mame85 ارسال شده در 19 شهریور اشتراک گذاری ارسال شده در 19 شهریور سکس تو تیپ۳۷ شیراز و مردمش عشقن عششششق من شیراز سرباز بودم . تیپ ۳۷ . اون وقتا ی جایی بود به اسم دارنگون ( محل استقرار تیپ ۳۷زرهی شیراز ) هرچی از قشنگیهای شیراز و مهربونی و باعشق بودن اهالیش بگم کنه .داستان از اینجا شروع شد که : ی پسره هم خدمتی بود اهل شیراز به اسم مهیا. واقعا جیگری بود واسه خودش. مفعول بود و هم حس با من . خیلی دلم میخواست کنارش باشم و با هم کون بدیم ولی نشد و هر کاری کردم جوردنشد باهاش کانکت بشم و ی حالی ببرم .دورادور میدیدم که کلی کیر دور برش هست و چندتا خاطرخواه داره از سرباز و درجه دار وظیفه بگیر تا کادر و افسرها از بس این پسر خوشگل و ناز بود لامصب. اخرشم بیخیال شدم چون با وجود بودن اون طبیعتا کسی سمت من نمیومد با اینکه برجستگی کونم رو متوجه میشدم خیلیا توجه میکنن بهش و چند باری متوجه شدم که دوسه تا از سربازها که اهل فسا بودن با دیدنم نیش خندی باهم میزنن و دستی به کیراشون میکشن . یکی بارم مثلا اتفاقی دستشون میخورد به کونم و قشنگ معلوم بود از قصد میمالن کون منو و منم خودمو میزدم به کوچه علیچپ که تابلو نشه خوشم میاد چون من گروهبان وظیفه بودم و اونا سرباز صفر و اگه وا میدادم تو تیپ میپیچید و صددرصد بیچاره میشدم. چند بار شد که تو خوابگاه متوجه نگاه سربازها به بدنم میشدم مخصوصا وقتایی که با گرمکن سربازی میچرخیدم و اونم چون تنگ بود و رون ها و کون من تپلتر از حد عادی بود خیلی به چشم میومد . خیلی تو کف کیر بودن سخته اونم وقتی اون همه کیر شق شده که اکثرا هم بهت تمایل دارن جلوت باشن اما نتونی ی دل سیر بخوابی زیرشون و تو کونت تلمبه بزنن. بعد لز دو سه ماه ی شرایطی جور شد که انتقالی بگیرم و برگردم تهران . خداییش اگه تو خود شهر شیراز بود پادگان عمرا برمیگشتم ولی خب اون جا که ما بودیم واقعا شرایط خوبی نداشت برای ادامه دادن خدمت سربازی . حتی اگه میدونستم ی بکن خوب پیدا کنم بازم میموندم اما خب واقعا من ترسیدم اونجا بگا برم . من که کارهای انتقالیم رو انجام دادم برای برگشتن به تهران دوشب قبل از اینکه برای همیشه از اونجا برگردم تهران انقدر اوبم زد بالا که دل به دریا زدم و تصمیم گرفتم ناکام نزارم خودمو . ی حمام داشت پادگان به اسم چهل دوش . رفتم اونجا و چون گروهبان بودم از سرباز اونجا خواستم بزاره برم حمام که ی کم با خودم ور برم و حداقل با دسته برس خودمو ارضا کنم . اون گفت نوبت ی گروهان دیگس و امکانش نیست تنهایی ی حمام دراختیارم باشه و باید مشترکا با سربازهای دیگه استفاده کنم .منم از خدا خواسته گفتم مشکلی ندارم . فقط مشکلم این بود که کونم پشم و پیل داشت و خجالت میکشیدم اگه ۱درصد شرایطش جوربشه بخوام به کسی بدم چطوری اینکارو بکنم . سربازه گفت میتونم تاسربازهای اون گورهان میان زودتر برم و تا اونا نیومدن بیام بیرون . من دیدن بهترین موقعیته تا اونا بیان با ژیلت صاف و صوف کنم شاید شانسم گرفت و اونایی که میان پیشم کون کن باشن و منو بکنن😁 و ی جورایی تصمیم خودمو گرفتم که درهر صورتی کون رو بدم و واقعا کونم بود که تو اون شرایطم بهم دستور میداد . سرعتی رفتم و تا جایی که تونستم پشمامو زدم و کون و کیرخایمو شیو کردم جوری که کیر خودم واسه کون راست شد 😂 .واقعا طاقت نداشتم دیگه و دسته برس تنها چیزی بود که اون لحظه به دادم میرسید .ی تف زدم به سوراخم و دسته برس رو اروم فرو کردم تو کونم و آه کشیدم و تجسم کردم که الان دارم به ی کیر خشگل کون میدم و رفتم تو حس . چشمام رفت و زبونم از دهنم زد بیرون و تلمبه های اروم با دسته برس داشت منو به عرش میبرد حالا شانس رو ببین بعد ازچار پنج دیقه که من مشغول بودم با برس و سینه هامو با کف صابون میمالیدن در رخت کن حمام رو یکی باز کرد وگفت سرگروبان باعرض معذرت بعد دوتا پسر قلچماق از بچه های بندر با هم اومدن تو . من از لای در دیدنشون گرخیدم اولش . گفتم یا شانس و یا اقبال هرچی میخواد بشه بزار بشه . یهو دیدم هر جفتشون کلا لخت مادر زاد شدن . خداوکیلی شرت رو هم دراوردن انگار عادتشون بود اینجوری حمام برن . خیلیم شبیه هم بودن 😂یا لااقل اینجوری به چشم من میومدن . من کیرای سیاه و آویزونشون رو دیدم اب از لبو لوچم راه افتاد . شورتم خواستم دربیارم ترسیدم ولی کشیدمش تا حد ممکن بالا جوری که بیشترش رفت لای چاک کونم و سریع پریدم زیر دوش پشت به درب ورودی حمام . اینا که اومدن تو یهو جا خورده باشن انگار گفتن عه سلام برگشتم و همونجوری که به کیرای کلفت و سیاهشون نگاه میکردم گفتم سلام . بفرمایید . به هم ی نگاهی کردن و یکیشون با دست جلو کیرشو گرفت 🤣 اون یکی اما تخمشم نبود و گفت آب گرمه ؟گفتم اره خوبه . اومد جلو و دستشو برد زیر آب و گوشاشو خیس کرد و رفت زیر دوش و با زبون خودشون ی چیزی به رفیقش گفت . اولش هم ترسیده بودم هم هیجان داشتم حسابی اما وقتی رفتن زیر دوش و از پشت به کون و بدنشون نگاه کردم اروم شدم و گفتم امید این بهترین موقعیته بدبخت از دست ندی ها 😁 تو ی حرکت بی ترس و بی واهمه شورتمو درآوردم و انداختم رو سکو اون که کیرشو قایم کرده بود تا اینو دید یهو لباش رو جم کرد و از تعجب نزدیک بود سکته کنه . ی کون سفید و دودول کوچلو جلوش بود که واسه ی سرباز که توکفه از صدتا کوس باارزشتره . اون یکی که یهو زبونشو درآورد و از لای لبهاش ی لیس زد و با خنده گفت بچه کجایی رفیق؟گفتم تهران و اروم شروع کردم صابون رو لای لیفم کشیدم که مثلا بگم ریلکسم اما خدا میدونست که دارم میمیرم از ترس و استرس که حس حشریت هم باهاش قاطی شده بود . گفت بیا دوش بگیر چرا اونجا واستادی و خودشو کشید کنار لیفو مالیدم به رونهای تپلم و بعدش به کونم و گفتم بزار لیف بکشم بعدش . گفت برگرد پشتتو من لیف بکشم . گفتم زحمت نباشه که اصلا توجه نکرد و لیفو ازم گرفت و منم برگشتم تا دستشو گذاشت رو شونم ی فشار داد و خودبخود کونم رفت عقب و چاک کونم باز شد و همون اول کیرشو مالید به کونم ی جانِ سکسی با اون لحجه بندری گفت و کیر نیمه راستش افتاد لای کون سفید و چاقِ من .اصن کیر که میخوره به لمبرهای کون انگار درصد حشریت من میره رو هزار . مثل نوعروسها که کیر میماله به کوس خیسشون قند تو دلم آب شد و اونم قشنگ فهمید و ی چیزی دوباره به اون رفیقش گفت به زبون خودشون که اونم اومد سمت درب حموم و نگاه کرد که ببینه امنه یا نه . کیرش چنان سفت شد که اگه ی کوچلو لای کونم چرب بود یا صابونی راحت میرفت توم . بهم گفت اره؟ من هیچی نگفتم و با دستش بیشتر فشار داد و منم کلا خم شدم رو سکو و دستمو گذاشتم روش ی کم تف زد و کله کیرشو فشار داد تو و درد شیرینِ باز شدن سوراخم پیچید تو بدنم خواستم بگم یواش که یهو تا نصفه جا کرد و نفسم بند اومد ی کم خواستم برم جلو که نزاشت و اینبار تا خایه هل داد و نالم دراومد اما من میخواستمش. میخواستم که کونمو حال بیاره و میدونستم فقط چند تا تلمبه بزنه همه چی همونی میشه که ی پسر کونی لازم داره . ی حلو عقب کرد و یهو کشید بیرون با قدرت دوباره فرو کرد اخخخخخخ. چه لذتی داره وقتی کله کیر بزرگتر از بدنه کیره 😋 قشنگ کون و میخارونه لامصب . چند تا تلمبه زد و دوباره درش اورد .چون ی چند ثانیه تاخیر داد تو فرو کردنِ دوباره کیرش تو کونم من که چشمامو بسته بودم و داشتم عشق میکردم از کون دادنم چشمامو باز کردم و دیدم رفت کیرشو که ی کم کثیف شده بود زیر اب شست و اینبار اون رفیقش اومد پشتم ( همونی که اولش کیرشو قایم کرده بود )اینم رفت پشت در وایساد نگهبانی بده . این دومیه که کیرشو گذاشت دم سوراخم دیدم واویلا ی هوا بزرگتره . قشنگ ی سایز کلفت تر بود تا خواست فرو کنه یهو یکی کوبید به در حمام و گفت بجنب سرکار .اخر وقتتونه !!!بعد شنیدن صدای مسئول حمام این پسره اروم کیرشو فرو کرد تو و اون یکی بهش گفت بجنب زود زود . این نامردم یهو شروع کرد تلنبه زدن و کون من درحد انفجار درد گرفت کیرش خیلی دراز نبود اما بد جور کلفت بود . کلا فک کنم دو دیقه بیشتر نشد و دیدم داره کمرمو با دستای گندش میشکونه و فهمیدم داره ابش میاد . یهو با شدت فشار داد و ی ناله خفه کرد و دیگه تکون نخورد اون یکی سریع اومد جاشو گرفت و فرو کرد و من اصلا دیگه خیلی سایز اینو حس نمیکردم انقد گشاد شده بودم . فقط تنها کاری که کردم تا اون داشت با سرعت تلمبه میزد تو کونم تف زدم به کیرمو همزمان جق زدم . اون که سرعتش رفت بالاتر و داشت ابشو میاورد من حشریتر شدم و ابم یهو پاشید و کونم انگار دور کیرش حلقه زد و تنگ شد اونم یهو ابش اومد و تا خایه فرو کرد و نگه داشت من دیگه زانوهام سست شده بود اما یهو یکی درو زد و گفت وقت تمومه اقا بیا بیرون و رد شد .ی نگاه بهشون کردم جفتشون سراشون پایین بود و من ی وری افتاده بودم رو سکو .مثل جنده ای که به دوتا کیر کوس داده باشه . سرعتی دوش گرفتن که دیگه تقریبا ابش سرد شده بود و جالبه که غسل جنابت کردن😂 و بی حتی گفتن یک کلمه زدن بیرون و رفتن تو رختکن که لباس بپوشن . من رفتم ی دوش گرفتم و دست زدن به سوراخم . باز نبود زیاد اما لیز و پر ابکیر بود . نشستم کف حمام و ی کن زور زدم که ابکیرها بیاد بیرون و تقریبا موفق شدم البته ترسیدم بیشتر فشار بدم بواسیل بشه😁 سکس عجیبی بود و من دو روز بعد از تیپ ۳۷ جدا شدم و خاطره اون سکس برام موند . نوشته: امید آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده