رفتن به مطلب

داستان سکسی سیسی شدن


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


اولین تجربه سیسی شدنم
 

سلام اسمم رایانه الان که این داستان رو مینویسم 22 سالمه گاهی اوقات تاپیک های بعضی دوستان رو میدیدم در مورد کاکولدی بی غیرتی روی مامان آبجی خاله و...
اینم بگم که من از همون بچگی قیافه به شدت جذابی دارم بدنم نمیتونم بگم کاملا ولی تقریبا بدونه مو هست طوری که خودم از سفیدی خودم وقتی جلوی آینه هستم لذت میبرم هیکلم لاغرم یکم فوتبال بازی می‌کنم سیکس پک دارم اما نکته اصلی اینجاست که با شروع دوران شیرین راهنمایی با بلای خانمان سوز جق آشنا شدم و گرفتار این مصیبت بزرگ شدم با روش های مختلف روزی 2 دست جق رو شاخص بودم تا اینکه یکی از روزهای سرد پاییز با یکی از دوستام که اسمش ابوالفضل بود هم مسیر بودم که سر صحبت رو باز کرد
+رایان دوس دختر داری
_نه داداش چطور
+آخه دیدم یه دختره از اونور خیابون رد میشد چشمش کلا روی تو بود
_ نه دادا چه ربطی داره
+ربطش اینه که تو به شدت زیبایی
_نظر لطفته
+حقیقته
اون روز بحث همینجا تموم شد و بعد این تعریف تمجید از جانب ابوالفضل اعتماد به نفس من 2 برابر شد و علاقه و اشتیاق برای خرید لباس های جدید زیاد شد
خونه مو توی خونه های سازمانی اداره آب تهران بود و چون بابام کارمند اداره آب بود خونمون توی منزل سازمانی بود ابوالفضل هم همینطور تا زمان گذشت گذشت من از پاییز سال 98 تا آخرین روز همون سال فقط فقط با فکر خیال زن ها و دختر های خوشگل توب خیابون جق میزدم تا اینکه یه روز که بابای ابوالفضل و بابای من برای مأموریت راهی منطقه عشایر نشین نفت شهر اهواز شدن ساعت 8 شب اردیبهشت 99 مادر ابوالفضل زنگ زد به مامان من که واسه شب نشینی بیایید اینجا رابطه ما با خانواده ابوالفضل تا اون زمان مثل همسایه های عادی بود ابوالفضل ۳ تا برادر کوچکتر از خودش داشت ولی من تک فرزند بودم
خلاصه بعد خوردن شیرینی میوه چایی این چیزا گوشیم زنگ خورد رفتم حیاط صحبت کنم بعد تموم شدن تلفنم دیدم ابوالفضل داره کفشاش میپوشه
+رایان بیا بریم دور دور داداش
_کجا بریم ؟
+هیچی همین محوطه سازمان
_اوکی
+رایان یه سوال
_بله
+دوس دختر داری ؟

    اگه بگم آره برات فرقی میکنه ؟
    +اره داداش فرق میکنه
    _چه فرقی مثلا ؟
    +میخوام بگم که اگر دوست دختر داری خوش به حالشه میدونی چرا ؟
    _ چرا ؟؟؟
    چون میتونه بدن سفیدت رو لمس کنه
    کسشعر نگو توام سفیدی توام دوست دختر پیدا کن واسه خودت بده بخوره واست
    +آخه واسه من بزرگه تو دهن دخترا جا نمیشه
    کس نگو بابا نهایت 12 سانت دودوله دیگه

    هع 12 سانت چیه رایان 2p سانته
    _ ن بابا
    به خدا
    _ثابت کن
    کلید خونتون داری ؟؟؟
    _آرع
    بریم که نشونت بدم
    راهی خونه ما شدیم یه زنگم به مامان زدم تازه ساعت 9:45 دقیقه بود بهش گفتم با ابوالفضل توی محوطه هستیم اونم چون هوا خوب بود و ما توی محوطه گیر نداد بهم گفت که تا 12 اینجاییم 12 بیا باهم برگردیم خداحافظی کردم و کلید در حیاط رو انداختم چراغ حیاط زدم رفتم سمت خونه کلید انداختم چراغ روشن کردم ابوالفضل پشت سرم اومد بهش گفتم
    _نشونم بده
    +الان خوابه
    _بیدارش کن
    و اونجا بود که برای اولین بار با گوشی ابوالفضل فیلتر شکن رو روشن کردیم این بشر که خودش حرفه‌ای سایت بود سایت کون باز رو بالا آورد و عکس هایی از کون پسرا توی شورت مامانشون نشونم داد عکس اول یه پسر بود که شورت پلنگی پوشیده بود یکی دیگه صورتی یکی دیگه لامبادا یکی جوراب شلواری و غیره با دیدن عکسا ناخودآگاه کارم سیخ شود و دستمو بردم روی شلوار که ابوالفضل با یه حرکت انتحاری رست برد شلوارشو کشید پایین و بووووووم یه کیر سفید یزرگ کلفت با کله کاملا صورتی درست جلوی دهنم بود
    _این دیگه چیه لاشی ؟؟؟
    +خوشت میاد ؟؟؟
    _من که نه ولی دخترا عاشقش میشن
    +رایان شلوارت در بیار مال تو رو ببینم
    _ ن من دوس ندارم
    +در بیار میگم
    به زور شلوارو شورت کشید پایین کیر سیخ شده من از کلفتی چیزی از اون کم نداشت اما تفاوت طولش کاملا مشهود بود
    همینطور که داشتیم کیرامون رو وارسی می کردیم ابوالفضل دست گذاشت روی کونمو چنگی بر لپای کونم انداخت کمرمو گرفت کشید سمت خودش و لبامو به هم گره خورد محکم لب می‌گرفت کونمو چنگ میزد با دست دیگشم کمرمو گرفته بود که فرار نکنم منم که تسلیم اون شده بودم و از طرفی بدم نمیومد اولین تجربه سکسکم رو داشته باشیم با شدت بیشتری ازش لب گرفتم بعد چند دقیقه لباشو ازم جدا کرد گفت زانو بزنم
    بعد زانو زدنم کیرشو با دست به لبام نزدیک کرد منم آروم سرشو گرفتم توی دهنم نمیدونستم باید چیکار کنم سر کیرشو می‌ مکیدم میلیسیدم که سرمو گفت توی دستاش محکم شروع به عقب جلو کرد محکم توی دهنم تلمبه میزد منم خب بلد نبودم دندون میزم اما اون سرعتشو کم نمیکرد بعد یکم ساک سرعتی سر کیرشو روی لبام کشید کیرشو روی لبام می‌کشید و من کیرشو میبوسیدم دوباره براش ساک زدم کامل اختیار خودمو از دست داده بودم و مثل یه بچه کوچولو تو دستاش بودم
    وقتی قمبلم کرد انتظار هر چیزی رو داشتم جز اینکه یه چیز خیلی داغ نزم روی سوراخم فرود بیاد زبونش بود که روی سوراخ کونم عقب جلو میشد با این حرکت من از حال رفتم حالت داگی خودم رو از دست دادم بی اختیار آب سر کیرم فواره زد روی فرش کاملا بی حال بودم پاهامو حس نمیکردم بدن درد داشتم که یک چیز سفت محکم اما کمی داغ روی سوراخم بود اون سعی داشت سوراخم رو باز کنه اما من ارضا شده بودم و حالی برای این کار نداشتم بنابراین بیخیال کونم شده شروع کرد به لاپایی زدن اینقدر کیرش کلفت داغ بود که فقط با چند ثانیه لاپایی زدم کیرم دوباره سیخ شد و ازش خواستم که این حس رو برای سوراخم انجام بده ابولفضل سر کیرشو با آب دهنش خیس کرد گذاشت روی سوراخم کمی فشار داد سر کیرش راحت توی سوراخ کونم رفت زیاد هم بزرگ نبود شروع به عقب جلو کردن کیرش توی سوراخم کرد و این حس اینقدر برای من خوشایند بود که ناله زنانه ای از سر لذت بیرون دادم گفتم جندتو بگا عشقم
    با این حرف گویا موتورش روشن شده بود و ادامه کیرشو توی کونم فرو کرد که با شوک ناگهانی و درد فراوان از جام بلند شدم و اشکم در اومد از شدت درد و شوک حسم کلا پریده بود میخواستم لباسامو بپوشم که این پار با زبونش روی گردنمو لیسید چند تا میک زدن روی گلوم کافی بود تا جوری حشری بشم که بار دیگه کیرشو تو دهنم بگیرم بعد یکم ساک زدن دوباره برام لاپایی زد و ازم خواست بلند ناله کمپ منم چون خونمون ویلایی بود همسایه بغلی نداشتیم فقط رویا بود بلند براش ناله میکردم که دیدم با پاهاش پاهامو قفل کردم دا دستاش محکم سینه هامو گفتم کیرش رو برد روی سوراخمو سرش داخل سوراخم شد همانا و حس آب لزج و چسبناک همانا اینقدر این حس زیر خواب بودن برام جالب بود ک برای بار دوم بدون دست زدن به دودولم ارضا شدم ابوالفضل با دستش اب منی رو جمع کرد گذاشت دهنم گفت خوب میک بزن عشقم
    پایان اولین خاطره ادامه دارد ...

نوشته: Rayan

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18