رفتن به مطلب

داستان سکسی شورت زندایی سفید


migmig

ارسال‌های توصیه شده


شورت زندایی
 

خب دوستان این ماجرا کاملا واقعیه و بعد خوندنش خودتون متوجه میشید
من 18 سالمه و قدم ۱۸۲ وزنم ۷۶ بدن خوبی دارم ولی خب چند سال پیش فقط یه پسر لاغر کیر کلفت بودم و این از چشم هیچکس پنهون نبود چون اونقدر بزرگ بود که از رو شلوارم معلوم بود الان حدودا ۱۹ سانته و اون موقع رو نمیدونم ولی نسبت به هیکل اون موقع بزرگ بودش
من یه زندایی دارم یه پسر کوچیک داره قدش ۱۶۵ و وزنش ۶۰ ایناس ولی یه هیکل فوق العاده سکسی داره و ممه هاش واقعا بزرگه و کون خوش فرمی داره ، از این بدن سفیدا که چند تا خال روی ساق پاش و کونش و ممش داره( تا قبل سکس فقط ساق پاشو دیده بودم)
ما کلا رفت و آمد زیاد داشتیم و خونه همین داییم با بابابزرگم تو یه ساختمون و از این خونه قدیمیاس که ۲ طبقس ، طبقه همکف دایی کوچیکم و طبقه وسط بابابزرگم و طبقه اخرم همین داییم که من تو کف زنش بودم ، چون بچه بودم زیاد میرفتیم اونجا بمونیم و من کلا بچه شیطونی بودم ماجرا از اونجایی شروع میشه که طبق معمول داشتیم با بچه ها بازی میکردیم و من چشم میخوره به شورتایی که روی نرده پهنه و نظرم رو جلب میکنه میرم سمتش دست میزنم بهش میبینم نم داره و بو میکنم و بوی خاصی جز تمیزی نمیده و از ترس اینکه کسی بفهمه بهش دست زدم همونطوری میزارم بمونه و میرم دوباره چند وقت میگذره و دوباره همین اتفاق میفته شورت تمیز که روی نرده پهن شده این اتفاقا برای دوازده سالگیمه تقریبا ، چند وقتی میگذره و من جز این دوبار دیگه این کارو نمیکنم ، تقریبا چهارده سالم شده بود اوج بلوغ و شهوت و فکرای سکسی از دید زدن داخل مهمونی و نگاه به رون های خوش فرم و کونی که خم میشه چیزیو برداره گرفته تا تو مهمونی خانوادگی های شلوغ از هر فرصتی استفاده کردن مالوندن کیرم به کون زنداییم، زنداییم خیاطه و تو پشت بوم یه اتاق مانندی بود که کاراشو اونجا انجام می‌داد یه روز که مثل همیشه رفته بودیم اونجا من میفهمم زنداییم بالا مشغوله کاره سریع یه فکر به ذهنم میزنه که برم بالا و به بهونه اینکه شلوارم پاره اس خودی نشون یعنی کیر نمایی کنم و مثل فشنگ ۲ طبقه رو میرم بالا و میرسم بهش سلام زندایی خوبی سلام مرسی تو خوبی جانم؟ میگم که این شلوارم ببین اینجاش پاره شده چیکار کنیم؟ بیا جلو ببینم اهان اینجا رو میگی چیزه برو یکی از شلوارهای دایی رو بپوش این شلوارو بیار واست بدوزم . من: الان اینجا چیزی نیست بپوشم، نه عزیزم برو پایین بیا ، چشم . میرم پایین و شلوارو میارم میدم به زندایی و میرم .
