رفتن به مطلب

داستان سکسی دختردایی و طلاق


migmig

ارسال‌های توصیه شده


کردن دختر دایی بعد از طلاقش
 

باسلام ، من اراز هستم که داستان فبلیم دختر داییم که بچه دار نمیشد را براتون تعریف کردم.
اسمم ارازه ۲۸ سالمه قدم ۱۸۹ وهیکلمم خوبه به واسطه فدتبال بازی کردن.بریم سرداستانم که بعد رابطه با دختر داییم ،خواهر کوچیکترش طلاق گرفت .ونزدبک دوسال طول کشید تا جدا شد شوهرش اذیتش کرد واسه طلاق .داستان دوماه بعد از طلاق بود.من تو فامیل فقط با دایی وبچه هاش رابطه نزدیک وصمیمی داشتم ودارم.اسمها مستعارتد.لیلا دوسال کمتر متاهل بود وجدا شد وداییم هم خیلی مخالف بود که جدا بشه وبخواد برگرده خونه،شوهرشم فامیل بودکه داییم قبول کرده بود برخلاف میل لیلا بگذریم ،من تو دوران دادگاه به هرنحوی که میتونستم کمکش میکردم از نظر پولی گرفته تا اا…،اواخر حضورم تو شرکت بود که باید میرفتم مرخصی .که زنگ زد که جشن تولدمه میای اینجا گفتم کجا منظورته گفت خونه نگین اون دختر داییم . که قرار شد مرخصی نرم خونه وبیام شهری که اونا زندگی میکردند،از لیلا بگم که بسیار خوشگل وخوش هیکل بدونه یه سی سی ژل وبوتاکس ،و…بدونه اضافه وزن وبدنه کامل رو فرم سایز لیموهاش ۷۵ وباسن عالی نه بسیار بزرگ ،،هرچی از خوشگلیش بگم کم گفتم بلیط گرفتم ومستقیم اومدم خونه نگین عصری بود رسیدم .یه چرخی زدم تو شهر وخرید کردم تا تاریک بشه ورفتم وقتی دررا باز کرد هنگ کردم یه ارایش سکسی وکه دلت میخواست هنونجا سیر بخوریش هوش از سر ادم میبرد رفتم داخل ودست دادم وروبوسی کردم که نرمی پوست صورتش مثله پنبه نرم وخوشبو،،وبا نگین هم همینطور احوال پرسی ، ودیدم تو پزیرایی میز تولدشا جیده واطرافشم با گل وبادبادک وروبان پرشده بود،بعد از نیم ساعت دوتا از دوستاش اومدن وچنتا دیگه با شوهراشون اومدند ،بگذرریم جشن تولدش تا ساعت ۱۲ ادامه داشت رقصیدیم مشروب خوردیم قلیون کشیدبم همه کاری کردین جز اصله کاری اون دوستاشم پایه بودند ودوست چندبن ساله یکی از اون دوستاشم که خیلی ریزه میزه بود وزبون باز باهاش دوست شدم وهنوز تو رابطه دورا دور راداریم همدیگه را هم چتد بار دیدیم. مهمونا رفتن ومن موندن با دوتا دختر داییم .شوهر نگبن هم سرکار بود تو یکی از شهرها جنوب .ساعت ۱۱ بود یه قرص تاخیری وخوردم نیم ساعت بعدش یه پودر سیدنافیل با شربت قاطی کردم وخوردم که سالار را مثله تنه درخت کرد.من با نگین دوسه بار سکس کرده بودم و نگین جراغ سبز را نشونم داد که لیلا دوست داره باهات بخوابه وحس حسودس زنوته که فقط همین یه بار.نگین قلیون را برد تو بالکن خالیش کرد ودوباره امادش کرد لم داده بودم رو مبل لیلا هم کنارم ونگین تو اشپزخونه که خودشا سرگرم کنه که شروع کردم از خوشگلیش وخوش تیپ بودنش تعریف کردن وهی تیکه ها سکسی مینداختم بهش در مورد شوهرش اونم هی تکذیب میکرد که دستشا گرفتم واروم نوازش کردن وتعریف کردن میخواستم از یجا شروع کنم قلیون که میکشید نی قلیون را زبون میزدم که داغ بشه کم کم دستشا بوس کردم دونه دونه انگشتاشا بوس میکردن خیلی خوشگل وظریف میکردم تو دهنم ولیس میزدم که اونم دست منا نوازش میکرد نگین گفت من خسته ام میرم بخوابم شیطونی نکنید ،گفتم شیطون کجا ،گفت همینجاس ویه چشمک زدم بدهش رفت ودر را ام اورد رو هم ولی نبستش .که بعد برام تعریف کرد از دست باز گذاشتم که ببینم سکستا با لیلا …
اومدم کنارش وودوتا دستشا گرفتم وگفتی خیلی ناز شدی خوشگل که بودی ولی امشب خیلی ناز شدی گفت خوشگل کجا .وبغلش کردم که سرشا گذاشت رو شونم وتشکر کردن بخاطر همه چیز وو…گفت خوشبحال دوست دخترت که اینقدر تو خوب درک میکنی گفتم دیونه تو دختر داییم هستی گفت ای کاش شوهر نمیکروم منم پیازداِغشا زیاد کردم وتعریف کردن از همه چیزش که رسوندم به اونجا که حیف تو نیست تو بغل اون میخوابیدی .که کم کم روشوبرگردند وازم لب گرفت وشروع کردیم به عشق بازی مثله دختر پسر که بعد عقد اولین بار شب پیشه هم میخوابند،،وقتی زبونشا میخوردم حس میکروم که داره حشری میشه ورفتم سراغ لاله گوششا مک زدن همزمان هم سینه هاشا میمالوندم از رو تاپش ولی نازک بود ومعلوم بود دراز کشید رو مبل وتاپشا در اوردم واومدم روسینش ودوباره لب گرفت ولی این بار سینه هاشم میخوردم از تو سوتین درشون اوردم وازشون تعریف کردن خداایشم خیلی خوشگل بودند تو دست جامیشدند ونرم توکشا مک میزدم که ناله هاش بلند شد اینقدر لیس میزدم ومیکردم تو دهنم که حشری شد و واب کوصش راه افتاد…بعداز سیر شدن از خوردن رفتم پایبنتر وشکم ونلفشا بوس کروم رفتم پایبنتر از رو شلوار کوصشا بوس کردم ومالیدم هس بوس میکردم وسینه هاشا میمالیدم که ناله هاش بلند تر شد دراوردم شلوار وشورتشا یه بدنه سفید بدونه مو جلوم بود نگاهش کردم گفتم قربونت برم اینا به اون میدادی،،ویه بوس ازش گرفتم کوصش خیس شده بود که موقع در اوردن شورتش ابشا پاک کردم .اروم شروع به خوردن کردم که جیغش بلند شد سرما فشار میداد وداد میزد بخورش اراز بخورش جوووون. اخ منم تند تند لیس میزدم وزبونما میکشیدم رک چوچولش وقتی میدیدم داره میپیچه به خودش زبونما فشار میدادم به چوجولش اینقدر خوردم که جیغش بلند تر شد وارضا شد اصلا نه انگتر نگین تو اطاقه ابشا زبون زدم واومدم ازش لب گرفتم کیرم عین سنگ شده بود به واسطع سیدنافیل که در اوردم کیرما گرفت دستش ومالیدم اومد پایبن مبل ونشست بین پاهام وشروع به خوردن کرد خیلی خوب میخورد جوری که جونم داشت از کیرم میزد بیروم کلاهکشا زبون میزد نوک زبونشا میزد به سوراخ کیرم مک میزد سوراخ کیرما همشا نمیتونست بخوره تا نصفه بزور میکرد وحوق میزد اب دهنش را میریخت سرکیرم ومیمالیش میگفت چه کیر خوشگلی داری چقدر کلفته وخوشتراشه رگ زیرشا مک میزد وقربون صدقه که خیلی نازه وبا لذت واسم ساک میزد. خیلی کلفته اراز اذیت میشم گفتم نترس اروم میکنمت وخوابوندمش لبه مبل وسرکیرما تو چاک کوصش میمالوندم میزدم به چوجولش نرمی کیرما دیونه میشد خودش شروع کرد به مالیدن کبرم به کوصش که اهش بلند شد پاشا باز کردم ازش لب گرفتم وسرشا گذاشتم در سوراخش کیرما گرفته بود که یک دفعه نکنمش توش ترس ولذت تو بدنش بود وبهترین کار مالیدن کوصش باکیرم بود وخوردن بدنش که حشری بشه وبتونم بکنمش که می مالید سرکیرما به چاک کوصش وجوچولش که گذاشت در سوراخش یه دفعه فرو کردم تو،،که جیغش کل خونه ره برداشت وااایی. مردم. درش بیار ارلز. وااای سوختم. منم نگهش داشتم تو کوصش وگردنشا میخوردم وسینه هاش که دردش فراموش بشه خیلی تنگ بود انگار کوص یه دختر ۱۵ ساله ،اینم کیر کلفت وبزرگ من که مثله تنه درخت تو کوص لیلا بود ،اروم قربون صدقش رفتن ولب گرفت ارومش کرد وشروع به جلو عقب کردن کردم که با هر تقه یه جیغی میکشید درش اوردم ژل روانکننده زدم به کیرم وچاک کوصش،اروم فرو کردم که دوباره جیغش بلند شد ولی این بار کم کم اه اه کردنش شروع شد و خودش چومولشا میمالید،،منم شروع به تلمبه زدن کردم که دردش جاشا داد به لذت بهش جداره کوصش فشار می اورد به کیرم منم تعریف کردن از کوصش. اخ چه کوصه خوشگلی چه کوصه تنگی. کیرما کم کم تا بیخ فرو میکردم تو کوصه لیلا. یه بیست دقیقه اینجور کردمش که گفت بیام بالا ،واومد نشست سر کیرم وکردش اروم اروم تو کوصش دیگه جیغ نمیزد وصدا نفسشا بلند شد اخ اخ اه اه ارلز جون خیلی دوست دااارم منم همینا میگفتم ،،اراز خیلی دوست داارم ،ماله خودمی ،این کیر ماله منه وتند تند بالا پایبن میشد سینه هاش تو دستم تند تند بالا پایبن میشد سر کیرم که تابیخ توکوص لیلا بود یه کوص تنگ وخوشگل یه بدنه سفید رو کیرم نشسته که تند تند بالا پایبن میشد ودوباره جیغش بلند شد که جرم بده اراز پارم کن وااای اااخ ونفس زدن که یک دفعه بدنش منقبض شد سر کیرم که با اومدن ابش. رو کیرم. ابم با فشار خالی شد تو کوصش کناده ها پهلوشا فشار میدادم رو کیرم وتو چشاش نگاه میکردم که خم شد وسرشا گذاشت رو سینم گفت خیلی خوب سکس میکنی خیلی لذت بردم اب کیرم وابه کوصش از کناره کیرم زد بیرون سرشا برگردوندن ازش لب گرفتم چشاشا روس کردم برعکسش کردم کیرمم از تو کوصش زد بیرون با دستمال کاغذی پاک کروم کوصشا وتوبغل هم خوابیدم ،

نوشته: آراز

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18