رفتن به مطلب

gayboys

ارسال‌های توصیه شده

     زنپوش × گی × داستان سکسی × داستان گی × سکس گی × سکس زنپوش × داستان زنپوش ×

کاندوم فروش فهمید کونی ام

سلام دوستان سینا هستم داستان هایی که مینویسم کامل بر اساس واقعیت هست و خاطره محسوب میشه و دروغی ندارم که بگم.
از خودم بگم برا کسایی که نمیشناسم ۱۸۵ قدمه و ۸۰ کیلو وزن ۱۸ سالمه پوست معمولی ولی جذابی دارم که همه تو کفشن بدنسازی هم که کار میکنم کونم خیلی خوش فرم و بزرگه البته از اولش هم بزرگ بود ولی با بدنسازی خوش فرم شد.
خیلی حرکات دخترانه دوس دارم و لباس های زنانه میپوشم وقتی تنهام و سه چهار ساله که با خیار و هویج و هرچیزی که مثل کیر باشه خودمو اروم میکنم و واقعا بعضی اوقات نسخ کیر بودن میکشه منو
یک فامیل داشتیم که لباس زیر و اینا میورد از بانه و قیمتاش ارزون بود یک بار شنیدم مامانم میخواست بخره که بابام بهش پول نداد منم که ادم پس انداز کنی هستم گفتم چی از این بهتر به سلیقه خودم میرم براش شورت و سوتین میخرم
خلاصه من رفتم و گفتم میخوام کادو بدم به کسی خداروشکر خایه مال نبودن و چیزی نمیگفتن چندتا لامبادا و سوتین سکسی با شورت های معمولی خریدم و واقعا خیلی سکسی بودن میخواستم فقط برسم خونه بپوشم خودم لباس خواب و توری اینا کامل خریده بودم کلا شده بود ۶۰۰تومن گفتم کادو کنن و رفتم به مامانم دادم و گفتم اینا از … که از بانه میارن برات کادو گرفتم بعدا باز کن من خودمم نمیدونم چیا توشه (برای اینکه شک نکنه )
بعد از دو روز خالی شد خونه و وقت تن کردن لباسا بود لباسا رو پوشیدم و خودمو تو آینه دید میزدم و میگفتم الان یک کیر اینجا باید میبود که باهاش عشق میکردم و لذت میبردم ازش ولی حیف که کونم زمین میخورد همیشه و خارشش رو با خیار میخوابوندم
همون روز یکی از خیار های کوچیک دراز و یکدونه کلفت برداشتم
از قبل هم سابقه کون دادن داشته بودم هم اینکه انقد خیار کرده بودم دیگه تنگ تنگ نبود و راحت بودم درد نداشتم اول با خیار کوچیکه شروع کردم و رسیدم به بزرگه و نیم ساعتی لذت بردم و چون میدونستم تا آخر شب کسی خونه نیست خیار تو کونم بود ارضا شدم و آبم ریخت تو شورت اما در نیاوردم و همونجا رو تخت دراز کشیدم
تو فکر بودم چی میشد یک دیلدو میداشتم یا بات پلاگ
داشتم تو شهر قدم میزدم دیدم یک مغازه تابلوش نوشته شب های دل انگیز و دیدم توش قفسه های پر از کاندومه رفتم تو گفتم اقا اسباب بازی جنسی چی دارین گفت فقط دیلدو و بات پلاگ و ویبراتور داریم منم تو کونم عروسی بود و گفتم مدلاشو میشه ببینم گفت برا کی میخوای منم یهو تو اوج ذوق بودم گفتم برا خودم و طرف فهمید کونی ام اما به روش نیاورد آورد مدلاشو دیدم ولی خیلی گرون بود ولی باید میخریدم بات پلاگو خریدم ولی پول دیلدو نداشتم داشتم بیرون میرفتم طرف گفت دیلدو هم میتونم برات یه جور حساب کنم ببری عشق کونی ها کونت خارشش کم میشه منم که چشام گرد شد از حرفش اما ته دلم یک حسی میگفت به یک کیر نزدیکی گفتم چطوری قسطی ؟
گفت حالا اینا که گرونه ولی بار انبوه هم دارم خونس و باید بیای اونجا ببینی پسند کنی و بعد یک جور راه میایم من فهمیدم که این میخواد کونم بزاره گفتم باشه خبر میدم یک کارت گرفتم و رفتم خونه نرسیده رفتم خودمو تخلیه کردم و بات پلاگ کردم تو کونم ویبراتو هم داشت بات پلاگه بخاطر همین گرون بود
رفتم تو اتاق روشن کردمش و چقدر حس خوبی داشت و راضی بودم از خریدش داشتم کیف میکردم که احساس خطر کردم چون یک صدایی ریزی میداد خاموش کردم و تا فردا صبح تو کونم بود صبح بیدار شدم موقع در اوردم هم دردم گرفت هم اینکه یک ذره کثیف شده بود تمیز کردم گذاشتم تو جیب و اوردم تو اتاق قایمش کردم یک روز گذشت و من تو حموم مثل همیشه با انگشت و خیار خودمو اروم میکردم که دیگه طاقتم سر شد و روز بعد زنگ زدم به طرف گفتم اقا آدرس بدید بیام ببینم ادرسو فرستاد منم که میدونستم بعد چند وقت به کیر میرسم خودمو تخلیه کردم و دیدم مامانم رفته حموم سریع رفتم یک ست برداشتم و اصلا به ریسک و خطراش نگاه نکردم و امپرم بالا بود
به بهانه باشگاه زدم بیرون و رفتم خونه طرف اول دو سه تا دیلدو نشون داد گفتم شما گفتین انبوه که گفت بردمشون انبار همین چند مدله کدوم میخای منم یکدونه کرمی رنگ با رگ بود گفتم این و گفت میخای برو اونجا اتاقه تست کن طرف خوش هیکل و بیبی فیس بود همین که اینو گفتم من رفتم تو اتاق در اوردم لباسا رو و یکم خودمو انگشت کردم و به بهانه این که نمیتونم تستش کنم صداش کردم اومد تو اتاق منو با اون لباسا دید هیچی نگفت و فقط اومد گفت بزار من کمک کنمت اومد شورت لامبادا رو کنار زد و نمیدونم ژل از کجا اورد یکم ژل زد و یک انگشت کرد دید راحت رفت دوتا کرد دید راحت رفت بعد یکهو دیلدو کامل کرد تو کونم من یک لحظه دردم اومدم ولی از شدت حشر فقط دوس داشتم گرمی یک کیر واقعی رو تو کونم حس کنم طرف دید دلیدو انقد راحت تو کونم رفت یکدونه اسپنک زد گفت کونی زودتر بگو کیر میخوای منم که از حشر داشتم میمردم پریدم روش و ازش لب گرفتم و گفتم جون میخوام پارم کنی کیرتو تا ته تو کونم بکن فقط بکن منو دیلدو نمیخوام اینطوری که گفتم حشری شد و تو بغلش از پشت دستاش رو کونم بود و لب و گردنمو میخورد که من طاقتم سر شد رو زانو نشستم شلوارشو دادم پایین یک کیر خوششش فرم ۱۶ سانتی که کلفیتش و طولش همچیش عالی بود انقد کیر خوبی داشت دیگه به غیر از دادن به چیز دیگه فکر نمیکردم یکم ساک زدم که لزج بشه کیرش بعد یکهو دیدم رفت بیرون گفتم چیشد گقت میام الان لاشی رفت قورص خورد اومد یک اسپری زد و گفت وایسا جذب شد بخور منم یکم صبر کردم بعو با وله شروع کردم به ساک زدن همچی پر تف داشتم میخوردم کیرشو در اورد اژ دهنم یک عالمه تف روش بود به لپام و چشام میکوبند و صورتم خیس شد من گفتم بسه بکن توش برگشتم داگی شدم کیرشو با یک ضربه کرد توشو و داغیشش تا ته وجودم رفت و اوج لذتم شروع شد یواش یواش تلمبه میزد و هر چند ثانیه اسپنک هم میزد سه چهار دقیقه داگی کرد من که کیرم خواب بود گفتم بزار من رو به پشت بخوابم اونطوری بکن گفت هرچی تو بگی کونی من منم به کمر دراز کشیدم پامو دادم بالا با اینکه سوتین طنم بود و لامبدا نخش رو رونام بود کامل حس میکردم یک کص تمام عیارم خلاصه پامو دادم بالا به هم چسبوندم که کیرمو نبینه تو اون حالت هم گایید منو به معنای واقعی ولی خیلی از داگی بیشتر حال داد و تو اوج لذت بودم و یکدفعه یک داغیی زیادی رو حس کردم کیرشو کشید بیرون و یک عالمه اب کیر از سوراخم اومده بود بیرون تو همون حالت نخ لامبادا رو برگردوند سر جاشو بوسید منو و رفت حموم منم که ای شدت خستگی یک جق زدم و ابم ریخت رو شکمم و رو تخت دراز کشیدم در حالی که همه جام خیس از آب بود گوشیمو در آوردم و عکس گرفتم از خودم که داشته باشم
از حموم اومد گفت یک ساک نمیزنی برامون منم گفتم خستم گفت گوه خوردی باید بزنی منم که برام مهم نبود گفته باشه دراز کشیده بودن اومد روم کیرش شسته بود بوی خوبی میداد یکم ساک زدم دوباره ابش اومد و نصفش ریخت تو دهنم و بقیش رو صورتم منم که میخواستم ببینم چطوری شدم گفتم گوشیم اونجاس عکس بگیر ازم و گرفت ابو قورت دادم گفتم میخوام برم حموم گفت برو عزیزم شورتتو بشور بزار خشک بشه ببر منم همون کارو کردم و موقع میرفتم گفتم دیلدو کو از لبم بوس گرفت و گفت تو شلوارمه منم خوشم اومد و کیس خوبی برام بود و برگشتم خونه
از اون موقع هر چند وقت میرم میدم و بهش فیلم هم میگیرم از موقع دادنم و خیلی کونم گشاد شده دیگه اها هر شبم با فیلما جق میزنم

نوشته: سینا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18