mohsen ارسال شده در 9 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 9 ساعت قبل نگاهی دیگر (دعوت شدن شیدا به یک پارتی ) شیدا ۲۵ ساله و شاهین ۳۷ ساله که الان نزدیکه ۵ ساله ازدواج کردن شیدا یک دختر زیبا و فوق العاده خوش هیکل و سکسی با سایز ۳۸ و سینه ۹۰ در زمان دوستی شاهین وقتی مچ شیدا رو میگیره و اتفاقاتی که میافته باعثه شروع فانتزیاشون میشه زن و شوهر خوشبختی که کاملا تو روابطشون آزادن اینارو گفتم که یه اشناییتی داشته باشید خاطرات توسط شاهین و شیدا نوشته میشه . شاهین: شیدا یه دوستی داشت بنام الهام الهام ۳۰ سالش بود و به تازگی طلاق گرفته بود من سفر بودم و شیدا زنگ زد بهم گفت یه پارتیه که الهام دعوت شده و اوکی هستی باهاش برم؟ همینکه اینو گفت یکم تحریک شدم و از اونجایی که شیدا با لباسهای فوق العاده سکسی و باز مهمونی میرفت ميتونستم حدس بزنم چه آتیشی بپا میکنه فردا صبح مهمونی از سفر برمیگشتم و بدم نمیومد شیدا یه شیطنتی کنه و فردا که بهش میرسیدم زمان سکس یه سوپرایزی برام داشته باشه موافقت کردم و شیدا و الهام قرار شد شب برن . شیدا: شب شد و موهام و فر کرده بودم یه پیراهن کوتاه مشکی که سینه هام توش خودنمایی میکرد و پشتش کامل باز بود و خیلی کوتاه رونام قشنگ پیدا بود و با یه پاشنه بلند بینهایت جذاب میشدم الهام با یک پسره به تازگی اکی شده بود و مهمونی مال دوست پسره بود اسم پسره امیر و دوستش کیان بود با الهام خیلی راحت بودم و چندباری باهاش لز کرده بودم و قصدم این بود کم کم بیارمش تو خط که با شاهین سکس کنه الهام تا منو دید گفت بی شرف چه سکسی شدی تو رو ببینن که کسی منو نمیکنه و خندید امیر اومد دنبالمون و باهاش رفتیم سمت محل مهمونی امیر تا منو دید فهمیدم که جذبم شده و خوشش اومده . وارد مهمونی شدیم و کیان اومد پیشوازمون و تا منو دید بدون توجه به الهام گفت چه خانم جذابی و افتخار دادید امیر کلا بیشتر حواسش به من بود تا الهام و کیان هم کلا دور من میچرخید و باهام میرقصید خودشو موقع رقص می چسبوند بهم و دستش از رو کمرم برداشته نمیشد الهامم فهمیده بود و برگشت گفت فکر کنم کیان امشب ترتیبتو بده و میخندیدیم کیان یه پسره ورزشکار و هیکلی بود با قد ۱۸۰ و بسیار خوب و خوشتیپ و البته هول و پر رو باهام میرقصید و هی خودشو میمالوند بهم و وقتی مانعی از سمتم نمیدید پرروتر میشد یجا موقع رقص از پشت چسبید بهم و در گوشم گفت امشب یه جوری میکنمت که اینجوری برام قر بدی از اونجایی که اکیا رو از شاهین گرفته بودم و خودمم بدم نمیومد لبخندی زدم و گفتم اگه تونستی خودشو از پشت چسبوند بهم و گفت حالا ببین خلاصه اخر شب شد و مهمونا کامل رفتن . من گفتم الهام بریم که گفت امیر دو تا از دوستاشو که ماشین ندارن برسونه و بیاد مارو ببره گفتم اکی که دیدم هی امیر و کیان پچ پچ میکنن و بعدش امیر الهام رو کشوند کنار و الهامم اومد گفت شیدا من با امیر میرم بچه هارو برسونیم میایم دنبالت دیگه دوزاریم افتاده بود که کیان میخواد ترتیب منو بده یه تماس با شاهین گرفتم و داستان رو گفتم گفتم شاهین بمونم کیان منو میکنه . تو مشکلی نداری ؟ شاهینم گفت نه عزیزم اگه خودت کی هستی دوست داری خوش بگذرون خیالم راحت شد و بهش گفتم مرسی عشقم همه چیزو برات تعریف میکنم الهام و امیر رفتن و منو کیان تنها شدیم یه برقی تو چشمهای کیان میزد و معلوم بود داره ذوق میکنه کیان گفت بچه ها اومدن شب بمونید بریم استخر . منم گفتم حالا بزار بیان ببینیم چی میشه یهو اومد از پشت بغلم کرد گفت پس تا بیان بزار ببینیم چی تو چنته داری . کمرم رو گرفت و کشوند سمت خودش . منم باسنم رو دادم عقب و با یه اهی چسبیدم بهش کیرشو فشار میداد به باسنم و پشت گردنم رو میبوسید . یهو دستشو اورد رو سینه هام و شروع کرد مالوندن . بزرگی کیرشو حس میکردم و منم که کافیه دست بخوره به سینه هام و مست باشم . دیگه یکی باید جلوم رو بگیره ندم همینجوری که خودشو میمالوند بهم و سینه هام رو میمالوند گفت بالاخره تنها شدیم . از سر شب منتظر بودم اینجوری بغلت کنم . گفتم بغلم کنی که چی بشه یهو پیراهنم رو کامل درآورد و گفت که اون سوراختو یه حال بدم . گفتم که میکنمت . خودم رو شل کردم تو بغلشو گفتم پس زود باش ببینم چیکار میکنی هلم داد سمت میز و دستام رو گذاشتم رو میز و به کمرم یه قوس دادم کلا یه شرت پام بود دلام کرد و شورتم رو دراورد و فقط کفشام پام بود دو تا زد در باسنم و گفت جون قربون اون کس و کونت بشم و نشست شروع کرد به خوردن کس و کونم اب بود که از کسم سرازیر شده بود . کیان کونم رو فشار میداد و کسم رو از لای پام میخورد و منم تا میشد کونم رو دادم عقب و دیگه صدام کل خونه رو برداشته بود یهو تو همون حالت لخت شد و از عقب چسبید بهم کیرشو حس میکردم و معلوم بود بزرگه میمالوند لای پاهام و به کسم که گفت واستا میخوام بخورمش و برگشتم فکر میکنید اغراق میکنم ولی من که کیر حسین رو دیده بودم جلو این دودول هم نبود بزرگترین چیزی بود که فکرشم نمیکردم قشنگ اندازه اسپری پیف پاف و به همون کلفتی بود امکان نداره باور کنید . حتی تو فیلمها هم همچین سایزی ندیده بودم . ترسیدم و با تعجب گفتم این چیه دیگه کیان ؟ اینو چیکارش کنم ؟ گفت عزیزم کیر که میگن اینه . اونایی که تا حالا دیدی دودوله گفتم کیان من نمیتونم سرم رو برد سمت کیرشو گفت میتونی نگران نباش شرشر از کسم آب میومد لای پام خیس شده بود زانو زدم و کیرشو یکم مالوندم و شروع کردم به لیس زدن تو دهنم جا نمیشد و فقط کلاهکشو میتونستم بکنم تو دهنم کیان میگفت جنده خانوم بخورش . بخورش راست شه حسابی میخوام جرت بدم ولی فایده نداشت . تو دهنم نمی رفت ولی حسابی سرش رو خوردم و لیس زدم بزور کیرشو میکرد تو دهنم و داشتم اذیت میشدم کیان بلندم کرد و دوباره دلا کرد. واقعا استرس داشتم . کونم رو دادم عقب و بهش گفتم کیان فقط آروم لطفا گفت چشم عزیزم و شروع کرد مالوندن رو کسم حسابی دیگه خیس شدم و کیان اروم اروم میکرد تو و منم جیغ میزدم میگفت قربون اون کونت بشم جنده خانوم داری دیوونم میکنی امشب چه شانسی من دارم تو پیشمی و اروم اروم میکرد تو یه پنج دقیقه ای طول کشید که کیرش کامل بره تو کسم پاهام میلرزید از درد و حالا کیان دیگه داشت با کیرش پاره ام میکرد میزد رو کونم و میکرد قشنگ حس میکردم تا آخر نمیره و جا نداره که بره ته کسم کیرشو حس میکردم دیگه پاهام جون نداشت که گفتم کیان بریم رو تخت کیرشو که درآورد یه آهی کشیدم و نفسم برگشت واقعا نفس کشیدن برام سخت شده بود بغلم کرد و گفت بریم جرت بدم و شروع کرد لبام رو بوسیدن خوابیدم رو تخت و اول کیرشو گذاشت لای سینه هام و منم سر کیرشو میخوردم میگفت دوست داری کیرمو؟میگفتم اوهوم خیلی بزرگه . داره دیوونم میکنه گفت جنده خانوم پاتو بده بالا پاهامو انداخت رو شونه هاشو و شروع کرد مالیدن کیرش رو کسم که دیگه صدام در اومد و گفتم کیان بکن گفت التماس کن گفتم التماس میکنم . زود باش بکن توش به التماس افتادم میگفتم بکن کیان خواهش میکنم کیرشو دوباره کرد توش و شروع کرد تلمبه زدن چشمام سیاهی میرفت و فقط داد میزدم تو همو ن حال ارضا شدم و کیان میگفت جون . چقدر آب داری تو این کس ساخته شده برای کیر خودم افتاده بود روم حالا و محکم میزد تا ته که بهم گفت دوست پسر داری ؟ منکه حسابی حشرم بالا بود گفتم نه شوهر دارم یهو یه مکثی کرد و گفت جدی میگی؟ گفتم اره گفت جووووووون . میدونه داری میدی ؟ گفتم اره بهش گفتم گفت پس براش تعریف کن چطوری دارم میگامت گفتم اره میگم . بکن فقط . جرم بده و کیان میکرد از ته دل و قربون صدقه میرفت میگفت شوهرت کجاست ببینه دارم زن جنده شو میکنم میگفتی اونم بیاد جلوش کستو جر بدم جنده . از شدت شهوت داشتم به خودم میپیچیدم . به جرات میتونم بگم هیچکس اینجوری جرم نداده بود هم حرفاش دیوونم میکرد هم گاییدنش و کیرش از ته دل میخواستم شاهین میدید چجوری دارم جر میخورم ده دقیقه تو این حالت منو گایید و سه بار ارضا شدم ولی بازم میخواستم که تموم نشه نیم ساعتی داشتم گاییده میشدم که کیرشو دراورد و دمر خوابوندم اول رفت سراغ کونم که گفتم کیان نه تو روخدا من از کسم نمیتونم بهت بدم چه برسه به عقب در نهایت قبول کرد و دلش سوخت و گفت به شرطی که قول بدی یروز بدی گفتم باشه ولی الان نه خواهش میکنم یه تف سر کیرش کرد و دو تا محکم زد در کونم و گفت پس بده این کونو بالا جرت بدم برای اینکه سراغ کونم نره قوس دادم به کمرم و تا میشد کونم دادم بالا محکم تا ته کرد تو که دوباره یه جیغ کشیدم و شروع کرد کردن زیرش دست و پا میزدم و ناله میکردم دوباره ارضا شدم و دیگه داشتم از حال میرفتم چند دقیقه تو این حالت کرد و نزدیکای ارضا شدنش بود دیگه التماس میکردم که زود باش آبتو میخوام برم گردوند و رو سینه هام نشست و سرم رو فشار داد سمت کیرش به اونجا نرسید که بگم آبتو نمیخورم که با فشار ریخت تو دهنم و میگفت جنده بخورش حروم نشه دهنم پر ابش شده بود و مجبور شدم کلشو بخورم با چک میزد تو صورتم و میگفت بخورش . دیگه نا نداشتم . از روم بلند شد و لب تخت نشست گفت دختر تو دیگه کی هستی ؟ واقعا شوهر داری ؟ با یه عشوه ای که نشون دهنده پیروزی بود قری دادم و گفتم اره گفت شوهرت واقعا میدونه ؟ گفتم :اوهوووم گفت راضیه گفتم : اوهوووم گفت واقعا دمتون گرم . خیلی خوبه اینقدر راحتید الان دقیقا میدونه یعنی داشتی سکس میکردی؟ گوشی رو برداشتم و به کیان گفتم هیس زنگ زدم شاهین و گذاشتم رو ایفون یه بوق نخورده بود جواب داد و گفت جونم عزیزم گفتم سلام عشقم گفت سلام نفسم خوبی ؟ تموم شد کارت ؟ گفتم اره چند دقیقه ای میشه گفت خوش گذشت ؟ دوست داشتی گفتم بله عزیزم ولی درد داشت گفت چرا ؟ بزرگ بود کیرش ؟ گفتم خیلی عزیزم . بزرگتر از این ندیدم گفت خوبه و خوشحالم که خوش گذشته بهت . شب میای ؟ گفتم اگه اشکال نداره میمونم صبح قبل رسیدنت میام گفت باشه عزیزم فقط زیاد ازش کار نکش که بیام من میخوام پاره ات کنم گفتم چشم عزیزم . صبح میبینمت و خداحافظی کردیم کیان پشماش ریخته بود و گفت دیگه این مدلی ندیدم . یکم باهم تو همون حالت حرف زدیم که امیر و الهام اومدن نای بلند شدن نداشتم . ملافه رو کشیدم رو خودم و کیان که بچه ها اومدن تو اتاق امیر چشماش گرد شده بود و قشنگ معلوم بود تو کف منه گفت : کیان ترکوندیش که کیان گفت اره منو که میشناسی تازه دوست دختر توام میخوام بترکونم و یدونه محکم زد رو کون الهام . یکم حالم اکی شد و بلند شدیم رفتیم استخر امیر هی خودشو میچسبوند بهم و کیانم رفته بود سراغ الهام به من گفت ناراحت نمیشی گیر دادم به الهام؟ گفتم نه بابا فازت چیه مگه دوست پسرمی؟ خندید و رفت دوباره سراغ الهام . ولی الهام تنگ بازی درمیاورد اومد پیشم و گفت دادی ؟ گفتم معلوم نیست ؟ گفت چرا معلومه که پارت کرده . کیرش بزرگ بود ؟ با دستم اندازه شو نشون دادم و الهام لباشو گاز گرفت و گفت پس من نیستم گلا الهام ادم مفت خوری بود و دنبال کندن . از اون دسته آدمایی که به راحتی سکس نمیکرد . خب خودشم حالشو نمی برد و محروم میکرد خودشو خلاصه امیر و کیان هر کاری کردن الهام نداد فقط بعد یکی دوساعت دیدم نیستن و کیان گفت بیا بریم تو اتاق ببینیم چیکار میکنن در رو باز کردیم و دیدم الهام داره واسه امیر ساک میزنه امیر گفت مبارکه بالاخره راضی شدی؟ امیر گفت نه بابا یدور قبول کرده ساک بزنه خندیدیم و اومدیم بیرون نشستیم دوباره مشروب خوردن و بعد یکم بچه ها اومدن بیرون و سکس نکرده بودن الهام رفت دستشویی که کیان گفت نکردی ؟ امیر گفت نه نمیده جاکش . با ساک هم نتونست ارضام کنه کیان گفت اومد من میبرمش تو اتاق راش میندازم امیر گفت عمرا و تا الهام اومد کیان بلندش کرد و گفت بیا بریم تو اتاق یه ماساژت بدم و بزور بردش تو اتاق منو امیر تنها موندیم و امیر گفت بریزم میخوری ؟ گفتم میخواستم بخوابم ولی حالا که میگی بریز دو پیک باهات میخورم یه تیشرت بلند که مال کیان بود پوشیده بودم که تا رون پام اومده بود و با شورت بودم امیرم با شلوارک نشسته بود صحبت از الهام شد و امیر خیلی ناراحت بود از اینکه نتونسته بکنتش یه نیم ساعتی گذشت گفتم من میرم بخوابم و رفتم تو اتاق که تا دراز کشیدم دیدم صدای ناله های الهام میاد و زدن کیان رو باسنش فهمیدم کیان موفق شده و الهام داره میده دلم برای امیر سوخت و اومدم برم ببینم چیکار میکنه که دیدم بلند شد بره تو اتاق مکث کردم و تا امیر در رو باز کرد صدای الهام بلند شد و گفت برو بیرون الهام حالا که وا داده بود عمرا قبول نمیکرد امیرم باهاش سکس کنه امیر گوش نکرد و رفت تو اتاق که الهام بلندتر داد زد امیییییر گفتم برو بیرون امیرم ناراحت شد و اومد بیرون . در رو بست و پاکت سیگارش رو برداشت و رفت تو حیاط خیلی دلم براش سوخت . میتونستم بدونم چه حس تخمی داره رفتم پیشش . رو نرده ها تکیه داده بود و داشت سیگار میکشید . کنارش تکیه دادم و گفتم چیه بابا ؟ نبینم پکر باشی گفت از الهام ناراحت نیستم از کیان ناراحتم که دوست دخترم رو برده و میکنه هیچ اونم به من اشاره کرد که برو بیرون خیلی ناراحت شدم واقعا کارش درست نبود کم دیده بودم تو پسرا که سر دختر با رفیقشون اینجوری کنن البته امیرم انتظار زیادی داشت چون با الهام داستان خاصی نداشتن یکم باهاش صحبت کردم و آرومش کردم و گفتم من میرم بخوابم و شب بخیر گفتم و رفتم تو اتاق اتاق یه تخت دو نفره داشت و یه گوشه تخت خوابیدم یک ربع تقریبا گذشت و همون ناله هایی که من زیر کیان میکردم حالا شدیدترشود الهام میکرد از اونجایی هم که کیان یکبار با من سکس کرده بود معلوم بود حالا حالاها الهام قراره زیر کیر کیان جر بخوره داشت خوابم میبرد که امیر اومد تو اتاق و گفت اشکال نداره اینور تخت بخوابم؟ گفتم نه بخواب و گرفت خوابید چند دقیقه ای گذشت که دیدم اومد و از پشت چسبید به من و بغلم کرد گفتم امیر چیکار میکنی؟ گفت هیچی فقط بغلت کردم و کاری ندارم گفتم امیر نکن اینکارو گفت باور کن فقط بغلت کردم هیچی نگفتم و مست تر از این حرفها بودم که دیدم دستش رو از رو کمرم داره میاره جلو و سمت سینه هام گفتم :امیییییییییر دستشو کشید و هی بارها تکرار کرد گفتم برو از اتاق بیرون یا من میرم گفت : شیدا حالم خیلی بده و الانم باهات کاری ندارم فقط میخوام سینه هات رو یکم بمالم . من فتیش سینه دارم و از سر شب تو کف سینه هاتم و الانم فقط دست بزارم روش دلم سوخت براش و گفتم پس دستت جای دیگه نره ها خوشحال شد و گفت مرسی اما یواش یواش هی مالشش بیشتر میشد و هی من نق میزدم که دستشو برد زیر تیشرتم و کامل چسبیده بود حالا به من تا اومدم دستشو بکشم محکم سینه هامو گرفت و خودشو چسبوند بهم و گفت خواهش میکنم شیدا . فقط یکم کیرش راست شده بود و رو کونم حسش میکردم . راستش یکم دوباره کسم خیس شد و یه ریزه کونم رو جابجا کردم که چفت کیرش بشه و اونم بیشتر فشار داد خودشو شروع کرد موهام رو بو کردن و بوس کردن داشت بهم حال میداد که دستشو برد کرد زیر شورتم و گذاشت رو کسم و شروع کرد مالیدن دیگه نقطه ضعفم بود و وا دادم و شروع کردم ریزه ناله کردن که انگشتشو کرد تو کسم یه اه بلندی کشیدم و دیگه با این اهم مجوزش صادر شد که دیگه کامل بمالم دیگه کیرشو میخواستم و خودم شورتم رو کشیدم پایین امیرم کیرشو درآورد و از پشت کرد تو کسم که یه اخ بلند کشیدم و گفت جووووون بالاخره کردمت و شروع کرد تلمبه زدن میگفت لعنتی تو عجب چیزی هستی بهتر از تو ندیدم یک دقیقه کرد و بعد رو کمر خوابوندم و پاهام رو داد بالا کیرش نرمال بود و زیاد بزرگ نبود . شروع کرد کردن و منم زیرش قر میدادم داشت کم کم بهم حال میداد که یهو ریتمش رو تند کرد چند تا محکم زد و کیرش رو دراورد و ریخت رو شکمم کلا دو دقیقه طول نکشید که ارضا شد و شروع کرد بوسیدن من بلند شدم و همونجوری لخت رفتم دستشویی که دیدم کیان و الهام هم از اتاق دراومدن کیان تا منو دید گفت به امیر هم دادی ؟ گفتم مگه تو الهام رو هم نکردی . اینو گفتم و رفتم دستشویی شب امیر کنار من خوابید و الهام و کیانم با هم صبح زود بلند شدم و امیر گفت من میرسونمت تو راه متوجه شد شوهر دارم و شاهین تو جریانه همه چی هست کلی تعجب کرد و گفت خوش به حالتون که اینقدر با هم راحتید خونه رو آماده کردم و صبحانه درست کردم و منتظر شاهین شدم به ست سکسی پوشیده بودم و با اینکه کیان کس و کون برام نذاشته بود اماده شدم چون میدونستم شاهین برسه صبحانه نخورده منو میکنه آرایش ترمی کردم که شاهین رسید و کلی بغلم کرد اولین چیزی که گفت پرسید خوش گذشت ؟ گفتم آره تازه به جز کیان با امیرم سکس کردم گفت جووون و برام تعریف کن ببینم و شروع کرد لخت کردنم و لخت شد همه ماجرا رو بهش گفتم و یه دل سیرم شاهین منو کرد و دیگه عین جنازه افتادم تو نه ساعت به سه نفر کس داده بودم نایی برام نمونده بود داشتم حس میکردم که دیگه یه جنده شدم که فقط کیر آرومم میکنه شاهینم که با این موضوع مشکلی نداشت و این خوشحالم میکرد امیدوارم از این قسمت خوشتون اومده باشه منو شاهین تا امروز تجربه های دیگه هم داشتیم و بعد هر بار سکس حس میکنم علاقه شاهین بهم بیشتر میشه اگر بازخورد تون خوب باشه سری بعد یکی دیگه از خاطراتمون با عنوان نگاهی دیگر (خاطرات سفر ارمنستان ) رو براتون تعریف میکنیم ممنون از کامنت های خوبتون که بهمون انرژی میده که بازم بنویسیم منتظرمون باشید نوشته: زوج خوشبخت لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده