رفتن به مطلب

داستان سکسی خواب شیرین خواهرم


migmig

ارسال‌های توصیه شده


خواب شیرین
 

سلام شاهین هستم ۳۵ سالمه، یک خواهر کوچکتر دارم به نام شیرین ۳۳ ساله، هردو مجردیم، من از ۴سالگیم میگفتم بزرگ شدیم من با شیرین ازدواج میکنم! پدر مادرمم میخندیدن و می گفتند خواهر برادرید نمیشه، این دوست داشتن من و شیرین بازی‌های شیرین سالهاست تو قلب من یک عشق عجیبی درست کرده که حتی نمیتونستم بهش بگم، تنها آرزوم این بود یک بار فقط بزاره لباشو بخورم، تا دوماه پیش رفته بودم دکتر که برای مشکل خوابم بهم قرص تجویز کرد، خوبی قرص این بود که صبح اصلا گیجم نمی کرد و میتونستم پاشم برم سرکار! چند روزی خوردم بعد فکر کردم اگه شب اینو به شیرین بدم بخوره، خوابش سنگین میشه میتونم لباشو ببوسم! همین کارو کردم، وقتی شیرین رفت اتاقش خوابید صبرکردم نیم ساعت بگذره تا خوابش سنگین بشه، رفتم اتاقش چندبار صداش کردم اصلا جواب نمی‌داد، تکونشم دادم بیدار نمیشد، فقط یک خروپف میکرد آروم، گفتم بهترین موقعیته آروم اول با استرس یک بوسه کلی روی لبش زدم، خیلی هیجانی و شاد بودم، بعد آروم لب بالاشو با لبام گرفتم و همین کارو با لب پایینش کردم، هر مدل لب گرفتنی که بلد بودم و فیلم آموزشی ازش دیدم تست کردم و شیرینم اصلا متوجه نمیشد و این برام خیلی خوشحال کننده بود، آروم رفتم برای راحتیم رو تخت روی شیرین خوابیدم که بهتر لباشو بخورم، بخورد بدنم با ممه‌هاش حشریم کرده بود، نمیدونستم ادامه بدم یا نه، تصمیم گرفتم یکم بیشتر ادامه بدم آروم گوشش، لاله گوشش و گردنشو میخوردم، شیرینم یکم ریتم نفس کشیدنش عوض شده بود ولی معلوم بود خوابه، با احتیاط تاپشو دادم بالا ممه‌هاشو از سوتین آروم درآوردم و افتادم به جونشون، کنترلی رو خودم نداشتم و وحشیانه میخوردم و فشار میدادم، ناله های خفیف شیرین شروع شده بود مخصوصا وقتی نیپلشو با زبونم بازی میدادم، یکم که سیر شدم گفتم کسشم بخورم ارگاسم که شد دیگه بسه میزم جق میزنم، شلوار و شورتشو آروم درآوردم و پاشو باز کردم، قبلا بخاطر اینکه شلوارشو زیاد میکشید بالا فهمیده بودم کسش کلوچه‌ای هست ولی خیلی فراتر از انتظارم خوشگل و تپلی بود، آروم خم شدم از کلوچش لب گرفتم یکم که خیلی بهم حال داد، بازش کردم لاشو و کلیتوریسشو یا همون چوچوله پیداکردم با زبون، حرکات دایره‌ای روش میرفتم و سرعتمو کم زیاد میکردم ناله‌های شیرین هم بیشتر شده بود جوری که نمیدونستم خوابه واقعا یا نه، همینجور که چوچولشو میخوردم دستامو بردم روی ممه‌هاش و نیپلاشو بازی میدادم و ممه‌هاشو چنگ میزدم، شیرین شروع کرد مثل مار پیچیدن ولی خیلی کم و از لرزشش فهمیدم ارگاسمش بوده، سرمو که بالا اوردم یک لحظه متوجه شدم که چشمشو سریع بست! بیدار شده بود، یکم خوشحال بودم که فهمیده از طرفی ترس لو دادنمو داشتم، نتونستم تحمل کردم رفتم اتاقم و کاندوم ۰.۰۳ و ژل لوبریکانت اوردم، دیونه شده بودم شیرین باید مال من میشد، برگشتم و لخت شدم و کاندومو کشیدم، شیرین معلوم بود نفس نفس زدنش داره عادی میشه‌ و احساس کردم وقتم کمه سریع ژل زدم به کاندوم رفتم رو تخت و کیرمو جلوی کسش تنظیم کردم، شروع کردم به فرو کردن که انگار شیرین برقش گرفت چشمش باز شد منم قبل اینکه بخواد تکون بخوره روش خوابیدم و برای اینکه جیغ نزنه لباشو خوردم، کیرم هر لحظه داشت بیشتر فرو می رفت و جیغ ناشی از درد شیرین تو دهنم وارد میشد، کمرمو محکم چنگ میزد تا اینکه کیرم کامل وارد شد، بعد چند ثانیه لبمو برداشتم بهش نگاه کردم، گفت پردمو زدی؟! گفتم عاشقتم نمیزارم مال کسی جز من باشی! چیزی نمیگفت و فقط با ناباوری منو نگاه میکرد، منم تلمبه شروع کردم و کم کم داشت حشریت جای شوک برای شیرین میگرفت و تلاش میکرد اولش ناله نکنه، بعد آروم گفت چرا اینکارو کردی آخه، شروع کردم کنار گوشش حرفای عاشقانه، از بچگی میخواستمت مال من باید باشی، دق میکنم یک روز صبح پاشم ببینم نیستی کنارم، نمیخوام دست هیچ مردی بهت بخوره و...، حرفام ظاهرا براش خوشایند بود جوری که خودش سرشو کج کرد لباشو اورد جلو و شروع کردیم لب گرفتن، بهش گفتم برگرد داگی بکنمش اصلا حالیش نبود! بهش گفتم چجوری بشه، کردم تو کسش و از پشت چوچولشو مالیدم یکدفعه گفت وای عالیه و بالشتو گاز میگرفت تا ناله شدید نکنه، بعد چند دقیقه من دراز کشیدم اومد رو کیرم و اون لحظه متوجه خون کسش که مال پارگی پردشه شد، گفت ولی خون هم اومد دیگه واقعا مجبورم زنت باشم! خیلی خوشحالم کرد حرفش و خندیدم، نشست رو کیرم یکم که بالا پایین کرد دیدم به به چوچولش باز دم دستمه شروع کردم مالیدنش که بعد چند لحظه عین دیونه‌هاش شروع کرد لرزیدن با یک دستش دستمو با چنگ کشید که نمالم چوچولشو یک دستشم رو قفسه سینم بود و چنگ میزد، داشت پارم میکرد تا لرزشش کمی تموم شد، دندوناشم با لرزش بهم میخورد و یک صدایی درمیاورد، افتاد روم، احساس کردم داره کم کم آبم میاد، همونجوری که شیرین تو بغلم ولو شده بود محکم بغلش کردم و با شدت تلمبه زدم، اونم دیگه بیخیال دنیا کنار گوشم جیغ میزد، که سرشو به بالشت فشار دادم صداش بیرون نره، آبم اومد و ارضا شدم، همیجوری تا چند دقیقه محکم شیرین نگهداشته بودم و قربون صدقش میرفتم، کم کم حالش جا اومد شروع کرد ناراحتی چرا پردمو زدی که با قربون صدقه رفتن آرومش کردم، بهم گفت بری طرف دختری یا زن بگیری میکشمت، منم گفتم همین الان زنم شدی زن می‌خوام چیکار، پاشدیم تمیزکاری، خون روی تختشم ریخته بود، زیاد نبود ولی لک انداخته بود، لخت تو بغل هم خوابیدیم و ساعت گوشی چهار صبح کوک کردیم که‌ بیدار بشیم برم اتاقم، خیلی شب لذت بخشی بود ازون به بعد قرص خواب به مادر پدرم میدادم و شب با خیال راحت منو شیرین سکس میکنیم

نوشته: شاهین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18