رفتن به مطلب

داستان سکسی دوست دختر هات و حشری


arshad

ارسال‌های توصیه شده


کوچولوی حشری من
 

چیزی که میخوام براتون تعریف کنم مربوط به دو سال پیشه، وقتی که 27 ساله بودم
من همیشه تنها بودم و زندگیم کسشر بود، هر شب مست میکردم و تو پارتیای مختلف خودمو تو لجن غرق میکردم ولی ی شب…

به اصرار دوستم رفتم اون مهمونی، جای درست حسابی نبود و مردم جلو چشم بقیه کثافت کاری میکردن
بین اون همه دو جفت چشم درشت و عسلی دیدم که توشون نگرانی موج میزد
انگار اینجا جایی نبود که اون بهش تعلق داره و همین توجهمو جلب کرد
زیر نظر گرفتمش، ی پیراهن عروسکی مشکی و تنگ پوشیده بود، قوس کمرش زیاد بود و باسن پری داشت، کمر باریک و سینه های گرد و کوچولو
موهاش بور و فرفری بود و چتری داشت چهرش معصوم و کیوت بود
بهش میخورد 17-18 ساله باشه، نباید اینجا باشه ولی هست!

رفتم تا سر صحبتو باهاش باز کنم
-رضایت نامه گرفتی از پدرت که اومدی اینجا؟
به شوخی گفتم ولی اون اخم کرد و نادیدم گرفت
هر طور شده باهاش صحبت کردم و اسمشو پرسیدم، دلارام،بهش میومد!
بعد این که نوشیدنی خوردیم هر دو بدجور مست شدیم، البته اون وضعش بدتر بود شاید چون اولین بارش بود
اینجا خونه ی دوستم بود پس ازش خواستم ی اتاق به ما بده،دلارام رو به روم ایستاده بود، قدش خیلی کوتاه بود نسبت به من
دلم میخواست اون پیراهن تنگشو جر بدم و اونو مال خودم کنم ولی از طرفی دلم نمیومد، اون خیلی معصوم و کوچیک بنظر میرسید
-من باکره ام
وقتی اینو گفت انگار سقوط کردم، تو اون لحظه فقط و فقط به این فکر میکردم که باید بکنمش، باید اون سوراخ تنگ و کوچیکشو پر کنم
نوک سینه هاش برجسته شده بود، از روی لباس گازشون زدم و خوابوندمش روی تخت
پوستش مثل برف سفید بود، دلم میخواست از رونای تپلش ی گاز بزرگ بگیرم
انقدر بدنشو نوازش کردم که زیر دستام شل شد، حس میکردم داره خودشو میماله بهم، تشنه ی کیرم بود. بهش که نگاه کردم با چشمای قرمزش التماس میکرد
-چیشده کوچولو؟ چی میخوای؟
خجالت کشید و سرشو توی سینم قایم کرد
همه جای بدنشو بوسیدم. من چم شده بود؟ این دختر کوچولو بدجور داغم کرده بود
رسیدم به شورتش، ی شورت صورتی و توری تنش بود
از روی شورت کسشو بو کشیدم، بوی بهشت میداد، آرزوی هر مردی همینه قطعا
درش آوردم و اون لحظه واقعا پشمام ریخت، پدرسگ کسش خیس خیس بود
صورتی کمرنگ بود و پره هاش از خیسی برق میزد
خیلی گوشتی و نرم بنظر میرسید، مثل موچی!
هیچ مویی نداشت و رنگ صورتیش داشت دیوونم میکرد
با زبونم مستقیم کلیتوریسشو هدف گرفتم و اون با صدای بلند ناله میکرد
-چیه توله سگ؟ دوست داری با زبونم بگامت؟ آره؟
+آره… لطفا منو با کیرت بکن… کیر میخوام
گازی از کس نرمش گرفتم و بلند شدم
-بهم نشون بده چقدر میخوایش
در حالی که شلوارمو در میاوردم باهاش چشم تو چشم بودم، کیرم شق شق بود و رگاش زده بود بیرون
سر متورم کیرمو گذاشت لای لبای نازش و بوسید
-آفرین دختر خوب، کیرمو میپرستی نه؟
ناله کرد و یهو کل کیرمو توی دهنش جا داد، انقد خوب بود که شک کردم باکرس، شاید دروغ گفته
شایدم رابطه دهانی زیاد داشته
هرچی که بود کیرم که تو گلوش بود داشت از شهوت میترکید، محکم مک میزد و لیس میزد
رفت سراغ تخمام، اون پایین بین خایه هام نفس نفس میزد، با شهوت گفت
-بوی خوبی میدی
بازم نفس کشید ولی ی جور دیگه، انگار داشت بو میکشید، بعد شروع کرد تخمامو لیسیدن.
صورتشو به کیرم میمالید و حالمو دگرگون میکرد.
پرتش کردم روی تخت دوباره
روش دراز کشیدم، لبای نرمشو بوسیدم
انگار خوشش اومد چون زود توی دهنم ناله کرد و زبونشو وارد دهنم کرد
کیرمو گرفته بودم دستم ولی انقد مشغول لباش بودم نمیتونستم کس کوچولوشو پیدا کنم
آروم گذاشتم دم سوراخش ولی… پشیمون شدم. اون هنوز خیلی بچس. نباید حالا که مسته و بهم اعتماد کرده ازش سو استفاده کنم
پس کیرمو گذاشتم لای کسش و خودمو مالیدم بهش، از لذت چشماش رفت بالا و لباشو گاز میگرفت
منم عرق کرده بودم و گاهی توی گردنش ناله مردونه میکردم، بوشو دوست داشتم، بوی شکلات میداد
یهو حشری شد و کمرشو تکون میداد و اون ریتمو بدست گرفت و کسشو مالید به کیرم
-کجا بیام؟ رو صورتت خالی کنم؟
-نه… رو سینه هام
ناله عمیقی کردم و وایسادم بالا سرش، کیرمو کردم تو دهنش و چند بار تلمبه زدم، دیگه نمیتونستم با وجود دهن گرمش خودمو نگه دارم
سریع کشیدم بیرون و خودمو روی سینه هاش خالی کردم
اونکه همزمان داشت کس کوچیکشو میمالید هم ارضا شد

اون شب برای بار اول کسیو بعد سکس بغل کردم، بعد اون وارد رابطه شدیم ولی ی ماه بعد کات کردیم و نشد که سکس کامل داشته باشیم و من تا ابد تو کف کس تنگش موندم

نوشته: مهبد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18