رفتن به مطلب

داستان سکسی بیغیرتی رو زنم بهترین حس دنیاس


gayboys

ارسال‌های توصیه شده

 

فانتزی بیغیرتی میثم

سلام من میثم. ۴۴ساله و میترا ۴۳ساله
داستان ما از اونجایی شروع شد که منم مثل خیلیا با اون شبکه ی سکسی که میشد پیام زیر نویس کرد و شماره گذاشت آشنا شدم و بعد یه مدت پیام گذاشتم که دوست دارم در مورد زنم صحبت کنم
تماسهای زیادی گرفته شد و پسرا و مردای زیادی زنگ زدن اما اکثرشون یا بی ادب بودن یا من رو معذب میکردن و راحت نبودم
تا اینکه پسری تماس گرفت به اسم فرهاد مودب محترم و بسیار بسیار مبادی آداب که از رفتارم متوجه شد که من اولین بارمه و فیک نیستم .تماسهامون با پیامک بیشتر پیش میرفت و درباره ی زنم ازم می پرسید تا بعد مدتی قرار شد که من از زنم با دوربین عکسای سکسی بگیرم و چند تا از لباس های سکسیش رو بیارم سر کوچه و اونم بیاد اوجا و تو ماشین ببینتشون این اتفاق افتاد و من با دلهره و استرس و کلی خجالت دل و زدم به دریا و رفتم .پسر محجوبی بود که میشد به چهره اش اطمینان کرد .نشستم و بعد از احوال پرسی عکسها رو نشونش دادم یادمه زنم با شورت و سوتین مشکی تور رو تخت بود و من با دوربین دیجیتال چندتایی تو زوایای مختلف ازش عکس گرفتم .
عکسارو دید و شورتا و سوتین زنم و بو میکرد به خودش میمالید ازم می پرسید کی کردیش و از اینجور سوالا تا با خجالت من زودتر خداحافظی کردیم و رفتیم .چند ساعت بعد به من پیام داد که چطوری بی غیرت من .نمیدونم چی شد اما انگار دنیا رو به من داده بودن و اوج شهوت در من رشد کرد .بعد از اون با بی غیرت و کصکش همیشه صدام میکرد و من لذت میبردم .یک سالی گذشت تا من تونستم میترا رو راضی کنم که موقع سکس با فرهاد حرف بزنه .یکی دوبار اول خیلی سخت قبول میکرد و منم خیلی سریع ارضاع میشدم و حسم میرفت و قطع میکردم و پیام عذر خواهی میدادم .این موضوع تماس چند بار دیگه ای برقرار شد و میترا هم دیگه راحت تر حرف میزد و منم مدت بیشتری لذت میبردم و فرهاد هم از زنم می پرسید که دوست داری منم بودم و میکردمت که میترا جواب میداد آره .اما در عین ناباوری میترا یهو استپ کرد و دیگه هرگز اجازه ی ادامه دادن رو بهم نداد …

اگه مورد پسندتون شد بار بعد داستان سکس زنم قبل از ازدواج با من با رئیسش رو براتون تعریف میکنم که خالی از لطف نیست.
ببخشید اگه جالب نبود ولی حقیقت بود

نوشته: میثم

  • Like 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

فانتزی بیغیرتی میثم - 2

سلام دوستان
در خاطره ی قبلی قول دادم که خاطره ی سکس زنم میترا با رئیسش رو تعریف کنم .
یادمه بعد از آشناییه من و میترا شاید نزدیک به سه یا چهار ماه من به میترا پیشنهاد ازدواج دادم .
دختری با چهره ای معمولی نه زشت و نه زیبا ولی مغایر با خواسته های من بسیار بسیار خوش هیکل بشدت اهل ورزش که اندام خوبش رو خیلی بهتر هم کرده بود سینه های سایز ۷۵وباسنی گرد و واقعا زیبا که میتونم ادعا کنم هنوز بعد دوازده سال از ازدواجمون که سنش ۴۲سال هست همچنان به واسطه ی تمرین مداوم بی نظیر زیباست .
میترا پیشنهادم رو قبول کرد و گفت که باید بدونی پرده ندارم من پذیرفتمش و ازش خواستم به من بگه که کی پرده اش رو زده خیلی طول کشید تا بهم بگه ولی گفت.
داستان از این قرار بود که میترا تو مجموعه ای که حسابدار بود با گروهی کار میکرد که متشکل از چند آقا و خانم بودن با رییسی به نام فرشید که جوونی خوش سیما و اندامی معمولی ولی مهربان با کارمندان و صمیمی بوده.یک روز میترا رو به دفترش که طبقه ی دوم بوده میخواد که البته ساعت پایانیه کار بوده و بعد از انجام کارهای شرکت از میترا میخواد که پشتش رو یکم بماله میترا قبول میکنه که با نشستن فرشید رو کاناپه شروع به مالیدن پشتش بکنه یادم نیست که لباش رو ناغافل میبوسه یا سینه اش رو میگیره که این کار با مخالفتی از طرف میترا مواجه نمیشه و فرشید بیشتر ادامه میده و مانتو و شلوار و لباس میترا رو در میاره یادمه میترا حتی رنگ شورتش رو یادش بود که قرمز بوده با خوردن سینه های میترا و خوردن کیر کوتاه وکلفت فرشید سکس شروع میشه و فرشید با اصرار و صبوری و استفاده از شهوت میترا رو از پشت میکنه درد بسیار زیادی رو تحمل کرده و چند روزی اذیت شده تا اینکه این اتفاق میشه برنامه ی هر چند روز میترا و فرشید.
یک روز جمعه تلفن میترا که خونه بوده زنگ میخوره و فرشید ازش میخواد که به خونه ی اون بره و میترا با داستان چینی به خونه ی فرشید میره که با ورودش میبینه دوست فرشید که به شرکت هم زیاد رفت و آمد داشته اونجاست از فرشید میپرسه که ایشون اینجاست چرا که فرشید میگه الان و بدون اطلاع اومده و الانا میره فرشید و میترا میرن طبقه ی بالای خونه که دوبلکس بوده و با اینکه میترا سعی میکنه مخالفت کنه از سکس ولی دوباره فرشید لختش میکنه میفته به جون سینه هاش میترا هم که سینه هاش و بخور تا ببینی چطوری شهوت محصورش میکنه و سکس شروع میشه این بار فرشید بدون هماهنگی کیرش رو میگذاره رو کص میترا و با چند تا فشار گویا پرده ی میترا رو میزنه البته میترا هم خیلی سخت نگرفته چون واقعا وقتی حشری میشه عجیب و غریب وا میده سکس با خوردن آب فرشید از طرف میترا تموم میشه و با پوشیدن لباس میان پایین و دوست فرشید سفارش نهار میده و نهار و میخورن و بعد نهار میرن برای استراحت که فرشید دوباره میترا رو لخت میکنه و در حال خوردن سینه هاش بوده و با کصش بازی میکرده که دوست فرشید وارد اتاق میشه میترا میگفت واقعا شوکه شدم ولی با فشار دست فرشید و میزان شهوتی که داشتم واقعا مخالفت برام امری بسیار سخت بود با اومدن صادق دوست فرشید بالای سر میترا و خوردن سینه اش و خورده شدن کصش از سمت فرشید میترا رو ابرها سیر میکرده این بار صادق دوست فرشید کص میترا رو میکنه و بعد از سکسی که انگار خیلی هم طول نکشیده فرشید هم سکسش رو میکنه و میترا با دوش گرفتن و عذاب وجدان خونه رو ترک میکنه .
گویا دیگه پیش نیومده که میترا خانه ی فرشید بره و سکسهاشون دیگه تو شرکت انجام می شده و خبری هم از صادق دیگه نبوده .
نمیخوام وارد جزییات ناراحتی و بحث میترا با فرشید به خاطر اون سکس دو نفره بشم چون وقت گیره و از طاقت نوشتن من به دور
تا اینکه با ورود من به زندگیه میترا میترا هم از اون شرکت خارج شد و جاش رو عوض کرد ولی این موضوع سکسهای میترا با رییسش و دوستش مقدمه ای برای شهوت و بی غیرتیه من شد .امیدوارم خوشتون اومده باشه .تا داستان سکس میترا با پوریا رو براتون تعریف کنم…

نوشته: میثم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.