mohsen ارسال شده در 15 آذر اشتراک گذاری ارسال شده در 15 آذر باتری ماشین و خودم رو درست کرد. این داستان گی هستش، اگر اهلش نیستید و دنبال نمی کنید، نخونید. اسم من سعید و 25 سالمه. نمی دونم این حس از کی شروع شد ولی از اواخر دبیرستان همیشه حسم به پسرها و مردها رو توی خودم کشف کردم. ترس از آبرو و اینکه برچسب بخورم و همه بیفتند دنبالم از یه طرف و حس گناه و این چیزا توی وجودم باعث می شد که جرات نکنم تجربه کنم یا با کسی درمیون بگذارم. اینترنت و پورن های گی و خودارضایی کمی آرومم می کرد ولی خب بعدش احساس گناه و پشیمونی باعث می شد که یه مدت بی خیال بشم و دوباره بالا رفتن شهوت باعث می شد که دوباره خودم رو خالی کنم. سال کنکور بود که یه معلم دینی داشتیم که نظرمون رو نسبت به گناه و این چیزا عوض کرد و من انگار دنیام عوض شد و جرات پیدا کردم اون چیزی باشم که درونم هستش و توی دوران بعد از کنکور از طریق اینترنت با یه پسری دو سه سال از خودم بزرگتر به شکل ناشیانه شروع کردم و دانشگاه رفتن و کمی آزادی بیشتر باعث شد که سکس های بیشتر رو تجربه کنم. همیشه کیس ها دو سه سال بزرگتر یا هم سن بودند. ولی دو سه ماه پیش، با یه مرد سن بالا آشنا شدم که هم اینترنتی نبود وهم از نظر سن و سال و تایپ خیلی متفاوت بود و باعث شد یه تجربه خاص داشته باشم. اسمش عباس بود و یه بار که خواهرم کار داشت، رفته بودم دنبال بچه خواهرم دم مدرسه باهاش آشنا شدم. یه مرد حدود 50 ساله که خیلی تایپ مردونه و هیکلی داشت. سر اینکه سر باتری هام شل شده بود و ماشین روشن نمی شد کمک کرد و موقع کمک که خیلی خودش رو میچسبوند از پشت، حس کردم که یه مدلی ه و خودم که یه کم وا دادم، متوجه شدم بله، اهلشه. به بهانه کار و اینکه عینک سازی داشت کارتش رو داد بهم. انگار هر دو میدونستیم ولی موقعیت مطرح کردن اش نبود. به بهانه عینک آفتابی و زنگ زدن با شماره ای که برای این مدل روابط داشتم که پروفایل مشخص بود رابطه امون شروع شد. متاهل بود و غیر از دو سه بار زمان جوونی با همجنس سکس نداشت و دیگه ازدواج کرده بود و بی خیال شده بود. تا اینکه با یه پسره اتفاقی آشنا می شه و یکی دو بار باهاش سکس میکنه و دوباره فیلش یاد هندستون میکنه و در واقع من دومین نفری بودم که آشنا شده بود. مکان نداشتم و اونم نداشت. تقریبا بی خیال شده بودم. خب این مدلی زیاد پیش می اومد که طرف مکان نداشت و بی خیال می شدم. یه هفته ای گذشته بود و دانشگاه بودم، ظهر پیام داد که می تونی عصری بیای سمت فردوسی؟ معلوم بود خونه اشون نبود، چون خونه اش سمت خواهرم اینا بود. ولی خوشبختانه نزدیک خونه ما می شد. گفتم شیو نیستم و الان دانشگاهم، گیر داده بود و کلی اصرار که هر وقت تونستی. قرار شد بهش خبر بدم. کلاس تموم شد و رفتم سمت خونه و توی راه پودر موبر گرفتم و شرایط مهیا بود و بهش پیام دادم که نزدیک غروب اوکی ام. خوشحال شد و گفت که منتظره. داخل حموم تر تمیز کردم و خودم رو هم خالی کردم و آماده شدم. یه لوسیون دارم زدم کل بدنم رو و مثل دنبه سفید و صیقلی شدم. لباس پوشیدم و اسنپ گرفتم و فکر کنم کمتر از 20 دقیقه رسیدم به لوکیشنی که فرستاده بود. یه ساختمون اداری تجاری قدیمی بود، دفتر دوستش بود که خالی بود و گذاشته بودن برای اجاره و کلید دست این بوده. بیشتر شبیه یه آپارتمان قدیمی بود. غیر از چند تا میز و صندلی چیزی نبود. خیلی با خوشرویی استقبال کرد. در کل خیلی آدم خوشرو و کمی داش مشتی توری بود. وسط فضای خالی واحد، یه زیر انداز بزرگ انداخته بود و دو تا مبل نشیمن راحتی روش بود و یه میز کنارش، کفش هاش رو درآورد و منم در آوردم و رفتم روی زیرانداز و روی مبل نشستم، برام از یخچال آبمیوه پاکتی آورد و گفت ببخشید اینجا خیلی وسیله پذیرایی نیست. یه کم آب میوه خوردم و گلوم که از استرس و هیجان و شهوت خشک شده بود بهتر شد.رفتم دست و صورتم رو شستم و برگشتم پیشش، دستم رو گرفت و سمت خودش که نشسته بود کشید و روی پاهاش نشوند و شروع کرد به لب گرفتن ازم. دستش روی بدنم و کونم می چرخید و راستش من حسابی حشر شده بودم. نسبت به تجربه های من خیلی مردونه تر و هیکلی تر بود، دستم رو از روی شلوار جین اش روی برآمدگی کیرش رسوندم و آروم آروم می مالیدم. یه لحظه رهام کرد و گفت : خیلی عجله داری انگار. بعد چونه ام رو گرفت و لبهام رو حالت مکیدن چند بار گرفت و بعد بلند شد و سرپا یه کم با بدنم بازی کرد و روی لبهام رو می بوسید و بعد آروم چرخوند و به سمت مبل عقب برد و نشوندم روی مبل. شروع کرد کمربندش رو باز کردن و شلوارش رو درآوردن و بعد پیرهنش اش رو درآورد و با شورت جلوم ایستاد. یه هیکل مردونه با موهای بدنش که بازوها و رون های کلفت و چاق اش و سینه پهن و چهارشانه اش دیونه ام می کرد. داشتم نگاهش می کردم که نزدیک تر شد و دستم رو گرفت و گذاشت روی کیرش. به خودم اومدم و یه کم از روی شورت مالیدم و بعد دستم رو کردم توی شورتش و کیرش رو که حالا نیمه شق بود رو توی دستم کشیدم بیرون. کمی جابجا شد و شورتش افتاد پایین پاهاش. کیر خوبی داشت، یه حجم گوشی و کت کلفت. دستای ظریف من دور کیر مردونه اش حلقه شد. آروم میمالیدم و به شوخی گفت: سعید جون، خوشمزه است. نترس. کیرش رو بوسیدم و گفتم : اووف قربونش برم. سر کلاهک رو بین لبام نگه داشتم و کردم توی دهنم. کمی با زبون سر کیرش رو زبون زدم و کیرش رو داخل کردم و با زبون کمی زیرش رو خیس کردم و درآوردم و با دستم نگه اش داشتم و شروع کرد به لیسیدن کیرش. از بالای تخماش زبون می کشیدم تا زیر کلاهکش و چند تا لیس می زدم و یه کم سرش رو توی دهنم نگه می داشتم و دوباره لیس زدن از پایین تا بالا. کیرش توی دستم داشت شق می شد و سفت می شد. زبونم رو که می کشیدم حجم گوشتی کیرش که سفت تر شده بود و بلندتر شده بود رو حس می کردم. من دیوونه ساک زدنم، وقتی یه مرد و کیرش رو آماده می کنی که کون آدم رو بگاد. اینکه یه مرد از اینکه کیرش رو میلیسید و میمکید لذت میبره برام لذت بخش و شهوت آوره. حالا دیگه کیرش شق شده بود و قشنگ میتونستم روش عقب و جلو کنم. خواستم دستم رو رها کنم که ساک زدن رو شروع کنم که عقب کشید و گفت : سعید جون لخت نمیشی . دستم رو گرفت و بلند کرد و خودش پیرهنم رو درآورد و داشت با سینه هام بازی می کرد و منم شلوارم رو درآوردم که گفت کامل لخت شو خوشگل پسر. شورتم رو درآوردم و سینه هام رو ول کرد و یه کم با دودولم بازی کرد و دستش رو گذاشت روی شونه هام و روی همون زیرانداز پلاستیکی زانو زدم جلوش و شروع کردم با لذت ساک زدن. تمام تلاشم رو می کردم که این مرد رو راضی کنم و بهترین ساکی که بلد بودم رو می زدم براش. یه کم جلوتر اومد و سرم رو گرفت و فهمیدم خودش می خواد ترتیب دهنم رو بده، دهنم رو بازتر کردم و کمی پایینتر اومدم و شروع کرد آروم عقب و جلو کردن و کیرش قشنگ دهنم رو پر می کرد. دستای مردونه و پر زورش سرم رو نگه داشته بود و کیر شق شده اش رو توی دهنم عقب و جلو می کرد و یه کم بعد، آروم سرم رو سمت خودش کشید و کیرش تا نزدیک حلق ام رسید و سعی می کردم نفس بگیرم تا عق نزنم. نگه داشت و رها کرد و یه کم دیگه تلمبه توی دهنم و دوباره همون حالت. چشمام خیس شده بود از فشار کیرش توی حلقم. سرم رو روی بالای رون اش یه وری چسبوند و به دستش نگه داشت و بعد کیرش که قرمز شده بود و سر کیرش قلمبه شده بود رو با دستش دیگه اش گرفت و به صورتم می زد و می کرد داخل لپ ام و فشار می داد به سمت بیرون. از بالا نگاهم می کرد و توی دستاش تسلیم و مطیع بودم و داشت با کیرش دهنم رو قشنگ می گایید. نگاهم می کرد و با یه شیطنت توی نگاهش سرم رو نگه داشت و کیرش رو دوباره توی دهنم کرد و فشار داد سمت خودش و قشنگ کیرش تا ته حلقم رفت بیرون. چشم توی چشم هم بودیم و نفسم داشت بند می اومد. دستام رو به رون پاش فشار دادم که رهام کنه. یه کم دیگه نگه ام داشت. نمیتونستم دیگه تحمل کنم. این لحظات سکس که سخت می شه رو راستش دوست دارم. اون لحظه سخت و شاید اذیت کننده است ولی وقتی تحت تسلط قرار میگیرم و کاری نمیتونم کنم حشری تر می شم. بعدها بهش فکر می کنم مثل یه وسوسه دوست دارم دوباره تجربه اش کنم. تمام زورم رو زدم و سرم رو رها کرد و چند تا عق زدم. دستش رو روی صورتم کشید و گفت : خوبی ؟ گفتم اوهوم. بلند شدم و بهم گفت: می خوای بری سرویس ؟ منظورش این بود که آماده بشم و خودم رو خالی کنم. بهش گفتم : خونه رفتم حموم و اوکی ام. بعد نگاهش کردم و چشمک زدم و گفتم : ترو تمیز و آماده ... با یه لحن خوشحالی گفت ... اووفف . جون . نزدیک شد و بدنم رو چسبوند به خودش و دستش رو دورم حلقه کرد و چنگ انداخت به لپای کونم و یه کم چلوند و بعد بردم سمت مبل و برم گردوند که بشینم، دو زانو و برعکس روی مبل نشستم و یه کم جابجام کرد که کونم رو بلند کنم و پشتی مبل رو بگیرم. پاهام رو از هم بازتر کرد و حالا کونم قشنگ روی هوا و قمبل شده بود. نشست پایین مبل و لپای کونم رو توی دستای مردونه و بزرگش گرفت و یه کم بازی کرد و چلوند. بعد دو سه تا دو دستی سیلی زد به لپای کونم و بعد لای کونم رو از هم باز کرد و گرمی و خیسی زبونش رو روی سوراخم حس کردم. هیچوقت تجربه خوردن سوراخ و این مدلی اش رو نداشتم. همیشه توی پورن ها دیده بودم یا توی داستان ها خونده بودم ولی هیچکدوم از کسایی که منو کرده بودن سوراخم رو لیس نزده بودن. حس عجیبی بود. نوک زبونش روی سوراخم گرم و خیس و نرم بود و با دستاش لپای کونم رو چنگ زده بود و گوشتم رو توی دستش فشار میداد و از هم باز کرده بود و با زبون سوراخم رو بازی می داد. یه کم دیگه با انگشت لبه پایینی سوراخم رو پایین می کشید و با زبون لبه هاش رو می لیسید و نوک زبونش رو که توی سوراخم می زد رو حس می کردم. شهوت تمام تنم رو پر کرده بود. یه کم سوراخم رو بازی می داد و با انگشت باز می کرد و بعد چند تا سیلی به کونم می زد. دیگه انگشت اش رو کامل داخل می کرد و با تف و لیسیدن سوراخم رو خیس می کرد و باز می کرد. یه لحظه فشار انگشت دومش رو حس کردم که تا به خودم بیام تا نصفه داخل کرد و شروع کرد آروم آروم عقب و جلو کردن. بلند شد و کیرش رو توی دستش گرفت و من همونجوری روی زانو و سرم رو برگردوندم و دیدم که کیرش رو تف می زنه و می ماله و پشتم ایستاده، کیرش شق شق شده بود، یه سیلی به کونم زد و با یه لحن دستوری گفت : سوراخت رو باز کن و با دست نگه دار. خودم رو به پشتی مبل تکیه دادم و دستام رو بردم عقب و لپای کونم رو از هم باز کردم و شروع کرد سر کیرش رو روی سوراخم مالیدن و ضربه زدن کیرش روی کونم. سر کیرش رو روی سوراخم که حس کردم و قلمبگی سر کیر رو که روی سوراخم حس کردم، شل گرفتم و منتظر درد و فشار اولیه شدم. فشار داد و سر کلاهکش که از حلقه تنگ سوراخم رد شد، دستش رو روی کمرم و بالای کونم حس کردم و همینجوری خودم را باز نگه داشته بودم که دستم رو کشید و ول کردم و یه فشار دیگه انتظارم رو می کشید و اووووففف . کیر شق شده اش حالا چند سانتی داخل شد و سوراخم تیر کشید و درد خفیفی داشت و ناله کردم. با دو دست دو طرف کمرم رو محکم گرفت و حتی توجه نکرد که دستم رو بردم عقب که کمی استراحت بده و کیرش رو فشار داد و تا ته داخل شد. فشار و درد تیر کشید و توی تنم پیچید. یه آه شهوتی کشید و گفت: جوون . چه گرم و نرمه کونی خان. خودش رو ثابت نگه داشته بود تا سوراخم جا باز کنه و سایز کیرش بشه، آروم گفت : هر وقت آماده بودی بگو که شروع کنم. راستش برای کسی که کیر داخل اش رفته برای شروع شدن به گاییدن آمادگی وجود نداره. چیزی نگفتم . یه کم بعد کیرش رو کمی عقب کشید و آروم داخل کرد. چند بار این کار رو کرد و من شروع کردم هماهنگ با عقب و جلو کردن ناله های شهوتی و جوون گفتن . حالا دیگه منتظر گفتن من نبود و شروع کرد به تلمبه زدن و شروع گاییدن کونم. کیرش هنوز برام کلفت بود و وقتی تا ته بیرون می کشید و می خواست داخل کنه، تمام جونم داغ می شد و شهوت پر می شد توی جونم و حجم گوشتی و سفت کیرش توی سوراخم راه باز می کرد و تا ته داخل می شد و دوباره عقب می کشید و دوباره سوراخم کل اش رو می بلعید. بدنش که به بدنم چسبیده بود و هیکل و پشمالو بودن و مردونه بودن حالت و دستاش واقعا برام لذت بخش بود. دوست داشتم کل بدنم توی بغل اش بود و کیرش تا اعماق وجودم فرو می رفت. دستام رو تکیه دادم و کمی خودم رو عقب دادم و دستاش دورم حلقه شد و خودم رو بهش چسبوندم و دستاش اومد روی سینه هام و یه دستش دور گردنم حلقه شد و دست دیگه اش روی سینه ام رفت و سینه ام رو توی دست اش گرفت و نرمی و برجستگی اش رو توی دستش میچلوند و کمی جابجا کرد و بدن صیقلی ام قشنگ توی هیکل و بازوهای مردانه اش جا گرفت و گرما و پشمالو بودنش حس خوبی بهم می داد. شروع کرد حالا با تسلط بیشتری که روی بدنم داره تلمبه زدن. سعی می کرد کیرش رو تا جایی که میشه بیرون بکشه و وقتی داخل می کرد، یه کیر کت کلفت و دراز تا برسه ته سوراخم قشنگ دیونه ام می کرد و آه و اوه شهوتی می کردم. ضربه های بدنش به رونهام و لپای کونم و صدای برخوردش با صدای آه و ناله های من همزمان با حس کردن حجم کیرش توم و لمس و مالیده شدن بدنم شهوتم رو به اوج می رسوند. دستش رو از جلو روی گلوم گرفت و با یه حرکت تند سرم رو به عقب برد و کنار سرش و کمی لب گرفت و زبونش رو توی دهنم برد و شروع کرد با داغ ترین حالت ممکن ازم لب گرفت و همزمان تلمبه های سنگین داخلم زدن. کیرش رو که تا ته میزد، بدنش رو فشار میداد، جوری که حس میکردم الان مبل سر میخوره. یه درد خفیف و همراه با فشاری که سر کیرش به ته سوراخم می آورد باعث می شد هر بار که کیرش تا انتها ضربه میخورد، حس ارضا شدن داشته باشم. گلوم رو محکم فشار میداد و نگه ام داشته بود و خیلی محکم و سریع کیرش رو خیلی عمیق داخلم عقب و جلو می کرد. گاییده شدن به معنای واقعی کلمه. سوراخم داغ داغ شده بود از عقب و جلو رفتن کیرش توی سوراخم و حس خاص شبیه بی حسی و اینکه تحمل کردن تلمبه هاش سخت شده بود باعث شده بود که ناله کنم ولی لب گرفتن اش صدا رو خفه می کرد. چند تا تلمبه محکم که دیگه طاقتم رو طاق کرد و سعی می کردم از دستش فرار کنم و خودم رو رها کنم. تلمبه آخر رو زد و کیرش رو بیرون کشید. کمرم انگار گرفته بود توی اون حالت بودن، زانوهام خشک شده بود. یه وری شدم و کمی با دستم سوراخم رو مالیدم، نرم نرم بود و باز باز شده بود. من رو گرفت و بلندم کرد و خودش نشست روی مبل و من مثل یه عروسک مطیع توی دستاش بودم، من رو عقب برد و گفت : بشین روش، خم شدم و با کمک اش سر کیرش رو روی سوراخم فشار داد و کمی داخل شد و بغل ام کرد و به عقب کشید و پاهام رو بالا آوردم و روی زانوهاش تکیه دادم. یکی دو بار کیرش رو توم بالا و پایین کرد و بعد شروع کردم روی کیرش بالا و پایین شدن، من رو جابجا کرد و یه طرف خودش نگه داشت و روی کیرش بالا و پایین می کردم. دسته های مبل رو گرفته بودم و روی کیر شق شده اش بالا و پایین می رفتم. سرش کنار سینه هام بود، و سینه ام و نوک اش رو اول با زبونش بازی داد و لیسید بعد سینه ام رو توی دهنش کرد و می مکید و من داشتم دیوونه می شدم. کم کم اندازه اش دستم اومده بود و خودم رو بالا می کشیدم تا جایی که وقتی میشینم، کیر بیشتری در حالت فرو رفتم توم باشه. دستم رو به دودول شل و ولم گرفتم و با دستم نگه داشتم که تکون تکون نخوره و به کارم ادامه دادم. عباس انگار داشت خوشمزه ترین خوراکی رو می خورد و سینه ام توی دهنش مکیده می شد و گاهی آروم گاز میگرفت و یا نوک سینه ام رو بین دو تا دندون نگه می داشت و بعد با زبون نوک سینه ام رو می لیسید. خیلی از اون حالت خوشم نمیومد. همیشه دوست دارم بدنم در اختیار مردی باشه و اون باشه که می گاد و تسلط داره به بدنم. پاهام خسته شده بود. کمی کند شده بودم. ولی عباس خیلی حال می کرد. حس می کردم که کیرش شق شق باقی مونده و بهش حال می ده. بهش گفتم خسته شدم. نمی تونم . بلندم کرد و گفت بشین ببینم. نشستم و پاهام رو گرفت و جلو کشید و سرم و پشتم به سختی روی کفی مبل قرار گرفت. پاهام رو از هم باز کردم و وسط پاهام ایستاد، کیرش رو تف مالی کرد و توی دستش گرفت، پاهام رو بالا و باز نگه داشته بودم، کیرش رو داخل کرد و بعد مچ پاهام رو توی دستاش گرفت و شروع کرد به تلمبه زدن. تا جایی که می شد پاهام رو از هم باز کرده بود و من قشنگ بین بدنش و مبل گیر افتاده بود. تلمبه که می زد، کیرش تا جایی که سوراخم جا داشت داخل می شد و زیر دلم رو فشار میداد و حس گرفتگی داشتم. سوراخم باز باز شده بود ولی خب کیرش توی اون حالت انگار بیشتر داخل می شد و سوراخم حسابی گاییده و باز و له بود. تلمبه هاش درد داشت و من حالا زیر هر تلمبه اش ناله های جیغ آلود می کردم. دستاش پر زور بود و مچ پاهام رو جوری گرفته بود که دردم می اومد. قشنگ کیرش رو هل می داد داخلم و با هر تکونش بدنم زیر بدن و کیرش فشار داده می شد به مبل و صدای جیر جیر کردن پایه هاش و گاهی عقب رفتن مبل هم همراه ناله های و برخورد بدنش با بدنم فضا رو پر کرده بود. مچ پاهام رو ول کرد و نزدیک تر اومد و دستام رو روی رونام همونجوری که پاهام باز بود تکیه داد و با یه لحن خاصی گفت : لامصب چقدر سوراخت داغه ... چند تا تلمبه زد و بعد دستش رو روی سینه هام تکیه داد و حالا سینه هام مثل یه ژله توی دستاش بودن و توی مشت اش فشرده می شدن، تلمبه های وحشیانه و تند شده بود. درد و داغی و سوزش سوراخم به حدی بود که به سختی تحمل می کردم. ولی این بخش از سکس همیشه عالیه، هی درجه شهوت و درد بالا و بالاتر میره، هیهات تر می شد و کار من برای تحمل گاییده شدن با اون کیر سخت تر می شد. دستش رو گذاشت روی گلوم و کل وزنش رو روی من انداخته بود و خم شده بود روم و تند تند تلمبه می زد. داشتم خفه می شدم. گلوم درد می کرد و نفس کم آورده بود. یه لحظه چند تا تلمبه محکم زد که واقعا ناله ام در اومد. آروم چند تا سیلی زد توی صورتم و کیرش رو تا توم فشار داد، جوری که دردش واقعا زیاد بود، با دستم دستش رو گرفتم که کیرش رو عقب کشید و دو سه تا تلمبه و دستش رو برد پایین و کیرش رو گرفت توی دستش و حالا کیر قرمزش توی دستای بزرگ اش فشار داده می شد جلو چشمم بود و نفس نفس می زد و کیرش رو تکون داد و آبش روی رون و شکمم پاشیده شد و یه تکون و مالش دیگه پاشش دوم تا زیر سینه هام اومد. آب گرم و سفید روی بدن لخت و شیو شده من حس خوبی می داد. عباس مثل یه حیون نر خسته و نفس زنون آروم خودش رو ول کرد روی مبل بغلی و کیرش رو می مالید. خودم رو کمی عقب کشیدم که بتونم روی مبل بشینم. کیرم حتی شق نشده بود. شهوت داشتم و سوراخم جوری گاییده شده بود و باز که حس می کردم پاره شده. بدنم رو میمالید و دودولم رو می مالیدم. عباس با یه لحن خاصی گفت: می خوای بیا بغلم برات بمالم. بلند شدم و خودش رو کمی عقب کشید و توی بغلش نشستم و دستش رو برد روی دودولم و با خنده گفت : این بلند هم می شه ؟ پر از شهوت بودم و با لحن شهوتی گفتم : نه بابا . پلاستیکی ه . ازم لب گرفت و گفت : خوب کردمت یا نه سعید جون ؟ گفتم عالی . گفت ارضا نشدی که؟ گفتم همیشه همین مدلی ام. یه کم توی بغل اش با بدنم بازی کرد و دستمال داد و بدنم رو پاک کردم. قشنگ خالی شده بود. خسته بود. گفت من گشنمه، توی چی ؟ گفتم من ناهار هم نخوردم. پیتزا سفارش داد و خواستم لباس بپوشم که گفت ولش کن. فقط شورت بپوش. غذا که اومد توی بغل اش لخت نشستم و باهام بازی می کرد و غذا خوردیم. از نظر درد و سختی سکس واقعا تجربه سختی بود ولی خب دیوانه وار من رو شهوتی کرده بود و دیگه دوست داشتم فقط با مردای سن بالا سکس کنم. هیکلی باشن و پشمالو. ornetpub نوشته: Ornetpub لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده