رفتن به مطلب

داستان سکس یواشکی با پسرعمو


kale kiri

ارسال‌های توصیه شده


سکس یواشکی
 

سلام خدمت دوستان داستان کاملا واقعی هست از خودم بگم قد ۱۷۲ وزن ۶۸ اهل جنوب کشور بریم سر اصل مطلب
من بچه کوچیک خانواده ام هستم مابقی ازدواج کردن یه عمو دارم که تو روستا زندگی میکنه معمولا ما تعطیلات میریم روستا
آخر هفته شد وسایل جمع کردیم بعد دو ساعتی راه رسیدیم شام خوردیم همه خسته بودن خوابیدیم ولی خیلی گرم بود صبح بیدار شدم پسر عموم مهرداد یه دو سالی ازم کوچیکتر بود رفتیم باهم رودخانه آب تنی منم تازه جق خودمو تخلیه میکردم لخت کردیم با شورت تازه بدن مهرداد جلوم خودنمایی میکرد یکم تو آب بازی کردیم هرچی بهش برخورد میکردم خودشو عقب می‌کشید تا از آب اومدیم بیرون متوجه شق شدن کیرم شد تا خواستم برم طرفش لباسهاش برداشت سری برگشت سمت آبادی خیلی حالم گرفته شد تا الان بدن لخت مهرداد اینجور توجه نکرده بودم یه تفنگ بادی ۴نیم داشتم که مهرداد خیلی وقت ها می گفت بده منم چندتا تیر بزنم
شب شام خوردیم همه رفتن سرگرم بازی حکم شدن منم بدجور حشری بودم میخواستم برم جای خلوت جق بزنم خودمو تخلیه کنم
به زن عموم گفتم من گرمم میکنه میشه برم بالا پشت بوم زن عموم گفت اره الان به مهرداد میگم زیر انداز تشک ببره بالا برین بالا پشت بوم بخوابین انگار بهترین هدیه دنیا بهم دادن
مهرداد جا انداخت یکم با فاصله هم تا اومد بخوابه مغزم دیگه کار نمی‌کرد سری بهش چسبیدم سری خودشو ازم جدا کرد مهرداد یه کون تپل از من چاق تر بود وزنش بیشتر بود نمیتونستم نگهش دارم دیدم نمیشه ولش کردم
انگار قهر هستم باهاش
بهش گفتم اگر میذاشتی بهت بچسبم فقط واسه چند دقیقه تفنگم میزاشتم همینجا تا دفعه بعد که میام میبردمش
یه نیم ساعتی گذشت دیدم خوابه کونش هم طرف منه آروم خودمو رسوندم بهش دستم گذاشتم روی باسنش دیدم حرکتی نکرد اروم از روی شلوار بهش چسبیدم
کیرم شق شده بود یه طرف شلوارش گرفتم بکشم پایین زیر بدنش گیر کرده بود دیدم خودش یه تکونی خورد تا شلوارش آزاد بشه تا زانو شلوارش کشیدم پایین سری خودم هم شلوارم کشیدم پایین کیرم گذاشتم لاپاش یکم جلو عقب کردم دستم بردم دودول کوچولوش که راست شده بود می‌میمالیدم دیگه متوجه شدم بیداره
که یه لحظه برگشت گفت قول بده تفنگت بزاری
یه بوس کردمش قول میدم
یه تف مشتی زدم فشار دارم دم کونش خودشو سفت می‌گرفت اینقدر تلاش کردم سر کیرم رفت مشخص بود درد شدیدی داره نذاشت بیشتر بکنم منم نگهش داشتم با دودول تو دست گرفتم جلو عقب میکردم که دستم داغ شد آبش اومد کف دستم کیرم در آوردم کشیدم روی سوراخ کونش با آب خودش اینبار فرستادم تا نصف رفت تو کونش دیگه مقاومتی هم نمیکرد کامل روش خوابیدم بعد از چند تا تلمبه آبم با فشار اومد خالی کردم داخل کونش چند دقیقه ای نگهش داشتم تا کیرم خوابید از کونش اومد بیرون
سری رفت خودشو شست اومد گفت قول دادی گفتم آره ولی تو که نذاشتی الانم دیگه کیرم بلند نمیشه البته قصد نداشتم تفنگ بهش میدادم
بی حال افتاده بودم دیدم صدای زهرا دختر عموم اومد سری فاصله گرفتیم
زهرا میخواست بیاد بالا که مهرداد نزاشت گفت بزار برم ردش کنم میام
یه ساعتی گذشت گیج خواب بودم دیدم مهرداد دستش تو شلوارم کرده با کیرم بازی میکنه دوباره شق کردم یکم شلوارم کشید پایین سر کیرم گرفت آروم شروع به خوردن کرد درست بلد نبود همش دندون میزد ولی کیرم پر تف کرد سری برگشت شلوارش کشید پایین گفت بیا بکن توش آخ مهرداد حالا تو قول بده جنده من بشی اره کونم مال خودته جنده خودتم فقط آروم بکن جا باز بکنه خوابوندمش کیرم به محض اینکه رفت شروع به خوردن گردنش کردم مهرداد تو جنده منی کونت جر میده الان خواهرت گاییدم چه کونی داری مهرداد ناله های ریز می کرد شروع به جلو عقب کردن کردم دیگه با هر ضربه کیرم تا ته فرو میکردم اینبار دراز کشیدم خودش نشست روش چنان بالا پایین میکرد توی تاریکی دیدم شکمم داغ شد مهرداد دوباره ارضا شد
سری برش گردوندم یه لنگ شلوارش در اوردم پاهاش گذاشتم رو شونه ام محکم بغلش کردم آبم داشت میومدم دوباره گفتم جون چه کونی داری دوست داشتی زهرا اینجا بود
آبم با فشار خالی کردم تو کونش اگر دوستان خواستن بدونن ادامه داستان اتفاق های بین منو مهرداد و زهرا بنویسم

نوشته: عمو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18