رفتن به مطلب

داستان سکسی برادر و کوس خیس من


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


کوس خیس 1
 

سلام من چند سالی هست که میام اینجا و داستان میخونم چند بار تصمیم گرفتم منم یکی از خاطراتمو بنویسم ولی هر بار پشیمون شدم راستش خیلی زن داغی هستم طوری که همیشه کوسم خیسه و دلش کیر میخواد به واسطه همین کوس خیس سکس زیاد داشتم امروز میخوام یکیشو براتون بنویسم اینم بگم من نویسنده نیستم و فقط خاطرمو مینویسم پس ایراد نگیرید لطفا
من اسمم فرشته هستش البته همه اسمهارو عوض کردم الان چهل و دو سالمه قد صد و شصت خوشگل نیستم ولی زشت هم نیستم پستونام هفتاد و پنجه کون برجسته و خوش فرمی دارم رون و ساق پاهای توپولی دارم و یه کوس توپول بدون بیرون زدگی و خوشگل و البته خیس یه خواهر دارم و یه برادر که چهار سال از من بزرگتره دو تا بچه که ازدواج کردن اره میدونم الان فحش میدین میگین مگه میشه؟ آره میشه منو پونزده سالگی شوهر دادن و زود بچه دار شدم شوهرم مرد خوبیه ولی کیرش نازکه و بکن خوبی نیست بدون عشقبازی و آماده کردن من میکنه توش زیر یه دقیقه آبشو میریزه تو کوسم و بلافاصله هم میره حموم اونوقت من میمونمو یه کوس داغو خیس،چند سالی اون که میرفت حموم با دسته برس خودمو ارضا میکردم و میخوابیدم ولی دائم کوسم نبض میزد و دلش کیر واقعی میخواست اینم بگم زایمانهام سزارین بوده برای همین کوس تنگ توپول و قشنگی دارم
برادرم خیلی سگ اخلاقه و به هر بهانه دست روم بلند میکنه حتی شوهرم وقتی ازم شاکی میشه به برادرم میگه اونم میاد دلتون نواد استخونامو نرم میکنه
بعد از چند سال با یه جوانی دوست شدم که خوشگل بود بود ولی بی شخصیت بود سکسش هم بد نبود ولی سر لاشی بازیاش نزدیک بود لو بریم برای همین باهاش کات کردم البته داداشم بهم شک کرده بود که سر همین شک یه کتک مفصل خوردم
بعداز مدتی با این کوس خیس و نبض زدناش دیونم کرد با یکی دیگه دوست شدم ولی جا نداشت ماهی یه بار به زور مکان ردیف میکرد که اونم بعد از یه سال شوهرم بهم شک کرد به داداشم گفت خوشبختانه چون مدرکی نداشتن منم به کلی منکر همه چیز شدم باز کتک خوردم و آبها از آسیاب افتاد
باز چند سالی با دسته برس خودمو آروم میکردم ولی خانما خوب میدونن هیچ چیز جای یه کیر واقعی و یه آغوش مردونه رو نمیگیره!
تا اینکه یه راننده اتوبوس مخمو زد و باهام دوست شد اولین سکسمون تو اتوبوس بود اسمش حمید بود اولین سکسمون بهترین سکس زندگیمه اصلا از اون روز فهمیدم سکس واقعی یعنی چی! فکر کنید یه مرد چهار شونه قد بلندسکس بلد یا یه کیر کلفت بیوفته به جون آدم خیلی سکسامون عالی بود ازش سیر نمیشدم هفته ای سه یا چار روز سکس داشتیم مشکل جا هم نداشتیم تو اتوبوس هر مدل که دلمون میخواست حال میکردیم منم هر جور دلش میخواست بهش حال میدادم حتی سوراخ کونشم براش لیس میزدم فقط هر چی اصرار کرد بهش کون ندادم چهار سال باهاش بودم سرحال شده بودم خوش اخلاق شده بودم کوسم همچنان خیس بود ولی همیشه یه کیر کلفت آماده داشتم و آرومم میکرد
البته تو این سالها چند بار اقدام به طلاق کردم ولی هر بار با کتکهای برادرم نشستم سر جام با حمید روزهای خوبی داشتم و بهترین سالهای عمرم بود تا اینکه چهار سال پیش سر سهل انگاری خودم شب شوهرم سکس چتمو با حمید تو گوشیم دید صبح پاشد رفت سر کار منم خوابم نمیبرد میدونستم الان زنگ میزنه به برادرم اونم میاد سراغم نشستم با خودم یه نقشه کشیدم گفتم یا نقشه من میگیره و برای همیشه راحت میشم یا منو میکشه بازم راحت میشم رفتم حموم حسابی شیو کردم اومدم یه کم آرایش سبک کردم یه دامن بلند با یه تاپ یقه باز بدون شورت سوتین پوشیدم ومنتظر شدم تا داداشم بیاد
بلاخره اومد دروباز کردم از در که اومد تو حتی جواب سلامم رو هم نداد و شروع کرد به زدن منم فقط آروم و مظلوم التماس میکردم نزنه البته چند بار عمدا خودمو میزدم زمین و هربار کاری میکردم دامنم بره بالا و کوس و کون خوشگلمو ببینه ودامنو نمیدادم پایین تا خوب دید بزنه کیف کنه قشنگ حس کردم آرومتر شده بود و چشم از کوس کونم و پاهای توپولم بر نمیداشت آروم میزد وبیشتر میزد رو پستونام یا پاهام و کونم رفتم گوشه حال پاهامو جمع کردم تو سینه م و زانوهام بغل کردم دامنم هم جمع شده بود واز زیر کوس کونم قشنگ تو دیدش بود و چشم ازشون بر نمیداشت من سرمو انداخته بودم پایین و گریه میکردم
آروم گفتم داداش تو فقط میای منو میزنی یه بار نپرسیدی دردت چیه؟
اومد دو متری من نشست تکیه داد به پشتی و گفت خوب بگو چ مرگته؟!
منم باگریه سرمو گذاشتم رو پاش ودراز کشیدم کنارش ولی دامنمو ندادم پایین که رونها وپاهای توپولم تو دیدش باشه نقشم گرفته بود آروم شده بود و شهوت رو تو رفتارش حس میکردم طوری سرمو گذاشتم رو پاهاش که پشت سرم بچسبه به کیرش با گریه گفتم این شوهر من زود انزاله وزیر یه دقیقه ارضا میشه ومن هیچی از سکس نمیفهمم چند بار هم خواستم طلاق بگیرم تو هربار با کتک نذاشتی خوب من چکار کنم آخه منم آدمم البته جملاتم دقیق یادم نیست ولی مضمونش همین بود ولی مفصلتر همه اینارو باترس خجالت وگریه میگفتم و پشت سرمو به کیرش فشار میدادم تو همین فاصله اول دست کشید به موهام بعد دستشو گذاشت روی بازوی لختم و شروع کرد به مالیدن حس میکردم نوک انگشتاشو سعی میکنه بماله به پستون چپم دستشو گرفتم شروع کردم به بوسیدن بعد هم مثلا میخوام دستشو بغل کنم دستشو گذاشتم رو پستونم و دستامو گذاشتم روش با پشت سرم هم حس میکردم کیرش حسابی شق شده آب کوسم راه اوفتاده بود حسابی داغ شده بودم
آروم آروم دستشو رو پستونام تکون میداد منم هی آه میکشیدم که بفهمه خواهرش کیر میخواد وقتی اه کشیدن منو دید یواش یواش شروع کرد به مالیدن منم بلندتر آخ و اوخ میکردم دیگه محکم پستونمو چنگ میزد منم واقعا حشری شده بودم و از ته دل ناله میکردم دستشو برد زیر تاپ و گذاشت رو پستون لختم هی چنگ میزد منم ناله میکردم
آروم پا شدم کون گنده و نرممو گذاشتم رو پاش نشستم تو بغلش لبامو گذاشتم رو لباش شروع کردیم به لب خوری یه دستش پشتم بود یه دستش رو پستونام دست راستشو آروم برد پایین و لمبر کونم شروع کرد به مالیدن بعد دو دستی تاپمو داد بالا از تنم در آورد پستونام جلو چشاش بود آروم گفت چقدر خوشگلن گفتم از امروز مال خودت هستن شروع کرد به خوردن پستونام منم دستام تو موهاش بود و رو ابرا بودم
منو طاق باز خوابوند از گردن شروع کرد بوسیدن اومد رو پستونام دلم میخواست کوسمو بخوره ولی پایین نمیرفت آروم موهشو کشیدم گفتم دامنمو دربیار بلند شد دو طرف دامنمو گرفت منم کونمو از رو زمین بلند کردم دامنو در آورد وسط پاهام نشسته بود دست میکشید روی رونام و شکمم و کوسم یه کم کوچولو شکم دارم محو تماشاشون بود گفتم قشنگن ؟
گفت خیلی خوشگلن
گفتم پاهام یا کوسم؟
گفت هر دو
گفتم دوست داری از امروز مال تو باشه
گفت خیلی
پس کوسمو بخور اگه خوب بخوری میدمش مال خودت بشه
گفت جوووووونم چشم آبجی جونم
پاهامو داد بالا سرشو برد لای پام و شروع کرد به خوردن مثل حمید نمیخورد ولی خوب بود لذت میبردم منم دستم تو موهاش بود و ناله میکردم نمیدونم چند دقیقه طول کشید که ارضاء شدم و شروع کردم به کشیدن موهاش و داد زدن که بفهمه اضاء شدم بعد کشیدم بالا رو خودم در گوشش گفتم مرسی خیلی عالی بود گفت ارضاء شدی گفتم بله داداشی نمیخوای لخت بشی برام بلند شد وایساد و لخت شد ولی شورتشو در نیاورد بلند شدم رو زانوهام نشستم و شورتشو در آوردم کیرش افتاد بیرون شقه شق بود کلفتیش مثل کیر حمید نبود ولی بد هم نبود گذاشتم تو دهنم چند دقیقه ای به روشهای مختلف براش ساک زدم حسابی ناله میکرد دوباره دراز کشیدم پاهامو باز کردم گفتم بیا بکن توش که دیگه طاقت ندارم
اومد روم یه کم پستونام‌و خورد بعد سر کیرشو گذاشت لای چاک کوسم چند بار بالا پایین کرد و آروم هل داد توش و فشار داد آروم تا خایه رفت تو کوسم خایه هاشو رو کونم حس میکردم راستشو بخواین من به کیر کلفت حمید عادت داشتم کیرش راحت رفت توش واصلا درد نداشتم ولی برای اینک بهش حال بدم یه آخ بلند گفتم و با دستام لمبرای کونشو گرفتم فشار دادم به خودم و در گوشش گفتم کیرت کلفته درد میکنه یه چند دقیقه صبر کن جا باز کنه عادت کنم بهش
اسم زنش الهه هست در گوشش گفتم کوس من تنگتره یا مال الهه؟
گفت معلومه مال تو الهه از وقتی زاییده گشاد شده
گفتم کوس من خوشگلتره یا مال الهه؟
گفت مال آبجی خوشگلم
گفتم کجام قشنگتره
گفت کوست کونت پاهای توپولت کلا همه جات
گفتم یکیشو که از همه خوشگلتره بگو
گفت کونت
گفتم معلومه تو هم مثل همه مردا عاشق کونی
آروم گفت آره
گفتم کوس آبجیت آماده گاییدنه بکن کیف کن فقط آروم
شروع کرد به تلمبه زدن و مالیدن پستونام خیلی خوب بود بعداز چند دقیقه گفتم میذاری بشینم روش گفت باشه کشید بیرون دراز کشید کنارم وقتی با حمید سکس میکردم هر بار که میکشید بیرون دوست داشت یه کم براش بخورم بعد دوباره بکنه توش منم نشستم یه سی ثانیه براش ساک زدم که حسابی ناله میکرد پاشدم نشستم رو کیرش حسابی تلمبه های محکم میزدم اونم از زیر کمک میکرد و کونمو پستونامو چنگ میزد پا شدم از اونطرف نشستم رو کیرش حالا کونمو میدید چنگ میزد و حال میکرد وقتی لرزش کونمو دید کفت لامصب مثل ژله میمونه گفتم از این به بعد این ژله مال خودته
یواش یواش حس کردم دوباره میخوام ارضاء بشم ولی دوست نداشتم تو این پوزیشن ارضاء بشم من عاشق داگیم پس بلند شدم قمبل کردم گفتم بیا بکن اومد از پش فرو کرد تو کوسم شروع کرد تلمبه زدن گفتم رحم نکن هرچی میتونی محکمتر اونم محکم تلمبه میزد و دست میکشید رو کونم گفت چه کونی داری از پشت میکنم چه موجی میوفته روش خیلی قشنگه گفتم بکن کیف کن فداتشم گفت داره میاد کجا بریزم گفتم همشو بریز توش فقط زود واینستا بزن که داره مال منم میاد یدفعه داد زد و داغیه آبشو تو کوسم حس کردم و منم ارضاء شدم هردومون کنار هم ولو شدیم من تاپمو گذاشتم رو کوسم تا آب کیرش نریزه رو فرش همونجا خوابم برد
وقتی بیدار شدم فکر کنم یه نیم ساعتی خوابیده بودم دیدم داداشم لباس پوشیده رفته، نا نداشتم از جام بلند شم به زور پاشدم رفتم زیر دوش با خودم فکر کردم الان میره خونه تنها میمونه عذاب وجدان میگیره ممکنه پشیمون بشه سریع دوش گرفتم اومد بیرون همونجور لخت بهش زنگ زدم جواب داد
گفتم چرا رفتی داداش ناهار میموندی پیشم
گفت مزاحم نمیشم آبجی
گفتم من که میدونم بچه ها رفتن شهرستان خونه تنهایی پس بیا اینجا خونه تنها نمون بیا یه چیزی میپزم با هم میخوریم
خواست بهانه بیاره گفتم زود بیا من منتظرم گفت یه دوش بگیرم میام گفتم پس یه ربع دیگه اینجا باش آخه خونشون دوتا کوچه با ما فاصله داره گفت چشم
منم رفتم یه آرایش سبک کردم یه شلوارک بالای زانو و یه تاپ یقه باز مشکی پوشیدم منتظر شدم بیاد
داستان ادامه داره اگه استقبال بشه ادامشو مینویسم

نوشته: بدن بلوری

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...


کوس خیس 2

رفتم تو آشپزخونه یه لوبیا پلو دم کردم ولی دائم به این فکر میکردم وقتی داداشم اومد چطوری دلبری کنم تا دیگه نتونه بیخیال کوس خیسم بشه صدتا حرف و نقشه تو فکرم کشیدم تا بیاد بلاخره زنگ خونه رو زد راستشو بخواین با اینکه همین یک ساعت پیش کیرش تا خایه تو کوسم بود وداشت قربون صدقم میرفت ولی بازم یه کم استرس گرفتم ولی کوسم خیس بود خیستر شد
در رو باز کردم اومد تو تمام حرفا و نقشه هایی که کشیده بودم یادم رفت و بی اراده رفتم تو بغلش دستمو دور کمرش حلقه کردم و به خودم فشارش دادم چون قدش از من بلندتره پستونام چسبید به شکمش و سرمو گذاشتم رو سینه داداشم اونم یه دستشو گذاشت پشتم و با دست دیگش موهامو نوازش میکرد وقتی بغلم کردم آروم شدم و خیالم راحت شد که اونم منو میخواد شهوت جای استرس رو گرفت با خودم گفتم قبل از ناهار باید یه بار دیگه بهش بدم چون با شکم پر سکس خیلی حال نمیده و نمیشه هر پوزیشنی رو رفت
گفتم خیلی دوست دارم چه زود دلم برات تنگ شد
گفت منم تو همین یه ساعت دلم برات تنگ شد فداتشم
آروم دستاممو آوردم پایین رو کونش و شروع کردم به مالیدن کونش به خانما توصیه میکنم حتما اینکارو با پارتنرشون بکنن چون آقایون اینکارو خیلی دوست دارن بخصوص وقتی کیرشون تو کوستونه😂
اونم دستاشو گذاشت رو کونم و شروع کرد به مالیدن بعد سرشو آورد پایین منم فهمیدم لب میخواد و شروع کردیم لب گرفتم زبونمون تو دهن همدیگه میچرخید دست راستشو از زیر تاپ رد کرد گذاشت رو پستون چپم و مالید آروم ناله کردم لبام از لباش برداشتم تو چشاش نگاه کردم گفتم داداش جان محکمتر
گفت محکم دوست داری
گفتم خیلی
پستونامو میچلوند دوباره لبامون قفل شد به هم نمیدونم چند دقیقه طول کشید که لباشو جدا کرد
گفت اندامت خیلی قشنگه
گفتم حتی از مال الهه؟
گفت اگه نمره اون ده باشه نمره تو بیسته
گفتم دوست داری برات لخت بشم تماشا کنی؟
گفت خیلی
گفتم پس بشین تماشا کن تا برات لخت بشم نشست رو مبل منم دو طرف تی شرتش گرفتم کشیدم بالا دستشو آورد بالا و از تنش در آوردم سه چهار قدم رفتم عقب
گفتم حالا تماشا کن حال کن
گفت مرسی
تاپمو در آوردم انداختم اونور پستونامو گرفتم دستم یه کم با عشوه مالونمدم به لطف تماشای زیاد فیلم سوپر این کارارو خوب بلدم
گفتم پستونام چطوره؟
گفت عالیه سایزشون چنده
گفتم هفتادو پنج
گفت خیلی خوشگلن
گفتم مرسی فداتشم الان میخوام اونی که دوست داری نشونت بدم
برگشتم کونمو به طرفش کردم و شلوارکمو دادم پایین دولا شدم شلوارکمو دربیارم عمدا طولش دادم که خوب کونمو ببینه در ضمن چون کوس توپولی دارم وقتی دولا میشم کوسم از عقب میزنه بیرون و منظره قشنگی رو درست میکنه بارها جلو آینه دولا شدم و تو آینه خودمو دید زدم راست شدم با دستام لمبرای کونم چنگ زدم ولی حواسم بود لای کونم باز نشه که سوراخ کونم ببینه یه وقت هوس کون بکنه حقیقتش دلم میخواست کون دادنو تجربه کنم ولی خیلی از دردش میترسیدم
برگشتم طرفش دستامو گذاشتم دو طرف کوسم
گفتم چطوره؟ خوشگله؟
گفت آره
دستامو گذاشتم رو شکمم گفتم فقط این خرابش کرده (قبلا گفته بودم یه کم شکم دارم)
گفت اولا یه کمه با نمکه دوما هر کس کوس کون به این توپولی میخواد باید اونم بخواد
راستشو بخواین از حرفش لذت بردم رفتم جلو زانوهامو گذاشتم رو مبل دو طرفش نشستم رو پاهاش دستامو کردم تو موهاش یه لب گرفتم بعد پستونامو دادم تو دهنش شروع کرد خوردن گفتم محکم مک بزن اونم محکمترش کرد
به واسطه این کوس خیس خیلی فیلم سوپر دیدم و خود ارضایی کردم حالا فرصت مناسب بود دلم میخواست همه چیزایی که دیده بودم رو امتحان کنم و لذت ببرم
از رو پاهاش بلند شدم آب کوسم شلوارشو لک کرده بود گفتم خودم میشورم فداتشم
گفت فدای سرت
بلندش کردم شلوار و شورتشو در آوردم کیرش پرید بیرون شق شق بود
گرفتم دستم گفتم جووووون چه کیر کلفتی دارم من( راستش کیر حمید کلفتر و قشنگتر بود ولی گفتم حال کنه)
نشوندمش رو مبل جلوش زانو زدو و شروع کردم به خودن کیرش اونم ناله میکرد تخماشو میکردم تو دهنم در میاوردم پاهاشو دادم بالا ولی سوراخ کونش معلوم نبود گفتم ببر بالاتر سوراخ کونش اومد جلو چشام شروع کردم به زبون زدن (برای حمید همیشه میخوردم پس برام عادی بود در ضمن سعی میکنم از اصطلاحات خارجی استفاده نکنم چون معتقدم اسمها و اصطلاحات فارسی سکسی تره)
دیگه عملا ناله میکرد منم کیف میکردم
سرمو بلند کرد بلند شد میخواست من بنشونه رو مبل گفتم صبر کن یه پتو آوردم انداختم رو مبل بعد نشستم
گفت این برا چیه
گفتم برای اینکه آب کوسم مبل رو خیس نکنه
اومد لای پاهام یه کم لب خورد ممه خورد بعد پاهامو داد بالا سر کیرشو چند بار کشید لای کسم که نالم بلند شد اومد بکنه توش که یه دستمو گذاشتم رو سینه اون و یه دسمو گذاشتم رو کوسم
گفت چی شد؟
گفتم نمیخوریش؟
گفت آخه خیلی خیسه
پاشدم دستمال کاغذی آوردم یه کم پاکش کردم
گفتم خوب شد؟ از دلت میاد کوس به نازی رو قبل از خوردن بکنی؟
یه جووووون گفت و سرشو برد لای پام چنان با ولع لیس میزد میک میزد و زبونش میکرد تو کوسم که دیگه عملا داد میزدم منم دستم تو موهاش بود خیلی زود ارضاء شدم و شل شدم سرشو بلند کرد دور دهنش با آب کوسم خیس بود
گفت دیگه طاقت ندارم بکنم توش
بی حال گفتم مال خودته هر کاری دلت میخواد بکن
پاهامو داد بالا اونقدر که زانو هام در گوشم بود سر کیرش گذاشت دم سوراخم اونقدر خیس بودم که راحت لیز خورد تا خایه رفت توش الکی یه آخ و اوخ کردم که مثلا دردم میاد
گفت جانم درد داری؟
گفتم آره
گفت میخوای نگه دارم دردت کم بشه بعد بکنم
گفتم یواش یواش بکن خوب میشه
گفت چقدر داغه کوست
گفتم برای تو داغ کرده
آروم تلمبه میزد منم یواش یواش سر حال شدم قشنگ کله کیرشو که میخورد به دهانه رحمم حس میکردم وای چه لذتی داره دوباره داغ کردم
گفتم محکمتر رحم نکن
اونم شدید تلمبه های سنگین میزد کشید بیرون گفت برگرد از پشت بکنم منم دیدم کیرش جلومه گرفتم کردم تو دهنم با آب کسم خیسه خیس بود ولی مهم نبود من اینکارو دوست دارم یه کم خوردم برگشتم سرمو گذاشتم رو مبل قنبل کردم گفتم بذار توش از پشت کرد توکوسم تلمبه میزدمیگفت چه کونی داری فرشته
گفتم خوشگله
گفت خیلی
گفتم هوس کون نکنی که اصلا بهت نمیدم اونوقت ممکنه از این کوس توپولم محروم بشی!
خندید گفت چشم قربون این کوس تنگت بشم من
گفتم محکم بکن بادست محکم بزن رو کونم جای انگشتات بمونه زود باش که داره آبم میاد اونم محکم تلمبه میزد و میزد رو لمبرای کونم که بشدت ارضاء شدم و بی حال شدم اونم چند تا تلمبه محکم زد و تمام آب کیر داغشو خالی کرد تو کوسم بیحال دراز کشید رو فرش منم چندتا دستمال گذاشتم رو کوسم افتادم رو مبل فکر کنم یه چرت یه ربعه زده بودم بیدار شدم دیدم شورتشو پوشیده سفره انداخته غذارو کشیده میگه برو دستشویی بیا ناهار بخوریم رفتم دستشویی یه شورت پوشیدم اومدم با هم ناهار خوردیم دوتایی رفتیم حموم ولی دیگه نه اون حال کردن داشت نه من نای دادن همدیگرو شستیم اومدیم بیرون گفتم بشین شلوارتو بشورم اتو کنم بپوش برو که لباساشو پوشید گفت نه میرم خونه خودم میندازم تو لباسشویی بغلش کردم سرمو گذاشتم رو سینش دستامو گذاشتم رو کونش خودمو لوس کردم براش گفتم بازم میای؟
گفت بله عزیزم
گفتم کی میای؟
گفت هر وقت تو بخوای
گفتم فردا صبح بیا
گفت چه زود میتونی فردا بدی؟
گفتم اگه بمونی دو ساعت دیگه بازم میدم راستی شب شوهرم اومد چکار کنم چطور آرومش کنم گفت نگران نباش اون با من خودم درستش میکم
شب شوهرم اومد اخماشو ریخته بود ولی چیزی نگفت اصلا با هم حرف نزدیم شامو خورد تو حال جا انداخت خوابید منم از خدا خواسته رفتم تو اطاق خواب درو بستم لخت شدم چند تا عکس از کوس و کون و پستون وپاهای توپولم انداختم فرستادم براش بعد هم عکسارو فرستام برا حمید هر دوتاشون تا یه ساعت قربون صدقم میرفتن منم رو ابرا بودم کوسم حسابی خیس شده بود آماده شده بود برای صبح ولی راستشو بخواین دلم برا حمید تنگ شده بود واقعا تو سکس حرفه ایه آدمو دیونه میکنه به اضافه یه کیر کلفت شونزده سانتی
هر چی دوست دارین فحش بدین دوست دارم

نوشته: بدن بلوری

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18