رفتن به مطلب

داستان سکسی زندایی سفید


labubu

ارسال‌های توصیه شده


من و زن دایی سفیدم
 

سلام دوستان امیر هستم قبلا داستان سکس با خاله سانازو براتون گفتم ک کاملا واقعی بود امروز جریان سکس با زن دایی شیرین رو براتون میگم اینم کاملا واقعیه و هنوزم بعد یک سال با هم رابطه داریم این داستان اولین سکسمه باهاش اول بگم ک اسمها فقط عوض شدن ما ساکن تهران هستیم میرداماد من ی زن دایی محجبه دارم از اونایی ک تو خونه هم چادر سرشونه زن دایی شیرین من قد بلند و هیکل گوشتی و شدیدا سفیدی داره با سینه های درشت و کون قلمبه و خوش تراش میگم سینه و کون درشت داره چون حتی با چادر هم وقتی راه میره قشنگ کونش پیداست قضیه از اونجا شروع شد ک دایی من به ی سفر کاری رفته بود از اونجایی ک زن داییم از این محجبه ها هست ماهواره نداشتن اصلا حالا نمیدونم چی شده بود و چطور راضی شده بود اما داییم بهم زنگ زد و گفت امیر جان من ماهواره خریدم هروقت تونستی بیا برامون نصب کن چون من واردم تو نصب ماهواره منم گفتم باش پس فردا میام داییم گفت فقط من نیستم اومدم شیراز ولی زن دایی هست هماهنگ کردم گفتم باشه اون روز اماده شدم رفتم خونه دایی مثل همیشه زن دایی ی دامن بلند گشاد پاش بود ی چادر و ی پیرهن سلام کردم رفتم داخل بعد نصب دیش و تنظیم اومدم پایین تا کانال هارو ردیف کنم نشستم و بعد کانال یابی شروع ب حذف کانالای بدرد نخور کردم زن دایی هم ی چای اورد و نشست پشت من رو مبل من سرگرم بودم ک رسیدم ب کانالای سکسی همون کانالای تبلیغاتی ک تیکه فیلم پخش میکنن عمدا ی کم بیشتر روشون موندم بدون اینکه برگردم ب زن دایی گفتم این کانالارو چیکار کنم؟ زن دایی گفت یعنی چی؟ گفتم میتونم حذف کنم یا میتونم براش قفل بذارم اصلا انتظار نداشتم همچین جوابی بشنوم یهو زن دایی گفت اگ قفل کنی تصویر داره؟ گفتم ن تا وقتی کد رو وارد نکنین زن دایی گفت خب اسمش چی؟ گفتم اونم میتونم تغییر بدم زن دایی گفت پس همین کارو بکن امیر جان گفتم باشه یهو جرقه تو سرم زده شد حدودا ۵-۶ تا کانال سکسی پشت هم بود میرفتم روشون ب بهانه تغییر اسم هی لفتش میدادم تا زن دایی شیرین ببینه دقیقا سومین کانال بود ک داشتم باهاش ور میرفتم حدودا ی ربع ور میرفتم باهاشون یادمه داشت لیسیدن کص نشون میداد صدای تلویزیون کم بود از پشت ب گوشم رسید انگار زن دایی شیرین داشت با خودش ور میرفت چون صدای کصش ک خیس شده بود قشنگ میومد من ب روی خودم نیوردم و ادامه دادم یهو زن دایی شیرین اومد سمتم پشتم نشست تقریبا سینه هاش چسبیده بود ب پشتم اروم دستاشو اورد دور کمرم و اورد سمت شکمم من بدون اینکه برگردم گفتم زن دایی چیزی شده؟ گفت امیر جون داغم بدجوری گفتم زن دایی تو چرااا؟؟ گفت مگه من دل ندارم عزیزم؟ گفتم چرا معلومه ک داری همینکه اینو گفتم دیدم دستشو برد روی کیرم و شروع کرد ب مالیدنش درجا سیخ کردم زن دایی گفت اوه چ بزرگم هست خوش ب حال دوست دخترت گفتم دوست دختر ندارم فعلا زن دایی گفت فدای سرت من دوست دخترت میشم منم با صدای اروم گفتم چی از این بهتر؟ زن دایی ک دیگ از پشت کامل چسبیده بود سینه هاشو میمالید بهم بلند شد من برگشتم دیدم چادرش روی شونه هاشه ی لبخند زد بهم گفت چند دقیقه دیگ بیا اتاق رفت تو اتاق دل تو دلم نبود قلبم تند میزد زن دایی شیرین ک همیشه با حجاب و مثلا مومن بود و این حرفا؟؟؟ خلاصه بلند سدم و رفتم در اتاقو باز کردم دیدم نشسته لبه تخت دکمه های پیرهنش بازه ی سوتین مشکی تور ک نوک سینه هاش معلوم بود تنش بود دامنشم در اورده بود و ی شرت مشکی هم پاش بود بدنش عین بلور سفید بود وقتی سینه های درشتشو دیدم اب از دهنم راه افتاد رفتم جلوش واستادم گفت دوس دارم کیرتو حسابی بخورم امیر من گفتم بخور شیرین جونم مال خودته شلوارمو کشید پایین کیرم جلوی صورتش بود ی کم با دست ور رفت با کیرم گفت امیر جون من همیشه عاشق سکس خشن بودم ولی تا حالا تجربه نکردم گفتم اگ خشن دوست داری منم دوست دارم هیچی اینو گفتم و کیرمو کرد تو دهنش و شروع کرد ب خوردن ی کم ک گذشت دو دستی سرشو گرفتم و خودم تو دهنش جلو عقب کردم و کم کم بیشتر کیرمو میکردم تو دهنش تا جایی ک کیرمو تا ته میکردم تو حلقش و زن دایی عوق میزد کیرمو کشیدم بیرون گفتم اگ اذیت میشی نکنم اینکارو گفت ن دوس دارم امیر دوس دارم اینو ک گفت باز کردم تو دهنش و محکم و تند سرشو فشار میدادم و کیرم تا حلقش میرفت و در میومدم دیگ حشرم روی هزار بود پیرهنشو در اوردم سوتینشو باز کردم و سینه های درشت و سفیدش افتاد بیرون خم شدم سینه هاشو خوردم ک اه و ناله زن دایی رفت بالا چند دقیقه نوک سینه هاشو خوردم دیدم زد دایی جونم کیرمو گرفت گذاشت لای سینه هاش با دست سینه هاشو جم کرد دور کیرم سینه هاش کامل دور کیرمو گرفته بود شروع کرد بالا پایین کردن سینه هاش کیرم لای سینه های زن دایی محجبه خوشگلم داشت لیز میخورد گفتم شیرین‌جون ادامه نده داره ابم میاد گفت بذار بیااااد میخوام سری سری دوم بکنی ک تایم بیشتری طول بکشه داشت اینو میگفت ابم با فشار اومد و زیر گردن زن دایی شیرن پر اب شد زن دایی شیرین اهی کشید و گفت جوووون چ ابی عاشقشم بعد کیرمو ول کرد با دستمال ابمو تمیز کردم و خوابوندمش پاهاشو باز کردم رفتم لای پاهاش شرتشو کشیدم پایین وای چ کصی داشت توپول گوشتی صورتی و شدیدا خیسسس شروع کردم ب خوردن کصش زن دایی هم همش ناله میکرد و میگفت بخور فداتشم بخور کصمو بخور قربونت بشم تقریبا ۵-۶ دقیقه کصشو خوردم ک شیرین جونم پاهاشو چسبوند ب دو طرف سرم فشار داد و با دست سرمو‌گرفت و فشار داد ب کصش و شروع ب لرزیدن کرد فقط ناله میکرد و هم زمان با لرزش بدنش صداشم میلرزید کم کم اروم شد رفتم روش ازش لب گرفتم و کیرم ک باز سیخ شده بود گذاشتم جلوی کصش با کیرم چندبار زدم روی چوچولش و گفتم پس سکس خشن دوست داری اره؟ گفت اره امیر اره دوست دارم جرم بدی همین ک اینو گفت یهو محکم کیرمو تا ته کردم تو کصش با دست جلوی دهنشو گرفته بودم و زن دایی شیرین ی جیغ بلند زد منم شروع کردم ب تلمبه زدن محکم و با سرعت زن دایی فقط جیغ میزد منم محکم و محکم تر میکردم تو همین حال سینه هاشم گرفته بودم تو دستم و محکم میچلوندم نوک سینه هاشو با انگشت میگرفتم و میکشیدم محکم زن دایی هم فقط بلند ناله و جیغ میکشید و فقط میگفت اره دوس دارم بکن امیر جون بکن کیرمو کشیدم بیرون گفتم برگرد زن دایی برگشت قمبل کرد منم کیرمو کردم تو کصش ک اب ازش میچکید شروع کردم تلمبه زدن محکم و تند زن دایی هم دهنشو گذاشته بود رو بالش و بلند ناله میکرد چنتا محکم با دیت روی کونش زدم طوری ک درجا جای دستم افتاد روی کونش هیچی حالیم نبود کیرمو کشیدم بیرون و گذاشتم جلوی سوراخ کونش گفت وای امیر از عقب ن همین ک اینو گفت با فشار کیرمو فرو کردم تو توکنش تا ته همچین جیغ زد گفتم از از حال میره ی کم اروم تلمبه زدم دیدم ن کم‌کم اروم شد و باز ناله های شهوتیش رفت بالا فقط میگفت بکن امیر داره حال میده فداتشم منم ادامه دادم و محکم کونشو میکردم ک زن دایی باز ی جیغ زد و ابش اومد ولی من ادامه دادم تا ابم اومد و ریختم تو کونش سکسمون حدودا ی ساعت طول کشید.

نوشته: امیر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18