رفتن به مطلب

ارسال‌های توصیه شده

 

عشق آجی

سلام به همه کسانی که عاشق سکس خانوادگی هستن خودمو معرفی کنم من مریم 29 ساله 2 ساله که ازدواج کردم با یک مرد تاجر سن بالا 52 ساله سرد مزاج پولدار که منو که لخت میبینه آبش میاد و دست هم‌ حتی بهم نمیزنه شاید باورتون نشه طی این دو سال ۱۰ بار هم نتونسته منو بکنه و اصلا تا به حال ارضام نکرده و بیشتر جق میزنه بدنمو که میبینه. من یه داداشی دارم خیلی پسر خوش هیکل و خوشگلي هست شوهرم خیلی موقع ها بخاطر کارش خارج از کشور میره داستان از اونجایی شروع شد که زنگ زد دو ماه نیستش و باید بره ترکیه و بعدم چین بهم گفت به داداشت زنگ بزن تنها نمون این دو ماه رو بیاد پیشت، یادم رفت اسم داداشمو بگم اسمش علی ۱۵ سالشه و دوردونه‌ی منه زنگ زدم مامانم و بهش گفتم امیر(شوهرم) یکی دو ماه نیست بگه ب علی بیاد اینجا بمونه پیشم و گفت باشه و شب شد اومد شامو باهم خوردیم بعد کمی فیلم نگاه کردیم دیر وقت بود گفتم داداش من میرم بخوابم و رفتم تو اتاقم شب بخیر گفتم رفتم بخوابم ساعت 1 بود بیدار شدم تشنه بودم اروم رفتم اشپزخونه اب بخورم که علی تو اتاق بغلی خوابیده بیدار نشه دیدم چراغ اتاقش روشنه درب هم نیمه باز بود یواش رفتم داخل که یه سلامی کنم فک کردم نشسته پای بازی دیدم رو تختش نیست (ما یکی از اتاق های خونمون رو اختصاص داده بودیم ب علی ک هر وقت میاد راحت باشه) بعد دیدم چراغ حمام هم روشنه ی صداهایی می شنیدم از حمام آآآه و … اروم رفتم در کمی باز بود توی حموم دیده میشد وقتی علی رو دیدم انگاری یه اب سرد رو سرم ریختن کیرشو گرفته بود دستش وای چ کیر کلفت و بزرگی بود تو دستاش جا نمیشد و داشت شورت و سوتین کثیف منو بو میکرد با تمام وجودش و رو کیرش می کشید و جق میزد… تازه فهمیدم که چرا همیشه تا علی میومد پیشم سبد لباسای کثیف توی اتاقم رو اون میره و میندازه لباسشویی و گاهی اوقات شورت هام ناپدید میشدن…
میخواستم برم تو دعواش کنم ک دلم نیومد.
فقط میخواستم نگاهش کنم خودم یه جوری خوشم اومده بود که علی با شورت های من و با بوی تن من اینجوری داره حال میکنه من هم داشتم حال میکردم که شرتم و نوار بهداشتیم خیس خیس شده بود نوک سینه هام سفت شده بودن بعد از تقریبا ٢٠ دقیق که من دم درب حمام خشكم زده بود داشتم‌ دید میزدمش، ابش اومد یه آه خیلی قشنگی کشید و ی عالمه ابش رو ریخت رو قسمت کسه شرتم و من زود رفتم اتاقم تا صبح خوابم نمی برد همش به کیر علی که انقدر کلفت و بزرگ بود و این ک چقدر کمرش سفت بود ک این همه وقت داشت جق میزد و آبش نمی اومد فکر میکردم.
صبح شد با هم صبحانه خوردیم انگاری چیزی نشده بود گفت من برم بیرون کار دارم ۳_۴ ساعت دیگه میام منم که دیگه فکرم کار نمیکرد چیکار کنم که اون کیرو تو کسم جا بدم و داشتم از حشریت دیوونه میشدم خیلی فکر کردم اخرش کیر علی شکستم داد و تصمیم گرفتم به داداشی کس بدم ولی اولا این که فردا اولین روز پیش پریودیم بود و لکه بینی داشتم و از دو روز بعدم‌ که لکه بینی‌م تمام میشد خونریزی داشتم ب مدت ۳ الی ۴ روز و نمیشد ک سکس کنم… و دوما باید حسابی تحریکش میکردم و کاری میکردم ک خودش پیش قدم بشه اینجوری هم قدرمو بیشتر میدونه و هم این ترس رو داره ک از دستم بده… و سوما این ک هر چی بیشتر حشری تر بشه بهتر منو میکنه…
من همیشه دو روز قبل از پریودیم همش لکه و ترشح غیر خونی دارم و از دیشب ک بیدار شدم تا صبح علاوه بر ترشحات شهوتیم ک کوسم خیسه خیس شده بود… ترشحات پریودمم بود ولی خونی در کار نبود…حسابی نوار بهداشتیم خیسه خیس شده بود… اولین کاری ک کردم رفتم و شورت و سوتینی ک دیشب باهاشون جق زده بود رو پیدا کردم زیر تختش قایم کرده بود، شاید باورتون نشه اینقدر آب توی قسمت کوس شورتم ریخته بود ک هنوز خیسه خیس و سفید و لزج بود وای ک چ بوی خوبی میداد… برداشتمشون ک بفهمه ک برداشتمشون… بردم و گذاشتم توی سبد لباسای کثیف توی اتاقم و نوار بهداشتی و شورت سوتینی ک دیشب تا اون موقع تنم بود و البته بدون خون بود رو از تنم در آوردم و گذاشتم همونجا… و ۳ تا دیلدو مختلف داشتم هر سه رو یکم روی کوسم مالوندم و گذاشتمشون روی پاتختی و رفتم‌ از خونه بیرون پیش دوستام تا شب ک برگشتم دوباره خونه ک علی ام خونه بود تو اتاقش بود ک من رفتم سلامش کنم ک یهو مثه این ک برق گرفته باشتش منو دید ترسید، حتما رفته بود و شورت و سوتینمو دیده بود تو حمام اتاقم… منم عادی رفتار کردم گفتم بیا شام بخوریم تا من میرم لباسامو عوض کنم سفره رو بچین رفتم تو اتاقم و دیدم بعععله شورت و سوتین ها و نوار بهداشتی رو برداشته و دیلدو ها هم‌تکون خورده بودن حتم به یقین برداشته بوشون کرده… و منم مانتومو در اوردم و ی چیزی ب فکرم رسید ک بهش بگم بیاد و سوتینم رو باز کنه شلوارم رو در آوردم و با یک ست لباس زیر شورت و سوتین مشکی سکسی ی جوراب و لانگری هم تنم کردم باز مانتومو تنم کردم و مشغول باز کردن مانتوم شدم مثلا که سریع صداش زدم گفتم بیا اتاقم اونم اومد سریع همین ک منو اینجوری دید ب نفس نفس افتاد گفتم بهش بست سوتینم از پشت گیر کرده میشه بازش کنی عزیزم… که اومد جلو من روبروی آینه ایستاده بودم قشنگ میدیدمش… دستای سردش که به پوستم خورد و سوتینمو باز کرد و خیلی قشنگ ازم پرسید کاری دیگه نداری آجی!؟
منم سوتین ک باز شد اوردمش پایین کامل ک ببینه ک یکم حشرش بزنه بالا و رو کردم بهش و گفتم ن عزیزه دلم میتونی بری… چشماش داشتند از حدقه در میومدن ک سینه های منو دیدن، منم ی تاپ خیلی خیلی باز با دامن خیلی خیلی کوتاه پوشیدم با همون لانگری ک تنم بود و رفتم سر میز و شاممون رو ک از بیرون گرفته بودم خوردیم و کل وقت چشماش روی من قفل بود بیچاره منم حسابی لباس تنگ و بازی پوشیده بودم ک حسابی بره تو کف…
تموم شد شام و گفت ک میخواد بره بیرون و سریع رفت بیرون…
رفتم تو اتاقش و دیدم باز شورت و سوتین و نوار بهداشتیمو برداشته و گذاشته همون زیر تختش منم همون موقع دست کردم‌ تو شورتم و نواربهداشتی ک از صبح روی کوسم گذاشته بودم و پره لکه بود رو دوباره گذاشتم کنار شورت و سوتینم که بفهمه ی چیزایی رو… بعدم‌ رفتم تو اتاقم‌ من روی لپ تاپم خیلی فیلم سوپر داشتم چون شوهرم‌ ک‌ کاری نمیکنه باهام خودم باید یه حالی ب خودم میدادم…فیلم سوپر هامو همه رو اوردم روی یک فایل رو صفحه و نوشتم فیلم سوپر… همه فیلم ها هم از اونایی بود ک سکسشون رو دوست داشتم…بعد ک علی اومد بهش گفتم داداش میشه فایلای آهنگ خودتو برام بریزی رو لپ تاپم و فایل بندی های لپ تاپمو درست کنی!؟ اونم گفت چشم انجام میدم…
منم‌گفتم خب من میخوام برم بخوابم، شب بخیر…
اونم شب بخیر گفت و رفت تو اتاقش، من باز تا ۱.۵ تا ۲ ساعت ساکت تو اتاقم‌ بودم و فقط داشتم با خودم ور میرفتم… شاید باورتون‌ نشه اینقدر حشرم زیاد شده بود پریود نمیشدم و لک زیاد میشد روی نوارم… و فقط شهوتی بودم… یواش از اتاقم‌ باز اومدم بیرون رفتم دم اتاقش طبق معمول درب اتاقش بسته نبود و نیمه باز بود و صدای آه اوه زیادی میومد… باز رفتم داخل دیدم چراغ دستشویی حمامش روشنه و رفتم جلو و دیدم لپ تاپمو برده داخل و یکی از فیلم سوپرای منو گذاشته و نوار بهداشتی هامو داره لیس میزنه… اینقدر شهوتم بالا بود اون موقع که ‌میخواستم بپرم تو بغلش و بهش بگم تا میتونه منو بکنه.‌… ولی جلوی خودمو گرفتم و قیافمو جدی کردم و اخمامو تو هم کردم و درب حمام رو باز کردم و با جدیت بهش گفتم تو داری چه غلطی میکنی علی اینجا!؟؟؟
آخ آخ قربونش برم، رنگش مثل گچ سفید شد نوار بهداشتی توی دستش جلوی دهنش و با ی دست هم کیر بزرگش تو دستش بود خشکش زده بود… یهو نوار بهداشتی رو از دستش گرفتم و گفتم یعنی اینقدر بوی نوار بهداشتی و شورت و سوتین من تو رو شهوتی میکنه!؟؟ احمق من خواهرتم… محرمتم اگر که واقعا اینقدر ب این چیزا نیاز داری چرا ب خودم اصلا حرفی نزدی!؟ خب هزار تا راه هست بغیر از این کار مسخره و کثیفی هست ک تو میکنی… گفت آبجی تو رو خدا ببخشید غلط کردم اشتباه کردم… گوه خوردم تو رو خدا به کسی نگو… من دیگه گوه بخورم از این کارا بکنم اشتباه کردم… افتاد به پاهام و هی پاهامو بوس میکرد میگفت غلط کردم هی بوس میکرد پاهامو خیلی لذت بخش بود فیلم سوپر هم صداش داشت میومد… منم با یه لباس خواب نازک مشکی بودم… بهش گفتم بیاد تو اتاقم کیرش خوابیده خوابیده بود ولی بازم توی اون حالت هم خیلی خیلی بزرگ بود خیلییییییییییی بزرگ بود… گفتم بیا تو اتاق من رفتیم تو اتاق من… نشستم روي تخت و اون ایستاد جلوم، بهش گفتم چند وقته داره جق میزنه ب فكر من و با لباسا و نوار بهداشتي هاي من… ک يهو زد زیر گریه گفت ب خدا نوار بهداشتی هات رو من برنداشتم ی نفر گذاشته بود زیر تختم دوباره افتاد ب پاهام و شروع کرد از نوک انگشتم بوس کردن یهو ب خودم اومدم دیدم داره انگشت ها و پاهامو میلیسه و میخوره و با دستاش داره ساق و رون پاهامو میماله… خیلی لذت بخش بود داشتم میرفتم تو آسمونا…اونم انگار کارش رو خ خ خوب بلد بود یهو کیرش رو دیدم نفسم بند اومد خیلی بزرگ شده بود و قرمز… حداقل ۱۸ سانت رو بود و خیلی کلفت بود غیر عادی بود راستش و داشت پوستشو پاره میکرد دلم میخواست بپرم روش و کیرشو بخورم ولی خودمو‌ کنترل کردم و فقط خودمو ساکت تسلیم کردم…
داشت یواش یواش میومد بالا روی رونام ک یهو دید شورت پام نیست و لباس خوابم رو زد کنار خواست بیاد سمت کوسم ک دستمو گرفتم‌جلوی کوسم و بهش گفتم دوره پریودیمه نمیشه بخوریش ک یهو دستمو پس زد و مثل دیوونه ها‌ گفت قربون این کوس برم کوس خواهرمه اینقدر میخورمش ک پریود نشه و سرشو برد لای پاهام و شروع کرد خوردن و لیسیدن وای خدایا چنان میخورد که انگار هزار ساله ک کس ندیده و نخورده و اینقدر قشنگ و با ولع میخورد ک مونده بودم لذت ببرم یا تعجب کنم… اینقدر خوب میخورد ک من ۱۰ دقیقه اول ارضا شدم تو دهنش و همه آبمو خورد… داشت دیوونم میکرد کاره دیگم نمیکرد و فقط میخورد و میلیسید… گفتم بیا بالا 69 بخوابیم ک بتونم کیرتو برات ساک بزنم باز توی استیل 69 هم ی بار آبمو اورد و بعدش موهای سرش رو گرفتم و کشیدمش بالا بهش رو کردم و گفتم تو دوست داری منو مال خودت کنی!؟؟؟ گفت نگو که دارم میمیرم آرزومه تو مال خودم بشی، منم گفتم زود باش که می خوام تا صبح جرم بدی پرید روم کیرشو روی کسم هی بالا پایین کرد و تف زد داشت بازی بازی میکرد دم کوسم ک تحملم تموم شده بود، گفتم علی زود باش جرم بده کیر میخوام زود باش وقتی سر کیرشو گذاشت دهانه ی کوسم داشتم از حال غش میکردم داداشم داشت منو از کوس میکرد خیلی حال میداد، خیلی خوب بلد بود چون میدونست کیرش کلفته خیلی با آرامش یواش یواش جا کرد و یواش تلمبه میزد تا جا باز کنه چون کوس من خیلی تنگ بود… روی آسمونا بودم… بیش از نزدیکه ۲۰ دقیقه بود ک منو داشت توی استایل های مختلف میکرد و آبش نمیومد… تا این ک داگی استایل شدم و گفت از کون میتونم بکنمت!؟ میخوام تو کونت ارضا بشم…
گفتم چرا ندم داداشی تو هر جور دوس داری خواهرتو جر بده…
کیرش بزرگ بود کونم نمیرفت کمی لیس کرد با انگشتش باز کرد بعد باز نتونست گفتم بخواب نشستم روش یواش یواش رفت داخل اه اه اولش سوزش داشت رفته رفته تبدیل به حال شد آخخخخ کون دادن به داداشی چقدر حشری کنندس کمی خم شدم هم از کون میکرد هم از کوس داشت ابش می اومد که گفتم بریز داخل کونم با چنان فشاری ابشو ریخت کونم که فکر کردم کونم ترکید افتاد روم کمی نازم و بوسم کرد و باز رفت پایین شروع کرد لیسیدن و خوردن کوسم… بقدری کار بلد بود ک نمیذاشت بدنم احساس خستگی کنه و ی جون دوباره میداد بهم با این کارش… تا صبح ۳ بار دیگه با هم سکس کردیم و بعد خوابیدیم… صبح با احساس لذت بیدار شدم دیدم باز لای پامه و دار کوسمو میخوره و دوباره منو ارضام کرد و بعدش باز سکس کردیم…
بعد از سکسمون بهش قول دادم که هر وقت هر طوری که دوست داشت جرم بده چند ماهی هست که مدام سکس داریم خیلی ازش راضیم کاش همه ی خواهرا از این داداشا داشتن … البته خیلی مهمه ک خودتونم دلتون بخواد و شرایطتون هم جواب بده…

نوشته: مریم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • فیلم سکسی کوتاه که سه نفری یه دخترو برداشتن بردن طبعیتی چیزی لختش کردن دارن کص کونش میمالن یکیشون هم فیلم میگیره . تایم: 00:12 - حجم: 2 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم جهت مشاهده تمامی فیلم های سکسی ایرانی روی کلیک بزنید.
    • عکس سکسی یواشکی از حمام کردن میلف گوشتی ایرانی 5/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس لخت زن ایرانی با کص کون گنده 4/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های یواشکی سکسی زن لخت ایرانی 3/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی از اندام لخت میلف گوشتی 2/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • عکس های مخفی ناب داداش بی از اندام سکسی خواهرش 1/5 برای تماشای تصاویر مخفی در سایز اصلی روی هر عکس کلیک بکنید.
    • سن بالا × زندایی × داستان سکسی × سکس سن بالا × داستان سن بالا × داستان زندایی × سکس زندایی × سکس میلف × میلف × سکس با زندایی سن بالا این داستان برمیگرده به پاییز امسال من ۲۹ سالمه و‌ همیشه بین اشنا فامیل مورد قبول بودم داییم شهرا جنوبی کار میکنه و خیلی زود بیا ۲ ماه یکبار هست ۳ تا بچه قد و نیم قد هم داره که بزرگه ۱۸ سالش هست زنداییم هم که اسمش مریم هست ۴۲ سالشه که از همون ۱۸ سالگی به بعد دوست داشتم ترتیبشو بدم ولی نشد هیکل توپی داره سفید سفید سینه ۸۵ به بالا کون گنده کلا خیلی سکسی هست قیافش هم بد نیست و خوبه داستان از اینجا شروع شد که بخاطر درس پسر دومی زیاد میرفتم خونشون پاییز که درس بهش یاد بدم درسش اصلا خوب نیست هروقت میدیمش میگفتم کاش بشه فقط بغلش کرد و سینه هاشو گرفت معمولا هم داخل خونه لباس راحت میپوشید نه لختی ولی کون سینه کامل در دید بود چندین بار گذشت از رفت و اومد در این مدت خودم حس میکردم فهمیده که چشمم بهش هست و پیش خودم میگفتم حتما خوشش میا که صمیمی تر میشه تا بعدازظهری رفتم خونشون که دیدم شال بسته به کمرش گفتم چی شده که گفت مبل بلند کردم و کمرم درد میکنه که بهش گفتم خب پماد بزن و ماساژ بده بهتر میشه گفت زدم ولی تموم شده بالاخره تموم شد و اخر شب اومد تو ذهنم که بهش بگم واست میخرم فردا پیام دادم و احوال پرسی که کمرت بهتره که گفت نه و گفتم فردا واست میگیرم میارم دیگه شروع کرد به تشکر و درد دل که داییت نیست و اذیت میشم منم و به خیلی چیزا نمیرسم و این حرفا صبح ساعت ۸ بیدار شدم ی دوش گرفتم رفتم دو تا پماد واسش گرفتم و بهش زنگ زدم خونه ای بیارم واست گفت اره هستم منم گفتم تا نیم ساعت دیگه میرسم اونم گفت برم دوش بگیرم تا تو میرسی شاید بهتر شدم رسیدم زنگ زدم رفتم بالا که دیدم ی شلوار گشاد پوشیده با تاپ و موهاشو با هوله بسته بود که خشک بشه تنها بود خونه و بچهها رفته بودن مدرسه دیگه تشکر کرد و رفت چایی اورد گفتم این دستور عملا داره باید پماد بزنی و ماساژش بدی و هوله گرم بزاری که تاثیر داشته باشه گفت باشه و تعریف میکردیک که تلفنش زنگ خورد پاشد که جواب بده ی دفعه از پشت چشمم خورد به کونش که شلوار بینش گیر کرده بود ی لحظه حس کردم کیرم راست شد از شهوتش چن دقیقه تلفنش طول کشید و اومد و منم گفتم برم دیگه که گفت مهدی تو که خودت میدونی دستور عملشو واسم پماد نمیزنی ی لحظه دنیا بهم دادن گفتم باشه که بعدش گفت اگه کار داری برو که منم گفتم نه کاری ندارم دوباره نشستم گفت پس بزار این وسایل جمع کنم بیام منم همش با خودم میگفتم چطوری شروع کنم چون نمیخواستم فرصت کردنشو از دست بدم که به خودم گفتم تهش ی دفعه میوفتم روش یا میشه یا نه اومد که گفت شروع کنیم و گفتم زندایی بهتره دراز بکشی که راحت تر انجام بشه بدون حرفی گفت رو مبل خوبه؟ گفتم اره دراز کشید رو‌مبل و لباسشو زدم بالا از چیزی که فکر میکردم سفید تر نبود ولی خوب بود همونم پماد زدم به کمرش که گفت اینجا بالشت نداره بیا بریم داخل اتاق که تخت هست گفتم اگه راحت تری باشه رفتیم داخل اتاق که تابشو بیرون اورد و فقط سوتین ابی بوده گفت میدونم که غریبه نیستی لباسمو دراوردم منم که از خدام بود به پشت دراز کشید منم ایستاده پماد زدم و میمالیدمش از جایی که درد داشت بالاتر رفتم بیشتر میخواستم با این کار بعدش برم سراغ کونش گفتم زندایی پایین تر هم بزنم شاید بهتر نتیجه داد گفت هرچه خودت میدونی کم کم اومدم پایین که رسیدم به شلوار و شرتش دیگه ازش نپرسیدم و ی مقدار کشیدمشون پایین از نصف کمتر کونش معلوم بود وای کونش مثل پنبه نرم بود دیگه فراموش کردم که کمرش کجاس ۳ ۲دقیقه شد که گفت مهدی کمرم بالاتره ی لحظه خواستم بحث بندازم گفتم از بس نرمه یادم رفت که این کمر نیس و خندید گفت حالا که خوشت اومده پس کامل پمادش بزن وای دیگه کیرم داشت میترکید شلوار و شرت تا زیر کونش دادم پایین کل کونش داخل دستام بود ی بار دیگه پماد زدم به کمرش و گفتم خوبه گفت عالیه کارت خودمم از اون نرمه بیشتر خوشم اومده بی زحمت ی بار دیگه ماساژش بده منم با خنده گفتم پس به من نگو یادت رفته گفت پس اگه میخوای راحت باشی بیا رو تخت خودش رفت وسط تخت و منم رفتم رو تخت اما از رو شلوارم مشخص بود شق کردم و فکر کردم متوجه شده و منم فکر میکردم چراغ سبز داده اگه بخوام کاری کنم داشتم ماساژش میدادم که خم شدم پماد بردارم از عمد کیرمو زدم بهش ببینم واکنشش چیه و چیزی نگفت و بعدش گفت زیاد بزن که خوب بشم منم گفت پماد کاری نمیکنه ماساژ مهمه که گفت تو هم خوب بلدی ی دفعه بلند شد و گفت شونه هامو هم ماساژ بده دیگه فشارم بالا رفت گفتم میخوای سوتینو باز کنم که راحت ماساژ بدم گفت باشه بازش کردم و سینشو با دست گرفت داشتم که ماساژش میدادم کم کم رفتم زیر بغلش که برم سمت ممه هاش گفتم اگه چیزی نگفت یعنی بکنم کم کم ممه هاشو گرفتم اصلا حرف نمیزد و فهمیدم راضی هست از پشت بهش نزدیک شدم و محکم گرفتشون و بهش چسبیدم فهمیدم حشرش زده بالا که چیزی نمیگه از پشت به گردنش نزدیک شدم و بوش کردم که گفت اگه میخوای کاری کنی راضیم اینو که گفت گردنشو بوسیدم و سینه هاشو‌ول کردم و دستمو برم سمت کصش و مالیدمش و برگشت سمتم و از لب گرفتم گفتم کاش زودتر میگفتی اونم گفت کاش زودتر کمرم درد میگرفت و گفت فقط سریع که سامان پسرش ساعت ۱ میا از مدرسه منم لخت شدم و افتادم روش و شروع کردم به خوردن لب و سینهاش اونم با دستاش کیرمو میمالوند چند دقیقه که گذشت کیرمو گذاشتم وسط سینه هاش و عقب جلو میکردم وای انگار بالشت پر قو بود که ی دفعه ابم اومد ریختم رو سینه و گردنش دستمال اوردم پاک کردم که گفت صبر کن کاندوم بیارم نمیخوام حاملم کنی که گفتم اره دست به حامله شدنت خوبه کت ۴ تا داری و کاندوم آورد و کشید رو کیرم و دراز کشید گفت ۲۰ روزه که جرنخوردم بدون مقدمه تا ته کردم داخل کصش و اه اوهش بلند شد محکم تلمبه میزدم صداش کل اتاق گرفته بود ۴ ۵ دقیقه گذشت از کنار کصش داشت ابش میومد فهمیدم ارضا شده منم همون لحظه اومد و کشیدم بیرون از کصش و کاندومو برداشت ریختم رو سینش چند دقیقه ازش لب گرفتم و پاشدیم داشت لباس میپوشید از پشت بهش چسبیدم و گفتم بعدی کی باشه گفت فردا خوبه و فردا دوباره زندایی رو مورد گایش قرار دادم از اون روز به بعد هفته ای دو بار میکنمش و یادش رفته شوهر داره. امیدوارم خوشتون اومده باشه نوشته: مهدی
    • شوهر وفادار سمانه - 1 سلام اسمم سمانه و ۲۸ سالمه تو ۲۰ سالگی با علی ازدواج کردم اون ۸ سال از من بزرگتره اوایل سکس های خوبی داشتیم اما کم کم تمایلش کم شد اصلا طرفم نمیومد گاهی انقدر حشری بودم که غرورم رو میشکوندم و آلتش رو موقع خواب در می‌آوردم و ساک میزدم خیلی کوچیک بود و شل درست شبیه خودش .خیلی راست نمی شد اما انقدر ساک میزدم و فانتزی های جنسی که داشتم به ذهن می‌آوردم تا کمی احساس بهتری داشته باشم اما هیچ وقت ارگاسم نشده بودم با کیرش . حتی پیش مشاور رفتم اما اونم گفت طلاق بگیر ازش اما جریان خانواده هامون طوری بود که حرف طلاق هم نمی شد زد .تا اینکه یه شب با هم فیلم دیدیم فیلم پورن هر چند نمیخواستم ببینم اما به اسرار علی و اینکه شاید با دیدن پورن یکم دودول تکون بخوره و بتونه کاری کنه قبول کردم .یه فیلم اروتیک داستانی بود که یه زن و شوهر جوان مشکل ما رو داشتن و داشتن دنبال راه حلی میگشتن که شوهره با اینکه مشکل داشت اما تمام تلاشش رو می‌کرد تا به همسرش کمک کنه حتی به کمک وسایل جانبی مثل خیار زنش رو ارگاسم می‌کرد و زندگیشون روز به روز با کیفیت تر میشد و کم کم به جایی رسیدن که یک مرد غریبه رو وارد زندگیشون کردن و اون مرد اومده بود خونشون تا با زنه سکس کنه جلوی شوهرش موقع دیدن این فیلم تقریبا ارگاسم شدم از بس هیجان انگیز بود و جذاب .مرد غریبه با آلت بزرگش کاری می‌کرد که خانومه تو فیلم چند بار آبش میپاچید و پاهاش میلرزید و گریه میکرد از شدت ارگاسم های شدیدی که می‌گرفت اما همچنان به شوهرش وفادار بود و زندگی عادی داشتن و همو دوست داشتن فقط از اون مرد غریبه به عنوان ابزار جنسی استفاده میکردن که نیاز خانوم رو برطرف کنه .وقتی فیلم به صحنه های جذاب ارگاسم رسید علی بهم میگفت سمانه تو هم آبت میاد اگه ارگاسم بشی؟ بهش به طعنه گفتم آره اگه مادربزرگ ۸۰ ساله منم کنار این مرده بخوابه آبش میاد و دیدم شروع کرد به حرفهای کاکولدی زدن و اینکه غیر مستقیم بهم میگفت که ما هم میتونیم راه این زن و شوهر تو فیلم رو در پیش بگیریم و… از اون شب به بعد دیگه اوضاع عوض شد و من شدم یه آدم عوضی .منی که همیشه چادر داشتم و با حیا و حجاب بودم با شلوار لی تنگ و مانتو باز و لباس سکسی تو خیابونا دنبال مرد رویاهام بودم تو یه جای شلوغ تو بازار بودیم با علی که یه مرد غریبه از پشت سر ما می‌اومد تا اینکه یه جایی وایسادیم که مردم‌نهاد بودن و همه چسبیده به هم و اون مرده هم از پشت خودشو می‌مالند به من و باسنم رو دست میزد یکم حالی به حولی شدم اما نمیشد به چنین مردی اعتماد کرد واسه همین به علی گفتن سریع از اون شلوغی دور شدیم بعدش به علی گفتم که یکی کونم رو دستمالی می‌کرد تو بازار و… علی هم کلی خندید .من دنبال یکی بودم که مخم رو بزنه بعد کم کم وارد رابطه جنسی بشیم اما همه مردها انگار می‌خواستند اولین بار دیدن ببرن تو رخت خواب .تو تلگرام با جابر دوست شدم و پسر خوبی بود اولین باری که دیدمش تو رستوران گفتم این دیگه همونه که میخواستم و تو رویای این بودم که به علی هم قضیه رو بگم و یه روز دعوتش کنم خونه و به فانتزی جنسی مون برسیم اما بعد از اینکه تو چت باهاش راجع به مسائل جنسی و … باهاش صحبت کردم و فهمیدم یه چیزی تو مایه های شوهر خودمه و اصلا خودش مشکل جنسی داره سریع بلاکش کردم فقط تنها فرقش این بود که اون قدبلند و خوش استایل بود … اگه دوست داشتین کامنت بزارین ادامش رو بگم نوشته: سمانه
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

به زودی فعالیت در انجمن عمومی خواهد شد، حتما قوانین را مطالعه بفرمایید.