poria ارسال شده در 20 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 20 ساعت قبل سکس یواشکی یه تیکه کوتاه از یکی از جریانات سکسیم رو تعریف میکنم،مقدمه چینی نمیکنم و توضیحات زیادی نمیدم دو خط اول جریانو بخونین میفهمین چه خبره..... از تو حموم صدای بلندش امد که پرسید: لیلی صدای چی بود؟ حالت خوبه؟مکثی کردموجواب ندادم یعنی نشنیدم صداتو و چندلحظه بعد صدای بازشدن در حموم امد و بعد صدای واضحش که سرشو از لای در کرده بیرون بازم صدام کرد که یه سرفه مصلحتی کردم و حینی که تلمبه هاشو آرومو بیصدا کرد گفتم:صدایی نیومد من که چیزی نشنیدم(منظور از صدای چی بود امد صدای جیغم بود که وقتی یدفعه کل کیرشو یه ضرب کرد تو کصم و تلمبه های سریع و محکمشو شروع کرد)گفت:آهان شاید اشتباه شنیدم،برگشت تو حموم که تلمبه های محکمشو باز از سر گرفت،دوتا اتاق فاصله داشتیم تا هم صدامون بهش نرسه هم حواسمون به صدای آب باشه کی قطع میشه و قصد بیرون امدن داره ولی مثل اینکه محاسباتمون توی صداهای خودمون غلط بوده،میکوبید تو کصم و سینه هامو چنگ میزد، سعی میکردم ناله هامو کنترل کنم ولی سخت بود، بلندم کردوچرخوندتم از جلو نشستم رو کیرشو پاهامو دوطرف بدنش گذاشتم رو تخت سینه هامو چنگ زدو میخوردشون،نوکشون گاز میگرفتو من گردنشو سفت چسبیده بودم که نیوفتموهمزمان بالاپایین میپریدم چون لبه تخت نشسته بود، سینه هامو ول کردو دستاشو دور بدنم پیچیدو سرشو برد تو گردنم میبوسیدو ریز ریز حرف میزد:جونم جونمممم همینهههه سکسی لعنتی یه اسپنک محکم زد رو کونم که سریع گفتم:هیشششش نزن صداشو میشنوه،یکی دیگه زدو دوطرف پهلوهامو گرفت و ریتم تلمبه زدن رو دست گرفت،کیرشو داخلم بالا پایین میکردو آروم گفت:نمیشنوه نترس حشری کوچولوی من، چنددقیقه که اینجوری بودیم پاهام درد گرفته بودن از روش بلندشدم و داگی شدم لبه تخت یه ضرب تا ته کیرشو کرد داخلمو تندتند تلمبه میزد،تقه های محکمی میزد که تخماش به کونم برخورد میکردن و اسپنک میزد بهم، صدای تلمبه هاشو ناله های ارومم تو اتاق پییچده بودو استرس اینو داشتم که هرلحظه ممکنه صدامونو بشنوه ولی شهوت و تلمبه های شدیدش اجازه فکرکردن رو ازم میگرفت،چندتا تقه محکم زدویدفعه ازم کشید بیرونو ارضا شد رو کونم،20دقیقه ای بود که داشتیم سکس میکردیمو 2ارضا شده بودمو الان که ازم کشید بیرون نزدیک ارضای بعدیم بودموخودش میدونست، رفتو دستمال اورد تمیزم کرد بعد خوابید رو تخت و منم همونجوری داگی رفتم رو صورتش،دستاش دور رونام پیچید که بدنم قفل بشهو تکون نخورم دهنشو چفت کصم کردو تندتند لیس میزد و چوچولمو مک میزد تو دهنش نگه میداشت تمام بدنم داشت برای ارضا شدن التماس میکردو نمیخواستم این لذت کوتاه باشه ولی نتونستم لحظه ای که زبونشو وارد کصم کردو چندبار تکرارش کردو دراخرم چوچولمو گاز ریزی گرفت پر فشار تو دهنش ارضا شدم، که کل فک و دهن و صورتش خیس شد و بدون اعتراضی مقداری از آبمو خورد افتادم کنارشو نفس نفس میزدم،بعد از چند دقیقه بلند شدیم خودمونو جمع و جور کردیمو لباس پوشیدیم و رفتیم آشپزخونه و از یخچال شربتو کیک در اورد گذاشت رو میز غذاخوری منم بشقاب و چنگال و لیوان آوردم و پشت میز غذاخوری جا گرفتیم خیلی معمولی انگار داریم عصرونه میخوریم حدود 5 دقیقه بعد شیرین از حموم در اومد با حوله تن پوش بلندش وارد آشپزخانه شد و گفت:سلام بابایی تو کی آمدی؟ و بعد رفتو از لپ بوسش کرد و نشست جفتمون و یه هول ریز به شونه ام داد و گفت:تنها تنها میلیونی اره؟ این رسم رفاقت نیست رفیق... نکته:شروع رابطه ما من 23 سالم بود اون 40سالش و مادر رفیقمم فوت شده،چند سال باهم بودیم و این روال سکس هامون چه یواشکی چه قرار گذاشتن اینا حتی بعد جداشدنمون گهگداری ادامه داشت، کشش بینمون دو طرفه بود. نوشته: لیلی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده