dozens ارسال شده در 55 دقیقه قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 55 دقیقه قبل مشتری مذهبی کونی کار من املاک هست و به واسطه شغلم با آدم های زیادی سر و وار دارم از قشر ضعیف تا قوی ، از مذهبی تا آتئیست و... داستان از جایی شروع شد که خانم رضایی روی آگهی من زنگ زد و بعد از بیانه خواسته هاشون و معرفی ۲ـ۳ مورد با همسرشون اومدن بازدید و پسند کردن یه واحد رو. قرار شد بخشی از پول رو نقد بدن و الباقی رو بعد از فروش واحد خودشون پرداخت کنن. همین امر باعث شد پای من به خونه این خانواده ۲ نفره بازشه و اتفاقات زیادی بیوفته. خانم رضایی یه زن ۳۴ ساله بود با صورت و نگاه شیطون و قد ۱۶۹ سانتی و وزن ۶۰ کیلویی. مشخص بود از شوهرش ۱۰-۱۲ سال کوچیکتره. خلاصه واحد خوبی داشتن ولی بخاطر ضعف لوکیشن هرکسی پسندش نمیشد اما بخاطر قیمت مناسبش بازدید زیاد داشت چند روز اولی که روی واحدشون مشتری می بردم خانم رضایی با این چادر خفاشیا و روسری محکم گره زده حضور داشتن و شوهرش هم خیلی ادم خشک مذهبی بود و حال بهم زن از دید من. تموم در و دیوار خونه پر از عکس سران مملکت و پروم هیئت بود. من هیچوقت اتاق خواب اصلیشون رو ندیدم چون عکس عروسیشون اونجا بود و خانم رضایی بی حجاب. بقیه خونه رو بهتر از خونه خودمون میشناختم. چند روزی گذشت تا یه روز صبح خانم رضایی زنگ زد برای آمار گرفتن از مشتریا و واحدی ک پسند کردن ، لحنش فرق کرده بود و بازدید های اون روز رو باهم هماهنگ کردیم. برای اولین بار با چادر گل گلی اومد استقبال من و مشتری و خبری از شوهرش نبود. همچنین تمام پرچم ها و تعداد زیادی از عکس ها جمع شده بودن بخاطر نور خوب زیر چادر راحت پیدا بود اندامش ، سینه های گنده کمر باریک و پهلو های محو و از همه مهم تر کون گندهای داشت. هر بازدید اون روز خوش روتر میشد تا بازدید اخر حوالی ساعت ۸ شب بود مشتری خواب اصلی رو دیدن و خانم رضایی رو بمن گفت شما هم ببینید اگه میخواین که بدون حرفی رفتم داخل و چشم خورد به عکس بزرگ عروسیشون بالای تخت و نظرمو لوازم روی پاتختی جلب کرد بازدید تموم شد توی راه پله بودم ک پیام داد صحبتتون با مشتری تموم شد تشریف بیارید بالا کارتون دارم. مشتری رو فرستادم رفت و درجا زنگ واحد رو زدم و در باز شد من رفتم بالا در خونه باز بود و وارد شدم و اومد استقبال تعارف به نشستن.که تعجب کردم از لباس پوشیدنش یه لگ کرم به شدت جذب و بلوز آستین بلند ورزشی جذب و شال سرش. زیر بلیز سوتین نداشت و نیپل کاملا مشخص بود و حجم سینه ها دیوانه وار زیبا بود. پاهای کشیده و خوش تراش که کیر راست کن بود من محو اندامش بودم و رسما چشام به نیپلش که گفت نمیشینی؟از سینه هاش چشام گره خورد به چشاش دوتایی لبخند ریزی زدیم و نشستم. چایی آورد و از مشتریا پرسید و ازش پرسیدم همسرتون کجا هستن ؟ گفت بخاطر شرایط کاری ۱۰ روز تهران ، ۲۰ روز جنوب هستن. که فهمیدم دلیل این همه تغییر توی ظاهر خودش و خونه همینه. گفت نظرتون راجع به خونه چیه؟ گفتم مالکش ک عالیه ، خود خونه هم قاعدتا خوبه فقط ضعف لوکیشن داره لپاش گل انداخت و گفت پس مالکش عالی ولی واحدش بد؟ گفتم جفت عالی خندید و پاشد سمت آشپزخونه و تازه داشتم با هیزی دید میزدم. یه کون قلبی بزرگ که توی اون لگ داشت له میشد و کمر باریک. با ظرف میوه اومد و خیار برداشتم و گفت وای نمکدون یادم رفت ک شیطنتم گل کرد یاد صحنهای ک تو اتاق دیدم افتادم ، ۲ تا پلاگ روی پا تختی با سایز کوچیک و خیلی بزرگ. گفتم دوتا توی اتاق خوابتون هست ، سرخ شد و لبخند عمیقی زد و یکم تت پته افتاد و گفت بله بله الان میارم. رفت اتاق و چند ثانیه بعد اومد بدون نمکدون و از آشپزخانه برداشت اومد و موقع نشستن یه آخ ریز گفت و با چشای خمار نشست. خودش گفت نمکدون ها پیشرفت کردن گفتم آره نحوه استفاده عوض شده و راهنمایی لازم داره گفت ای گفتی معلوم نیست چجوری باید استفاده کرد. کم کم پا شدم و از خونه زدم بیرون و خدافظی کردیم. داخل چارچوب در با چشای خمار وایساده بود سوار آسانسور شدم و گفتم راهنمایی برای استفاده درست از نمکدونت داشتی بهم بگو و منتظر جواب نموندم و رفتم. رسیدم خونه مشغول تمرین بودم که دیدم توی تلگرام پیام داد ـ سلام خوبی؟ راهنمایی نمکدون میخواستم🫠 توجهی نکردم و از قصد انلاین موندم. نیستین؟ چند دقیقه بعد سرتون خلوت شد پیام بدین اخر تمرین از قصد پروفایل عوض کردم که درجا پیام داد : جالبه پروفایل عوض میکنی ولی جواب منو نمیدی. مزاحم نمیشم شبتون بخیر. سین زدم و جواب ندادم و رفتم دوش گرفتم و برگشتم دیدم اموجی گذاشته 🫠🫠 پیام دادم سلام خوبی؟ متوجه نشدم پیام دادی درجا سین زد چه عجب نوبت منم رسید نوبته؟ هم صحبتی باهات ، مثل اینکه بقیه نمیذاشتن جواب بدی😏 +تمرین بودم بقیه کیه؟ اونایی ک راهنمایی ازت میخوان😏 کسی هم راهنمایی بخواد مربوط نیست به بقیه. کمکم کننننن🫠 چه کمکی؟ -خودت گفتی راهنمایی میکنی +درمورد چی؟ -نمکدون🙄🫠 +اسمشو درست بگو -روم نمیشه خب 🫠🙄🫠 +به زبون بیار 🫴🏻 -ایییششش ، بات پلاگ🙄 +حالا شد ✅ خب چیکارش کنم؟!؟؟ +لوبریکانت داری؟ -دارممم +باهات راحت باشم مستقیم بگم یا غیر مستقیم؟! -مستقیم قطعاااا +سوراختو باهاش ماساژ بده تا نرم بشه و انگشت توش لیز بخوره -وای چشم چشم +ویس بفرست وقتی داری انگشت میکنی -اخه روم نمیشه 🙂🫠 +منتظرم یکم بعد ویس چند ثانیهای داد ک ناله میکرد دیدی کاری نداشت توله؟! -عوهوم +حالا پلاگ رو ژلی کن و نمنم فشار بده تو کون گندت و پیس بده -وای نگوووو خجالت میکشممم🫠 +از چی دقیقا؟ کون گندت یا ویس؟ -جفتش 🚶🏻 +🥱🥱 -ببخشید🚶🏻 +من خوابم میاد شب بخیر -غلط کردم الان میفرستم🤦🏻 توجهی نکردم و گوشی سایلنت خوابیدم صبح پاشدم دیدم بالای ۲۰ تا پیام دارم نظرم به ۵ تا عکس جلب شد نود فرستاده بود از پلاگ توکونش و تموم اندامش رو دیدم. واقعا بدن عالی داشت نوشتم براش حسابی خوش گذشته بهت. سرکار بودم ک زنگ زد گفت سلام خوبی؟ مشتری داری امروز؟ گفتم اره -ناهار بیا اینجا کلی تعارف و فلان ساعت ۱ قرار شد برم پیشش وارد خونه شدم دیدم کلا خبری از حجاب نیست یه پیراهن کوتاه پوشیده ک تا زیر کونشه و از بالا سینه های گندش تو چشم نشستم رو مبل اومد پیشم مشغول پذیرایی و خم شد عسلی برداره برام بیاره ک دیدم شرت پاش نیست و پلاگ تو کونش خود نمایی میکنه. حسابی لزج و خیس بود. وسایل پذیرایی رو تکمیل کرد و نشست کنارم، انگار نه انگار چند هفته با چادر و حجاب سفت و سخت میومد و نگاهش کف زمین بود. این هرزه کجا اون کجا. پاهاشو برانداز کردم ،کشیده و خوش تراش بود . دستی کشیدم روشون گفتم نمک خور شدی؟ گفت از دیشب هرچی نمک میزنم شور نمیشه دستشو گذاشت رو کیرم اجازه گرفتی؟ اجازه هست؟ برای؟ بازی کردن از رو شلوار داشت حسابی میمالید برام ک گوشیش زنگ خورد ، شوهرش بود. مشغول صحبت بود ک دستمو ب کونش رسوندم و خمش کردم رو پام دستی لای کونش کشیدم و چنگی به لپای کونش زدم. با همه وجودش مشغول کنترل صداش بود وسط حرف زدن . با پلاگ بازی میکردم و تو کونش میچرخوندم یهو بی هوا پلاگ رو کشیدم بیرون ، محکم گوزید و ناله کشداری کرد. شوهرش گفت چی شده؟ گفتم پام خورد ب لبه مبل و یکم اخ و اوخ کرد. پلاگ رو گذاشتم دم سوراخش و داشت حرف میزد ک فرو کردم تو. صحبتشو قطع کرد و دوباره ادامه داد رو نوت گوشیم براش نوشتم ( زر زدنت رو ادامه میدی ) براش عادی شده بود با پلاگ توکونش تلمبه میزدم تا جایی ک داشت ارضا میشد و پلاگ رو دراوردم پشت هم میگوزید با صدای لرزون با شوهرش خدافظی کرد. افتاد رو پام ، هولش دادم پایین مبل ، خمار نگاهم میکرد ، گفت اگه میفهمید چی؟؟؟ گفتم چیو؟ اینکه زنش زیر دست مشاور خرید و فروش خونهشونه؟ خندید و گفت جام خوبه بی مقدمه کیرمو در آوردم و میکوبیدم رو صورتش باهاش گوشیش رو گرفتم و ازش فیلم و عکس میگرفتم چجوری زیر ضربه های کیر خمار میشه تا گفتم بخور ، جوری با ولع ساک میزد انگار جونش وصل ب کیرم پر تف و عمیق بدون دخالت دست. تا اومدم بگم خودتو خفه کن ، دیدم تا خایه جا داد تو دهنش و چشم تو چشم با من شروع کرد به لرزیدن و ارضا شدن کیرمو از تو دهنش درآورد و گذاشت رو صورتش و نفس نفس زنون منو نگاه میکرد با کیر رو صورتش میزدم جوری ک صداش خونه رو برداشته بود بلند شدم از موهاش گرفتمش ،کشون کشون تا اتاق خوابشون بردمش. انداختمش رو تخت سرش از لبه تخت آویزون کیرمو کردم تو دهنش و نشستم رو صورتش کیرم تو گلوش مشخص بود. صحنه جالبی بود ،عکس عروسیش جلوم ، کیرم تا خایه تو دهن زنی ک تا ۲ روز پیش زیر چادر قایم شده بود. از دهنش در اوردم و گفتم داگی بشه و شد سوراخش هنوز نرم و باز بود بخاطر پلاگ بهش توجهی نکردم و یهو جا دادم تو کونش ک بلند گفت وااااااای مااااددددرررر تا خایه تو کونش بود نفس نفس میزد و میخواست بره جلو در بیاد ککمرشو محکم گرفتم کیرمو دراوردم باز گوزید دوباره جا کردم تا خایه و دوباره ناله و جیغ. انقدر تکرار شد ک سوراخش عادت کرد و سنگین تلمبه خورد. موهاشو چنگ میزدم تا عکس عروسیش رو ببینه میگفت جونممم چه عروس شیعه کونی هستم عاشق کون دادن. همین حین اسپنک کونش شدت گرفت جوری ک لپاش سرخ و رد انگشتام جولان میداد. تو اوج گاییدن کونش بودم و بی خبر ریختم تو کونش و نگه داشتم تا کیرم دربیاد. مثل جنازه افتاد ، خیس عرق ، چشمم خورد ب پلاگ بزرگه بدون اینکه ببینه با ژل لیزش کردم و ب شکمخوابندمش بی مقدمه پلاگو کردم توش با صدای گرفته ناله میکرد و همونجوری ولش کردم اومدم بیرون براش یه یادداشت گذاشتم : کونی شخصی ، پلاگ از کونت در نمیاد تا ابم جذب کونت بشه. کمک خواستی پیام بذار. از خونه زدم بیرون. نیم ساعت بعد دیدم تایمردار فرستاده پلاگ رو درآورد و لیس میزنه زیرشم نوشته کمک میخوام برای کونم گفتم شب به حسابت میرسم ، فعلا جمع و جور کن مشتری میارم برای وحدت. امیدوارم خوشتون اومده باشه پسندتون باشه پارت بعدی درمورد فیستینگ شدن و شب موندن من خونشونه تا شوهر زن جندش بیاد نوشته: بکن کون زن مردم لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده