رفتن به مطلب

داستان گی مفعول شدن


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


تجربه مفعول بودن
 

با سلام
قبل هر چیزی من تا حالا تجربه داستان نوشتن نداشتم توی اگر مشکلی داشت به بزرگی خودتون ببخشید (محتوای این داستان گی پس اگر دوست ندارید نخونید)
اسم ها مستعاره
من میلادم پسری 21 ساله از سنندج بدنمم بدک نیست سبزه هستم 3 سال پیش توی یکی از گروه های دوست یابی با مردی 40 ساله آشنا شدم (یکی از فانتزیام رابطه با مرد سن بالاس) ما باهم اوکی شدیم اسم این اقا محمد بود مجرد هیکل رو فرم و نگهبان ساختمان نیمه کاره بود
بعد از مدتی از حرف زدن وقتی عکس ردوبدل کردیم
من وقتی کیرش رو دیدم از بدجور دلم خواست اولین با این تجربه کنم چون واقعاً کیرش محشر بوود 19 سانت کلفت رگ دار وقتی قرار شد برم پیشش که کونمو باز یه شب بارونی بود ساعت 1یا2 شب بود رفتم محل کارش که یه اتاقک کوچیک داشت
قبلش بدنمو کامل شیو کرده بودم و خودمم خالی کردم
یه شلوار تنگ زاپ‌دار با یه هودی سفید پوشیده بودم
وقتی رفتم پیشش بعد از کمی احوال پرسی من خیلی استرس داشتم محمدم اینو فهمیده اومد نزدیکم دستش روی رونم بود و میگفت که خیلی ازم خوشش امده منو دوست داره و میخواد فقط با من باشه بعد کمی اومد لباشو گذاشت رو لبام منم همراهیش کردم
همزمان بدنمو میمالید بعد هودیمو تنم درآورد سینه هامو یکمم خورد دیگه تو حال خودم نبودم بلند چراغ هارو خاموش کرد فقط نور کم بخاری المنتی بود
محمدم خودشو کل لباس های خودش رو در آورده بود فقط شرت پاش بود منم دستم رو روی کیرش گذاشتم داشتم میمالیدم هر لحظه داشت بزرگتر میشد راستش کمی ترسیده بودم چون من اصلا قبل اون رابطه مقعدی نداشتم بعد اینکه کمی همو مالیدیم خودش کیرش در اورد و بهم گفت که براش ساک بزنم وقتی از نزدیک دیدمش خیلی بزرگ بود شروع کردم آروم آروم براش ساک کیرش مزه خوبی میدادم سعی میکردم کامل بخورم ولی جا نمیشد بعد کمی ساک زدن گفت بسته خودش شلوارمو از پام در آورده اولش کمی با انگشت میمالید منم خیلی استرس و ترس داشتم بریده بریده گفتم که یواش بکنه اونم اون یه خنده کرد
بعد بهم گفت داگی بشم وقتی اومد سرشو برد نزدیک سوراخم نفسش میخورد بهم داشتم دیوونه میشدم یه دفعه شروع لیسیدن سوراخم رو ابرا بودم
بعد شروع کرد به انگشت کردنم خیلی درد داشتم همون اولش می سوخت بعد که فهمید ژل روان کننده اورد یکمی زد به سوراخم بازم یک انگشت شروع کرد عقب جلو کردن یکم عادت کردم بهش بعد دوتا انگشت کرد توم دیگه رسما داشتم جر میخوردم از درد به خودم می‌پیچیدم کمی گذشت انگشت هاشو بیرون کشید محمد بهم گفت باید چند دقیقه‌ای تحمل کنم وقتی میخواد بکنه یکمی دوباره ژل زد به کیرش و سوراخم کیرشو با دستش گرفت بود آروم هل داد توم محمد گفت عروس شدنت مبارک کونی جان
واییییی
یک لحظه داشتم میترکیدم احساس میکردم بازم دستشوییم میاد،😅 کونم پر شده بود از درد داشتم میمردم خواستم درش بیارم محمد نزاشت محکم منو گرفت داشت اروم عقب میکرد فقط سرش رفته بود
وقتی عقب و جلو میکرد قشنگ حسش میکردم داره بیشتره میکنه یک ربع به همین روش ادامه داد تا کامل کیرشو کرد تو کونم هم درد داشتم هم لذت میبردم محمدم شروع کرد کامل عقب جلو کردن وقتی کیرشو می‌آورد عقب بعد اروم تا بیخ میکرد توم خیلی خوشم میومد دیگه دردم داشت میرفت محمد شروع کرد تلمبه زدن رو ابرا بودم همزمان سیلی میزد رو کونم سرعتشو زیاد کرد دیگه رسما منو گاییده بود
منم لذت میبردم یکدفعه چندتا تلمبه سنگین خیلی بد زد جیغم کامل در اومد خودشو چسبوند بهم یه گرمای لذت بخشی رو توی کونم احساس کردم بعد کیرش در اورد دست زدم به سوراخم دیدم عین تونل شده
ترسیدم گفت چیزی تا فردا بسته میشه
دیگه خسته بودم دیدم ساعت نزدیکای 4 صبحه لباس هامو پوشیدم اسنپ گرفتم خواستم ازش خداحافظی کنم اومد نزدیکم گفت از این به کونی خودمی یه مقداری پول گذاشت تو جیبم یه لب حسابی ازم گرفت
خداحافظی کردیم
چن بار دیگه هم سکس کردیم دیگه من باهاش کات کردم

ولی هنوزم دلم میخواد یک سن بالا مطمئن باشه باهاش اوکی شم
ببخشید اگه طولانی و بد شد اولین بارم بود داستان می‌نویسم

نوشته: میلو

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18