رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     بیغیرتی × شوهر × ضربدری × داستان بیغیرتی × سکس بیغیرتی × سکس ضربدری × داستان ضربدری × داستان سکسی ×

زنم و دوستم

سلام بچه ها امیدوارم خوب باشین
دفعه پیش خاطره خودم و سمانه رو نوشتم، چون استقبال شد ایندفعه خاطره خوابیدن زنم ندا زیر سهیل واستون مینویسم. اینم بگم که کل قضیه رو خود ندا داره میگه و من مینویسم.
تا اونجایی گفتم که تو هتل سمانه و سهیل حرفشون شد و قرار شد من برم پیش سمانه و سهیل هم با ندا رفتن اتاق ما.
از اینجاشو از زبون خود ندا مینویسم:
اون شب خیلی مشروب خورده بودم و توی آسمونا بودم،یه حال عجیبی داشتم که نگو و نپرس،همیشه تو فانتزی های ذهنیم خودمو زیر کیر سهیل میدیدم،اما الان واقعا باهم تو اتاق تنها بودیم و من پر از شهوت
من قدم نسبتا کوتاهه اما کون گنده و کس قلمبه و کلوچه ای دارم ،سهیل هم یه پسر معمولی و مهربون اما با یه کیر گنده و کلفته. خوبی مشروب اینه که آدمو نترس و کله خر میکنه و منم اون شب انقدر خورده بودم که به زور روی پاهام بند بودم و از طرفی هم میدونستم این سمانه لاشی الان داره با شوهرم حال میکنه و این بیشتر تحریکم میکرد که منم هم حال کنم و هم جبران کنم.
رسیدیم تو اتاق،در اتاق که بسته شد دیگه مطمئن بودم که شب موعود رسیده و قراره فانتزیم عملی بشه
سهیل گفت من میرم دوش بگیرم آخه از صبح همش تو استخر بودم،اینو گفت و حوله لباسشو برداشت رفت حموم
اولش تو این فکر بودم که یه ست سکسی بزنم و دراز بکشم رو تخت تا بیاد بیرون،اما یهو زد به سرم که با شورت و سوتین برم تو حموم،حدود ۴-۵ دقیقه ای میشد که سهیل حموم بود درو باز کردم رفتم تو،لخت لخت زیر دوش بود و یه لحظه انگاری کپ کرد،منم چشام قفلی روی کیرش بود آخه اولین باری بود که میدیدمش و دقیقا همون چیزی بود که انتظارشو داشتم ،فک کنم ۱۷-۱۸ سانتی میشد کلفت و تمیز
سهیل که دید من قفل شدم رو کیرش خودش اومد و منو برد زیر دوش و از پشت شروع کرد شونه هامو مالیدن،کیرشو حس میکردم مالیده میشه یه کمرم
برگشتم و گرفتمش تو دستم،گفتم ماشاالله عجب چیزی داری،کوفتت بشه سمانه ،گفت عزیزم امشب و هر شبی که بخوای ماله توئه
گفتم خوب شستیش؟ با خنده گفت آره ضدعفونیش هم کردم
زانو زدم دوتا بوس و دو تا لیس زدم گفتم بقیش بمونه بعد یه ماساژ حرفه ای
منو شست و حوله پیچ کرد و گفت برو خودتو خشک کن بیام ماساژو شروع کنم،خودشم چند دقیقه دیگه اومد بیرون
یه ست صورتی با شورت بکلس پوشیدم و دمر خوابیدم روتخت و پتو کشیدم رو خودم
اومد کنارم نشست و گفت شروع کنم
گفتم من در اختیارتم عشقم
حوله رو زد کنار،یه جووون گفت و شروع کرد،کصافط نمیدونم از کجا یاد گرفته بود اما یه جوری ماساژ میداد که روح آدم به پرواز در میومد
از مچ پا تا گردنمو حدود یه ربع مالید بعد گفت بچرخ
این دفعه اومد نشست روم و با لب گرفتن شروع کردم ،بعد اومد. گردنمو مالید و بوسید،به پستونام که رسید اول از روی سوتین مالید بعد درشون آورد یکیشو گذاشت تو دهنش و اون یکیشو هم با دستش میمالید،دیگه آه و اوهم در اومده بود رفت پایین تر رسید به کصم،شورتمو درآورد و شروع کرد مالیدن و انگشتشو کرد تو کصم
یه انگشتش تو کصم بود و با شصتش چوچولمو میمالید،بدجوری حشرم زده بود بالا گفتم سهیل انگشت نه،یه چیز گنده و کلفت بکن تو کصم
-جووون چی دوست داری بره تو کصت؟؟؟؟
-اوووووم کیر کلفتش عشقم،منو بگا باهاش،بزار بالاخره به آرزوم برسم و زیرخوابت باشم
-باشه قربونت بشم اما دو تا شرط داره،اول اینکه کاندوم بی کاندوم دومم اینکه باید قبلش حسابی ساک بزنی تو حموم که نزدی
پاشد رو تخت وایساد،منم رو زانوهام نشستم،از زیر خایه هاش تا سر کیرشو چندبار رفت و برگشتی لیسیدم،دیدم تکیه داده به دیوار چشاشو بسته و داره حال میکنه،خایه شو کردم تو دهنم و میک زدم
نوبتی جفت خایه هاشو خوردم واسش،اومدم سراغ کیر کلفتش
اول بوسش کردم و قربون صدقه ش رفتم،جوووون چه کلفته،همیشه دلم میخواست زیر این کیر باشم،بعد تا نصف کردم تو دهنم و شروع کردم ساک زدن ،میخواست تا ته بکنه تو حلقم گفتم نکن خفه میشم،اون زنه جندته که به این سایز عادت داره نه من
۲-۳ دقیقه ساک زدم،گفتم بسه دیگه سهیل بیا کصمو بگا
طاق باز خوابیدم و پاهامو باز کردم و گفتم سهیل زن جنده، بیا منو بگااااااا
اومد جلو چند بار کیرشو از بالا تا پایین کصم کشید، یهو کرد تو ،واااای نفسم بند اومد یک نگه داشت و پرسید خوبی؟
-آره خوبم ،فقط منو بگا دارم میمیرم از حشر،یه جوری تلمبه بزن صدامون تا اون اتاق بره میخوام زن جنده ت بشنوه که داری تو کس من تلمبه میزنی
اونم با حرفای من وحشی میشد و محکم تر تلمبه میزد،باورم نمیشد همچین کیری تا ته تو کصم جا بشه ،اما بعد چندتا تلمبه برخورد خایه هاش به بدنم حس میکردم
عوضی عجب کمری هم داشت،چند تا پوزیشن عوض کردیم و اساسی منو گایید،فکر کنم ۱۰-۱۲ دقیقه بود که کیرش تو کصم بود که حس کردم داره وحشیانه تلمبه میزنه
-سهیل نریزی تو کصمااااا،بکش بیرون بریز رو ممه هام
تا کشید بیرون آبش اومد. و با فشار پاچید رو ممه ها و گردنم،منم یکم چوچولمو مالیدم تا آبم اومد
دیگه جفتمون بیحال شده بودیم و افتادیم رو تخت،تا صبح همونجوری لخت تو بغل هم خوابیدم ، صبح بیدار شدم ساعت ۶ بود ،دیدم از حموم صدا میاد
پاشدم رفتم تو حموم ،گفتم سهیل جووون چرا تنها اومدی حموم،من هنوز میخوام بهت کس بدم،اینو که گفتم انگاری دوباره بدنش گر گرفت
دوش آب رو بست، نشست لب وان گفت بیا ساک بزن،انقدر ساک زدن تا دوباره کیر کلفتش شق شد، دستمامو تکیه دادم به دیوار و ایستاده قمبل کردم ،از پشت کرد تو کصم و حسابی کصمو گایید ،وقتی داشت آبش میومد گفت بریزم دهنت،گفتم قورت نمیدماااا اما بریز تو دهنم حالشو ببر
ساعت ۶:۳۰-۷ صبح یه جوری تو حموم نعره میزد موقع پاشیدن آبش که فکر کنم همه تو هتل صدامونو شنیدن،آبشو ریخت تو دهنم ،منم خالیش کردم رو ممه هام و دهنمو هم شستم
گفتم حالا منو حسابی میشوری، تمیز میبری تحویل شوهرم میدی و زن خودتو پس میگیری
اینو که گفتم جفتمون خندیدیم و یه عالمه بوسم کرد و ماساژم داد،خیلی شب بیاد ماندنی شد،از طرفی هم خیالم راحت بود که مهدی میدونه و راضیه،منم میدونم اون داره با یه زن دیگه حال میکنه منم راضی ام
بنظرم ضربدری تنها سکسیه که در ظاهر خلاف شرع و عرفه،اما در واقع میشه ازش راضی بود و لذت برد چون همه چی توش برابره

نوشته: مهدی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • فیلم سکسی کوتاه که سه نفری یه دخترو برداشتن بردن طبعیتی چیزی لختش کردن دارن کص کونش میمالن یکیشون هم فیلم میگیره . تایم: 00:12 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم جهت مشاهده تمامی فیلم های سکسی ایرانی روی کلیک بزنید.
    • عکس سکسی یواشکی از حمام کردن میلف گوشتی ایرانی 5/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس لخت زن ایرانی با کص کون گنده 4/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های یواشکی سکسی زن لخت ایرانی 3/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی از اندام لخت میلف گوشتی 2/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی ناب داداش بی از اندام سکسی خواهرش 1/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • سن بالا × زندایی × داستان سکسی × سکس سن بالا × داستان سن بالا × داستان زندایی × سکس زندایی × سکس میلف × میلف × سکس با زندایی سن بالا این داستان برمیگرده به پاییز امسال من ۲۹ سالمه و‌ همیشه بین اشنا فامیل مورد قبول بودم داییم شهرا جنوبی کار میکنه و خیلی زود بیا ۲ ماه یکبار هست ۳ تا بچه قد و نیم قد هم داره که بزرگه ۱۸ سالش هست زنداییم هم که اسمش مریم هست ۴۲ سالشه که از همون ۱۸ سالگی به بعد دوست داشتم ترتیبشو بدم ولی نشد هیکل توپی داره سفید سفید سینه ۸۵ به بالا کون گنده کلا خیلی سکسی هست قیافش هم بد نیست و خوبه داستان از اینجا شروع شد که بخاطر درس پسر دومی زیاد میرفتم خونشون پاییز که درس بهش یاد بدم درسش اصلا خوب نیست هروقت میدیمش میگفتم کاش بشه فقط بغلش کرد و سینه هاشو گرفت معمولا هم داخل خونه لباس راحت میپوشید نه لختی ولی کون سینه کامل در دید بود چندین بار گذشت از رفت و اومد در این مدت خودم حس میکردم فهمیده که چشمم بهش هست و پیش خودم میگفتم حتما خوشش میا که صمیمی تر میشه تا بعدازظهری رفتم خونشون که دیدم شال بسته به کمرش گفتم چی شده که گفت مبل بلند کردم و کمرم درد میکنه که بهش گفتم خب پماد بزن و ماساژ بده بهتر میشه گفت زدم ولی تموم شده بالاخره تموم شد و اخر شب اومد تو ذهنم که بهش بگم واست میخرم فردا پیام دادم و احوال پرسی که کمرت بهتره که گفت نه و گفتم فردا واست میگیرم میارم دیگه شروع کرد به تشکر و درد دل که داییت نیست و اذیت میشم منم و به خیلی چیزا نمیرسم و این حرفا صبح ساعت ۸ بیدار شدم ی دوش گرفتم رفتم دو تا پماد واسش گرفتم و بهش زنگ زدم خونه ای بیارم واست گفت اره هستم منم گفتم تا نیم ساعت دیگه میرسم اونم گفت برم دوش بگیرم تا تو میرسی شاید بهتر شدم رسیدم زنگ زدم رفتم بالا که دیدم ی شلوار گشاد پوشیده با تاپ و موهاشو با هوله بسته بود که خشک بشه تنها بود خونه و بچهها رفته بودن مدرسه دیگه تشکر کرد و رفت چایی اورد گفتم این دستور عملا داره باید پماد بزنی و ماساژش بدی و هوله گرم بزاری که تاثیر داشته باشه گفت باشه و تعریف میکردیک که تلفنش زنگ خورد پاشد که جواب بده ی دفعه از پشت چشمم خورد به کونش که شلوار بینش گیر کرده بود ی لحظه حس کردم کیرم راست شد از شهوتش چن دقیقه تلفنش طول کشید و اومد و منم گفتم برم دیگه که گفت مهدی تو که خودت میدونی دستور عملشو واسم پماد نمیزنی ی لحظه دنیا بهم دادن گفتم باشه که بعدش گفت اگه کار داری برو که منم گفتم نه کاری ندارم دوباره نشستم گفت پس بزار این وسایل جمع کنم بیام منم همش با خودم میگفتم چطوری شروع کنم چون نمیخواستم فرصت کردنشو از دست بدم که به خودم گفتم تهش ی دفعه میوفتم روش یا میشه یا نه اومد که گفت شروع کنیم و گفتم زندایی بهتره دراز بکشی که راحت تر انجام بشه بدون حرفی گفت رو مبل خوبه؟ گفتم اره دراز کشید رو‌مبل و لباسشو زدم بالا از چیزی که فکر میکردم سفید تر نبود ولی خوب بود همونم پماد زدم به کمرش که گفت اینجا بالشت نداره بیا بریم داخل اتاق که تخت هست گفتم اگه راحت تری باشه رفتیم داخل اتاق که تابشو بیرون اورد و فقط سوتین ابی بوده گفت میدونم که غریبه نیستی لباسمو دراوردم منم که از خدام بود به پشت دراز کشید منم ایستاده پماد زدم و میمالیدمش از جایی که درد داشت بالاتر رفتم بیشتر میخواستم با این کار بعدش برم سراغ کونش گفتم زندایی پایین تر هم بزنم شاید بهتر نتیجه داد گفت هرچه خودت میدونی کم کم اومدم پایین که رسیدم به شلوار و شرتش دیگه ازش نپرسیدم و ی مقدار کشیدمشون پایین از نصف کمتر کونش معلوم بود وای کونش مثل پنبه نرم بود دیگه فراموش کردم که کمرش کجاس ۳ ۲دقیقه شد که گفت مهدی کمرم بالاتره ی لحظه خواستم بحث بندازم گفتم از بس نرمه یادم رفت که این کمر نیس و خندید گفت حالا که خوشت اومده پس کامل پمادش بزن وای دیگه کیرم داشت میترکید شلوار و شرت تا زیر کونش دادم پایین کل کونش داخل دستام بود ی بار دیگه پماد زدم به کمرش و گفتم خوبه گفت عالیه کارت خودمم از اون نرمه بیشتر خوشم اومده بی زحمت ی بار دیگه ماساژش بده منم با خنده گفتم پس به من نگو یادت رفته گفت پس اگه میخوای راحت باشی بیا رو تخت خودش رفت وسط تخت و منم رفتم رو تخت اما از رو شلوارم مشخص بود شق کردم و فکر کردم متوجه شده و منم فکر میکردم چراغ سبز داده اگه بخوام کاری کنم داشتم ماساژش میدادم که خم شدم پماد بردارم از عمد کیرمو زدم بهش ببینم واکنشش چیه و چیزی نگفت و بعدش گفت زیاد بزن که خوب بشم منم گفت پماد کاری نمیکنه ماساژ مهمه که گفت تو هم خوب بلدی ی دفعه بلند شد و گفت شونه هامو هم ماساژ بده دیگه فشارم بالا رفت گفتم میخوای سوتینو باز کنم که راحت ماساژ بدم گفت باشه بازش کردم و سینشو با دست گرفت داشتم که ماساژش میدادم کم کم رفتم زیر بغلش که برم سمت ممه هاش گفتم اگه چیزی نگفت یعنی بکنم کم کم ممه هاشو گرفتم اصلا حرف نمیزد و فهمیدم راضی هست از پشت بهش نزدیک شدم و محکم گرفتشون و بهش چسبیدم فهمیدم حشرش زده بالا که چیزی نمیگه از پشت به گردنش نزدیک شدم و بوش کردم که گفت اگه میخوای کاری کنی راضیم اینو که گفت گردنشو بوسیدم و سینه هاشو‌ول کردم و دستمو برم سمت کصش و مالیدمش و برگشت سمتم و از لب گرفتم گفتم کاش زودتر میگفتی اونم گفت کاش زودتر کمرم درد میگرفت و گفت فقط سریع که سامان پسرش ساعت ۱ میا از مدرسه منم لخت شدم و افتادم روش و شروع کردم به خوردن لب و سینهاش اونم با دستاش کیرمو میمالوند چند دقیقه که گذشت کیرمو گذاشتم وسط سینه هاش و عقب جلو میکردم وای انگار بالشت پر قو بود که ی دفعه ابم اومد ریختم رو سینه و گردنش دستمال اوردم پاک کردم که گفت صبر کن کاندوم بیارم نمیخوام حاملم کنی که گفتم اره دست به حامله شدنت خوبه کت ۴ تا داری و کاندوم آورد و کشید رو کیرم و دراز کشید گفت ۲۰ روزه که جرنخوردم بدون مقدمه تا ته کردم داخل کصش و اه اوهش بلند شد محکم تلمبه میزدم صداش کل اتاق گرفته بود ۴ ۵ دقیقه گذشت از کنار کصش داشت ابش میومد فهمیدم ارضا شده منم همون لحظه اومد و کشیدم بیرون از کصش و کاندومو برداشت ریختم رو سینش چند دقیقه ازش لب گرفتم و پاشدیم داشت لباس میپوشید از پشت بهش چسبیدم و گفتم بعدی کی باشه گفت فردا خوبه و فردا دوباره زندایی رو مورد گایش قرار دادم از اون روز به بعد هفته ای دو بار میکنمش و یادش رفته شوهر داره. امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته: مهدی
    • شوهر وفادار سمانه - 1 سلام اسمم سمانه و ۲۸ سالمه تو ۲۰ سالگی با علی ازدواج کردم اون ۸ سال از من بزرگتره اوایل سکس های خوبی داشتیم اما کم کم تمایلش کم شد اصلا طرفم نمیومد گاهی انقدر حشری بودم که غرورم رو میشکوندم و آلتش رو موقع خواب در می‌آوردم و ساک میزدم خیلی کوچیک بود و شل درست شبیه خودش .خیلی راست نمی شد اما انقدر ساک میزدم و فانتزی های جنسی که داشتم به ذهن می‌آوردم تا کمی احساس بهتری داشته باشم اما هیچ وقت ارگاسم نشده بودم با کیرش . حتی پیش مشاور رفتم اما اونم گفت طلاق بگیر ازش اما جریان خانواده هامون طوری بود که حرف طلاق هم نمی شد زد .تا اینکه یه شب با هم فیلم دیدیم فیلم پورن هر چند نمیخواستم ببینم اما به اسرار علی و اینکه شاید با دیدن پورن یکم دودول تکون بخوره و بتونه کاری کنه قبول کردم .یه فیلم اروتیک داستانی بود که یه زن و شوهر جوان مشکل ما رو داشتن و داشتن دنبال راه حلی میگشتن که شوهره با اینکه مشکل داشت اما تمام تلاشش رو می‌کرد تا به همسرش کمک کنه حتی به کمک وسایل جانبی مثل خیار زنش رو ارگاسم می‌کرد و زندگیشون روز به روز با کیفیت تر میشد و کم کم به جایی رسیدن که یک مرد غریبه رو وارد زندگیشون کردن و اون مرد اومده بود خونشون تا با زنه سکس کنه جلوی شوهرش موقع دیدن این فیلم تقریبا ارگاسم شدم از بس هیجان انگیز بود و جذاب .مرد غریبه با آلت بزرگش کاری می‌کرد که خانومه تو فیلم چند بار آبش میپاچید و پاهاش میلرزید و گریه میکرد از شدت ارگاسم های شدیدی که می‌گرفت اما همچنان به شوهرش وفادار بود و زندگی عادی داشتن و همو دوست داشتن فقط از اون مرد غریبه به عنوان ابزار جنسی استفاده میکردن که نیاز خانوم رو برطرف کنه .وقتی فیلم به صحنه های جذاب ارگاسم رسید علی بهم میگفت سمانه تو هم آبت میاد اگه ارگاسم بشی؟ بهش به طعنه گفتم آره اگه مادربزرگ ۸۰ ساله منم کنار این مرده بخوابه آبش میاد و دیدم شروع کرد به حرفهای کاکولدی زدن و اینکه غیر مستقیم بهم میگفت که ما هم میتونیم راه این زن و شوهر تو فیلم رو در پیش بگیریم و… از اون شب به بعد دیگه اوضاع عوض شد و من شدم یه آدم عوضی .منی که همیشه چادر داشتم و با حیا و حجاب بودم با شلوار لی تنگ و مانتو باز و لباس سکسی تو خیابونا دنبال مرد رویاهام بودم تو یه جای شلوغ تو بازار بودیم با علی که یه مرد غریبه از پشت سر ما می‌اومد تا اینکه یه جایی وایسادیم که مردم‌نهاد بودن و همه چسبیده به هم و اون مرده هم از پشت خودشو می‌مالند به من و باسنم رو دست میزد یکم حالی به حولی شدم اما نمیشد به چنین مردی اعتماد کرد واسه همین به علی گفتن سریع از اون شلوغی دور شدیم بعدش به علی گفتم که یکی کونم رو دستمالی می‌کرد تو بازار و… علی هم کلی خندید .من دنبال یکی بودم که مخم رو بزنه بعد کم کم وارد رابطه جنسی بشیم اما همه مردها انگار می‌خواستند اولین بار دیدن ببرن تو رخت خواب .تو تلگرام با جابر دوست شدم و پسر خوبی بود اولین باری که دیدمش تو رستوران گفتم این دیگه همونه که میخواستم و تو رویای این بودم که به علی هم قضیه رو بگم و یه روز دعوتش کنم خونه و به فانتزی جنسی مون برسیم اما بعد از اینکه تو چت باهاش راجع به مسائل جنسی و … باهاش صحبت کردم و فهمیدم یه چیزی تو مایه های شوهر خودمه و اصلا خودش مشکل جنسی داره سریع بلاکش کردم فقط تنها فرقش این بود که اون قدبلند و خوش استایل بود … اگه دوست داشتین کامنت بزارین ادامش رو بگم نوشته: سمانه
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.