رفتن به مطلب

داستان گی سکس با سن بالا


dozens

ارسال‌های توصیه شده


یک شب تاریخی
 

داستان یک شب

یه شب از شب‌های پاییزی واسه من که هر شبم شده بود حدودای یازده و نیم تا دوازده شب برسم به نزدیکای خونه،
و آخرین نخ سیگار شبم رو قبل از رسیدن به خونه،
تو ماشین کنار خیابون روشن کنم،
و این تکرار همیشگی شبهای پر تکرار من بود.
اما دو شب پیش اتفاقی واسم افتاد،
که هنوز احساسش با من هست و اون لذتی که بردم رو با تمام وجودم حس میکنم و از اندک سوزشی که پشتم دارم،
با خودم میگم دیدی که همه چی واقعی بود و چقدر خوب که باز تجربش کردی.
از خودم بگم که سنم الان ۴۲ سال هست، با قد ۱۷۵ و وزن ۷۲
با پوستی تقریبا سفید و بدنی تقریبا کم مو،
یه تپلی خاص توی باسنم هست، که وقتی کامل شیو میکنم و همون موهای کم رو هم میزنم،
انحنای کمرم، تپلی و زنونه بودن باسنم و رونام رو به رخ میکشه،
با اینکه میانسالم اما بدنم شادابی خودش رو حفظ کرده و وقتی کامل شیو میکنم اندامم رو،
و موهای پاها، باسنم و سینه هامو میزنم،
و از ابرو به پایین یه نخ مو تو بدنم نیست،
اونوقته که جلو آینه وقتی لخت میشم، با دیدن رونای کشیده و گوشتی و کون تپل و یکم پهن و سینه های تقریبا پرتقالی، که مثل پستون های تازه رشد کرده دخترای نوجوون،
راحت تو دست میاد،
خودم واسه کون و بدن خودم راست میکنم و کیرم شق میشه و با خودم میگم،
خوشبحال مردی که به وصال من میرسه و منو در آغوش میکشه و گرمای وجودمو با فرو کردن عضوی از وجودش توی وجودم،
دوچندان میکنه
بگذریم …
اون شب بعد از اینکه سیگارمو کشیدم، دست کردم توی داشبورد ماشین که یدونه آدامس بردارم، اما یادم نبود که آخرین دونه آدامس رو دیشب خورده بود،
از ماشین پیاده شدم و ریموت رو زدم،
از عرض بلوار رد شدم و اون سمت خیابون،
وارد سوپری فروشگاهی روبرو شدم،
چند نفری مشغول خرید و حساب کردن پیش فروشنده ها بودن،
من هم یه بسته آدامس گرفتم و منتظر بودم کارت بکشم،
یه چند ثانیه بعد از وارد شدن من، یه مرد چهار شونه سبیلو با یه ابهت خاص وارد شد،
یه نگاه به اطراف انداخت و کنار من ایستاد.
و به همون فروشنده یواش گفت که، یه بسته کاندوم خاردار میخواد،
با اینکه یواش گفت، من حرفش رو شنیدم، زیر لب یه خنده ریز زدم و اون هم متوجه خنده من شد.
یه یارو هم یکم اونورتر بود که شنید ولی به روی خودش نیاورد.
تا فروشنده رفت واسش یه بسته کاندوم بیاره،
همون یارو رو کرد به من و با خنده یواش گفت ای شیطون خوشت اومده ها،
منم سرمو انداختم پایین و با خنده بهش گفتم،
خدا به داد طرفت برسه که قراره چه بلایی سرش بیاری،
با لبخند گفت، اون که حله،
ولی اگه تو میخوای و دوست داری یه بسته هم واسه تو بگیرم امتحان کن.‌.‌.
همه این حرفا طی چند ثانیه بینمون رد و بدل شد و هر دو خندیدیم و بعد حساب کردیم و اومدیم بیرون.
من به سمت اونور خیابون جایی که ماشینم پارک بود رفتم،
در حین رد شدن از این قسمت خیابون، یه لحظه اونو کنارم حس کردم،
وقتی به وسط بلوار جای عبور عابر پیاده رسیدیم،
دوباره همکلام شدیم،
بهم با خنده گفت ناقلا تیز منظورمو رو هوا گرفتیا و احساس کردم یجورایی خوشت اومده،
نکنه این کاره ای شیطون که خندیدی،
منم با خنده گفتم، خوب یجورایی خنده دار بود تو سوپری اسم کاندوم خار دار آوردی،
و از خاردار بودنش بیشتر خندم گرفت.
رسیدیم اونور خیابون و فهمیدم راننده تریلی کانتینر دار هست که یکم جلوتر از من پارک شده.
و از بندر کانتینر میبره تهران،
و هر چند وقت یبار از شهر و خیابون ما رد میشه،
اینا رو با لبخند بهم گفت و
دستش رو سمتم آورد و دست دادیم که یعنی یجورایی از هم جدا بشیم،
دستمو یکم تو دست نگه داشته بود و یجورایی بازی میداد،
ازم پرسید تو همین خیابون زندگی میکنید؟
منم با سر اشاره کردم که اره،
تازه اون موقع بود که یجورایی کامل بهش توجه کردم و حدس زدم حدود پنجاه رو داره،
یه مرد تقریبا سبزه یخورده هیکلی با یه سبیل آنکادر شده
و یه مقدار شکم برجسته.
در کل تیپ و هیکل جذاب و مردونه ای داشت،
مثل اغلب راننده ها و شوفرهای ماشین های سنگین خاص بود،
یکم من من کرد و
گفت یه چیزی میخوام بگم دودلم بگم یا نه،
نمیدونم چجوری بگم،
گفتم چیه بفرمایید مشکلی نیست‌،
گفت ببخش اگه رک حرفم رو میزنم،
اونجا تو سوپری، احساس کردم که یا قبلا تجربه کردی یا دوست داری تو این سن تجربه کنی،
درست میگم،
منم یکم خندیدم و با خنده سر تکون دادم و یجورایی پیچوندم
و با خنده گفتم،
از ما دیگه گذشته این حرفا و کارا،
یجورایی جا خورده بودم و انتظار همچین حرفی رو نداشتم،
به روی خودم نیاوردم،
خودم رو کنترل کردم و حرفی اضافه نزدم.
اومدم خداحافظی کنم و گفتم با اجازتون من برم دیگه،
باید برسم خونه،
باز یکم من من کرد و گفت،
ناراحت شدی از حرفم؟
سرمو تکون دادم و با خنده گفتم،
نه بابا بیخیال چرا ناراحت بشم،
گفت پس اگه اینطوره و ناراحت نشدی،
و دوست داشته باشی،
یکم تو ماشین، (با سر به ماشینش اشاره کرد) بشینیم و حرف بزنیم و یه نخ سیگار با هم بکشیم،
البته اگه وقتش رو داشته باشی و بتونی،
و ادامه داد که، زیاد وقتمو نمیگیره و اگه مایل باشم اونقدری که اونم وقت داره، یخورده فقط حرف بزنیم،
نمیدونم چی شد که نتونستم نه بگم،
یکم من من کردم و یه نگاه به ساعتم انداختم و گفتم باشه در حد یه ربع تا بیست دقیقه مشکلی نیست،
یجورایی خوشحال شد و با لبخند،
دستش رو گذاشت پشت کمرم، و منو به طرف جلو تریلی راهنمایی کرد و حرکت کردیم.
به پلکان جلو سمت شاگرد رسیدیم و گفت برو بالا و سوار شو و خودش هم رفت و از پلکان سمت راننده سوار شد.
از پله ها اومدم بالا و در رو باز کردم،
روی صندلی نشستم،
یه حس خاص داشتم،
نمیدونم چرا ولی با اینکه اصلا فکر چیزی و کاری رو نمیکردم، هیجان داشتم.
در رو بستم و خودمو صاف کردم و نخ سیگار رو که بهم تعارف کرد از دستش با تعارف گرفتم،
گفت اگه دوست داری قبل سیگار یه چایی بزنیم که با سر جواب مثبت دادم،
واسه جفتمون چایی ریخت و همونجوری که مشغول خوردن شدیم،
گفت که من و تو که همدیگه رو نمی‌شناسیم،
اسمم رو بهش گفتم و فهمیدم اونم اسمش کامران هست،
حرفش رو اینجوری ادامه داد و گفت که ما که همدیگه رو نمی‌شناسیم،
و شاید هیچ وقت هم دیگه توی باقی عمرمون، با همدیگه روبرو نشیم،
پس اگه دوست داری و تمایلی هست، بدون ترس و واهمه از اینکه کسی بخواد بفهمه، و قضاوتت کنه،
در مورد اینکه قبلا تجربه داشتی،
یا دوست داری این حس خوب رو تو این سن تجربه کنی،
حرف بزنیم،
و با اشاره به بسته کاندوم ادامه داد،
اونم با یه فاعل کار بلد و کاندوم خاردار،
که تک تک خاراش رو بتونی با تمام وجودت وقتی وارد بدنت میشه احساس کنی.
منم همونجوری که چایی میخوردم،
یکم میخندیدم و هم خجالت میکشیدم و سرمو انداخته بودم پایین،
به چشماش نگاه نمیکردم، یجورایی با سر حرفاش رو تایید کردم،
نمیدونم چرا با اینکه یخورده خجالت کشیدم،
اما جلو اون انگاری هیچ ابایی از اینکه بخوام در مورد تمایلاتم حرف بزنم، نداشتم.
یجورایی اون انگاری دست منو خونده بود و فهمیده بود خوشم میاد،
ولی نمی‌دونست که قبلا تجربه داشتم و کامل اهلشم،
یا نه الان دوست دارم تجربه کنم،
خلاصه با این حرف که همه ما مردا،
تو سن پایین و نوجوونی،
یا دستمالی شدیم و بعضی پسرا و مردای دیگه کردنمون،
یا یه سری هامون هم قسر در رفتیم و فاعل شدیم و بقیه رو میکردیم،
با خنده گفت،
تو چی از دسته مفعول ها سر در آوردی یا فاعل ها،
منم با خنده گفتم خوب حالا،
گفت بگو دیگه اگه دوست داری،
منم میگم،
منم همونجوری که میخندیدم گفتم،
خوب شما بگید لطفا،
تا منم یخورده یخم آب بشه و بتونم بگم،
کامران فندک زد و سیگار جفتمون رو روشن کرد و گفت، مشخصه هنوز خجالت میکشی،
بابا راحت باش،
من و تو هر دو مرد هستیم و نباید دیگه از چیزی یا کارایی که انجام دادیم،
خجالت بکشیم،
و ادامه داد که از نوجوونی به خاطر تیپ و هیکلش فاعل بوده،
و چند تا از دوستاش و پسرای مفعول آشنا یا غریبه و تازه کار رو کرده و گفت که،
هنوزم از کون پسر یا مرد خیلی خوشش میاد و اگه گیرش بیاد ازش نمیگذره و ردش نمیکنه،
بعد از تموم شدن حرفاش،
گفت حالا تو بگو مهران جان چکاره ای،
منم با خنده گفتم،
میشه خودتون حدس بزنید،
کامران خندید و گفت،
اگه حدس من درست باشه و طبق تجربه،
تو چون مشخصه خوشگل و سفید بودی،
باید تو نوجوونی،
زیر چند تا فاعل دوست و آشنا و فامیل،
یا مردای غریبه خوابیده باشی، درسته؟
منم یکم خندیدم باهاش و یخورده خجالت کشیدم،
سرمو انداختم پایین،
و یجورایی با سر جواب مثبت دادم،
کامران گفت میشه یخورده توضیح بدی،
و دیگه منم همونجور که سرم پایین بود ادامه دادم،
آره راستش خوب دو طرفه هم داشتم همون موقع ها،
ولی به خاطر خوشگلیم و اندامم،
بیشتر مفعول بودم،
و خودم هم حس بهتری میگرفتم تو رابطه،
وقتی زیر پسرا یا مردای دیگه میخوابیدم.
کامران خندید و گفت،
جووون به تو و کونت با شاخک های من،
که تیز فهمیدم این کاره ای،
و حدسم درست بود که کونی هستی.
و با خنده گفت،
راستی یه چیز دیگه
فقط کونی بودی یا اوبی هم شدی؟
و ادامه داد،
کونت خارش گرفته بود بعد چند وقت که کون میدادی؟
گفتم درست یادم نیست،
ولی آره خارش هم میگرفت بعضی وقتا،
کامران گفت،
وقتی مردایی که زیرشون میخوابیدی و میکردنت،
آبشون رو تو کونت خالی میکردن،
خارش کونت کمتر میشد؟
گفتم خوب آره همیشه،
خندید و گفت چه جالب،
مهران جون تو هم کونی بودی و هم اوبی،
و ادامه داد آخرین بار کی بوده، یعنی چند سال پیش و به کی دادی،
میخواست یجورایی بدونه توی بزرگسالی هم رابطه داشتم که مفعول باشم یا نه،
گفتم راستش بعد دوره نوجوونی،
که زیاد با پسر خالم و دوستام و یه چند تا مرد سن بالای دیگه رابطه داشتم،
فقط یه چند بار تو زمان دانشگاه و خدمت سربازی،
پیش اومد که زیر چند نفر دیگه هم خوابیدم،
و دیگه بعد از اونا با کسی رابطه نداشتم،
و به کسی ندادم.
ولی همیشه حسش باهام بوده و هست،
حتی بعد ازدواج و تشکیل خانواده،
ولی هیچ وقت نتونستم دیگه به خاطر موقعیت اجتماعی،
و خانوادگی،
و ترس از آبرو،
انجامش بدم و همیشه حسم رو توی خودم ریختم،
و نادیده گرفتم،
یا در نهایت فقط گاهی تو تنهایی،
با خودم و سوراخ کونم ور رفتم.
این حرفا رو که میزدم هم یخورده حس خجالت داشتم،
و هم یجور هیجان همراه با آرامش،
انگاری کامران منو مسخ کرده بود که اینجوری از تمایلاتم و کارایی که کرده بودم،
بدون رودرباسی و ترس باهاش حرف میزدم.
کامران گفت،
دوست داری امشب رو با هم باشیم،
و دوباره یه رابطه خوب و لذت بخش رو تجربه کنی؟
البته اگه بتونی و به خانواده خبر بدی که نمیای،
گفتم نه نمیشه،
آخه آمادگیش رو ندارم،
چون راستش یهویی پیشنهاد دادید،
اصلا فکرش رو نمیکردم، حرفامون به اینجا برسه،
گفت اگه خودت دوست داشته باشی،
میشه و آمادگی هم لازم نداره،
یه شب هست و ممکنه دیگه هیچ وقت،
مثل همچین شبی تو زندگی، واسه هیچ کدوممون پیش نیاد،
و اضافه کرد که،
قول میدم اگه بمونی یه حال اساسی رو با هم تجربه کنیم،
و اون چون کاربلده میتونه یه حس عالی رو بهم بده،
که هیچ وقت تا حالا تجربش نکردم.
من راستش یجور هیجان خاص داشتم و با دست پس میزدم و با پا پیش میکشیدم،
هم میخواستم واقعا و هم یجور ترس یا هیجان ناشناخته توی وجودم بود،
دوست داشتم بیشتر اصرار کنه،
تا همه چیز رو کنار بزارم و بمونم پیشش،
اونم انگاری منو از بر بود و متوجه حالت روحی من شده بود،
گفت بمون دیگه مهران جان، مطمئنم که پشيمون نمیشی و لذتش رو میبری،
و همونجوری با دستاش روی رونام بازی می‌کرد،
دیگه یجورایی انگاری مات شده بودم،
قبول کردم و گفتم باشه،
پس تو با ماشین برو یه پونصد متر جلوتر،
جلو مدرسه وایسا،
و همونجا پارک کن تا من بیام،
و منم میرم ماشینم رو جلو خونه پارک میکنم،
و به خانواده هم میگم که میرم پیش دوستم و میام،
از ماشینش پیاده شدم،
در حین پیاده شدن،
ازم قول گرفت که حتما بر میگردی،
گفتم آره تا یه ربع دیگه میام، قول میدم،
گفت پس زود بیا که خیلی کار داریم،
اون ماشین رو روشن کرد و حرکت کرد بره جلو مدرسه توقف کنه،
و منم رفتم و سوار ماشینم شدم و حرکت کردم،
رفتم سمت خونه توی کوچه بعدی،
از خیابون پیچیدم توی کوچه،
و ماشین رو جلو خونه پارک کردم،
درها رو قفل کردم،
به خانواده هم خبر دادم که یه کار پیش اومده،
میرم خونه دوستم و صبح بر میگردم،
نگران نباشن.
نمیخواستم کامران متوجه بشه خونمون کجاست،
واسه همین از چند تا کوچه پس کوچه خودمو رسوندم به ماشینش جلو مدرسه،
وقتی رفتم بالا و درب رو باز کردم،
کاملا خوشحالی رو توی چهرش دیدم،
با خنده گفت خیلی خوش قولی مهران جان،
و ممنون که دعوتم رو قبول کردی و اومدی،
قول میدم پشيمون نشی،
و همونجوری سرش رو آورد، نزدیک صورتم،
و لبامو بوسید،
ماشین رو روشن کرد و گفت، یه جای پارک ماشین سنگین، آخر خیابونتون که از شهر خارج میشه، قبل پلیس راه هست،
میتونیم بریم اونجا و با خیال راحت،
تا صبح توی کابین پشت راننده، که جای خواب و استراحت هست،
با هم خوش باشیم و لذت ببریم،
گفتم باشه دیگه هر جور شما صلاح بدونید،
و اونم حرکت کرد،
تقریبا حدود شیش هفت دقیقه بیشتر طول نکشید که رسیدیم به پارکینگ کامیون ها،
کامران ماشین رو با مهارت و مرتب پارک کرد.
چند تا کامیون و تریلی دیگه هم یخورده اونورتر پارک کرده بودن،
جایی که کامران پارک کرد، جلوش یه درخت پر شاخ و برگ بود،
که کامل شاخ و برگ درخت، شیشه جلو ماشین رو پوشونده بود،
و به هیچ عنوان از بیرون به داخل دید نداشت،
ولی با اینحال کامران پرده ها رو هم کامل کشید و گفت،
اینجوری هیچ کس از بیرون داخل رو اصلا نمیبینه،
بعد تو همون حالت دست انداخت گردن منو و صورتم رو آورد جلو صورتش،
و لبامو کرد توی دهنش و بوسید،
و گفت،
چقدر خوشمزس لبات مهران و خندید،
مشخص بود اونم کامل داغ کرده،
و منتظره که هر چه زودتر من رو زیر خودش ببینه که دارم بهش کون میدم،
یکم داخل کابین و پشت صندلی ها که جای خواب و استراحت بود رو مرتب کرد و گفت،
با هم بریم سرویس بهداشتی عمومی که همین کنار پارکینگ هست،
هم آبی به سر و رومون بزنیم و هم تو (منظورش من بودم) پایین تنت رو یخورده بشور و داخل سوراخ کونت رو تمیز کن،
متوجه منظورش شدم،
میخواست داخل سوراخ کونم، تمیز باشه که وقتی منو میکنه کثیف کاری نشه،
گفتم باشه بریم،
با هم پیاده شدیم و به طرف سرویس بهداشتی حرکت کردیم،
از در که می‌خواستیم وارد بشیم،
من اول رفتم داخل و اون پشت سرم وارد شد و تو همون حالت یواش گفت،
جووون چه کونی داری تو پسر
و وقتی دید کسی تو سرویس ها نیست،
دست کشید وسط قاچ کونم و یه جوون دیگه گفت و رفت توی یکی از دستشویی ها،
منم وارد دستشویی کناریش شدم تا خودم رو کاملا تخلیه و آماده کنم،
و کونم رو تمیز تحویل کامران بدم.
خوب بود که همین دو روز قبل، کون و بدنم رو کامل شیو کرده بودم،
و هیچ مویی روی کونم یا دور سوراخم و روی رونام نبود.
نشستم و دستشویی کردم و بیشتر از همیشه خودم رو شستم،
یکم خودم رو انگشت کردم که سوراخم آماده باشه،
و از تنگی یخورده بیرون بیاد،
هر چند که چون تجربه کون دادن رو داشتم،
خیلی هم تنگ نبودم.
بعد سر شیلنگ رو گذاشتم جلو سوراخم و آب رو با فشار وارد کونم کردم،
یه چند ثانیه نگه داشتم و احساس کردم آب تا رودهام رفته،
سر شیلنگ رو کشیدم کنار و آب و محتویات سوراخم و رودهام با فشار بیرون اومد،
چند بار دیگه هم تکرار کردم،
تا داخل سوراخ کونم کامل تمیز شد و دیگه فقط آب خالی و زلال بیرون میومد،
مطمئن شدم کیرش هر چقدر هم که دراز باشه و از کونم بره توی رودهام،
دیگه کثیف کاری نمیشه،
تو همون حالت صدای کامران رو می‌شنیدم که اومده بود بیرون و گفت،
تمومی مهران جان بجنب که کار زیاد داریم.
و منم گفتم آره تقریبا تمومم و الان میام بیرون.
یکم دیگه خودم رو شستم و بلند شدم و شورت و شلوارم رو کشیدم بالا و دکمه شلوار و کمربندم رو بستم و اومدم بیرون،
منتظرم بود،
رفتم جلو روشویی و خم شدم مایع دستشویی برداشتم و شروع کردم دستامو بشورم،
چون کسی توی سرویس نبود از پشت کامران چسبید به کونم،
و کیر شق شدش رو از رو شلوار رو کونم،
احساس کردم.
با خنده گفت مهران کونت عجب چشمکی میزنه،
منم خندیدم و گفتم بریم تا همینجا توی دستشویی عمومی منو نخوابوندی و نکردی،
با هم خنده کنان از سرویس بهداشتی بیرون اومدیم و به سمت جلو ماشینش راه افتادیم.
خندمون گرفته بود جفتمون،
من میخندیدم از این که قراره امشب زیر اون بخوابم و ماتش شده بودم،
اما حسم عالی بود و هیجان داشتم خودم رو کامل در اختیارش بزارم،
و اونم مست از شکاری که کرده بود،
خوشحال بود و میخندید که قراره ترتیب صیدش که من باشم رو بده،
و یه کون باد آورده و خوب رو بکنه،
به جلو ماشین رسیدیم،
سمت شاگرد شوفر،
گفت که از پله ها برم بالا و خودش هم پشت سر من از همون درب اومد بالا،
در حین بالا رفتن کونم درست جلو صورتش بود،
ریز میگفت جون عجب کونی داری،
و وقتی نیم تنه من تو ماشین قرار گرفت،
اومد بالا و دستش رو کامل کرد لای کونم،
مثل فنر پریدم جلو،
کامران خندید و گفت جون این کون کردن داره ها،
منم میخندیدم و کیف میکردم که اینجوری از کونم تعریف میکنه‌،
اومدیم داخل و پشت سرش در رو بست،
و پرده رو کشید،
گفت بریم تو کابین پشت صندلی،
کفشامون رو در آوردیم و گذاشت زیر صندلی و رفتیم قسمت پشت،
کابین پشت یه فضایی به پهنای هشتاد تا نود سانت در اندازه عرض ماشین بود که راحت دو نفر میتونستن کنار هم بشینن یا کنار هم بخوابن.
وسط دو تا صندلی کتری برقی رو روشن کرد،
گفت یه چایی تازه دم درست کنیم و بزنیم بر بدن،
همونجور که چایی رو درست میکرد،
گفت مهران جون لباسامونو در بیاریم و راحت بشینیم و چند تا دود شیره بگیریم،
میدونستم اکثر راننده های ماشین سنگین مواد میکشن.
میخواست کمرشو سفت کنه تا بتونه تا خود صبح،
تو کونم تلمبه بزنه.
منم یجور نظاره گر کاراش بودم و حرفاشو گوش میدادم و گاهی میخندیدم،
یکم خجالت میکشیدم جلوش لخت بشم،
خودش کمک کرد پیرهن و شلوارم رو در آوردم،
خم شده بودم تا جورابم رو در بیارم،
کامران دست کشید روی رونای تپل و سفیدم که تازه شیو شده بود و با خنده گفت،
بدنت محشره مهران جان،
جلوش با شورت و رکابی نشستم،
خودش هم لباساشو در آورد و با شورت نشست و مشغول شدیم،
ساعت حدود ۱۲ و نیم شب بود،
یه ساعتی تقریبا کارمون طول کشید،
کامران هم یکی دو تا بست شیره کشید و هم چایی و یکم تنقلات خوردیم،
به منم تعارف کرد ولی من زیاد اهلش نبودم،
در حد کم کشیدم،
یخورده شیره اثر کرده بود روم،
یه حال خاص و خوب داشتم،
کنارش دراز کشیده بودم،
کامران دود میگرفت و گاهی لباشو روی لبای من میگذاشت و لبامو میخورد،
دست منو میگرفت و روی کیرش قرار میداد که واسش بمالم،
میگفت یواش یواش باهاش بازی کن تا بلند بشه،
زیر دستم احساس می‌کردم کیرش داره سفت و بلند میشه، و مشخص بود وقتی کامل سیخ بشه،
خیلی کلفت و چماقی میشه،
همونجوری که دود میگرفت، گاه گداری دست می‌کشید روی رونام و بدنم،
گاهی دست میکرد زیر شورتم و کونمو مالش میداد.
خیلی حس عالی داشتم که یخوردش مربوط به موادی که زده بودم می‌شد و بیشترش حس خوبی بود که یه مرد داشت منو انگشت می‌کرد.
وقتی نوک انگشتش به سوراخ کونم می‌خورد میگفت،
مهران سوراخت نبض میزنه و طلب کیر میکنه،
و همش قربون صدقه خودم و کونم و سوراخم میرفت و ازم تعریف می‌کرد.
وقتی خوب سر کیف شد گفت حالا وقتشه ببینیم چقدر زیر کیرم دووم میاری.
وسایل رو جمع کردیم و پتو پهن کرد کامل،
و دو تا بالش رو کنار هم گذاشت و گفت امشب تو زن من هستی و میخوام مثل یه زن زیر کیرم حال کنی و به من حال بدی،
میتونی؟
با سر اشاره کردم که اره
کامران گفت پس لخت شو و با ساک زدن شروع کن،
دیگه رکابی و شورتم رو در آوردم و کون لخت جلوش بودم،
وقتی کون و بدنمو کامل لخت دید،
خندید و گفت بابا تو مثل زنایی و مو نداره بدنت،
گفتم بدنم رو تازه شیو کردم،
گفت چه کار خوبی کردی تو جونم،
همونجوری نیمه نشسته منو تو بغل گرفت و لبامو میبوسید و می‌خورد،
دوتا دستاش از پشت لمبرهای کونم رو چنگ میزد،
سیخ شدن کیرش رو احساس می‌کردم،
جوری کیرش بلند شد که می‌خورد به شکمم از زیر شورتش،
دیگه بعد خوردن و مالیدن کونم،
دراز کشید به پشت و گفت شورتش رو در بیارم و واسش ساک بزنم،
بالش رو گذاشت زیر سرش و دراز کشید،
برآمدگی کیرش از زیر شورتش کاملا مشخص بود.
تو همون حال من بالای شورتش رو گرفتم و یواش کشیدم پایین و از پاش در آوردم،
اولین بار بود بعد سالها کیر یه مرد رو باز از نزدیک میدیدم،
کیر کامران تقریبا سیخ شده بود.
یه کیر کلفت و بلند و تقریبا سبزه مایل به سیاه با یه سر قارچی و بزرگ جلوم خود نمایی می‌کرد و قدرت و صلابتش رو به رخ من و کونم می‌کشید،
یکم بفهمی نفهمی دلهره داشتم که چجوری میتونم همچین کیر بزرگی رو،
تو کونم جا بدم،
بدون اینکه زیاد درد بکشم یا کونم دچار خونریزی بشه.
یخورده هم اطراف پایین کیرش مو داشت،
انگاری یه چماق رو وسط علفای باغچه عمودی کاشته باشی.
سینه و شکم برجسته و رون های درشت کامران هم پر مو بود و هم حشری کننده،
از اون بدن هایی که امثال من، دوست دارن ساعتها زیرش بخوابن و سنگینیشو پشتشون حس کنن.
کامران انگاری فهمیده بود بزرگی کیرش توجهمو جلب کرده، با خنده گفت،
فعلا شروع کن ساک بزن و کیرمو بخور،
بعد من جوری سوراخت رو باز میکنم و همه کیرم رو تو کونت جا میدم که خودت کیف کنی و بهم آفرین بگی،
و با خنده ادامه داد،
بدون درد و خونریزی سوراخ کونت رو واست غار میکنم.
نشسته بودم کنارش و کیرش تو دستم بود و باهاش بازی می‌کردم،
سرمو به طرف کیرش بردم
سر کیرش رو بوسیدم و زبون کشیدم روش.
داغی کیرش رو با زبونم حس کردم،
بیشتر خم شدم و سر کیرش رو کردم توی دهنم،
همه تلاشمو میکردم بدون اینکه دندونام کیرش رو لمس کنه،
بیشتر بکنمش تو دهنم.
تو همون حالت سرمو بالا پایین میکردم.
نصف کیرش تا آخر گلوم میرفت،
حالت عق زدن بهم دست میداد.
کامران دستش رو گذاشته بود رو سرم،
و سعی می‌کرد بیشتر کیرشو بکنه تو دهنم،
میگفت جون ساک بزن،
چه خوب میخوری کیرمو
نوش جونت آه آه
یه حس خاص داشتم و گرمای کیرش تو دهنم، حشریم کرده بود.
کیرش رو از دهنم در آوردم و زبون کشیدم از سرش تا تخماش،
تخماشو میلیسیدم و میکردم تو دهنم.
تو همون حالتی که دراز کشیده بود،
زانوهاش رو جمع کرد و از زیر سوراخ کونش مشخص شد.
همونجوری که تخماشو میلیسیدم،
زبون کشیدم رو سوراخ کونش،
گفت جون مهران چه خوبی تو،
یه دستم به کیرش بود که از آب دهنم لیز شده بود و زبونم تو سوراخ کونش.
یکم اطراف سوراخش مو داشت،
ولی من اونقدر حشری شده بودم و به موهای دور سوراخش،
توجه نکردم و سوراخشو قشنگ زبون زدم و لیسیدم.
خوب که زیر تخماش و سوراخ کونش رو لیس زدم،
دوباره اومدم سراغ کیرش،
و نصف بیشترشو کردم تو دهنم،
و دهنمو رو کیرش بالا پایین میکردم،
انگار خوشمزه ترین چیز دنیا رو میخوردم.
کامران هم مدام قربون صدقه من و طرز ساک زدنم میرفت،
آه آه می‌کرد و می‌گفت جون کیر خور خودمی،
کمرش به خاطر موادی که زده بود،
سفت سفت بود و با ساک زدنم آبش نمیومد‌.
دیگه گفت بسه هر چی کیرمو خوردی،
بلند شد و
حالا تو قمبل کن.
نشستم رو زانو و سینه هامو گذاشتم رو بالش،
کامران زانو زده بود پشتم،
لای کونم باز شده بود و سوراخم حالت نبض زدن پیدا کرده بود.
فکر کردم میخواد الان بکنه منو،
با دست زد رو لمبرهای کونم گفت،
اوف چه کونی داری مهران، مثل کون زناس،
سرشو خم کرد و لای کونم رو زبون کشید،
زبونش که به سوراخم خورد گفتم آه،
خیلی حس خوبی داشتم،
هم زبون میزد سوراخ کونمو و هم انگشتم می‌کرد.
میگفت جون میخوام سوراخ کونت رو باز کنم تا کیرم کامل بره توش،
یه چند دقیقه با حوصله انگشتم کرد و زبون کرد توی سوراخم،
میگفت شل بگیر کونت رو تا راحت تر سوراخت باز بشه.
احساس می‌کردم سوراخم دیگه حالت اولش نیست،
وقتی تعداد انگشتاش رو بیشتر کرد،
یکم سوراخم میسوخت، ولی انگار سوزشش هم واسم لذت داشت.
همونجور که انگشتم می‌کرد،
از زیر کیرمو تو دست گرفته بود و باهاش بازی می‌کرد،
میگفت مهران چه کیر قلمی داری،
راست می‌گفت با اینکه من کیرم متوسطه،
اما در برابر کیر کامران قلمی بود.
بعد یه چند دقیقه که کامران با مهارت انگشتاش رو توی سوراخ کونم چرخوند،
و یکم بازش کرد،
گفت،
چه مدلی دوست داری بکنمت مهران جون؟
گفتم من امشب در اختیار تو هستم،
هر جور که خودت دوست داری منو بکن.
کامران گفت بدون کاندوم بکنمت یا دوست داری خارهای کاندوم سوراخ کونت رو نوازش کنن،
یکم فکر کردم و گفتم اگه بشه بار اول بدون کاندوم،
و یبار هم وقتی سوراخم باز شد با کاندوم،
میترسیدم بار اول اگه با کاندوم بکنه،
به خاطر بزرگ و کلفت بودن کیرش،
و تنگ بودن نسبی سوراخم، خارای کاندوم باعث خونریزی کونم بشه.
کامران گفت باشه پس بالش بزار زیر شکمت و بخواب،
جفت بالش ها رو گذاشتم رو هم و شکمم رو گذاشتم روش،
سینه هام چسبیده بود روی پتو کف کابین،
کونم کامل اومده بود بالا،
و لای کونم قشنگ باز شده بود.
احساس می‌کردم از سوراخم باد رد میشه،
کامران از کشو کنار کابین یه ژل آورد بیرون،
جعبه دستمال کاغذی رو هم نزدیک آورد تا دم دست باشه،
گفتم چیه،
کامران گفت ژل لیز کننده واسه راحتی تو،
که درد کمتری داشته باشی،
جوری لیزش کنم که،
سوراخ کونت همه کیرم رو بکشه داخل،
یکم ژل زد به سوراخ کونم
و انگشتشو کرد تو،
همینکه ژل رفت تو سوراخم،
احساس خنکی خاصی تو کونم کردم.
به کیرش هم ژل زد و همه جاشو دست کشید،
گفت آماده ای که سوراخت رو باز کنم؟
گفتم آره جوون،
دوست دارم تو سوراخ کونمو باز کنی،
کامران گفت شل کن خودت رو و راحت باش،
و لای کونت رو کامل با دستات باز کن،
از دو طرف دستامو آوردم پشتم،
و لای کونمو بیشتر باز کردم،
سر کیرش رو گذاشت جلو سوراخم،
روی سوراخم حسش میکردم، خیلی سرش بزرگ بود،
گفت کونت رو شل بگیر،
یکم فشار داد سر کیرش رو به سوراخم،
به سختی سر بزرگ کیرش رفت تو کونم،
نفسم بند اومده بود و یخورده درد داشت سوراخ کونم،
همونجا نگه داشت،
میسوخت سوراخم و داغ شده بود از داغی کیرش،
دردش جوری نبود که بخوام پشيمون بشم از کون دادن،
یکم نگه داشت،
گفت بزار سوراخ کونت به کلفتی کیرم عادت کنه،
گفتم کامران جون فقط یواش کونم مال خودته،
گفت جون کونت داره باز میشه،
همونجوری که از کونم تعریف می‌کرد،
یواش یواش کیرشو بیشتر می‌کرد تو کونم،
و میگفت ای جون نصفش تو کونته الان.
کیرش لیز بود و یخی ژل از بین رفته بود.
داخل کونم داغ شده بود، انگاری یه چوب داغ تو کونم بود،
سوزش داشتم ولی دلم میخواست،
بیشتر کیرش بره تو کونم،
بدنم گر گرفته بود و داغ شده بودم،
بعد سالها دوباره یه کیر واقعی داشت وارد کونم میشد.
تو همون حالت کامران کامل خوابید روی کونم و با یکم فشار کیرش لیز خورد و تا آخر رفت تو کونم،
یخورده درد داشتم و داخل کونم بد جور میسوخت،
نفسم رو حبس کرده بودم،
وقتی شکمش گودی کمرم رو پر کرد،
و سنگینی بدنش رو پشتم احساس کردم،
فهمیدم تا آخر کیرش تو کونمه و مرحله سختش رو گذروندم.
یکی دو دقیقه همونجوری کیرش تا آخر تو کونم بود،
کونم از داخل داشت به کلفتی کیر کامران عادت می‌کرد.
همش میگفت جون به کونت که اینقدر جا داره،
موهای زبر شکم و سینه هاش رو پشت کمرم حس میکردم و یه حالت قلقلک لذت بخش بهم دست میداد.
داخل سوراخ کونم انگاری کوره داغ داغ شده بود،
کامران تو همون حالت که پشتم خوابیده بود شروع کرد یواش یواش تلمبه زدن،
نصف کیرش رو می‌کشید بیرون و دوباره آهسته می‌کرد تو کونم،
و با یه ریتم خاص تلمبه میزد،
قشنگ دیگه پر و خالی شدن کونم رو احساس می‌کردم،
و یه حال خاصی داشتم،
درد و سوزش کونم کمتر شده بود و داشتم لذت میبردم زیرش،
دوست داشتم این حالت و این حال تا ابد ادامه پیدا کنه،
بعد یخورده تلمبه زدن کامران بلند شد و گفت،
مهران جون بلند شو یه مدل دیگه میخوام بکنمت.
بلند شدم و جامو به کامران دادم،
اینبار دوباره خودش خوابید به کمر،
و بالش رو گذاشت زیر سرش،
پاهاشو دراز کرد،
کیر کلفتش کاملا سیخ رو به بالا بود،
گفت اگه بدت نمیاد که کیرم، تازه از کونت اومده بیرون،
یخورده همینجوری ساک بزن تا لیز بشه دوباره،
منم که حشری تر از این حرفا بودم و کیرش هم کامل تمیز بود،
و میدونستم داخل سوراخ کونم کاملا پاکه،
حتی وقتی سرمو بردم نزدیک کیرش،
بوش کردم و بوی بدی نمی‌داد،
دیگه کردمش تو دهنم و همونجوری یخورده ساک زدم واسش،
کیری که از کونم اومده بود بیرون رو با ولع میلیسیدم و میکردم تو دهنم،
بعد یکم ساک زدن، کامران گفت بلند شو و پاهاتو بزار دو طرف بدنم،
و خودت بشین رو کیرم،
با اینکه کیرش با آب دهنم لیز بود باز یخورده ژل لیز کننده به کیرش و سوراخ کونم زدم،
سقف کوتاه بود و نمیشد کاملا صاف بشینم رو کیرش،
پاهامو گذاشتم دو طرف بدنش
و یکم خم شدم به جلو،
کامران با دستاش از زیر، دو طرف کونم رو گرفته بود،
خودم با دستم سر کیرش رو با سوراخ کونم مماس کردم و یکم نشستم روش،
سر کیرش با یکم سوزش رفت تو کونم،
کامران دستاشو از زیر کونم در آورد و دو طرف پهلوهامو گرفت و بدنمو یواش کشید پایین،
تا به خودم بیام نشسته بودم رو کیر کامران و همه کیرش تا آخر تو کونم بود،
یکم به خاطر پوزیشنم پاهام درد گرفته بود،
زانوهام رو چسبوندم به زمین،
کامران پشت کمرمو گرفت و منو به طرف خودش کشید،
کیر خودمم سیخ شده بود تو این حالت،
سینه من چسبیده بود به سینه کامران و کیرم بین شکم خودم و شکم کامران قرار گرفته بود،
تو همون حالت کامران لبامو می‌خورد و زبونش رو می‌کرد تو دهنم و می‌گفت، جون زبونمو بمک و من هم زبونش رو میمکیدم و همونجوری به آرومی کونم رو بالا پایین میکردم روی کیرش،
یکم که لبامو خورد نیم خیز شدم تا راحت تر بتونم رو کیرش بالا پایین بشم،
وقتی کامل می‌نشستم رو کیرش،
قشنگ احساس می‌کردم کیر درازش کامل رفته توی رودهام ،
انگاری کیرش تا وسط شکمم میرفت و می‌خورد به معدم،
تو همون حال که بالا پایین میشدم، کامران کیر منو گرفته بود تو دست و واسم جق میزد،
توی ابرا بودم،
خیلی داشتم حال میکردم،
کیرش همه کونمو پر کرده بود و پروستاتم رو به بهترین نحو مالش میداد،
کامران هم مدام آه آه می‌کرد و می‌گفت، جون مهران کونی تو بهترین کونی هستی که کردم،
می‌گفت مرد کونی مثل تو ندیدم تا حالا،
اینقدر خوب کون بده،
منم دیگه فقط آه آه میکردم و میگفتم جون منو بکن کامران،
کونم رو جر بده با کیر کلفتت،
بسکه حشری بودم کونم داغ شده بود و به راحتی همه کیرش میرفت تو کونم و میومد بیرون،
از شدت حشر و داغ شدن کونم،
داشتم کم کم خودم ارضا میشدم،
دست کامران رو از کیرم جدا کردم که آبم نیاد،
میخواستم خودم رو نگه دارم تا اول کامران آبش بیاد.
دوست نداشتم این حس و حال خوب با اومدن آبم تموم بشه،
اینقدر رو کیرش بالا پایین شده بودم که دیگه راحت همه کیرش میرفت تا آخر تو کونم و رودهام و اثری از درد و سوزش نبود.
فقط حالم خوب بود و حسم عالی، از اینکه روی همچین کیری بالا پایین میشدم.
کامران کمرش توپ شده بود و اصلا اثری از اینکه بخواد آبش بیاد نبود،
گفتم کامران جون پاهام خسته شده،
گفت پس بلند شو از رو کیرم و این دفعه تو به کمر بخواب.
کیرش رو از سوراخ کونم در آوردم،
اون بلند شد و من جای اون دراز کشیدم و بالش رو گذاشتم زیر سرم،
پاهامو دراز کرده بودم،
کامران خندید و گفت شیطون کونی، یجوری خوابیدی انگاری قراره من بشینم رو کیر تو،
و همونجوری سینه هامو گرفته بود تو دست و فشار میداد و ازم لب میگرفت،
واقعا خیلی از کامران خوشم اومده بود.
از اینکه اینجوری هم خوب منو می‌کرد و بهم خوب حال میداد و هم سرگرمم می‌کرد و تو حین کردن،
منو میخندوند.
اومد و پاهاشو گذاشت دو طرف سینه هام و کیرشو گرفت جلو دهنم،
میخواست واسش دوباره ساک بزنم.
کامران گفت دهنت رو باز کن تا خودم تو دهنت تلمبه بزنم.
دهنمو باز کردم و اون با فشار کیرشو کرد تو دهنم و در آورد.
همونجوری کیرشو تو دهنم عقب و جلو می‌کرد.
خم شده بود رو سرم و میخواست همه کیرش رو به زور تو دهنم جا بده،
کیرش میرفت ته گلوم و تا عق نمیزدم نمی‌کشید بیرون،
همه کیرش پر تف دهنم شده بود.
میگفت مهران اینقدر باید کیرمو بخوری تا سیر کیر بشی.
و کیرشو دوباره با فشار می‌کرد تو دهنم.
بعد یخورده ساک زدن،
کامران گفت، کونی کیر خور، بسه هر چی کیرمو خوردی، حالا وقتشه مثل زنا پاهاتو بدی بالا و زنونه کون بدی.
کامران اومد جلو من نشست و
گفت،
پاهاتو کامل بگیر بالا
و با دستات از زیر زانو پاهاتو بالا نگه دار،
منم همینکارو کردم و تا اونجا که میتونستم پاهامو دادم بالا و از هم بازش کردم.
زانوهام چسبیده بود روی دو طرف سینه هام،
دوباره به سوراخ من و کیر خودش ژل زد و گفت،
آماده باش که میخوام کونت رو پاره کنم،
کامران انگاری که میخواست یه زن رو از کوس بکنه،
با مهارت کیرش رو از زیر تخمام،
چسبوند به سوراخ کونم،
و با یکم فشار سر کیرش رفت تو کونم،
دستاش رو گذاشت دو طرف بدنم و خوابید رو سینه من،
همه کیر لیزش تا آخر رفت تو کونم،
نفسم بند اومد دوباره،
بی‌هوا همه کیرش رفت تو کونم،
پاهام چسبیده بود از دو طرف به بدنم و دستای کامران کاملا نگهشون داشته بود،
تو همون حالت لبامو می‌خورد و زبونش رو میکرد تو دهنم و منم واسش میمکیدم.
واقعا توی این پوزیشن داشتم مثل یه زن به کامران کون میدادم.
کامران گفت پاهات رو قلاب کن دور کمرم،
منم مثل زنا پاهامو دور کمر کامران قلاب کردم و اون تلمبه میزد تو کونم.
کامران کیرش رو تا آخر می‌کرد تو کونم و کامل می‌کشید بیرون،
سوراخ کونم پر و خالی میشد و گاهی باد شکمم بعد بیرون کشیدن کیرش، با صدا بیرون میومد و میگوزیدم.
خودم خجالت میکشیدم وقتی میگوزیدم،
ولی کامران با هر گوز من میخندید و میگفت، جون کونی که زیر کیر میگوزه کون نیست شاه کونه،
و بازم میخندید
و همونجوری ادامه می‌داد که، دیدی مهران جون سوراخت رو غار کردم که گوزت رو هم نمیتونی نگه داری،
و با فشار همه کیرش رو می‌کرد تو کونم دوباره،
خیلی حشری بودم و واقعا داشتم از کون دادن لذت میبردم،
کیرم سیخ شده بود و بین شکم خودم و شکم کامران قرار گرفته بود.
سوراخم داغ داغ شده بود و انگاری آب حشرم از کونم راه افتاده بود.
گفتم کامران جون من دارم ارضا میشم،
کامران یکم خودش رو از روی بدن من بلند کرد،
و گفت میخوای کیرتو بمالم آبت بیاد،
نفس زنان گفتم نه بزار آبم خودش بیاد،
کامران سرعت تلمبه زدنش رو تو کونم بیشتر کرد،
من داشتم به شدت نفس نفس میزدم و آه آه میکردم، و اونم با جون گفتن منو همراهی می‌کرد.
دیگه نتونستم خودم رو نگه دارم، و آبم با فشار پاشید بیرون،
اینقدر فشار آبم به خاطر حشری بودنم زیاد بود که تا زیر گلو و سینه هام و شکمم،
پر آب خودم شده بود.
کامران هم میگفت جون تو چقدر حشر کون دادن داری مهران جون،
و سرعت تلمبه زدنش رو تو کونم بیشتر کرده بود.
کامران با یه دست کیرمو می‌مالید تا همه آبم بریزه بیرون، و با دست دیگش سینه هامو گرفته بود،
آبم ریخته بود رو انگشتاش
انگشتاش رو که آب خودم روش بود آورد طرف لبام،
بیحال شده بودم و نمی تونستم چیزی بگم،
یکم به لبام مالیدش و کرد تو دهنم،
مزه آب کیر خودم رو تو دهنم حس میکردم،
یکم شور مزه و گرم بود،
کامران یخورده دیگه از آبم رو که روی شکمم ریخته بود با انگشتاش جمع کرد،
دوباره انگشتش رو کرد تو دهنم
مقدار بیشتری از آب کیر و کمر خودم تو دهنم بود.
یه حالت بی‌حالی خاصی داشتم و لذت میبردم که اینکارا رو باهام میکنه،
آب خودم رو یکم تو دهنم نگه داشتم و بعدش قورتش دادم،
کامران سرش رو آورد جلو صورتم و لبامو بوسید و کرد تو دهن،
منم لباش و زبونش رو کردم تو دهنم و میمکیدم،
کامران سرعت تلمبه زدنش تو کونم رو بیشتر کرد،
آه آه می‌کرد و کیرشو تا آخر می‌کرد تو کونم،
خوابیده بود رو سینه هام و منو محکم تو بغل گرفته بود و فشارم میداد و به شدت نفس نفس میزد،
تو همون حال ارضا شد،
داغی آبش که با فشار تو کونم خالی شد رو حس میکردم،
کیرش تا آخر تو کونم بود و داشت آبش رو ته سوراخ کونم خالی می‌کرد،
انگار آب داغ کیر کامران، آب سردی بود بر آتیش کون من و آرومم می‌کرد.
چند دقیقه کیرش تو کونم بود و خوابیده بود روی من و کنار گوشم نفس نفس میزد.
منم محکم بغلش کردم و گفتم جونم عزیزم،
شیره وجودت ریخت توی وجودم، تو کونم خالی شدی،
خیلی حس خوبی داشتم که تونسته بودم با کونم و بدنم یه مرد رو به اوج برسونم و بهش لذت بدم و خودمم لذت ببرم.
کامران بعد یخورده خوابیدن کنارم،
از رو سینه هام نیم خیز شد،
لبامو بوسید و گفت مرسی مهران که اینقدر بهم حال دادی، خیلی خوب کون میدی،
تو همون حال کیرش با اینکه نیمه شق شده بود،
هنوز تو کونم بود،
همونجوری از کنار کابین دو تا دستمال کاغذی برداشت،
کیرشو یواش کشید بیرون،
همه اطراف کیرش پر آبش شده بود،
دستمال رو گذاشت جلو و لای سوراخ کونم،
که بقیه آبش از سوراخم بیرون نیاد،
اومد بالا و پاهاشو گذاشت دو طرف سینه هام،
و کیر پر از آبش رو گرفت جلو صورتم،
فکر نمیکردم بخواد بکنه تو دهنم،
ولی گفت تو که مزه آب کیر خودت رو چشیدی،
دهنت رو باز کن تا مزه آب کیر منم بچشی،
تو اون لحظه دلم نیومد کیرش رو پس بزنم،
دهنمو یکم باز کردم،
کیرش رو کامل کرد تو دهنم،
چون نیمه خوابیده بود کامل تو دهنم جا شد،
همه دهنم پر آب کیر کامران شده بود،
گفت کیرمو بمک که اگه آبی تو کمرم مونده بیاد تو دهنت،
کیرش رو مکیدم چند بار و آب بیشتری تو دهنم جمع شده بود، سعی کردم قورت بدم آبش رو، از گلوم پایین نمی‌رفت چون لزج شده بود همه دهنم و گلوم،
هر جور بود قورتش دادم،
با زبون کیرش رو تمیز کردم،
دور دهنم آب کیری شده بود که کامران با انگشت کشید دور لبام و کرد تو دهنم،
کامران گفت خوشمزس آبم،
با سر اشاره کردم که آره،
با خنده گفت الان هم دهنت آب کیرمو خورد و هم سوراخ کونت.
میگفت تو مشخصه خیلی تو نوجوونی کون دادی،
که اینقدر خوب و حشری و در اختیار هستی،
و ادامه داد،
چرا زودتر به پستم نخوردی که پلمپ کونت رو خودم باز کنم،
و میخندید.
من با یه سوراخ کون پر آب و باز شده،
و کامران با کیر فاتح اما خوابیده،
هر دو سرخوش از کاری که کرده بودیم میخندیدیم.
کامران کمک کرد دور سوراخ کونم رو با دستمال کاغذی تمیز کنم،
و دوتا دستمال رو تا کرد و گفت بزار لای کونت،
که اگه آبی مونده باشه تو سوراخت،
شورتت رو خیس نکنه،
همونطوری دستمال لای کونم بود و شورتم رو پوشیدم و نشستم پیشش،
همش میخندید و میگفت چه کون باحالی داری مهران جون، خیلی جا داره،
کمتر کونی میتونه همچین کیری رو تحمل کنه که تا آخر بره توش.
و با خنده ادامه داد معلومه تو نوجوونی خوب آب بندی کردن کونت رو و زیاد آب توش ریختن.
بعد گفت آبم رو که ریختم تو کونت حسش کردی وخوشت اومد؟
گفتم آره داغیش رو تو سوراخم حس کردم و کونم یجورایی آروم شد.
همونجوری کامران لخت و من با شورت نشستیم،
گفت یخورده استراحت کنیم،
بعد بریم سرویس یکم خودمون رو بشوریم،
بعدم آماده شیم واسه سانس دوم با کاندوم خاردار،
میخوام جوری بکنمت که واقعا سوراخ کونت تونل کندوان بشه،
و فردا نتونی درست قدم برداری،
و گشاد گشاد راه بری.
همونجوری منو خوابوند و خودش خوابید کنارم،
ومن رو تو بغل گرفت و ماچم می‌کرد،
و بابت کونی که بهش داده بودم،
تشکر می‌کرد ازم.
ساعت حدود ۳ شده بود،
تقریبا یه ساعتی سکسمون طول کشیده بود،
کامران بلند شد و نشست،
گفت لباس بپوشیم و بریم سرویس بهداشتی و برگردیم.
گفتم باشه و بلند شدم شلوارمو بپوشم.
کامران گفت شورتت رو در بیار و بدون شورت شلوارت رو بپوش.
گفتم باشه،
انگاری کلا نمیتونستم نه بگم به کامران،
شورتم رو در آوردم ولی دستمال همچنان لای کونم بود،
شلوارمو پوشیدم با پیرهنم،
رکابی رو هم دیگه نپوشیدم.
کامران هم شلوارش رو بدون شورت پوشید با پیرهن،
اومدیم صندلی جلو و کفشا رو پوشیدیم و پیاده شدیم،
رفتیم به طرف سرویس بهداشتی،
هیچ کسی توی دستشویی ها نبود،
کامران اشاره کرد برم توی دستشویی آخری،
رفتم داخل دستشویی و کامران هم پشت سرم اومد داخل،
جا خوردم،
یواش گفتم ضایع هست یکی میبینه آبرومون میره،
اونم یواش گفت هیچ کسی جز من و تو نیست خیالت راحت،
ایستاد کنار دیوار و دست گذاشت رو شونه هام و گفت بشینم جلوش،
دیگه خودم رو سپردم به کامران و جلوش نشستم،
میدونستم میخواد واسش ساک بزنم،
کمربند و دکمه شلوارش رو باز کردم،
و تا نصفه کشیدم پایین،
کیرش خوابیده بود.
همش رو کردم تو دهنم و مکیدمش،
با یه دستم تخماشو می‌مالیدم و کیرش رو میخوردم،
خیلی طول نکشید که کیرش بلند شد،
حس ناشناخته ای بود واسم یجور استرس و لذت همزمان،
تو نوجوونی تو دستشویی پارک و سینما هم ساک زده بودم و هم کون داده بودم،
اما تو بزرگسالی واقعا شرایط فرق می‌کرد و ترس داشت،
ولی من ترس آنچنانی نداشتم، چون با کامران بودم.
بیشتر هیجان بود انگاری،
یخورده کیر سیخ شدش رو خوردم که گفت بلند شو،
بلند شدم و با اشاره گفت برگرد و شلوارت رو بکش پایین و دستاتو بزار به دیوار،
بلند شدم و پشتم رو کردم به کامران،
کمربند و دکمه شلوارمو باز کردم و تا زانو کشیدم پایین،
فهمیدم چرا کامران گفت بدون شورت بریم دستشویی،
هنوز دستمال لای کونم بود،
کونم رو دادم عقب و دستام رو زدم به دیوار دستشویی،
کامران دستمال کاغذی رو از لای کونم در آورد،
کیرش هنوز با آب دهنم خیس بود،
سر کیرش رو گذاشت جلو سوراخم،
با یکم فشار رفت تو،
هنوز از آب کیرش تو سوراخ کونم لیز بود،
راحت کیرش رو تا آخر کرد تو کونم،
یخورده همونجوری تو کونم تلمبه زد،
حس خوبی بود همراه با هیجان و استرس،
داشتم نصف شب تو دستشویی عمومی به یه مرد غریبه کون میدادم.
کامران یخورده که منو کرد، یواش گفت بسه نمیخوام اینجا آبم بیاد،
گفت بشینم فقط یخورده دیگه واسش ساک بزنم،
شلوارمو بالا نکشیدم و همونجور جلوش نشستم و کیرشو کردم تو دهنم،
یخورده واسش ساک زدم،
خیلی خوشمزه بود کیرش تو دهنم،
نمیدونم تو اون حالت محتویات داخل کونم و آب خودش که تو کونم بود، خوشمزش کرده بود انگاری،
همونجور که کیرش تو دهنم بود، کامران یواش گفت اشکال نداره یخورده بشاشم تو دهنت؟
نمیدونستم چی بگم،
کیرش تو دهنم بود و حتی اگه نمیخواستم اون کارشو می‌کرد،
چون منتظر جواب من نشد،
دو طرف سرمو گرفته بود تو دست و کیرش تا آخر ثابت تو دهنم بود،
همونجوری سرمو ثابت نگه داشت و شاشید تو دهنم،
محکم سرمو گرفته بود و نمیزاشت کیرشو از دهنم در بیارم،
دهنم از مزه شور شاشش و داغیش یجوری شده بود،
مجبور شدم قورت بدم هر چی که شاشید، چون مستقیم میشاشید تو گلوم،
البته شانس آوردم زیاد شاش نداشت،
وقتی کامل خالی شد تو دهنم چند بار تلمبه زد و کیرشو از دهنم در آورد.
گفت ببخش خیلی بالا بودم و دوست داشتم با تو این کارو تجربه کنم،
چیزی نگفتم ولی از کارش نه خوشم اومد و نه بدم اومد.
یجورایی واسه تجربه بد نبود، ولی همه دهنم و گلوم مزه شور شاش کامران رو گرفته بود.
کیرشو از دهنم در آورد و شلوارشو کشید بالا،
گفت من میرم بیرون،
تو هم خودتو بشور و بیا
گفتم باشه،
کامران که رفت در رو بستم و نشستم،
داخل کونم رو کامل تمیز کردم، آب کردم توش و خالی کردم،
و یخورده هم شاشیدم.
بلند شدم شلوارمو کشیدم بالا و اومدم بیرون،
کامران ایستاده بود و دست و صورتشو می‌شست،
منم دست و صورتمو شستم و دهنم رو آب زدم،
هنوزم مزه شور شاشش تو دهنم بود،
اونجا هم کامران شوخیش گرفته بود و انگشتم میکرد، و میخندید.
بعد شست و شو به طرف ماشین راه افتادیم.
رفتیم بالا و درها رو بستیم،
کامران پرده ها رو کشید،
دوتا چایی ریخت و دو نخ سیگار هم روشن کرد،
لذت خاصی داشت بعد همچین سکسی چایی و سیگار،
سیگارمون که تموم شد کامران گفت لخت بشیم،
دوباره کامل لخت شدیم،
کامران گفت وارونه بخوابیم کنار هم و حالت شصت و نه بشیم،
همون پوزیشن رو گرفتیم،
کیرش جلو دهنم بود،
کردمش تو دهنم و شروع کردم ساک زدن
جالب بود خیلی زود شق میشد دوباره،
تو همون حالت کامران هم منو انگشت می‌کرد و سوراخم رو میخورد،
میگفت چه سوراخی داری مهران جون هنوز بازه،
کیرم تو دست کامران بود و نیمه خوابیده،
نمیدونم چی شد که کامران همونجوری که انگشتم میکرد کیرمو کرد تو دهنش،
هر چی بود خیلی حال کردم واسم می‌خورد،
بعد یخورده ساک زدن بلند شد و گفت این سری میخوام مزه کاندوم خار دار رو بچشی،
گفتم باشه،
کامران گفت پس خودت کاندوم بکش رو کیرم،
بسته کاندوم رو باز کردم و یکی در آوردم،
همونجوری که کامران نشسته بود، کاندوم رو از داخل وکیوم در آوردم و کشیدم روی کیرش،
دستم رو حلقه کردم و کاندوم رو تا پایین کیرش کشیدم،
کامران خندید و گفت مهران تو یه زن واقعی هستی که فقط یه کیر کوچولو داره،
باید تغییر جنسیت میدادی تو جوونیت،
بعد گفت حالت داگی بشم و کونمو بیارم جلوش،
منم داگی شدم جلوش و کونم جلو کیرش بود،
دیگه ژل یا آب دهن هم به کیرش نزد،
یخورده خود کاندوم چرب بود،
کیرش رو از زیر کشید به زیر تخمام،
و سرشو گذاشت جلو سوراخ کونم،
سرش یکم به سختی رفت تو کونم،
یکم میسوخت سوراخم،
یکم نگه داشت و یواش یواش فشار داد کیرش رو تو کونم،
سوراخم یخورده جمع شده بود و داشت دوباره باز می‌شد.
یکم احساس درد و سوزش داشتم،
همونجوری کامران با دست میزد روی لمبرهای کونم،
یه درد خاص داشتم که همراه با لذت بود،
بالاخره کیرش رو توی کاندوم خاردار کامل جا داد تو سوراخ کونم،
واقعا خارای کاندوم رو تو سوراخم حس میکردم که کشیده میشد به لبه های داخل کونم،
انگاری یه چوب زبر داغ تو کونم بود،
ولی واقعا حال میداد بهم و حسش میکردم.
کامران چند دقیقه تو کونم تو همون حالت داگی تلمبه زد و لمبرهای کونم رو کبود کرد با دستاش،
میگفت مهران چه کونی داری تو، که هر چی میکنمت سیر نمیشم،
دیگه کیرش رو از کونم در آورد و گفت یخورده واسش ساک بزنم،
برگشتم و کیرشو کردم تو دهنم، انگاری داشتم واسه دیلدو ساک میزدم،
کامران خندید و گفت ای کونی، ساک زدن با کاندوم رو دوست نداری، تخمامو بخور که کاندوم نداره، بعدش بیا بکنمش تو سوراخ کون گشادت که به کیرم نیاز داره.
یکم تخماشو خوردم و کردم تو دهنم، انگاری تخماشم بزرگتر شده بود،
بعد به پهلو خوابید و پشتش رو تکیه داد به دیواره پشت کابین،
و گفت جلوش بخوابم و پای روییم رو بلند کرد گذاشت بالای پشتی صندلی راننده،
خودم با دستام از زیر کیرش رو گرفتم و گذاشتم جلو سوراخم،
کونم رو یواش یواش بردم عقب، تا همش رفت تو کونم و کامل چسبیدم به شکم کامران،
دیگه راحت همه کیرش میرفت تو کونم بدون کوچکترین سوزش یا درد،
کامران حرکت نمی‌کرد و خودم کونم رو عقب و جلو میکردم،
کیر کامران کامل سوراخم رو پر و خالی میکرد،
دوباره حشری شده بودم و کیرم سیخ شده بود،
کامران یکی از دستاش رو از پهلوم آورده بود و کیر منو گرفته بود توی دست،
همونجوری که کونم رو عقب و جلو میکردم، کیرم تو دست کامران عقب و جلو میشد،
کامران داشت حال می‌کرد و می‌گفت جون کونی چه کونی میدی تو،
و آه آه می‌کرد،
خودمم داغ کرده بودم و آه آه میکردم.
یخورده تو همون حالت من کونم رو ثابت نگه داشتم و کامران تلمبه زد،
آبش نمیومد به این راحتی، ولی قشنگ مشخص بود داره حال میکنه که منو میکنه،
خودمم که کونم داغ داغ شده بود و حال میکردم که دارم بهش کون میدم.
تو همون حالت که کیرش تو کونم بود منو برگردوند و خوابید پشتم،
کامل خوابیده بود رو کونم و تلمبه میزد،
سنگینی بدنش رو کامل پشتم حس میکردم وقتی کیرش تا آخر میرفت تو سوراخم.
همونجوری میگفت جون کون طلا ،مهران کونی، کونت رو به باد دادی،
کامران کیرش رو تو سوراخم نگه داشت و یخورده از پشتم نیم خیز شد،
دو تا دستاش رو گذاشت دو طرف لمبرهای کونم،
لمبر های کونم از دو طرف با فشار دستاش به طرفین کشیده شده بود،
قاچ کونم کامل باز شده بود و کیرش تا آخر فرو میرفت تو سوراخ کونم.
کیر خودم زیر بدنم چسبیده بود به شکمم،
کیر کامران به شکل عمودی کاملا تا دسته توی سوراخ کونم فرو میرفت،
انگاری یه میخ طویله بزرگ و کلفت رو محکم میکردن توی کونم و در می آوردن،
لبه های داخل سوراخ کونم دیگه خیلی اطراف کیر کامران رو پر نکرده بود،
و به کیرش با فشار نمی‌چسبید،
چون دستای محکم و قوی کامران،
از دو طرف لمبرهای کونم رو از هم باز کرده بود،
سوراخ کونم کاملا گشاد شده بود،
کامران خندید و گفت،
مهران سوراخت غار علیصدر شده،
تو همون حالت ادامه داد،
سوراخت قشنگ میتونه دو تا کیر رو تو خودش جا بده،
بسکه جادار و گشاد شده،
منم بسکه داغ و حشری شده بودم،
فقط آه آه میکردم و میگفتم جون کامران منو بکن، جرم بده،
پارم کن،
من کونی تو هستم،
منو بگا،
کامران هم از حرفای من بیشتر تحریک میشد و سرعت تلمبه زدنش رو بیشتر کرد،
احساس می‌کردم میخواد آبش بیاد، چون به شدت نفس نفس میزد و کیرشو تو سوراخ کونم عقب و جلو میکرد،
تو همون حال کامران گفت،
آه مهران کونی میخوام ارضا بشم،
و دستاشو از لمبرهای کونم برداشت،
کیرشو از کونم در آورد و گفت برگردم، و به کمر بخوابم
کیرش رو تو دستش گرفت، هیکلش رو از رو بدنم و کونم یکم کشید کنار،
منم زیرش غلطیدم و به کمر خوابیدم.
همونجوری خودش رو کشید بالا و پاهاشو رو گذاشت دو طرف بدنم و رو سینه هام نشست،
کاندوم رو به سرعت از رو کیرش برداشت،
میدونستم میخواد با ساک زدن آبش رو بیارم،
دهنم رو باز کردم،
کامران با فشار کیرشو کرد تو دهنم،
خیلی حشری بود و حالیش نبود،
کیرش رو تا آخر می‌کرد تو گلوم
خیلی ساک زدنم طول نکشید،
کامران خوابیده بود رو سرم،
و نصف بیشتر کیرش کامل تو دهنم بود که آبش به شدت اومد،
هیچ تلاشی نکرد که موقع اومدن آبش،
کیرشو از تو دهنم در بیاره،
معلوم بود دوست داره تو دهنم آبش رو بریزه،
منم دیگه چاره ای نداشتم،
هیکل به اون بزرگی رو سرم بود و کیر کلفتش تو دهنم،
آب منی کامران داغ بود و دهنم رو پر و لزج کرده بود،
اینبار انگار آبش مزه شیر مونده میداد.
کامران نفس نفس میزد و می‌گفت جون آبمو بخور کونی،
با یه ریتم یواش چند بار کیرش رو تو دهنم عقب و جلو کرد،
اصلا نمیتونستم آبش رو تو دهنم نگه دارم، مجبور شدم هر جوری هست به سختی قورتش بدم،
چند دقیقه کامران تو همون حال رو سرم خوابیده بود و کیرش نیمه شل تو دهنم بود،
به سختی میتونستم نفس بکشم.
خود کامران هم بیحال شده بود،
یکم نیم خیز شد رو سرم
کیرش رو در آورد ولی آویزون جلو صورتم بود،
هنوز یخورده از آبش به کیرش چسبیده بود،
تو همون حالت از بالا یه نگاه به صورتم و چشمام کرد و گفت، مهران تو یه کونی بی نظیری،
وقتی کیرش رو در آورد ته مونده آبش رو تو دهنم قورت دادم،
اشاره کرد که کیرشو با زبون واسش تمیز کنم،
سرش رو کردم تو دهنم و کامل مکیدمش،
هنوز یخورده آب منی تو مجرای کیرش بود که اومد تو دهنم،
همه جای کیرش رو کامل زبون کشیدم و تمیزش کردم،
کنارم دراز کشید و منو تو بغل گرفت،
آهسته میگفت مهران خیلی امشب بهم حال دادی،
تو بهترین کونی بودی که کردم تا حالا،
و لبامو میبوسید،
بدنم رو نوازش می‌کرد،
با نوک سینه هام بازی می‌کرد،
شکمم رو دست کشید و کم کم رفت پایین،
کیر نیمه شقمو تو دست گرفت و به آرومی شروع کرد دستاش رو بالا پایین کردن و جق زدن واسم.
کیرم تو دستای کامران کامل شق شد،
هر دو به پهلو خوابیده بودیم و صورت و لبامون نزدیک هم بود،
و گاهی لبامو می‌کرد تو دهن یا یه دندون ریز میگرفت،
کامران همونجوری که کیرم رو با دستش میمالید،
دستش رو آورد بالا وکرد تو دهنم تا از آب دهنم خیس بشه و بهتر بتونه کیرم رو بماله،
کیرم لیز شده بود تو دستش،
تو همون حال گفت مهران خیلی بهم حال دادی میخوام بهت حال بدم.
گفتم چجوری،
خندید و خودش رو به من نزدیکتر کرد، و از زیر تخماش کیرمو گذاشت لای پاش و گفت تلمبه بزن،
کیر خودش خوابیده بود و بین بدنمون قرار گرفته بود،
کیرم از زیر تخماش رفته بود لای کونش،
و همونجوری یواش کیرمو عقب و جلو میکردم،
یکم که تو اون حالت تلمبه زدم، کامران گفت بزار به شکم بخوابم و تو بخواب پشتم،
ولی فقط لاپایی بکن تا آبت بیاد،
بالش رو گذاشت زیر سرش و به شکم خوابید،
با خنده ادامه داد جون میخوام به مهران کونی لاپایی بدم.
گفت یخورده ژل بزن به کیرت تا راحت تر بتونی تلمبه بزنی لای کونم.
نشستم پشت رونای کلفت و پشمالوی کامران،
یخورده ژل زدم به کیرم
و کیرمو گذاشتم لای کونش و خوابیدم روش،
کیر من متوسطه و لای کون و رونای بزرگ کامران کامل گم شده بود.
با اینکه کیرم لیز بود ولی به خاطر موهای رون کامران انگاری کیرمو میکردم توی سیم ظرفشویی، یکم میسوخت،
کیرم رفته بود لای پاش،
یکم خودم روکشیدم بالاتر،
و کیرمو گذاشتم لای کونش،
یخورده بهتر شد،
کیرم که خورد به سوراخ کون کامران گفت آه جون ادامه بده،
احساس کردم کامران خوشش میاد وقتی کیر من میخوره به سوراخش،
ولی روش نمیشه بگه بکنم توش،
یکم با دستام لای کونش رو باز کردم،
دور سوراخش تیره بود و یخورده مو داشت،
اما توی سوراخش یخورده قرمز رنگ بود و مو نداشت.
فکر کردم اگه کیرم بره تو سوراخش دیگه زبری موهای کونش اذیتم نمیکنه،
سر کیرمو گذاشتم جلو سوراخ کونش،
چون کیرم بزرگ نیست راحت سرش رفت تو،
کامران گفت آه مهران کونی چکار میکنی،
گفتم کونت زبره و موهاش کیرمو اذیت میکنه، میخوای درش بیارم،
کامران با خنده گفت، کونی دیگه کردی تو کونم،
یکم نگه دار سوراخم جا باز کنه، و ادامه بده نمیخواد درش بیاری،
دیگه یخورده همونجوری سر کیرمو تو کونش نگه داشتم بعد خوابیدم رو کونش،
سوراخش تنگ بود، مشخص بود تا حالا کیر توش نرفته، اما چون کیرم لیز بود و زیاد هم بزرگ نبود راحت رفت تو کونش و کامران فقط گفت آه کونی جوون،
خیلی نتونستم تو کون تنگش تلمبه بزنم،
یخورده که کیرمو عقب و جلو کردم، بسکه حشری بودم آبم اومد تو سوراخ کون کامران،
خوابیده بودم پشت کمر پشمالوی کامران و نفس نفس میزدم،
کامران هم میگفت جون جون کونی،
آبتو ریختی تو کونم کونی خان،
گفت همونجوری بخواب و بلند نشو،
نزاشت کیرمم از کونش در بیارم،
یخورده که خوابیدم کامران گفت، کیرمو از کونش در بیارم،
ولی خودش دستش رو گرفت جلو سوراخش که آب من بیرون نیاد از کونش،
کامران همونجوری که یه دستش جلو سوراخش بود یخورده کونش رو آورد بالا،
گفت بشین پشتم و سرتو بیار لای کونم،
متوجه شدم که چرا نزاشت آبم از کونش بیرون بیاد،
کامران گفت نزار یه قطره از آب منی خودت هدر بره، وقتی دستمو برداشتم.
لای کونش رو باز کردم و زبونمو گرفتم زیر سوراخش،
کامران که دستش رو برداشت، یکم زور زد و آب از کونش اومد بیرون و من با زبون میکشیدم تو دهنم،
کامران زور میزد و مثل چشمه از کونش آب منی میومد بیرون و من میکردم تو دهنم،
مزه آبم با سری اول که آبم اومده بود و خورده بودم، فرق داشت،
مشخص بود آب منی من با محتویات داخل کون کامران قاطی شده بود و بیرون میومد، و من میخوردم،
همه آب جمع شده توی دهنم رو قورت دادم،
و با زبون دور سوراخ کامران رو تمیز کردم.
جفتمون بی حال افتادیم کنار هم،
من که اصلا حال تکون خوردن نداشتم،
پشتم به کامران بود و اون منو تو بغل گرفت،
کیرش همونجوری چسبیده بود به کونم،
کامران تو گوشم گفت جون کونی، کونت هنوز کیر میخواد و خندید،
ادامه داد باید تلافی اینکه کیرتو کردی تو کونم سرت در بیارم،
من بیحال تر از اون بودم که بتونم چیزی بگم،
ولی کلفت شدن کیرش رو لای پاهام از زیر، وقتی می‌خورد به تخمام حس میکردم،
کامران همونجوری کیرش رو لای کونم بازی میداد.
یکم فشار میداد رو سوراخ کونم ولی نمی‌کرد تو،
انگاری میخواست منو حشری کنه،
من بیحال و خوابالو شده بودم،
دم صبح شده بود،
احساس کردم کیر کامران لیز شده لای پام،
آب دهنش رو زده بود به کیرش،
نیمه خواب بودم که کامران کیرشو تا آخر فشار داد تو سوراخ کونم،
گفتم آخ وای،
چکار میکنی کامران جون،
کامران گفت جوون کونی کون گشاد، هنوز کیر میخوای،
نمیدونستم تو اون موقعیت چی بگم،
اون کیرش رو تا دسته کرده بود تو کون من، و بعد به من می‌گفت تو کیر میخوای،
کیرش رو راحت تو کونم عقب و جلو میکرد،
گفتم مگه خوابت نمیاد کامران جون،
گفت نمیتونم دست از سر کونت بردارم، و میخوام گشادش کنم،
گفتم دیگه از این گشاد تر،
کامران گفت آره دوست دارم اینقدر گشاد بشه که دستم بره تو کونت،
گفتم نمیشه بابا بگیر بخواب،
کیرش رو از کونم در آورد و گفت، تو یه بالش بزار زیر شکمت و بخواب، کاری نداشته باش،
یکی از بالش ها رو گذاشتم زیر شکمم، کونم یخورده اومد بالا
یکی از بالش ها هم زیر سرم و خوابیدم،
نمیدونستم میخواد چکار کنه
خسته و بیحال گیج خواب بودم،
کامران پاهامو از پشت باز کرده بود و لای پاهام نشسته بود،
ژل رو ریخت رو سوراخ کونم و شروع به انگشت کردنم کرد،
چهار انگشتش به راحتی میرفت تو کونم،
یکی از دستاش رو ژل مالی کرده بود،
دستش بزرگ تر از کیرش بود،
انگشتاش رو چسبونده بود به هم و سعی می‌کرد بتونه دستش رو بکنه تو کونم،
خودم احساس می‌کردم کونم بیش از اندازه باز شده،
ولی بازم دستای بزرگ کامران توی کونم نمیرفت،
وقتی بزور فشار میداد بره تو، خیلی دردم میگرفت و کونمو میکشیدم جلو،
کامران گفت مهران کونی یکم تحمل کن تو میتونی،
با همون صدای خوابالو گفتم،
آخه کامران چرا میخوای دستت رو بکنی تو کونم،
نمیره تو
دستت خیلی بزرگه،
کامران گفت که همیشه تو فیلمای سوپر دیده که یکی تا آرنج دستش رو کرده تو کون یکی دیگه،
و اونم دوست داره خودش انجام بده،
گفت جان من مهران یکم تحمل کن اگه نرفت یا خیلی دردت گرفت بیخیال میشم.
دیگه چیزی نگفتم و سرمو گذاشتم رو بالش،
سرم چسبیده بود به دیواره کابین و دیگه از اون جلوتر نمیتونستم برم،
کون لختم با یه سوراخ کاملا گشاد جلو کامران بود،
همونجوری که سرم رو بالش بود احساس کردم یه چیزی جلو دهنمه،
چشمام رو نیمه باز کردم کیر کامران بود،
گفتم از دست تو کامران،
آخه من تو این حال چجوری واست ساک بزنم،
دیگه کیرش رو یخورده کرد تو دهنم و ساک زدم واسش.
بلند شد و دوباره رفت پشتم،
و کیرش رو راحت فرو کرد تو سوراخ گشاد کونم،
دیگه کیرش رو تو کونم خیلی حس نمیکردم،
واقعا گشاد شده بودم،
حس کردم کامران کیرش رو از کونم در آورد،
خوابالو بودم و نمیدونستم داره چکار میکنه،
بعد یه چند دقیقه گفت مهران جون اگه میتونی با دستات لای کونت رو باز کن،
گفتم ول کن کامران جون،
کونم که باز هست،
گفت تا با دستات از دو طرف بیشتر بازش کن،
دستام رو از دو طرف آوردم و لمبرهای کونم رو کامل باز کردم،
کامران خندید و گفت، اوه چه غاری شده سوراخت مهران کونی،
سرمو از روی بالش بلند کردم و به کامران نگاه کردم،
از چیزی که تو دستش دیدم تعجب کردم،
روی شیشه دلستر زمزم کوچیک ، از این سبز رنگا،
از ته کاندوم کشیده بود،
گفتم کامران نگو که میخای اینو بکنی تو کونم،
گفت این که خیلی بزرگ نیست،
اندازه کیر خودمه،
گفتم خوب همون کیرتو بکن تو دیگه،
کامران گفت شیشه دلستر بعلاوه کیر خودم،
اینجوری انگاری دو تا کیر تو کونته،
گفتم کامران ول کن، پاره میشه کونم واقعا،
شیشه دلستر میشکنه تو کونم و کار دستمون میده،
گفت تو فقط کونت رو با دستات از دو طرف باز نگه دار، بقیش حله، قول میدم جا بشه جفتش تو کونت،
دیگه حرفی نزدم،
سرمو رو بالش گذاشتم و چشمامو بستم و کونمو سپردم به کامران،
احساس کردم شیشه دلستر رو از ته کرد تو کونم،
کامران همه شیشه دلستر رو کامل کرده بود تو کونم و فقط یکم بالاش که تو دستش بود،
از کونم بیرون بود،
دور سوراخ کونم رو همراه با کیر خودش،
ژل مالی کرد دوباره،
سر کیرش رو گذاشت کنار شیشه دلستر،
با فشار سعی داشت کیرشو کنار شیشه دلستر بکنه تو کونم،
تو نمی‌رفت،
کامران گفت مهران یکم بیشتر با دستات کونت رو باز کن،
به دستام فشار بیشتری آوردم و لای کونم یخورده باز تر شد.
کامران به سختی سر کیرش رو کنار شیشه دلستر کرد تو کونم،
سوراخم داشت از درد منفجر میشد،
دیگه لذتی نداشت واسم و فقط درد بود،
گفتم کامران درش بیار کونم داره جر میخوره،
خیلی درد دارم، ببین از کونم خون نمیاد؟
کامران گفت نه چیزی نیست سوراخت فقط باز شده، خون هم نمیاد، هنوز مونده تا جر بخوره کونت،
یکم تحمل کنی دردت کم میشه، و کیرمو جا میدم تو کونت،
تو همون حالت چند دقیقه نگه داشت، دردم یخورده کم شد، ولی هنوز میسوخت،
کامران گفت نفست رو حبس کن و شل کن کونت رو،
خودم رو شل کردم و یکم کونمو دادم بالا،
کامران همونجور که بالای شیشه دلستر رو با یه دست گرفته بود،
و سر کیرش تو کونم بود،
یواش یواش کیرش رو کنار شیشه دلستر بیشتر تو کونم فرو کرد،
درد داشتم ولی نمیتونستم حرکتی انجام بدم،
کنار بالش رو با دندون گرفته بودم که بتونم تحمل کنم،
کامران یکم که کیرش رو فرو می‌کرد، نگه می‌داشت تا کونم جای بیشتری باز کنه،
سرمو برگردوندم و گفتم کامران جون چرا آخه دوتایی؟
همونجور که کیرش رو بیشتر کنار شیشه دلستر تو کونم فرو میکرد، گفت، بخواب کونی خودت میفهمی حالا،
چیزی نگفتم و دوباره بالش رو دندون گرفتم،
نمیدونم چقدر طول کشید،
کامران بالاخره موفق شد کیرش رو کامل، کنار شیشه دلستر تو سوراخ کونم فرو کنه،
یکم نگه داشت و شروع کرد تلمبه زدن،
نصف کیرش رو همراه شیشه دلستر از سوراخ کونم بیرون می‌کشید و دوباره جفتش رو با هم فرو می‌کرد تو کونم،
سوراخ کونم دیگه حسی نداشت و کاملا باز شده بود،
احساس می‌کردم دو نفر همزمان کیرشون تو کونمه، اونم نه کیر معمولی،
کیر خر،
کامران خوب که مطمئن شد سوراخم باز شده کیرش رو همراه شیشه دلستر از کونم در آورد،
یه نفس راحت کشیدم،
هنوز خیلی خودم رو جمع و جور نکرده بودم که یه چیز دیگه با فشار رفت تو کونم،
سرمو برگردوندم و از چیزی که دیدم تعجب کردم،
کامران دستش تا مچ تو کونم بود،
گفتم بالاخره کار خودت رو کردی،
کامران خندید و گفت دو تا کیر رو با هم تو کونت کردم که سوراخ کونت کاملا باز بشه و دستم رو بتونم بکنم تو،
تا به خودم بیام دستای بزرگ کامران تا آرنج تو کونم بود و داخل کونم میچرخوند،
خندیدم بهش و گفتم دنبال چی هستی اونجا،
کامران خودش هم خندش گرفته بود،
دستش رو در آورد و با خنده گفت، این کون فعلا واسه تو کون نمیشه،
من قولی که بهت داده بودم رو انجام دادم و کونت رو غار کردم،
کیرش هنوز نیمه سیخ بود،
اومد بالا سرم و گفت بچرخم و به کمر بخوابم،
دو تا بالش رو گذاشت زیر سرم،
سرم اومد بالا،
پاهاشو گذاشت دو طرف بدنم و نشست رو سینه هام،
کیرشو کرد تو دهنم و گفت اینقدر بخور تا آبم بیاد،
حالی واسم نمونده بود، ولی باید میخوردم تا آبش بیاد و دست از سرم بر داره،
تا اونجایی که میتونستم محکم واسش ساک زدم،
خودش هم تو دهنم تلمبه میزد،
بالاخره آبش با فشار اومد تو دهنم،
اینقدر کیرش رو تو دهنم نگه داشت، تا آب لزجش رو قورت بدم
آب منی کامران رو به سختی قورت دادم،
کامران گفت بلند شو و خودش خوابید جای من،
گفت کنارم بشین و همه کیر و بدنم رو با زبون تمیز کن،
دوباره کیرش رو لیسیدم و تمیز کردم،
از انگشتای پاش تا لای کونش و زیر تخماشو زبون زدم،
شکمش و داخل نافش و سینه هاش رو خوردم و لیسیدم،
دستاش رو آورد بالا و گفت زیر بغلمو با زبون تمیز کن،
یکم موهای زیر بغلش تازه در اومده بود و نوک زبونم رو زبریش یخورده اذیت میکرد،
ولی این قسمتش رو خودم دوست داشتم،
از خوردن زیر بغل همیشه خوشم میومد.
عرقای زیر بغلش رو با زبون و لبام کامل تمیز کردم و لیس زدم،
دیگه بیحال افتادم کنارش،
چشمامو بستم که خوابم ببره،
اما فرو رفتن شیشه دلستر رو تو کونم رو احساس کردم،
همونجوری با شیشه دلستر تو کونم خوابم برده بود،
تقریبا دو ساعت خوابیدم که کامران بیدارم کرد،
گفت کونی مگه نمیخوای بری خونه،
بلند شدم،
شیشه دلستر رو از کونم در آوردم،
اومدم شورتم رو بپوشم،
کامران گفت شورتت مال منه، بدون شورت برو،
شلوار و رکابی و پیرهنم رو پوشیدم،
و اومدم صندلی جلو،
ازم تشکر کرد و شمارش رو بهم داد و شمارمو گرفت که اگه باز از شهرمون رد شد بهم زنگ بزنه،
شیشه دلستر رو بهم داد و گفت،
یادگاری از دیشب نگه دار جای کیر من،
منم شورتت رو یادگاری نگه میدارم.
لبامو بوسید و گفت پیاده بشم،
به سختی از پله ها اومدم پایین،
نمیتونستم درست راه برم، گشاد گشاد قدم بر می‌داشتم.
راننده هایی که مونده بودن و داشتن حرکت میکردن،
نگام میکردن و متوجه میشدن دیشب تو کابین چه خبر بوده،
از کنار ماشین یکیشون که رد میشدم با وقاحت گفت،
جوون مشخصه جر خوردی کونی،
کونت به ما نمیرسه؟
چه کونی داری
نگاش کردم ولی به حرفش اعتنایی نکردم و رد شدم،
با یه سوراخ کون گشاد و پاره و یه شیشه دلستر به طرف خونه راه افتادم،
به خونه که رسیدم مستقیم رفتم تو حمام و سوراخ کونم رو تو آینه بررسی کردم،
اینقدر سوراخم باز شده بود که،
به راحتی دست خودم رو تا مچ میتونستم بکنم تو کونم،
دردم نگرفت اصلا،
وقتی دستم رو کامل تو کونم کردم،
دیگه داخل سوراخ کونم رو کامل شستم،
زیر دوش آب گرم یکم ریلکس کردم،
رفتم تو اتاقم و قبل اینکه شورتم رو بپوشم چند تا دستمال کاغذی پیچوندم و گذاشتم جلو سوراخ کونم،
شورتم رو پوشیدم و همونجوری رو تخت دراز کشیدم،
و تا عصر خوابیدم،
خیلی خسته شده بودم و کونم یخورده درد میکرد،
ولی ارزشش رو داشت.
این داستان واقعی یک شب پر ماجرای من بود.

نوشته: مهران دی کاپریو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18