رفتن به مطلب

داستان سکسی خواهرزن پر رو


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده


خواهرزنم از رو نمیره
 

با سلام خدمت دوستان عزیز کونباز
دوباره عمو جمشید اومده با یه سری داستان‌های تازه سریالی که تو این ۳،۴ ماه برام پیش اومده.
واما در مورد نظرات بعضی از کاربران که تو یکی از داستانها گفته بودن در مورد خصوصیات لاله خواهر زنم بنویسم.
لاله جون من یک خانم ۴۸ ساله با قد حدودا ۱۶۵ و وزن نهایت ۶۵ با چهره ای خیلی زیبا و دلنشین چشم و ابرو مشکی بینی کاملا طبیعی و بدون هیچ دستکاری و تغییر با لبهای طبیعی خیلی خوردنی سینه های تقریبا ۷۵ بسیار سفت و سربالا بدون یذره افتادگی با نوک قهوه ای روشن و گندمی سفید که هرچی از تیپ و قیافه لاله جون بگم کم گفتم.
خلاصه بگم که اصلا بهش نمیاد ۴۸ ساله باشن هر کسی نگاه بکنه بیش از ۳۰ سال اصلا بهش نمیخوره چه از لحاظ تیپ و قیافه یا شکم و کوس و کون. اصلا انگار این زن خلق شده فقط برا سکس. متأسفانه همیشه گفتن میوه خوب تو جنگل مال شغاله. فقط برای تعریف لاله خانم یه چیزی بگم کافی باشه که قبلا هم تو یکی از داستانها گفتم که تو سن ۴۰ سالگی چند تا پسر ۲۵ تا ۳۰ ساله براش خواستگار دراومده بود. چرا که اصلا بهش نمیاد ۴۸ ساله باشه، به جرأت میتونم بگم ۲۰ سال جوونتر از خودش نشون میده.
و همچنین یکی از کاربران عزیز گفته بود که اگر خانمی خواست بده تو گاو صندوق هم نگهداری کنی میده نمیتونی مانعش بشی واقعا همینطوره، البته در این مورد یه داستان مفصلی هست که خارج از بحث این سایته و حوصله بر.
بگذریم در هر صورت ممنونم از همه عزیزانی که داستانهای بنده میخونن، حالا هر واکنشی هم نشون میدن قابل احترامه.
اگر یادتون باشه من قبلا گفتم که ما توسط بچه‌های لاله لو رفتیم و تا حدودی رابطه ما محدود شده و فقط تماس ما یک طریق یه گوشی ساده و یه خط جا مونده که فقط لاله میتونن زنگ بزنن.
بعد لو رفتن فقط دوبار تو روستا باهم سکس داشتیم که تو دوتا داستان قبلا ارسال کردم که آخریش آبان ماه بود. از آنجایی که دیگه بچه‌های لاله خیلی سختگیری می کرد و منم با وجود علاقه بیش از حدی که به لاله دارم، ولی ریسکش خیلی بالا بود دیگه تو خیال خودم میخواستم با لاله تمومش کنم. تو این فاصله با یکی از بستگان نزدیک لاله که حدود ۸ از لاله جوونتره و خودش هم مطلقه هستش، منم بنا به دلایلی چند سالی میشد با این خانم رابطه نداشتیم، شانسی یه پیام مناسبتی بهش دادم بلافاصله دیدم جواب داد، بعدش نوشت چه عجب یادی از ما کردی و از این حرفا.
منم گفتم ببخش پیام اشتباهی اومده برات که گفت فکر نمی کنم این پیام اشتباهی برام ارسال بشه، این پیام خودش حامل پیامهای زیادی هست. من اینجا احساس کردم که بله خانم که اسمشو تو داستان میذارم آذر، داره بهم خط میده.
نوشتم مثلا چه پیامهایی، دیدم نوشت بعدا بهت میگم، حالا احوال خودت چطوره از این حرفا، چون اونم میدونست خانم من مریضه بیشتر سوالاتش رو برد طرف خانمم.
بالاخره خیلی طولانیش نکنم رابطه مجازی ما با این آذر خانم شروع شد. منم تو یکی از تماسهایی که با لاله داشتم بهش گفتم جریان رابطمون با آذر خانم رو. و از آنجایی که لاله نیز با آذر حدودا ۸ ساله باهم قهرهستن تا بهش گفتم، برگشت گفت جمشید نکنه با آذر بهم بریزی منو فراموش کنی. اولش گفتم نه بابا من یه تار موی تورو با صدتا آذر عوض نمیکنم. واقعا هم عوض نمیکنم، هر چند آذر ۸ سال از لاله جوونتره و خیلی هم خوشگله ولی لاله واقعا یه چیز دیگه است.
ولی کم کم بهش گفتم لاله ببین بچه‌هات فهمیدن لو رفتیم اگر یه اتفاقی هم بیفته به باباشون میگن اون موقع دیگه باید کلا از دنیا جمع کنیم، تو اجازه بده من با یه خانمی صیغه بشم چون منم واقعا نیاز دارم تو هم که نمیتونی من دارم اذیت میشم.
آقا چشمتون روز بد نبینه تا اینو گفتم لاله واقعا قیامتی بپا کرد چه قیامتی، که بله تو وقتی آذر جونتو پیدا کردی میدونستم منو ول میکنی، ولی گفت جمشید بذار یه چیزی بهت بگم خدا را شاهد میگیرم بروح دخترم به روح خواهر جوانم هر لحظه بشنوم تو با آذر بهم ریختی فرداش باید باهم بیایید تو مراسم ختم من درجا خودمو میکشم.
گفتم یعنی تو لاله جون من تورو دوستت دارم ولی نمیشه که تا آخر باهم ادامه بدیم تو شوهر داری، برگشت گفت گور بابای شوهر. من بهت گفتم اول و آخر شوهر من تویی.
گفتم خب حالا من اومدم تهران چطوری میتونی منو ساپورتم کنی، گفت تو کارت نباشه بیا ببین چیکار میکنم برات. تا اینکه اواخر آذر ماه برا خانمم وقت دکتر گرفتم که ببرمش تهران. اینم بگم که ما هر روز بجز روزهای تعطیل با لاله تلفنی حداقل ۱ ساعت حرف میزنیم. که من بهش گفتم میخوام بیام تهران گفت باشه بیا من ردیف میکنم. گفتم چجوری. گفت جمشید ببین من هفته ای یکبار میرم مادرمو می برم حموم، مادرش هم فقط با واکر داخل خونه میتونه راه بره که برا خودش غذا و چایی اینا درست کنه برا رفتن به حموم و دستشویی حتما باید یکی کمکش کنه که فقط به خاطر دستشویی به یکی از همسایه هاش ماهی دو تومن میدن که روزی ۳ بار میاد اگر نیاز داشت میبرتش دستشویی.
چون حمام دستشویی بیرونه تو حیاط مشترکا دو سه تا در باید رد بشه که خودش اصلا نمیتونه.
بالاخره گفت جمشید من میخوام ننه رو ببرم حموم بعد اینکه بچه‌ها رفتن مدرسه شوهرم منو میبره خونه ننه از اونجا میره سرکار، بهت زنگ میزنم میایی تا ننه تو حمام خودشو بشوره تا من برم کیسه صابون بزنم یک ساعت وقت هست. میگم میایی اونجا هر چی خواستی بهت میدم.
گفتم باشه. تا اینکه دقیقا یادمه روز یکشنبه ما حرکت کردیم برا دوشنبه غروب وقت دکتر داشتیم یکشنبه بعد از ظهر رسیدیم تهران رفتیم خونه پسرم منو خانمم با دخترم.
قرار تماس ما هم بدین شکله لاله یه تک زنگ میزنه قطع میکنه بعدش من زنگ میزنم.
ساعت حدود ۴ دیدم لاله تک زد من رفتم بیرون زنگ زدم گفت فردا صبح بلافاصله بعد رفتن بچه‌ها شوهرم میاد که منو ببره تو هم دور و بر ساعت ۹ اونجا باش تا زنگ زدم زود بیا تو که وقتمونو از دست ندیم. قرار و گذاشتیم اومدم شاید تا صبح یک سال برام گذشت صبح که همه خواب بودن زدم بیرون رفتم تو محله مادرشون دقیقا ساعت ۹ اونجا بودم.
۵ دقیقه تو ماشین نشستم دیدم لاله زنگ زد گفت کجایی گفتم تو خیابون اصلی تو ماشین نشستم گفت حواست باشه شوهرم تورو نبینه منم دیدم شوهرش از کوچه دراومد پیچید رفت چون خیابانشون یک طرفه هست من جایی رفتم پارک کردم که شوهرش به سمت من نیاد .
تا شوهرش رفت زنگ زدم گفتم شوهرت رفت از دور دیدمش. گفت بذار برم ننمو بندازم حموم زنگ زدم زود بیا در و باز میذارم بیا برو تو خونه فقط مواظب باش کسی از همسایه‌ها تورو نبینه. البته از این بابت اگر هم میدیدن مشکلی نداشیم چون من همیشه میرم خونه مادر خانمم.
بعد ۵ دقیقه زنگ زد گفت زود بیا که رفتم تو کوچه همش دو دقیقه راه بود دیدم در بازه یواش باز کردم رفتم تو دیدم لاله پشت در با یک شلوارک و تاپ حلقی با یک آرایش نرم و ایستاده، واقعا از هوش رفتم بزور خودمو کنترل کردم که تو حیاط بغلش نکنم. واقعا من یه چیزی میگم شما یه چیزی میشنوید تا مثل لاله گیرتون نیاد نمیدونید چی میگم.
بالاخره یواش گفت با کفش برو تو.
مثلا برا خاطر اینکه لباسهاش خیس نشه همه رو در آورده بود یه تاپ با شلوارک پوشیده بود.تا من رفتم تو رفت از لای در به مادرش گفت ننه من میرم خونه رو تمیز کنم کار داشتی صدام کن حالا نمیدونم اونم چی گفت، زود اومد تو منم کتم رو در آورده بودم جلو در منتظرش بودم، همونجا بغلش کردم برش داشتم تو بغلم دو دور به دور خودم چرخیدم گذاشتم زمین لب تو لب شدیم. واقعا بهترین لذت جنسی رو میبردم حدود ده دقیقه سرپا فقط لبهاشو خوردم با ممه هاش بازی کردم اونم واقعا از هوش رفته بود دیگه نتونست سرپا بایسته با کون نشست رو تخت مادرش و شروع کرد کمربندمو باز کرد زیپمو کشید پایین شلوارمو با شورتم کشید پایین تا روی زانو هام کیرم مثل فنر جلوی چشمش افتاد بیرون یه آخ جونی گفت کیرمو گرفت تو دستش یه بوس از سر کیرم کرد کم مونده بود آبم بیاد گفتم لاله ولش کن آبم میخواد بیاد. خودش پاشد دستاشو انداخت رو گردنم لب تو لب شدیم باز، گفت جمشید ببین منم میخوام ها فقط بفکر خودت نباش. گفتم لاله جون الان فرقی نمیکنه یا تو کونت بکنم یا کوست مال من دو دقیقه ای آبم میاد برگرد بذار بکنم تو کونت بعد خودم تو رو ارضا میکنم. گفت وای جمشید از دست تو تا این کون منو پاره نکنی دست بردار نیستی و برگشت دستاشو گذاشت رو تخت مادرش کونشو داد طرف من شلوارکش را تا زیر زانو دادم پایین، وای خدا چی میدیدم. کوس و کون کلا لیزر شده صاف و صاف بدون حتی یذره مو واقعا نتونستم از خیر خوردنشون بگذرم دو زانو نشستم پشتش گفتم پاهاتو یکم باز کن میخوام بخورم گفت جمشید وقت نداریم زود باش اصل کاری رو انجام بده الانه هست که مادرم صدام میکنه.
گفتم اصلا نمیتونم از خیر خوردن این کوس بگذرم پاهاتو باز کن. یکم پاهاشو باز کرد با کله رفتم بین پاهاش از پایین زبونمو میکشیدم تا سوراخ کونش اونم داشت آه و ناله می‌کرد میگفت جمشید چکار کردی کشتی منو واییییییییییی آاااااااااخ جمشید حالمو خراب کردی بخور دو سه دقیقه که خوردم دیگه نتونست رو پاهاش بایسته با شکم افتاد رو تخت گفت جمشید دیگه مردم بکن توش. من یکم هم ادامه دادم دیدم آخش رفت رو هوا گفتم یواش مادرت میشنوه دیدم همچین ارضا شد آب از کوسش زد بیرون پاهاشو به هم کیپ کرد بیحال افتاد رو تخت. بعد گفت دیگه نمیتونم بلند شم وازلین از تو یخچال بیار زود بکن تمومش کن، رفتم در یخچال رو بازش کردم دیدم وازلین رودره ولی تو جا کره ای کره هم هست، گفتم کره بیارم، چون قبلا چند بار با کره کرده بودمش، گفت نه تورو خدا جمشید کره رو بیخیال اینجوری از کره هم چندشم میشه نمیتونم بخورم.
بالاخره وازلین آوردم لای کونش رو باز کردم دیدم اصلا وازلین هم نیاز نیست اینقدر از آب کوسش لیز شده ولی باز یکم وازلین زدم به کونش با انگشتم مالیدم کونشو انگشتمو کردم تو کونش، گفت جمشید انگشت نکن بدم میاد کیرتو بکن تمومش کن، به کیرم هم وازلین زدم با پیشاب خودم قاطیش کردم لای کونش رو باز کردم میزونش کردم آروم نوک کیرم رو کردم توش یه آخ گفت خودشو یه‌کم جمع کرد گفت خیلی درد داره توروخدا بکن تو کوسم. گفتم بابا فقط شل بگیر ،کم کشید جلو کیرم در اومد، دوباره افتادم روش بغلش کردم از زیر ممه هاشو گرفتم مالوندم یکم سر حال اومد و گفت جمشید خیلی حال میده، قبلا هم گفتم یکی از ممه هاش و یکی از کشاله رانش خیلی حال میکنه.
ممه هاشو مالیدم گفت حالا یواش یواش بکن توش منم کیرمو گذاشتم لای کونش به صورت تلمبه های ریز آروم آروم خیلی با احتیاط کردم تو کونش از اون طرف هم ممه هاشو میمالیدم گردنشو لیس میزدم دیدم کاملا خودشو وا داد طوری که کیرم خیلی راحت تا خایه هام رفت تو. کونشو بلند کرد و فشار داد به کیرم گفت تکون نده بذار باشه خیلی حال میده، فقط کونشو اینور اونور میکرد میگفت آاااااااااخ، جووووووون، واییییییییییی چه کیفی میده همش قربون صدقه کیرم میرفت منم بیکار نبودم چون دیدم اینجوری با ممه هاش بیشتر حال میکنه منم بیشتر مالیدم که خودش گفت جمشید کیرتو آرام جلو عقب کن داره حال میده منم خیلی ریلکس شروع کردم به تلمبه زدن همش میگفت جمشید قربون کیر کلفتت بشم بکن کونمو پارش کن جرش بده، آاااااااااخ مردم چیکار کردی بامن.
ولی دیدم زیر لباش یه چیزی گفت من کپ کردم، گفتم با منی لاله. گفت نه بابا با شوهر بی عرضه م هستم دیدم تو اون حال داره میگه، بی شرف، بی ناموس، پدر سگ، آدم نفهم. گفتم لاله یعنی چه این حرفا، گفت جمشید آخه نمیدونی که تو این مدت ۳۳ سال ازدواجمون یکبار ممه هامو نخورده به کوسم حتی نگاه نکرده. اینقدر بهم حال داد که اصلا درد کون احساس نمیکنم که هیچ یذره ادامه بدی ارضا میشم.
البته راست هم میگه شوهرش از فامیلهای مادری منه، کلا،ذاتی خشک هستن و فقط زن را بعنوان برده جنسی فرض میکنن و یک کالای جنسی.
گفت آخه اگر شوهرم به نیازهای مالی و عاطفی من توجه میکرد من الان زیر کیر تو چکار داشتم الان بیش از ۸ ماهه اصلا طرف من نمیاد یکبار هم نمیپرسه خانم فلان چیز رو خریدی پولشو از کجا آورد یا دوسه جا قرعه نوشتی ماهی ۳ تومن پول قرعه میریزی از کجا میاری.
گفتم دیگه لاله خواهش میکنم موقع سکس با من اسم شوهرتو نیار، گفت گور بابای شوهر
،شوهر کیلو چنده، اول و آخر شوهر من تویی بکن قربون کیر کلفتت بشم. منم با این حرفا دوباره حشری شدم شروع کردم جلو عقب کردن گفت جمشید زود تموم نکنی ها منم دارم میام، ولی دیگه مال من دست خودم نبود فقط دو دقیقه تونستم دووم بیارم اونم همش کونشو به همراه تلمبه های من بالا پایین میکرد تا اینکه خوشبختانه باهم ارضا شدیم هردو بی حال افتادیم رو تخت بغلش کردم هرچی زور داشتم کیرمو فشار دادم تو کونش گفت آاااااااااخ جر خوردم قربون کیر خوشگلت بشم بالاخره یه دوسه دقیقه هم همونطوری روش خوابیدم تا اینکه کیرم تو کونش خوابید اومد بیرون پا شدم دیدم ای وای اب کیرم ریخته رو فرش مادرش اونم پا شد دید گفت ایوای ببین چی شده با چندتا دستمال کاغذی اول خودشو تمیز کرد چند تا هم داد به من شلوارکش را کشید بالا پا شدم یه پارچه آورد خیسش کرد رو فرش رو کاملا تمیز کرد منم چند تا دستمال کاغذی پیچیدم دور کیرم چون جا نبود بشوم شلوارمو کشیدم بالا کمربندمو بستم لاله هم باز رفت به مادرش گفت هر وقت آماده شدی بگو بیام من کارم تموم شده. اونم گفت ده دقیقه دیگه بیا اومد باز سر پا دستاشو انداخت دور گردنم لبامون بهم چسبید منم با ممه هاش بازی میکردم دیدم دستش رفت تو جیبم چون عادت کرده همیشه خودم عمدا پول نقد میزارم تو جیبم که برداره اونم هر چقدر باشه بیش از یک میلیون برنمیداره، پولا رو برداشت شمرد گفت همش یک و دویسته ولی دیگه همشو گذاشت تو سوتینش، گفتم من دیگه برم آروم درو باز کرد رفت از لای در کوچه رو یه نگاه کرد گفت کسی نیست بیا برو. اومدم بیرون رفتم تو ماشین میخواستم روشن کنم برم دیدم دوباره لاله زنگ زد گفت جمشید کجایی، گفتم تو ماشینم میخوام برم گفت جمشید نرو من باز دلم میخواد یه نیم ساعت منتظر باش تا ننه رو بیارم بیرون بعدش خودم میخوام برم حموم زنگ بزنم یواشکی بیا تو حموم من بازم دلم میخواد.
گفتم لاله جون خطرناکه حالا که تموم کردیم بذار یه وقت دیگه گفت بابا خیالت راحت فقط منتظر باش تا زنگ بزنم. منم راستش از خدام بود ولی واقعا ریسکش بالاست ،اما بسوزه پدر شهوت وقتی بیدار میشه هیچی سرش نمیشه.
تقریبا یه نیم ساعت نشستم تو ماشین دیدم زنگ زد گفت جمشید زود بیا باز درو باز میذارم بیا برو تو حموم، منم بدو بدو رفتم دیدم خدا رو شکر باز کسی تو کوچشون نبود فوری رفتم داخل دیدم ایوای این سری لاله فقط یه شورت پاشه، کلا لخت شده چون تو حیاط بود اومدن من معلوم نمیشد فقط موقع بسته شدن در یکم صدا داد مادرش از تو گفت لاله تو هستی گفت آره اومدم پشت درو انداختم کسی نیاد تا من حمومم. تو هم درو کسی اومد باز نکن، البته زنگ در خونشون باز کن نداره از اون زنگهای بلبلی ساده است.
من رفتم تو حموم اونم پشتم اومد بلافاصله کمربندمو باز کرد شلوارمو با شورتم کلا از پام در آورد کتم رو هم آویزون کردم گفت پیراهنت در بیار، گفتم لاله ول کن یکی میاد آبرو ریزی میشه. گفت بابا هیشکی نمیاد، اگر هم کسی بیاد من تو حموم لختم نمیتونه که بیاد تو حموم.
بالاخره من هر چی میگفتم اون کار خودشو میکرد منم درسته یکم استرش داشتم ولی واقعا داشتم میلرزیدم ،اما مطیعش بودم.
تا شلوارمو درآورد پیراهنم هم در آوردم فقط موند زیرپوش تو تنم. دستمال کاغذی ها رو از دور کیرم گرفت گفت برو رو دستشویی شاش کن منم انجام دادم خودش اول قشنگ کیرمو با مایع دستشویی شست با لباس مادرش خشک کرد افتاد بجون کیرم همچین داشت میخورد که واقعا هيچ پورنی نمیتونست. تقریبا ۵ دقیقه فقط کیرمو خورد ولی من دیگه کوسشو نخوردم چون آبمو ریخته بودم تو کونش چندشم میشد. ولی گفتم لاله بیشتر از خوردن با ممه ها و کشاله رونش حشرش میرفت بالا. منم باز سرپاش کردم افتادم به جون ممه هاش و با یه دستم بین پاهاش و کوسشو میمالیدم دیگه باز نتونست سرپا بایسته، هرچی لباس کثیف مادرش و خودش بود انداخت کف حموم بصورت سجده نشست رو لباسها گفت وازلین و آوردم گذاشتم تو جا صابونی. منم وازلینو برداشتم دوباره لای کونش رو باز کردم وازلین مالیدم به کیر خودم هم وازلین زدم به صورت سرپایی پاهامو خم کردم لای کونش رو باز کردم آروم کیرمو گذاشتم رو سوراخ کونش خیلی راحت رفت تو ولی واقعا داشت درد و تحمل میکرد یکم تو همون حالت تلمبه زدم گفت بذار دراز بکشم دمر بخوام باز ممه هامو بمال بذار حال بده
اون دمر خوابید منم افتادم روش کیرمو گذاشتم لای کونش کردم تو، چون قبلش هم آبمو ریخته بودم با وازلین هم خیلی راحت عقب جلو میکردم. حدود ده دقیقه تلمبه زدم دیدم داره کونشو بالا پایین میکنه میگه، آاااااااااخ، جووووووون، واییییییییییی آاااااااااخ جمشید بکن تند تند بکن دارم میام وای بکن جرم بده قربون کیر شوهر خودم بشم. دیدم میگه جنده خانم آذر میخواست این کیرو ازم بدزده کور خونده.
بکن توش دیدم همچین ارضا شد از حال رفت منم چند لحظه بی حرکت موندم، که خودش گفت جمشید زود باش تمومش کن الان مادرم صدام میکنه.
احساس کردم بعد ارضا شدنش خیلی داره درد میکشه، ولی برا من خیلی حال میداد چون هیچ موقع با لاله تا این تایم سکس نکرده بودم.یه ۵ دقیقه ای هم دیگه بدون رحم کونشو گاییدم واقعا دیگه گریش در اومده بود که خیلی بد جوری ارضا شدم آبمو تو کونش خالی کردم کیرم بلافاصله تو کونش شل شد خوابید بلند شدم رفتم رو کاسه دستشویی نشستم کیرمو شستم بلند شدم ولی لاله همچنان یه وری رو لباسا نشسته بود دستش به کونش داشت آخ اوخ میکرد، میگفت خوب منو کونی کردی ولی باز بهت میگم بشنوم رفتی طرف اون جنده خانم هردوتاتونو میکشم تو مال خودمی.
بالاخره لباسامو پوشیدم گفتم برو باز بیرونو نگاه کن ببین کسی نباشه تقريبا یه لنگه رفت بیرون، خندم گرفت گفتم چه خبرته کمتر کون بده تا درست راه بری. همونطوری لخت رفت درو باز کرد منم یواشکی رفتم بیرون دیدم مادرش میگه لاله کیه در و باز میکنه، گفت منم فکر کنم کسی داره در میزنه الان ۵ دقیقه ای میام. دیدم مادرش گفت چقدر طول کشید این سری اونم با لبخند گفت خوابم میومد خوابیدم تو حموم. منم اروم یه بوس از لپش برداشتم رفتم.
ببخشید که طولانی شد چون بعضی چیزا رو مجبور بودم بنویسم، قسمتهای بعدی رو که شاید دو قسمت باشه تا دو روز قبل ماه رمضان، خلاصه وار مینویسم.
از اون موقع به اینور ۵،۶ بار سکس داشتیم که هر کدوم شیرینی و خاطره خاص خودش رو داره که ارزش خوندن و شنیدن داره.
ممنونم از همه کاربران کونباز

نوشته: جمشید از یکی از استانهای شمال غربی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18