما خودت تشریف نمیاری؟ که گفت نه دیگه ندا جون معذب میشن . من میخوابم تو مغازه. که من سریع گفتم عزیز چ معذبی این خونه انقدر بزرگه که چهل نفر توش میتونن بخوابن. گفت حالا اگر اوکی بود میام. منم گفتم اگه نیای دلخور میشم ازت. حتما بیا. که موقع رفتن گفت ببخشید فقط امکانش هست یه کارت ملی بهم بدی. که منم رفتم نزدیکش و کارت رو دادنی با صدای آروم بهش گفتم . که حتما بیا تو مغازه نخوابیا. تو آدم با معرفتی هستی بیا دور هم یه عشق و حالی بکنیم و دو سه پیک مشروب بخوریم. که گفت اوکی مشروب میارم که من گفتم همه چی هست . فقط مزه بیار. اونم گفت پس من میرم مغازه و تا شما یه دوشی بگیرید منم تا یکی دو ساعت دیگه میام که صبح صبحانه هم براتون اوکی کنم. بعد اومد حموم رو نشون من داد و به شوخی اروم بهم گفت وانش بزرگه دو نفره هم میشه استفاده کرد. منم خندیدم و بهش گفتم امان از تجربه. تا وان و حمام رو دیدم گفتم اوه اوه این انقدر بزرگه که سه نفری هم میشه استفاده کرد. یهو چشماش گرد شد اما حرفی نزد و اب دهنش رو قورت داد و رفت. بعد رفتنش ندا گفت چی پچ پچ می کردید که من بهش گفتم که هیچی میگفت وان حموم بزرگه و دونفری میشه استفاده کرد و منم بهش گفتم امان از تجربه. چند بار دو نفری استفاده کردی. بعد ندا یهو گفت خوب؟ گفتم چی خوب؟ گفت نگفت چند بار دو نفری استفاده کرده . که گفتم والا صد درصد دو نفری امتحان کرده. شاید حتی سه نفری که یهو ندا گفت چی سه نفری؟ گفتم کاره دیگه پسر به این خوش هیکلی . و خوش سایزی چرا نباید سه نفری رو تجربه نکرده باشه. الان دخترا میمیرن برا همچین هیکل و همچین سایزی. ندا گفت سایز چیه هی میگی؟ منم ب خنده گفتم که طفل معصوم رو مگه ندیدی. معامله اش داشت شورت و شلوارش رو پاره میکرد . انگار یه اسپری چسب مو گذاشته بود تو شورتش از بس درشت بود. که گفت وا چرا خوب. ؟پسرا چرا الکی الکی اینجوری میشن. که منم گفتم همچین هم الکی نبودا. یه مانکن ورزشکار با یه لگ جذب و یه سویشرت کوتاه جلوش وایساده بود که هر مردی رو دیوونه میکنه. که ندا یهو گفت وا فرید بی غیرت شدیا. منم خندیدم و گفتم غیرت کیلو چنده دو روز میخوایم زندگی کنیم و لذت ببریم. یهو اومد جلو صورتم و گفت یعنی تو ناراحت نشدی وقتی فهمیدی طرف برا بدن زنت راست کرده. منم گفتم من زمانی ناراحت و عصبانی میشم که کسی ب خودش جرات بده و بخواد تو رو ازم بگیره یا بخواد اذیتت کنه وگرنه بذار نگاه کنه. خوب زیبایی واسه دیدن و لذت بردنه دیگه. که ندا خندید و گفت رطوبت جنوب رو مغزت تاثیر گذاشته و مغزت زنگ زده ها. که بهش گفتم اتفاقا رطوبتش باعث شده مغزم نرم تر بشه و الکی همه چی رو سخت نگیره. بعد چسبوندمش به دیوار و لبام رو گذاشتم رو لباش و شروع کردم ب خوردن. ندا هم که یه زن همیشه داغه و پایه سکس. بعد چند ثانیه خوردن دست انداختم تو شلوارش تا کسش رو بمالم دیدم کسش خیسه خیسه. تو همون حالت بهش گفتم فکر کنم همون جوری که اون داشته از زیبانی بدن تو لذت میبرده تو هم یه ریز لذتی بردیا. گفت نه بخدا گفتم پس این میوه بهشتی من چرا انقدر خیسه. گفت این میوه همیشه برا تو خیسه. تو قدر نمیدونی. خلاصه ی خرده مالیدمش و یهو ب فکرم اومد گفتم بذار خالیش نکنم که تو شهوت بمونه. بلکه اینجا ب آرزوم رسیدم. یهو دست کشیدم و ندا گفت وا کجا. گفتم اول بریم تو وان و بعد. من تو راه عرق کردم بدنم بو میده. که ندا ب خودش گرفت و گفت الان یعنی بدن منم بوی عرق میده. که بوسش کردم و گفتم این بدن همیشه بوی بهشت میده. ولی من دوست دارم قبل سکسمون بیشتر تایم بذاریم بعد بریم تو سکس. خلاصه رفتیم حموم و وان پر شد و یه خورده هم تو وان دستمالیش کردم و یهو ندا گفت فرید صدا اومد یکی تو خونه است. منم گفتم خوب باشه چرا میترسی. گفت خوب میترسم دیگه پاشو تو برو بیرون. منم سریع اب کشیدم و اومدم بیرون و حوله پوشیدم و صدا کردم آقا خالد شمایی. گفت آره اقا فرید براتون مزه اوردم. رفتم طبقه پایین تو اشپزخونه دیدم چ کرده فقط ب اندازه دو میلیون مزه اورده. تشکر کردم و اومدم ازش چند تا سوال بپرسم که یهو ندا گفت فرید جان ببخشید حوله من رو میدی. منم یهو شیطونیم گل کرد و ب خالد گفتم داداش زحمت میکشی حوله خانومم رو بهش بدی. تو اتاق خودت رو تخته. که خالد گفت من بدم. گفتم اره دیگه مگه اینجا جز تو کس دیگه ای هست که من باهاش حرف بزنم. اونم گفت چشم. منم گفتم لطف میکنی منم یه خورده اب بخورم ، وان آبش گرم بود تشنم شده. پسره رفت و یهو صدای ندا اومد که گفت وای خدا . بعد خالد گفت ندا خانوم بخدا اقا فرید دستش بند بود گفت من بهتون حوله بدم. بعد خالد سریع با رنگ و روی پریده اومد پایین و گفت فکر کنم ندا خانوم ناراحت شد من حوله بردم. منم گفتم پسره خوب هر زنی یه رگ خوابی داره. پیداش کن و لذت ببر. یعنی عملا اجازه رو براش صادر کردم. که اونم پرسید اقا فرید شما واقعا زن و شوهرید.که گفتم الان میام بهت شناسنامه نشون میدم. که خندید و گفت نه نه . این چ حرفیه. بعد بهش گفتم ما زن وشوهریم. ولی من معتقدم آدم نهایت هفتاد هشتاد سال زنده میمونه که تا چهل سالگی میتونه لذت ببره بعدش فقط زنده موندنه. پس دوست دارم زنمم از هر چیزی که میتونه لذت ببره. بعد با چشمام به کیره نیمه خیزش اشاره کردم و دوباره گفتم هر چیزی. گفت آقا فرید یعنی؟ گفتم آره. ولی یواش یواش که بتونیم کاما راضیش کنیم چون احتمال داره یهو شوکه بشه و همه چی خراب بشه. بعد گفت خوب حالا باید چیکار کنیم. گفتم الان اومد بیرون تو هم بیا پیش ما مشروبم من دارم بیاریم مشغول بشیم. بعد تو سعی کن کیرت رو راست کنی اما مثلا هر وقت من نگاهت میکنم ی جوری خودت. و جمع کنی که من نبینم. ندا زن داغیه. خود ب خود هوسی میشه. و بعد که حس کردم داغ کرده . بهت اشاره میکنم. و پاشو بگو من برم دوش بگیرم. برو حالا دوست داشتی یه دوشم بگیر و تر و تمیز کن. من اینجا میمالمش و داغش میکنم . تو که از حموم اومدی تقریبا ندا داغه داغه. من میگم حالت تهوع گرفتم و میرم دستشویی. بعد تو بیا بشین پیشش و اروم اروم بهش نزدیک شو. یا اینکه برو پشت سرش اروم لبات رو بذار پشت گردنش. چون حساس ترین جای ندا همونجاست. احتمال داره یه خورده مقاومت کنه. بهش بگو نترس شوهرت نمیفهمه… و همونجوری در حین حرف زدن سرشونه هاش رو بمال. اگه دیدی شل کرده ، اما نگران وجود منه. بهش بگو تو مشروب من قرص خواب آور ریختی و الان است که شوهرت تقریبا بی حال بشه و بره بخوابه بعد با خیال راحت با هم باشیم. منم اومدم از دستشویی دو دقیقه بعد میگم بچه ها من میرم بخوابم شما خوش باشید.اونم گفت شر نشه آقا فرید . گفتم نه بابا چ شری. گفت باشه ندا اومد و مشروب رو ریختیم و یه خورده خوردیم و این وسط هی خالد با کیرش از رو شلوارک ور میرفت. واقعا کیر کلفتی داشت و کله ی قارچی کیرش واضح معلوم بود. و من نگاه های ندارو دنبال میکردم که هر از گاهی با تعجب و شهوت نگاه میکنه. یهو خالد گفت آقا فرید من برم یه دوش بگیرم بیام. منم گفتم برو داداش راحت باش. رفت و من دست کردم تو شرت ندا و شروع کردم کسش رو مالیدن .اونم داغ کرده بود و کیرم رو از رو شورت داشت میمالید . که یهو خالد اومد و ندا سریع دستش رو کشید. طبق نقشه من گفتم من برم یه خورده دراز بکشم. مشروبه سنگین بود فکر کنم فشارم افتاده. رفتم و خودم رو زدم ب خواب.بعد چند دقیقه صدای ندا میومد که میگفت نکن اقا خالد. من شوهر دارم. تو رو خدا نکن. منم خوشحال و تو دلم گفتم کار تمومه. یه پنج دقیقه ای گذشت و دیدم ندا بدو بدو با سرعت زیاد اومد رو تخت و چسبید بهم و ب خالد گفت شب بخیر اقا خالد. چشمامو باز کردم و خالد با اشاره گفت نشد . گفتم حله تو بشین تو حال. بعد مثلا بیدار شدم و گفتم عشقم اومدی گفت اره. فرید صبح بریم ی خونه دیگه گفتم چرا چی شده. گفت هیچی معذبم حال نمیده اینجا. ولی معلوم بود داغ داغه و داره میمیره از شهوت. منم در رو گذاشتم رو هم و شروع کردم خوردن لب و گردنش. گفت فرید نکن یارو پسره تو حال نشسته. منم گفتم عیب نداره بذار اونم با صدای ما و فکر به بدن تو جق بزنه. رفتم تو سینه هاش و شروع کردم خوردن. بعد رفتم سراغ کسش ، بدون اینکه دست بزنم خیس خیس بود. و شروع کردم بخوردن. یهو گفتم ندا کیر خالد رو دیدی از رو شلوارک. یهو اونم که داغ داغ بود گفت اره. گفتم خیلی دیدی چ کله ای داره . یهو یه ناله ای کرد و ی کوچولو لرزید.گفتم جواب ندادی اونم با صدای لرزون گفت اره واقعا عجیب بود. گفتم ندایی یه چی بگم. جون فرخ نه نمیگی؟ گفت بگو حالا . اروم تو گوشش گفتم خالد رو بگم بیاد سه تایی سکس کنیم.ندا یه لحظه مکث کرد و چون مستی الکل و داغی شهوتش گل کرده بود گفت جدی میگی دیوونه گفتم اره بخدا . من اصلا ناراحت نمیشم .اونم گفت اوکی چون میدونم خیلی وقته این رو میخوای قبول میکنم.ولی فقط همین یک بار .گفتم باشه. مرسی عشقم. شروع کردم همه ی لباس هاش رو دراوردم جز شورتش چون خیلی سکسی و ناز بود. صدا کردم آقا خالد یه لحظه میای؟ گفت جانم . گفتم این باز نمیشه میای بازش کنی. اونم فکر کرد پنجره رو میگم. گفت دستگیره اش برعکسه باید بکشید ب سمت پایین. که من گفتم اوکی. ولی دوست دارم شما بیای بکشی پایین. یهو اومد تو و اون وضعیت ندارو دید . خشکش زده بود. که ندا بهش گفت فقط ب خاطر شوهرم . اونم همین یه بار. خالد مات مونده بود. یهو بهش گفتم بیا دیگه. مگه تو حیاط و سره میز مشروب واسه ندا راست نکرده بودی. بیا ببینم چقدر میتونی جلو این بدن ناز و کس و کون تنگ دووم بیاری. اونم انگار تازه مغزش روشن شد و گفت چشم. اومدم اقا فرید اومدم زنت رو جلو خودت سیراب کنم. همین اومد اول رفت سراغ سینه های ندا و گفت جون سینه پروتز شده. که ندا با چشم های بسته گفت چ پروتزی ماله خودمه. اونم شروع کرد از سایز و اندام و رنگ و پوست ندا تعریف کردن و هی ب نوک سینه هاش زبون میزد. منم داشتم سرشانه ندا رو میمالیدم. دست ندارو گرفتم و از رو شلوارک گذاشتم رو کیر خالد که ندا یهو گفت یا خدا این چیه؟ که من گفتم کیره عشقم. گفت میدونم کیره ولی چرا کله اش اینجوریه. گفتم برات سفارشی پیدا کردم.کله قارچیه ندا جوابی نداد این بار خود خالد به شوخی گفت ندا جون اگه دوسش نداری من برم. که ندا گفت واسه جفتتون رو دوست دارم. اول برا شوهرم رو بعد ماله تو رو. خالدم با خنده جواب داد ، چ خانوم وفاداری. خدا برات حفظ کنه فرید. که منم گفتم فعلا که خدا برا تو حفظ کرده و در اختیار توعه. پس خوب ازش استفاده کن که ندا خوشش بیاد و دوباره بتونی استفاده کنی. که ندا وسط حرفم گفت نخیر همین یه باره. اونم ب خاطر هوس فریدم. منم گفتم اره عشقم تو درست میگی. تو که اصلا دلت نمیخواد. بعد با خالد خندیدیم و مشغول شدیم. یهو خالد اومد و به من گفت برو کنار فرید جون تو زیاد دیدی بذار امشب من ببینم و استفاده بهینه کنم. بعد بغل شورت ندا رو داد کنار و با زبون افتاد ب جون کس داغ ندا. با دستاش هم هر دو تا سینه های ندا رو گرفته بود تو مشتش و فشار میدا. ندا انقدر داغ کرده بود که از شهوت داشت ب خودش میپیچید و همونجوری که کسش تو دهن خالد بود کمر و باسنش رو از رو تخت بلند می کرد و دوباره چسبوند ب تخت یهو نگاه ندا گره خورد تو چشم های من. همون نگاه شهوت باری که من همیشه تو فیلم های کاکولد میدیدم و ارزو داشتم که زن خودمم همچین نگاهی موقع سکسش با یه مرد غریبه بهم بکنه. چشماش از شهوت داشت بسته میشد و یه برق خاصی توش بود. دستش رو دراز کرد که من دستش رو بگیرم. منم رفتم نشستم بالا سرش و ندا سرش رو گذاشت روی رون پای من. حالا زنم روی تخت دراز کشیده بود و سرش رو پای من و دستش تو دستم. از طرفی هم پاهاش باز و کسش تو دهن یه جوون عرب. البته عرب ایران. خالد همونجوری که زبونش رو تو کس زنم میچرخوند دستش رو از رو سینه های گرد و سفت شده زنم برداشت و شروع کرد به جر دادن شورت ندا. که با این حرکتش جیغ زنم رفت هوا و شروع کرد ب لرزیدن. بعد خالد پا شد و اومد بالا سر ندای من. و گفت جنده خانومم حالا نوبت توعه. بعد یهو ب من گفت فرید جون نمیخوای ب زنت کمک کنی ؟ گفتم چی؟ گفت یعنی زحمت بکش شلوارک و شورتم رو در بیار و کیرم رو تقدیم زنت کن. مگه عاشق همین صحنه ها نبودی؟. توله سگ بلد بود چجوری داغم کنه. منم دست انداختم شلوارک و شورت خالد رو باهم کشیدم پایین تا زانوش. که یهو دیدم که یه کیر عجیب و غریب که وجدانن میتونم بگم کله کیرش اندازه ی مشت گره خورده ی خود ندا بود افتاد بیرون. تقریبا یه کیر بشدت کلفت و درشت با کله ی خیلی تپل و قارچی. که من یهو گفتم یا خدا . این چیه دیگه. که خالد خندید و گفت این کیره دیگه فرید جون. نه اونی که امثال تو لای پاتون دارید. نگاه به صورت ندا کردم دیدم انگار قفل کرده و یه جورایی از دیدن اون کیر با اون سایز کپ کرده. که با حرف زدن خالد ندا ب خودش اومد. خالد گفت ندا جونم. درست نمیگم؟ ندا گفت چی؟ گفت ب این میگن کیر. نه اونی که تو تا حالا باهاش بازی میکردی. امشب تازه کست میره تو حجله . که ندا تو صورت من نگاه کرد گفت فرید من میمیرم با این کیر سکس کنم. منم گفتم نه عشقم مطمئن باش بیشترین لذتت رو تو سکس میبری. خیالت راحت. کله اش بره بقییه اش عین مال خودمه دیگه. یهو خالد پرید وسط حرفمون گفت ندا جونم الان دیگه کار از کار گذشته. دیگه نمیتونم و نمیخوامی وجود نداره. بعد کیرش رو گرفت تو دستش و آروم نزدیک صورت ندا کرد. و سره کیره کلفتش رو هی میمالید رو لبای ندا که دهنش باز بشه و براش ساک بزنه . ندا هم یه خورده مکس کرد و آروم شروع کرد با لباش با سر کیر خالد بازی کردن و یواش یواش زبون زدن به کله قارچی کیر خالد. یه دو سه دقیقه ای تو همون حالد با کیر خالد بازی کرد و یهو پاشد و گفت خوش بحال زن آینده اش. که منم خندیدم و گفتم حالا که فعلا خوش بحال توئه و در اختیار تو. وقتی ندا حالت راست شده ی کیر خالد رو دید دیگه از خود بیخود شده بود و دودستی کیرش رو گرفته بود و میمالید و براش ساک میزد. جوری داشت ساک میزد که تف از کیر و خایه خالد اویزون شده بود و اونم هی ناله میکرد و میگفت آره ندا جون ماله توعه . تو هم دیگه مال فرید نیستی و مال خودمی و برده جنده ی کیرمی. مگه نه . ندا هم تو همون حالتی که کیر تو دهنش بود می گفت اوهوم. یهو خالد رو ب من کرد و گفت فرید جون بیکار واینستا بیا اینجا. پاشو بیا. بعد بهم گفت همونجوری که ندا رو حالت دو زانو نشسته و داره میوه اش رو میخوره تو هم بیا با دست کس و کونش رو بمال و برا بکن زنت آماده اش کن. ببین بیشتر از دیدن خود سکس حرفهاشون بود که من و دیوونه تر میکرد . منم اومدم کنار ندا و دست انداختم تو کس و کونش و هی میمالیدم . خالد قشنگ متوجه شده بود من چی دوست دارم و چه حرف هایی من رو ب اوج میرسونه. واسه همین رو ب من کرد و گفت کسکش جونم. هر وقت حس کردی کس زنت آماده است بگو تا من برات بگامش . وای من داشتم میمردم از شهوت . ندا از من بدتر . که یهو ندا بهم گفت فرید پاشو کامل لخت شو و شورتت رو هم در بیار اما حق نداری جق بزنی. بعد لخت شدم ندا بهم گفت بخواب رو تخت طاق باز. منم خوابیدم و پاشد اومد کسش رو تنظیم کرد رو صورتم. و گفت اینجوری کس زنت بهتر آماده میشه و اب میندازه برا کیر خالد جون. بعد خودش کسش رو میمالید رو دهن و صورتم. تمام صورتم خیس شده بود از اب کس زنم. بعد چند دقیقه . خالد دست کرد تو موهای ندا و بلندش کرد و همونجوری کشید و خوابوند رو تخت. و بلند صدا کرد کسکش جون . پاشو بیا دیگه . زود باش لازمت دارم. منم همونجوری لخت پاشدم رو تخت . وای اون صحنه ای که ندا دمر بود و خالد با اون کیر ب اون کلفتی نشسته بود بالای کونش منو دیوونه کرد. یهو خالد نگاهم کرد و گفت چرا واستادی . بیا فرید جود. بیا اینجا بشین . منظورش بالا سره ندا بود. بیا برام لای کس و کون زنت رو با دست باز کن. گفتم من؟ گفت جز تو کس دیگه ای اینجاست. بیا وقتی کله کیرم داره میره تو ببین. میدونم خیلی برات لذت داره. منم رفتم و لای کون ندا رو باز کردم. یه لحظه به کس کوچولو و گوشتی و تنگ زنم نگاه کردم و ب کیر خالد نگاه کردم. تو دلم پشیمون شدم و تو دلم گفتم این کیر بره تو این کس. بعدا دیگه کیر من ندا رو قلقلک هم نمیده. چ برسه بخواد با کیر من ارضا بشه. یهو خالد یدونه با کف دست زد تو پیشونیم و گفت کجایی ؟ گفتم هیچی . جانم؟ گفت بیا فرید جون بگیر دستت کیرم رو. گفتم چی؟ یهو یه دونه چک زد رو لپ کون ندا و ندا جیغش رفت هوا.خالد گفت دیگه دوبار یه حرف رو نمیزنم. هر دفعه متوجه نشی زنت اینجوری کتک میخوره . حواست رو جمع کن کسکش خان. یهو ندا گفت فرید تو رو خدا گوش کن دردم اومد. منم که دیوونه شنیدن همچین الفاظی بودم. یهو گفتم چشم. بگو چیکار کنم. که خالد گفت . دوست دارم خودت با دست های خودت کیر کلفت بکنه زنت رو جا بدی تو کسش. منم گفتم چشم. کیرش رو گذاشت تو دستم و منم آروم گذاشتم دم کس ندا و بهش گفتم ندایی یه خورده قمبلت رو بده بالاتر من ببینم کجا میکنم. چون من روبروی خالد بودم از این سمت درست نمیدیدم. ندا قمبلش رو داد بالا و چند باری کونش رو تکون تکون داد. که دیگه خالد نتونست تحمل کنه و خودش کیرش رو سور داد تو کس زنم. اولش ندا یه آه بلندی کشید و خودش رو خورده کشید جلو. که خالد سریع دست انداخت تو موهاش و دمب اسبی ندا رو گرفت تو مشتش که نتونه بره جلوتر، ندا دید راهی نداره جز التماس . شروه کرد التماس کردن . که خالد جون تو رو خدا اروم بکن. بخدا کردی تو نفسم بند اومد. حداقل اولش رو اروم بکن تو . تا جا باز کنه. اونم دیگه دلش سوخت و گفت باشه. پس پاهاتو کامل باز کن. تا من بتونم راحت تر جا کنم و آروم آروم بکنم تو کست. وای منم داشتم از شهوت و لذت میمردم. خالد دوباره تف زد ب کیرش و کلی هم تف انداخت لای چاک کون ندا جونم و بعد با دستش هی کیرش رو مالید لای کس ندا و آروم سرش رو جا داد. و یواش یواش شروع کرد تا نصفه تلمبه زدن. سه چهار دقیقه نشد که صدای ناله های ندا بلند شد و انگار شهوت تمام مغزش رو گرفته بود و هی قربون صدقه کیر خالد میرفت و هی میگفت بکن عشقم. کل کیرت رو جا بده تو کس کوچولو و تنگم. تازه دارم میفهمم کس دادن یعنی چی و برای چی بعضی زنها انقدر عاشق کس دادن هستن. نگو من تو این مدت سرم بی کلاه مونده بوده و لذتش رو نچشیده بودم. خالد با شنیدن حرف های شهوت بار ندا دیگه کاملا داغ داغ کرده بود و وحشی شده بود. جوری که با دوتا دستاش که گرفته بود رو پهلوهای ندا. تقریبا یه خورده ندارم از رو تخت جدا کرده بود و وحشیانه تلمبه میزد. فقط ارنج های ندا یودن که چسبیده بودن ب تخت وگرنه بقیه بدنش تو دستهای خالد بودن و خالد داشت ب شدت تو کسش تلمبه میزد. منم که دیگه اومدن بودم کنار خالد و باز شدن کس زنم رو تماشا میکردم. کیر خالد انقدر برا اون کس درشت و کلفت بود که وقتی خالد میخواست کیرش رو بکشه بیرون و دوباره فشار بده . انگار داخل کس ندا هم با کیرش میومد بیرون و دوباره می رفت سر جاش. اب شهوت بود که همینجوری از کس ندا ترشح شده بود و مالیده شده بود به کیر کلفت خالد. و باعث شده بود کیر تقریبا سیاه رنگش برق بزنه. انگار که بهش روغن پارافین زده باشی. خلاصه خالد تو پوزیشن دمر یه ده دقیقه ای تلمبه زد و ندا هم داشت ناله میکرد. که یهو بدن ندا شروع کرد به لرزیدن و کلا دست و پاهاش شل شد و ولو شد رو تخت. خالد هم همونجوری خودش رو انداخت رو ندا و روش خوابید. من فکر کردم خالدم ارضا شده ، بهش گفتم خالد جون نگو ریختی تو کس زنم. که خالد خندید و گفت یعنی تو فکر کردی ای آقا خالد به این زودی میاد؟ که منم گفتم نیومدی خدایی؟ گفت نه بابا. گفتم یزید به این زودی کدومه نیم ساعته داری با ندا سکس میکنی یه ربع که برات ساک زده . ده دقیقه هم داری با تمام قوا زنم رو میگایید. بعد میگی زوده؟ یهو ندا برگشت گفت آره آقا فرید زوده. مرد یعنی همین.یعنی جوری بکنی که تن و بدن اونی که زیرت خوابیده خیس خالی بشه ، هم از عرق کردن خودش هم مالیده شدن عرق مرد به تن نرم و لطیف زن. که خالد گفت قربون این زن چیزفهم. یگانه دوست دختر خودم رو تا چهار تا تلمبه میزنم. هی التماس میکنه زود باش ابت رو بیار. که ندا گفت چون اسکوله. قدر زر زرگر بداند و بس. بعد خالد پاشد و نشست روی تخت و به ندا گفت عشقم بیا بشین رو جایگاهت. ندا هم گفت چشم مرد واقعی من. اومد بشینه که خالد گفت نه اینطوری نه. برگرد پشت ب من بشین و با دستهات مچ پاهای من رو بگیر. اینجوری خودت راحت تر میتونی تلمبه بزنی و منم با لپ کونت ور میرم و دستگیره ها و پهلوهات رو چنگ میزنم. ندا یهو گفت جووووون که انقدر کار بلدی. خوبه مجردی حالا. متاهل بودی چی میشد. که خالد گفت عزیزم با وجود کس های نازی مثل زن آقا فرید عقلم کمه زن بگیرم و خودم رو اسیر کنم . این کیر اینقدر خاطر خواه تهرانی داره که نمیذارن خمار بمونه. بعد ندا بهش گفت ای حرومزاده . پس تو اینکاره ای و تمام این داستان ها که بابام اینا شهرستان هستن و این حرف ها دروغ بود. از اول واسه کس من نقشه داشتی. که خالد هم گفت نه که تو اصلا لذت نمی بری و ب ضررت شده. فربدم که سود کرده و شبی هفت هشت تومن کرایه جلوعه. بعد خندید و به ندا گفت بیا فدات شم بیا بشین که من هنوز اندازه ی نصف کرایه هم نکردم. که اونجا من بهش گفتم خالد بحث پول رو میاری وسط ریده میشه تو حس و حال ادم. من واسه پول این کار رو نکردم. کرایه ات رو هم میدم. که خالد دید من دلخور شدم گفت فرید خان بی جنبه نباش . بخدا شوخی کردم. ندا هم خندید و گفت خوب ول کنید این بحث رو. بعد قبل از اینکه بیاد بشینه رو کیر خالد . اومد و کیرش رو گرفت دستش و شروع کرد مالیدن و ساک زدن. بعد ب من گفت فرید ، فیلم میگیری ازم . گفتم چی.؟ گفت هیچی ، میگم با گوشی خودم از این صحنه فیلم بگیر. منم که داغ داغ و مطیع بودم گوشیش رو برداشتم و شروع کردم به فیلم گرفتن. که ندا وسط فیلم شروع کرد حرف زدن و توضیح دادن. که گفت شب اول مسافرت جنوبمون با عشقم فرید جون. بهم گفته بود یه کاری میکنم امسال بهت خیلی حال بده . ولی واقعا فکرش رو نمیکردم که همچین کیر ناز و خوشگلی رو برام کادو کرده باشه و اینجوری سورپرایز کنه . بعد پاشد و همون حالتی که خالد گفته بود نشست روی کیر خالد. و خودش با دستش کیر خالد رو جا کرد تو کسش و از مچ پاهای خالد گرفت و شروع کرد آروم آروم تلمبه زدن. من از لحظه ای که کیر خالد داشت کس ندا رو میشکافت فیلم دارم و هر بار میبینم ، دیوونه میشم. خالد هم دستش رو گذاشته بود رو کون زنم و با انگشت شصتش داشت با سوراخ کون ندا ور میرفت. که من تو دلم گفتم ندا بیچاره شدی. این دیوث داره واسه گاییدن کونت نقشه میچینه. یه چند دقیقه ای هم اینجوری کس ندا رو گایید و با انگشت سوراخ کونش رو گشاد کرد و یهو بهش گفت پاشو طاق باز بخواب. بعد پاهای ندا رو داد بالا و کیرش رو دم سوراخ کون ندا تنظیم کرد . اما ندا دستش رو گذاشت رو کونش و گفت اصلا فکرشم نکن. من تا حالا کون ندادم و نخواهم داد. هر چی خالد خواهش کرد ندا گفت نه که نه . اصرار الکی نکن که ضد حال نزنی به هممون.خالدم دید احتمال داره فاز ندا خراب بشه بیخیال شد و تو همون حالت گذاشت تو کسش و شروع کرد تلمبه زدن. جوری تلمبه میزد که تمام بدن ندا از شدت ضرب میلرزید و جیغ و دادش بلند شده بود. یه چهار پنج دقیقه ای تو همون حالت تلمبه زد و بعد کیرش رو تو همون حالت که تا دسته تو کس زنم بود نگه داشت و خودش رو ولو کرد رو ندا. ندا هم زیر خالد داشت میلرزید . انگار دوباره ارضا شده بود. تا من بیام بگم که ابت رو تو نریزی . دیدم خالد کیرش رو دراورد و فهمیدم کار از کار گذشته. یهو خالد گفت فرید جون بیا نگاه کن . آبم چجوری داره از کس تنگ و داغ زنت میریزه بیرون. شرمنده ها. من نیتم این بود که بریزن تو کونش ولی خودش قبول نکرد. منم ریختم تو کسش. ایشالا یه پسر خوشتیپ و قوی مثل خودم براتون کاشته باشم. که ندا گفت فرید جون من دو ماهه دارم قرص میخورم نگران نباش. بعد ندا دستش رو گرفت جلو کسش و بدو بدو رفت سمت حموم. خالد گفت فرید جون دوست داشتی؟ گفتم اره . واقعا چسبید. یهو گفت اگه دلت بخواد میتونم خودتم جلو زنت بکنم. که گفتم نه عزیزم من مفعول نیستم. که خالد گفت شرمنده اخه خیلی ها دوست دارن . گفتم شاید تو هم بخوای. گفتم نه ممنون. حالا که کارتو کردی . ما فردا دنبال خونه بگردیم ؟ گفت نه داداش شما هر چند روز دوست دارید میتونید بمونید. گفتم اگه بمونیم هر شب از این خبرا نیستا. گفت نه خیالت راحت. منم بچه هولی نیستم. اگه خودتون دوست داشتید میام با هم عشق و حال میکنیم اگر نه . مطمئن باش ادم بی جنبه ای نیستم. اگر دوست داشتی دوست دخترم رو میارم که ضرب بزنیم. منم گفتم ببینم عکسش رو. که یه شاه کس نشون داد. گفتم خدایی اینه؟ گفت اره. ولی شوهر داره ها. ولی اونم شوهرش اوکیه. اما خودش نمیاد. ما براش فیلم میگیریم. منم گفتم حالا بذار ببینیم ندا رو میتونم راضی کنم. الان بهش فاز ضرب رو بگم ، تو دلش فکر میکنه میگه فرید این کار رو کرد که بعدش خودش بتونه با زنای دیگه سکس کنه. دوست ندارم فکر کنه من به عنوان طعمه ازش استفاده کردم.یا اینکه فکر کنه قصدم آتو گرفتن بوده. که خالد گفت تو دوست داشته باشی و اوکی بدی . راضی کردن ندا با من. اون دیگه برده کیر خودمه. هر چی بگم نه نمیگه. گفتم اوکی بزار بمونه برا یکی دوشب دیگه. گفت حله. حالا بشین من برم پیش جنده ی خودم با هم دوش بگیریم و کسش رو برات تمیز کنم بیارم تحویلت بدم. بعد با حالت شیطنت دوید و رفت دره حموم رو باز کرد و رفت تو حموم. منم بیرون پشت دره حموم واستاده بودم و صدای خنده هاشون رو می شنیدم و قشنگ میدونستم که خالد دوباره داره خدا رو انگولک میکنه. چون صدای ندا میومد که هی میگفت نکن خالد نکن کثافت . بخدا جون ندارم. پاره ام کردی دیگه دوباره چی میخوای. که خالد هم گفت من اگه این سوراخ کون رو افتتاح نکردم . خالد نیستم. تا نکنم نمیذارم برگردی خونتون. که ندا هم خندید و گفت آرزو بر جوانان عیب نیست. بعد دو سه دقیقه همینجوری شیطونی و کل کل کردن یهو خالد بلند صدا کرد که فرید جان یه حوله برا این خوشگل خانوم میاری. بعد که حوله دادم و ندا داشت از حموم میومد بیرون خالد هم از پشت در سرش رو کرد بیرون و گفت فرید جون خانومت صحیح و سالم تحویل خودت تا مرحله بعد. که ندا گفت چه نقشه ای برام کشیدید که میگه تا مرحله ی بعد . گفتم هیچی والا نمیدونم چیرو میگه نوشته: فرید واکنش ها : chochol و mohsen 2 لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
chochol ارسال شده در 27 مهر اشتراک گذاری ارسال شده در 27 مهر من و زنم و سفر تمام سکسیمون ب قشم 2 دوستان سلام. من فریدم . اگه یادتون باشه قسمت قبل درباره ی سفرمون به قشم و اقامت تو خونه ی خالد و خوابوندن زنم زیر کیر خالد گفتم. حالا بریم سراغ ادامه ماجرا بعد از اینکه که اولین برنامه ما انجام شد خالد پیشنهاد داد که اگر دوست داری من دوست دخترم رو بیارم و با هم ضرب بزنیم ، که من بهش گفتم میترسم ندا فکر کنه من برا اینکه خودم رو آزاد کنم و با بقیه سکس کنم نقشه سکسش با تو رو کشیدم. که خالد گفت نه من یه جوری ندا رو راضی میکنم. جوری هم برنامه رو میچینم که انگار همه چی اتفاقی پیش اومده و تو اصلا تو جریان نیستی. خلاصه اون شب خالد بعد اینکه با ندا رفتن دوش گرفتن و خالد رفت که پایین بخوابه من و ندا هم رفتیم رو همون تختی که چند دقیقه قبلش یه پسر غریبه داشت جلو خودم زنم رو میکرد خوابیدیم. وقتی دراز کشیده بودیم رو تخت من ب ندا گفتم ندا ب نظرت این تخت چند تا خاطره از همچین سکس هایی یا اصلا چند تا خاطره سکس داره . ندا گفت وا یعنی چی؟ گفتم یعنی اینکه ما متوجه شدیم که خالد اینجا تنها زندگی میکنه و داستان اینکه خانواده ام رفتن خونه خواهرم و این حرف ها همش کشک بوده و نقشه بوده برای کشوندن ما ب خونشون که آخرشم به سکس با تو ختم شد. میگم ب نظرت این تخت چند تا از این سکس ها دیده. بالاخره اینجا یه شهر مسافر خیزه و خوب خالدم یه بچه ی زرنگ و خوش هیکل و خوش سایز. ندا خندید و گفت نمیدونم بخدا. چی بگم. گفتم من که فکر میکنم خالد حداقل با بیست سی نفر رو این تخت سکس کرده و حداقل ده تاشون شوهر داشتن و سه چهارتاشون شوهراشون هم بودن. ندا گفت از کجا میدونی شوهراشون بودن. که من گفتم اخه تو نمیدونی وقتی طرف مقابلت تو بغل یه نفر دیگه داره از شدت شهوت و لذت ناله میکنه و چشماش خمار میشه چ لذتی داره. وقتی میبینی بقیه برا اون شخصی که ماله خودته چ سر و دستی میشکونن و آب از لب و لوچشو ن اویزون میشه چ لذتی داره. الانم که دیگه وضع زندگی ها اینقدر سخت شده که خیلی از مردها نود درصد فکر و ذهنشون درگیر معیشت زندگیه. و فیزیکی ام که اکثرا سرکارن و درست نمیتونن زن هاشون رو سیر کنن. از طرفی هم زن ها تو اینستا جوون های خوش هیکل و لاکچری رو میبینن و ذهنشون درگیره. با اولین جرقه وا میدن. البته نه همه زنها . بعد یهو ندا گفت بی معرفت من این همه ساله زنتم. تو تاحالا از من کوچکترین خطایی دیده بودی که میگی زن ها وا میدن. منم دیدم دلخور شده و از از ترس اینکه فاز بگیره و همه چی بهم بریزه ، گفتم نه اتفاقا چون هیچ جوره خطایی ازت ندیده بودم خودم راضی شدم که همچین لذتی رو بهت بدم. تو دلم گفتم مگه ندای من چند بار جوونه. چند بار تو این سن قراره زندگی کنه. پس نباید بخاطر من از همچین لذتی بی بهره بمونه. واسه همین اوکی کردم. بعد دستامو باز کردم که طبق عادت همیشه ندا بیاد بره تو سینم. خلاصه اون شب یه سکس خیلی خوب با هم کردیم و خوابیدیم.البته سکس که نمیشه گفت. چون ندا دوبار ارضا شده بود، میشه گفت سکس کردیم که من خالی بشم. از طرفی هم طول کیر من با خالد خیلی فرقی نمیکرد. اما کلفتی کیرش و کله کیرش دو برابر کیر من بود و مشخصه وقتی طرف تازه با همچین کیری سکس کرده دیگه کیر من میتونه فقط قلقلکش بده.حداقل یا فرداش که اینطوره. خلاصه فردا صبحش بیدار شدیم و یه صبحونه زدیم و رفتیم برا گشت و گذار . اون روز کلی چرخیدیم. ندا هم یه پیراهن پوشیده بود تقریبا یه وجب از مچش پاش بالاتر. رنگش هم تقریبا نباتی رنگ. جنس پارچه هم لخت لخت بود. که تمام برجستگی های بدنش رو نشون میداد. یه جا هم رفتیم مه یه آقایی بساط کرده بود و از این طراحی جنوبی ها که شبیه خالکوبیه میزد . که ندا گفت فرید منم بزنم خیلی دوست دارم. منم گفتم بریم بزن زندگیم چ اشکالی داره. رفتیم پیش طرف. یه آقای تقریبا چهل و دو سه ساله درشت. با کلی ریش و پشم نشسته بود و سرش تو کاره خودش بود . همین که رسیدیم بالا سرش و سلام دادیم. بی شرف قبل اینکه سرش رو بگیره بالا و سلام بده . قشنگ با چشماش پاهای لخت ندا رو دید زد و بعد وند ثانیه سرش رو بالا گرفت و سلام داد. که من و ندا ب صورت هم نگاه کردیم و یه جورایی با نگاه ب هم گفتیم که ببین طرف چجوری داره نگاه میکنه. بعد ندا گفت آقا میشه نمونه طرح هاتون رو ببینم. ؟ اقاهه گفت بله حتما. اما بهم بگید که کجای بدنتون میخواید بزنید که نمونه هایی که میشه اونجا زد رو بهتون نشون بدم. بعد ندا با یه شیطنت و زنونگی خاصی ب من گفت . فرید جووووون عشقم . کجای بدنم رو دوست داری طرح بزنم… که منم شیطونیم گرفت و گفتم نمیدونم . خود آقا استاد تره. ب نظر من خودشون ب نصبت چیزی که از بدن و هیکل تو میبینن پیشنهاد شون چیه؟ که مرده هم خودش قشنگ از این دهن سرویس ها بود و گفت والا خانوم شما همه جای بدنشون قشنگ و زیبا هستش. هر جا بزنن قشنگ میشه . که بعد دوباره گفت به نظرم دور مچ پا بزنن و یه مقدار ادامه بدم روی ساق و ماهیچه پا. که منم گفتم آره همین خوبه ندا نظر تو چیه. مه ندا هم با وقاحت و شیطونی زیاد گفت که والا چی بگم. شما دو تا آقا که تو یک دقیقه امام تن و هیکل من رو آنالیز کردید و خودتون بریدید و دوختید. اشکالی نداره بذاریم ب سلیقه ی خود اقا که از پاهام خوششون اومده و میگن اینجا خوشگلتر میشه. ببین یارو آب از دهنش داشت آویزون میشد انقدر کله اش داغ کرده بود. بعد یه صندلی داد به ندا و خودش نشست جلو پای ندا. و گفت با اجازه من لباستون رو بدم بالا. که ندا تو صورت من نگاه کرد که مثلا ببینه من اوکی میدم یا نه. اما اون یارو دهن سرویس اصلا منتظر تایید ما نشد و پایین دامن ندارو داد بالا. تا زانوهاش. اما همون اولش از قصد یه باد داد زیر دامن و قشنگ زیر زیرکی تمام رون و کس ندارو دید زد. قیافه مرده معلوم بود کلش داغ داغ شده و اصلا تمرکز نداشت. چند تا طرح رو نشون داد و گذاشت روی پای ندا که یکی دوتاش یخورده بزرگتر بودن و تقریبا یه وجب با زانو فاصله داشت. یعنی از رو مچ ما میچرخید و میرفت تا یه وجب مونده به زانو. خلاصه ما همون بزرگتره رو انتخاب کردیم. چون ندا ورزشکار و ورزش حرفه ای میکنه کلا هیکل و پرو پای خیلی ناز و صیقل شده ای داره. طرف هم موقعی که داشت کار انجام میدهد زرت و زرت پشت دستش رو میکشید رو ماهیچه پای ندا و هی دوباره بقیه کارش رو میکرد. با اینکه طرف داشت رو یکی از پاهای زنم کار میکرد اما هر دوتا پای ندارد تقریبا تا زانو لخت کرده بود و چون لباس ندا هم پیراهن بلند بود . وقتی داده بود بالا حتی زیر رونش و بقل های رونش هم دیده میشد. یه لحظه مرده زیر زبون برگشت به ندا گفت کوفت شوهرت بشه مورچه رو این پرو پا بکسباد میکنه. که ندا خندید و منم رو هوا زدم و یهو گفتم چی ؟ یارو هول کرده بود و گفت هیچی. منم جدی تر پرسیدم که نخیر شما یه چیزی گفتید یه بار دیگه بگید چی فرمودید. ؟ که بدبخت به تته پته افتاده بود که ندا دستم رو گرفت و یه لحظه تو صورت من نگاه کرد و فکر کرد من واقعا عصبانی شدم. که منم سریع یه چشمک بهش زدم که دوزاریش افتاد که دارم کرم میریزم. یهو گفت فرید جون بنده خدا چیزی نگفت یه لحظه چشمش افتاد ب پروپای من و بی اراده گفت کوفت شوهرت بشه . مورچه رو این پاهای خوشگل و سکسی بکسو باد میکنه. حالا بدبخت اصلا خوشگل و سکسی رو نگفته بود. رو همین حساب یهو با تعجب به صورت ندا نگاه کرد و گفت نه بخدا . آقا من این حرف رو نزدم. من اینجام که یه لقمه نون ببرم سره سفره زن و بچم. که منم سریع گفتم بله دیگه یه لقمه نون برا زن و بچت و کلی دید زدن و با پشت دست لمسس کردن بدن زن مردم. یارو رنگ و روش سفید شده بود. که من دیدم بدبخت داره سکته میکنه و فکر میکرد الان من آبرو ریزی راه بندازم. که بهش گفتم مشتی میدونی من ماهیانه چقدر خرج این بدن و پرو پا میکنم که اینجوری دلبر شده و دلبری میکنه. یارو مونده بود چی بگه. بهش گفتم تو هم دوزار از درآمدت رو خرج. بدن و باشگاه و لیزر زنت کن که مورچه رو اونم بکسو باد کنه. و سر بخوره. که مرده بدبخت مونده بود چی بگه و همینجوری هاج و واج من و ندا رو نگاه میکرد. بعد دیگه با جدیت شروع کرد کاره مثلا تتو جنوبی نداری انجام بده. منم یه سیگار روشن کردم و گوشیم رو دراوردم و رفتم تو گوشی. زیر چشمی نگاه میکردم که مرده لابلای کار هی به سمت رون و کوس ندا نگاه میکنه و از هر ثانیه ای که بتونه دید بزنه غفلت نمیکنه. پیش خودم گفتم عجب تو کفیه این بدبخت. اگه ندا دست این بیوفته زنده نمیمونه. بعد دیدم همونطور که یارو داشت حرف میزد ندا یه خورده سرش رو خم کرده و داره با یارو پچ پچ میکنه . چش ندا افتاد به من که پشت سره یارو بودم و داشتم نگاه میکردم . یه چشمک زد و با یه شیطنت خاصی طرف رو نشون داد. منظورش این بود که طرف داره میترکه از شهوت. بعد که کارش تموم شد طرف من رو صدا زد و همونطوری که ندا تازه از رو صندلی پا شده بود. پیراهن ندارو داد بالا و گفت ارباب ببین میپسندی؟ که من گفتم اره فدات شم قشنگ شد مرسی. ولی من چند ساله که پسندیدم. فعلا که شما بیشتر داری کنجکاوی میکنی ببینی میپسندی یا نه. که فکر کنم خیلی هم پسندیدی. طرف مونده بود که من و ندا چرا این مدلی هستیم. بیچاره نمیدونست چی جواب بده. یهو گفت آقا این چ حرفیه. من همچین جسارتی نکردم بخدا. که منم گفتم جسارت نکردی ولی دید زیاد زدی و لمس هم زیاد کردی. فکر کنم الان صورتحساب شما بیشتر از دستمزد زحمتتون بشه. که طرف سرخ شده بود و گفت این چ حرفیه. اصلا قابلتون رو نداره. بدبخت فکر کرده بود ما از این ادم ناتو ها هستیم که میخوایم دستمزدش رو با بی حیایی بپیچونیم. گفت اصلا شما پول نده. اینم کادو سفرتون به شهر ما. که من گفتم ممنون از مهمون نوازیتون. لطفا شماره کارت بده با گوشی بزنم. که شماره رو داد و گفت پونصد تومن میشه که منم براش زدم و خداحافظی کردیم. ده قدم دور نشده بودیم که ندا دیگه نتونست خودش رو کنترل کنه و خنده اش ترکید و گفت فرید طرف داشت میمرد گفتم اره دیدم . ولی خیلی ندیده بود. گفت بدبخت تا میومد نگاه کنه تو یه تیکه مینداختی و بیچاره هول میکرد . دوباره آروم میشد و نمیتونست جلو چشماش رو بگیره. که من گفتم البته اون مقصر نبود ، هر مرد دیگه ای هم بود شاید همین بود یا حتی بدتر. باز این من رو میدید خودش رو جمع و جور میکرد. روم رو که میکردم اونوری باز دید میزد. بعضی ها دیگه اونم رعایت نمیکنن و تخمشون هم نیست. بعد گفتم حالا کدوم شورتت رو پوشیده بودی. که یارو انقدر عمیق نگاه میکرد. که ندا خندید و گفت شورت؟ اصلا شورت نپوشیدم که. هوا گرمه . این لباس هم پارچه اش چون روشن هستش هر شورتی بپوشم زیرش جیغ دیده میشه. شورتهای منم جلب توجه میکنه. از طرفی هم نمیدونستم قراره رو پام طرح بزنم که کسی بخواد اون لا رو نگاه کنه. که منم گفتم هیچی دیگه تا دیروز قبول نمیکردی . حالا دیگه نمیشه جمعت کرد. که ندا هم گفت تو مگه این همه مدت این رو نمیخواستی؟ مگه بارها و بارها توی سکس این رو بهم نگفته بودی که وقتی من دلخور میشدم میگفتی فقط در حد حرفه. فرید من خودم این آخر آخرها چندین بار بایگانی تلگرامت رو چک کردم. مگه خودتو یواشکی از من تو خونه عکس ننداخته بودی و برا بعضی ها نفرستاده بودی. خوب منم دیدم حالا که انقدر مشتاقی بقیه برا زنت برا ناموست راست کنن . دارم همراهیت میکنم که راحت باشی و لذت ببری. پس دیگه بحث جمع کردن و این حرف ها چیه؟؟ منم دیدم اوه اوه این از همه چی و همه فانتزیهای من خبر داره داستان و انداختم تو شوخی و خنده. و گفتم البته تو شورت هم پوشیده بودی باز اون بدبخت داغ میکرد با لمس اون پاهای سکسیت. خلاصه رفتیم کلی چرخیدیم و ندا هم با عشوه گریهای خودش کلی کیر راست کرد و برگشتیم خونه. که تو راه ندا گفت فرید دارم ب این فکر میکنم که امشب چقدر از خانوم های این منطقه قراره لنگ هاشون بره رو هوا. گفتم چطور؟ گفت همه این مردهایی که من امروز اذیتشون کردم قطعا شب برسن خونه میفتن به جون کس و کون خانوم هاشون. دستشون ک ب من نرسیده. قطعا اونجوری خودشون رو خالی میکنن. فردا کلی دعای خیر از سمت زنهاشون ب سمت من میاد. چون شوهراشون رو داغ کردم و رفتن خونه یه دل سیر ب زنهاشون حال دادن. بعد خندید و گفت بریم خونه یه دوش بگیرم یخورده بخوابیم. که شب بیشتر بتونیم بیدار بمونیم و بشینیم تو بالکن با همدیگه. منم گفتم بریم عزیزم. رفتیم و دوتایی دوش گرفتیم و یه سکس هم کردیم و خوابیدیم. خلاصه کنم. بیدار شدیم و شام خوردیم و من بساط مشروب رو چیدم تو بالکن همین پیک دوم سوم بودیم که گوشی من زنگ خورد. برداشتم دیدم خالده. که ندا گفت بپیچونشا امشب حس ندارم. میخوام با هم باشیم. که من برداشتم و سلام و احوالپرسی و خالد گفت با دوست دخترم اومدیم . که من نتونستم بپیچونم و گفتم تشریف بیارید. بعد ندا گفت فرید گفتم نه . اون که الکی نمیاد که. بخاطر من میاد دیگه. گفتم نه بابا گفت با دوست دخترم اومدم دوره هم باشیم. که ندا هم گفت باریکلا. بنده خدا گفت هول نیستما. اما زنگ زد من فکر کردم باز تو سرش داستان دیشب رو داره. که منم ب شوخی گفتم نه که تو خیلی ام اذیت شدی دیشب . خیلی ام بدت میومد. صدات کل خونه رو برداشته بود. خلاصه خالد و دوست دخترش اومدن وارد حیاط شدن. من از تو بالکن نگاهشون کردم دیدم واوو. یه شاه کس خیلی خیلی ناز کنارشه. یه دامش نازک رنگ روشن و یه لباس نیم تنه که تمام شکم و ناف و پهلو هاش بیرون بودن. اومدن و همون اول کاری خود دختره دست تکون داد و برای ندا با دست ماچ فرستاد. ندا هم پاشد و از همون بالا سلام و احوالپرسی کرد و خلاصه اومدن رسیدن ب ما. ندا دست دراز کرد اول با دختره و بعد با خالد دست داد. دختره هم بعد چاق سلامتی کردن با ندا دست دراز کرد سمت من و با منم دست داد. و تو همون حالت دست دادن چشماش رو خمار کرد و لبهاش رو گاز گرفت. که من تو دلم گفتم وای این خانومی چقدر آتیشه . من فکر میکنم ندا خیلی داغ باشه. خلاصه اونا هم اومدن تو بالکن و من دو تا پیک هم اضافه کردم و خود خالد هم یه ویسکی آورده بود و شروع کردیم ب خوردن. که خانومه که اسمش زیبا بود گفت ندا جون بیا بریم تو آشپزخونه و یه خورده خرت و پرت بیاریم برا خوردن و پاسور هم بیاریم که بترکونیم. یه یک ربعی از ندا و زیبا خبری نشد که من گفتم خالد من برم پاکت سیگارم تموم شده یه بسته بیارم. تا از بالکن اومدم بیرون دیدم صدای خنده های ندا میاد. قشنگ معلوم بود مست مسته چون ندا مست کردنی بلند بلند میخنده. رفتم سمت آشپزخونه که ببینم چ خبره و زیبارو هم یه دید بزنم. صحنه عجیبی دیدم. زیبا ندا رو چسبونده بود روی میز ناهار خوری و شلوارک ندا روهم تا زانو داده پایین و صورتش رو کرده لای کون ندا. که اونم بلند بلند میخندید. که یهو زیبا من و دید و اشاره کرد که بیا اینجا. که من رفتم و دست کرد تو موهای منو هول داد که رو زانو بشینم و با دستش صورت من رو کرد لای کون ندا. که ندا از روی پوست صورتم فهمید که یه مرد داره این کار رو میکنه و با خنده گفت خالد جلو زیبا خجالت بکش تو الان باید سرت لای پای اون باشه که زیبا گفت ندا جون شوهرته داره کس و کونت رو آماده میکنه برا خالد جوون. که ندا هم خندید و گفت اتفاقا زیبا جون فرید کارش رو خوب بلده . من در حین خوردن کس و کون ندا بودم که یهو دیدم زیبا لخت مادرزاد اومد و نشست رو میز غذاخوری و پاهاش رو باز کرد. بعد دست کرد تو موهای ندا و صورت ندارو کشید رو کس خودش. بی شرف کسش فقط یه خط باریک داشت با لبه های گوشتی. واقعا کس صورتی و ناز و بی مو. انگار عمل زیبایی کرده بود. حتی سوراخ کونش هم صورتی بود. البته ندا زن منم همین بودا. ولی من فکر نمیکردم زن های جنوبی ب این سفیدی باشن بخاطر همین یه خورده تعجب کرده بودم. ندا شروع کرد کس و کون زیبارو خوردن. منم کس و کون ندا رو میخوردم. که زیبا گفت ندا جون تمومش کردی بذار یه خورده اش بمونه برا فرید جون. که ندا با خنده گفت عه مگه فرید هم میخواد ؟ که زیبا گفت نه تو فقط مال خالد رو میخوای . شوهرت آدم نیست. بعد بدون اینکه ب ندا توجه کنه دست من رو گرفت و کشید سمت خودش و لب تو لب شدیم. با دستش سره ندا رو هول داد رو کسش و ندا شروع کرد اون کس صورتی رو لیس زدن. یهو دیدم خالد از در بالکن اومد تو و اون صحنه رو که دید بدون معطلی و با مسخره بازی اومد سمت ما و در حین اومدن توراه شلوار و شورتش رو با هم کشید پایین. بی شرف انگار ندا زن خودش بود. مستقیم رفت پشت ندا و اون رو به حالت خم شده نگه داشت و لای کونش رو باز کرد و تف انداخت رو کسش و بدون معطلی کیره خرش رو گذاشت تو کس زن من. حالا کیر خالد تو کس زن من بود. تو همون حالد ندا داشت کس زیبا رو میخورد. منم داشتم با ندا لب و لوچه بازی میکردم و رفتم سمت سینه هاش. واقعا کل فضای خونه رو شهوت گرفته بود. من یهو دست کردم تو موهای زیبا و کشیدمش به سمت کیرم. زیبا هم نشست رو زانوهاش و دست انداخت کیر من رو دراورد و شروع کرد لیس زدن. تو عمرم این همه کس کرده بودم و برام ساک زده بودن . اما هیچ کس همچین ساک پر تفی برام نزده بود. بعد منم زیبارو عین ندا خم کردم و گذاشتم دم کسش و سور دادم تو. حالا خالد داشت تو کس زن من تلمبه میزد منم تو کس دوست دختر اون. البته بگم کیر خالد از لحاظ طول با من تقریبا یکی بود شاید یکی دو سانت اختلاف داشت. اما لامذهب کله کیرش خیلی تپل و کلفت بود که هر زنی رو دیوونه میکنه. همینجوری که ما تلمبه میزدیم ندا و زیبا هم لب تو لب شده بودن و لبای هم رو مک میزدن. بعد چند دقیقه خالد رفت تو حال و نشست رو مبل و ب ندا گفت بشینه رو کیرش بعد به من گفت الان وقتشه بیا بذار تو کون ندا . اما باز هم ندا مخالفت کرد و گفت من از کون دادن میترسم و قبول نکرد. یهو زیبا به ندا گفت پاشو پاشو الکی ناز نکن. بعد خودش نشست رو کیر خالد و ب من گفت فرید جون بیا ببینم چقدر جوهر داری و چقدر بنیه تلمبه زدن داری. خودش سوراخ کونش رو تفی کرد و من رفتم و کیرم رو گذاشتم رو سوراخش و با دو سه بار بازی بازی دادن گذاشتم تو سوراخ کونش و با خالد شروع کردیم تلمبه زدن. قبلنا که مجرد بودم یه بار تجربه اینجوری سکس کردن رو داشتم . ولی اینبار لذتش ده برابر قبلی بود. چون خود زیبا ب شدت پایه بود و هی درخواست بهتر گاییدن میکرد. بعد پنج شش دقیقه اینجوری کردن. یهو ندا گفت منم میخوام. ولی فرید از پشت بکنه ها. که خالد گفت این نامردیه من دیوونه کونتم. که ندا گفت حالا واستا ببینم زنده میمونم. بعد ندا نشست رو کیر خالد و زیبا شروع کرد با انگشت کون ندا رو نرم کردن و باز کردن. که بعد یکی دو دقیقه گفت بفرمایید فرید جون پلمپش باز شد. که منم رفتم و آروم آروم شروع کردم فرو کردن کیرم که ندا هی می ترسید و بدنش میلرزید. اما بالاخره کردم تو و شروع کردم تلمبه زدن. به دو دقیقه نرسید که ندا از شدت لذت و درد لذت دار جلق زد و بشدت لرزید و ارضا شد. رفت کنار و زیبا اومد اما اینبار خالد از پشت شروع کرد گاییدن و منم زیر زیبا بودم. که بعد نتونستم جلو خودم رو بگیرم و تو کس زیبا خالی شدم . اما اصلا براش مهم نبود و گفت در نیاریا حسم میپره. بعد خالی شدن من خالد تقریبا چهار پنج دقیقه دیگه زیبارو گایید و با صدای ناله بلند تو کونش خالی شد و خودش رو ولو کرد رو زیبا. حالا فکر کن من رو مبل . زیبا رو کیر من و خالد هم رو زیبا. چند ثانیه بعد تو همون حالت که بودیم. داغی آب کیر خالد رو که از تو کون زیبا پس زده بود و داشت سور میخورد ب سمت پایین رو قشنگ حس کردم و یه حالت چندش بهم دست داد و یهو گفتم پاششید بابا له شدم. همچین لم دادن انگار نه انگار من این زیرم. که زیبا گفت مردا همیننا. ببین ندا شوهرت تا دو دقیقه پیش دستش رو پهلو و دستگیره های کمر من بود و منو داشت فشار میداد رو کیرش اما حالا که کارش تموم شده . با این لحن میگه پاشید و داره منو پس میزنه اونور . ندا هم گفت چی بگم زیبا جون. ولی خوب خداییش هم تحمل وزن دو نفر بعد ارضا شدن یخورده سخته. وگرنه فرید من بداخلاق نیست انصافا. خلاصه همه خندیدیم و پاشدیم چهارتایی رفتیم حموم و دوش گرفتیم. اول زیبا از حموم اومد بیرون. بعد ندا خواست بیاد که خالد گفت ندا جون تو دو دقیقه واستا من کارت دارم. بعد خالد گفت فرید جون میشه شما بری بیرون . ندا سه چهار دقیقه دیگه بیاد. منم گفتم خالد بسه دیگه . تو چرا سیر نمیشی آخه. که خالد گفت بخدا دو دقیقه کارش دارم. من اومدم بیرون و حوله تنم کردم و رفتم آشپزخونه. یه کمپوت آناناس باز کردم و یه خورده ب زیبا دادم و یکی دوتا قاچ خودم خوردم و بقیه اش رو نگه داشتم برا ندا. تو ذهنم گفتم خالد گفت دو دقیقه. پس بزار هم حوله ندارم ببرم هم از این آناناس براش ببرم. که بزنه ب بدن. که وقتی رسیدم پشت دره حموم صدای ناله ندا رو میشنیدم که هی میگفت خالد مردم. تو رو خدا زود باش. بعد هی میگفت آروم کثافت آروم. پاره شدم بخدا. و همه این حرف ها هم با لحن ناز و التماس وارونه بود. یهو در رو باز کردم دیدم خالد ندارو سرپا قمبل کرده و اون کیر کله قارچیش تا دسته تو کون نداعه و چهره ندا کلا بهم ریخته هستش. که اونجا ناراحت شدم و گفتم خالد وقتی میبینی اذیت میشه و دوست نداره . نباید انقدر قفلی بزنی. من همه این داستان هارو قبول کردم که ندا لذت ببره . نه اینکه اذیت بشه. که خالد هم گفت چشم آقا فرید معذرت میخوام. کیرش رو که درآورد قشنگ سوراخ کون ندا دوبرابر کلفتی کیر من باز شده بود. که خود ندا گفت ولش کن فرید بذار سریع کارش رو بکنه . دیگه آخرین بار تو کف نمونه کلی التماس کرده بچه که من قبول کردم. بعد خالد گفت آقا فرید حله. منم گفتم اوکی سریع تمومش کن. که وقتی در و بستم صدای قربون صدقه رفتن خالد برا ندا میومد که میگفت دمت گرم. جبران میکنم. خیلی با معرفتی و این حرف ها. که بعد ده دقیقه جفتشون اومدن تو حال و نشستیم دوره هم و مشغول میوه خوردن و حرف زدن درباره ی سکسمون شدیم. که ندا گفت خالد تو اصلا سیرمونی نداری بچه. هر چقدر میکنی و ارضا میشی باز دو دقیقه بعد کیرت راست میشه. که زیبا خندید و گفت ندا جون خالد که خوبه نهایت با دو سه بار آروم میگیره. تو دایی خالد رو ندیدی . احمد رو اگه ببینی فکر میکنی آدم آهنی و فقط سیستم بدنش برای سکس ساخته شده. اون اصلا کیرش نمیخوابه که بخواد دوباره راست بشه. منم گفتم یا خدا پش شما خانوادگی اینجوری هستید. بعد ب زیبا گفتم زیبا جون ماشالاه خاندان خالد رو سیراب کردیا. که گفت دیگه چیکار کنم فرید جون . شوهرم خودش بهم گفته همه جوره راحت باش. منم حرفش رو گوش کردم. که ندا با تعجب گفت وا زیبا جون تو شوهر داری؟ که زیبا گفت شوهر که چ عرض کنم. تقریبا چند سالی میشه فقط با هم هم خونه ایم. البته بهتر بگم شوهرم بیشتر دنبال دیدن من با بقیه است. امشبم جور نشد بیاد . وگرنه خیلی دوست داشت بیاد ببینه یه بچه تهران زنش رو چجوری میکنه. چون تا حالا ب بچه تهران نداده بودم. گفتم مگه ب چند نفر دادی که اینطوری میگی. گفت زیاد نیستن. خالد و دایی احمد و یکی از رفیق های دایی احمد. البته من از طریق دایی احمد با خالد جون اوکی شدم. اون بود که دفعه ی اول خالد رو آورد خونمون و دوتایی جلو شوهرم حسابم رو رسیدن. که شوهرم از اون روز ب بعد دیگه با خالد و دایی احمد اوکی شد و هر وقت بخوام بیام خونه یکی از این دو نفر خودش میره برام ست لباس زیر میخره . اما قانونش اینه که از کل سکس فیلم بگیرم براش ببرم تا ببینه. ولی دیگه امشب چون شما بودی خالد گفت فیلم نگیر. حالا موندم جواب شوهرم مهدی رو چی بدم. که ندا با تعجب گفت من فکر میکردم فرید فقط دلش میخواد سکس من رو ببینه . نگو شوهر تو خیلی داغ تر از فریده منه. یهو من از فرصت سوء استفاده کردم و گفتم خوب حتما قسمت اینجوری بوده که امشب خبری از فیلم نباشه. اما میتونیم برای جبران جلو همسرتون. فردا دعواش کنید اینجا و خالد هم دایی رو دعوت کنه و یه سکس توپ داشته باشید و آقا مهدی هم لذت ببره. تازه فکر کنم وقتی ببینه سکس زنش ب جز خودش چند تا تماشاچی داره بیشتر حال میکنه. که زیبا گفت نمیدونم والا باید خالد جون دایی رو ردیف کنه. راستش منم دل تو دلم نبود که خالد اوکی بده. چون با این تعریف هایی که من از دایی خالد شنیده بودم. میدونستم امکان نداره بیاد اینجا و ندا رو هم قاطی بازی نکنه. و من واقعا همیشه دوست داشتم که ندا رو زیر یه مرد قوی و سکس بلد ببینم که بتونه از این تن و بدن ناز و سکسی خوب سکس بگیره. که خالد گفت حالا بهش زنگ میزنم اگر اوکی بود میگم ب مهدی جون زنگ بزنی. زیبا هم گفت اصلا اگر دایی احمد اوکی بود همه فردا شب مهمون ما باشید تو باغ ویلای ما. که من و ندا هم که دیگه قاطی این جمع بودیم گفتیم اوکی باشه. من قشنگ هوس و شهوت رو تو چشم های ندا حس میکردم که ته دلش داره به دایی این پسره خالد فکر میکنه. راستش من خودمم با تعریف هایی که شنیده بودم از زیبا که یه مرد قوی و بکن خیلی حرفه ای هستش ته دلم دوست داشتم که اگر بشه ندارو بسپرم دستش ، تا یه دل سیر بکنتش. نوشته: فرید لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده