رفتن به مطلب

داستان سکس گروهی و ضربدری زوج های حشری


migmig

ارسال‌های توصیه شده


زوج های بی حیا 1
 

سلام به همه بچه های باحال.
لازم دیدم قبل از هر چیزی یه موضوع رو توضیح بدم.
اولا ما که داستان مینویسیم نه الکساندر دوما هستیم و نه تولستوی.
ضعف ما رو ببخشید.
دوما برای هیجانی شدن و سکسی کردنش به سری پر و بال می‌دیم و اینکه کسی باور کنه یا نکنه به خودش مربوط میشه.
و مورد آخر اینکه تگ داستان مشخص می‌کنه که چه موضوعی داره.خب اگه دوست ندارید نخونید.
بریم سر اصل موضوع.
من حمید هستم و همسر من سارا.دو تا آدم معمولی مثل اکثریت جامعه.من یه کم هیکلی هستم و تقریباً سبزه سارا هم بدن سکسی ایرانی پسندی داره سفیده با سینه های ۷۵ و کون خوش فرم.
همیشه میگه که دوستاش از کونش تعریف میکنن .
دل دخترا رو برده چه برسه به مردای فامیل و آشنا.
سارا یه دوستی داره به اسم زری که از دوره راهنمایی با هم هستن و اسم شوهرش رضاست.
ما با هم رابطه خوبی داریم و میشه گفت راحتیم و این راحتی به مرور زمان ایجاد شده.اابته از همون اول خانوما درقید حجاب و روسری نبودن ولی باز هم نمی‌پوشیدن.
کم‌کم لباسهای جذب و کوتاه شد و چند بار هم که با هم مسافرت رفتیم بیشتر کمک کرد که کلا راحت باشیم.
تو فاز زری نبودم تا اینکه یه تابستون با هم رفتیم کردان و ویلایی که گرفتیم استخر داشت.هیچکدوم بچه ها رو نیاورده بودیم و برای دو روز رفتیم و همون ظهر رفتیم تو آب و برای اولین بار خانوما مایو پوشیدن و من و رضا هم مفتخر به دیدن پر و پاچه سارا و زری شدیم.بعد از شنا هم که همه دوش گرفتن زری یه پیرهن پوشیده بود بدون اینکه دکمه ها رو ببنده و زیرش هم شورت و سوتین بود.البته پیراهنش تا پایین باسنش بود ولی خب خیلی سکسیش کرده بود.مخصوصا با اون سینه ها درشت و پاهای کشیده و سفیدش.
سارا یه سوتین و شلوارک جذب تنش بود که کونش رو خیلی جذاب کرده بود.
همون روز اول رضا گفت که ببین میدونم دید میزنی پس ناراحت نشو که منم دید بزنم. سارا و زری هم می‌دونن که ما نگاه‌شون میکنیم و تعجب نکن اگه واسه جلب توجه بیشتر سکسی بپوشن.در کل راحت باش من راحتم و مطمئن باش اونا هم مشکلی با این قضیه ندارن.
حرف رضا منطقی بود و منم گفتم که مشکلی ندارم.
تو اون دو روز زری و سارا حسابی دلبری کردن شب اول رو که گذروندیم فرداش دیگه کلا این دو تا با لباس زیر میگشتن.هر دو ساعت یه بار هم تعویض لباس داشتن و موقعی که به شوخی رضا به سارا گفت یه چمدون لباس زیر آوردین سارا گفت خوش به حال تو و حمید شده دیگه تا میتونید لذت ببرید
یه بارش رو که زری شورت و سوتین لیزری پوشیده بود و تو استخر که آب خورد انگار لخت شده بود.
سارا هم یه شورت و سوتین پوشیده بود که خیلی کوچیک بود و فقط یه کم از سینه ها و کونش رو پوشانده بود.
رضا به بار گفت که سارا خوب کونی ساخته.گفتم آره.گفت از کون هم می‌کنی ؟
گفتم دوست داره.رضا گفت شاید قبل از تو دوست پسرش کار بلد بوده که علاقه مندش کرده.
گفتم نمی‌دونم فقط اولین بار تو نامزدی که از عقب کردم زیاد سخت نبود براش.
تو چی زری دو بانده‌س؟
گفت آره
گفتم اونم دوست پسرش راش انداخته یا خودت؟
گفت دوست پسر رو نمیدونم ولی قبل از من نامزد داشته ۶ ماه و اون خیلی از کون کرده چون اوپن نبود موقع ازدواج با من.تو خبر از گذشته سارا داری؟
گفتم کم و بیش.البته خب مال گذشته بوده.
رضا گفت خودش گفت ؟
گفتم آره یک سال با به پسره به اسم بهروز بوده و دو سال هم با یکی به اسم میلاد و با جفتشون هم سکس داشته.
رضا گفت پس بگو این کون چرا اینقدر خوشگله.هنر کیر دو تا دوست پسراشه.
گفتم بعد از ازدواج چی؟خودت یا زری خطا نرفتین؟
رضا ادامه داد
ما تو سال دوم ازدواج مون بود که من همسایه مون رو میکردم.تازه عروس و داماد بودن و خیلی زن خوشگل و جوونی بود.از اونایی که هنوز بوی نویی میدن.
زری فهمید ولی به جای اینکه کولی بازی دربیاره به تلافی کار من اونم به پسره داده بود و از پسره هم خواسته بود عکس بگیره.کاملا واضح و از همه جزییات.از لباش که دور کیر پسره بود.از کیر کلفتی که تو کص و کونش بود.و همه رو به روز نشونم داد و گفت که فهمیدم منیر رو کردی و به تلافیش منم به شوهرش دادم.
چند وقت طول کشید تا تقریباً برگشتیم به قبل اون جریان.
خلاصه اون دو روز با لخت گشتن زنا و شوخی های جنسی و بدنی باعث شد که دیگه حیایی بین ما نمونه و بعد از اون هم تو دورهمی یا مسافرت لباس باز پوشیدن زنا عادی شده بود.البته فقط تو تایمی که خودمون بودیم و بچه ها نبودن.
آخر هفته بود که رضا زنگ زد و گفت خودت و سارا بیاین شب نشینی خونه ما که می‌خوایم تا صبح بشینیم.یکی دیگه از دوستای رضا به اسم بابک که منم چند باری شده بود دور هم بودیم و آشنا شده بودیم با خانومش به اسم لیلا اونجا بودن و
ما هم بچه رو بردیم تحویل مادر بزرگش دادیم و رفتیم خونه رضا و زری.
رضا گفته بود که مهمونی خودمونیه و نیاز نیست لباس رسمی بپوشید.با خودتون لباس راحتی بیارید.
به خونه رضا که رسیدیم و رفتیم تو به هم دست دادیم و با رضا و بابک خوش و بش کردم.زری با شلوار راحتی گشاد ولی نازک بود طوری که شورتش معلوم بود و یه تاپ یقه باز پوشیده بود.لیلا هم دامن کوتاه تنش بود با یه پیرهن حریر مشکی که پوست سفید تنش خود نمایی میکرد یه سوتین مشکی هم زیرش بود و هم جذاب شده بود و هم سکسی.من و سارا هم رفتیم لباس عوض کنیم من مثل همه مردا یه شلوارک آورده بودم و به تیشرت.
سارا هم شلوارک پوشید و یه تاپ که بندش دور گردنش میفتاد و کمرش هم باز بود و چون زیرش سوتین نداشت گردی سینه ها و نوکش زده بود بیرون.با رضا مشکلی نداشتم ولی بابک رو یه مقدار سخت بود برام.
خلاصه اومدیم تو جمع و بساط مشروب و مزه به راه بود.
آهنگ گذاشتن و همه رفتیم وسط رقصیدن.خیلی زود جو خودمونی شد و با بابک و لیلا هم جور شدیم.
لیلا یه سره دستش به دامنش بود چون می‌رفت بالا و بعضی وقتا هم کونش معلوم میشد.مخصوصا موقع نشستن که شورت ست مشکیش معلوم میشد.
یه شورت گیپور خوشگل.
بابک با خنده گفت بچه ها هیز بازی در نیارین.
رضا گفت نه بابا به ما چه که شورت لیلا معلومه و کون خوشگلش رو خوشگل تر کرده.
بابک گفت تو نبین.من گفتم خب انداخته بیرون نمیشه ندید.رضا گفت آره دیگه الان که شلوار نازک زری باعث شده شورتش رو ببینین یا سارا که سوتین نبسته و نوک ممه هاش چشم همه رو درآورده ما چیزی میگیم.
تو هم ببین و لذت ببر.
لیلا گفت چی میگین آقایون با هم.بابک گفت راجع به شورت شما نظر میدن و میگن رو کار خوب نشسته.زری گفت جون به چونتون کنن چشم چرونی تو ذاتتونه.ولشون کن لیلا راحت باش.
رضا گفت لیلا جون خودت رو اذیت نکن.شلوار زری و تاپ سارا هم سوژه ما هستن فقط شورت شما نیست.با این حرفش همه خندیدن و بی خیال ما شدن.
از اونجایی که خودنمایی تو ذات هر زنیه و خوشش میاد از جلب توجه همین قانون نانوشته باعث شد که خانوما ناخواسته بیشتر دلبری کنن و کرم بریزن.
لیلا رو مبل نشسته بود و بلند شد بره سمت سرویس بهداشتی دامنش جمع شده بود بالا و دیگه نداد پایین و تقریبا با شورت رفت.
به بابک گفتم ماشاالله به لیلا.بابک گفت به خودش یا کونش.گفتم جفتش.سارا گفت جون به جونتون کنن همه کون دوست دارین.زری گفت آره واقعا.رضا گفت اساس سکس از نظر من کون خوبه.زری گفت کلا هول تشریف دارین.
خلاصه بحث رو رضا عوض کرد و رفتیم تو فاز خاطرات و یه سری چیزای دیگه.
بحث تاتو اومد وسط رضا گفت که آره زری هم زده گفتم کجا زده؟چند وقت پیش که رفتیم کردان من ندیدم رو بدنش.
سارا گفت بعد از اون زده رو همون جایی که آقایون دوست دارن.
گفتم کجا؟رضا گفت خنگه رو باسنش یه تتو مینیمال زده.
سارا گفت آره طرحش قشنگه منم دوست دارم بزنم.
لیلا گفت آره منم می‌خوام ولی بابک میگه نه.
گفتم چرا بابک؟
بابک گفت اولا آدم وارد کمه.اونایی هم که هستن یا مرد غریبه آن و یا خیلی سرشون شلوغه.
رضا گفت اتفاقا تتوی زری رو هم یه آقا زد.خیلی قشنگ زد.سارا گفت آره کارش خوب بوده.
گفتم پس با این حساب فقط من و بابک تو این جمع ندیدیم.رضا گفت چیه به بهانه تتو میخوای کون زری رو ببینی؟گفتم اونو که زیاد دیدم ولی با تتو نه.
سارا گفت زری جون نشونش میدی زری یه نگاه به رضا کرد و رضا گفت نشون بده عزیزم حمید که دیده بزار بابک هم ببینه
زری گفت آخه اونجوری که روم نمیشه.گفتم زری جون نگران نباش.نمیخوریمش که.
زری بلند شد و پشت به من و بابک شلوارش رو تا زیر باسنش داد پایین.بغل خط شورتش یه لب زده بود.نصف تتو زیر شورتش بود.رضا گفت عزیزم یه کم بده کنار کامل معلوم بشه.
زری شورت تقریبا تا وسط کونش کشید کنار.
رضا به زری گفت ایستاده خیلی نما نداره.
زانو هات رو بزار رو مبل و کمرت رو بده پایین.اونجوری قشنگ تره.لیلا گفت منظور آقا رضا اینه که داگی وایسی.همه زدن زیر خنده.زری همون‌جوری که شلوارش پایین بود گفت خیلی بیشعوری لیلا و رفت لبه مبل و داگی پشت به ما شد.دستاش رو گذاشت رو پشتی مبل و همین باعث شد شلوارش بیفته پایین.
عظمت کون زری رو الان درک میکردم مخصوصا که لیلا هم بلند شد و شورت زری رو کشید بالا طوری که کل شورت افتاد تو درز کونش.
گفتم خوش به حالت رضا.
زری تو همون حالت گفت سارا که کون خوشگلی داره تو دیگه چرا.
گفتم زیبایی کونت رو تحسین میکنم.
سارا گفت اگه از کف کون زری دراومدین تتو رو هم ببینید.
زری بلند شد و شورتش رو مرتب کرد و شلوارش رو کشید بالا و گفت آقایون اگه پسند کردید هماهنگ کنیم با مرتضی زحمت تتوی سارا و لیلا رو هم بکشه.
گفتم نمی‌دونم رو باسن سارا میاد یانه.
البته همه این حرفها بهانه بود.جو سکسی بود و حشریت از همه می‌بارید فقط بازی مون گرفته بود و همه داشتیم از این بازی لذت می‌بردیم.
لیلا گفت کاری نداره بابک نقاشیش خوبه بیاد یه طرح بکشه .
سارا گفت من نوشته می‌خوام اینجا(با دست بالای کصش رو نشون داد)و به آس پیک بغل خط شورتم از جلو.و یه فلفل رو باسنم.
بابک گفت طرحش رو تو گوگل پیدا کن برات بکشم.
همه سرشون رفت تو گوشی.هر کی یه طرح پیدا کرد و در آخر طرح رضا پذیرفته شد برای بالای کص.طرح لیلا برای روی کون و طرح آس پیک هم خود سارا.
زری چند تا از ماژیک های دخترش رو آورد و بابک هم گفت سارا شلوارت رو در بیار و روی مبل دراز بکش.
سارا شلوارش رو در آورد و به پشت دراز کشید رو مبل.بابک هم پایین مبل نشست.ما هم همه مثل بچه مدرسه ای زل زده بودیم به سارا که با شورت رو مبل بود.رضا و لیلا پشت مبل بودن و از بالا نگاه میکردن.من و زری هم بالای سرشون بغل کاناپه.
بابک گفت اول کجا؟سارا چند سانت شورتش رو داد پایین و با انگشت بالای کصش رو نشون داد.بابک کف دستش رو گذاشت رو کص سارا و دست دیگه رو گذاشت رو شکم لختش و به طرح نگاه میکرد و میکشید.کش شورت سارا مزاحم بود یه کم دیگه بابک دادش پایین.کف دست بابک رو کص لخت و لیزر شده سارا بود.
خداییش هم خوب داشت دقت میکرد و معلوم بود که راست کرده.
کارش با بالا تموم شد و به لیلا گفت میری یه کم آب بیاری واسم.
زری گفت بابک دستت جای خوب بوده گرما زده بالا تشنه شدی؟
بابک گفت آره و دستش رو کشید بالای کصش سارا و گفت خیلی خوب لیزر کردی سارا.
گفتم آره خب چیز خوب رو باید جای خوب فرستاد.
لیلا که رفت آب بیاره چشمم افتاد به دامنی که تا بالا جمع شده بود و شورتی که یه کم اومده بود پایین.
حدس زدم که احتمالا دست رضا هم مشغول بوده.
بابک آبش رو خورد و گفت آس پیک رو کجا بکشم؟
سارا گفت بغل خط شورتم و با دستش جاشو نشون داد.
بابک گفت سارا جون یه کم شورتت رو بزن کنار که رنگی نشه.سارا شورتش رو زد کنار و انداخت اینور کصش.الان دیگه کص سارا کلا بیرون بود و تنها چیزی که مانع میشد رضا از بالا ببینه دست بابک بود که روی کص لخت سارا بود.
زیر چشمی به رضا نگاه کردم. دستش تو شورت لیلا بود.لیلا چشماش رفته بود و شدید زده بود بالا.
همه مشغول بودن.بابک با کص سارا.رضا با کون لیلا .فقط من سرم بی کلاه مونده بود.
به رضا نگاه کردم .فهمید که متوجه شدم دستش کجاست.
منم دستم رو گذاشتم رو کون زری.زری زیر چشمی نگام کرد و نزدیک تر شد و چسبید به من.فهمیدم دوست داره.دستمو کردم تو شلوارش و رسوندم به کصش.
کصش آب انداخته بود شدید و انگشتم رو کردم تو و در آوردم.رضا از حالت زری فهمید چه خبره و خندید و یه چشمک ریز زد.زری از اول میدونست که رضا با لیلا مشغوله لیلا هم که دید منم مشغول زری هستم لم داد رو مبل و پاهاش رو از هم باز کرد.
رضا دستش رو در آورد و شورت لیلا رو داد پایین و شروع کرد به مالیدن کون لیلا.
زری از زیر دستش رو کیر من بود.شلوارکم رو داد پایین و دست کرد کیرمو گرفت.
چشمم به سارا افتاد.چشماش رفته بود و هر از گاهی تکون ریزی میخورد.تابلو بود حشری شده.
بابک انگشتش رو می‌مالید رو چوچول سارا.
تکه پیک رو کشید.و گفت قشنگ شده؟ من و رضا دستتمون رو درآوردیم و لیلا گفت اینجوری معلوم نیست.پاشو وایسا بهتر ببینیم.
سارا بلند شد و رو به ما ایستاد و گفت چطوره ؟
گفتم قشنگ شده.البته نقاشی بابک خوبه ولی فک کنم تتو بهتر میشه.رضا گفت سارا جون شورتت نمیزاره خوب ببینیم.زری گفت آره درش بیار.ما که دیدیم کص لیزر شده‌ت رو.همه خندیدن و سارا هم از خدا خواسته نشست لب مبل و شورتش رو درآورد و انداخت کنار و گفت الان چی؟همه گفتن آره الان خیلی سکسی شده.
بابک گفت به سارا دمر دراز بکش که فلفل رو هم بکشم.
سارا خواست شورت بپوشه که رضا گفت ولش کن بزار حالشو ببریم گفتم آره اینجوری بهتره.
سارا دراز کشید رو کاناپه و بابک هم گفت چپ یا راست؟ سارا گفت چپ .رضا از بالا کاملا مسلط بود به کون سارا.کون سارا یه جورییه که وسط سوراخ کونش بازه.حدس میزنم به خاطر کوناییه که داده.کصش هم از وسط پاش کاملا معلومه.
بابک شروع کرد به نقاشی.دید به سمت چپ مسلط نیست گفت سارا یه کم کونت رو بده بالا.سارا کونش رو داد بالا و بابک یه کوسن گذاشت زیر کونش و به ورش کرد سمت خودش و مشغول شد.دست راستش رو کون سارا بود و دست چپش رو گذاشت وسط چاک کونش و یه کم بازش کرد از هم.انگشت اشاره‌ش رفت تو کص سارا و انگشت وسطی هم کرد تو سوراخ کون زن من.
سارا یه آهی کشید و بابک خیلی سوسکی دو بند انگشت رو کرد تو کص و کون سارا و شروع کرد به بازی کردن.
زری کیر منو گرفته بود لیلا هم کونش در اختیار رضا بود.
شورت زری رو درآوردم و رفتم پشت سرش و کیرمو گذاشتم لای پاش.زری برگشت و خندید و همون بغل زانو زد و کیرو رو گذاشت دهنش و از خایه هام لیس میزد تا بالا و سر کیرمو میکرد تو دهنش.لباس زری رو دادم بالا و سینه های سکسیش افتادن بیرون
لیلا لباسش رو از تنش در آورد و خم شد رو مبل.رضا یه پای لیلا رو بلند کرد و انداخت رو مبل.لیلا شورتش پاش نبود.رضا با کله رفته بود لای پای لیلا و داشت کصش رو میخورد.
بابک که چشمش افتاد به بالا تنه لخت زنش سارا رو بلند کرد و تاپش رو درآورد.سارا لخت کامل بود بابک رو مبل سارا رو داگی کرد و رفت سراغ کص خیس سارا.آه و ناله همه در اومده بود.
دست زری رو گرفتم و رفتم رو فرش کف پذیرایی و ۶۹ شدیم رو هم.

نوشته: حامد

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...


زوج های بی حیا 2
 

سلام به دوستان عزیز.
یه موضوع رو بگم.
من این داستان رو اول اومدم با یه اسم دیگه فرستادم(قدم به قدم تا ضرب)ولی ناقص اومد.همینجا از همه عذر می‌خواهم و از ادمین می‌خوام قدم به قدم تا ضرب رو اگه میشه پاک بکنه.
بریم سر ادامه داستان.
بابک سارا رو رو مبل داگی کرد و پاهاش رو باز کرد.افتاد به جون کس خیس و بی موی سارا.چنان میخورد که جیغ سارا در اومده بود.
لیلا که روی مبل لم داده بود و رضا داشت کصش رو میخورد.سارا لباس لیلا رو از تنش درآورد و ازش لب می‌گرفت.سینه های خوشگل و سفید لیلا تو دستای سارا بود و بدن ناز و سفیدش حسابی دلبری میکرد.
دست زری رو گرفتم و رفتیم جلوی مبل لختش کردم و دراز کشیدم رو زمین و زری هم ۶۹ شد روی من و کس تنگش رو گذاشت رو صورتم.با دستام کونش رو از هم باز کردم و از چوچول زری لیس میزدم تا سوراخ کون خوشگلش.
زری چنان با ولع ساک میزد که هر آن احتمال میدادم آبم بیاد.کیرم رو که خیس میکرد میذاشت لای سینه هاش. واقعا استاد ساک زدن بود.
رضا لیلا رو از رو مبل آورد اینطرف و لخت شد و نشست بغل سارا رو کاناپه و دست انداخت گردن سارا و ازش لب می‌گرفت.
بعد چند تا لب طولانی و مکیدن زبون سارا شروع کرد با سینه های زنم ور رفتن و مالیدنشون.
لیلا هم جلوی رضا زانو زد کیر رضا رو گرفت و با زبونش از پایین تا کله کیرش رو لیس میزد.
لیلا خیلی کون نازی داشت و الان چسبیده بود به کون زری و در دسترس من.
در حالی که داشتم کس زری رو لیس میزدم دستم رو هم گذاشتم رو کس لیلا و انگشت شصتم رو کردم تو کس خیسش.داد لیلا در اومده بود.زری داشت با لذت تمام ساک میزد از اون طرف هم کس سارا تو دهن بابک بود.سارا سرش رو آورده بود پیش لیلا و با هم داشتن واسه رضا ساک میزدن.
بابک اومد جلوی زری و سر زری رو گرفت و کیرش رو می‌مالید به لبای زری.هر چی زری می‌خواست کیر بابک رو ساک بزنه نمیزاشت و هلاکش کرده بود واسه طعم کیر.
از زیر زری خودمو کشیدم بیرون بلند شدم.
رضا لش کرده بود رو مبل و دستش لای کون سارا بود اومدم روی سرشون و کیر رضا رو گرفتم دستم و گذاشتمش دهن سارا بعدش یه تف زدم رو سوراخ کون زنم و یه کم مالیدم سوراخش رو و انگشت رضا رو هدایت کردم تو کون تنگ سارا.
لیلا رو بلند کردم و با هم رفتیم بغل سارا رو کاناپه نشستم و لیلا هم اومد نشست رو کیرم و کصش رو تنظیم کرد و شروع کرد به بالا و پایین شدن.
سارا بلند شد از سر جاش و پشت به رضا خواست بشینه رو کیرش که با دستم کیر رضا رو گرفتم و گذاشتمش دم کس سارا.کیر رضا که تو کس سارا جا شد سارا دراز کشید رو پاهای رضا طوری که سینه هاش میخورد به زانوی رضا.به رضا گفتم کون سارا رو بی نصیب نزار .انگشتت رو بکن توش.رضا در حالی که لپ کون سارا تو چنگش بود انگشت شصتش رو کرد تو کون سارا و با اون دستش یه اسپنک رو کون سارا زد و گفت چقدر تو کف کون زنت بودم.سارا گفت تو کف کون بودی کص رو که کردی قبلاً.لیلا همونطور که رو کیرم بالا پایین میشد گفت از کیر رضا نمیشه گذشت.
من و بابک تازه فهمیدیم که رضا قبلاً هم سارا رو کرده هم لیلا رو.
بابک که داشت زری رو داگی میکرد گفت تو می‌دونستی شوهرت زنای ما رو کرده.رضا گفت آره که میدونست.زری گفت زنای خودتون خواستن منم به مراد دلشون رسوندمشون.
بابک کیرش رو از کس زری کشید بیرون و سرپا ایستاد جلوی سارا و کیرش رو گذاشت تو دهن سارا.
سارا داشت لذت میبرد و با تمام وجود ساک میزد.
منم لیلارو بلند کردم و خوابوندم رو مبل و پاهاش رو گذاشتم رو شونه هام و یه کم کیرم رو مالیدم لای کصش و سر کیرم رو آروم هل دادم تو.
بابک سارا رو از روی کیر رضا بلند کرد و برد پشت مبل.همونجایی که اول کار زنش لیلا وایساده بود و رضا داشت کس و کونش رو میخورد.
سارا رو خم کرد رو مبل و از پشت کیرش رو کردتو کس سارا.زری هم یه کم واسه رضا ساک زد و نشست رو کیر رضا.
سارا خم شده بود رو مبل و داشت با رضا لب بازی میکرد و سینه هاشو تو دست رضا بود و بابک هم از پشت کیرشو کرده بود تو کس سارا.
این صحنه و اینکه قبلاً رضا سارا رو کرده شدت کار منو زیاد کرد و لیلا با جیغ و داد ارضا شد و همونجا ولو شد رو مبل.
رفتم سمت سارا کشیدمش بغل مبل.بابک همچنان داشت کصش رو میکرد منم سر پا کیرمو دادم که ساک بزنه.رضا گفت حمید زنت عاشق اینه که هم زمان با کصش دهنش هم کار کنه.
جلوی سارا دراز کشیدم که اونم داگی بشه و راحت تر ساک بزنه.
گفتم کجا دیدی؟خودت کردی یا کس دیگه ای میکرد؟
رضا گفت با زری و سارا و رییسم فور سام زدیم.اونجا موقعی که من کردم واسه رییسم ساک زد.موقعی که رییسم می‌کرد زنتو واسه من.
گفتم پس زری چه کاره بوده؟
زری گفت منو دو نفره کردن.
به سارا گفتم تو چی دو نفره ندادی؟سارا گفت نه که ندادم.ندیدی رضا هنوز تو کف کونمه.خیلی کلفت بود کیر رییسش.رضا گفت رییسم بیشتر از من تو کف کون سارای.اون روز تلافی کون ندادن زنت رو سر زری درآورد
تازه داشتم می‌فهمیدم زنم چه هنرهایی داشته.
زری که تازه سر حال اومده بود اومد نشست رو صورتم و گفت فعلا کس زن رضا رو بخور تا بعداً برات تعریف کنیم چیزایی که رضا هم نمیدونه.
کس تازه ارضا شده زری تو دهنم بود و سارا و زری هم با هم لب تو لب شده بودن که بابک از پشت سارا بلند شد و سارا نشست رو کیر من.
رضا لیلا رو گذاشته بود رو مبل و داگی داشت میزد تو کس لیلا.
بابک رفت سمت اونا و رو زمین دراز کشید و لیلا رو کشید رو کیرش و با دستش کون لیلا رو باز کرد و گفت رضا می‌دونی که لیلا عاشق کون دادنه.بی نصیبش نزار.
رضا گفت آره عزیزم.کون زنت هم عاشق کیر منه.زری به بابک گفت رضا کون کن خوبیه و جوری برام جا می‌کنه که میمیرم از لذت.
رضا اومد پشت لیلا و کیرش رو با سوراخ کون لیلا تنظیم کرد و آروم فرو کرد تو کون لیلا.
لیلا از شدت لذت و درد داشت بیهوش میشد.
زری و سارا رو از رو خودم بلند کردم و رفتم این صحنه رو ببینم.
کون سفید لیلا افتاده بود وسط بدن سبزه بابک و رضا.یه کیر تو کصش بود و یه کیر هم تو کونش.
لیلا همونجا ارضا شد و و افتاد رو سینه شوهرش.
رضا کیرش رو از کون لیلا بیرون کشید و نشست رو مبل و مثل یه فاتح به سوراخ کون باز شده زن بابک نگاه میکرد.
من و زری و سارا هم وایساده بودیم و این صحنه رو می‌دیدیم.
رضا دست زری رو گرفت و کشید رو خودش.زری نشست رو کیر رضا.
رضا گفت بیا الان نوبت زریه دو تا کیر بخوره .بکن توش که بعدش می‌خوام از کون تنگ زنت لذت ببرم.اینجوری ضرر نمیکنید.
رفتم پشت زری و یه تف انداختم رو سوراخش.زری با دست تف منو مالید رو سوراخ کونش و به رضا گفت کونمو واسه حمید باز کن.
کیرم رو گذاشتم دم سوراخ زری و فشار دادم.آروم آروم کیرم جا گرفت تو کونش و کیر رضا رو تو کس زنش حس میکردم.
زری با اینکه یه بار زیر خودم ارضا شده بود بازم تو اوج بود و لذت میبرد.
بعد از چند دقیقه زری ارضا شد و از شدت شهوتش منم تو کون زری ارضا شدم.
بابک میدونست سارا عاشق داگیه.سارا رو داگی کرده بود و داشت کصش رو میکرد.
من از شدت ضعف افتادم رو کاناپه رو برو.همونجایی که نیم ساعت پیش سارا دمر خوابیده بود و بابک داشت کونش رو می‌مالید.حالا بابک روبروی من داشت سارا رو از کس میکرد.
بابک برگشت سمت من و گفت می‌خوام کون زنت رو بکنم.سارا گفت سختمه.
بابک گفت من میکنم جا باز کنه که الان رضا هم تو صف کونته.کیر رضا کلفت تر از منه.اینجوری کمتر بهت فشار میاد.
رضا اومد بغل سارا و گفت بیا کیرمو بخور فقط مواظب باش دردت اومد گازش نگیری.
بابک گفت رضا این پوزیشن خوب نیست بزار سارا به کمر دراز بکشه.اینجوری میتونم ورود کیرم رو به کونش ببینم.
رضا نشست رو زمین و سارا هم جلوش دراز کشید و سرش رو گذاشت رو پای رضا و کیر رضا رو گرفت تو دهنش.بابک پاهای سارا رو بلند کرد و انگشتش رو کرد تو کص سارا و هم زمان چوچول سارا رو می‌مالید.رضا کیرش دهن سارا بود و داشت با سینه های زنم ور می‌رفت.
اینطرف لیلا و زری بغل من نشستن و شروع کردن واسه کیر تازه ارضا شده من که با دیدن این صحنه ها از زنم جون گرفته بود ساک زدن.
بابک کون سارا رو حسابی خیس کرد و کیرش رو گذاشت دم کون سارا و آروم جا کرد.
رضا گفت بابک این سوراخی که الان کیرت توشه رو رییسم واسش التماس کرد سارا نداد.سارا کیر رضا رو از دهنش درآورد و گفت مگه از کونم سیر شدم به اون بدم.رضا گفت ولی قول بده به بار از کونت لذت ببره.زری به من گفت خیلی کیر کلفتی داره رییس رضا.
بعد ادامه داد اسمش پوریاست و حدودا ۴۵ سالشه.
گفتم خب.گفت دو سالی میشه نفر سوم ماست.
سارا از اون ور گفت من سه بار بهش دادم.
بابک کیرش رو تا ته کرده بود تو کون سارا و کس سارا جمع شده بود و تو صورتش یه درد رو میشد دید.گفتم رضا تو چی چند بار سارا رو کردی.رضا گفت یه بار تنها سه بارم با پوریا.
لیلا گفت من و رضا چند باری برنامه داشتیم سرویس کامل.کس و کون و ساک.
بابک محو کردن سارا بود و داشت از کون زنم لذت می‌برد که.لیلا بهش گفت اگه الان اینجوری کون سارا رو می‌کنی مدیون کون منی که به کیر رضا حال داده.
سارا به شدت با کیر رضا مشغول بود.کیر رضا رو در آورد و گفت رضا به پوریا کون ندادم ولی دیده که تو دهنم ارضاش کردم و آبش رو کامل خوردم.رضا کیرش فشار داد گوشه لپ سارا و گفت واسه همون چند باری که آب پوریا رو خوردی که صورتت بعدش گل انداخت و تپل تر شد.
الان کونت رو من بابک در میکنیم از آب که واسه کیر پوریا له‌له بزنی.
بابک کیرش رو کشید بیرون و دوباره جا کرد این دفعه راحت تر رفت تو کون سارا.حرکت بابک تند شده بود رضا گفت بریز تو کونش که لیزتر باشه واسه من.
بابک تو کون سارا ارضا شد و اینقدر نگه داشت که تا قطره آخر آبش تو کون سارا ریخت.رضا سارا رو بلند کرد و پشت با ما داگیش کرد.
آب کیر بابک از کون سارا سرازیر شده بود و سوراخ کون زنم باز مونده بود.رضا کیر کلفتش رو گذاشت دم سوراخ سارا و فشار داد تو.
سارا کون داده بود ولی کیر به این کلفتی تو کونش نرفته بود.به فاصله کمتر از یک متر کون زنم سمت من بود و کیر رضا تا خایه توش.
شدیداً راست کرده بودم و لیلا داشت ساک میزد.
رضا راحت ۱۰دقیقه تو کون سارا تلمبه زد.سوراخ سارا دور کیر رضا حلقه زده بود و با هر جلو عقب کیرش سوراخ سارا می‌ومد بیرون و می‌رفت تو.
سارا برای بار سوم بود که ارضا شد و منم همزمان تو دهن لیلا دوباره ارضا شدم و لیلا انقدر میک زد که همه آبم تو دهنش ریخت و قورتش داد.
رضا ناله ای کرد و آبش رو ریخت تو کون سارا.
موقعی که کشید بیرون سوراخ سارا اندازه یه سکه پونصدی باز مونده بود و آب رضا داشت ازش در میومد.
همه لخت و خسته همونجا افتادیم.
بعد از یه ربع بابک رفت حموم سارا هم باهاش رفت.
من زری و لیلا و رضا هم با هم رفتیم .
دم صبح شده بود و هم همونجا لخت تو پذیرایی با یه پتو و بالش خوابیدیم.
این رابطه چند بار دیگه هم پیش اومد که اگه فرصت شد تعریف میکنم.
روزگارتون به کام.

نوشته: حامد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18