behrooz ارسال شده در 13 آذر اشتراک گذاری ارسال شده در 13 آذر کلفتبانو هنوز همونطور کلفته سلام دوستان رها هستم که سال گذشته خاطرمو درباره اولین سکس زندگیم براتون نوشتم. لینکش رو در ادامه قرار میدم تا اگه دلتون خواست اول اونو بخونید. البته سبک نوشتاریم در اون داستان اول خیلی مبتدیانه بود و به پختگیه نسخه فعلی نیست بازخوردهای مربوط به باورپذیری داستان در کامنتا تقریبا 50-50 بودند. البته طبیعیه که بعضیا باورشون نشه و فک کنند ساختگیه... اینقد انسان شیاد متوهم در جامعه ی به شدت سرکوب شده ی ایران وجود دارند که برای نیل به اهدافشون، احساسات پاک مردم رو نسبت به خیلی از مسائل بی اعتماد میکنند. به هر حال اگه ترس اعدام و آبرو رفتن نبود، قطعا از سکس های خودم با میسترس کلی فیلم و عکس میزاشتم اینجا که اثبات کنم دروغ نمیگم. امروز میخوام یک خاطره ی دیگه که بعد از اون سکس اول برام پیش اومد رو اینجا بنویسم تا مغزم کمی آروم و خالی بشه. حقیقتا یک سال اخیر اینقدر درگیر مشکلات و مسائل بودم ( البته 4 ماهش رو تقریبا با همه مردم ایران مشترک بودیم که نیازی به باز تکرار غصه های مشترک و جمعی مون نیست اینجا حداقل) که دستم به داستان نوشتن و ویرایش کردن داستانا نمیرفت. یه مدیر جدید هم در شرکت اومده که سبک کاریش به شدت مغزمونو میگائه صبح تا شب، و کلی انرژی میگیره ازم. خیلی وقتا تا مرز استعفا رفتم و اگه واقعا حقوق این کار بالا نبود تا الان قید کارو زده بودم. بگذریم. بریم سراغ داستان ❤️ در روزهای بعد از سکس اول، نسبت به خودم یه خورده حس بدی پیدا کرده بودم. شاید به خاطر عذاب وجدان ناشی از سکس خارج از عرف جامعه و فرهنگمون بوده. یه جورایی مثل حسی بود که قدیما نسبت به جلق داشتم. یادمه اوایل نوجوانی که شروع به جلق زدن کرده بودم هم همچین حسی رو داشتم به خاطر پیشینه ی مذهبیه خانوادم و اینکه متولیان مذهب در مدرسه و مساجد مرتب می گفتند جق بده و هر کی بزنه میره جهنم. (چقد کص میگم وقتی میرم روی منبر. خودمونیما 😂) اما اون حس بد بعد از یه ماه بازم تبدیل به حشر و ولع شد. اوبم بالا زده بود و تنها چیزی که آرومم میکرد بوی کیر میسترسم بود 🔥. اون یه ماه، خلا کیر واقعی رو با کیر مصنوعی پر کرده بودم. یه پورن استار برزیلی پیدا کرده بودم به اسم "کارلا برازیل" که حین دیدن فیلماش که مردا و زنا رو با کیر گنده 23 سانتش میگایید، خودمو جای مفعولاش تصور میکردم و با دیلدو خودمو میگاییدم. اما سولو واسه من کافی نبود. باید نفس یار بهم میخورد. گوشی رو برداشتم و به میسترس زنگ زدم. حشرم رو که متوجه شد و قیمت رو بالا برد. معلومه که قبول کردم :) حشر قیمت نمیشناسه و منطق حالیش نیست. بهم گفت "خودتو خوب تمیز کن و دوش بگیر چون دفعه قبلی خودتو کامل خالی نکرده بودی و چون بار اولت بود چیزی بهت نگفتم اما این دفعه میای دیگه از این گها نمیخوری وگرنه بهت رحم نمیکنم و بدون روغن و کرم کونتو پاره میکنم ". این جور حرف زدنا و سلطه گری هاش به حشرم اضافه میکرد حقیقیش. بعدش اضافه کرد " راستی اومدی میوه و کاندوم هم بخر تا خوب کونتو بکنم". دوش گرفتم و هزار تا لوسیون به خودم زدم. حسابی خودمو با ژیلت و واجبین سفید کردم و برق انداختم. از روز قبل خودمو به پاستیل و تنقیه بستم و غذای سنگین نخوردم (تقریبا 5 بار تنقیه کردم که رودم خالیه خالی بشه). صبح موعود به طرف قزوین حرکت کردم (ماشینم تعمیرگاه بود و با آژانس رفتم). وقتی رسیدم درو باز کرد و همدیگه رو بغل کردیم. بهم گفت "چرا اینقدر دیر به دیر میای؟ اگه میخوای عملیات مونو ادامه بدیم باید هفته ای یه بار بیای. برو خودتو بشور" بعدش برام آب آورد و خودش رفت تو اتاق روی تخت منتظر من نشست. شاشیدم و دست و صورتمو شستم و رفتم اتاق پیشش. بلند شد و لباساشو در آورد و بازم چشمم به کلفت بانو خورد. نیم راست بود. 13 سانت شل و ول؛ منتظر زبون من بود که به ورژن همیشگیه 17 سانت کلفت و محکم تبدیلش کنم. کامل لخت شدم و اونم روی تخت با تشک سفیدش دراز کشید. از پاش شروع کردم به لیسیدن. جوووووووووون چقدر این بدن خوب بود. حسابی دلم واسش تنگ شده بود. انگشت، کف، قوزک، زانو، رون، کشاله. از هیچ جاش نگذشتم. همه جارو بوسیدم و لیسیدم. بعدش شروع کردم به لیس زدن دو طرف رون اطراف کیرش؛ به کیر و خایش دست نزدم چون هنوز زود بود. برنامه داشتم باهاش. یه ماه رنگ کیر ندیده بودم و نباید مثل یه سکس معمولی با موضوع برخورد میکردم. بعدش رفتم بالاتر و ناف و شیکم صاف و ورزشکاریشو لیسیدم و آروم گاز گرفتم.( بهم میگفت هفته ای سه بار میره 8 کیلومتر میدوه هر دفعه) به ممه های بلوریش رسیدم و شروع کردم عین نوزاد 6 ماهه به جون ممه هاش افتادم و فقط لیسیدم. جای جراحیه تزریق ژل حجم ممش مشخص بود. میسترس داشت از خوشی فقط قربون صدقه ی کون و ممه هام میرفت و بعضی وقتا به کونم اسپنک میزد اگه میتونست. گردنشو 1 دقیقه بو کردم و لیس زدم. چرا اینقدر خوش بو بود آخه؟ یه گوشه چشمی به کیرش انداختم که داشت بی اختیار تکون میخورد و محکم محکم شده بود. (معلوم بود که کارمو خوب انجام میدادم و میسترس جونمو راضی کرده بودم) دستاشو آروم بردم بالا و 5 دقیقه افتادم به جون زیر بغلاش که بوی تندشون همیشه منو حشری میکنه ( یه موضوعی رو باید شفاف سازی کنم راستی: در داستان اول که از لفظ "بوی تند" برای زیر بغلش استفاده کردم، بعضیا موضع گرفتند که "مگه زیر پل زندگی میکنه طرف که بو میده؟". دوستان شما اگه الان هم برید دوش بگیرید و مسواک هم بزنید شاید تا یه روز بدن و دهنتون بوی خوب بده، اما چهارتا ناحیه بدن هستند که سریع کثیف میشند: زیربغل، ناحیه تناسلی، کون و دهن. بوی میسترس هم زیاد بد نبود اما در مقایسه با جاهای دیگه بدنش خب معلومه زیربغل باید بو بگیره زود؛ اما واسه من جذاب بود). دیگه وقت، وقت ساک زدن بود. اومدم پایین و شروع کردم آروم آروم لیس زدن کیر 17 سانت شده ی کلفت و خایه های کوچیکش (به خاطر داروهای متنوعی که دوجنسه ها واسه پایدار شدن ویژگی های زنانه مصرف می کنند، معمولا کیر و خایه هاشون شروع به کوچک شدن میکنه. این بنده خدا مشخص بود قبلا خیلی خر کیر بوده که بعد از این همه دارودرمانی همچین کیر کلفت و درازی داره هنوز). بعد از 5 دقیقه ساک زدن، دیدم بلند شد و عین فیلم سوپرا شروع به فاک فیس کردنم کرد. دو دقیقه طولش داد تقریبا که داشتم خفه میشدم و حقیقتا فکم درد گرفت؛ چون واقعا تا حالا همچین تجربه ای نداشتم. واقعا بازیگران سوپر مشخصه که تمرین های زیادی واسه بالا بردن کیفیت عملکردشون انجام میدند و قابل احترام هستند. بهم گفت " دیگه باید بکنمت. دلم حسابی واسه کون ژله ای و گندت تنگ شده بود. ضمنا چقد لاغر شدی. ولی خوبه که کون و ممه هات گنده موندند" منو به پشت خوابوند و یه کاندوم به کیرش کشید و پاهامو انداخت رو شونه هاش. شب قبلش مثل ناشی ها با ژیلت پاهامو سعی کرده بودم سفید کنم که یه خورده نامرتب و نامتوازن شده بود موهای پام. بهم دستور داد " سوراختو باز کن حرومی" و کلی کرم به کونم مالید. بعدش کیرشو دم کونم گذاشت، چشماشو به به چشمام خیره کرد، عمیق نگام کرد و همزمان کیر محکم و داغشو آروم آروم کرد تو کونم. اولش داشت مسیرو اشتباه میرفت و کلی دردم اومد، راهنماییش کردم که یه خورده جاده رو بالا بندازه 😊 کیرشو به طرف شیکمم بالاتر بود و این دفعه مسیر باز باز بود تقریبا، اما تنگ تنگ. تلمبه های عمیق اولش فقط درد بود و لذتی نداشت. اما کم کم لذت هم در کنار درد قرار گرفت و بعد از 4 دقیقه همزمان که ممه هامو داشت با مشتش فشار میداد، تقریبا فقط لذت میبردیم جفتمون و دیگه خبری از درد نبود برام. بعدش پوزیشن رو عوض کرد و گفت خسته شدم. دراز کشید و گفت روم بالا پایین شو. منم از خدا خواسته روش نشستم و شروع کردم کیرسواری و خیس عرق شده بودم حقیقتا مخصوصا ممه هام. 3 دقیقه اینو ادامه دادیم که رفتیم سراغ آخرین پوزیشن. "پوزیشن اسپون؛ یعنی پهلو به پهلوی همدیگه دراز میکشیم. درسته که دخول کمتر اتفاق می افته اما جون میده واسه کارای Forplay یا همون معاشقه های برآمده از احساسات مثل لب بازی یا ممه بازی " کیرشو آروم کرد تو کونم و همزمان با ممه ها و کیرم ور میرفت. کیرم در اوج طولش یعنی 10 سانت بود اما محکم محکم شده بود از شدت حشر. معلوم بود پروستاتم حسابی تحریک شده بود با اون همه تلمبه ای که خورده بودم. در اوج حشریت بودم که مرتب با پام پاهاشو به خودم فشار میدادم و مرتب تکرار میکردم "بیرون نکش. توروخدا بیرون نکش و فقط بکن". اونم به حشریتش اضافه شد و تند تند میگفت "بگیرش. بگیرش این کیر مال توئه، حرومی تو جنده ی شخصیه منی و کسی حق نداره بهت دست بزنه غیر من 😈". داشت ارضا میشد که کاندومو درآورد و تمام آبشو ریخت تو کونم. بعدش منو برم حموم و اونجا واسم جلق زد و آبم اومد. بازم عذاب وجدان کیری اومد سراغم؛ اما این دفعه که نسبت بهش شناخت بهتری داشتم، موضع احساساتیه بهتری در پیش گرفتم و روزای بعد ضمن حفظ ارتباط با میسترس، بعضی وقتا دعوتش میکردم به شام و قلیون در فرحزاد یا جاهای دیگه که احتمال شناخته شدن و بگارفتنم کمتر باشه. ضمنا بازم ماجراهای دیگه ای پیش اومد که در داستان های بعدی تعریف خواهم کرد. دوستدارتون رها نوشته: رها . آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر . لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده