رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی هات وایف


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


امید و سارا 1
 

امید و سارا زن و شوهری جوون که رابطه نرمالی دارن امید 32 ساله 178 هیکلی
نقریباً روی فرم و سارا زنی خوش اندام سینه های 75 ورزشی کمری باریک و باسن
رون به شدت زیبا و تحریک کننده و چهره ای به شدت زیبا همچی عادی بود تا
وقتی که امید با داستان های بیغیرتی آشنا شد و تاثیر زیادی روش گذاشت و
باعث شد شهوتی با جذابیت جدیدی تو بدنش حس کنه و باعث درگیری ذهنی زیادی
بشه و کم کم رفت تو کار اینکه سارا رو بیاره تو خط .

تو سایت ها با چند زوج چت کرد و راهنمایی گرفت تا بتونه سارا رو با این
شهوت آشنا که و به این نتیجه رسید که خیلی آروم این کار و انجام بده . امید
تو سکس ها به شدت از بدن سارار تعریف می کرد از سینه هاش ، رونش و کونش و
اینکه همه آرزو دارن همچین اندامی و داشته باشن . تو خیابان به زوج های
سکسی اشاره می کرد که ببین چه خفنن یا خوشتیپ و به روزتیپ می زنن و …

امید و سارا روی تخت دراز کشیده بودند و فیلم سکسی می‌دیدند. فیلم درباره ی
یک زن متأهل بود که شوهرش تشویقش می‌کرد با مردهای غریبه سکس
کنه.

امید دستش را روی رون گوشتی سارا کشید و آروم گفت:

این فانتزی خیلی خفنه تصور اینکه تو با یکی دیگه سکس کنی تحریک میکنه ؟یه
غریبه ؟ با بدنی متفاوت و کیری متفاوت ؟

سارا فیلم را متوقف کردو با تعجب و کمی اخم نگاهش کرد:

امید، جدی می‌گی؟ تو می‌خوای من با یکی دیگه سکس کنم؟ این دیگه چیه ؟ من زن
توام

امید سریع توضیح داد: نه عزیزم، نه اینکه واقعاً بری سکس کنی این فقط
فانتزیه فقط حرفش، فقط تصور کردنش، خیلی باحاله خیلی ها این کار و میکنن
فانتزی دیگه.

سارا کمی فاصله گرفت و گفت: من این چیزا رو دوست ندارم. حس می‌کنم داری
می‌گی از سکس با من راضی نیستی یا می‌خوای منو بدی به یکی دیگه.

امید عقب‌نشینی کرد و موضوع رو همون شب ول کرد. ولی چند شب بعد دوباره آروم
شروع کرد. فقط فیلم‌های معمولی‌تر hotwife می‌دیدند این بار دیگه
سارا کمتر اعتراض می کرد، فقط ساکت نگاه می‌کرد. امید متوجه شد که تنفس سارا
گاهی تندتر می‌شه صحنه های مالش کیر و مالیدن زن داغش میکرد.

سارا دیگه با این فیلم ها و شرایط اوکی شده بود و کم کم تو فانتزی ها
همکاری میکرد و بعدش سکس های داغ میکردن و بیشتر راجبش حرف
میزدن.

چند وقت بعد، امید:

برای فانتزی یه سیم کارت بدونه نام گرفتم یه پیج ناشناس بسازیم و چت کنیم.
هیچی واقعی نیست. فقط حرف می‌زنیم و نه آشنایی نه عکسی از چهره نه هویتی از
خودمون قول می‌دم.

سارا اول مقاومت کرد، ولی بعد با تردید گفت: فقط حرف زدن و فانتزی بازی ها
بیشتر نه.

امید اکانت جدید ساخت. عکس پروفایل یک عکس نیمه‌برهنه از سارا بود (صورتش
معلوم نبود).

اولین پیام‌ها اومد. مردها تعریف می‌کردند و عکس کیرشون را می‌فرستادند. سارا
اول خجالت می‌کشید و گوشی را کنار می‌ذاشت، ولی امید آرام کنارش نشسته بود و
چیزی نمی‌گفت.

یکم که گذشت سارا بیشتر گرم شد. حالا وقتی تنها بود یا امید پشت سرش نشسته
بود، چت می‌کرد. به مردها نمی‌گفت که شوهرش اونجاست و همه چیز را می‌بینه. فقط
نقش یک زن متأهل کنجکاو را بازی می‌کرد.

یک شب که چت می‌کرد، ناگهان گوشی را گذاشت کنار و رو به امید چرخید.
گونه‌هاش قرمز بود.

سارا با صدای آروم گفت: یکی برام عکس کیر فرستاده خیلی بزرگه واقعاً مگه
این اندازه هم وجود داره؟

امید با کیر سفت و برآمده زیر شلوارش زمزمه کرد: بگو ببینم… چقدر
بزرگه؟

سارا خجالت کشید و گفت: خیلی کلفت‌تر از توئه کیرش و طولش هم بیشتره، عکسشو
برام فرستاده، کیرش تو دستش جا نمیگیره انقدر گنده است .

امید نفسش تند شد، دستش را برد بین پاهای سارا و حس کرد کسش خیس خیس
شده.

سارا ادامه داد: یکی دیگه هم فرستاده سرکیرش خیلی گنده‌ست نوشته دوست داره
تو دهنم کنه، سارا کیر امید و تو دست گرفت و باهاش ور میرفت و از کیر بقیه
حرف میزد.

امید وسارا دیگه طاقت نیاوردن سارا را به پشت خوابوند، شورتش را کشید
پایین و با یک ضرب کیرش و کرد تو کس سارا و سارا از هیجان عکس های یه حاله
دیگه ای بود امید در حالی که محکم می‌کوبید، پرسید:

بهش چی گفتی؟

سارا با ناله : گفتم شاید یه روز کیرگنده ات و امتحان کنم…
آخ…

امید دیونه شده بود سارا حالا کاملاً شل شل شده بود و جزئیات چت‌ها را برایش
تعریف می‌کرد اینکه کدوم کیر و بیشتر دوست داشته ، کدوم مرد چقدر بی‌ادب و
داغ حرف زده، و اینکه یکی بهش گفته شوهرت چه جور آدمیه که اینقدر خوش‌شانسِ؟
عجب کس حقی زیر دستشه

ادامه

بعد از چند هفته چت‌های شبانه، سارا واقعاً شل‌تر شده بود. دیگر وقتی امید
فیلم می‌دید یا پیشنهاد چت می‌داد، سریع مخالفت نمی‌کرد. حتی خودش گاهی می‌گفت:
امشب بریم ببینیم کی آنلاینه

کم‌کم بخش عمومی فانتزی هم شروع شد. امید به سارا گفت که خیلی حال میکنه
اگر سارا بیرون از خونه لباس‌های بازتر بپوشه. سارا اول کمی خجالت کشید، ولی
بعد این حس آزادی اضافه براش جذاب بود و گفت: فقط برای تو ولی فقط تا حدی
که خودم راحت باشم.

از اون به بعد، سارا وقتی با امید بیرون می‌رفت،اول لباس های کمی یقه باز و
شلوار کمی کوتاه ولی با نگاه های مردم وحس شهوتی که توش بیدار شده بود،
شلوار و دامن‌های کوتاه‌ تر که ساق پاهای سکسی و شیو شده اش رو بیرون مینداخت
و تاپ‌ می‌پوشید جوری که اگه شالش کمی کنار میرفت سینه‌های خوش‌فرمش زیر پارچه
بیشتر معلوم می‌شد و مردهای خیابون نگاه‌های داغی بهش می‌انداختند. امید وقتی
می‌دید یکی طولانی به باسن سارا خیره شده، کیرش تو شلوار سفت می‌شد و به سارا
میگفت ببین مردم چجوری تو کفتن اونم حال میکرد احساس غرور میکرد که تونسته
دیگران و تحریک کنه به امید میگفت ببین چه زنی داری که همه تو کفشن قدر
بدون

دیگه خیلی راحت راجب فانتزی ها حرف میزدن و گه گاهی فلشینگ و کار های سکسی
میکردن رابطه سکسیشون خیلی خوب پیش میرفت

یه جمعه بعدازظهر تصمیم گرفتن برن مرکز خرید برای خرید لباس جدید. امید
قبلش به سارا گفته بود: هر لباسی که میخوای امتحان کن، بپوشش حتی اگه خیلی
باز باشه. منم دوست دارم ببینم.

سارا یه تاپ یقه باز زیتونی پوشید که خط سینه اش با کمی از پایین شکمش
معلوم بود با یه شلوار سبز روشن که از نرمی پارچش موقع راه رفتن کاملاً کون
گرد و خوش فرمش معلوم می شد و ساق پاهاش که با لوسین خوش بوش برق میزد و
پوشیده بود و یه کت ست نازک باهاشون که تا وسط باسنش میومدبا شالی که فقط
دور گردنش بود و هی تکون میخورد و بالای سینش معلوم می شد.

بعد از کمی چرخیدن و لاس زدن و لاشی بازی سارا، رفتن تو فروشگاه لباس
زنانه با یه فروشنده حدوداً 20 ساله ( آرش) که با دیدن سارا و لباسش لبخند
رو لبش اومد سارا چندتا دامن و شلوار و تاپ انتخاب کرد. امید کنارش ایستاده
بود و لبخند می‌زد.

اول یه شلوار جین کوتاه امتحان کرد که تا نیمه ساق پاش می‌رسید و پاهای خوش‌
فرم و صاف سارا رو کامل نشون می‌داد و جذب رون و کون سارا شده بود سارا دم
درب اتاق پرو اومد، امید گفت: عالیه خیلی خوب شدی اون تاپ و باهاش بپوش بعد
یه تاپ سفید تنگ و نازک پوشید که خط سینه‌اش کامل معلوم بود و حتی سوتینش از
زیر پارچه معلوم بود. سارا تو آینه خودش رو نگاه کرد و کمی قرمز شد، ولی
امید از پشت بغلش کرد و تو گوشش زمزمه کرد: اینو بردار خیلی سکسی شده توله
سگ.

فروشنده‌ی موهای مشکی و چشمای ریز داشت و از لحظه‌ای که سارا اومد تو مغازه
، چشم می انداخت که ببینش سارا کرمش گرفت و گفت میخوام یه کاری کنم دیونه
شی یه دفعه با همون لباس ها اومد بیرون کیر امید از شهوت داشت
میترکید.

سارا عمداً جلوی آینه چرخید و از آرش پرسید: این شلوار چطوره؟ تنگ نیست
؟

آرش با صدایی که کمی گرفته بود گفت: نه خانم خیلی خوب نشسته رو تنتون.
واقعاً کارش فوق‌العاده‌ست.

سارا با لبخند شیطنت‌آمیز گفت: مرسی ولی حس می‌کنم از پشت خیلی جذبه و کونش
و چرخوند سمت پسره

چرخید و کمی خم شد. آرش کاملاً سرخ شد و سعی کرد نگاهش رو کنترل کنه، ولی
چشمش به ران‌های سارا و خط باسنش افتاده بود. امید کمی دورتر ایستاده بود و
همه چیز رو می‌دید. کیرش عین سنگ شده بود.

سارا باز یه تاپ دیگه امتحان کرد وقتی جلو آرش ایستاد، عمداً شونه‌هاش رو
عقب داد تا سینه‌هاش بیشتر معلوم بشه و گفت: این یکی چطوره؟ کمی بدن نما
نیست ؟

آرش با خجالت و هیجان گفت: کمی ولی خیلی خوشگل به نظر می‌رسه. واقعاً بهتون
میاد البته جسارت نباشه این ها رو بدون لباس زیر میپوشن . سارا رفت تو اتاق
پرو و برگشت امید چشاش در اومد سارا با یه شلوار جین تنگ و کوتاه که کونش
داشت شلوار پاره میکرد و یه تاپ رنگ روشن که نوک سینه هاش خیلی واضح مشخص
بود اومد بیرون و رو به آرش وایساد و گفت اینجورییی؟؟ همون لحظه رو به امید
کرد و گفت : این مدلی بهتره یا قبلی امید که دیگه داشت دیوونه میشد گفت
اینجوری خیلی عالی شدی برگشت رو به آرش اونم سریع تایید کرد که خیلی خوب
ایستاده تو تنتون آرش نمیتونست چشمش و از سینه های سارا برداره

سارا با صدای نازک خندید و گفت: مرسی آقا تو هم سلیقه خوبی
داری.

یه لحظه نگاهشون به هم قفل شد. آرش کاملاً گیج و شهوتی شده بود. ولی سارا
بیشتر از این جلو نرفت. فقط یه لبخند معنی‌دار زد و رفت تو اتاق
پرو.

موقع حساب کردن آرش کلی تخفیف داد و گفت جنس های بهاره هفته بعد میان حتما
سر بزنین و رفتن.

وقتی از فروشگاه بیرون اومدن و سوار ماشین شدن، امید سریع در رو بست و به
سارا نگاه کرد. دستش رو رون سارا گذاشت و بالا برد گفت تو کی انقدر جنده
شدی توله سگ ؟ اونم کیرامید و گرفت و گفت : از وقتی شوهرم با جنده بازی هام
اینجوری کیرش راست میشه و بوسش کرد امید همینجوری که کیرش تو دست سارا بود
گفت :

دیدی چطور نگاه می‌کرد؟ اون پسره انگار داشت تو ذهنش میکردت.

سارا با خنده و گفت: آره خیلی تابلو بود. وقتی خم شدم، دیدم کیرش تو
شلوارش سفت شده بود. سعی می‌کرد پنهون کنه ولی معلوم بود.

امید با صدای گرفته پرسید: «حال کردی؟»

سارا گفت: یه کم حس خوبی داشت که یه پسر جوون تر از خودم اینقدر دنبال
دیدنه بدنم باشه. وقتی پرسیدم که تاپه بدنم نما نیست ، چشماش برق زد و زوم
بود روسینه هام فکر کنم تو ذهنش داشت سینه‌هامو می‌مکید.

امید کیرش رو از شلوار درآورد و گفت: بگیرش جنده خانمی که الان
نیازته

سارا دستش رو دور کیر امید گرفت و آروم بالا پایین کرد و ادامه داد: تو
چیه کیرت خیسه خیسه زنت داشت سینه و کون نشون میداد تو چرا آب بیغیرتیت سر
ریز شده ؟

امید گفت : گمشو اونجوری که اومدی بیرون کیرم داشت میترکید

سارا : پس دوست داری جندگی کنم واست آره ؟

امید : آره آره خیلی سکسی میشی و دیوونم میکنی

سارا : پس اینم جایزه ات و شروع به خوردن کیر امید کرد و کمتر از چند
دقیقه آب امید اومد و راهی خونه شدن

سارا : اون پسره احتمالاً امشب تو خونه فقط به من فکر می‌کنه و دست به کیر
جق میزنه

امید نفس‌نفس می‌زد: دوست داری یه روز بیشتر باهاش جندگیی کنی؟

سارا لبخند زد و محکم‌تر کیر امید رو فشارداد: شاید، فعلاً فقط حال می‌کنم که
تو با جنده بازی هام اینقدر داغ می‌شی.
این اولین داستانیه که به عنوان سوم شخص نوشتم اگه دوست داشتین نظر بدین تا ادامه بدم
ادامه دارد

نوشته: Omidm70s

  • Like 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


امید و سارا 2

چند روز بعد، سارا خودش پیشنهاد داد دوباره برن همون مرکز خرید. این بار با لبخند شیطنت‌آمیزی به امید گفت:
دلم یه سری لباس جدید می‌خواد که بیشتر تو چشم باشم، مگه نه؟
امید که کیرش با شنیدن این حرف سفت شده بود، سریع موافقت کرد. عصر جمعه دوباره رفتن همون بوتیک. آرش، فروشنده‌ی جوون، وقتی از دور سارا رو دید، لبخندش باز شد و سعی کرد خونسرد به نظر بیاد، ولی چشماش تابلو بود.
سارا این بار یه تاپ مشکی ساده اما چسبناک با یقه‌ی گرد عمیق پوشیده بود که سینه‌های خوش‌فرم و سفتش رو خوب برجسته می‌کرد، همراه با شال نازکی که عمداً شل افتاده بود دور گردنش. شلوارش هم جین آبی تیره معمولی بود ولی تنش نشسته بود که کون گرد و گوشتیش کاملاً معلوم باشه.
آرش جلو اومد و با صدای گرم گفت: خوش اومدید دوباره. چی مدنظرتونه امروز؟
سارا با نگاهی بازیگوش: شلوار زاپ‌دار و تاپ‌های تابستونی. چیزایی که تو خیابون بتونم بپوشم و  یه کم جذاب‌تر از معمول باشه.
امید یه گوشه ایستاده بود و فقط نگاه می‌کرد. آرش چندتا مدل آورد:
یه شلوار جین زاپ‌دار روشن (رنگ آبی آسمانی) که زاپ‌ها روی ران‌ها و اطراف باسن بود و پوست صاف و برنزه‌ی سارا رو از زیرش نشون می‌داد.
یه شلوار مشکی زاپ‌دار اسکینی که از پشت کونش رو مثل پوست دوم می‌چسبوند.
چندتا تاپ کراپ و بادی تنگ.
سارا رفت تو اتاق پرو. اولین بار با شلوار جین زاپ‌دار روشن و یه تاپ سفید کراپ اومد بیرون. تاپ انقدر کوتاه بود که یه نوار باریک از شکم صاف و کمر باریکش معلوم بود. زاپ‌های شلوار دقیقاً روی ران‌های خوش‌فرمش قرار گرفته بود.
سارا جلوی آینه چرخید، بعد رو به آرش کرد و پرسید: این زاپ‌ها زیادی باز نیست؟ تو خیابون عادی به نظر می‌رسه؟
آرش با صدای گرفته: نه خانم… خیلی خوب نشسته. واقعاً بهتون میاد. پاهاتون خیلی خوش‌فرم شده.
سارا عمداً یه قدم جلوتر اومد و کمی چرخید تا آرش از پشت هم ببینه. شلوار کاملاً روی کون گرد و تحریک‌کننده‌اش کش اومده بود و خطوط بدنش رو واضح نشون می‌داد.
بعد رفت تو و این بار با شلوار مشکی زاپ‌دار و یه بادی مشکی تنگ بدون سوتین برگشت. نوک سینه‌های سارا زیر پارچه‌ی نازک بادی کاملاً معلوم بود. وقتی ایستاد، سینه‌های ۷۵ خوش‌فرمش حسابی تو چشم می‌زد.
آرش دیگه نمی‌تونست نگاهش رو کنترل کنه. چشماش بین سینه‌ها و ران‌های سارا که از زاپ‌ها معلوم بود، می‌چرخید.
امید از دور همه چیز رو می‌دید و کیرش تو شلوار سنگینی می‌کرد. سارا چندتا ست دیگه هم امتحان کرد؛ هر بار بیشتر از دفعۀ قبل جلوی آرش می‌ایستاد، خم می‌شد، چرخ می‌خورد و نظرش رو می‌پرسید.
در نهایت سه تا ست انتخاب کردن: دوتا شلوار زاپ‌دار (یکی روشن، یکی مشکی) و سه تا تاپ و بادی مختلف.
موقع حساب کردن، آرش تخفیف خوبی داد و بعد یه لحظه مکث کرد. سارا لبخند زد، یه کارت ویزیت کوچیک از روی میز برداشت، پشتش شماره تلفن آرش نوشته شده بود. آرش با صدای آروم گفت:
تو این کارت آدرس پیجمون هست کاراهای جدید و میزاریم و شماره هم هست واسه مشاوره و ارسال با پیک
سارا کارت رو گرفت، نگاهی به امید انداخت و بعد با لبخند معنی‌دار به آرش گفت: ممنون آرش… حتماً بهش فکر می‌کنم.
بعد کارت رو گذاشت تو کیفش، درست جلوی چشم امید.
وقتی از مغازه بیرون اومدن، امید دیگه طاقت نداشت. تو پارکینگ ماشین، به محض بسته شدن درها، دستش رو رفت تو شلوار سارا و کس خیسش رو لمس کرد.
امید با صدای گرفته: «کارت رو گرفتی؟ شماره‌ش توشه؟»
سارا خندید، کارت رو درآورد و نشونش داد: آره… گفتم شاید یه روز نیاز به مشاوره داشته باشم.
امید کیرش رو بیرون آورد و سارا بدون حرف خم شد و گرفت تو دهنش. در حالی که محکم مک می‌زد، امید موهاش رو گرفته بود و ناله می‌کرد:
جنده‌ی من… دیوونه‌م کردی. می‌خوای یه روز بهش زنگ بزنی؟
سارا کیر رو از دهنش بیرون آورد، آب دهنش ازش می‌چکید و با چشمای پر از شهوت گفت:
نمیدونم تو دوست داری ؟؟؟…
وقتی به خونه رسیدن، سارا رو فشار داد به دیوار و محکم بوسیدش.
امید با صدای گرفته: تو امروز دیوونم کردی کارت رو بده ببینم.
سارا با لبخند شیطنت‌آمیز کارت رو از کیفش درآورد و نشونش داد. شماره آرش روش نوشته شده بود.
سارا: حالا چی؟ پیام بدم؟
امید: آره… ولی فقط از سیم‌کارت ناشناس. بگو ممنون از تخفیف و مشاوره. ببین چی جواب می‌ده. منم پشت سرت می‌شینم، ولی آرش نباید بفهمه من همه چی رو می‌خونم.
سارا : چیه ؟ نمیخوای بدونه از جنده بازی های زنت خوشت میاد ؟ دوست داری بدن زنت و نشونش بدیییی ؟ آب بیغیرتیت هی سرازیر میشه ؟؟
آره دوست دارم ولی نمیخوام اون بدونه.
سارا رفت رو کاناپه نشست، امید هم دقیقاً پشت سرش نشست سارا با شماره آرش یه پیام ساده تو واتساپ فرستاد:
سارا: سلام آرش، من سارای امروز مغازه بودم. ممنون از تخفیف و راهنمایی‌هاتون. لباس‌ها خیلی خوب نشستن رو تنم 😊
چند دقیقه طول نکشید که آرش آنلاین شد و جواب داد. قلبش تند می‌زد.
آرش: سلام سارا خانم! خیلی خوشحال شدم پیام دادید. واقعاً از دیدنتون لذت بردم. لباس‌ها رو پوشیدید؟ چطور شدن؟
سارا لبخند زد و به امید نگاه کرد. امید سرش رو تکون داد که ادامه بده.
سارا: آره، همین الانم شلوار زاپ‌دار مشکی و بادی رو تنمه. خیلی راحت و خنک شده. فکر کنم برای تابستون عالی باشه.
آرش: وای آره حتماً خیلی بهتون اومده. کاش یه عکس می‌دیدید ببینم چقدر خوب نشسته
سارا خندید و به امید گفت: دیدی؟ سریع رفت سراغ عکس.
سارا: عکس؟ 😏 چی رو میخوای ببینی خودم که اونجا پوشیدمش اما…  راستش وقتی داشتم جلوی آینه می‌چرخیدم، حس کردم یکی داره حسابی نگاهم می‌کنه…
آرش: راستش رو بخواید، نتونستم چشم ازتون بردارم. بدنتون خیلی خوش‌فرمه. مخصوصاً با اون شلوار و بادی، خیلی طبیعی و جذاب بودید. اگه جسارت نباشه، خیلی دوست دارم بیشتر باهاتون حرف بزنم. شاید یه قهوه یا چیزی بیرون؟
سارا عمداً چند دقیقه جواب نداد. آرش دوباره پیام داد:
آرش: ببخشید اگه سریع بودم. فقط خیلی تحت تاثیرتون قرار گرفتم. زن خیلی جذاب و باکلاسی هستین.
سارا: ممنون 😊 ولی من متأهلم. فقط گاهی دوست دارم یه کم متفاوت باشم و لباس‌های جدید بپوشم. شوهرم هم خوشش میاد که خوشتیپ و بروز باشم.
آرش: متوجه‌ هستم، ولی حرف زدن که مشکلی نداره مگه نه؟ فقط چت. دوست دارم بدونم چه مدل لباس‌هایی بیشتر دوست دارین. شاید بتونم کمک کنم مدل‌های جدید براتون پیدا کنم.
سارا کمی صبر کرد و گفت تا ببینیم .
آرش کمی سوال راجب سارا پرسید : ورزش میکنین ؟ سارا: آره چطور ؟
آرش : اخه اندامتون …
سارا : اندامم چی ؟؟
آرش : خیلی خوش فرم و خوش استایلین ، حسابی کار کردین روی اندامتون ، البته سو تفاهم نشه چون کارم اینه و خانم های زیادی میبینم عرض میکنم
سارا : نظره لطفتونه

امید از پشت، دستش رو رفت تو شلوار سارا و آروم کسش رو مالید. سارا خیس شده بود.
میگفت : امید داره اندام زنت و میگه ها حال میکنی ؟ سارا پایین و نگاه کرد و دید امید کیرش نیمه بیداره و حسابی خیس کرده، بوسش کرد و گفت : آخ بمیرم شوهر بیغیرتم چه دودولش خیس شده کیف میکنی داره از اندام زنت میگه ؟
امید: وای سارا خیلی حس خفنیه، یه شهوت دیوونه کننده ، وقتی از اندامت میگه نبض کیرم میزنه
سارا بیشتر داغ شد و  چت و ادامه داد : تو مغازه خیلی سعی می‌کردی پنهون کنی، ولی دستت رو شلوارت بود.  😉
آرش: خجالت کشیدم آره، نتونستم کنترل کنم. شما خیلی جذاب بودید. سارا خانم، اگه بخواید می‌تونیم بیشتر حرف بزنیم. حتی اگه فقط فانتزی باشه. خیلی دوست دارم بدونم تو ذهنتون چی می‌گذره.
سارا این بار جواب رو کش داد. آرش چند پیام پشت سر هم فرستاد که چقدر خوشگل و جذاب و خوش‌اندامه، از سینه‌هاش تعریف کرد، گفت دوست داره یه روز ببینه بدون شال و با لباس بازتر چطوره.
سارا بالاخره جواب داد:
سارا: فعلاً فقط چت. بیشتر از این نه. ولی اگه خوب رفتار کنی و خیلی التماس نکنی… شاید بعداً یه عکس بفرستم. فقط برای تو.
آرش: قول می‌دم. هر چی شما بگید. فقط خوشحالم که باهاتون حرف می‌زنم.
امید هنوز کیرش بیرون بود و به پشت سارا چسبونده بود. سارا در حالی که پیام می‌زد، دستش رو عقب برد و کیر امید رو آروم مالید.
سارا با صدای نازک به امید گفت: دیدی؟ داره التماس می‌کنه… ولی من هنوز پا نمی‌دم. فقط اذیتش می‌کنم.
امید با صدای گرفته: عالیه جنده‌ جونم… همینجوری ادامه بده. آروم آروم باهاش بازی کن
سارا : آخ آخ داره از سینه و بدنت زنت میگه میگی بازی کن باهاش ؟😉چه بیغیرتی شدی تو
سارا یه پیام دیگه فرستاد:
سارا: امشب دیگه کافیه. فردا شاید دوباره پیام بدم. شب بخیر آرش 😘
آرش: شب بخیر سارای زیبا. منتظر فردا می‌مونم ❤️
سارا گوشی رو گذاشت کنار، چرخید سمت امید و با چشمای پر از شهوت گفت:
حالا امید جونم، بگو ببینم. دوست داری من این پسره رو چقدر اذیت کنم تا دیوونه بشه؟
امید دیگه دووم نیاورد و  سارا رو کشید رو تخت و شلوارش رو پایین کشید و هر جایی که آرش تعریف کرده بود و لیس زد و گفت فکر کن این کیر آرشه و یکجا کرد تو کس خیس سارا حسابی کردش سارا هم که حسابی داغ بود هی میگفت:
بکن…بکن… کس زن امید و بکن آرش جون
بکن که امید داره عشق میکنه تو زنش و میگایی
انقدر داغ بودن که هر دو با هم ارضا شدن و از لذت سکسشون حرف میزدن.
فردا ، چت بین سارا و آرش داغ‌تر شده بود.
آرش: سارا جان، واقعاً نمی‌تونم از ذهنم بیرون کنم. هر شب به اون تیپ و بدنت فکر می‌کنم. لطفاً یه عکس بفرست، فقط برای من. خیلی التماس می‌کنم.
سارا: 😏 تو خیلی سمجی شدی آرش. من هنوز متأهلم، یادت نره.
آرش: می‌دونم… فقط حرف و عکس. قول می‌دم چیزی نگم. فقط می‌خوام بیشتر ببینمت.
سارا که روی تخت دراز کشیده بود، به امید نگاه کرد. امید با کیر نیمه‌سفت کنارش نشسته بود و سرش رو تکون داد.
سارا اولین عکس رو فرستاد: یه سلفی با همون شلوار زاپ‌دار مشکی و بادی تنگ که قبلاً تو مغازه پوشیده بود. سینه‌هاش خوب معلوم بود ولی هنوز پوشیده.
سارا: اینو ببین… راضی شدی؟
آرش: وای خدایا فوق‌العاده‌ای. سینه‌هات کونت تو این شلوار دیوونه‌م کردی. بیشتر بفرست لطفاً.
سارا با هر پیام آرش بیشتر خیس می‌شد. به امید گفت:
وای میبینی چقدر ازم تعریف میکنه  دیدی چقدر التماس می‌کنه؟ حال میکنی تو کف زنته ؟ کیرش احتمالاً سنگ شده.
امید دستش رو بین پاهای سارا برد و آروم مالید: گفته بودم که بدنت مردها رو دیونه میکنه بفرست یکی دیگه… ولی آروم آروم برو جلو.
سارا یه عکس دیگه فرستاد. این بار تو اتاق پرو خونه، با شلوارک و تاپ کراپ سفید. شکم صاف و کمر باریکش معلوم بود و خط زیر سینه‌هاش هم پیدا بود.
آرش: سارا تو داری منو می‌کشی این شکم و این رون ها  کاش می‌تونستم لمسشون کنم. بدون سوتین هم امتحان کردی؟
سارا به امید گفت: حالا داره مستقیم می‌ره سراغ بدون سوتین. امید کسم دتره میسوزه این پسره خیلی حشریم میکنه
امید با صدای گرفته: بگو بازم عکس میدم ولی اول بیشتر اذیتش کن.
سارا دو-سه روز دیگه فقط با حرف و عکس‌های معمولی (چهره معلوم نبود) اذیتش کرد. آرش هر بار بیشتر التماس می‌کرد، از کیرش تعریف می‌کرد، می‌گفت چقدر بزرگ و کلفته و دوست داره سارا ببینه.
بالاخره سارا یه قدم جلوتر گذاشت. یه عکس از پشت فرستاد: دامن کوتاه سفید که خط شرتش معلوم بود تا وسط های رون ، بدون تاپ، فقط جوری که انگار داره لخت میشه
سارا: این چطوره؟
آرش: 😩😩 کونت داره منو دیوونه می‌کنه وای خط شرتت دیونم کرد دختر. سینه‌هاتو بیشتر نشون بده لطفاً. التماس می‌کنم سارا.
سارا حالا کاملاً تحریک شده بود. کسش خیس بود. گوشی رو گذاشت کنار، شلوارش رو درآورد و سوار کیر امید شد. در حالی که آروم بالا پایین می‌رفت، به امید گفت:
اون پسره داره التماس می‌کنه سینه‌هامو ببینه خیلی داغم کرده. کیرشو تصور کن که چقدر سفت شده برام. امید جون تو که اینقدر بی غیرتی میزاری عکس سینه بدم بهش خیلی دوست دارم ممه هام و نشونش بدم دوست دارم بزاری زنت همه جاش و نشون بده و تو کیف کنی
امید با ناله: بفرست براش…
سارا بالاخره بعد از کلی التماس آرش و تأیید امید، اون عکس خاص رو گرفت:
لباس: کراپ سفید خیلی تنگ و کوتاه و به شدت نازک شلوارک لی که لپ کونش معلوم بود
بدون سوتین. کراپ انقدر نازک و تنگ بود که نوک سینه‌های سفت و خوش‌فرم سارا کاملاً از زیر پارچه معلوم بود. بخش زیادی از سینه‌های ۷۵ خوش‌فرمش لخت و گرد دیده می‌شد، فقط نوک و هاله‌اش با پارچه‌ی نازک پوشیده شده بود که اونم از نازکی معلوم بود ،شلوارک هم خیلی پایین بسته شده بود و خط باسن و ران‌های گوشتیش با زاپ‌ها حسابی تو چشم می‌زد. یه دستش رو روی سینه‌اش گذاشته بود و کمی فشار داده بود تا سینه‌ها بیشتر جمع و برجسته بشن.
عکس رو فرستاد با کپشن:
سارا: فقط برای تو و فقط امروز. راضی شدی عوضی؟ 😉
آرش: وای خدای من ، سینه‌هات ، نوک سینه‌هات اینقدر خوش‌فرم و داغ. دارم دیوونه می‌شم سارا. لطفاً بگو میزاری یه روز ببینمت. حتی یه دیدار کوتاه. التماس می‌کنم.
سارا گوشی رو گذاشت کنار، رفت رو امید دراز کشید و پاهاش رو باز کرد. امید محکم کیرش رو کرد تو کس خیس سارا و شروع کرد به کوبیدن.
سارا با ناله‌های بلند: دیدی عکسمو چیکار کرد؟ داره التماس می‌کنه بیاد منو ببینه… ولی من هنوز پا نمی‌دم… فقط اذیتش می‌کنم… آخ…
امید با صدای گرفته و هیجان‌زده: عالی بود جنده‌ خانومی سینه‌هات تو اون عکس خیلی لخت و داغ بود. اون پسره امشب صد بار جق می‌زنه با عکست
سارا در اوج لذت ناله کرد: شاید بعداً بیشتر نشون بدم ولی فعلاً فقط مال توام… فقط برای اینکه کیر تو اینجوری تو کسم محکم بشه.این بیغیرتیت داره حالم و عوض میکنه
خیلی دارم با خودمون حال میکنم که اینجوری از هم لذت میریم و بی پروا لذت میبریم.
آرش باز پیام داد و التماس کرد، ولی سارا فقط یه “شب بخیر” ساده جواب داد و گوشی رو سایلنت کرد و به سکس ادامه داد .

بعد از ارسال اون عکس. پیام‌هایش مداوم و پر از التماس بود. دو روز بعد، بالاخره جرات کرد و اولین عکس خودش را فرستاد.
آرش: سارا… نمی‌تونم دیگه خودمو کنترل کنم. این عکس مال منه… فقط برای تو.
عکس اول: آرش با شلوار جین نشسته بود و دستش روی کیرش بود. شلوار کاملاً برآمده و سفت شده بود. حجمش مشخص بود، ولی هنوز پوشیده.
سارا عکس را باز کرد و چند ثانیه خیره شد. نفسش تندتر شد.
سارا به امید که کنارش نشسته بود، گفت:
امیدنگاه کن… از رو شلوار فرستاده. ببین چقدر برآمده. حسابی راست شده برام.
امید با هیجان نگاه کرد و کیرش نبض میزد و به سارا گفت بهش بگو خوشت اومده و ببین چیکار می‌کنه.
سارا: وای آرش، از رو شلوار هم مشخصه که گنده‌ست. واقعاً اینجوری شدی فقط با دیدن عکس من؟ 😏
آرش: آره… خیلی بیشتر از اینم. می‌خوای ببینیش؟
سارا جواب نداد و فقط آنلاین موند. آرش بعد از نیم ساعت عکس دوم را فرستاد.
عکس دوم: شلوار را پایین کشیده بود و کیرش از روی شورت مشکی بیرون زده بود. حجم و طولش واضح‌تر بود.
سارا این بار کسش حسابی خیس شد. گوشی را به امید نشان داد و با صدای گرفته گفت:
ببین… چه کلفته کیرش . سرکیرش هم گنده‌ست. واقعاً واسه من اینجوری شده؟
امید دستش را برد تو شلوار سارا و انگشت کرد تو کس خیسش: دوست داری؟ میبینی با کیر مرد ها چی کار میکنی ؟
سارا داری عشق میکنی ها بیغیرت و یه ویشگون از کونش گرفت و گفت الان بیشتر جندگی میکنم عشق کنی کونی بیغیرت
امید از شهوت و حرف های سارا داشت منفجر میشد
سارا: خیلی کلفته کیرت… بیشتر نشون بده
آرش این بار بدون معطلی عکس سوم را فرستاد: کیرش کاملاً لخت، با دست دورش گرفته بود. واقعاً بزرگ و کلفت بود، رگ‌های برجسته، سرکیر گوشتی و بزرگ.
سارا عکس را زوم کرد. گونه‌هایش قرمز شده بود. بدون اینکه چیزی بگوید، شلوارش را درآورد و لخت نشست رو تخت.
به امید گفت:
امید… واقعاً بزرگه. خیلی از کیر تو بزرگتره تصور کن این کیر کلفت بخواد بیاد تو کسم… بره تو کسم کش می‌یاد کسم. دارم حسابی داغ می‌شم.

سارا حالا بی‌پرواتر شده بود. پیام زد:
سارا: خدایا آرش… کیرت خیلی گنده و کلفته. سرکیرش حسابی گوشتیه. داری منو خیس می‌کنی…
آرش: خوشت اومد؟ مگه کیر دم دستت نیست، دوست داری لمسش کنی؟
سارا: 😈 فعلاً فقط نگاه می‌کنم. ولی راستش… از کیر شوهرم خیلی کلفت تره ، کسم آب اومده. شوهرم الان نیست، دارم به کیرت فکر می‌کنم.
(البته امید دقیقاً پشت سرش نشسته بود و همه چیز را می‌خواند)
آرش: جون کست واسه کیر من آب انداخت ، فدای اون کس و کونت پس از شوهرتم گنده تره ، حسابی کست حال میکنه و عکس چهارم را فرستاد: کیرش را از نزدیک، ایستاده و کاملاً سفت، با کمی پیش‌آب روی سرکیر.
سارا دیگر کنترلش را از دست داده بود. در حالی که امید انگشتش را تو کسش می‌کرد، به او گفت:
امید… ببین چقدر پیش‌آب داره. این کیر واسه من اینجوری شده. خیلی بی‌پروا شدم… دلم می‌خواد بکنمش تو دهنم عین فیلم سوپر هایی که بهم نشون دادی براش بخورم.
امید آروم با کیرش ور میرفت و میگفت برام جندگی کن سارا دوست دارم اینجوری تشنه کیر شدی
سارا: اگه جلوم بودی چیکار می‌کردی با این کیر گنده‌ت؟
آرش: اول می‌ذاشتم تو دهنت… بعد آروم می‌کردم تو کس خوشگلت. خیلی محکم می‌کوبیدم.
سارا با ناله به امید گفت: دارم دیوونه می‌شم… کیرش واقعاً متفاوته. کلفت‌تر و بلندتره.
پاشو بیغیرت پاشو با اون کیر کوچیکت من و بکن و الا میگم آرش بیاد جلوت بکنتم
امید سارا را خواباند و محکم کیرش را کرد تو کسش. در حالی که می‌کوبید، سارا گوشی را دستش گرفت و برای آرش نوشت:
سارا: الان کسم خیلی خیسه… فقط با دیدن کیرت. خیلی حشریم کردی توله سگ
سارا به امید :محکم‌تر بکن… داره منو با کیر گنده‌ش تو ذهنم می‌کنه… آخ… بکن  وقتی زنت و میگاد تو نگاه کن و جق بزن بیغیرته کونی

امید با چشمای پر از شهوت و حس بی‌غیرتی دیوانه‌کننده، سارا رو محکم‌تر به تخت فشار داد و کیرش رو عمیق‌تر تو کس خیس و داغش فرو کرد. هر ضربه‌اش با صدای خیس و چسبناک همراه بود. سارا پاهاش رو دور کمر امید حلقه کرده بود و با یک دست گوشی رو محکم گرفته بود، با دست دیگه ناخن‌هاش رو تو پشت امید فرو می‌کرد.
سارا با صدای گرفته و ناله‌دار:  آخ… محکم‌تر امید… میخوام فکر کنم آرش داره میکنتم جنده‌ی آرش شدم
سارا :میخوام آرش بدونه تو بیغیرتی، باید بدونه دوست داری زنت و لخت کنی براش
امید :آره بهش بگو …بگو وه میخوام زنم و بکنه
ساراسریع تایپ کرد:
الان شوهرم داره منو می‌کنه… ولی کسم فقط به کیر گنده و کلفت تو فکر می‌کنه آرش… خیلی خیسم کرده…
آرش فوری آنلاین شد و جواب داد:
آرش: خدایا سارا… جدی؟ شوهرت میدونه چت میکنیم ؟ الان داره باهات سکس می‌کنه ؟ ولی تو به کیر من فکر می‌کنی؟ این خیلی داغه… کیرم داره ترک برمی‌داره. عکس بفرست از کست… تو رو خدا …دارم میمیرم از شهوت
سارا خندید و گوشی رو کمی چرخوند سمت خودشون و بدون که به امید بگه از بالای سینه‌هاش که با هر ضربه امید بالا پایین می‌رفتن. و کمی از شکم و خط بالای کسش هم معلوم بود و امیدی که پاهی سارا رو دوشش بود و تلمبه میزد
( بدون صورت)
عکس رو فرستاد با کپشن:
سارا: اینو ببین… داره منو می‌کوبه ولی من فقط تو رو می‌خوام…
امید سرعتش رو بیشتر کرد. صدای برخورد بدن‌هاشون تو اتاق پیچیده بود.
آرش: وای سارا… بدنت وقتی داره کیر و می‌خوره… فوق‌العاده‌ای. کاش جای شوهرت بودم. کیرمو می‌ذاشتم عمیق تو کست و پرت می‌کردم از آب.
سارا با ناله بلند: آخ امید… داره می‌گه جای تو می‌خواد باشه… می‌گه کسم رو پر میکنه با کیر گندش
امید دیگه نزدیک ارضا شدن بود. کیرش تو کس سارا نبض می‌زد. خم شد و محکم سینه‌های سارا رو گاز گرفت و مکید.
سارا یه فیلم کوتاه هم فرستاد از دادنش و نوشت ؟
اگه اینجا بودی چیکار می‌کردی؟ بگو دقیق…
آرش: اول کیرمو می‌ذاشتم تو دهنت تا خفه بشه… بعد می‌خوابوندمت و محکم از پشت می‌کوبیدم. کونت رو هم می‌خواستم… می‌خواستم همه جای بدنت رو مال خودم کنم. شوهرت فقط نگاه کنه.
سارا این پیام رو بلند خوند برای امید. امید با صدای گرفته و لرزان گفت: بگو آره بگو بیاد زنم و بکنه واسم
امید دیگه نتونست تحمل کنه. با چند ضربه‌ی محکم و عمیق، آبش رو داخل کس سارا خالی کرد و با ناله‌ی بلند ارضا شد. سارا هم همزمان با مالیدن کلیتوریسش، بدنش رو به لرزه افتاد و ارضا شد. هر دو چند لحظه بی‌حرکت موندن، نفس‌نفس زنان.
بعد از چند دقیقه، سارا به امید لبخند زد و موهاش رو عقب زد:
دیدی چقدر راحت شدی؟ این بی‌غیرتی داره تو رو دیوونه می‌کنه ها ببین چه آبی ازت اومد بیرون

روزهای بعدی چت‌ها خیلی داغ‌تر شد.
آرش دیوونه شده بود. التماس می‌کرد که یه دیدار واقعی بذارن، حتی فقط برای یه قهوه یا تو ماشین.
سارا یه شب وقتی داشتن تو بالکن سیگار می‌کشیدن، به امید  گفت: امید جونم تو که بیغیرتی میکنی برام … و منو لخت کردی براش میزاری باهاش سکس کنم آخه دیوونم کرده با حرفهاش خیلی حشریم میکنه مخصوصا کیرش که نگم برات .
امید یعنی الان خودت اوکی هستی ؟ بدون تردید ؟
سارا با نگاهی عمیق و پر از شیطنت به امید نگاه کرد، دستش رو گذاشت رو کیر امید و آروم فشار داد:
تو چی دوست داری امید جونم؟ دوست داری زنت واقعاً کیر یه مرد دیگه رو بچشه دوست داری من برم پیشش و بعد بیام همه جزئیات رو برات تعریف کنم…؟
امید کیرش دوباره سفت شد تو دست سارا.
نمی‌دونم… خیلی حشری کنندست ، عوضی تو بد جنده شدیا
سارا : جنده ی تو ام دیگه…
امید: قرار تو خونه که فعلا نه تا خیالمون ازش راحت شه
ولی بگو بیاد یه ساعت تو ماشین یه دوری بزنید ببین این کاره هست یا حرفه همش ، ولی فقط مالیدن مجازه ها…
سارا با چشمای برق‌زده و لبخند شیطنت‌آمیزی که روی لبش نشست، به امید نگاه کرد و آروم گفت:
واقعاً؟ یه ساعت دور زدن؟… اوکی امید جونم. ولی می‌دونم که تو هم داری می‌لرزی از فکرش. دوست داری زنت با این پسره تنها بشه، مگه نه؟
امید نفسش تند شد، کیرش دوباره تو شلوار سفت شد و فقط سرش رو تکون داد.
سارا گوشی رو برداشت و چت رو باز کرد. حالا دیگه خیلی جسورتر شده بود.
سارا: آرش… واقعاً داری دیوونم می‌کنی. هر روز به کیر گنده‌ت فکر می‌کنم.
شوهرمم حسابی حالش رو برده از این داستان.
آرش: جدی؟ تو برام لخت میشی حال میکنه ؟  خدایا سارا، بگو چیکار کنم برات. التماس می‌کنم. دیگه فقط عکس و چت برام کافیه نیست. می‌خوام بو و طعم بدنت رو حس کنم.
سارا خندید و به آرش گفت:
خیلی سمجی شدی توله… اگه واقعاً انقدر حشری‌ای، شاید بتونم یه فرصت کوچیک بدم. ولی فقط یه ساعت. فردا عصر می‌تونی بیای دنبالم. یه دوری با ماشین بزنیم، حرف بزنیم… بیشتر از این نه. اگه قبول داری بگو الان .
آرش کمتر از یک دقیقه بعد جواب داد،
آرش: جدی؟معلومه میام از خدامه هر ساعتی بگی. آدرس بده، میام دنبالت. قول می‌دم فقط همون یه ساعت و هر کاری بگی انجام بدم. نمی‌دونم چی بگم، خیلی خوشحال شدم سارا.
سارا چت و به امید نشون داد و دستش رو رفت تو شلوار امید، کیر نیمه‌سفتش رو محکم گرفت:
دیدی بیغیرت؟ داره از خوشحالی می‌پره. فردا می‌خواد بیاد دنبال زن تو. دلت می‌خواد آدرس بفرستم ؟
امید با صدای گرفته و چشمای پر از شهوت: بفرست… آره وای زنم و دارم میدم دستش … کیرم داره منفجر میشه سارا
آفرین بیغیرت جذابم
سارا آدرس یه مرکز خرید نزدیک خونه‌شون رو براش فرستاد. قرار شد ساعت ۷ عصر فردا.
سارا: ساعت ۷ عصر، جلوی مرکز خرید . فقط یه ساعت. اگه دیر کنی یا حرکتی بزنی که خوشم نیاد، بلاکت می‌کنم. فهمیدی؟
آرش: قول می‌دم سارا خانم. فقط می‌خوام نزدیکت باشم.
همون شب، سارا و امید حسابی داغ کردن. سارا روی امید سوار شد و در حالی که آروم آروم بالا پایین می‌رفت، براش زمزمه می‌کرد:
فردا می‌رم با آرش… ممکنه یکم کیرش و بگیرم تو دستم
یا حتی یه کم تو دهنم… تو چیکار می‌کنی اون موقع؟ تنها تو خونه می‌شینی و جق می‌زنی؟
امید با ناله: آره… لعنتی… خیلی داغم می‌کنه…
سارا با لبخند: بیغیرت کثیف من… دوست داری کسم بو و طعم کیر یه نفر دیگه رو بگیره؟
امید دیوونه شد و شروع به لیسیدن سارا کرد
ولی سارا با یه شیطنت جلوش گرفت و گفت بدن من تا فردا
واسه آرشه، تویه بیغیرت نباید بهم دست بزنی فقط میتونی جق بزنی
امید با این تحقیر تازه آشنا شد و حس شهوتی توام با خجالت ذهنش و پر کرد.
فرداش
سارا با دقت لباس پوشید: همون شلوار جین زاپ‌دار مشکی که خیلی چسبون بود  یه کراپ سفید نازک بدون سوتین ، یه شال سفید و به مانتو نازک کوتاه موهاش رو باز کرد و کمی آرایش ملایم کرد. وقتی آماده شد، جلوی امید چرخید:
چطورم؟
امید: پشم ریزون
فقط برام لایو لوکیشن بفرست که خیالم راحت باشه
سارا خم شد، کیر امید رو از رو شلوار بوسید و گفت: هر چی شد برات تعریف می‌کنم… یا حتی اگه بشه ویدیو می‌گیرم.
ساعت ۷ دقیق، آرش با ماشینش جلوی مرکز خرید بود. سارا سوار شد. قلب هر دو تند می‌زد.
آرش با صدای لرزان: سلام سارا… نمی‌تونم باور کنم واقعاً اومدی.
سارا با لبخند شیطنت‌آمیز دستش رو گذاشت رو ران آرش: یه ساعت وقت داریم توله… کجا می‌خوای ببریم؟
آرش با هیجان و دست‌های لرزان، ماشین رو روشن کرد و مستقیم رفت سمت یکی از جاده‌های خلوت اطراف شهر. حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا به یه جای کاملاً خلوت و تاریک برسن  یه محوطه‌ی خاکی پشت یه ساختمان نیمه‌کاره که ماشین‌ها به ندرت اونجا می‌رفتن.
ماشین که ایستاد، آرش به سارا نگاه کرد. سارا با چشمای پر از شهوت لبخند زد و گفت:
حالا که تنها شدیم… نشون بده چی تو سرته توله.
آرش دیگه طاقت نیاورد. دستش رو گذاشت رو ران سارا و محکم مالید، بعد خم شد و لب‌هاش رو محکم بوسید. سارا هم جواب داد و زبانش رو تو دهن آرش چرخوند. آرش  میگفت یک هفته است دیوونه ام کردی مردم بس که تو کفت بودم .دست آرش سریع رفت زیر کراپ سارا و سینه‌های خوش‌فرمش رو محکم چنگ زد و نوک سینه‌هاش رو بین انگشت‌ها فشار داد.
سارا ناله کرد: آخ… محکم‌تر…
آرش کراپ رو بالا زد و سینه‌های لخت سارا رو با حرص مکید و گاز گرفت. سارا دستش رو برد رو شلوار آرش و کیر کلفت و سفتش رو از رو پارچه محکم مالید.
سارا با صدای گرفته: پسر چه کیری داری دراز بکش عقب… می‌خوام ببینمش.
آرش صندلی رو عقب کشید. سارا خم شد، شلوار و شورت آرش رو پایین کشید و کیر گنده و کلفتش با یه پرش بیرون زد. سارا چند ثانیه خیره شد، بعد با چشمای برق‌زده گفت:
خدایا… واقعاً از کیر امید خیلی بزرگتره.
بعد بدون معطلی سر کیر آرش رو گرفت تو دهنش و محکم مکید. آرش با ناله‌ی بلند موهای سارا رو گرفت و سرش رو فشار داد پایین‌تر. سارا تا جایی که می‌تونست کیر رو تو گلوش فرو کرد، آب دهنش از گوشه‌ی لبش می‌چکید.
سارا یه لحظه کیر رو از دهنش بیرون آورد و با صدای داغ گفت: الان فیلم می‌گیرم… شوهرم باید ببینه.
آرش: جون بده خودم بگیرم برای شوهر کسکشت که زنشو فرستاده پیشم
گوشی رو برداشت، دوربین رو روشن کرد و زاویه‌ای گرفت که هم صورت سارا هم کیرش معلوم باشه. بعد دوباره کیر رو عمیق تو دهنش فرو کرد و با صدای خیس و چسبناک مکید.
تو فیلم:
سارا مستقیم به دوربین نگاه کرد و در حالی که کیر آرش رو با دست مالش می‌داد گفت:
امید جونم… ببین… دارم کیر آرش رو می‌خورم. خیلی کلفت و داغه… دهنم پر شده…
بعد دوباره سرش رو پایین آورد و محکم‌تر مکید. آرش با صدای گرفته به دوربین گفت:
امید… زنته داره دیوونه‌وار کیرمو می‌خوره. خیلی جنده‌ست…
سارا کیر رو بیرون آورد، با زبانش از پایین تا بالا لیسید و به دوربین لبخند زد:
بیغیرت عزیزم… کسم حسابی خیس شده. این کیر خیلی بهتر از کیر توئه… دارم دیوونه می‌شم براش.
آرش دیگه نتونست تحمل کنه. سارا رو کشید رو پاش، شلوار جین سارا رو تا زانو پایین کشید و با انگشت کس خیسش رو مالید. سارا ناله می‌کرد و آرش هنوز گوشی رو گرفته بود.
سارا به دوربین: امید… داره کسم رو با انگشتاش ور می‌داره… آخ… می‌خوام بکنتم ولی امروز فقط میخوام زنتو بماله.
آرش سارا رو محکم‌تر مالید و سینه‌هاش رو گاز گرفت. سارا دوباره کیر آرش رو گرفت تو دهنش و با حرص مکید تا جایی که آرش با ناله‌ی بلند تو دهن سارا ارضا شد. سارا سعی کرد همه‌ش رو بخوره ولی کمی از آب آرش از گوشه‌ی لبش سرازیر شد.
سارا به دوربین خیره شد، آب آرش هنوز رو لبش بود و با لبخند گفت:
امید… طعمش خیلی غلیظه… بیشتر از تو…
بعد از تموم شدن، سارا خودش رو مرتب کرد. آرش هنوز تو حال و هوا بود. سارا یه بوسه‌ی سریع بهش داد و گفت:
این فقط شروع بود. حالا ببرم خونه.
آرش سارا رو تا نزدیک خونه رسوند. سارا پیاده شد و مستقیم رفت خونه.
تو خونه:
امید با کیر سفت و پر از اضطراب منتظر بود. به محض ورود سارا، سارا گوشی رو درآورد و فیلم رو پخش کرد.
سارا روی کاناپه نشست، شلوارش رو درآورد و پاهاش رو باز کرد. در حالی که فیلم پخش می‌شد، به امید گفت:
بیا… ببین چطور کیرش رو خوردم. دهنم هنوز بوش می‌ده.
امید فیلم رو دید و کیرش نبض می‌زد. سارا دست امید رو گرفت و گذاشت رو کس خودش:
ببین چقدر خیسم… فقط از مکیدن کیرش. حالا بگو… دوست داشتی بیغیرت؟
امید با صدای گرفته: وای زنم کیر خورده، خیلی سکسی هستی، یه پورن استار واقعی
سارا خم شد و کیر امید رو گرفت تو دهنش (همون دهنی که تازه آب آرش رو خورده بود) و شروع کرد به مکیدن.
در حین سکس، سارا جزئیات رو یکی یکی براش تعریف می‌کرد:
کیرش خیلی کلفت بود… دهنم کش اومد… وقتی تو گلوم بود حس می‌کردم خفه می‌شم… طعمش خیلی قوی بود…
امید دیوونه شد و سارا رو محکم کوبید.
سارا بعد از اون جلسه‌ی ماشین، کاملاً دیوونه‌ی کیر آرش شده بود. هر شب قبل خواب یا صبح‌ها، فقط ازش حرف می‌زد. حتی وقتی با امید سکس می‌کردن، مدام کیر آرش رو تو ذهنش تصور می‌کرد و با حرف‌های بی‌رحمانه امید رو تحریک می‌کرد.

چند روز بعد:

ادامه دارد …

نوشته: Omidm70s

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...


امید و سارا 3

چند روز بعد:
سارا روی امید سوار بود، آروم آروم کیر امید رو تو کسش فرو می‌برد و با صدای نازک و شهوتی می‌گفت:
امید جونم… دیگه کیر تو برام کافی نیست. کیر آرش خیلی کلفت‌تر و بلندتره… وقتی تو دهنم بود حس می‌کردم فکم داره درمیاد. تو دوست داری دیگه نه؟ دوست داری کس زنت واقعاً مال اون بشه؟
امید با چشمای پر از شهوت و تحقیر، ناله می‌کرد: آره… تو داری باهام چی کار میکنی
وقتی اینجوری میگه تمام بدنم مور مور میشه
سارا خم شد، نوک سینه‌هاش رو تو دهن امید گذاشت و ادامه داد:
بیغیرت کثیف… می‌خوام به آرش بگم یه ویلا بگیره. فقط برای ما دوتا. یه شب کامل بریم اونجا. اونجا حسابی بهش می‌دم. کسم، کونم، دهنم… همه مال اون. تو فقط فیلم می‌بینی و جق می‌زنی. قبول داری؟
امید بدنش لرزید و چشمی گفت که خیلی به سارا چسبید و سارا با خنده‌ی شیطنت‌آمیز گفت: پس فردا بهش می‌گم.
چت با آرش:
سارا: دیگه تحمل ندارم. می‌خوام تنهایی باهات باشم. یه ویلا یا خونه‌ی خلوت بگیر برای آخر هفته. فقط ما دوتا. اگه جرات داری…
آرش کمتر از ده دقیقه جواب داد وای مرد برات سارا جون یه جوری به کس و کونت حال بدم دیگه سمت شوهرت نری.  گفت که همه چی رو جور می‌کنه. یه ویلای لوکس با استخر و اتاق خواب بزرگ تو اطراف کرج رزرو کرد.
آخر هفته - ویلا
آرش سارا رو با ماشین برد ویلا. به محض ورود، سارا لباس عوض کرد و شروع کرد به عشوه اومدن واسه آرش و گوشی رو روی سه‌پایه گذاشت، زاویه‌ی خوبی گرفت و فیلم‌برداری رو شروع کرد.
سارا مستقیم به دوربین نگاه کرد و در حالی که کراپش رو درمی‌آورد گفت:
امید عزیزم… بیغیرت جونم… الان رسیدیم ویلا. دارم برای آرش لخت می‌شم. تو الان داری اینو می‌بینی و کیرت سفته؟
آرش از پشت سارا رو بغل کرد، سینه‌هاش رو محکم چنگ زد. سارا ناله کرد و به دوربین گفت:
ببین… داره ممه‌هامو می‌ماله. خیلی خشن‌تر از توئه… دیدی بلاخره اومدم بدم تا تو بیغیرت کیف کنی ؟ ناموستو یکی دیگه داره میماله دوست داری ؟ آرش با این حرف ها خیلی تحریک شده بود محکم بدن رویایی سارا رو که به شدت تو کفش بود و میمالید
سارا زانو زد، شلوار آرش رو پایین کشید و کیر کلفتش رو با عشق گرفت تو دستش. به دوربین زوم کرد:
امید… ببین این کیر رو. این همونیه که دیوونم کرده. خیلی گنده‌تر از مال توئه…
بعد با حرص کامل کیر رو تو دهنش فرو کرد، آب دهنش رو روش ریخت و عمیق گلو داد. آرش موهاش رو گرفته بود و محکم صورت سارا رو می‌کوبید.
سارا کیر رو بیرون آورد، به دوربین نگاه کرد و با لب‌های خیس گفت:
امید… داره دهن زنت رو می‌کنه. طعمش خیلی بهتر از توئه…
آرش سارا رو بلند کرد، روی تخت انداخت، پاهاش رو باز کرد و شروع به خوردن کسش کرد سارا کمرش بالا اورد کسش کاملا تو دهن آرش بود و محکم سینه های خودش و چنگ میزد آرش با کارهای سارا دیوونه شد و کیرش و در آورد رو کس سارا میمالید
سارا: بکن توش آرش بکن ، مردم واسه کیرت
آرش:  باید خواهش کنی
سارا : بکن ،خواهش میکمم بکن تو کسم … کس زن امید و بکن
آرش محکم کیرش رو یهو فرو کرد تو کس سارا. سارا با فریاد ناله کرد:
آآآخ… پرم کرد! امید… کیرش کسم رو جر داو… خیلی گندس …
آرش با ضربات محکم و سریع می‌کوبید. سارا مدام به دوربین حرف می‌زد:
بیغیرت من… داره زنتو می‌کنه… کسم مال اونه حالا… آخ آخ… دارم میام…
آرش سارا رو به داگ استایل کرد و بعد کیرش رو آورد تو کس سارا فشار داد. سارا اول جیغ کشید ولی بعد لذت تو تمام بدنش پیچیده بود
آره… کسمو مال توئه آرش… امید ببین… داره کس زنت رو هم گشاد می‌کنه…دیگه کیر کوچیکت کسمو حس نمیکنه.
آرش سارا را برگردوند و  کیرش فرو کرد و خم شد و سینه های سارا رو میمکید جفتشون غرق لذت بودن ارش کیرش و درآورد و گذاشت رو کس سارا و از تمام وجود ارضا شد و آبش تا گردن ، سینه ، شکم و کمی بالای کس سارا رو پر کرد
در آخر، سارا با بدن پر از آب آرش، به دوربین خندید و گفت:
امید جون… وقتی برمی‌گردم، همه جای بدنی که آب آرش روش ریخته رو می‌دم بخوری…
از خستگی خوابیدن و صبح دیگه سارا گفت که باید برگردن
آرش کمی اسرار کرد که بشتر بمونن ولی سارا قبول نکرد و دوست داشت زود تر پیش امید برگرده.

سارا صبح زود به خانه برگشت

سارا تازه از ویلا برگشته بود و هنوز بوی آرش و سکس از بدنش می‌آمد.
فیلم و نشون امید داد و امید داشت از شهوت میمرد و حرف ها و تحقیر های فیلم و میشنید و با تمام تنش لذت بیغیرتی و لمس میکرد و کاملا لمس بود  طبق گفته سارا تو آخر فیلم رفت که لیسش بزنه
سارا لخت شد و
امید روی زانو جلوی سارا نشسته بود و مثل یک سگ مطیع، کس و کونش رو لیس می‌زد و آب آرش رو می‌خورد.
سارا با لبخند شیطنت‌آمیز و چشمای پر از قدرت، موهای امید رو محکم گرفت و سرش رو فشار داد بین ران‌هاش:
بخور… خوب بخور کونی بیغیرت. آب کیر آرش هنوز داره از کسم می‌ریزه تو دهنت. مگه نه؟
امید فقط ناله‌ی خفیفی کرد و بیشتر لیس میزد.
آخ امید این که دادی من و بکنه چه کیفی داد ، چه کیری برام جورکردی بیغیرت کونی
امید حالت عجیبی داشت انگار مست شده باشه
سارا وقتی امید داشت لیسش می زد
متوجه شد که امید وقتی انگشتاش به کونش نزدیک می‌شه، بدنش بیشتر می‌لرزه و خودش و جمع می کنه. سینه‌هاش هم وقتی دست سارا روشون کشیده می‌شد، نوک سینه‌هاش سفت می‌شد.
سارا خندید و با صدای نازک و مسخره‌آمیز گفت:
وای وای… ببین این کونی رو. سینه‌هات حساسه ها؟
دستش رو برد زیر تی‌شرت امید، سینه‌های صاف و نرمش رو گرفت و محکم مالید. نوک سینه‌های امید رو بین انگشت‌ها فشار داد و چرخوند. امید بدنش رو تکون داد و یه ناله‌ی عمیق از گلوش بیرون اومد.
سارا با تعجب و هیجان بیشتر: آخخخ… واقعاً حساسه! کونی شدی دیگه کامل؟
بعد امید رو به پشت خوابوند، شلوارش رو کامل درآورد و پاهاش رو باز کرد. سارا لخت روی شکم امید نشست، سینه‌هاش رو با دو دست محکم چنگ زد و مالید، همزمان کون امید رو با ران‌هاش فشار می‌داد.
بیغیرت کثیف… وقتی کونتو می‌مالم اینجوری می‌لرزی؟ دلت می‌خواد یکی کونت رو باز کنه؟ آب کیر آرش و خوردی اوب کونتم زد بالا ؟
امید با صدای گرفته و شرمگین: سارا… نه…
سارا خندید و یه انگشتش رو خیس کرد با آب کس خودش و آروم گذاشت رو سوراخ امید و شروع به چرخوندن کرد.
دروغ نگو کونی… کیرت داره نبض می‌زنه. ببین چقدر سفته فقط از اینکه دارم با کونت ور می‌رم.
انگشت سارا آروم وارد کون امید شد. امید بدنش رو قوس داد و ناله‌ی بلندی کشید.
سارا با صدای داغ و مسلط:
آره… همینجوری. بازش کن برام. کونی بیغیرت. آرش داره زنتو می‌کنه، تو هم داره  کونت باز می‌شه. دوست داری؟ بگو… بگو دوست داری کونت رو بکنن.
امید با چشمای نیمه‌بسته و صورت سرخ: آخ… سارا…
سارا انگشت دومش رو هم اضافه کرد و آروم رفت و آمد کرد، همزمان با دست دیگه سینه‌های امید رو می‌مالید و نوک سینه‌هاش رو می‌پیچوند.
ببین چقدر خیس شدی… آب کیر آرش هنوز تو دهنت مزه می‌ده و کونت داره انگشتمو می‌خوره. حالا دیگه وقتشه.
سارا بلند شد، رفت تو آشپزخونه و یه خیار متوسط و صاف آورد. خیار رو جلوی صورت امید گرفت:
اینو ببین… کوچیک تر از کیر آرشه. امشب این می‌ره تو کونه کونی بیغیرتم.
امید با تردید ولی پر از شهوت نگاه کرد.
سارا با صدای نرم و تحریک‌کننده، در حالی که خیار رو آروم به کون امید مالید:
بگو آره… بگو می‌خوای سارا جونت کونت رو با خیار بکنه. بگو دوست داری مثل یه جنده واقعی کیر بخوری… حتی اگه خیار باشه. چون کیر واقعی آرش رو هنوز جرات نداری بگیری.
امید بالاخره با صدای لرزان تسلیم شد: …آره… بکن…
سارا لبخند رضایت زد، خیار رو با آب دهنش خیس کرد و آروم فشار داد تو کون امید. همزمان کیر امید رو با دست محکم مالید.
آخخخ… داره می‌ره تو… ببین کونت چقدر باز شد. کونی شدی امید… بیغیرت کثیف. آرش داره کسم و کونمو می‌کنه، منم دارم کون تو رو باز می‌کنم. چه زوج جنده ای بودیم ما ، خودمون خبر نداشتیم ، نگو شوهرمم کیر میخواسته .
خیار رو آروم رفت و آمد کرد، عمیق‌تر برد داخل. امید ناله‌های بلند و دیوانه‌واری می‌کشید و بدنش می‌لرزید.
سارا با حرص بیشتر ادامه داد:
تصور کن این کیر آرشه… داره کونتو پر می‌کنه. تو فقط نگاه می‌کنی که چطور زنتو می‌کنه و بعد کونت رو بهش می‌دی. جنده‌ی واقعی من…
سارا سرعت رو بیشتر کرد، کیر امید رو محکم‌تر مالید و سینه‌هاش رو گاز گرفت. امید بالاخره با فریاد بلند و بدن لرزان، بدون اینکه کسی به کیرش دست بزنه، آبش رو روی شکمش ریخت  قوی‌ترین ارضای زندگیش.
سارا خیار رو آروم بیرون آورد، خم شد و کون قرمز و باز شده‌ی امید رو بوسید، بعد اومد بالا و با لبخند گفت : خوب بود مگه نه؟
امبد کمی خجالت می کشید ولی با لبخند گفت : ارضا بد جوری خفن بود انگار شیده بدنم بیرون کشیده شد
سارا :  دفعه‌ی بعد چیز بزرگتری میارم… یا شاید واقعاً کیر آرش رو بذارم تو کونت
امید و سارا خوابیدن و بعد بیدار شدن
امید گفت من دوست ندارم آرش از این موضوع مطلع بشه و باید بین خودمون باشه
سارا هم پذیرفت و به امید گفت : کلا تمام این داستان های سکسیمون فقط تو تایمیه که خودمون میخوایم و الا در حالت عادی زندگیمون باید عادی باشه تو تنها مرد زندگیمی و ازت ممنونم که در های لذت و باز کردی
ادامه دارد…

نوشته: Omidm70s

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • kale kiri
      دومادمون منو هم کرد!!   سلام اسم من میلاد هستش الان ۳۴ سالمه ولی داستانی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به ۲۲ سالگیم اینم بگم که من زیاد خوشگل نبودم ولی کون و بدن خیلی خوبی داشتم ما ساکن شهرستان بودیم دامادمون آقا مجتبی ساکن تهران بود و یه مغازه کفش فروشی بزرگی داشت که معمولا دم عید خیلی سرش شلوغ میشد که یه سال دم عید خواهرم اینارو آورد گذاشت شهرستان رفتنی به من گفت میای بریم تا نیمه اول عید کمکم کنی حقوق خوبی بت میدم منم که بیکار بودم قبول کردم باهاش رفتم سه چهار روز اول همه چی خوب بود صب میرفتیم مغازه تا ده یازده شب،صبحونه و ناهار و اونجا میخوردیم برگشتنی غذا می گرفتیم می آوردیم خونه میخوردیم بعدش هر کدوممون دوش می گرفتیم و خوابیدیم صبح باز می رفتیم مغازه تا اینکه یه روز که خیلی سرمون شلوغ بود و خیلی خسته بودیم اومدیم خونه بعد شام دامادمون همونجور که دراز کشیده بود بهم ‌گفت میلاد خیلی خستم بلدی ماساژم بدی کمی خستگیم در بیاد بعد برم حموم ،منم گفتم زیاد بلد نیستم گفت عب نداره یه کم مشت و مالم بدی حله گفتم باشه دامادمون رو شکم چرخید و من رفتم پشتش چون زیاد بلد نبودم زیاد نتونستم خوب ماساژ بدم که دامادمون گفت کافیه ماساژ نمیدادی بهتر بود . وقتی بلند شد که بره حموم گفت بیا من ماساژت بدم تا یاد بگیری که منم قبول کردم و دراز کشیدم،گفت لباساتو در بیار فقط یه شورت تنت بزار بمونه که منم گفتم آخه گفت آخه نداره از رو لباس نمیشه که منم لباسامو در آوردم با یه شورت پادار دراز کشیدم شروع کرد ماساژ دادن که خدایی خیلی خوب ماساژ میداد،خیلی حال میداد،نمیدونم چرا ولی وقتی باسنمو ماساژ میداد کیرم سیخ سیخ شده بود،کارش که تموم شد گفت پاشو تو اول برو حموم من بعد تو میرم که وقتی من پاشدم دید که من بلند کردم خودمم خیلی خجالت کشیدم .خلاصه رفتم حموم و در اوردم اونم رفت دراومد اون شبو خوابیدم و صبح رفتیم سرکار. ولی سرکار هی می دیدم که دامادمون زیاد داره منو نگاه میکنه منم خجالت میکشیدم،خلاصه شب شد اومدیم خونه شام خوردیم بعد شام دامادمون بهم گفت ماساژ دیشب رو دوس داشتی گفتم آره خیلی خوب بود گفت دوست داری بریم حموم اونجا ماساژت بدم . منم که بدم نمیومد گفتم بریم خلاصه با کلی خجالت لخت شدم با یه شورت رفتم حموم اونم لباساشو کند اومد تو،کیرش یه کم بلند شده بود قشنگ از رو شورت معلوم بود،بعد شروع کردیم به شستن خودمون که بهم گفت دراز بکش تا ماساژت بدم منم دراز کشیدم اومد نشست رو باسنم و شروع کرد به ماساژ که من همینجوری کیرشو رو کونم حس میکردم ،خودمم شق کرده بودم وقتی رسید به کونم شورتمو داد بالا کامل انداخت لای کونم،باسنم کامل بیرون بود باسنمو خیلی مالید بعد بدون اینکه بهم بگه آروم شورتمو داد پایین که دستمو بردم نزارم دستمو گرفت همزمان شورتمو داد پایین شروع کرد به مالیدن سوراخم منم دیگه مقاومت نکردم چشامو گذاشتم رو دستم انگار که خجالت میکشم گذاشتم کارشو بکنه اونم خدایی کم نذاشت حسابی سوراخ کونمو مالید و لیس زد هراز گاهی هم چک سکسی میزد رو باسنم بعدش یه تف انداخت رو سوراخم و کیرشو گذاشت دم سوراخم آروم آروم اینقد عقب جلو کرد تا کامل تو کونم جا کرد ولی چند تا تلمبه که زد آبش اومد ریخت رو باسنم بعدش خودمونو شستیم اومدیم بیرون ولی فرداش مغازه همش به دیشب فک میکردم اونم هردفه نگام میکرد میگفت امشب باز برنامه داریمااا باشه منم با سر تایید میکردم . واسه همین اون شب خیلی زود مغازه رو بستیم رفتیم خونه که تا رسیدیم بهم گفت سریع دوش بگیر کارت دارم منم رفتم دوش گرفتم در اومدم سرمو سشوار میکشیدم که اومد گفت امشب میخوام مث یه تازه عروس بکنمت دستمو گرفت برد رو تختی که با خواهرم میخوابید گفت میشه لباس خواب خواهرتو بپوشی برام منم گفتم باشه لباس خواب خواهرمو پوشیدم اونم حسابی منو کرد زیر گوشم میگفت خیلی دوست دارم پیش خواهرت بکنمت حیف نمیشه .خلاصه قبل عید و هفته اول عید رو هرشب منو میکرد دیگه جوری شده بود که فیلم سکسمون رو میگرفت بعد با هم نگاه میکردیم.امیدوارم خوشتون بیاد نوشته: Milad.b
    • kale kiri
      جنده دانشگاه 2 سارا از دانشگاه متنفر بود. هر صبح که از خوابگاه بیرون می‌زد، حس می‌کرد داره می‌ره توی جهنم. راهروها پر از نگاه بود. نیلوفر اولین کسی بود که می‌دیدش. همیشه با اون لبخند کثیف و صدای بلندش: «آها، جنده‌ی دانشگاه اومد. کس‌ت هنوز از دیشب سامان می‌سوزه؟» دخترایی که توی کمپ نبودن هم فهمیده بودن. یکی‌شون یه بار توی سرویس بهداشتی گفت: «شنیدم شب کمپ همه کردن‌ت. حتی کونت رو هم.» سارا جوابی نداد. فقط سرش رو پایین انداخت و رفت. پسرا هم دست برنمی‌داشتن. کیان وقتی رد می‌شد شونه‌ش رو به شونه‌ی سارا می‌زد و آروم می‌گفت: «شب خونه سامان؟ یا امشب نوبت منه؟» پویا مستقیم‌تر بود. یه بار توی بوفه دستش رو گذاشت روی کمر سارا و فشرد: «کونت هنوز شله یا سفت شده؟» و سامان… سامان دیگه صاحبش شده بود. چت‌ها تموم‌نشدنی بودن. صبح، ظهر، شب. عکس و فیلم. فیلم‌هایی که خودش از سکس‌هاشون گرفته بود. سارا روی چهار دست و پا، کیر سامان تا ته توی کونش، صورت خیس از اشک و آب دهن. یا سارا که دهنش پر بود و سامان موهاش رو گرفته بود. زیر فیلم‌ها همیشه یه جمله بود: سامان: «اینو بفرستم گروه؟ یا خودت امشب میای خونه؟ انتخاب کن جنده.» سارا راضی نبود. هر بار که پیام می‌اومد، دلش می‌خواست گوشی رو پرت کنه و همه‌چیز رو بگه. ولی نمی‌تونست. سامان فیلم‌ها رو داشت. و هر بار که سارا مقاومت می‌کرد، یه عکس جدید می‌فرستاد یا تهدید می‌کرد که برای نیلوفر و الناز و حتی آراد می‌فرسته. پس سارا می‌رفت. خونه‌ی سامان. تخت سامان. کیر سامان. شده بود سکس‌پارتنر اون. نه دوست‌دختر، نه هیچی. فقط چیزی که وقتی سامان می‌خواست، پا می‌شد و کس و کون و دهنش رو می‌داد. آراد نگاش عوض شده بود. دیگه اون نگاه آروم اول ترم نبود. حالا وقتی سارا رو می‌دید، نگاهش سنگین و ارزیابی‌کننده بود. گاهی توی راهرو می‌ایستاد جلوش و با صدای بم، طوری که فقط خودش بشنوه، می‌گفت: «الناز حداقل وقتی می‌کنمش ناله می‌کشه قشنگ. نیلوفر جیغش بلنده. تو فقط ساکتی و تحمل می‌کنی. جنده‌ی بی‌صدا.» یه بار دیگه مقایسه کرد: «الناز کس‌ش تنگه و خودش درخواست می‌کنه. نیلوفر هر چی بگی می‌ده. تو… تو فقط چون مجبوری می‌دی. ولی کونت از هر دوشون شل‌تره.» سارا چیزی نمی‌گفت. فقط سرش رو پایین می‌نداخت و می‌رفت. جمعه شب، خونه‌ی سامان. سارا زودتر رسیده بود. سامان در رو باز کرد، فقط شورت پوشیده بود. بدون حرف سارا رو کشید داخل و هلش داد وسط پذیرایی. پویا و کیان هم بودن. هر سه لخت از کمر به بالا، کیرهاشون از قبل سیخ و آماده. هستی روی مبل بزرگ نشسته بود، فقط یه تی‌شرت سفید گشاد تنش بود که تا بالای ران می‌رسید. زیرش هیچی نبود. وقتی سارا اومد تو، هستی سرش رو بلند کرد و نگاه کوتاهی انداخت، بعد دوباره به سامان چشم دوخت. سامان به سارا اشاره کرد: «لباس دربیار. کامل.» سارا اطاعت کرد. لباس‌هاش رو یکی‌یکی درآورد تا کامل لخت شد. سامان اومد پشت سرش، دستش رو گذاشت روی سینه‌هاش و نوک‌ها رو بین انگشتاش فشرد. همزمان کیر سیخش رو مالوند به باسن سارا. «برو پیش هستی. پاهاش رو باز کن.» سارا رفت. هستی رو کمی خوابوند روی مبل و پاهاش رو از هم باز کرد. کس هستی از قبل خیس و متورم بود، لب‌هاش براق. سارا خم شد و زبانش رو از پایین به بالا کشید روی کس هستی. هستی ناله‌ی کوتاهی کرد. سارا لب‌ها رو مکید، بعد نوک زبانش رو برد روی کلیتوریس و دایره‌های کوچک و سریع کشید. همزمان دو تا انگشتش رو آروم فرو کرد داخل و شروع کرد به درآوردن. پویا اومد پشت سارا، زانو زد و بدون هیچ مقدمه‌ای سر کیر کلفت و رگ‌دارش رو گذاشت روی کس خیس سارا و با یه فشار محکم تا ته فرو کرد. سارا ناله‌ش توی کس هستی خفه شد. پویا دستش رو گذاشت رو کمر سارا و شروع کرد به کوبیدن. عمیق، سنگین، هر ضربه باسن سارا رو به جلو می‌روند و صورتش رو بیشتر توی کس هستی فشار می‌داد. کیان اومد بالای سر هستی، کیر بلندش رو گذاشت روی لب‌های هستی. «باز کن.» هستی دهنش رو باز کرد و کیان تا ته فرو کرد. دستش رو گذاشت پشت سر هستی و شروع کرد به کوبیدن گلوش. همزمان سامان اومد کنار پویا، انگشتش رو برد عقب و دو تا کرد توی کون سارا. باز کرد، چرخوند، بعد سر کیرش رو گذاشت روی سوراخ و با یه حرکت محکم تا نصف فرو کرد. جیغ سارا بلند شد. حالا دو تا کیر توی بدنش بود؛ پویا توی کس، سامان توی کون. دیواره‌ها از دو طرف فشرده شده بودن و هر حرکت یکی، اون یکی رو بیشتر فشار می‌داد. پویا و سامان ریتم‌شون رو هماهنگ کردن. گاهی با هم عمیق می‌رفتن، گاهی یکی بیرون می‌اومد و اون یکی تا ته فرو می‌کرد. صدای خیس برخورد پوست به پوست توی اتاق می‌پیچید. سارا بین دو کیر گیر کرده بود و فقط می‌تونست ناله و جیغ‌های خفه بکشه درحالی‌که هنوز زبانش روی کس هستی حرکت می‌کرد. کیان سرعتش رو بیشتر کرد توی دهن هستی. آب دهن از گوشه‌ی لب‌های هستی می‌ریخت پایین روی سینه‌هاش. پویا یکی از دستاش رو آورد جلو، موهای سارا رو از پشت گرفت و سرش رو عقب کشید. «بلندتر ناله کن.» بعد کف دستش رو چند بار محکم زد رو باسن سارا. جای قرمز ماند. سامان کیرش رو کامل تا ته توی کون سارا فرو کرد و چند ثانیه همون‌جا نگه داشت، بعد شروع کرد به تلمبه‌های کوتاه و سریع. «کونت داره شکل کیرم رو می‌گیره جنده.» همزمان پویا زاویه رو عوض کرد، پاهای سارا رو کمی بالاتر آورد تا عمیق‌تر بره توی کس. هر دو با تمام قدرت می‌کوبیدن. سارا بدنش می‌لرزید، پاهاش ضعیف شده بود و فقط با کمک دستای پسرها روی چهار دست و پا مونده بود. بعد از چند دقیقه سامان کشید بیرون از کون سارا، کیر براق و خیسش رو آورد جلو و کرد توی دهن سارا که هنوز بالای کس هستی بود. طعم مخلوط شیره‌ی خودش و کون سارا. همزمان پویا هنوز توی کس سارا بود و محکم می‌کوبید. کیان هم از دهن هستی کشید بیرون و اومد پشت هستی. هستی رو کمی بالاتر آورد و از پشت وارد کس‌ش شد. حالا سارا زیر هستی دراز کشیده بود و کس خیس و باز هستی رو می‌لیسید درحالی‌که پویا از پشت کس سارا رو پر می‌کرد و سامان گلوی سارا رو. کیان دستش رو گذاشت رو کمر هستی و شروع کرد به کوبیدن وحشیانه. هر ضربه سینه‌های هستی رو می‌لرزوند و کس‌ش رو بیشتر به صورت سارا فشار می‌داد. سارا زبانش رو برد داخل، لب‌ها رو مکید، کلیتوریس رو تند تند لیسید. هستی ناله‌هاش بلند شده بود. سامان ناگهان سارا رو کشید بالا. پویا هم کشید بیرون. سارا رو خوابوندن رو مبل، پاهاش رو باز. پویا از جلو وارد کس سارا شد، سامان از کنار اومد و کیرش رو کرد توی کون. دوباره دی‌پی. این‌بار سارا رو کمر بود و می‌تونست هر دو رو ببینه که چطور همزمان فرو می‌رن و بیرون می‌آن. کیان هم هستی رو آورد بالای صورت سارا. هستی زانو زد دو طرف سر سارا و کس خیس‌ش رو گذاشت روی دهن و بینی سارا. «بلیس. همزمان.» سارا بین دو کیر و کس هستی گیر کرده بود. پویا و سامان سرعت‌شون رو بالا بردن. هر ضربه عمیق‌تر و محکم‌تر. سامان کف دستش رو پشت سر هم می‌زد رو ران و باسن سارا. پویا یکی از دستاش رو آورد پایین و کلیتوریس سارا رو محکم می‌مالید. سارا جیغ‌هاش خفه می‌شد توی کس هستی. بدنش قوس برمی‌داشت و می‌لرزید. کیان از پشت هستی رو محکم‌تر می‌کوبید و گاهی دستش رو می‌آورد جلو و سینه‌های هستی رو می‌فشرد. «کس‌ت چقدر شل شده… هر دوتاتون جنده‌ین.» ساعت‌ها همین‌طور ادامه پیدا کرد. پسرها چند بار جا عوض کردن. گاهی هر سه روی سارا بودن؛ یکی توی دهن، یکی توی کس، یکی توی کون. گاهی روی هستی. سارا مجبور شد چند بار کس و کون هستی رو بلیسه درحالی‌که خودش پر بود. پسرها سیلی می‌زدن، مو می‌کشیدن، فحش می‌دادن و فیلم می‌گرفتن. نزدیک پایان، پویا داخل کس سارا خالی کرد، سامان داخل کونش، و کیان روی صورت و سینه‌های هستی. هر سه دختر و پسرها عرق‌کرده، نفس‌نفس‌زنان روی مبل و زمین افتاده بودن. شیره‌ها از بین پاهای سارا و هستی روی پارچه‌ی مبل می‌ریخت. نیم ساعت بعد در زده شد. آراد و الناز اومدن تو. هر دو لباس مرتب پوشیده بودن. الناز نگاه کوتاهی به صحنه‌ی به‌هم‌ریخته انداخت و فقط ابروهاش رو بالا داد. آراد هم چیزی نگفت. فقط نشست روی صندلی روبه‌رو. سامان سیگار روشن کرد و خندید: «دیر اومدید. تموم شده بود.» الناز موهاش رو پشت گوشش زد و پرسید: «نیلوفر کو؟ امشب نیومد؟» پویا شونه‌ش رو بالا انداخت: «پیام داد حال نداره.» الناز گوشی‌ش رو درآورد، یه عکس نشون داد. پسر جوون، خوش‌تیپ، ساعت گرون به دست، کنار یه ماشین خارجی. «با این دوست شده. بیرون دانشگاه. داره سعی می‌کنه کمتر… خب، کمتر جندگی کنه. انگار جدی گرفته.» سامان دود سیگار رو فوت کرد بالا و پوزخند زد: «جدی؟ پس باید یه کاریش کنیم. مثل سارا. یه کم تهدید، یه کم عکس، برمی‌گرده تو گروه.» آراد سرش رو تکون داد: «نه. بذار باشه. شاید این‌دفعه واقعاً خوشبخت بشه.» الناز هم خندید: «آره، بذار حداقل یکی‌شون نجات پیدا کنه.» همه ترکیدن از خنده. حتی هستی که هنوز لخت روی مبل بود، صورتش رو با دست پوشوند و خندید. آراد بلند شد، رفت سمت سارا که هنوز لخت و خسته گوشه‌ی مبل نشسته بود. دستش رو دراز کرد و سارا رو کشید بالا. آوردش بین خودش و الناز. دستش رو گذاشت دور کمر سارا، الناز هم از اون طرف دستش رو انداخت دور شانه‌ی سارا. هر دو به هم نگاه کردن و خندیدن. آراد با صدای آروم گفت: «امشب میای با ما. خونه ما می‌خوابی.» الناز هم خندید و موهای سارا رو از صورتش کنار زد: «آره. امشب مال مایی.» سارا چیزی نگفت. فقط سرش رو پایین انداخت. سامان از روی مبل نگاه می‌کرد و سیگار می‌کشید، ولی چیزی نگفت. نوشته: زیبای خفته
    • arshad
      سکس میلف خوشگل وطنی (تصاویر) .   کلیپ اول تایم: 00:10 - حجم: 1 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم کلیپ دوم تایم: 00:30 - حجم: 3 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 11/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
    • arshad
      عکس های سکسی و لخت میلف ایرانی 10/11 برای تماشای تصاویر در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید     
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18