رفتن به مطلب

داستان سکس زن شوهردار با همکارش


mame85

ارسال‌های توصیه شده


سکس من و همکارام بی نظیر بود
 

سلام سحر هستم ۳۴ سالمه اصفهان زندگی میکنم و میخوام داستانی که چند سال پیش سرکارم برام اتفاق افتاد رو براتون تعریف کنم. من سال ۹۸ رفتم سرکار و مجرد بودم اون موقع محیط کارمون یه دفتر بود که یک سری کارهای صادرات انجام می داد و یه انبار تو شهرک صنعتی داشت که نمی خوام زیاد وارد جزئیات بشم که خیلیم لو نرم. خلاصه که اینجا ۷ تا مرد بودن که فقط ۲‌تاشون متاهل بودن و بقیه مجرد و با من که رفتم ۴ تا خانم بودیم که من مجرد و یکی مطلقه و دوتامونم متاهل بودن .
محیط کار محیط خوبی بود واقعا و کسی خیلی کاری به کسی نداشت و چون فقط تلفنی و اینترنتی کار می کردیم محیطمون بسته بود و فقط خودمون بودیم تو یه آپارتمان مانند بزرگ ۴۰۰ متری ما ۱۱ نفر و یه آبدارچی که گاهی میومد و نظافت میکرد که معمولا بعد رفتن ما بود و خیلیم نمیدیدمش.
سرتون رو درد نیارم اینم بگم که اونجا معمولا خانما با لباس باز بودیم و حتی گاها در حد شلوارک و تاپ هم می پوشیدیم که من اولش خیلی خجالت میکشیدم ولی کم کم که به محیط عادت کردم واقعا فهمیدم اصلا مردای اونجا کاریت ندارن و اون روزا که با مانتو شلوار بودم همون رفتارو داشتن و بعد چند ماه که اعتماد کردم و خیلی باز لباس می پوشیدم همون رفتارو کلا کار رو میدیدن در کل خیلی عالی بود همه چی . چند وقت گذشت و من ازدواج کردم و حتی به شوهرمم گفتم که وضع پوشش ما اونجا همینه اونم اوکی بود و یکی دو بارم اومد شرکت وضعمون دید و هیچ مشکلی نداشت و هنوزم که هنوزه وضع زندگیم و سکسمون با شوهرم خیلی خوبه و همو دوست داریم.
اینم بگم که خوب با همکارای مرد هم خیلی راحت بودیم و شوخی و لاس هم یکم داشتیم ولی لمس فیزیکی و اینا اصلا در میون نبود
ماجرا از زمانی شروع که رئیس احمقمون حدودا ۴۴ سالش بود و آدم هول و شدیدا کس بازی بود که بعدا فهمیدم، رفت ژاپن و برگشتنی تو اتاق دورهمی مون همه نشسته بودیم که شروع به تعریف کردن کرد از حمام عمومی ژاپنی و اینکه رفته و چقدر جالبه که همه لخت زن و مرد میرن و آرامش میگیرن و اینا و اینکه خب کار جالبه اونجا انجام میشه همینجوری که داشت یکم تعریف میکرد خب خانوما که یکم خجالت میکشیدیم مردا هم یکم مزه میپروندن و اینا که یکدفعه رئیس به طرز روشنفکرانه ای گفت من واقعا دوست داشتم اینجام اجراش می کردیم ولی خب محدودیت های فرهنگی داریم و خلاصه که نمیشه که یه دفعه اون همکار خانمم که متاهله (الناز) گفت نشد نداره که رئیس شما که طبقه پایین همینجا یه استخر دارید میشه اجراش کرد اینو یهو جو سنگین شد و رئیسم خودش موند یه لحظه گفت خب بهرحال میدونید رسم رو یا کامل باید بجا بیاری یا اصلا انجامش ندی بهتره خب یه شرطش اونجا این بود که مختلط باشه یکیم کامل برهنه که فک نکنم انجامش مقدور باشه. خود النازم یه لحظه خجالت کشید و چیزی نگفت که انگار کرم به جونمون افتاده بود ما خانما... سیمین اون یکی متاهل مون جو گیر شد گفت خب ما خانمها هم میایم اونجا برهنه شدن فرق میکنه با بحث جنسی و اینا با اقایونم که راحتیم یه لحظه معصومه که مطلقه بود و من خشکمون زد ولی من نمیدونم چرا مثلا خواستم خودمو جمع کنم گفتم اره خب یه محیط باحال تشکیل بدیم کلیم فانه برامون یکی از مردا هم گفت اگه خانما راحتن رئیس چرا که ن هفته ای دو هفته ای یکبار دور هم جمع شیم. رئیسم که بدش نمیومد گفت خب ببینید سیمین راست میگه بحث جنسی نیست که نه اقایون اینجا ندید بدیدن و نه خانما من فک نکنم کسی به کسی کاری داشته باشه و خب تو این مدت با هم خیلیم راحتن ولی میگم بحث برهنه شدن کامل رو اگه مشکلی ندارین انجامش میدیم چون راستش اونجا تو محیط کارم خیلی باهم میرفتن و البته اگه زوری هیچ خانمی نمیتونست بیاد کنسل میشد ینی حتما از هر دو جنس باید باشن که یهو یخ معصومه هم شکست گفت چقدر جالبه رئیس گفت خب باشه ولی به هر دلیلی شاید یکی از خانما معذب باشه و اینجا نتونه بگه بعدا تصمیم میگیریم من فک نکنم از سمت اقایون منعی باشه (که همین لحظه یه نیشخندی زدن چندتاشون خب طبیعیم بود مردا برا لخت شدن حیا ندارن که) ولی خانما هر کی مشکلی داره به من خصوصی پیام بده و اگه حتی یکیتونم پایه نبود کنسله اوکیه اقایون و خانما و همه اوکی دادیم( اینم بگم که حدود ۱ ساعت طول کشید این مکالمات که من خلاصشو نوشتم بالاخره برای همچین حال و هوایی تا یخ شکسته بشه خیلی کش و قوس میخوره مخصوصا وقتی که مردا هم اصلا زوری نزدن برای مخ زدن و جو جلسه همینجوری پیش رفت فقط چون خیلی میگم با هم مردا و زنا راحت بودیم کار جور شد )
خلاصه شبش یه گروه تشکیل دادیم خانما تو تلگرام و سرتونو درد نیارن به این نتیجه رسیدیم که همه اوکی ولی وقتی رفتیم اونجا دیگه معذب بودن و اینا نداریم دست رو کس و ممه گذاشتن نداریم و اگه بعد چند جلسه دیدیم جو خوب نیست به رئیس میگیم کنسل کنه (و مهمتر از همه هیششششکی خبردار نشه از این داستان از جمله شوهرامون و به رئیسم گفتیم که به مردا بگه دهنشون قرص باشه) همه چیو و از جنبه مردا هم میدیدیم که اگه کنسل کنیم کاریمون نداشته باشن بعدش...خلاصه که قرار شد سه شنبه بعد کار یه ساعت بریم پایین تو استخر مجموعه که همش مال رئیس بود و یه ساختمون ۴ طبقه که زیر زمین استخر بود رفتیم ...
خیلی خلاصه بگم که جو خیلی عالی بود مردا نگاهمون میکردن ما هم نگا میکردیم ولی نه اونجوری که زل بزنن بهمون و معذبمون کنن حرف و بگو بخندمونم براه بود شوخی جنسی نداشتیم و ماورای انتظارات همه خانما پیشرفت اون جلسه ما هم قبول کردیم که باز هم بیایم چون خیلی خوب بود البته یه وقتایی که یه خانمی پریود میشد نمیومد یا مثلا کار داشت نمیدومد ولی خب حداکثر تلاشمونو میکردیم که حتی یک ربع هم شدیم بریم لخت شیم و نشون بدیم که کار باحالی داریم میکنیم و جلسات بخاطر ما کنسل نشه حتی چندین بار پیش اومد هر ۷ تا مرد بودن و یک زن و کسی هم شکایتی نداشت برای منم این یبار پیش اومد ۶ تا مرد اومده بودن و من فقط منم کم نمیزاشتم حتی خیلی تو ابم نمیرفتم که کصم پوشیده بشه و سعی میکرم خیلی راحت تمام بدنمو نشون بدم نمیدونین چه حسی داره وقتی بین این همه مرد احساس خطر نمیکنی اینم بگم که خب دریته حالا بحث رسم حموم عمومی ژاپنی و اینا بود ولی من انتظار داشتم خب حشری بشن مردا حداقل یه حرکتی بزنن ولی هییییچ یه مدت رفتم تو نخ این قضیه تا اینکه یبار دیدم که بلهههه مردا یبارو دستشویی میرفتن حداقل و وقتی یکیشونو دیدم قبل اینکه در رو ببنده دستش ب کیرش بود متوجه شدم چرا با بیحالی میان بیرون یجورایی خب دمشون گرم جق میزدن ولی امنیت مارو بهم نمیزدن هر چند ما خانم ها هم خیلی حشری میشدیم و من سکسام با شوهرم خیلی بیشتر شده بود بقیه هم همینو میگفتن که بعد استخر چقد حشری میشن ولی خب سکسی تا ۴ ۵‌ ماه بینمون صورت نگرفته بود...
خب این جلسات معمولا هفته ای یکبار بود ولی سرکار بچه ها حموم میرفتن گاهی و قبل رفتن به خونه دوش میگرفتن اونجا ۳ تا حموم داشتیم که یه رختکی کلی داشت و سه تا اتاق حمام که کامل بسته بود و بعد اینکه این استخرها رو یا مثلا حمام عمومی ژاپنیا رو می رفتیم دیگه خیلی راحت تر همه میرفتن دوش می گفتن مردا که راحت تو رختکن جلومون لخت میشدن و ما هم همینجور اخه قبلا تا مردا میرفتن دیگه کسی اتاق استراحت که اون ورش حموم بود هم نمی رفتیم ولی الان این حرفا نبود و تو رختکن جلو هم لخت میشدیم و هر کی یه حموم میرفت خیلیم راحت بودن من خودم کمتر اونجا دوش میگرفتم ولی بقیه بیشتر خب خیلی جو کاریمون باز شده بود دیگه واقعا حس میکردی وسط امریکایی جایی هستی خخخخ....تا اینکه یه روز دو تا حموم پر بود و الناز یکی از پسرا لخت شده بود تو رختکن و در رختکنم باز بود من میدیدم دو سه نفر دیگه هم بودن اونجا میخواست بره حموم که النازم اومد بره دید این پسره میخواد بره ...پسره گفت بش که زودی میام بیرون النازم گفت صبر کن منم بیام باهم بریم خب خجالت میکشی ما هم خندیدیم و با هم رفتن و این شد اولین حموم رفتن دوتایی سرکارمون که جو اینم شکسته شد کم کم تو یکی دو ماه کار به جایی کشید که اکثرا یه زن و یه مرد میرفتن حموم منم دو سه بار با یکی دو تا از مردا رفتم حموم کاریم نکردیم و دیگه داشتم شاخ درمیاوردم از حجم این خوددار بودن مردا واقعا قصد سکس نداشتم باهاون شوهرم کافی بود ولی خب چی بود داستان اخه مرددد انقد پاکککک مگه میشه ....درسته اونام زن داشتن دوست دختر داشتن سکس میکردن ولی بابا من لخت بودم جلوشون تو استخر منو زیاد دید میزدن متوجه میشدم چرا اونجا تو حموم محیط خصوصی تر هیچچچچی از طرفی حس میکردم حموم بقیه ی مدتیه بیشتر طول میکشه نمیدونستم چرا و روم نمیشد از خانمای دیگه بپرسم ایا سکس میکنید یا نه یکم ناجالب میومد برام از طرفیم خانما حتی الناز ک سیمین که شوهر داشتن هر سری با یکی حموم میرفتن خلاصه همین فکرا منم خیلی حشری میکرد و دیگه هر چی شوهرم تلمبه میزد توم کافی نبود تا اینکه یروز با یکی از پسرا رفتیم حموم ( قبلشم گفتم بهتون جو یه جوری شده که پسرا اکثرا دعوتمون میکردن به حموم ما هم میرفتیم یعنی همیشه ۱ ساعت آخر کار از ساعت ۲ بعد از تا ۳ گاها دو سری حموما پر و خالی میشوند و زیاد شده حمام رفتنا) خلاصه که تو رختکن لخت شدیم اونورم سیمین با یکی دیگه داشت لخت میشد و حموم وسطیم دو نفر توش بودن سیمین یه چشمکی بهم زد و رفت حموم با اون پسره و من که نگام اومد سمت خودمون دیدم بلهههه مازیار کیرش مثل سنگ شده برا همین چشمک زد سیمین دو سال از من کوچیکتر بود مازیار پسر خوبیم بود منم حشریییی بدددد....ی لحظه گفتم شروع کنم بعد گفتم اگه واقعا این خبرا نباشه تو این محیط و این دید سکسی رو نداشته باشن بره به همه بگه چی بعد گفتم مگه میشه مرد میل جنسی نداشته باشه داشتم دیونه میشدم تو این فکرا که رفتیم تو حموم واقعا داشت بهم فشار میومد مازیارم حسابی زل زده بود تو کصم خب الاغ یه کاری بکن اونم شاید میترسید که یه لحظه من با خنده و اروم اشاره کردم به کیرش و یه ضربه آروم روش زدم اونم دوش آب باز کرد ریخت رو سر دوتامون و گفت راست شده دیگه چیکارش کنم گفتم بخابونش صداش میلرزید ی لحظه گفت کار من نیست کار خودته گفتم میخوای بخوابونمشششش؟؟؟ گفت چیکار میتونی بکنی برام گفتم تو چیکار میتونی بکنی گفتن من....جمله شو تموم نکرد لبشو رو لبم گذاشت اخخخخخخخ خدایا شکرت داشتم پاره میشدم از حشریت هیچ مقاومتی نکردم دستمو دور کمرش حلقه کردم و کیرشو به کصم چسپوند کصم داغ داغ بودیکم ممه هامو مالید و همینجور ک لبامو میخورد گفت بخواب زمین سریع دراز کشیدم پاهامو باز کردم خودم یه لحظه خجالت کشیدم انقدر سریع این کارو کردم ولی اون از من بدتر بود داشت پاره میشدکیرشو اورد دم کصم یکم مالید و تا ته کرد تو نفسم بند اومده بود وای چه حالی داد( شب مادر شوهرم اینا از شهرستان میومدن منم برا همین رفتم دوش بگیرم حالا عروسشون داره کس میده) ۴ ۵ دقیقه کرد ارضا شدم گفتم آبتو بریز تو نترس حامله نمیشم آخه هم ای یو دی دارم هم قرص میخورم یکم دیگه تلمبه زد ابش اومد کلی بوسیدیم همو پا شدم کصمو شستم اونم کیرشو شست و یه شامپو زدم به سرم دیدم بازم داره با کصم ور میره گفتم بسه الان همه میفهمن گفت چی فکر کردی پس بقیه چرا میرن حموم گفتم پس دخترا چیزی نگفتن به من گفت بابا بکن بکن اونام فکر کردن تو اهلش نیستی ازت قایم کردن حالا شب حرف میزنیم گفتم باشه ...کیرش بازم شق شده بود منو چسبوند به دیوار چاره ای نبود براش قنبل کردم و کرد تو کصم بازم اینبار زودترم ابش اومد به منم حال داد و سریع بعدش رفتیم بیرون...شب بعد اینکه شوهرم خوابید و فامیلاش رفتن با مازیار چت کردم گفت بهم که اکثر دخترا به همه پسرا دادن و تو جا موندی یجورایی یکم ادم میترسید بیاد طرفت ولی بین دخترا هنوز انگار کسی نگفته این حرفا رو و به روی هم نیاوردن ولی پسرا هماهنگیم بهمم گفت اگه میخای فقط من دوس پسریپت باشم و کاری به بقیه نداشته باش منم که نمیخاستم رابطه عاطفی داشته باشم و دلم سکس با بقیه رو هم میخاست گفتم دوستیم باهم ولی به بقیه هم میدم اونم گفت پس به بقیه هم میگم که ببرنت حموم از روزای بعد گفتم باشه ولی هر روز نکنن گفت نه خب هر وقت دلت خاست قبول کن همه ک همیشه قبول نمیکنن...و اینطور شد که من رفتم برای اولین بار تو گروه دخترا گفتم که چرا نگفتین داریم سکس میکنیم و کلی گلایه و غرغر و رومون باز شد بالاخره و کار به جایی کشیده شد که حموما شده بود اتاق سکس ...دیگه بعد ۴ ۵ ماه که از اولین سکسم گذشت کامل با عذاب وجدانش کنار اومده بودم و راستش هر ۷ تاشونم حداقل یکی دوبار منو کردن و این روابط کم کم خیلی ضربه زد به روابط کاریمون تا جایی که رئیس برای سکس قوانین گذاشت که اقا مثلا به روی هم نیارید هر کاری میکنید و فلان و بهمان ولی فایده نداشت یکی دو بار پسرا چون تعداشونم بیشتر بود سر سکس بحثشون شد و اگه جداشون نمیکردن دعوای حسابی میشد یبارم که سر من و یکی دوبارم سر الناز و معصومه و سیمین تو استخار بی جنبه بازی دراوردن که داستانش این بود که من با ۴ تا از پسرا رفتیم مثلا ژاپنی بازی که خود رئیسم بود یکم شوخی جنسی کردیم (خب خجالت نمیکشیدم ازشون همشون منو کرده بودن من حتی اون وتا که سکسم نداشتیم روم انقد باز شده یود که راحت بودیم باهم) و همونجا من اجازه دادم یکیشون منو جلو چش بقیه بکنه که اون روز کار به ۳ ساعت سکس کشید و چهارتاییشون جرم دادن عملا جوری که بعد ۳ ساعت خودمو تو ایینه دیدم از،سر تا پام اب کیر میبارید منم چون نمیخاستم تو ذوقشون بزنم به روی خودم نیاوردم که اذیت میشم و این اتفاق برای الناز و سیمینم چند بار افتاد که چندتایی تو استخر کردنشون و حتی کم کم استخر از اون ارامش و اینا ول شد و شد محل گروپ سکس و از طرفیم بحث و جدل بین پسرا زیاد شد در نهایت متاسفانه بعد ۲ سال نیم مجبور شدیم همه خانما یه روز استعفا بدیم پسرا هم هر چی خواستن کارو جمعش کنن قبول نکردیم و گفتیم این روابط همینجا تموم شه بهتره و همش تقصیر اون رئیس احمقمون بود که این مزخرفات ژاپنی رو اورد برامون وگرنه چقد خوب بود جو کاریمون الانم چندین سال گذشته از اون داستانا با مازیار هنوزم سکس دارم راستش و نتونستم دست ازش بکشم چون حتی تو اون گروپ سکسا هم هوامو داشت و یکی دو بار به خاطرم دعوا کرد دوستش داشتم اونم زن گرفته الان البته دوتامونم بچه داریم ولی خب در حد دو سه ماهی یک بار سعی می کنیم رابطمون رو حفظ کنیم. در کل اینو بهتون بگم که این فکرای ساده لوحانه مثل منو نگنید و نون خودتونو نبرید من اون وقت سال ۹۹ و ۴۰۰ از شوهرمم بیشتر می گرفتم و حتی خونه خریدم باهاش علاوه بر اینکه شوهرم خودش خونه داره ولی افسوس و صد افسوس که حماقت چه چیزایی رو از دست آدم میکشه بیرون مگه میشه مرد بدون شهوت باشه جلوشم لخت شی هیچ کاریتم نکنه هر چقدم مقاومت کنه اخر نمیتونه این ذات آدم چه مرد وچه زن الکی خودتونو گول نزنید ارتباط زن و مرد بدون سکس دووم نمیاره الکی نگید با یه پسره دوستم کارمم نداره مطمئن باش خودتم روش شهوت داری چه برسه به اون از ما گفتن بود حرف کسی رو میشنوید که حدود ۲ سال علاوه بر شوهرش با ۷ نفر دیگه سکس کرد انواع و اقسام سکسا و بازم کیر تو کون رئیس با این احمق بازیش....خوش باشید و سالم دوستتون دارم سحر

نوشته: سحر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18