رفتن به مطلب

داستان داماد گی


migmig

ارسال‌های توصیه شده


دامادمون:)
 

سلام
محتوای این داستان گی هست
طولانیه با جزئیات اگه علاقه ندارید نخونید...
من مازیارم ۲۲ سالمه ساکن یکی از شهرای جنوب شرق مشخصات ظاهریم اینطوریه ک قدم ۱۷۹ هست وزنمم ۸۵ پوستم گندمی از نظر ظاهری تقریبا خوشگل ب حساب میام کونمم قلمبس بدنمم بی مو
داستان از این قرار بود ک چند وقت پیش دامادمون ک اسمش محمد ۲۸ سالشه و اهل شهرستان بود تصادف کرد خوشبختانه چیز خاصی نشد ولی یکی از پاهاش ب شدت آسیب دید و مجبور شد بیاد خونه ما تا پاش بهتر بشه و بتونه راه بره مشخصاتش هم قد خودمه بدن فیتنسی رو ب لاغری داره رنگ پوستشم گندمیه و خیلی خوشتیپه ته ریشم میذاره
چند روزی از تصادفش گذشته بود و پاش و زخماش بهتر شده بود ولی بازم زیاد نمیتونست جا ب جا بشه کسی خونمون نبود و من این نشسته بودیم سیگار میکشیدیم بعد گفت چند روزه نتونسته بره حمام و اذیته و منم در جواب گفتم خب بیا با کمک من بریم و بشوریمش اینم بگم ک من خیلی روش کراش بودم ولی نمیتونستم کاری کنم
ب هرحال گفت نه نمیخوام ب زحمت بیفتی اینا بعد گفت ن بابا ما ک این حرفارو نداریم بریم یذره حال و هوات عوض میشه بعد کمکش کردم و رفتیم حموم پاشو باز کردم پاشو میتونست یذره تکون بده ولی اینجوری نبود ک تنهایی بره حموم بیشتر میترسید سر بخوره و... پرسیدم که شورت پات هست گفت آره ولی اگه مایو داری بده بپوشم رفتم براش یه مایو استخری کوتاه آوردم خودم بیرون واستادم تا عوض کنه لباسشو برداشتم تا بندازم تو ماشین لباسشویی داشتم می انداختمشون ک چشمم خورد به شورتش رنگش مشکی بود و رد لکه های سفید جای کیرش بود و منم بوش کردم یه بوی خیلی باحاله حشری کننده می داد لباسارو انداختم و رفتم جا حموم در زدم و گفت بیا داخل رفتم داخل و بهش گفتم منم لباسمو در میارم ک خیس نشم گفت باشه راحت باش لباسمو در آوردم و یه شورت گیاهی جذب پام بود آب براش تنظیم کردم و چهارپایه رو گذاشتم زیر دوش و گفتم بشین نشست و شروع کردم ب شستنش همینجوری داشتیم حرف میزدیم دوش بستم و پشتشو لیف میکشیدم
بهم گفت ببخشید اذیت شدی گفتم اشکال نداره وظیفمه از ی طرف دیگه تو دلم میگفتم کاش میشد یه جوری بهش بگم و منو بکنه بعد امدم جلو رو سرش شامپو ریختم و گفتم چشاتو ببند تا نسوزه بعد گفتم موهات بمال ک کف کنه همونجوری رو لیف شامپو ریختم و شروع کردم سینه و شکمشو لیف کشیدن چشمم به برجستگی کیرش افتاد وای چقدر کلفت بود و چون رنگ شورت سفید بود تیرگی کیرش معلوم بود بعد بهش گفتم یه چند لحظه صبر کن لیف کشیدن تموم بشه بعد همون جوری آبکشی کنم گفت باشه
زیر نافشو لیف زدم پشماش در امده بود ولی خیلی پر نبود بعد روناشو شروع کردم لیف زدن گفتم پاهاتو باز کن بینشون لیف بزنم باز کرد و سر کیرش از پاچه شورت زد بیرون وایییی چی میدیدم یه کیر تیره ک خوابشم حتی کلفت بود چ برسه ب بیدارش خیلی حشری شدم و طولش دادم
بعد دستمو بردم زیر شورت و کیر خایشو لیف زدم حس کردم متوجه شده و کیرش یذره نیم خیز شد ب هرحال دوش باز کردم و آبکشی کردم بهش گفتم با یه دست شیر نگه دار و رو یه پات وایستا تا قشنگ آبکشی بشی وایستاد و شروع کردم بدنشو دست کشیدن تا کفا بره اونم یه دستشو برد زیر شورت و کیر و خایشو آبکشی کرد از یطرف منم شق کرده بودم و یجوری رفتار میکردم ک معلوم نباشه تموم شد بعد گفتم همونجوری بذار خودمم بشورم و بریم خشکت کنم اون سعی کرد یطرف حموم وایسته ولی خب از اونجایی ک حموم زیاد بزرگ نبود بازم نزدیک بود بهم تصمیم گرفتم دلمو بزنم ب دریا یا میکنه یا ب روی هم نمیاریم و تمام شروع کردم بدنمو لیف زدن پشت بهش وایستادم سینه هامو لیف زدم ورفتم پایینتر میخاستم ساق پامو لیف بزنم خودم دو لا کردم و شروع کردم بعد همونجوری کونمو چسبوندم ب کیرش و طول دادم یجورایی کونمو میمالوندم ب کیرش قشنگ برجستگیشو و کلفتیشو تو خط کونم حس میکردم اون چسبیده بود ب دیوار و منم چسبیده بودم ب اون بعد حس کردم کیرش شق شد قشنگ سفته سفت ب رو نیاوردم و همینجوری ادامه دادم دیگه قشنگ حشری شده بودم ولی بازم خجالت میکشیدم هردو ساکت بودیم من راست شدم ولی هنوز پشتم ب اون بود با اینکه یذره فاصله گرفته بودم بازم کیرش میخورد ب کونم ب شخصه آدمی نبودم ک خودمو لیف بکشم ولی اون روز همینو بهونه کردم ک طول بکشه دستمو بردم پشتم و بردم زیر شورت تا کونمم لیف بکشم و پشت دستم خورد ب کیرش البته اونجا کلن شاید نیم ساعت زمان برد ک دوش بگیریم ولی انگار یک عمر گذشت بعد گفت میتونم با دست دیگم کمرتو لیف بزنم اگ میخایی منم از خدا خواسته قبول کردم
حس کردم اونم شدیدا دلش میخواد ولی روش نمیشه همچنان پشتم ب اون بود و صورتمو برگردوندم و لیفو دادم بهش قشنگ هردو داشتیم خجالت میکشیدیم
بهش گفتم پاهات خشک شد میخایی بشین کف حموم منم بشینم گفت باشه و برگشتم تا کمکش کنم بشینه یه دستشو گرفتم و دستی ک لیف دستش بود جلو کیرش نگه داشته بود جوری ک ضایع نباشه از یطرفم منم شق ولی خب بازم زیاد تابلو نکردم اون نشست و پاهاشو باز کرد ک من وسط بشینم همچنان دستش رو کیرش بود بعد بهش گفتم ببخشید مثلا من امده بودم تورو بشورم الان برعکس شد گفت ن بابا اشکالی نداره حداقل جبرانیه ک میتونم برای زحمتات بکنم خاستم بشینم دیدم اونطور ک باید جا نمیگیرم و پاشم اونجوری بود ترسیدم درد بگیره پاش یذره خجالتم ریخته بود و راحتتر شده بودیم بهش گفتم اینجوری جا نمیگیرم و میترسم ب پات بخورم البته بیشتر بهونه بود بعد گفتم بیا من دراز میکشم ب شکم تو بشین رو من هم ماساژ ب حساب میاد هم لیف میزنی بعد خندیدم و گفتم من خیلی پر روام اونم از خدا خواسته قبول کرد دوباره کمکش کردم بلند شد و من دراز کشیدم البته سرم ب ی دیوار میخورد و زانو هام ب دیوار دیگه مجبور شدم پاهامو تا کنم بعد اونم با کمک شیر سعی کرد بشینه روم بعد گفت سنگینم هاا گفتم ن بابا تحمل میکنم بعد خندیدم زیادم سنگین نبود یا شایدم من چون حشری بودم حالیم نبود دقیق یذره پایینتر از کونم نشست و با ی دست شیر نگه داشت و با دست دیگه خاست لیف بکشه صورتمو برگردوندم چشاش شهلا شده بود و قشنگ معلوم بود خیلی حشریه شروع کرد لیف زدن و گفت توام باسنات بزرگه هااا و خندید منم گفتم اره هرچی میخورم جذب اونا میشه دیگه ساکت شدیم و اون داشت گودی کمرمو لیف میزد و داشت میومد سمت شونه هام یذره خودشو خم کرد ک دستش برسه دوباره کیرش خورد ب کونم اونم هی بیشتر تلاش میکرد ک بیشتر کیرش ب کونم بخوره دیگه قشنگ داشت ب بهونه لیف خودشو عقب جلو میکرد و کیرشو میمالوند ب کونم درحدی ک داشت گردنمو لیف میزد و قشنگ کیرش تو خط کونم بود
من خیلی حشری شدم و تو هپروت بودم و حال میکردم بعد گفتم لیف بذار یذره گردنمو با دستت بگیر اونم گفت باشه
اون لیف گذاشت کنار و منم شورتمو کشیدم بالا ک بره تو خط کونم متوجه شد ک منم خیلی دارم چراغ سبز نشون میدم شروع کرد گردنمو گرفتن و فشار میداد منم شروع کردم چقدر حال میده و ناله ریز میکردم اونم هم زمان خودشم عقب جلو میکرد خاستم ب یه بهونه دستمو به کیرش بزنم و دستمو بردم ک باسنمو خاروندم و دستم خورد ب کیرش دلمو زدم ب دریا و کیرشو گرفتم از پاچه شورت انداخته بود بیرون بعد با خنده و خجالت گفتم این چرا بیدار شده اونم با خجالت زیاد گفت آب ریخته روش از خواب پریده و خندید هردو سکوت کردیم و کیرش هنوز تو دستم بود منم شروع کردم مالوند کیرش هردو تو اسمون بودیم و اونم دستشو آورد و لپ کونم گرفت داشتم میمالوندم و اونم نالش در امد بهش گفتم محمد کیرت چ کلفته گفت قابلتو نداره
کیرش واقعا کلفت بود و تقریبا ۱۸ سانت میشد رگاش زیر دستم حس میکردم بعد گفتم یعنی مال من گفت مال تو اینو ک گفت کیرشو محکم گرفتم و ب سوراخم فشار دادم بعد گفت جوون چ داغی تو
پاهام داشت سر می شد گفتم وایستیم بهتره اونم سعی کرد پاشه و منم بلند شدم دوش باز کردم کیرش رفته بود زیر شورت ولی شقققق تا آب تنظیم شد از رو شورت گرفتمش و مالیدم رفتیم زیر دوش و شروع کردیم لبای همو خوردیم دستمو بردم زیر شورت و کیرشو در آوردم و ب بدنم میمالوندم یه جوری لبامو گاز میگرفت کنگو بعد گفت زیاد نمال ک ارضا میشم چون بعد تصادفش ارضا نشده بود گفتم باشه محکم بغلش کردم و لبای همو خوردیم بعد نشستم شورتشو کشیدم پایین بهترین کیری ک دیده بودم همون بود رنگ سبزه رگ برجسته بزرگ و کلفت با تخمای بزرگ اصن ب جسه اون نمیخورد همچین کیری شروع کردم ساک زدن و نالش در اومد گفت از دخترا بهتر میخوری کیرشو در آوردم و تخماشو خوردم و بالای کیرشو لیس میزدم دوباره شروع کردم اونم با دست سرم گرفت و عقب جلو میکرد سرعتش بیشتر شد و تو حلقم میزد ی ناله زد و گفت میخاد بیاد کشید بیرون و رو صورتم و لبام ارضا شد کلی آب داشت منم بلند شدم و صورتمو تمیز کردم بعد گفت چ حالی دادی و من خندیدم
بعدش ساکت شدیم و دوش گرفتیم
سکس کاملمون بعدش ک از حموم رفتیم بیرون شروع شد ک اگه دوست داشتین تو پارت دوم مینویسم براتون

نوشته: مازی :)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18