رفتن به مطلب

داستان سکسی کون دادن منو خواهرم


migmig

ارسال‌های توصیه شده


چجوری بکن خودم بکن خواهرم شد
 

سلام
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم
مربوط میشه به زمانی که من 18 سال داشتم
داستان یکم طولانیه که‌کامل متوجه بشین
من اسمم آرشه و ی خواهر از خودم بزرگتر دارم
خواهرم قد ۱۶۸و ی کون بزرگ داشت و ی سینه ۷۵
خودمم قدم۱۸۸و وزنم اون موقع ۷۰کیلو بود
اون موقع خونه‌مون روستا بود و خواهرم دانشجو بود
مامان و بابام داخل شهر‌ یه خونه واسمون اجاره‌کردن‌که با خواهرم بریم اونجا که‌اون درس بخونه و منم کنارش باشم اما نمیدونستن اون خونه قراره بشه محل گاییده شدن دختر و پسرشون
من چون فوت فتیش بودم پسرایی که پاهاشون خوشگل بود و خوشم میومد خودمو بهشون نزدیک میکردم
ولی در واقع تنها کسی که تونستم بهش بدم یکی به اسم حمید بود
خودمو بهش نزدیک کردم و خلاصه بهش دادم
خواهرم پاهاش خیلی خوشگل بود ینی الان هنوز اون پاها‌رو زیباترین پاهای دنیا میدونم
دیگه خیلی با خواهرم صمیمی بودم دیگه همیشه پاهاشو میخوردم و اونم ازم سواستفاده میکرد و ازم کار میکشید
اگه انجام نمیدادم پاهاشو بهم نمیداد بخورم و تنبیهم میکرد
اگه‌ هم کار رو به خوبی انجام میدادم بهم پاداش میداد
میگفت بیا امروز چن دقیقه بیشتر پاهامو بخور و زیرشون باش
خلاصه من شده بودم برده فاطمه
دیگه ی روز دلو زدم به دریا قضه حمیدو بهش گفتم
چون واقعا دوست داشتم هر روز به حمید بدم ولی به خاطر خواهرم نمیتونستم بیارمش خونه
اونم خیلی اعصابش خورد شد گفت پس کونی هستی و ما نمیدونستم و ازین حرفا
گفتم بخدا فقط به حمید میدم پاهاش خیلی خوشگله مثل خودت کیرشم خیلی بزرگه دیگه منم نمیتونم جلو خودمو بگیرم
من که کاری به تو ندارم اون میاد میریم تو اتاق خودمون کارمونو میکنیم
خلاصه چند روز فاطمه باهام قهر بود و خودمم ناراحت بودم پاهاشو نمیداد بخورم از اونورم حمید جا نداشت منو بکنه
کونم به شدت میخارید
کارم شده بود خودارضایی
بعد چن روز دیدم وضع خرابه رفتم واس فاطمه گل و شیرینی گرفتم و آشتش دادم ولی دیگه‌ یکم مثل قبلنا نبود
خلاصه هر جور بود راضیش کردم حمیدو بیارم خونه
یه شب پنجشنبه حمید رو دعوت کردیم
فاطمه اشپزی کرد ی غذای توپ درست کرد
حمید اومد شام خوردیم با فاطمه یکم گپ زدیم و بعدش من طافت نیاوردم حمید رو بردم اتاق خودم..شلوارشو کشیدم پایین دیدم اونم راست کرده
با ولع شروع کردم خوردن کیرش
ی پنج دقیقه ای ساک زدم اونم با انگشتاش کونمو ماساژ میدادو خیسش میکرد
دیگه گفت بخواب رو زمین
گفتم نه اول باید پاهاتو بخورم
گفت باشه شروع کردم لیس زدن وبوس کردن انگشتای پاش
چون اون موقعا هنوز بچه بودیم پاهاش مو نداشت خیلیم خوشگل بودن
این که‌تموم شد من خوابیدم کیرشو گذاشت در کونم بعد چندتا بالا و پایین کردن برد داخل
شروع کرد تلمبه زدن
چند دقیقه تو همین حالت تلمبه زد
بعدش بلند شد گفت داگی شو
داگی شدم
بازم برد داخل
منم حرفای سکسی میزدم حمید آتیش گرفته بود
قربون کیرت برم و دلم واس کیرت تنگ شده بود و بهترین کیر دنیا رو داری و ازین حرفا
اون موقع واقعا بزرگ بود کیرش
حدود ۱۷سانتی میشد
کلفتم بود
خلاصه بعد۲۰دقیقه تو کونم ارضا شد
گرمی آبشو حس کردم و تشکر کردم
اومدیم بیرون دیدم خواهر‌م نشسته داره تلویزیون نگاه میکنه
ما رو نگاه کردگفت خوش گذشت؟
گفتم جات خالی خیلی خوب بود
گفت جای من چرا خالی
یهو دیدم سوتی دادم گفتم واس‌اینکه‌خوش‌گذشت گفتم وگرنه هدف خاصی نداشتم
بعد حمید رفت دوش بگیره
من رفتم زیر پاهای خواهرم و شروع کردم لیس زدن
از انگشت کوچیکش‌شروع‌میکردم تا پاشنه پا و بوس میکردم
باهاشم حرف میزدم عزیزم ناراحت نشو بخدا من فقط به حمید میدم اونم چون واقعا پاهاشو دوست دارم و کیرش ارضام میکنه من بدون کیر اون نمیتونم درس بخونم وتمرکز ندارم
تو رو خدا فقط اینو ازم قبول کن که تا اخر عمرم به حمید بدم
قول میدم فقط حمید باشه و به مامان و بابا چیزی نگو
دیگه قول دادو من اخر سر ی بوس رو پیشونیش‌کردم و رفتم کنار‌حمید که‌دوش بگیریم
تو حمومم هی داشتیم همو ماساژ میدادیم
دوباره لامصب راست کرد
شروع کرد تلمبه زدن
این سری زود ارضا شد
ریخت تو دوباره
خلاصه اومدیم بیرون و نشستیم با فاطمه صحبت کردن
چون اخر هفته بود فاطمه زیاد درس نمیخوند
وگرنه تو طول هفته فقط داشت میخوند
دیگه احساس کردم از صحبت با حمید خوشش اومده
چون اون شب هیچی نخوند فقط نشست با حمید حرف زدن
قبلنا یکم میخوند
حمیدم فهمیدم داره با غرور خواهرمو نگاه میکنه و باهاش حرف میزنه نیست که بکن داداشش‌بود
خلاصه بعد کلی تایم گذرانی‌وفیلم دیدن با خواهرم با حمید رفتیم تو اتاقم
نشستیم یکم حرف زدیم وساعت‌حدودای ۲بود
گفت بخوابیم… گفتم بدون کردن من نمیذارم بخوابی
گفت بخدا نا‌ندارم
گفتم نمیشه من کیر میخوام
اون کیر‌کلفتتو میخوام
میخوام بذاری توش تلمبه بزنی
توش خالی کنی جوری که کونم اتیش بگیره
خلاصه شروع کردم حرفای سکسی و دستم رو برد داخل شورتش دیدم راست کرده
حمید گفت
آرش ب چیزی بهت بگم ناراحت نمیشی گفتم من از تو هیچوقت ناراحت نمیشم بگو
گفت من از فاطمه خوشم اومده خیلی مهربون و خوش استایله
چجوری میتونم جورش کنم
گفتم والا نمیدونم حمید
باید بهش فک کنیم
حمید همزمان داشت کیرمم مالش میداد
چون حمید میدونست من فوت فتیشم و پاهای‌فاطمه هم میخورم
تو این لحظه هم داغم
اومد کنار گوشم گفت تصور کن من اونو جور کنم و باهاش سکس کنم توهم بشینی نگاه کنی و پاهاش داخل دهنت باشه و من کیرم رو بفرستم داخل و بعد دربیارم تو بذاری دهنت
کیر من با طعم کس فاطمه
اخرشم آبمو بریزم رو سینه ش تو شروع کنی به لیسیدنش
ناراحت شدم تصورش برام سخت بود
ولی چون حمید داشت این حرفا رو میزد چیزی نگفتم
حمید شروع کرد به کردن من
مثل هر بارهای قبلی ساک و تلمبه و خوردن پاهاش خلاصه ارضا شد
دیگه تموم که شد متوجه شدم سایه پاهای فاطمه از زیر در افتاده داره مارو نگاه‌میکنه‌ از سوراخ کلید چون برقای اشپزخونه روشن بود و لامپ اتاق ماخاموش
ولی به حمید نگفتم
دیگه رفتم تو فکر
دیدم حس خوبیم هست کیر حمید تو کس و کون فاطمه و منم همزمان پاهاشو بخورم و بعدش کیر حمید رو بذارم دهنم
خلاصه دوباره ارضا شدم
فردا بیدار شدیم
طبق معمول من و حمید اول رفتیم دوش بگیریم
حمید گفت قضیه دیشب فعلا بین خودمون باشه
به فاطمه نگی گفتم والا حمید بهش فک کردم خودمم دوس دارم ولی باید بینیم چجوری‌میشه فاطمه رو جور کرد
ولی فک کنم فاطمه هم دوس داره چون دیشب داشت دید میزد مارو
گفت جدی گفتم والا خودم متوجه شدم
گفت خیلی خوبه باید بزنم تو کارش
دیگه اومدیم نشستیم سر سفره صبحونه فاطمه مثل بقیه روزا لباس نپوشیده بودخیلی لباسش تنگ و تحریک کننده بود اون کون خوشگلش قشنگ افتاده‌ بود بیرون به‌حمیدم گفتم
حمید شروع کردم تعریف کردن از‌غذاو سلیقه‌ فاطمه منم میدونستم چرا‌همچین کاری میکنه کیرم راست شده بود
صبحونه خوردیم رفتیم تو اتاق
گفت آرش باید امروز بکنمش خواهرتو
گفتم به نظرم میشه چون فاطمه ظاهرا خیلی خوشش اومده از تو
داره قشنگ نخ میده
دیگه من گفتم خودم اوکیش میکنم
اون روز نشد
فاطمه عصر کلاس مشاوره داشت رفت بیرون
ولی تو طول‌هفته خیلی درباره سکسمون با‌حمید با فاطمه حرف‌میزدم عکس کیر حمید رو بهش نشون میدادم
خلاصه ذهنشو آماده کردم سه شنبه ش داشتم پاهاشو میخوردم گفتم خواهر‌میخوای‌ی‌فیلم پورن ببینیم
اولش مقاومت کرد بعد راضیش‌کردم
اونم دوست داشت چون همش داشت درس میخوند دیگه تفریحی نداشت
ی فیلم تری سام دانلود کردم
شروع کردیم دیدن
دیدم ساکته لبمو گذاشتم رولبش
اونم همکاری کرد
یه لب‌ حسابی گرفتیم و دستمو بردم داخل شورتش دیدم خیسه خیسه
کلی‌مالش دادم و گفتم کاش الان حمیدم اینجا بود فاطمه گفت چی‌گفتی‌واقعا‌کاش‌اون بود با اون کیر‌کلفتش کونمو جر میداد گفت آرش من واقعا دلم کیر میخواد و دستشو برد داخل شورتم و شروع کردن مالش دادن کیرم
با این حرفاش و این حرکتاش من ارضا شدم
بعد تموم که شد رفتم دوش گرفتم وبه حمید پیام دادم
خیلی خوشحال شد
گفتم واس پنجشنبه اماده ‌باش… اومدم بیرون دیدم فاطمه نشسته رو مبل روش‌نمیشد منو نگاه‌کنه
کنارش نشستم گفتم خواهرم من درک میکنم تحت فشاری کنکور داری‌استرس‌زیاد داری
ی رابطه اینجوری میتونه استرس تو رو کاهش بده
من و تو خواهر برادریم محرم اسرار‌همدیگه‌هستیم
دیدم یکم بهتر شد
گفت درباره‌حمید چی‌فک میکنی
گفتم والا‌خودت‌میدونی‌اگه دوسش داری و خوشت اومده میخوای باهاش برو تو رابطه
خواهر‌بزرگ منی من دخالت‌نمیکنم
میخوای‌همین پنجشنبه بگم بیاد ۳نفری‌بزنیم
گفت بهت‌خبر‌‌میدم
خلاصه شبش فاطمه اوکی‌رو داد
پنجشنبه حمید اومد ی شام مفصل درست کرد فاطمه
نشستیم پای‌صحبت همه میدونستیم امشب قراره چ اتفاقی‌بیفته
میوه خوردیم و فیلم دیدیم رفتیم اتاق
تخت فاطمه کوچیک بود واس هر ۳تامون جا‌نداشت پایین ی جا‌پهن کردیم
فاطمه رفت‌وسط‌و من و حمیدم این ور واون ورش
اولش روشون نمیشد لباس دربیارن
خودم پاشدم لامپا‌رو خاموش‌کردم
گفتم با اجازه لباس جفتتون رو درمیارم
اولش حمید بعدشم فاطمه
خودم شروع کردم لب گرفتن از‌فاطمه حمید جسارت پیدا کرد دستشو گذاشت رو سینه فاطمه
فاطمه هم دستشو گذاشت رو کیر حمید
دیگه من جدا شدم و اونا شروع کردن لب گیری …ی چن دقیقه ای اینجوری همدیگه‌رو مالش دادیم
من واقعا نمیخواستم با فاطمه سکس کنم میخواستم فقط اون سکس کنه‌ و من نگاه کنم که چجوری زیر کیر حمید آخ و اوخ میکنه
بلند شدم رفتم سراغ پاهاش
شروع کردم لیس زدن پاهاش
دونه دونه انگشتاشو لیس‌میزدم بین انگشتاش رو تمیز‌ میکردم پاشنه پاشو بو میکردم پاهاشو میذاشتم دهنم
اونم داشت بالا حال میکرد
حمید داشت لذت میبرد
اولین دختری‌رو که‌داشت میکرد خواهر دوستش بود
این بهش اعتماد‌بنفس‌داده‌بود
من گفتم شروع کنین دیگه دیره
حمید گفت با اجازه فاطمه خانم
در حالی که داشتن لب میگرفتن همزمان انگشتشو تو کون فاطمه داخل‌میبرد وبیرون میاورد
فاطمه شروع کرد آخ و اوخ کردن
حمید بعدش دوباره اومد سراغ سینه فاطمه داشت ممه های فاطمه رو از جا میکند اونقد با حرص میخورد بعد گفت فاطی دوس داری ساک بزنی اونم گفت ی هفته ست منتظر این صحنه هستم چجوری میشه کیر به اون بزرگی رو نخورد خودم از صحبتای فاطمه جا خوردم که‌اینقد زود وا داد بعد فاطی شروع کردن ساک زدن
کیر حمید رو یجوری میخورد انگار بار صدمش بود بعد حمید یکم آب دهنشو ریخت رو کون فاطمه و فاطمه رو برگردوند و کیرشو گذاشت در‌کون فاطمه
من میتونستم درک کنم الان فاطمه چ دردی خواهد داشت‌
یکم با کیرش با کون فاطمه بازی کرد و
یهو حمید برد‌ داخل فاطمه ی جیغ بلندی کشید
گفت خواهش‌میکنم آروم آروم
حمید گوشش ‌بدهکار‌نبود
تند تند تلمبه میزد
چند دقیقه ای همینجوری میزد که
کیرشو بیرون آورد گذاشت دهن من که کنار کس فاطمه بودم
منم یکم ساک زدم عجب طعمی‌داشت طعم کس‌ فاطمه با کیر‌حمید قاطی شده بود
این صحنه رو تو خوابم نمیتونستم تصور کنم
به فاطمه گفت داگی شو
پوزیشن مورد علاقه حمید داگی بوداونم اومد رو جفت زانوهاش و دوباره حمید برد داخل
فاطمه دیگه فقط آه و اوه میکرد با حرفاش که میفگت حمید تو رو خدا تندتر بزن و فدای اون کیر کلفتت بشم حمید رو حشری تر میکرد تو این مدت فاطمه دوبار ارضا شد کل بدنش میلرزید و من رفته بودم زیر کسش همه آبشو میخوردم و با زبونم بیشتر تحریکش میکردم… بعدش حمید اومد رو تخت دراز کشید فاطمه هم اومد نشست رو کیر حمید و بالا و پایین میکرد منم نشستم کنارشو شروع کردیم لب گیری و مالش سینه های فاطمه …بعد جاشون رو عوض کردن حمید اومد بالا پاهای فاطمه رو گذاشت روی شونه هاشو هی تلمبه میزد …حمید بعد کلی تلمبه زدن آبش اومد همه شو خالی کرد تو کون فاطمه
بعد در آورد و فاطمه رو بغل کرد و کنار هم دراز کشیدن و شروع کردن به لب گیری
منم رفتم کنارشون دراز کشیدم گفتم عجب سکس توپی بود بهتون تبریک میگم
تا صبح دو بار دیگه سکس کردن
هر بار میخوابیدم با صدای فاطمه بیدار میشدم که میدیدم زیر کیر حمید داره لذت میبره
خیلی حس خوبی داشتم بکن خودم داشت خواهرمم میکرد
اونم میریخت داخل تا دفعه بعدی خودش بیاد درخواست بده
فردا صبح بیدار شدم دیدم لخت تو بغل هم خوابیدن
رفتم بربری گرفتم و چایی گذاشتم و اومدم بیدارشون کردم تا بلند بشن صبحونه بخوریم
بیدار شدن یکم اولش سخت بود تو چش هم نگاه کنن
بعد واسشون کلی حرف زدم و توجیهش کردم
این شروع رابطه ۳تایی ما بود
دیگه از اون شب حمید همیشه خونه ما بود
روزی ۲ ۳ نوبت با فاطمه سکس داشت
اون اوایل که اخر هفته ها حمید میرفت خونه فاطمه زنگ میزد دنبالش که برگرده
یه روزم بدون حمید تحمل نداشت
اگه خوشتون اومد پارتهای بعدیم میذارم که چجوری حمید پرده فاطی رو زد

نوشته: آرش

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...


چجوری بکن خودم بکن خواهرم شد 2


بار قبلی چون اولین داستانم بود اگه اونجوری که میخواستین نبود ببخشین
توهینم نکنین لطفا که آدم انگیزه نوشتن داشته باشه
این سری میخوام از اسم های واقعی افراد استفاده کنم
چون نوشتن و خواندن داستان به خودمم حال نداد
اسم خواهرم پروانه که تو داستان قبلی فاطمه و اسم دوستمم آراسه که تو داستان قبلی حمید بود
داستان قبلی شروع رابطه و از کون دادن پروانه رو براتون گفتم این سری اومدم که زدن پرده پروانه توسط آراس رو بهتون بگم
بعد از اینکه رابطه اونا شروع شد دیگه هر شب برنامه داشتیم
آراس و پروانه با هم میخوابیدن و منم تو اتاق خودم
بخصوص آخر‌هفته ها که تو اون دو روز چندین بار سکس داشتن
دیگه پروانه درس رو کلا بیخیال شده بود
فقط کارش شده بود دادن به آراس و آشپزی و دلبری واس آراس
دو سه ماهی این برناممون بود
دیگه آراس منم نمیکرد حقم داشت خب کون به اون خوش فرمی و نرمی و دخترونه رو که ول نمیکرد تا بیاد یه پسر رو بکنه
خلاصه یه شب که آراس خونمون بود داشتیم سه تایی فیلم میدیدیم و مست کرده بودیم پروانه وسط بود و ماهم اینور و اونورش که دیدم دست آراس تو شورته پروانه ست
منم دستمو بردم تو سینه شو شروع کردم مالوندن سینه ش و با کیر خودمم بازی میکردم
دیگه آراس حرفه ای شده بود قرص میخورد و چندین پوزیشن رو پروانه اجرا میکرد و دیرم ارضا میشد
آراس شروع کرد به مالیدن سینه پروانه
منم رفتم پایین سراغ پاهای پروانه و شروع کردم لیس زدن
و بوسیدن
دیدم صدای آه و ناله پروانه بلند شد
آراس داشت با چوچول‌ پروانه بازی میکرد
همزمان داشتن لبم میگرفتن آراس پروانه‌ رو تو آغوش خودش کشید و از پشت کیرشو چسبوند به کون پروانه فک کرد امشبم قراره از کون بکنه
یهو پروانه گفت آراس ی سورپرایز برات دارم میخوام از جلو بهت بدم و کسمو جر بدی امشب میخوام عروس بشم
اراسم دیگه انگار در بهشت رو براش باز کرده بودن ی نگاه بمن کرد و دید منم اوکیم ولی در واقع خودمم خیلی تعجب کرده بودم نمیخواستم این اتفاق بیفته و خواهرم باکرگیشو از دست بده از ی طرفم هیجانش دیوونه م میکرد که آراس پروانه رو از جلو بکنه چند بار دیده بودم کسش چقدر خوشگله و تپله آراس گفت پروانه جدی میگی
گفت آره دیگه از کون دادن دیگه لذت نمیبرم وقتی کس به این تنگی هست چرا باید درد کون رو تحمل کنم
میخوام تو واسم افتتاحش کنی و امشب میخوام بذاری کسم.. آراس خندان و شنگول به نشانه تشکر لبشو گذاشت رو لب پروانه و حسابی لب گرفتن و بعدش سرشو برد پایین شروع کردن لیس زدن کس پروانه
با زبونش داشت پروانه رو دیوونه میکرد تو همون اول کار پروانه یه نوبت ارضا شد آراس کل آبشو خورد همزمان با ی دستش داشت سینه پروانه رو فشار میداد
اراس به من گفت آرش پاشو مقدمات رو آماده کن میخوام پرده خواهرتو واسش بزنم بیا آما‌ه ش کن تو هم واسش بخور میدونست من با چی تحریک میشم وادارم میکرد انجام بدم
منم واس اولین بار کس خواهرمو تو نزدیکترین حالت ممکن و برای آخرین بار قبل اینکه خواهرم عروس بشه رو دیدم
شروع کردم به زبون زدن
خیس خیس بود
خیلی طعم خوبی داشت
ی لحظه سرمو بلند کردم دیدم پروانه خمار خماره
داره واس آراس ساک میزنه از چشاش حشر‌ میبارید
بعدش آراس گفت برو کنار که نوبت ورود به بهشته برو دست خواهرتو بگیر که تنهایی به بهشت نره
آراس پروانه رو کامل خوابوند منم رفتم کنارش…پروانه لبشو گذاشت رو لبم و شروع کردیم لب گیری و با ی دستمم سینشو مالش میدادم با ی دستمم دستشو گرفته بودم.. آراس دو سه بار کیرشو در کس پروانه بالا و پایین کرد اونقد حشرش بالا بود بهم گفت همینو میخواستی که خواهرت کس بده حالا ببین و لذت ببر از جندگی خواهرت و ی خنده هم رو لباش بود
آراس دیگه تحمل نداشت تا ته برد داخل
پروانه ی آهی کشید و دست منو محکمتر فشار داد
آراس شروع کرد تلمبه زدن پروانه هم هی میگفت آراس تندتر بزن کسمو منفجر کن
منم با این حرفاش داشتم آتیش میگرفتم
پروانه هم لباشو گاز میگرفت و پاهاشو جمع کرده بود پشت سر آراس جفتشون عرق کرده بودن
چن دقیقه ای اینجوری آراس تلمبه زد
بعد به پروانه گفت به بغل بخواب
این پوزیشن مورد علاقه من بود چون همزمان هم میتونستم کس دادنشو ببینم هم پاهاشو
آراس اومد پشتش دستشو برد ی کم با کس پروانه بازی کرد و صورت پروانه رو چرخوند و دهنشو گذاشت رو دهن پروانه
یکم تو این حالت تحریکش کرد
منم رفتم پایینتر از جفتشون نشستم و شروع کردم ماساژ دادن پاهای خواهرم که الان حشری ترین دختر دنیا بود
بعد با دستش کیر آراس رو گرفت و گذاشت داخل کسش و آراس عقب و جلو میکرد… خداییش تلمبه زدنش خیلی خوب شده بود حسابی پروانه رو برده بود رو ابرا
پروانه فقط داشت آه و ناله میکرد
آراسم واس اینکه‌صدای پروانه که زیاد بود بیرون نره هر چند وقت ی بار با لب گیری صدای آه و ناله خواهرمو قطع میکرد
پروانه اینکه آراس بخوابه و اون بره رو کیرش رو خیلی دوست داشت الانم که دیگه از جلو میداد وقتش بود که این پوزیشنو برن منم چون میدونستم به آراس گفتم بخواب که پروانه بیاد روت اونم گفت باشه
آراس خوابید و نوبت پروانه شد که بالا و پایین کنه
پروانه رفت رو کیر آراس نشست بهم گفت آرش کیر مورد علاقتو تنظیم کن رو کسم و خودتم بیا زیر پاهامولیس بزن تو شب کس دادن من کم کار شدی منم با دستم کیر آراس رو گذاشتم تو کس خواهرم و رفتم مجددا سراغ پاهاش پروانه هم شروع کردن بالا و پایین کردن
بعد که خسته شد خوابید رو آراس و دوباره یکم لب گرفتن
پروانه ارضا شد آراس رو محکم بغل کرد و بدنش سفت شد
از رو کیر آراس بلند شد و بهم گفت ساک بزن توله سگ
این اولین بار بود بهم همچین حرفی میگفت.. تعجب کردم
ولی چون دوست داشتم شرایط رو شروع کردم ساک زدن واقعا انگار خواب میدیدم… این سری دیگه واقعا طعم کس پروانه رو احساس کردم
بعد که کارم تموم شد آراس پروانه رو داگی کرد
دیگه بدون هیچ حرکت اضافه ای برد داخل از کنار بدنشم سینشو فشار میداد پروانه بهم گفت بیا بشین زیر کسم تا دادنمو خوب ببینی…دیگه قشنگ داشت منو ارضا میکرد این حرفاش یکم که گذشت آراس موهاشو از پشت گرفت و تلمبه میزد
این دقیقا صحنه ای بود که بارها من تصور کرده بودم
رفتم کنار پروانه نشستم
ناخودآگاه دهنمو گذاشتم رو لبش و شروع کردم لب گیری باهاش دیگه من ارضا شدم
آراس پروانه رو دمر خوابوند و یکم دیگه کس پروانه رو گایید چن ثانیه ای بعد آراسم گفت دارم ارضا میشم خالی کرد رو کمر پروانه دیگه نای بلند شدن نداشت
پروانه گفت برو لیس بزن آبشو کمرمو تمیز کن
منم رفتم کل آب آراس رو با زبون تمیز کردم و خوردم
آراس دیگه افتاد رو پروانه
بعد چند دقیقه که بلند شد از پروانه تشکر کرد
پروانه هم یه لب حساب ازش گرفت و گفت این رو مدیون آرش جون هستیم که الان ما مال هم هستیم
همدیگه رو بغل کردن وخوابیدن
منم رفتم یکم پایینتر از اونا خوابیدم
ولی نصف شب مجددا‌ با صدای اونا بیدار شدم
دیگه حس همراهی نداشتم
یکم تو شرایط مساعدی نبودم نمیدونستم کار درستی کردم یا نه
ولی صبحش بیدار شدم فراموش کرده بودم انگار
خوشحال بودم که این فانتزی رو اجرا کردم
حالا آخرش که هرچی میخواد بشه
اوناهم بیدار شدن شاد و سرحال
دیگه اونا رسما زن و شوهر شده بودن
هر وقت دلشون میخواست سکس میکردن
باهم حموم میرفتن و انگار نه انگار که من هستم تو اون خونه
فقط سهم من از رابطه اونا پاهای پروانه و ی ساک واس آراس و گاه گداری ی لب و ی مالش سینه خواهرم بود حتی دوران دانشجویی خواهرم با هم چندین بار سفر رفتن
الانم بعد اون مدت واقعا پشیمون نیستم
خواهرم ازدواج کرد و رفته خونه خودش
دوتا هم بچه داره
آراسم یه چند ماه پیش زن گرفت ولی هنوزم باهم ارتباط دارن
اگه دوست داشتین رابطه شون بعد ازدواج خواهرم رو براتون میذارم از بچه هایی که مشخص نیست مال دومادمونه یا آراس :)

نوشته: آرش

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18