labubu ارسال شده در 18 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 18 اردیبهشت پیشنهاد داغ اتفاقی که چند هفته پیش برای من افتاد دست به دست هم دادن چند پتانسیل و شرایط همزمان بود که در نهایت تبدیل به یکی از شیرین ترین اتفاقات زندگیم شد همه فکر می کنیم مادر ها چه فرشته هایی هستن ولی نمیدونم چه جزئیاتی پشت قضیه دوست همسرم بود که مادرش سر موضوعات مالی باهاش نساخت و توی سن ۳۷ سالگی بهش گفت فکر یه خونه مستقل باش برای خودت و یه جورایی اینم سر یه مسائلی اول تصمیم گرفت بره یه شهر دیگه پیش فامیلش ولی وقتی همسرم ماجرای دوستش رو تعریف کرد من این پیشنهاد داغ رو دادم که بگو تا وضعیت خونه جدیدش مشخص بشه بیاد پیش ما زندگی کنه همسرم با این دوستش خیلی صمیمی هست با هم روزی چند ساعت صحبت میکنن و کلی سفر و تفریح و هر روز بیرون و بازار و غیره و هم یه جورایی دختره لج کرده بود و حوصله مادره رو نداشت هم حوصله بحث با فامیل و غیره که بخواد بره خونشون سرتونو درد نیارم قبول کرد پیش ما بمونه بعدش یه خونه ای پیدا کرد و دیگه پیگیر بود پولاشو جور کنه خب حالا بریم سر اصل ماجرا خونه ما سه خوابه هست توی یه شهر متوسطی هستیم اتاق بچه ها رو دوتا یکی کردیم یه اتاقش رو دادیم دوست خانمم من شغلم آنلاین هست (این روزها نت رو قط کردن دستم به تخمام بود گفتم براتون این ماجرا رو تعریف می کنم) خلاصه توی خونه چند روزی همه چیز نرمال بود اون با خانومم همش میرفتن بیرون دنبال کارهاشون و غیره توی خونه هم لباس معمولی میپوشید اصلا نگاه بد هم بهش نمی کردم گرچه ته ذهنم افکار سکسی بود ولی تلاشم رو میکنم آدم قرمساقی نباشم آخر هفته اولی یه تایمی بیکار بودیم قرار شد باهم بشینیم فیلم ببینیم اول یه انیمیشنی گذاشتیم با بچه ها همه جمع شدن توی اتاق خواب ما که یه تلویزیون بزرگ جلوی تخت داریم دیدیم بعدش بچه ها رو دک کردیم قرار شد یه فیلمی که توی اینستاگرام تبلیغش رو دیده بودیم نگاه کنیم فیلمه از این حالتهای علمی تخیلی داشت سه نفری توی تخت لش کرده بودیم من کنار دیوار بودم خانومم رو از پشت بغل کرده بودم اون دختره هم لب اون طرف تخت بود خیلی فاز میداد منم خیلی حال می کردم با دو تا خانم توی یه تخت بودم کیرم شق کرده بود چسبونده بودم باسن خانومم یه چند دقیقه گذشت خانومم دستش رو آورد پشت منم کش شلوارم رو دادم زیر تخمام خانومم همون طور زیر پتو کیرم رو گرفته و شروع کرد میمالید چند روزی بود نکرده بودیم حسابی حشری بود من هم هر چند ثانیه از پشت موهاشو بوس میکردم و با دستم شکمش رو نوازش می کردم خانومم با دوستش خیلی صمیمی بودن و همه حرفی با هم میزدن و تعارف نداشتن ولی اینکه دزدکی داشتیم توی فاصله یک متری اون، با هم حال می کردیم منو فرستاده بود فضا یه چند دقیقه ای که گذشت خانومم به دوستش گفت درب اتاق رو قفل می کنی؟ دوستش که محو فیلم بود یهو مثل برق گرفته ها خشکش زد! خووووب دقیق به ما نگاه کرد گفت برای چی؟ جفتمون زدیم زیر خنده خانمم گفت نترس میخوام بچه ها نیان یهو. اونم رفت کلید رو چرخوند درب رو قفل کرد برگشت توی تخت فیلم رو پلی کرد خانومم گفت بیا بچسب به من وای اینو که گفت آتیش گرفتم دوستش هم یهو قرمز قرمز شد گفت اوه اوه چه نقشه ای دارید برای من خانومم گفت بدت میاد یکم بهت محبت کنم؟ اونم به شک افتاد چهره اش در هم رفت صورتش رو سمت فیلم چرخونده بود ولی معلوم بود هزار تا چیز رو داره تجزیه تحلیل می کنه و کلا فیلم رو یادش رفته بعد چند ثانیه دوباره با یه لبخند بانمک یه نگاه به خانومم کرد خانومم گفت گمشو بیا توی بغلم خودتو چس نکن اونم که خیالش یکمی راحت شد پتوشو زد کنار و اومد زیر پتوی ما وای دیگه داشتم روانی می شدم یهو گفت وای چه حرارتی شما چتون شده؟ جفتمون زدیم زیر خنده گفتیم نترس خانومم دست انداخت دورش سفت چسبوندش به خودش اون دختره چشمش به تلویزیون بود من داشتم اونا رو نگاه می کردم حالا خانومم داشت لپش رو بوس بوس می کرد گفت چطوری؟ دوستش گفت عالی. خانومم گفت می مالمت دوست داری؟ گفت کیه که بدش بیاد! خانومم گفت دست کنم زیر تی شرتت؟ دوستش یه لبخندی زد گفت هر کاری دوست داری بکن! خانومم گفت هر کاری؟؟؟ دوستش گفت آره هر کاری! خانومم دست کرد زیر لباسش شکمش رو ناز کرد شکم سفیدش رو دیدم دستش رو برد بالا زیر سینه دختره خودش داشت لپش رو بوس می کرد دختره پاهاشو جمع کرده بود دراز کرد خانومم بهم گفت تو هم بیکار نشین منو بمال بهش گفتم کجاتو بمالم اونم گفت هر جارو که دوست داری منم همون زیر پتو از پشت دست کردم توی شرتش لای باسنش انگشتمو رسوندم به کسش گفتم اینجا خوبه گفت عالیه! معلوم بود دوستش خیلی خجالت می کشه خانومم به دوستش گفت تی شرتت رو در میاری؟ دوستش گفت دیگه چی؟! خانومم گفت اگر دوست نداری که هیچی دوستش فوری گفت نه مشکلی نیست قشنگ استرس از سرو پاش میبارید اما کم نیاورد پاشد نشست تی شرتش رو در آورد بدون اینکه روش رو سمت من برگردونه و توی چشمام نگاه کنه مجدد خوابید و به تلویزیون خیره شد خانومم سوتینش رو داد بالا بدنم یخ زده بود یه سینه سفید یکم بزرگتر از سینه خانومم بود گرد و خوش فرم دیگه داشتم سکته میکردم خانومم نوک سینش رو گذاشت دهنش دستش برد پایین شلوار و شورت خودش رو کشید پایین فهمیدم که بقیش رو باید خودم انجام بدم دوستش بیخیال فیلم شد و حالا با دقت داشت توجه میکرد که چه اتفاقی قراره بیوفته مطمئنم بارها بدن لخت همدیگه رو دیده بودن خانومم خیلی چیزها رو برام تعریف کرده بود قبلاً بعد من رفتم لای پای خانومم کسش رو گذاشتم دهنم اونم چرخید به کمر دوستش هم چرخید به بغل سینش رو گذاشت دهنش من یه ثانیه سرم رو آوردم بالا با یه لبخند امیدوار و متواضع پرسیدم منم میتونم به فلانی دست بزنم؟ خانومم با دوستش چشم تو چشم شد گفت تو مشکلی نداری؟ دوستش گفت من که مشکلی ندارم شما خودتون مشکلی ندارید؟ خانومم جدی بهش گفت فلانی اگر اوکی نیستی بگوها هیچ مشکلی نداره اونم گفت نه من اوکیم هر کاری دوست دارید بکنید خانومم لبخند شیطانیش رو رو به من کرد گفت قیافه اینو ببین پاشو خودتو جمع کن من یکم جا خوردم گفت شوخی می کنم هر چقدر دوست داری حال کن منم بدون اینکه فرصت فکر اضافه به کسی بدم سرم رو بردم لای پای خانومم و دستم رو بردم لای پای داغ دوستش وای چه تپل و نرم بود کونش مثل پنبه بود داغ و نرم و گرم دست چپم رو از زیر لباس رسوندم به سینه خانومم و نوکش رو شروع کردم مالیدن آه و ناله دوست خانومم بلند شده بود بهش گفتم شلوارت رو در میاری؟ خوابید به کمر دست انداخت زیر لباسش شلوار و شرتش رو با هم کشید پایین پاچه های شلوارش رو گرفتم از پاش کشیدم کمکش کردم کامل درش آوردم وای چه کس تمیز و بی مویی!!! مغزم داشت سوت می کشید مجدد رفتم لای پای خانومم شروع کردم به کوس خوردن دست راستمو هم بردم لایه پای دوستش خانومم داشت سینه دوستش رو میخورد انگشتمو کردم توی دهنم خیس کردم بردم لایه پای دوستش شروع کردم به مالیدن دو تا انگشتم رو روی سوراخ کسش بازی میدادم یه انگشتم رو روی سوراخ کونش یه چند ثانیه خوب بازی دادم و راشو پیدا کردم انگشتم رو فرستادم تو آه و ناله اش آروم بلند شد منم آروم آروم انگشتامو عقب جلو میکردم بدنش شل شده بود بعد چند ثانیه خانومم بلند شد اومد پایین کس دوستش رو گذاشت دهنش منم اومدم پایین لباسام رو کندم کیرمو گذاشتم توی کس خانومم آروم شروع کردم به تلمبه زدن خم شدم روش نوک سینه هاشو گرفتم فیس تو فیس چشم تو چشم با دوستش بودم که داشت آه میکشید با ارزش ترین لحظه زندگیم بود دوست نداشتم هیچوقت تمام بشه. خوب که گرم شدن اومدم کنار دوستش خوابیدم بهش گفتم میای روم؟ (میدونست وازکتومی کردم) اومد کیرم رو گرفت دستش گذاشت دهنش یکم خورد بعد اومد بالا با دست روی کسش تنظیمش کرد گذاشت توش معلوم بود خیلی وقته نداده خیلی داغ و چرب و تنگ بود وای به آرزوم رسیده بودم همینطور که آروم آروم مقدار فرو کردنا حین عقب جلو کردن بیشتر می شد خانومم که کنارم خوابیده بود دستشو برد پایین شروع کرد به مالیدن تخمام سینه های دوستش رو گرفتم توی دستم وای چه حس خوبی داشت آوردم گذاشتم دهنم یکی یکی میخوردم بعد چسبوندمشون به همدیگر جفت نوکاشون رو میخوردم دست انداختم کنار شکمش یکم دادمش بالا شروع کردم تند تند کردن سرعتمو تا جایی که میشد بردم بالا بشدت داشت لذت می برد یهو کسش رو آورد بالا کیرم در اومد آب زلال از کسش اومد ریخت روم یه آه کشید دوباره نشست روی کیرم مجدد شروع کردم به کردن باز سرعتش رو زیاد کردم اه و اوهش در اومد باز کشید بیرون آبش ریخت اومد خوابید روی تخت ولو شد خانومم اومد روی کیرم شروع کردم به کردنش همش توی فکر این بودم که بعدش برم سراغ دوستش. داشت مارو نگاه میکرد چوچولش رو تند تند میمالید به پنج دقیقه نرسید که ارضا شد به خانومم گفتم تو هم بیا ارضا شو اومد کنارش خوابید منم رفتم روی دوستش کیرم رو فرستادم توش شروع کردم به تلمبه زدن برای اولین بار لباشو بوسیدم و شروع کردم به خوردن هم زمان یکی از سینه هاشو گرفتم گفت نوکش حساس شده خانومم داشت کس خودش رو میمالید خوابیدم روی دوستش هیکلش از خانومم بزرگتر بود انگار توی بهشتم حسی که داشتم قابل وصف نیست میدونستم اگر الان ارضا بشم خانومم حس بدی پیدا می کنه برای همین بلند شدم رفتم کنار خانومم انگشتامو کردم توی کوسش شروع کردم تلمبه زدن نوک سینش رو گذاشتم دهنم دوستش هم اون یکی سینه رو گذاشت دهنش دست گذاشت رو چوچولش شروع کرد مالیدن زنم رفت توی فضا به دقیقه نکشید که گفت دارم ارضا میشم و خودش کنترل چوچولش رو بدست گرفت و بعدش هم لرزشها و ارضا… یکم که نفس خورد و رد و بدل شدن کلی لبخند نشستم لای پاش و کیرم رو فرستادم توش یه چند دقیقه کردمش بعد به دوستش گفتم بیاد روش اونم به شکم خوابید روی خانومم این صحنه داشت دیونم میکرد از خانومم کشیدم گذاشتم توی کوس دوستش. کون دوستش سفیدتر و بزرگتر بود کپه های کونش رو بازی میدادم خانومم دستش رو آورد پایین تخمام رو گرفت دستش دوستش رو بغل گرفتم و کیرمو تا ته فرو کردم و آبم با شدت شروع کرد پاشیدن به سختی صدامو کنترل می کردم از اتاق بیرون نره بچه ها بشنون یکی از کاملترین ارضا هام بود دلم نمیخواست کیرمو بکشم بیرون اما دیگه بیشتر نگه میداشتم خیلی ضایع بود خلاصه کیرمو کشیدم بیرون و رفتم دستمال کاغذی آوردم اونا هم شروع کردن لباس پوشیدن و از سکسی که کردیم تعریف کردیم و از هم تشکر کردیم بعد از اون هم یبار دیگه سکس کردیم ولی مشخص بود خانومم دوست نداره این قضیه ادامه دار بشه و البته این موضوع برام قابل درک بود و مطمئنا اگر اصرار هم میکردم فقط اوضاع بدتر میشد برای همین دیگه وارد این فضا نشدیم و الان هم طوری رفتار می کنیم که انگار اتفاقی نیفتاده امیدوارم از خوندن ماجرای ما لذت برده باشید نوشته: darkking لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده