behrooz ارسال شده در 24 شهریور اشتراک گذاری ارسال شده در 24 شهریور دختردایی سکسی باسلام خدمت دوستان شاهین هستم ۳۲ سالمه رنگه پوستم سبزه وقدم ۱۸۲ وزنمم ۸۴ وبدنه ورزیده وسیس بک دار هستم ، داستان از اونجا شروع شد یک سال پیش قبل از جنگ برا کارها بیمه ام به یکی از شهرها جنوبی رفتم پرواز ساعت ۴ صبح بود ورسیدم و رفتم هتل وساعت ۹ هم بلند شدم رفتم بیمه تا کارما انجام بدم از اونجا که خونه دایی هام اونجا بود چند روز قبلش به دایی گفته بودم میام ومنتظرم بودتد کارما انجام دادم وزنگ زدم دایی که دیدم دختر داییم لوکیشن فرستاد که رفتم یه جعبه شیرینی گرفتم و رفتم واسه نهار خونشون ،که با استقبال گرم دایی و زنش ودختر دایی هام روبرو شدم، داییم مدیر عامل شرکته و وضعش توپه ،دوتا دختر دایی دارم که بزرگه هم سنم بود اسمش سوگند بود ۳۲ سال وخوش اندام وخوشگل بدونه یه عمل سینه ها ۷۵ خوشگل واون کوچیکه سحر ۲۱ سالش بود اونم خوشگل کلا ژنشون عالیه،سوگند یک سال بود جدا شده بود شوهرشم غریبه بود ودیوث معتاد زندگی دایی ودختر داییما سیاه کرده بود داییم هم بخاطر ابرو چیزی نمیگفت تا اینکه طلاق سوگند را گرفته بود وسوگند تو خونه خودش زندگی میکرد.وسر ازدواح وطلاق رابطه اش با داییم بهم خورده بود…این شد بعد از نهار صحبت کردن واز کارم وخودمو وخانواده که داییم رفت طرف شرکت ومن موندم با دختراش وزن داییم…رفتم تو حیاط سیگار روشن کردم .که سوگند اومد گفت تا کی اینجاای گفتم فردا میرم گفت نهار درست میکنم فردا بیا گفتم باشه گفت به کسی نگی که دوزاریم اوفتاد،،وفردا دور ور ساعت ده بود خداحافظی کردم ورفتم که سحر طفلی خیلی اسرار کرد بمون،گفتم سری بعد چون دابیم پسر نداره ومنم باهاشون خیلی راحتم واحترامه همدیگه را داریم ،وتو مسیر بودم سحر پیام داد خیلی بدی یه روزه میای ومیری نمیگی یکی دلتنگت میشه خیلی نامردی که دلم گرفت وناراحت شدم گفتم حتما میام سرکارم ومرخصی ندارم سری بعد جبران میکنم وقربون صدقش رفتن…رفتم یه حعبه شیرینی ودوتا شاخه رط زرد گرفتم ورفتم به لوکیشنی که برام فرستاده بود،ساعت ۱۲ گذشته بود وهوا گرم بود رسیدم ورفتم طبقه دوم خونش که یه ساختمتن چهار طبقه وهر طبقه سه واحد،وقتی در را باز کرد دیدم اوووف چه به خودش رسیده که از یه نهار خوردن به رده،دست دادم ورفتم داخل رو مبل که اومد نشست کنارم وگفت راحت پیدا کردی گفتم اره گفت چرا زحمت کشیدی دیروز که گرفته بودی گفتم اون دیروز بود وبلند شد رفت اشپزخونه وبرام شربت اورد ،وخوردم کمی خنک شدم گفت لباستا عوض کن راحت باش رفتم تو اطاق خوابش تیشرتما در اوردم وشلوارکما پوشیدم که دیدم رو جا لباسی شرت وسوتین ست با دوتا شرت دیگه گذاشته که برداشتم وبو کردم که مست بویه خوشش شدم که از دست گذاشته بود،،منم از تو کیفم قرص ویگرا در اوردم بدونه اب خوردم ویه قزص سیندافیل هم دستم گرفتم که با اب بخورم اینا ،رفتم تو پزیرایی و بقیه شربتنا خوردم همراه قرص ،که سوگند گفت الان نهار اماده میشه. منم گفتم گشنم نیست بیا بشین که اونم بخاطر اثر کردن قرصها بود وه شکم خالی اثرشون صد برابر میشه،،اومد نشست وگفتم چه میکنی این روزا،،گفت میخوام لیسانس بگیرم دنباله ادامه تحصیلم وتو چع میکنی وگرم حرف زدن که گفتم میشه سیگار بکشم گفت راحت باش سیگار تریاک شیره،، گفتم اونا که نیست گفت میخوای بگیرم که حا خوردم گفتم مگه سراغ داری گفت دوستم باباش میکشه،،اما مشروب دارم گفتم اوکی وسیگار را روشن کردم که اومد یکیم برداشت وروشن کرد گفتم چیشد جریانتون گفت تموم شد رفت م تیکه معتاد خیلی اذیتم کرد تا جدا شدم گفتم سرچی به مشکل برخوردید که داستانهاشا گفت از مواد کشیدن تا جتده بازی تا اینکه چند بار مچشا گرفته بود اینم بخاطر ابرو باباش کوتاه اومده بود،،گفتم کارش چی بود گفت برقکار بود تو یه شرکت ودوروز میرفت دوروز نمیرفت خرج خونه سر دوشم بود چون مغازه لباس زیر داست ،گفت هیچ خوشی هیچ لذتی کنارش ندیدم جز همون ماها اول،،منم کم کم بخم اب شده بود وحرفشا تایید میکردم که معتادها اینحورند اونجورند ،نمیتونند نیاز زنشونا برطرف کنند امار طلاق ودوست پسر پیدا کردن بالاست …وو… که گفت ما رابطه نداشتیم اصلا ماهس یک بار اونم مواد میکشید منا اذیت میکردکه منم فحش کشش کردم وگفتم حیف تو نبود دادنت دبوث . نیم ساعتس گذشت گفت ساعت چند یلیط داری گفتم گیرم نیومد پرواز با اتوبوس میرم گفت ساعت چند داره گفتم اخر شب که دیدم خوشخال شد وگفت خوبه پس ،گفتم چطور گفت عصری میریم بیرون یه قلیونی بکشیم ، نهار را اورد خوردبم ظرفهارا کمکش جمع کردم واومدم یه سیگار روشن کردم خودشم مشغول ظرف شستن رفتم کنارش گفتم بزار کمکت بدم گفت چیزی نیست واومدم را بشم برخورد کردم به باسنش که یه لبخند رضایت زد وچراغ سبز را نشون داد،که باعث شد دوسه بار رد بشم از پشتش که خودشا چسبوند بهم گفتم تصادف عمدی نیست گفت خسارت دیده باید جرینه بدی گفتم کروکی بکشم اونم میدم اگه مقصر باشم که اومد جلوم ایستاد و نگاه توچشام کرد که کروکی میخوای منم دلم را زدم به دریا وبغلش کردم وشروع به لب گرفتن کردم دستاش خیس بودند گذاشت دو طرف صورتم وازم لب میگرفت منم امونش ندادم شروع به مالیدنش کردم ودست بردم رو باسنش اووف چقدر نرم بود مالیدن وچنگ زدم ، که اهش بلند شد وبغلش کردم ورفتم سمت مبل وخم شدم روش وشروع به لب گرفتن کردم ،وهمزمان گردنشا بوس میکردم ولاله گوششا مک زدم که دیدم تو ابراست فهمیدم حساسه خیلی منم نقطه ضعفشا پیدا کرده بودم ول کن نبودم دست بردم سینه هاشا گرفتم وشروع به مالیدن کردم وازش لب میگرفتم که دیدم دستش رو کوصشه وداره میماله گفتم اجازه اسا در بیارم لباستا گفت هرحور دوست داری از خدا خواسته در اوردم تاپشا وسوتینشم باز کردم گفتم اوووف چه بدنی داری لوپزسگه کیه وشروع به مالیدنشون کردم تو دستم جا میشدند دوتا را میگرفتم ونوکشا بین انگشتام میگرفتم وسرما بردم پایین ویکیشونا گذاشتم دهنم که اهش بلند شد وشروع به خوردن کردم که دستشا اورد کرد تو شلوارکم. ،که برق انگار گرفتش واااای این چی بود،،اخه کیرم هم کلفته وهم بزرگ ورگدار ۱۸ سانت وگلفت جوری که هر دختری یا زنی را کردم زبرم جر خورده ،،درش اورد همزنان سینه هاشا میخوردم اونم میمالید کیرما که مثله سنگ شده بود.ابه دهنشا ریخت تو دستش وشروع به مالیدن کرد که لذتم چند برابرشد دستش کامل دور کیرم نمیرسید وهی جون حون میکرد،، گفتم بریم رو تخت راهت باشیم بغلش کردم ورفتیم سمت اطاق دراز کشیدم روش گفت در بیار شلوارکتا،،،لخت شو کفتم تو هم لخت شو که وقتی لخت شد بدته بدونه نقصشا میدیدم شورت هنوز پاش بود. خم شدم شکمشا بوس کردم ورفتم رو شرتشا بوس کردم خیلی لذت داشت واسم از رو شرت بوس کردم بالا کوصشا واروم اروم از کنار شورتش کوصشا بوس میکروم که صدا اه وناله اش بلند شد که وقتی چاک کوصشا باز کردم خیس خیس بود،، چشاشا بسته بود و با اه وناله درخواست خوردن میکرد،،منم افتادم بجونه خوردنش زبونما میکردم تو کوصش وچوچولشا مک میزدم که جیغ زدنش شروع شد وسرما فشار میداد. که بعد چند دقیقه دیدم پاهاش شروع به لرزیدن کردن وکونشا از رو تخت بلند میکرد که داشت اماده میشد برا منفجر شدن بعد از چند ماه که ابش با فشاراومد تودهنم و رو لبم منم زبونما فشار دادم رو چوچولش که لدتش زیاد باشه،،بعد چند لحظه بیحال افتاد. کنارم که اینجور موقعه ها نباید کاری کرد تا اثرات ارضا بره،، ودباره از بالا شروع کردم لب گرفتن ولیس زدن گردنش،که دوباره چشاشا بست،، اومدم بین پاهاش وسینه هاشا میخوردم. که گفت بکنم دیگه ، دیونم کردی چقدر خوی حال میکتی منم سرکیرما چند بار بالا پایین کردم ت چاکه کوصش که گفت تورو خدا اروم خیلی کلفته کیرت اروم بکنم که بیشتر حشری شدم و سر کیرما خیس کردم با اب کوصش واروم فشاردادم که وقتی سرش رفت. جیغش رفت تو هوا. درش بیار نمیتونم اخه کیرم خداایش خیلی کلفته. تاحال چنتا کون به زور تونستم بکنم اونم با ژل وبی حس کننده ،،وخم شدم روش سینه هاشا کردم دهنم ومک زدن که حالش عوض شد ودوباره سرشا گذاشتم در سوراخش خودش کیرما گرفت که من یک دفعه نکنمش توش واروم جلو عقب کردم که کمی جا باز کرد ، وکم کم نصفشا فرو کردم که گفت بسه نمیتونم. تورو خدا اروم جونه سوگتد اروم خیلی درد داره. منم لباشا بوس کردم وخوردم واروم اروم شروع به تلمبه زدم کم کم اه وناله اش تبدیل شد به لذت براش وکم کم کیرما تا بیخ فروکردم تو کوصش که نفسش بند اومد اول بعد دیگه داد میزد. منم محکمتر میکردمش که داد میزد جرم بده. پارم کن من تو سکش خشن دوست دارم طرف فحش بده وه وحشی ار بشم وبا قدرت بکنمش،، داد میزد پارم کردی با این کیر کلفتت کوصکش ،دیوث پارم کردی منم مخکمتر میزرم توکوصش که صدا شلپ شلم کوصش بلند شده بود ،گفتم برعکس شو بیا روسینم چون خیلی دوست دارم که طرف خورشا جر بده رو کیرم ودرد بکشه همراه با لذت،،کیرما در نیوردم وبرعکسش کردم رو خودم. اروم اروم شروع کرد بالا پایبن کردن متم سینه هاشا میمالیدم، دست گذاشته بود رو سینم وخودشا محکم به کیرم فرو میکرد که غرق لذت بودم وداد زدنش بیشتر شد وکوصش منقبض شد وپاهاشا چسبوند بهم وبا داد ارضا شد رو کیرم که خیلی بهش حال داد وافتاد رو سینم. منم توازشش میکردم ودست میکشیدم رو کمرش وپایبنتر رو کونش انگشتما میمالیدم درسوراخ کونش که میبست سوراخ کونشا ونمی گذاشت فرو کنم انگشتما ،،اط زیرش رفتم کنار واومدم پشتش ویه متکا گذاشتم زیر شکمش. کوصش باد کرده زد بیرون که خیلی خوشگل بود که یاد کوصها که کرده بودن افتادن کوص دخترونه که لبه ها کوصشون رو هم بود ،،سرکیرما گذاشتم در سو اخ کوصش واروم یکم فرو کردم و دوباره شردع شد تا بیخ برو میکردم تو کوصش وهی در می اوردم ودوباره تا بیخ میکردم توش ،که از درد ولذت داشت بزحال میشد. نزدیک یک ساعتی بود که کیرم سیخ شده بود ودبگه میبایست ابم بیاد که تلمبه هاما محکمتر کردم وگفتم داره ابم میاد. گفت درش نیاری تو روخدا بریزش تو کوصم گفتم حامله میشی گفت قرص خوردم مثله خودت که پارم کردی، منم محکمتر کردم کردنما وبا فشار کلی اب خالی کردم تو کوصش که صدایه اهش بلند شد وچشاشا بست که سوختم چقدد داغه ابت عشقم. ،خیلی دوست دارم ومنم قربون صدقه رفتن تا کیرم اروم اروم همراه اب از کوصش زد بیرون. ،تشکر کردم وازش لب گرفتم وکنارش دراز کشیدم که اومد رو دستم خوابید که بعد از یک ساعت با خوردنه کیرم از خواب بعد سکس بیدار شدم که دوباره کردمش ویک بار هم تو حموم کردمش اونشب کلی اب ازم رفت ،،،این بود اولین شکسمون خوشتون اومد داستان مسافرت بعدی وکردنه اون دختر داییم را هم براتون بنویسم. با تشکر نوشته: شاهین ح . آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر . لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده