رفتن به مطلب

داستان سکسی دختر دایی متاهل


migmig

ارسال‌های توصیه شده


دختر داییم که بچه دار نمیشد
 

داستان واقعی فقط اسمها مستعار نیست.
از خودم بگم اسمم آرازه ۳۸ سالمه باقد۱۸۹ هیکلم نه لاغرنه چاق ،که بواسطه کارکردن و بیکار نبودن تو فامیل الگوی کارکن و پشتکار قوی و معروف بودم .داستان از اونجا شروع شدکه برخلاف میل داییم دختر داییم با یه پسر از همشهریای خودش به واسطه خواهر پسره اشنا میشه وبعد اینکه پسره باهاش دوست میشه قبول میکنه داییم که دخترشا به غریبه بده، وبعد عروسی هم چند وقت تو شرکت دابیم مشغول بکار میشه. و بعد دوسال مشکلاتی بواسطه بچه نخواستن شوهرش براش پیش میاد وجلوگیری کردن از بچه دار شدن.تا این میشه که بخاطر درمان به شهر میایندباشوهرش که اونم موقع رفتن به دکتر همراهش نمیره شوهرش و بهش میگه خودت برو کارت تموم شد بیا خونه عمه ام،منم خونه دوستم داشتیم فوتبال نگاه میکردم دربی پایتخت که شوهرش هم بخاطر دیدن فوتبال باهاش نرفته بود،این را بگم که مادورا دور در ارتباط بودیم ،که زنگ زد اومدم دکتر تنهام و اون فلان فلان شده نشسته پایه فوتبال نیومده همراهم .میشه بیای دنبالم .گفتم لوکیشن بفرست راه میفتم که بعد نیم ساعت به مطب رسیدم که کارش تموم شده بود ودارخانه داروهاشم گرفته منتظرمن بود.بعدسوارشدن داخل ماشین روبوسی کردیم وحرکت کردم ویه دوری توشهر زدیم وبعد نیم ساعت گفتم برنامت چیه گفت نمیخوام برم اونجا فعلاببینم چقدر پیگیرم هست اون بیغیرت گفتم پس بریم کافه هوس قلیون کردم که گفتم بریم خونه ،گفت پس عمه اینا گفتم میریم خونه دوستم کلیدش دستمه وبعد کمی خرید رسیدیم وماشین پارک کردم وسوار اسانسور شدیم چون طبقه هفتم بود خونش تو اسانسور یک دفعه بغلم کرد ومنم که وسیله هاکه خریده بودم ففط نگاهش میکردم وجاخوردم که بعد چند سال همدیگه را دیده بودیم.رفتیم داخل ووسیله هارا رو اپن گذاشتم ودست وصورتما اب زدم اونم مانتوشا در اورد وبایه تاپ نیم تنه وشلوار لی اومد رو مبل نشست وبعد احوال پرسی رفتم قلیون را اماده کنم گفتم چیزی میخوری چیزی میکشی که گفت چی داری گفتم همه چیز هست منظورم مشروب بود یه وودکا تو کابینت بود در اوردم ودوتا پیک ومخلفات را رو میز چیدم وقلیون را هم اماده کردم ومشغول خوردن شدیم ایناکه مشروب میخوروند میدونتد وودکا را نمیشه بیشتر از سه چهارتا پیک خورد.بعد از پیک سوم سر صحبت کشیدم به جریان شدهرش واونم شروع کرد گفتن .وبا بغض وناراحتی قلیون میکشید که اومدم کنارش وبغلش کردم وشروع به دلداری کردم کردم که دیدم دستما گرفتت ویه بوس از لبم کرد ومنم بوسش کردم ولبما گذاشتم رو لبش که چشاشا بست وبا ولع زیاد شروع به خوردن لبام کرد ومنم همراهیش میکردم وزبونشا تو دهنم کرد وزبونما مک میزد که خوابوندمش رو مبل وشروع به لب گرفتن کردم ودستام دور گردنش و بوس میکردم گردنشا اروم که کبود نشه لاله گوششا مک میزدم وزبون میکشیدم رو گردنش وکم کم دست بردم سمت سینه ها ش از رو تاپ که گفت دربیار لباسما وقتی در اوردم جا خوردم بدن سفید بدونه چربی وسینه ها سفت ،خیلی خوشگل بودن که سمت راستیا دودستی کف دستم گرفتم شروع به خوردنش کروم که تا جایی که میشد تو دهنم میکردم و وان یکی را میمالیدم خیلی لذت داشت برام سینه ها سایز ۷۵ که دیونه کننده بود برام که بواسطه مشروب که خورده بودم خیلی لذت داشت برام چشاشا بسته بود وصداناله هاش بلند شد که میگفت اراز بخورشون گازشون بگیر که دیدم حشری شده بدجور که گفتم بریم رو تخت،توخونه هم قبلش پیام داد به شوهرش که بیرون با دختر عمه هام هستند اخر شب میرسوننم،که خیالمون راحت بود ،وقتی دراز کشید دوباره شروع به لب گرفتن وخوردن سینه ها خوش فرم ونازش کردم همزمان سوتینشا در اوردم وبو کردم یه بویه خوشی میداد که همراه شد دوباره خوردن ومالیدن سینه هاشا بهم میچسبوندم ونوک سینه هاشا باهم میخوردم ومک میزدم مثله بچه که تشنه خوردن شیر هست وهی گاز ریزی میگرفتم که بیشتر دیونه اش میکرد کمکم شروع به بوس کردن شکم ودورنافش کردم بوس بارونش کردم که دستشا تو موهام کرده بود واز لذت چشاشا بسته بود،که اومدم پایینتر واز رو شلوار بوس کردم کوصشا که اروم شلوارشا در اوردم یه شرت سفید که طرح جلوش یه پروانه بود الان دختر داییم روبروم لخت دراز کشیده چیزی که توخواب هم تصورش راحت نبود که دوباره شروع به لب گرفتن وخوردن سینه ها خوش فرم وسفتش کردم وکه بیشتر حشیری شد وسرما ببین پاهاش بردم از اول چنتا بوس از رو شرت کردم واز کنار رونش شروع به بوس کردن کردم که گفت درش بیار اراز زود باش ،منم سریع در اوردم واز بالا تا پایین کوصش شروع به بوس کرون کروم شروع به خوردن کردم وهی چوچولشا با زبونم فشار میدادم وزبون میزدم بهش دیدم مثله مار تو خودش میپیچه وسرما فشار میده به کوصش منم تند تند لیس میزدم وسطشا و زبون میکردم توش تاجایی که زبونم میرفت وچوچولشا بین انگشتام گرفته بودم وهی زبون میزدم وهمزمان سینه هاشا یکی یکی میمالیدم ونکشا فشار میدادم صدایه اه وناله اش بلند شده بود که دیدم داره باسنشا بلند میکنه ومیپیچه بخودش منم تند تند چوچولشا زبون میزدم وهی لبس میزدم که دیدم ابش اومد رو زبون ولبهام وسرما فشار میداد به کوصش که منم گذاشتم ارضا بشه بهتره موقع ارضاشدن ففط چوچوله طرف را با زبون روبه بالا فشار داد تا کامل تو اوج تخلیه بشه .وصدایه اه وناله اش کم شد ولباشا گاز اروم میگرفت که منم رفتم رو سینه اش وشروع به بوس کردن کردن کردم لباشا. چشاشا وگونه هاشا وتموم صورتشا بوس بارون کردم،هنوز مزه ابش رو زبونم بود،که گفت الان نوبته دختر داییته که رکابی تنما در اورددیم ودکمه شلوارما باز کرد و در اورود شلوارما گفت بخواب فقط یه شرت پام بود،اومد بالا ومثله خودم شروع به لب گرفتن کرد ومنم همراهیش میکردم ورفت کم کم بعد کلی لب گرفتن سینه هاما زبون میزد که خیلی دوست داشتم ومک میزد وگاهی یه گاز ریز یواش که کم کم رفت پایزنتر واز رو شرت بوس کرد کیرما دوطرف صورتشا گرفته بودن وتواوج لذت بودم که در اورد شورتما واروم اول یه بوس از سر کیرم کرد با لذت شروع به خورونش کرد وفقط سرشااخه کیرم هم کلفته وهم بزرگ که افتاد به جونش وهی میگفت این جر میده کوصما وتند تند ساک میزد همش تو دهنش جا نمیشد تخماما یکی یکی میکرد دهنش ودرمی اورد ولیس میزد زیر کلاهکه کیرما ورکشا مک میزد وهی لیس میزد از بالا تا پایین کیرما منم تو اوج لذت میگفتم بخور مکش بزن اونم هر چند دقیقه میومد ولب تو لب میشدیم واب دهنشا میریخت تو دهنم همون کاری که من میکردم موقع خورون کوصش،،تو اوج لذت بودم،،که گفتم بیا بالا تا منم بخورم چون خوردن را خیلی دوست دارم حتی بیشتر از کردن،و69شدیم کوصشا رو لبام گذاشت وشروع به ساک زدن میکرد وهی قربون صدقه کیرم میرفت از یه طرف هم میگفت این جرم میده،،که بعد یک ربع خوردن اومد رو سینم گفتم خودت اروم اروم بکنش توش که دردت گرفت درش بیاری ،لب گرفتیم کیرما تنظیم کرد درسوراخ کوصش چند بار مالیدش به کوصش خیس اب کوصش شده بود کیرم اروم سرشا تنظیم کرد وخم شد رو به عقب که وقتی سرش رفت توکوصش حس کردم تنگی کوصشا اروم اروم بالا پایبن کرد یکم دیگه رفت تو که نبض جداره کوصش به کیرم فشار میورد دست گذاشت رو سینم واروم اروم بالا پایبن کردخودشا ،چشاشا بسته بود واه وناله میکرد ،جند دقیقه ای که تا نصفه کیرما جا کرده بود تو کوصش،که انگار به دختر ۱۸ ساله را دارم میکنم تنگ تنگ بود ومنم سینه هاشا میمالیدم واهی هم باسنشا چنگ میزدم که کم کم با ناله وجیغ زدم نشست رو کیرم ،حس میکردم که کیرما داره فشار میده تو کوصش که با اه وجیغ زدم شروع به بالا پایین کردن کرد،که بعد یک ریع برش گردوندم وپاهاشا گذاشتم رو شونم وخودم دراز کشیدم ومسلط شدم روش سرکیرما چند بار تو چاک کوصش بالا پایین کردم که دیدم لذت میبده ادامه دادم که گفت بکنم دارم میمیرم زود باش سرشا گذاشتم در سوراخ کوصش .خیلی خوشگل وخوش فرم بود کوصش ،انگار نه انگار متاهله هم اینکه شوهرش براش نمیخورد هم اینکه کوچیک بود کیر شوهرش ،وقتی سرشا کردم تو دیدم چشاش برعکس شدن ورفت تو اوج حشری شدن،منم دوتا دستما اینطرف اونطرفش گذاشته بودم واول اروم اروم چند بار کلاهکه کیرنا کردم توش ودر اوردم ،دقعه سوم اروم اروم تا نصفه جاکردم وشروع به تلمبه زدن کردم که صدا اه وناله وجیغش بلند شد که وبعد از جند دقیقه تابیخشا کردم توش که جیغ بلندی زد که مطمعنم همسایه کناری دردش گرفت از جیغش،که شروع به تلمبه زدن وخوردن سینه هاش دیدم دست گذاشته پشتم وهی تند تند میگه بکنم ،جرم بده ماله خودته این کوص ،دختر داییتا بکن،دیگه جنده خودتم واه وناله کردن منم محکمتر تلمبه میزدم که دیدم کوصش منقبض شد واب داغی خورد به کیرم ه وقتی کشیدم بیروم ابشم از کوصش سرازیز شد،خم شدم لب گرفتم ووقتی حالش جااومد ادانه دادم تلمبه زدن بعد چند دقیقه بلند شدم وگفتم داگی شو فقط سرتا خم کن وبچبون به تشک .اومدم پشتش لبه تخت وسرکیرما گذاشتم در کوصش واروم اروم فشار دادم تو که شروع به اه وناله کردن کرد.وگفت اراز فحش بدم خیلی لذت بهم میده منم مخالفت نکردم که کم کم تلبمه زدنم تند تند شد بغله کونشا گرفته بودم وتند تند میکردمش که شروع کرد فحش دادن ،کوصکش درش بیار کوصکش مردم وهی تکرار وتکرار که باعث شد ریتمم تندتر بشه که نزدیک منفجر شدنم بود گفتم چکار کنم گفت بریزش تو که باعث شد تابیخ فشار بدم کیرما تو کوصش ونگه دارم تا قطره اخر را خالی کروم تو کوصش که که صدااهش اروم اروم کم شد وخوابید منم خوابیدم روش وکمرشا بوس کردم وشروع به خوردن لاله گوشش ولب گرفتن شدم وازش تشکر کردم. هردو بیحال که کم کم کیرما در اوردم که دیدم ابم از کوصش داده میریزه.که گفت اراز دختر پسرهات دارن میریزن بیرون از کوصم،که کلی خندیدیم وکلی قربون صدقش رفتم .که بلند شد رفت دستشویی ویه قرص اورژانسی هم خورد واومدیم نشستیم یک ربع واب میوه اوردم وخورد سرحال که شد بردم رسوندمش نزدیکه خونه فامیله شوهرش.واین شد شروع اولین سکسمون .که تاحال چندین بار سکس کرده ایم امید وارم خوشتون اومده باشه اگه دوست داشتید تا داستانها سکسمونا تعریف کنم بابت طولانی بودن غلط املاهی ها پوزش میخوام،با تشکر که وقت گذاشتین برا خوندن به امید دیدار زود

نوشته: آراز

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18