یه دفعه دیگه ام ما رفته بودیم اونجا و خونه بابابزرگم بودیم و بچه های دیگه ام مثل همیشه پسر دایی و پسر خاله بودن و همه یه ۲ ۳ سالی ازم کوچیکتر بودن مشغول بازی بودیم مثل همیشه که زن دایی از بیرون میاد و یکم اینجا میمونه بعد میره بالا که لباساشو عوض کنه بعد بیاد ، منم به هر بهونه ای شده بود باید میرفتم بالا که خوشبختانه مادربزرگم برمیگرده میگه بچه ها کی میره بالا یه چندتا بسته ماکارانی هست بیاره بقیه بچه ها سر تنبلی هیچکس چیزی نگف منم از خدا خواسته گفتم من میرم و سریع دوییدم بالا تا صحنه لخت دیدن زندایی و از دست ندم میرم بالا از لای در میبینم جلوی در و پشتش به سمتی که من دارم میبینم خم میشه پایین شلوارشو در بیاره وای که نگم براتون برای اولین بار داشتم کون زندایی رو با شورت صورتیش میدیدم سرپا وایساده بود بدون ابنکه زانوهاش خم شه، خم شده بود تا از نوک پاهاش شلوارشو در بیاره و یه حالت قمبل طوری بود خلاصه من با دیدن این صحنه سریع کیرم بلند شد وایسادم و این صحنه رو کامل دیدم بعدش رفتم و وسیله رو گرفتم و اومدم پایین .
اینا شروعی بود برای حس داشتن من به زنداییم و کم کم سنم رفت بالا وقتی میرفتیم اونجا خیلی سخت بود خودمو برسونم بالا ولی با هوش بالایی که داشتم هر دفعه با یه بهونه ای میرفتم
یه دفعه که رفته بودم بالا وقتی خودش خونه نبود و خیالم راحت بود از پایین کسی بخواد بیاد بالا سریع میتونم جمع و جور کنم رفتم سراغ کشو لباس زیرش وای پر از شورت های سکسی بود البته شورت های ساده ام مثل هر زنی داشت ولی ست هایی که داشت واقعا حشزیم میکرد بدون اینکه تایی که داشتن خراب بشه برمیداشتم و بو میکردم ولی خب بوی تمیزی میداد و زیاد لذت نمیداد بهم بازم با این حال من به کیرم میمالوندم و میزاشتم سر جاش ، یه دفعه رفتم بالا و حمومی که تو اتاقشون بود رو گفتم بزار یه نگاهی بندازم یه سبد بود چنتا لباس زیر بود ولی برای بچه هاش بود همینطوری نگاه کردم و دیدم بلهه بالاخره چیزی که میخوام شورت زندایی البته نه شورت تمیز ، شورتی که بوی کصشو میده بدون اینکه ترسی از خراب شدن تا یا چیز دیگه ای داشته باشم برداشتم و سریع اون قسمتی که تو تماس با کلیتوریسش بود و پیدا کردم و بردم سمت دماغم یه نفس عمیییق کشیدم و بوی نسبتا تند و شیرینی که تابحال بو نکرده بودم و خیلی حشری کننده بود رو حس کردم برای چن لحظه واقعا از این دنیا جدا شدم هیچوقت فکر نمیکردم که بخوام با بوی شورت زندایی تا این حد از خودم در بیام رفتم سراِغ قسمت پایین تر که ترشحات واژنش بود فکز میکردم بوی بدی قراره بده ولی بوی خوبی میداد دیگه وقتش شده بود بزم سمت سوراخ کونش بو کردم ، کسایی که بوی کون تمیز و خوشبو رو حس کردن میفهمن چی میگم واقعا بوی کون میداد نه بوی بد نه بویی که اذیتت کنه بویی که میتونستی تمیز بودن اون زن بفهمی دیدم بو کردن جواب نمیده چون مطمئن بودم این شورت کثیفه و چیزی نمیفمه شروع کردم زبون زدن و خوردنش در عین حال جق میزدم ، ابم بعد چند دیقه اومد و باز با این حال نریختم رو شورتش که مبادا بفهمه بعدش شورتشو کردم اون زیرو رفتم . این شده بود عادتم هر وقت که میرفتیم سریع میرفتم خودمو میرسوندم به حموم و همین کازو تکرار میکردم و اگه شورت کثیف نبود با شورتای داخل کشو کارمو انجام می‌دادم و بعد چند باری حس کردم زندابیم متوجه این موضوع شده و انگاری هر موقع که ما میریم اونجا قبلش دوش میگیره و شورتی که بوی کصش و ترشحات خوش طعم واژنش میده رو برای من میزاره تو سبد و بالاخره یه زن بودش از نگاه های یواشکی یا رفتارای مشکوک میتونست حس کنه ، یه دفعه که با ترس و لرز رفته بودم بالا و حسم میگفت این دفعه گیر میفتی( اینم بگم که اون روز فقط مامان بزرگم و خالم اونجا بودن که وقتی من میام بالا خالم میره بیرون و مامانبزرگم خونس) چشامو بسته بودم گوشامو تیز کرده بودم و شورت روی دماغم بود و دستم روی کیرم صدای تند بالا اومد از پله ها رو شنیدم ، شلوارم تا زانو پایین بود دراز شده بودم رو زمین لامپ حموم روشن بود تو اتاق زنداییم بودم ، تا به خودم بیام و جمع کنم دیدم زنداییم جلو در و من فقط تونسته بودم پاشم و شورتش پرت کنم رو سبد ولی همه چی خیلی واضح بود کیرم از شلوار کامل زده بود بیرون ، رنگ از صورتم پریده بود نمیدونستم الان قراره مثل فیلم سوپرا یه سکس خوب داشته باشم یا قراره دعوام کنه و به همه بگه و بگا برم بعد چند لحظه که دست به کمر وایساده بود و من با چشای مظلوم و ترسیده نگاش میکردم اومد سمتم شورتش از رو سبد برداشت داد دستم گفت جلو خودم هر کاری که من نیستم میکنی و بکن ، اخه زندایی اینطوری نیست که فکر میکنی من فقط حشری شده بودم ، یا کاری که الان بهت گفتم میکنی یا ابروتو میبرم ، منم هم با خوشحالی و با حس خجالت شورتو بردم سمت صورتم زبونمو زدم بهش کیرمو میمالیدم و برای اینکه حس خجالتم کمتر بشه چشامو بسته بودم که یهو یه دست دیگه رو روی کیرم از رو شلوار حس کردم چشامو باز کردم زندایی داشت می‌مالید برام خوابم یا بیدارم ، چون خیلی حشری بودم شهوتم بدجور زده بود بالا بعد اینکه شلوارمو کشیده بودم پایین و من دز حال بو کردن شورت بودم و زندایی داشت برام جق میزد ابم با فشار خیلی زیادی ریخت رو لباسش و کل لباسش شده بود اب کیر من زندایی که حسابی عصبانی شده بود گفت باید ادبت کنم تا بفهمی اب کیرتو کجا باید بریزی من که بی جون شده بودم افتادم رو تخت و زندایی شروع کرد در آوردن لباسش با اینکه چند لحظه بود ابم اومده بود ولی با شوق تمام داشتم مرحله به مرحله نگاه میکردم اول شومیزی که با اب کیر من خیس شده بود در آورد بعد دامنی کا داشت و حالا من داشتم ستی که بار ها باهاش جق زده بودم رو تن خودش میدیدم ممه های ۹۰ شکمی که یذره تپله کمر باریک و رونای تو پر و شورتی که خیس شده بود دستشو میخواد ببره پشت که سوتین باز کنه ولی اب کیر من دستشو خیس کرده صدام میکنه پاشو اینو در بیار بچه پا میشم تو یه حرکت بازش میکنم خوشش میاد افرین خوب بلدیا کوچولو و بر میگرده سمتم چی دارم میبینم دوتا ممه گنده و سرحال که قرمزی نرمالی داره و انگاری عمل شده ناخودآگاه دستمو میبرم سمتش با چشم غره و خنده بهم میگه که همین الان ابتو اوردم پسر جون من که با دیدن‌ این صحنه ها دوباره کیرم راست شده قبل اینکه زندایی شورتش در بیاره زانو میزنم براش صورتم دقیقا روبری بیکینیش بوی خوب کص و شورت و خیسیش رو حس میکنم یه بوسه اروم میزنم بهش و به بالا نگاه میکنم زندایی خیلی خوشش اومده و انگاری چراغ سبز کردن شو با همین حرکتم گرفتم شورتو با آرومی تمام در میارم و باز برمیدارم یجوری بو میکنم که انگار دیگه هیچ چیزی بهتر از این تو دنیا برام وجود نداره و حالا که زندایی کیر ۱۹ سانتی منو و رفتازامو دیده حسابی دلش دادن به من میخواد بهم میگه بلند شو خودشو زانو میزنه کیری که باورش نمیشه همین چند دیقه پیش کل وجودشو کشیده بیرون الان در شق ترین حالت ممکنشه ، میگیره تو دستش با چشای خمار و حشری بهم نگاه میکنه از پایین زبون خیسش در میاره و اروم رو سر کیرم بازی میده از شدت لذت یه اوم میگم و شروع میکنه ساک زدن و خوردن کیرم من که ابم تازه اومده الان قصدی برای ارضا شدن نداره پس خودمو شل میکنم تا زندایی از کیرم لذت ببره توی چن دیقه ای که برام ساک میزد فقط داشتم چشاشو نگاه میکردم و لذتی که داره میبره زو میدیدم و هرزگاهی کیرمو تا جایی که میتونست میکرد تو دهنش و صدای عوق شنیدنش منو حشری تر میکرد موهاشو میگیرم تو دستم حالا تلمبه میزنم تو دهنش اب دهنش میریزه رو پاهام و سینه هاش وقتی دهنش خسته شد منو هل میده رو تخت میاد روم ممه هاشو میزاره رو کیرم و بالا پایین میکنه میفهمه که زیاد از این حرکت خوشم نیومده و دل تو دل جفتمون نیست که سکس کنیم پس زندایی که حسابی کیرمو خیس کرده و من حسابی کصشو خیس کردم جابجا میشم و زندایی میخوابه رو تخت و من بلند میشم اولین پوزیشن فک کنم بگن دختر گاو چرون پاهاشو میدم بالا کیرمو تنظیم میکنم رو کصش و اروم فرو میکنم داخل یه اه ناز میکشه و همین با حسی که دارم بزای اولین بار کیرم داغی کصشو حس میکنه ترکیب میشه چند باری ازوم عقب جلو میکنم و بعدش شروع میکنم سنگین تلمبه زدن و البته جوری که صدا نره پایین اه و ناله های قشنگی میکنه واسم بعد چند دقیقه تو این پوزیشن بودن بهش میگم برگرده و قمبل کنه پوزیشن مورد علاقم دوست داشتم از کون بکنمش ولی خب شرایطش نبود بخاطر همین دوباره میکنم تو کصش و تلمبه میزنم چون دیگه خودم اونقدری لذت نمیبردم فقط دوست داشتم اون لذت ببره و گاییده بشه زیاد حس خاصی نداشتم بخاطر همین سریع میگذرم از اینا بعد این پوزیشن که پوزیشن اخر بود کامل میفته رو تخت و پشتش به منه کونش در گنده ترین حالت ممکنه من دوباره میکنم داخل تلمبه میزنم با هر تلمبه یه لرزه ای میکرد و فهمیدم داره ارضا میشه پس کارمو سریعتر انجام میدادم و بعد لرزیدن پاهاش و مقاومت کردن برای ورود کیرم به کصش میفهمم که ارضا شده برمیگرده و منم که دیگه جونی واسم نمونده میفتم تو بغلش بعدش با دستش برای کیرم محکم جق میزنه که اب منم بیاد و بعد ۳ دیقه اب من میپاشه رو شکمش و یذره شو میخوره بعدش پاشدیم و خودمون جمع و جور کردیم، بعد این قضیه دیگه سکس نداشتیم ولی خب زندایی میدونست که من به شورتاش علاقه دارم بخاطر همین همیشه سعی می‌کرد خیس کنه و اون شورت برام نگه میداشت
دوستان کل داستان واقعی بود و اگه حس میکنید فیکه با بقیه داستانی کصشر مقایسه کنید دوستون دارم خدافظ.

نوشته: ممل

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18