kale kiri ارسال شده در 20 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 20 اردیبهشت آخرین روز خرداد سلام ممنون میشم اگه داستانمو بخونین من محسنم ام ۱۶ سالمه اهل همدانم نمیخوام مثله ۹۹ درصد داستانه شروع کنم بدنه فلان دارم اینا نه بدنم عادیه حالا به نسبت بقیه کم مو تر یه پسر کاملا عادی قضیه مال خردادماهه ولی اگه میخواین بهتر بفهمین قضیه از چه قراره من از ۱۴ سالگی که انگشت کردنایه خودم شروع شد فهمیدم این بهترین راهه لذته دیگه نمیتونستم متوقفش کنم یه جورایی کاره هر روزم بود،حتی تو مدرسه! میرفتم تو دستشویی یا کتابخونه که مسئولش خودم بودم با خودم حال میکردم. این کارا بدونه اینکه بفهمم کم کم منو سمته گی بودن کشید تو مدرسه عجیب بهم نگاه میکردن بعضیام که طبق معمول انگشت میکردن یا کله سایشون این بود وقتی از پشتم رد میشن کیره نه چندان بزرگ شونو بمالن بهم همه اینا پله پله بود ! پله های سه بعدی لباس زیر دخترونه پوشیدن، از چیزایی بیشتر از انگشت استفاده کردن ، لذت نبردن از جق عادی و… رسیده بودم به جایی که چستیتی میبستم (اینم بگم خریدنش اصلا راحت نبود) همه چیز خوب بود تا اینکه تو کانال های ناشناسه تلگرامی عضو شدم کاره هر روزم شده بود گرفتن عکسایی که با کیره شق شده ازم میخوان نمیتونستم متوقفش کنم یه حسه تحقیره شیرینی داشت همه اینا تا اخرین روزه مدرسه طبق معمول کارم از صب گشتن تو گپ های ناشناس بود که خیلی اتفاقی که همشهری پیدا شد! اسمش رضا بود ۲۳ ساله . از همون اول که گفتم مفعولم اصرار کرد که بیا رابطه داشته باشیم منم از طرفی واقعا دلم میخواست داشته باشم چون دیگه نمیتونستم با چیزهای عادی ارضا بشم از یه طرفم میترسیدم نمیدونم چقدر از شجاعت مو جمع کردم ولی اوکی دادم ساعت ۸ صب اولین پیام . ساعت ۳ بعدظهر قراره سکس …عالی! شیو بودم فقط تمیز کاری مشکلم بود ساعت ۲ شد . گفت بیام دنبالت گفتم اوکی ادرسه یه میدون چندتا کوچه پایین ترو دادم یه شورت هفتی مشکی پوشیده بودم چستیتیم بسته بودم ساعت شد ۳ دیدم با ماشین وایساد با عکسی که فرستاده بود تفاوتش فقط یه ریش بود مکان مشخصی نداشتیم فقط میخواستم یه جا خلوت پیدا کنیم قرارمون فقط ساک بود همین چند دقیقه اول حرفایه عادی میزد که یخم آب شه . یکم که گذشت دستمو گرفت (از رو شلوار)گذاشت رو کیرش . من یکم خجالت میکشیدم ولی دیدم دیگه تا اینجا اومدی جایه خجالت نیست از رو شلوار براش میمالیدم سیگار تعارف کرد با اینکه سیگاری نبودم کشیدم قرار شد بریم خارج شهر که کسی نباشه کیرش بلند شده بود . لحظه زد کنار زیپشو باز کرد دستمو گذاشت رو کیرش دیگه این دفعه خوده کیرش اینقدر بزرگ نبود خیلیم کوچیک نبود سایز متوسط . اولین بارم نبود که به کیره یکی دس میزنم چون تو مدرسه چن نفر داده بودن دستم ولی این فرق داشت از شهر خارج شدیم یه منطقه ای که پره تپس همینجوری داشتیم میرفتیم جلو که خوردیم به یه راه که مستقیم میرف بالایه تپه رفت بالا دیدم چن نفر رو موتور نشستن گفتم برگرد بریم یجا دیگه گفت نه میریم بالا تر پیش ابش کله دستمو لیز کرده بود رسیدیم بالا ی تپه تقریبا دید نداش یعنی نمیدیدمتون وایساد . اولش یکم حرف زدیم حرفایه عادی دستشو گذاشت پشته سرم گف فک کنم دیگه وقتشه شروع کنی شلوارشو تا زانو کشید پایین معلوم بود تازه شیو کرده کیرش هنوز سیخ بود سرمو اوردم پایین . حسه تحقیرش واقعا باحال بود سرشو گذاشتم تو دهنم اصلا اونجوری که فک میکردم نبود . یکم بهتر همزمان دست راستشو آورد زیره من که انگشت کنه نمیخواستم تموم شه ولی تا مزه پیشابش اومد تو دهنم تمومش کردم چون دوست نداشتم تو دهنم ارضا بشه گف مرسی خیلی خوب بود … میشه یکم بیشتر ادامه بدیم )منظورش این بود که بکنه تو چون قرارمون فقط ساک بود ) گفتم خب باشه با همون وضع بودنه شلوار با یه شورته زنونه پیاده شدم رفتم صندلی عقب داگی تف کرد تو دستش مالید به سوراخم هرکاری کرد تو نرف خیلیم درد داشت چون قرارمون ساک بود هیچی نیاورده بود روان کننده یا دستمال را افتادیم بریم تو شهر یه روان کننده با یه بسته دستمال بگیریم کله تایم رفت و برگشت مون ۱۰ دقیقه بود کله این ۱۰ دیگه دستم تو شلوارش بود برگشتیم همونجا خوابیدم تو ماشین یکم روان کننده(وازلین )زد به سوراخم کله تلاشش این بود که سرشو ببره تو یکم درد داشت ولی خب تا سرش رفت تو همشو کرد داخل چشمام دیگه نمی دید گف یکم وایسا باز شع تنها کاری که میتونستم بکنم این بود که با دستام باسنمو باز کنم که دردش کم شع راس میگف بعده یکم دردش کم شد درش اورد سوراخم هنوز باز بود یکم دیگه وازلین زد دوباره کردش تو ولی اینبار عقب جلو میکرد یه جور حسه عجیبی داشت بعد چن دیقه دیگه دردی نبود فقط همون حسه عجیب . چند باریم اسپک زد جوری که کامل قرمز شده بود میتونستم از صدای نفساشو سفت تر شدن کیرش که توم بود متوجه بشم خم شد روم بریزم تو عیب نداره؟ نه مشکلی نیست… کمرمو گرفت تا اخرش کرد تو تا آبش اومد چند دقیقه نشستیم تا را افتادیم تو راهم برعکس شده بود اون ایندفعه داشت کونه منو میمالید همونجایی که سوار شدم پیاده شدم نمیتونستم درست را برم ولی بالاخره فهمیدم دقیقا باید کجای مردم باشم زیرشون… نوشته: محسن لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده