migmig ارسال شده در 17 آذر اشتراک گذاری ارسال شده در 17 آذر نصاب حرفه ای کیرش رو داخل ام نصب کرد داستان همجنسگرایی و گی است. اهلش نیستید رد کنید بره . اسم من پدرامه، 22 سالمه و دانشجو ام و به عنوان نصاب برای یه شرکت اینترنتی مودم و شبکه و اینها رو می رم نصب می کنم. همیشه با باقی پسرها تفاوت داشتم. سلیقه و رفتارم فرق داشت و از طرفی ظریف بودن صورت و بدنم هم باعث شده بود که مورد توجه همکلاسی و بچه محل ها قرار می گرفتم. حس من به همکلاسی ها و بچه محل هایی با رفتار مردانه و از نظر هیکل بزرگتر از خودم بود. ولی خب همیشه این رابطه به سوء استفاده و مسخره شدن می کشید. چند باری در حد سافت با یکی دو نفر شده بود و همه این تجربیات باعث شده بود که هیچوقت حس ام رو به عنوان یه حس درست در نظر نگرفتم. دانشگاه که رفتم شروع کردم به دنبال کیس پیدا کردن و به عنوان ارضا شدن با یکی دو نفر اوکی شده بودم و سکس می کردم. یه روز مدیرمون برگه کار داد که فردا برم یه کافه که داره راه میفته براشون اینترنت و مودم اشون رو اوکی کنم و یه دو لاین شبکه هم می خواستن بکشم. صبح رفتم دیدم کسی نیست. منتظر بودم دیدم دو تا پسره با ابزار و کلی کارتن اومدن. ازم سوال کردن گفتم نیومدن و منم پشت در موندم. راستش پسره خیلی باحال بود. حدود 35 اینا می شد، هیکلی بود و لباس سرهمی کار هم تنش بود. برای نصب چراغ ها اومده بود. صورت مردونه و جدی داشت و دستای بزرگ که رگ هاش بیرون زده بود. خیلی خوشرو بود و سریع باهام گرم گرفت و هی سوال می کرد از کارم و کجا درس می خونی و اینا. سعی کردم باهاش گرم بگیرم. اسمش میثم بود، اونم خیلی شوخ بود و درباره کار و اینا حرف می زد. یه دختره اومد که کلید داشت و در و باز کرد. رفتیم داخل و من حواسم بهش بود، دو سه نفری از کارکنان اومده بودن، من شروع به کار کردم و اونا هم داشتن چراغ ها رو یکی یکی باز می کردن و آماده می کردن. یه کم بعد پسره نزدیک من داشت کار می کرد و نزدیک شد و یه کم درباره کار و سوال درباره فیلترشکن و اینا پرسید وبعد موضوع رفت روی یکی از دخترا که اونجا بود و خیلی خوشگل بود و هیکل قشنگی داشت. یه کم حرف زدیم و گفت : پسر برو تو کارش، به من نمیخوره که. با خودم گفتم شانس رو امتحان کنم، جراتم رو جمع کردم و به شوخی گفتم: نه بابا، یکی باید بیاد من رو بگیره. متوجه شدم داشت بهم نگاه می کرد. نگاهش نمی کردم. یه کم سکوت شد و بعد گفت: بی خیال. خوشتیپ و خوشگل هستی، خودت رو دست کم نگیر، بعد فاصله گرفت و رفت اون طرف. کارم رو طول می دادم. ولی دیگه تا ظهر تموم می شد و باید می رفتم. ولی خب وقتی چیزی نگفت و رفت معلوم بود اصلا توی این فازها نیست. ناهار شد و برامون غذا گرفته بودن، من یه سمت دیگه نشستم و دیدم اومد سمت من نشست و شاگردش رفته بود سیم بگیره. یه کم حرف از دانشگاه و اینا زد و بعد گفت: دوست دختر نداری نه خوشگل پسر!؟ گفتم نه. بعد با لحن شوخی گفت : دوست پسر چطور!؟ فهمیدم که دوزاری اش افتاده. گفتم اونم نه. آزاده آزادم. سعی میکردم نگاهش نکنم. چیزی دیگه نگفت و ناهار تموم شد و کارم که تموم شد و می خواستم برم، رفتم خداحافظی کنم به بهانه مودم و اینترنت و اینا شماره خواست و منم شماره دومم رو بهش دادم. با این شماره همیشه توی نت و اپ ها کیس پیدا می کنم. به شب نکشید و پیام داد و کمی حرف و و بالاخره رسیدیم به حرف های جدی و یکم سوال کرد و منم راحت بهش گفتم و اونم کلی ازم تعریف کرد و چند تا عکس از هیکل اش فرستاد و منم از بدنم فرستادم و دیگه رسیدیم به اینکه مکان داری و این حرف ها و بدبختانه اونم مکان نداشت. فردا شب گفت یه چی بگم ناراحت نشو. گروپ خوشت می آد. گفتم نه . البته هیچوقت تجربه نداشتم و می ترسیدم یه جورایی. بخاطر همین به همه میگفتم نه. کلی حرف زد که پسرخاله اش هم مکان داره و هم اوکی ه. حتی عکس از پسرخاله اش و بدنش فرستاد. شبیه خودش بود ولی انگار چند سال کوچکتر و هیکلی هم کوچکتر بود. حشری بودم و اینقدر حرف زد و بالاخره از سر شهوت زیاد راضی شدم و قرار شد جمعه بیاد دنبالم و بریم خونه مجردی پسرخاله اش. هم استرس داشتم و هم شهوت و اینکه واقعا هر وقت پورن گروپ می دیدم دلم می خواست باعث شد راضی کنم خودم و قبول کنم. قرار بود نزدیک 1 بیاد دنبالم و باهم بریم. خونه پسرخاله اش غرب بود. رفتم حموم و به خودم رسیدم و خودم رو خالی کردم و آماده سرویس دهی، یه شورت تنگ کولسی با جوراب های مچی و شلوار جین و تیشرت تنم کردم و رفتم سر کوچه که بیاد. توی راه دستم رو گرفت و گذاشت روی کیرش و براش می مالیدم تا برسیم. کمتر از یه ربع رسیدیم. از آسانسور که رفتیم بالا، پسرخاله اش که اسمش علی بود دم در با شلوارک و حلقه ای ست منتظر بود. رفتیم داخل و احوالپرسی و نشستیم توی پذیرایی.حس عجیبی بود. همیشه با یه نفر توی این وضعیت بودم. میثم اومد کنارم نشست و دستش دورم حلقه شد و انگار بخواد یخ من آب بشه، یه کم حرف زد و علی هم کم کم شروع کرد سوال پرسیدن از کار و کدوم طرف میشینی و ... میثم آروم آروم بدنم رو می مالید ، علی گفت : چیزی می خوری ؟ گفتم نه مرسی. گفت پس آماده بشیم؟ گفتم باشه. سمت دیگه خونه رو نشون داد و گفت پدرام جون سرویس اونطرفه . گفتم اوکی ام. خونه انجام دادم. بلند شد و حلقه اش رو درآورد و گفت : چه خوب. بعد میثم بلند شد و من رو بلند کرد و گفت : پس پدرام جون بکن لباسارو و شروع کردن هر دو لخت شدن. راستش یه کم گیج بودم و فقط اطاعت می کردم. لباسهام رو درآوردم و با شورت و جوراب ایستادم و منتظر اونها. هر دو با شورت اومدن نزدیک من. میثم خیلی هیکلی و ورزیده بود ولی علی نه و هیکل اش معمولی بود. میثم شروع کرد ازم لب گرفتن و علی هم چسبیده بود بهم و بدنم و کونم رو می مالید. راستش وقتی بدنم برای اولین بار بین دو نفر قرار گرفت واقعا حشری شده بودم. کمی استرس داشتم، چون سرویس دادن همزمان به دو تا کیر خیلی جوون میخواد. دستم روی پهلو و شکم میثم بود که کمی من رو چرخوند و دستم رو گذاشت روی کیرش و دست دیگه ام رو هم گذاشتم روی کیر علی. میثم رهام کرد و علی شروع کرد به لب گرفتن. و میثم گردن و لاله گوشم رو می خورد. کیرهاشون از زیر شورت حس می کردم که داره شق میشه. دستم رو بردم توی شورتها و کیرهای داغ و گوشتی اشون رو توی دستام گرفتم. میثم گفت : پدرام جون بشین که بدجوری حشرم . می خواستم زانو بزنم که دیدم علی رفت توی یه اتاق و ملافه آورد و پهن کرد وسط پذیرایی و یه دونه هم روی کاناپه نشیمن راحتی که اونجا بود و من رو بدن وسط اش و روی زانو نشستم و شورتشون رو درآوردن و دو تا کیر نیمه شق آویزون جلوم ظاهر شد. کیر علی برخلاف هیکل و قدش بلندتر بود و خیلی صاف سیخ شده بود ولی برای میثم خمیده بود و کوتاه تر. با دستم هر دو کیر رو گرفتم و مالیدم. نمی دونم اما خودم با میثم بیشتر حال می کردم . کلا هیکل گنده رو بیشتر دوست دارم تا کیر کلفت و بلند رو . کیر میثم رو آروم تا نصفه گذاشتم توی دهنم و زبونم رو دورش می چرخوندم که خیس بشه و آروم شروع کردم به عقب و جلو کردن و ساک زدن و همزمان کیر علی رو می مالیدم. تازه راه افتاده بودم که میثم سرم رو عقب کشید و به سمت کیر علی برد و علی کیرش رو توی دستش گرفت و دهنم رو باز کردم. یه کم به صورتم ضربه زد و مالید و بعد روی زبونم آروم می زد و بعد داخل کرد و دستش رو رها کرد و من با یه دستم کیر علی رو توی دهنم نگه داشته بودم و ساک می زدم و با دست دیگه ام کیر میثم رو. مدام عوض می کردم و برای جفت اشون ساک می زدم. علی بیشتر بازی می کرد و گاهی که براش ساک می زدم یا خودش عقب و جلو می کرد یا سرم رو می گرفت و تا حلقم فرو می کرد ولی میثم بیشتر از اینکه خودم ساک بزنم براش لذت می برد. کیراشون شق شده بود و خیس و قرمز. دهنم خسته شده بود ولی راستش اون پوزیشن که جلوی دو تا مرد زانو زدی و داری برای جفتشون ساک می زنی واقعا حشری می کرد من رو . من براشون ساک میزدم و اونا هر کدوم با یه سینه ام بازی میکرد و نوک اش رو می مالیدن و می کشیدن. گاهی سرم رو نگه می داشتن و تا حلقم کیرشون رو فرو می کردن و نگه می داشتن و رها می کردن و بعدی همون کار رو می کرد. حسابی دهنم رو می گاییدن. بعد میثم گفت : خوبه دیگه. بلندم کرد و چسبوند به خودش و دستش رو کرد توی شورتم، جوری که شورتم تا بالای رون پام پایین کشیده شد و شروع کرد به مالیدن لپای کونم و چنگ زدن بهشون و به علی با خنده گفت : تجهیزات کو و علی رفت از اتاق ژل روان کننده و کاندوم و دستمال توالت آورد و گذاشت روی میز کنار مبل و میثم اشاره کرد و بهش ژل داد و داشت تماشا می کرد. میثم دو انگشتش رو ژل زد و روی سوراخم مالید و آروم شروع کرد به فرو کردن یه انگشتش داخلم و شروع کرد به لب گرفت. علی تماشا می کرد و کیرش رو می مالید. بدنم کاملا توی بدنش گم بود و دستاش دورم پیچیده بود و توی داغی لب گرفتن و شهوت بودم. انگشت دوم رو داخل کرد که ناله ام در اومد و یه کم صبر کرد و دوباره آروم فرو کرد و با احتیاط عقب و جلو می کرد و بازم می کرد. کنار گوشم گفت : خیلی تنگی پسر... شورتم رو که تا زیر کونم درومده بود رو پایین کشید و منم کمک کردم و شورتم تا زانوهام پایین اومد و پا زدم و شورتم رو درآوردم. علی روی کاناپه نشسته بود و کیرش رو می مالید و میثم سوراخم رو آماده کرد. بعد آروم به کونم زد و با لحن شوخی گفت : دوست داری اول کدوم رو جا کنی ؟ هیچی نگفتم . من رو تا نزدیک کاناپه برد و بهم گفت که برم بالا و رفتم چهار دست و پا جوری که سرم سمت علی بود و وسط کاناپه خودم رو نگه داشته بودم پوزیشن گرفتم. میثم اومد پشتم و شروع کرد روی کیرش کاندوم کشیدن و یه کم دیگه ژل به کیرش و سوراخ من مالید. علی گفت : زیاد نزن . لیز میشه به درد نمیخوره. کیرش رو داشت لای کونم می کشید و منتظر بودم که علی سرم رو نزدیک کیرش برد و گفت : مشغول شو. کیرش رو توی دستم گرفتم و شروع کردم به ساک زدن. قلمبه سر کیر میثم رو روی سوراخم که حس کردم منتظر درد و فشار ورود کیرش شدم، با دستش کیرش رو گرفته بود و سرش رو یه کم به پایین فشار داد و هل داد تو، خب زیادی بازم کرده بود و کارش رو هم بلد بود و سر کیرش داخل شد. حس خوبی بود. مشغول ساک زدن یه ناله شهوتی کشیدم و میثم کونم رو توی دستاش گرفت از دو طرف و آروم فشار دوم رو داد و کیرش تا نصفه رفت و حالا بود که درد و فشار رو توی سوراخم حس می کردم. ژل و لیز بودن سوراخم و کیرش کار رو سخت کرده بود و کیرش سریع داخل شد و درد پیچید توی دلم و سرم رو از کیرش علی عقب کشیدم و آخ گفتم و میثم شروع کرد کمر و کونم رو مالیدن و آروم کردن که تحمل کنم. کیر علی توی دستم بود و داشتم تحمل می کردم که جا باز کنم و کیرش ادامه بده. علی سرم رو فشار داد و شروع کردم به ساک زدن و خوب خوب بود. این مدلی حواست به کاری می ره و تحمل اش راحت تره . یه چند تا عقب و جلو کرده بودم که میثم دو طرف کمر و پهلوهام رو گرفت و یه پاش رو گذاشت لبه مبل و کیرش رو تا ته فشار داد. علی همزمان سرم رو روی کیرش فشار داد و کیرش تا ته حلق رفت و ناله ام از درد و سختی کیری که توی کونم داشت جرم میداد با کیری که توی حلقم بود خفه شد. توی اون حالت یه لحظه به غلط کردن افتادم. نمی دونستم خودم رو از دست علی رها کنم و کیرش رو از حلقم بیرون بکشم یا تحمل کنم تا کیر میثم توی کونم جا باز کنه. یکی دو دقیقه سخت گذشت تا کیرش جا باز کنه و میثم راحت عقب و جلو کنه. کیرش رو تا نصفه بیرون می کشید و آروم داخل می کرد تا روون بشه و شروع کرد به تلمبه زدن. یه کم تلمبه هاش روون شده بود و من هم داشتم برای علی ساک می زدم و علی تکیه داده بود و از ساک زدن من لذت می برد که میثم بهش گفت : پاشو ... علی کیرش رو درآورد از دهنم و مثل علی ایستاد و پاش رو روی کفی مبل گذاشت و کیرش جلوی صورتم. حالا دیگه قشنگ چهار دست و پا وسط کاناپه نشسته بودم و علی نزدیک اومد و دهنم رو باز کردم و یه دستش روی سرم بود و یه دستش روی شونم و همزمان میثم شروع کرد توی دهنم تلمبه زدن. میثم با خنده گفت : آها ... حالا شد . الان به سیخ کشیدمت جوجو و آروم چند تا سیلی به کونم زد. عقب و جلو که میکرد تکون میخوردم و دهن و کونم همزمان و با یه ریتم داشت گاییده می شد. تلمبه توی دهنم سخت تر بود .سعی می کردم راه دهنم طوری باشه که عق نزم و اذیت نشم ولی خب بخشی از سکس همین سختی تلمبه توی دهن آدمه. میثم تلمبه هاش سریعتر شده بود و راستش داغی سوراخم و تلمبه هاش رو به سختی تحمل می کردم. یه لحظه ایستاد و علی هم متوقف شد بعد انگار خودش رو بهم بچسبونه ، میثم نزدیک تر اومد و کیرش تا ته داخل کرد و بدنش که کامل چسبیده بود بهم رو حس می کردم و به میثم گفت : بیا جلوتر و علی کمی خم شد و شروع کردن. حالا خیلی فضا نداشتم و هر دو من رو روی کیرشون عقب و جلو می بردن انگار، وقتی کیر از کونم بیرون کشیده می شد، انگار همون مقدار داخل دهنم جلو می رفت و حالا واقعا به سیخ کشیده شده بودم و هر دو تلمبه میزد و تند تند تر می شد. جوری که دیگه عق هم نمیتونستم بزنم و حس خفگی داشتم و کونم واقعا داشت می ترکید. تا جایی که می تونستم تحمل می کردم و سعی میکردم دووم بیارم ولی واقعا دیگه بعد از چند دقیقه سخت بود. به سختی دستم رو روی شکم علی فشار دادم که عقب کشید و میثم که دید سریع چندتا تلمبه محکم زد که دیگه ناله جیغ طوری ام درومد و کیرش رو درآورد. سرم رو روی مبل گذاشتم و باز شدن و فضای خالی داخل سوراخم رو حس می کردم که راحت شده. میثم پرسید خوبی ؟ نشستم روی مبل و داشتم نفس می گرفتم. به میثم گفتم یه کم آرومتر بکن. خندید و گفت : باشه . ببخشید . اذیت شدی ؟ گفتم نه . نشست کنارم و کیرش که حالا شق شق شده بود رو می مالید و گفت : خب خودت بشین که اذیت نشی . بلند شدم و یه کم ایستادم. دیدم علی هم داره کاندوم میزاره روی کیرش. میثم دستم رو گرفت و گفت : بیا . بیا بشین .. الان می خوابه . رفتم سمتش رو من رو چرخوند و پشتم بهش بود و عقبم آورد و کیرش توی دستش بود . از لای پام نگاه کردم و خودم رو عقب بردم و کمی نشستم و سر کیرشو روی سوراخم نگه داشت و آروم نشستم و سر کیرش داخل شد و میثم دستش رو دورم حلقه کرد و کشید روی بدن خودش و پاهام که بالا بود رو گذاشتم روی زانوهاش و دستم رو بغلش گذاشتم و کمی جابجا شدم و کیرش نصفه بیشتر داخل شد و میثم گفت : آها .. آفرین . و من شروع کردم روی کیرش بالا و پایین رفتن . خیلی خوب بود و کنترل اش دست خودم بود. سعی می کردم تا جایی که کیرش در نیاد بالا برم و بعد بشینم روش. فرو رفتن کیر خیلی لذت بخشه . علی رو میدیم که بلند شده و کیرش رو کاندوم کشیده آماده و داره خودش رو می ماله. نزدیک شد و شروع کرد با سینه هام بازی کردن. سرم روبردم عقب و چشمام رو بستم و با کیری که توی سوراخم و بازی با سینه هام لذت ببرم. علی دستش رو کشید که همونجوری بهش گفتم : سینه هام رو بمال. علی خم شد روم و شروع کرد به خوردن سینه هام و بازی کردن و چلوندن. با تمام شهوت و جوون آه و ناله های شهوتی می کردم و انگار علی خوشش اومده بود و بیشتر با سینه هام کار می کرد. کم کم گاز هم می گرفت و نوک سینه هام رو می گرفت و می کشید. حتی اون درد هم لذت بخش بود. بعد علی گفت : بسه دیگه. بیا اینجا ببینم و از روی کیر علی بلند شدم و بهم گفت داگی روی زمین باش و سرت روی زمین باشه. سر و سینه ام روی زمین بود و سعی می کردم همون مدلی که علی پشتم ایستاده و داره به کمرم قوس می ده و کونم رو هل می ده به پایین حالت بگیرم. بدون هیچ مقدمه ای سر کیرش رو سوراخم نگه داشت و دستاش روی کمر و کونم بود و پاهاش کنار رون پام و کل کیرش رو در یک حرکت تا ته فرو کرد. شانس آورده بودم که با کیر میثم حسابی گاییده شده بودم و باز باز بودم وگرنه اون کیرش جرم می داد. درد توی سوراخم پیچید و هنوز ناله ام تموم نشده بود که علی کیرش رو تا نصفه کشید و محکم داخل کرد و تلمبه هاش بدون وقفه و سریع شروع شد . چند تا تلمبه اولش وحشتناک بود. روی زمین هل می خوردم و محکم با دست من رو گرفته بود و ناله ام در اومده بود. علی با یه لحن تحکم گفت : آهان . اینجوری میکنن . قشنگ سوارم بود و کیرش مثل یه تیکه سنگ تا اعماق وجودم می رفت و دریل می کرد. زانوهام به سختی فشار وزنش که انداخته بود روم و سوارم بود رو تحمل می کرد و با کیرش به معنی کلمه داشت من رو می گایید. لپای کونم و پهلوم توی دستاش چلونده شده بود و گرفته بود و تلمبه هاش تندتر می شد و داغی عقب و جلو رفتن کیرش و کلفتی و درازی کیرش قشنگ سوراخم رو جر می داد. ملافه زیر دستام مچاله شده بود و فقط دوست داشتم این گاییدن تموم بشه . بالاخره خسته شد و کیرش رو درآورد و عقب کشید و روی دستام بلند شدم. میثم اومد جاش که بکنه بهش گفتم یه لحظه. کمرم گرفته بود و زانوهام درد می کرد. بلند شدم و یه کم کش و قوس دادم و میثم گفت : خوبی ؟ گفتم آره . گفت می خوای طاق باز بخوابی . طاق باز خوابیدم و من رو به پهلو چرخوند و پاهام رو جمع کرد و کیرش رو داخل کرد و دستش رو روی کونم گذاشت و روی زانو خودش رو نگه داشت و شروع کرد به تلمبه کردن های آروم. گاهی تف می انداخت و آروم آروم ادامه می داد. زیر کیر میثم داشتم استراحت می کردم. دیدم علی کاندوم رو درآورد و اومد بالای سرم و کیر شق شده اش رو گرفت نزدیک دهنم و باز کردم و کیرش رو توی دهنم کرد. خودم با دست گرفتم و شروع کردم به ساک زدن که توی دهنم تلمبه نزنه. چند دقیقه ای به همین شکل گذشت و دیگه وقت استراحت تموم شد و میثم کیرش رو بیرون کشید و علی سریع یه کاندوم گذاشت و من رو به شکم خوابوند و خوابید روم و کیرش رو داخلم کرد و دستاش دورم حلقه شد و سرش کنار سرم بود. آروم توی گوشم گفت : خیلی سوسولی کونی جون . باشه آروم میکنمت. شروع کرد به تلمبه زدن. هر چند تا آروم تلمبه می زد و بعدش می کوبید و دوباره آروم تلمبه می کرد. دوباره گفت : آبم رو می خوری ؟ گفتم نه. گفت روی صورتت بریزم . راستش قبلا تجربه داشتم ولی دلم نمی خواست به علی حال بدم . گفتم نه. گفت می ریزم روی سینه های خوشگلت و دستش رو برد زیرم و سینه هام رو مشت اش گرفت و ادامه تلمبه زدن. یه کم علی کرد و بعد میثم اومد جاش و شروع کرد به تلمبه کردن و لب گرفتن. علی بالا سرم ایستاده بود و داشت کیرش رو می مالید و میثم از روم بلند شد و برم گردوند و طاق باز خوابیدم و پاهام رو باز کرد دو طرف اش رو شروع کرد به کردن من و علی هم بالای سرم ایستاده بود و کیرش رو می مالید. کاندوم رو درآورده بود و منتظر بودم هر لحظه بشینه که کیرش رو بخورم. میثم تند تند تلمبه می کرد و خم شده بود روم و سینه هام رو توی مشتش گرفته بود و اونقدر حشری بود که می چلوند و واقعا سینه هام درد می کرد و قرمز شده بود. نفس نفس می زد و یه دفعه کیرش رو در آورد و دست پاچه کاندوم رو کشید که افتاد روی رونم و روم خم شد و کیرش رو توی دستش گرفت و ناله کرد گرمای آبش روی شکمم حس کردم که دیدم علی روی زانو نشسته و کیرش رو روی بدنم گرفته و داره میماله . میثم به سختی یه دستمال برداشت و روی کیرش نگه داشت و طاق باز پایین پام دراز کشید و علی تند تند داشت کیرش رو می مالید . خواست بکنه توی دهنم که سرم رو برگردوندم. پایین تر رفت و یه لحظه کیرش رو وسط سینه ام کجکی چسبوند و آبش فوران کرد روی سینه هام و از بغل سینه ام سر خورد و ریخت روی ملافه و علی آخرین قطره ها رو خالی کرد و کنارم دراز کشید. از نزدیک گردن تا سینه هام و شکمم پر از آب بود. میثم بلند شد و کیرکوچولوم رو که هنوز خواب بود رو با دستش گرفت و با مسخره گفت : بلند نمیشه . علی به شوخی گفت : اونجوری که توی می کنی که یه کونی ارضا نمی شه. میثم یه کم دست کشید روی رونم و بعد چند تا دستمال داد که بدنم رو پاک کنم. خودم رو تمیز کردم و راستش هنوز حشری بودم ولی سوراخم قشنگ گاییده شده بود و باز باز بود و بی حس شده بود انگار. علی گفت : پدرام جون میخوای حموم بری توی اون خوابه . بلند شدم و رفتم توی حموم و شروع کردم به دوش گرفتن و با شامپو بدنی که اونجا بود با دستم بدنم رو شستم که دیدم میثم اومد دم حموم. گفت پدرام جون داری می زنی ؟ گفتم نه. در رو باز کرد و اومد تو و گفت صبر کن . برم گردوند و کیرش رو بدون کاندوم داخل کرد و بهش گفتم نکن. درد می کنه. گفت نترس. بدنم رو به خودش چسبوند و کیرم رو توی دستش گرفت و شروع کرد به یه دست کیرم رو مالیدن و با دست دیگه سینه هام رو مالیدن. گاهی خودم رو عقب و جلو می کردم که کیرش رو حس کنم. چشمام رو بسته بودم و آب گرم و بخار و اون حالت حشری ترم می کرد. کیرم توی دست میثم شق شده بود. واقعا تا حالا تجربه خودارضایی این شکلی نداشتم. داغ داغ بودم. خودم روی روی کیرش عقب و جلو می کردم و اونم کیرم رو تندتند می مالید. یه لحظه به سمت دیوار حمام برد و دستش بین من و دیوار و کیرم توی دستش و خودش هم پشتم بود و کونم رو عقب دادم و فشار میدادم که کیرش تا ته داخل بره و فشار سر کیرش توی سوراخم باعث شد ارضا بشم و آبم آروم سرازیر شد و ارضا شدم. کیرش رو بیرون کشید و همراهم خودش رو شست و اومدیم بیرون و حوله داد بهم و روی تخت توی اتاق نشستیم . علی اومد و گفت : خوش گذشت؟ میثم گفت : آبش نیومده بود می خواستم مطمئن شم مهمون نوازی کرده باشیم. علی رفت توی حموم و ما هم خشک کردیم و خواستم لباس بپوشم که میثم گفت : فقط شورتت رو بپوش. پیتزا سفارش داد و تا علی بیاد غذا هم اومد. سه نفری با شورت نشستیم و من توی بغل میثم غذا خوردیم و لباس پوشیدم و میثم من رو رسوند خونه. از خستگی رفتم توی اتاق که بخوابم. ولی هیجان و تصاویر سکس توی ذهنم مرور می شد. راستش هوس همون لحظات سخت که بین دو نفرشون بودم و همزمان دو تا کیر داخلم بود ذهنم رو پر می کرد. نوشته: Ornetpub لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده