رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

     زن شوهردار × خیانت × داستان زن شوهردار × سکس زن شوهردار × داستان خیانت زن شوهردار × داستان زن متاهل × سکس زن متاهل ×

خیانت از شوخی شروع شد

داستان از اونجایی شروع شد که شوهرم به شوخی می‌گفت من دوست دختر میخوام منم به شوخی میگفتم دوست پسر میخوام همینطور که زمان می‌گذشت و راجب دوست دختر و دوست پسر حرف میزدیم رفته رفته برام هیجان داشت تا جایی وسوسه شده بودم که میرفتم بیرون همش به پسرا نگاه میکردم این اتفاق و خیانت دقیقا دو ماه پیش اتفاق افتاد که تصمیم گرفتم برم خونه مامانم و تو راه یه پسر خوشتیپ و شیک دیدم که بهم نگاه میکرد یه نگاه بهش کردم و راه افتادم چون تا حالا خیانت نکرده بودم اصلا مجردی هم دوس پسر نداشتم حس کردم که داره دنبالم میاد هیجانی شده بودم نمیدونستم چیکار کنم تند راه رفت اومد کنارم و ازم شروع کرد به تعریف کرد شما چقدر خوشگلین چشمم شمارو گرفت و… تا جایی که دلمو زدم به دریا و باهاش صحبت کردم همین اتفاق باعث شد باهاش آشنا شم و شماره داد و …
همیشه هم موقع عذاب وجدان میگفتم شوهرم خودش میگفت میتونی بری دوست پسر پیدا کنی درسته اون به شوخی می گفت ولی اینقدر که گفته بود دیگه من هیجان داشتم و …
یه هفته ایی از دوستیمون گذشت شوهرم رفته بود سر کار صبح ساعت ۹ بیدار شدم دیدم پیام داد خیلی دلم برات تنگ شده منم دلم براش تنگ شده بود ریسک کردم و گفتم بیا خونمون شوهرم ساعت ۳ میرسه خونه ساعت ۱۰ رسیده بود دم درمون درو باز کردم اومد بالا البته منم حسابی به خودم رسیده بودم همین که منو دید بغلم کرد و چسبوند منو دیوار لبامو خورد اصلا فرصت نداد حرف بزنم منم حشری شدمو ادامه دادم باهاش طولی نکشید دیدم لخت تو بغلشم و د ا گی دارم بهش میدم کیرش از کیر شوهرم کلفت تر بود حسابی داشت به کصم حال میداد داگی پوزیشن مورد علاقمه همین اتفاق باعث شد رفته رفته دیگه بیفتم تو‌کار خیانت و هنوزم ادامه داره و وقتایی که شوهرم نیست دعوت می کنم دوست پسرم میاد تا دسته فرو میکنه بهم البته که هیجان باعث شده به یکی قانع نباشم و چند تا دوست پسر دارم و …

نوشته: Zahra

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.