رفتن به مطلب

داستان عاشقی سکس بعد از چهار سال


chochol

ارسال‌های توصیه شده

 عاشقی × داستان عاشقی × سکس × داستان سکسی

بعد ۴ سال زیرش خوابیدم

به نظر تو دوباره بهش بدم ؟ بعد ۴ سال تلاش بالاخره امروز توو کوسم گذاشت . کوسم لذتی وصف ناپذیر برد و پشیمون از اینکه چرا این همه مدت بهش ندادم . کیرش بلند نبود اما خیلی کلفت بود . و با چنان عشقی من رو میبوسید تو رختخواب ! حس می کردم رسما کسی داره پرستشم میکنه ! وقتی لخت زیرش بودم و داشتم میدادم بهش ، از شدت شهوت و تحریک شدن و لذت شاشم گرفته بود . احساسی که همیشه موقع کوس دادن دوست داشتم بهش برسم . کیرش ی فرمی بود که از پشت کوسم تحریکم می کرد و باعث میشد شاشم بگیره . هنوز سرمست کوسی ام که دادم و ثانیه شماری میکنم کی دوباره من رو میکنه . موقع خداحافظی امروز بهم گفت : پس فردا دوباره میای ؟ من طاقت ندارم دیگه بدون تو باشم .
۳۰ سالمه ، سفید چشم سبزم ، چشم و ابروی خوشگلی دارم . سینه هام گرد ۸۵ و همه ی اطرافیان زن و مرد عاشق فرم سینه های من . باسن گردی دارم . و تپل . زیر هر کسی خوابیدم تا الان شیفته ی کردن من شده و شده پایه ی ازدواج . من تمایلی به ازدواج با کسی ندارم . شلوغ کسب و کار خودمم اما خب طبیعیه دوست دارم کوس و کون بدم . تا الان خیلی کیر تجربه کردم .با خودم میگم خدا رحم کرد زنم و نمیشه چند شوهر داشت وگرنه تا الان که ۳۰ سالم هست صد تا شوهر داشتم .
البته یکی از دلایلی که ازدواج نمیکنم هم همینه معمولا دورم پر مرده و کیر خیلی هاشون واسه من بلند میشه ، حیفم میاد زن یکی بشم . بقیه رو چه کنم ! زیر خیلی هاشون حداقل یک بار رو رفتم .

رامین ، همکاری که ۴ سال قبل سر ی جلسه کاری در ایران باهاش آشنا شدم . ۴ سال قبل دوبار باهم جلسه کاری داشتیم .بعد از جلسه ی دوم از من خواستگاری کرد اما جدی نگرفتمش .حدود یازده سال ساکن خارج از کشورم و تمایلی به داشتن گره محکم داخل ایران نداشتم ضمن اینکه کلا پیشنهادات این چنین زیاد بهم میشد .رامین برام یکی بود از صد نفر. اما نگو بنده ی خدا حقیقتا عاشق منه ! پارسال واسه دلبری از من اومد کشور محل اقامت من ،خونه خرید .پیغام داد من فلان جام میای ببینیم همدیگرو ؟ تو زندگی ام ی مرد خارجی بود هر روز خونه ی من بود ، شیفته ی من .صبح ظهر شب ۳ وعده داشتم به اون کوس و کون میدادم ، طرف معتاد خوابیدن تو بغل من بود و به شدت روی من حساس بود .جرات تکون خوردن نداشتم .نمیشد برم پیش رامین . آشوب به پا میشد .تا اینکه چند ماه قبل سر ی موضوعی به شدت با اون طرف خارجی که تو زندگی ام هست دعوام شد و تصمیم گرفتم چند ماه بیام ایران مغزم آروم شه .خارج از ایران که بودم روزی ۳ بار داشتم کوس و کون میدادم .تو ایران معضلی شده بود واسم کوس ندادن .داشتم می مردم از شهوت .هر شب و روز داشتم خود ارضایی میکردم .تا اینکه رامین پیغام داد مجدد .که چطوری ؟ جواب دادم خوبم .پرسید کجایی ؟گفتم ایرانم .گفت چرا خبر ندادی ،جواب دادم تازه اومدم .دروغ گفتم البته دو ماه بود ایران بودم ،حوصله دیدن رامین رو نداشتم و شلوغ کارهای خودم بودم . تو این دوماه به شهرام ی پروفسور ایرانی ،شریکم تو ی کار جدید که دارم راه اندازی میکنم و ۲ ،۳ نفر غریبه کوس داده بودم .اما خب من عادت داشتم روزی ۳ ، ۴ بار بدم . این مدل هر چند روز ی بار کوس دادن من رو اکنا نمی کرد و ی بند داشتم کوسم رو می مالیدم و ارضا می کردم .شریکم خیلی حشری بود و خیلی دوستش داشتم اما مشکل اینه موقعیت دائم کردن من رو نداره . تو این بی کیری و شهوت من ، رامین که موقعیت دائم کردن من رو داشت ، شد آب برای تشنه .این بود که وقتی دعوتم کرد ببینیم همدیگرو سریع قبول کردم .برای دو روز بعد قرار گذاشتیم .شانس بد من ! پریودم افتاد جلو ، روز بعدش پریود شدم .البته قرار نبود کوس بدم ، قرار بود همدیگرو ببینیم و در مورد خودمون و کار صحبت کنیم که یک آن به خودم اومدم دیدم وای لنگ بالا دارم کوس میدم بهش !!!
اول فکر کردم آدرسی که داده آدرس یکی از آفیس هاش هست .دم در که رسیدم فهمیدم خونه مسکونیه .به خودم گفتم عزیزم ! شما که بی آمادگی واسه کوس دادن اومدی ،پریودم که هستی ! اما راه برگشت هم دیگه نداری منتظرته . با گوشی اش تماس گرفتم در رو باز کرد گفت بیا بالا طبقه دوم . وارد خونه شدم ،از نگاهش و بوسه اش داشت عشق می‌بارید! رامین اصلا مرد زبون بازی نبود ، در طول این ۴ سال اصلا محبت کلامی نمی کرد .تنها چیزی که برای من می نوشت این بود : من میخوام تو زن من بشی .با من ازدواج کن .منم تشنه ی شنیدن جملات خوب و محبتی در کلام هستم .شاید یکی از دلایلی که جذبش نمی‌شدم همین بود ولی اون شب … کاری کرد با من که !
نشستم برام چایی آورد .و میز خیلی خوشگل پر میوه و شیرینی و آجیل چیده بود .کمی صحبت کردیم .گفت میوه بخور .چند تا میوه برداشتم و پوست کندم و ی ظرف شیک میوه براش درست کردم و گذاشتم جلوش .کلی کیف کرد و لبخند از سر ذوق و خوشحالی اش برام شیرین بود .جلوی من رو مبل نشسته بود .ظرف میوه که براش درست کرده بودم رو برداشت اومد سمت من گفت من اینا رو تنها نمی‌خورم. اومد نشست کنارم .به ثانیه نرسید سرش رو گذاشت رو پام و دراز کشید .متوجه شده بود که پس اش نمیزنم .دستم رو صورتش بود و داشتم نوازشش میکردم ، شروع کرد به بوسیدن دستم ، نگام کرد و شروع کرد به لب گرفتن . دست گذاشت رو سینه هام و پستونام رو می مالید . سعی کرد ی پستونم رو بکشه بیرون ، فهمیدم دلش میخواد بخوره خودم از لباس و سوتینم کشیدم بیرون گذاشتم تو دهنش . شروع کرد پستون چپم رو خوردن .یواش یواش دستم رو برد سمت کیرش .دیدم راست کرده حسابی برام . ی کم که پستونام رو خورد بهش گفتم من فکر کردم قرار کاریه و دارم میام دفتر کارت .پریودم و اصلا آمادگی دادن ندارم ، گفت باشه دوست دارم کنارم بخوابی نمی کنم . نمی کنم گفتن همانا و … خوابیدن من زیرش لخت همان !
رفتیم رو تخت لخت شد منم نیمه لخت شدم ، پستونام آزاد و بی سوتین و فقط شورت و ی جوراب شلواری زنونه پام بود که اتفاقا بیشتر سکسی ام می کرد . گفت در بیار گفتم نه روز اول پریودم هست خون همه جا رو می گیره .خوابیدم کنارش خودش لخت شد کامل .شروع کرد ازم لب گرفتن و بوسیدن .حس یک معبد یا بت در حال پرسیده شدن داشتم با بوسه هاش . مرد خوش سر و زبونی نبود اما یک حس عشق واقعی رو نسبت بهش پیدا کردم . قبل از اینکه بیایم رو تخت از در خونه که وارد شدم و نشستم با چنان عشقی بهم نگاه می کرد ! دقیقا نگاهی که مدتها دوست داشتم تو چشم مردی ببینم تو چشمای رامین بود .
با اون نگاهای عاشقانه و بوسه های پر عشق اش هوش از سرم داشت می‌برد . لبام ی بند تو لباش بود ، ی کم که لب گرفت و پستونام رو خورد گفت : من نمیتونم نکنمت ، پاشو بریم حموم بشورمت همونجا هم بکنمت . شهوت داشت می کشت من رو . نیومده بودم کوس بدم اما قطعا در اون شرایط پر شهوت پیشنهادش رو قبول می کردم . باهم رفتیم حموم ، کامل لختم کرد ، کوس پر خونم رو با دستای خودش شست . شروع کرد به گاییدن من تو حموم . مست شهوت و عشق اش شده بودم . خودم گفتم من ببر رو تختم بکن . زیرم ی چیزی بنداز لک نکنم تخت رو . رفتیم روو تخت ، زیرش خوابیدم ، پاها بالا، کوس تپل آماده ، خودم کیرش رو کردم توو کوسم . به قول خودش بعد اون لحظه دیگه غیر ممکن شد کسی بتونه جلوی من رو از اینکه هر روز بهش کوس بدم بگیره . کیرش خیلی کلفت بود .توو کوسم که گذاشت واای هوش از سرم رفت دیگه . من رو می بوسید و می گایید. هر چقدر اون کم حرف و کم توان تو ابراز عشق و شهوت من پرتوان . شروع کردم سکسی حرف زدن باهاش ، کیرت توو کوسم هر شب رامین ، چه خوبه لخت زیرتم دارم کوس میدم ، آخ کوسم دنبال همین کیر بود ، بکن من رو هر شب ، من زیر خواب توام ، ببین داری کوس میکنی … من حرف میزدم اون با شدت می کرد . من سخت زیر مردی ارضا میشم ، رامین داشت میکرد فوق العاده لذت می‌بردم و ارضا شدم ، با ارضا شدن من خیلی خوشحال شد ، ادامه داد به کردن من ، جز کوس دادن های خیلی خوبم بود . بهش گفتم خالی کن توو کوسم پریودم ، باردار نمیشم . با شدت بیشتری شروع کرد به گاییدن کوسم ، ارضا شد و تا قطره ی آخر خالی کرد توو کوسم .

دوباره دوش گرفتیم و شام سفارش داد و موقع خداحافظی ! چه غذایی گرفته بود عزیزم ! که من بدون تو نمیتونم باشم . من هدفم مثل همیشه لذت بردن بود ، طرف مقابل عاشق من بود ! داستان همیشگی و تکراری سکس های من !
نمی گذاشت برم ، با کلی اصرار ازش خداحافظی کردم و قرار شد دو روز دیگه که پریود منم تموم میشه دوباره باهم باشیم .
شب زنگ زده میگه من بدون تو نمی تونم بخوابم . حقیقتا نمیدونم من چیم که مرده یک بار من رو کرده چنین دلبسته ی من میشه !
حالا اگه پی ارتباط جدی بودم اینطور نبود لابد ، نمی دونم !!!
کوسم بی کیر دائم بکن مونده
از شهوت در ایران دارم می میرم
مردی که تو زندگی ام هست کیلومترها ازم دوره
و حداقل دو ماه دیگه ایرانم
تصمیم دارم کل این دوماه رو به رامین کوس بدم
هرچه بادا باد .
نظرت رو بگی حتما میخونم . ممنونم

نوشته: سحر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.