رفتن به مطلب

داستان سکس گی با مرد میانسال


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


میزبانی از یک مرد
 

داستان همجنسگرایی و گی ه، دلتون نمی خواد نخونیدش.
اسم من محمد ه و 23 ساله، زنجان درس می خونم و با دو تا همکلاسی دیگه خونه گرفتیم. من از وقتی دبیرستان بودم بخاطر پوست روشن و چشمای رنگی ام همیشه مورد توجه بودم و حتی چندبار هم در حد سافت و اینها تجربه داشتم. نمی دونم حس درونی ام بود یا اینکه از اینکه خواسته بشم و بخاطر بدن و چهره ام دنبالم باشه خوشم می اومد. ولی در کل همیشه جذابیت های مردونه نظرم رو جلب می کرد. نمی دونم چی بود ولی از بچگی هم از مردای خوشتیپ و قیافه های مردونه و جدی خیلی خوشم می اومد.
از زمان کنکور که اولین تجربه سکس رو داشتم شروع شد و هر وقت تهران بودم یا شمال یا سفری می رفتم دنبال کیس بودم. توی نت یا اپ های دوستیابی، با یه پسره که 10/12 سال از خودم بزرگتر بود توی تهران آشنا شدم و بعد از اولین سکس دیگه ثابت شده بود و منم با خیال راحت هر وقت از دانشگاه توی تعطیلات و اینا برمی گشتم قرار می گذاشتیم و سکس می کردیم و راستش مدتها بود که با کسی دیگه سکس نمی کردم و دنبال کسی نمی بودم.
اولین امتحان آزمایشگاه شنبه بود، توی چند روزی که تهران بودم نشد که با پارتنرم سکس کنم و قبل اش هم یک ماهی می شد تهران نیومده بودم. جمعه راه افتادم که برم زنجان، داخل کمربندی قزوین توی یه مجتمع ایستادم که هم یه نسکافه بگیریم یه مردی نزدیک شد و سر حرف رو باز کرد. خیلی هیکلی و جذاب بود. از راه زنجان پرسید و می خواست بره یه کارخونه ای و بدونه از بیرون شهر بره یا داخل شهر که بهش آدرس دادم و کلی حرف و نمی دونم حشری بودنم یا اینکه خیلی کیس خوبی بود باعث شد به بهانه این که ارتباط بگیرم و شانسم رو امتحان کنم، بهش گفتم شماره ام رو داشته باش و شماره ای که قدیما برای این ارتباطات استفاده می کردم بهش دادم. خب پروفایل اش یه عکس از خودم بدون چهره بود که پاهام لخت و تیشرت داشتم تا بالای رونم. رفت و فردا توی راه برگشت از دانشگاه دیدم پیام داده، اولش فکر کرده بود شماره اشتباهه و پرسید و بهش گفتم نه.
بعد با شوخی از اینکه همه بالاتنه فیتنس لخت می گذارن و تو چرا عکس این مدلی می گذاری و منم که خب طرف نمی دونست کجام و کی ام، راحت بهش گفتم که خب اون فیتنسی ها دنبال این جور عکس هستند و دو سه تا سوال و حرف که مطمئن بشه و بعد خودش گفت که پس درست به هدف زدم. توی محوطه دیدمت و گفتم ای کاش اهلش باشه.
خیلی حشری بود و فکر می کرد توی خوابگاه دانشگاهم و اول گفت : می خوای بیای هتل و من رزروم رو دو نفره کنم ؟ راستش اینجوری بهتر بود برام. چون صاحب خونه پایین بود و می ترسیدم که نکنه صدایی بره پایین یا سوتی بشه. ولی توی فاصله ای که اون آف بود و داشت کاری رو اونجا انجام می داد. پیرزن صاحب خونه اومد بالا و گفت محمد جان با حاج آقا می ریم خونه بچه ها و شب دیر می آییم. اگه رفتی بیرون درو پیگر رو خوب قفل کن.
همه چی اماده بود و من مجبور نبودم تا هتل برم و بهش پیام دادم که بیا پیش من. قرار شد غروب حول و حوش 6/7 بعد از کار بیاد.نزدیک 6 اینا بود رفتم حموم و دوش گرفتم و خب بدنم تقریبا موی کمی داره و اون هم در حد وسط سینه و زیر شکم و اینا. شیو کردم و منتظر شدم که پیام بده. رفته بود هتل و دوش گرفته بود و پیام داد که چقدر راهه؟ بهش گفتم تهش 20 دقیقه. رفتم توی دستشویی و خودم رو خالی کردم و خشک کردم و با یه تیشرت و شورت آماده شدم و مشغول بودم که یه دو تا پتو کنار سالن بندازم و بستر رو آماده کن که دیدم رسیده و سایلنت بودم و کلی زنگ زده. توی کوچه بود، پلاک رو بهش گفتم و در رو زدم و همونجوری که باهم پشت گوشی حرف می زدیم از پله ها اومد بالا.
من رو که دید چشمش به پاهای لختم بود . احوالپرسی کردیم و اومد داخل، یه دو تا نشیمن تکی داشتیم نشستیم و یه کم حرف زدیم و بعد بلند شد و اومد نزدیم و بلندم کرد و از پشت بغل کرد. دستش روی رونهای لختم می گشت و از زیر تیشتر روی شکم و سینه هام می گشت و گردنم رو می بوسید و می خورد. سرم رو با دست گرفت و چرخوند و شروع کرد به لب گرفتن. راستش خیلی رفتار و جذابیت مردونه داشت و واقعا حس خوبی بهم می داد. تیشرتم رو درآورد و خودش هم پشتم شروع کرد به درآوردن لباس و با شورتش دوباره بغلم کرد و خودش رو کامل چسبونده بود بهم. هیکلی بود و کیر نیمه شق شده اش رو از پشت حس می کردم و بدن لخت و صیقلی ام روی بدن پشمالو و مردونه اش خیلی باحال بود برام.
ازم لب می گرفت و با سینه هام بازی می کرد. یه کم توی این حالت بودیم و رها کرد و بهم گفت: فکر نمی کردم اینقدر بدن خوب و سفید مفید داشته باشی. بعد کیرش رو همونجوری از زیرشوت پشتم آروم می مالید و با لحن شهوتی گفت: خوبه ؟ دستم رو بردم پشتم و کیرش رو از روی شورت می مالیدم. بعد گفت: خوبه ؟ سایزش رو دوست داری؟ می تونی جاش بدی ؟ شورتم رو تا بالای رونم پایین داد و کیرش رو از بالای شورتش درآورد و لای کونم جا داد و دوباره بغلم کرد و کیرش رو می مالید و ازم لب می گرفت. بدنش داغ بود و کیرش داغ تر و حس گرمای بدنش رو بدنم دیونه ام می کرد. یه کم دیگه رهام کرد و برم گردوند و گفت : محمد جون، می خوام یه حال اساسی بدی بهش و کیرش رو که با دست گرفته بود نشونم داد. توی دستم گرفتم و گفتم : جوون . قربونش برم. کیرش رو گرفتم و گفتم پس بیا و همون مدلی بردمش سمت پتویی که انداخته بودم. شورتم رو کامل درآوردم و جلوش زانو زدم و شورتش رو درآوردم و کیرش رو توی دستم گرفتم و یه کم مالیدمش. عجب کیری بود. شق و رق بود و اول شروع کردم به زبون زدن و خیس کردنش و سرش رو گذاشتم توی دهنم و با لبهام نگهش داشتم و دستم رو از کیرش برداشتم و با زبونم شروع کردم به زبون زدم به زیر کیرش و بعد شروع کردم به ساک زدن. کیرش قشنگ کل دهنم رو پر می کرد و با تمام لذت براش ساک می زدم. دستش توی موهام بود و نوازش می کرد و مدام جوون می گفت و تشویقم می کرد.
دستام روی رون هاش بود و بدنش رو می مالیدم و ساک می زدم. خیلی طول نکشید و کیرش توی دهنم شق شق شده بود. گاهی کیرش رو درمی آوردم و با دست می گرفتم و روی صورتم می زدم و با قشنگ می لیسیدمش و دوباره می رفتم سراغ ساک زدن. هر مردی عاشق اینه که سر کیرش رو توی حلق اونی که ساک می زنه فشار بده. من وقتی کیر طرف شق شق می شه خودم این کار رو براشون انجام می دم. هم کنترل دست خودمه و هم حس می کنم بیشتر تحریک می کنم. دستام رو از رونهاش تا شکم و پایین سینه هاش می کشیدم و بدنش رو می مالیدم وسرم رو تا جایی که می شد جلو می بردم و کیرش تا ته حلقم می رفت. نگه می داشتم و با آه و نوازش سرم می فهمیدم که کارم رو خوب انجام می دم.
چند بار انجام دادم و کیرش رو توی دستش گرفت و سرم رو نگه داشت و آروم چندتا سیلی زد به صورتم و کیرش رو روی لبهام می مالید و گفت : بازکن و دهنم رو باز کردم و گفت: دستا پشت. دستام رو بردم پشتم و سرم رو گرفت و کیرش رو داخل دهنم کرد و شروع کرد به آرومی کیرش رو داخل کردن و بعد عقب کشیدن، انگار داشت اندازه گیری می کرد که خیلی داخل نکنه که عق بزنم و شروع کرد به گاییدن دهنم و منم سعی می کردم همراهی کنم که عق نزنم و کیرش شق و کلفت توی دهنم عقب و جلو می شد. گاهی می کشید بیرون و نفس می گرفتم و دوباره انجام می داد. آخرین بار کیرش رو تا ته فشار داد و دیگه نتونستم و دستام رو روی پاهاش گذاشتم و هل اش دادم و سرم توی دستاش بود و کمی نگه داشت و توی چشمام نگاه کرد و رها کرد.
چونه ام رو گرفت و آروم تکون داد و گفت : آفرین پسر خوب. دراز بکش، طاق باز خوابیدم و نشست کنارم و یه دفعه یادش اومد و گفت : ای بابا وسایل رو توی هتل جا گذاشتم. گفتم چی ؟ گفت هیچی . پاهام رو خم کرد و دستش رو خیس کرد و برد بین پاهام و رسوند به سوراخم و آروم شروع کرد به مالیدن و منم کیرم رو می مالیدم و سرش رو خم کرد و شروع کرد همزمان خوردن شکم و سینه هام. آروم سر انگشتش داخل رفت وآروم می مالید و داخل کرد و شروع کرد به انگشت کردنم. سینه هام رو مثل یه بستنی خوشمزه لیس می زد و توی دستش جمع می کرد و قلمبه می کرد و می خوردشون و گاهی گاز های کوچیک از نوک سینه هام می گرفت. همزمانی تحریک سینه هام و سوراخم دیونه کننده بود. حشری شده بودم و چشمام رو بسته بودم و ناله می کردم. باور کنید وقتی انگشت دوم اش رو داخل کرد اصلا نفهمیدم و اینقدر حشری بودم که دوست داشتم سوراخم رو جر بده.
سوراخم آماده شده بود و سینه هام قشنگ قرمز شده بود. رفت بین پاهام نشست و شروع کرد کیرش رو تف زدن. بهش گفتم : کاندوم نداری. گفت: بهت گفتم که جا گذاشتم. نترس داخل ات نمی ریزم. وسط اون همه شهوت و نمی دونستم چطور فکر کنم. وا دادم. پاهام رو باز کرد و سوراخم و کیرش رو کلی تف مالی کرد و آروم سرش رو گذاشت لب سوراخم و پاهام رو که دو طرف اش نگه داشته بود و رو با بازوهاش کنترل کرد و توی صورتم نگاه کرد و گفت : هر وقت درد داشتی بگو ، آروم فشار داد، یه حجم گوشتالوی قلمبه روی سوراخم حس کردم که دنبال باز شدن سوراخم منتظر ورود بود، یه فشار و کیرش داخل شد و سرش اندازه یکی دوسانت بعد از کلاهک رو داخل کرد.
درد داشت ولی قابل تحمل، صورتم رو نگاه کرد و وقتی دید اوکی ام. یه کم نگه داشت و فشار دومی که کمی بیشتر بود و کیرش نصفه بیشتر داخل شد، که درد پیچید توی سوراخ و کمرم و پاهام رو ناخودآگاه جمع کردم و یه کم به پهلو چرخیدم که نگه ام داشت و گفت : تکون نخور. بذار باز بشه. دستش رو روی شکم گذاشت و آروم نوازش می کرد. یه کم دیگه پرسید : اوکی ای الان ؟ گفتم اوهوم. آروم کیرش رو عقب کشید و دوباره فرو کرد. درد داشت ولی قابل تحمل، آروم آروم عقب و جلو می کرد و رونهام رو با دست گرفته بود و خودش روی زانوهاش بود و سعی می کرد سوراخم رو تا ته با کیرش باز کنه .
از ناله های شهوتی من و حرکت کیرش فهمید که دیگه اونقدر باز شدم که راحت تلمبه کنه و کمی خودش رو جابجا کرد و شروع کرد به تلمبه کردن. کیرش رو تا نزدیکی های کلاهکش بیرون می کشید و تا ته داخل می کرد. از اولش تلمبه های عمیق می زد. کیر من که هنوز شل و ول بود با حرکت اش اینور و اونور می شد. یه دستش رو گذاشت روش و تخما و کیر کوچولوم رو توی مشت اش آروم گرفت و می مالید و توم تلمبه می زد. بعد نگاهم کرد و گفت: سینه هات رو بمال. خوشم می آد. شروع کرد به مالیدن سینه هام و انگار از نگاه کردن به بدن لختم که زیر تلمبه هاش می لرزید لذت می برد. تلمبه هاش دیگه سریع شد و دیگه عمیق نبود و تندتند عقب و جلو می کرد و پاهام رو بلند کرده بود و روی شونه هاش نگه داشته بود. چند تا تندتند زد و بعد پاهام رو یه طرف اش گرفت و آروم کیرش رو بیرون کشید و من رو به پهلو خوابوند و پاهام رو کمی جمع کرد و روی زانو و دستاش روی کونم و کیرش رو داخل کرد.
خم شد و شروع کرد به لب گرفتن از من و سینه هام رو مالیدن و بعد همونجوری که یکی از سینه هام رو توی مشت اش می چلوند و می کشید شروع کرد به تلمبه زدن. حس می کردم اینقدری که سینه هام رو خورده و با دست بازی می کنه و می چلونه ، باد کرده و بزرگ شده. قرمز شدن اش سینه هام وسط بدن سفید ام حتی خودم رو هم حشری می کرد. هر چند تا تلمبه ای که توم می زد یه دونه محکم می کوبید و از زیر دستش هل می خوردم و محکم نگه ام می داشت و ادامه گاییدن کونم. سوراخم از عقب و جلو رفتن کیرش داغ داغ بود و حس می کردم ملتهبه و قشنگ باز باز شده باشه. یه چیزی شبیه درد همراه با یه حسی شبیه بی حس شدن و داغی مالش کیرش داخل سوراخم مدام بیشتر می شد و تحمل اش سخت تر. آه و ناله های شهوتی ام بلند شده بود.
از یه جایی به بعد واقعا سختم شده بود، دستم رو دراز کردم و بهش گفتم : آروم … وایی . نمی تونم … دستم رو گرفت و روی کمرم نگه داشت و ادامه داد و دیگه ناله های من به هق هق رسیده بود و فقط تحمل می کردم. می دونستم هر وقت تموم کنه و بکشه بیرون باز پشیمون می شم که چرا بیشتر تحمل نکردم. دیگه کم بود جیغ بکشم با ناله هام که کیرش رو دو سه بار تا ته کوبید و فشار داد و کشید بیرون.
نفس نفس می زد و من به پهلو فقط داشتم استراحت می کردم. بهم گفت : خوبی ؟ گفتم خسته شدم. گفت : عیب نداره. داگی کن بعدش استراحت خوشگل پسر. یه کم معطل کردم که آروم به کونم سیلی زد و کیرش روی توی دستش می مالید و می زد به کونم که شق بمونه و گفت : می خوابه ها . زود باش بیینم. روی زانو برگشتم و سر وسینه ام رو روی زمین خوابوندم و سعی کردم قوس بدم و کونم بالا باشه . دو طرف کونم رو گرفت و گفت یه کم بالاتر و با انگشت شستش انگشتم کرد و انگار بخواد هدایت کنه به سمت بالا کشید و خودم رو بالا تر دادم و پاهاش دو طرفم بود و پشتم ایستاد و یه کم سوراخم رو مالید و تف زد و بعد کیرش رو از بالا داخل کرد و با دو تا پاهاش دو طرفم رو جمع کرد و مهارم کرد و آروم نیم خیز شد و جوری که روم وزن اش نیفته و شروع کرد به گاییدن کونم. دستاش رو روی پهلوهام و کونم می کشید و اگه می شد به رونهام و کونم هم سیلی های آروم می زد و همزمان کیرش توم غوغا کرده بود.
حرکات اش خیلی سریع شده بود و کمی خشونت اومده بود توی سیلی زدن هاش و تلمبه زدن هاش. داغ داغ از شهوت بودم. ناله می کردم و تشویق اش می کردم که منو بگا، جرم بده. نفس نفس می زد و انگار بخواد بیشترین درد و شهوت رو القا کنه، تمام تلاش اش رو می کرد که تلمبه هاش سریع تر باشه و بیشتر فرو کنه ولی شهوت باعث شده بود تندتند باشه و خیلی نمی تونست عمیق تلمبه کنه ، یه کم دیگه قشنگ نشست و وزنش رو روی زانوهام به سختی تحمل می کردم. قشنگ سوارم شده بود و دستاش روی پهلوها وکمرم بود. قشنگ حس می کردم یه ماده ام که نر روش افتاده و داره جفت گیری می کنه. فشار و شهوت و سوراخی که داشت می ترکید، آه و ناله ام رو از درد و شهوت بلند کرده بود. واقعا دیگه نمی تونستم خود مرو نگه دارم.
خودم رو جلو کشیدم و کیرش از توم درومد و روی شکم دراز کشید. روی پاهام نشست و بعد روم خوابید و گفت: خسته شدی ؟ گفتم : نه. سخت بود اونجوری. گفت الان تموم می شه . بعد سریع کیرش رو داخل کرد و با پاهاش پاهام رو گرفت و بهم فشار داد و دستاش دورم حلقه شد و سرم رو به یه طرف روی بازوش نگه داشتم و سرش رو جابجا کرد و شروع کرد زبونش رو توی دهنم بردن و لب گرفتن و کیرش رو تلمبه کردن توی کونم.
اونقدر سوراخم رو گاییده بود که تلمبه هاش برام دردناک شده بود و زیرش داشتم به معنای واقعی گاییده می شدم و حتی نمی تونستم ناله کنم یا جم بخورم. بدن سفت و پشمالوش بدن لخت و نرم من رو احاطه کرده بود و خیلی حرفه ای کل کیرش رو تا جایی که می شد بیرون می کشید و قشنگ روی بدنم می رقصید و سر می خورد و کیرش رو تا ته داخل می کرد. وسط لب گرفتنش گفت: بریزم توت؟ گفتم نه. صورتم رو بوسید و گفت : حیف . این کون رو باید پر آبش کرد و دستش رو از جلو گلوم رو گرفت و کیرش رو تا ته داخل کرد و شروع کرد توی اون حالت تلمبه های ریز و تند زدن و نفس نفس می زد و آه و ناله شهوتی می کرد و من زیر گاییدن اش فقط تحمل می کردم و ناله می کردم که یه دفعه خودش رو کمی ازم فاصله داد و کیرش رو از توم کشید بیرون و لای لپای کونم و بالای سوراخم فشار داد و یه دفعه گرمای آبش رو که داشت لای کونم جاری می شد و روی سرواخم جاری می شد رو حس کردم. خودش رو انداخت روم و جهش دوم آبش هم اومد و همونجوری روم دراز کشید و بعد یه کم توی اون حالت بی حرکت بود و فقط یه بار یه تکون خورد که انگار سر کیرش هنوز حساس بود و لای کونم مالیده شد. بعد از روم کمی بلند شد و کیرش رو لای کونم گذاشت جوری که سرش بالای چاک کونم بود و بهم گفت : کونت رو بهم فشار بده.
با دستام لپای کونم رو کمی فشار دادم و کیرش رو کشید و بعد طاق باز کنارم خوابید.
یه کم دیگه دستش رو دراز کرد و چندتا دستمال کاغذی برداشت و لای کونم و سوراخم رو تمیز کرد و همه رو مچاله لای کونم گذاشت. آروم بلند شدم و دستم رو روی دستمال ها نگه داشتم رو رفتم سرویس و خودم رو تمیز کردم و برگشتم که دیدم هنوز طاق بازه و من رو که دید با لبخند گفت : دمت گرم . خیلی حال دادی . فقط حیف که نذاشتی باک ات رو پر کنم. بلند شد و رفت سرویس و برگشت.
اصرار کرد که بریم بیرون شام بخوریم که گفتم نمی شه و صاحبخونه ام نیست و باید بمونم. خداحافظی کرد و رفت. اونقدر خسته بودم که وقتی رفت خوابم برد و با صدای در زدن صاحب خونه بیدار شدم و لباس پوشیدم و رفتم دم در.

ارادت

نوشته: Ornetpub

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18