رفتن به مطلب

داستان گی کون دادن تو تختخواب مامانم


dozens

ارسال‌های توصیه شده


تخت خواب مامان بابام
 

سلام این یه داستان واقعیه و سعی کردم با تمام جزییات تعریفش کنم تا حس تحریک و بهتون بدم .
من امیرم 20 سالمه یه پسر تقریبا سفید با قد متوسط و رون های پر بدنم طوریه که هر کسی دوست داره بهش دست بزنه و بمالتش من از بچگی زیاد دستمالی شدم و این حس توم به وجود اومد و بدمم نمیومد تا دو هفته پیش که با گروه های تلگرامی آشنا شدم خیلی برام عجیب بود که اینقدر راحت دنبال کیس میگردن و پیدا میکنن .
یه روز که خونمون خالی شد سریع رفتم ی پیام تو گروه گذاشتم که یکی بیاد دایرکتم پر از پیام شد همه اومدن با چندتاشون هم زمان صحبت کردم و عکس کیرشونو میدیدم که یکیشون خیلی تحریکم کرد یه کیر تقریبا سیاه شکلاتی از اونا که انگار گوشتش ابداره سایز بزرگ و خوشگل که دهنم اب افتاد واسش باهاش صحبت کردم و عکس دادم و گرفتم ولی میترسیدم که بیاد خونمون اونم ول کن نبود میگفت دیوونت شدم . با کلی حرف راضیم کرد و لوکیشن دادم بهش و اومد .
وقتی رسید درو باز کردم و بغلم کرد اروم اروم روی مبل نشستیم و منو نشوند روی پاش لبامو رو لباش گذاشتم و اروم زبونمو کشید تو دهنش دستش و روی کمرم میکشید کم کم دستش رفت تو شرتم و کونمو میمالید منم کیرشو از رو شلوار میمالیدم بلند شدیم و رفتیم تو اتاق که گفت بریم اتاق پدر مادرت و روی تخت اونا سکس کنیم من مخالفت کردم ولی واسه خودمم جالب بود و آخر قبول کردم رفتیم و رو تخت دراز کشیدیم رو شکم خوابیدم و لباسامو در اورد گرمی لباش و نفساش لای کونم حس کردم که خیسی زبونشم بهش اضافه شد قشنگ زبون میزد و زبونشو فرو میکرد تو سوراخم .
شل شده بودم که دراز کشید روم کیرش رفت لای پام و در گوشم گفت میشه برام شورت زنانه بپوشی گفتم ندارم گفت میدونم از کشو برداریم گفتم نه میفهمن ابروم میره ولی انقدر حشری بودم که قبول کردم . کشو رو باز کردم چند مدل شورت بود که اون یه شرت مشکی توری انتخاب کرد و بو کرد پوشیدمش و باز منو خوابوند و از لای شرت لا پایی میزد .
برگشتم و واسش ساک زدم خیلی بزرگ بود ولی همونی بود که میخواستم داشتم از ساک زدن لذت میبردم که گفت بخواب بکنمت یه وری دراز کشیدم و اونم پشتم خوابید و باز از لای شرت کیرشو گذاشت پام و از شدت حشر گفتم بکن توش اونم آروم سرشو گذاشت رو سوراخم و هل داد توم. خیلی درد داشت ولی میدونستم اگه بیرون بیاره دردش بیشتر میشه اونم یواش یواش عقب جلو میکرد تا جا باز کرد و یهو ابش اومد و ریخت توم.
یه حس عجیبی بود دوست داشتم باز بکنه که دیگه نمیتونست پاشدیم و همه چیز رو تمیز کردیم و شرت و سرجاش گذاشتیم . رفتیم تو حال نشستیم تا یکم انرژی بگیریم که باز با هم بخوابیم من که هنوز ارضا نشده بودم.
اگه دوست داشتین ادامه رو تو قسمت بعد میگم.
مرسی که انتخابتون بودم و خوندین 🙏

نوشته: امیر

  • Thanks 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18