رفتن به مطلب

داستان سکسی شوگر مامی


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


من و سوگل
 

سلام عزیزان دلم… این اتفاقی که واسم افتاد فقط یه سکس معمولی نبود یه تغییر ۳۶۰ درجه بود توی زندگیم… بزارین واستون بگم… من اسمم امیره و متولد ۸۳ هستم… من از سال ۹۹ توی یه فست فودی کار میکنم که توی شهرمه… (یکی از فست فودی های بزرگ شهرمون)…
اون ظهر یا شایدم بگم اون روز تلخ یکی از بدترین روزهای عمرم بود… سر ظهر بود هوا گرم بود یه سانتافه ی سفید اومد در مغازه یه خانوم شیک و باکلاس از ماشین اومد پایین منم پشت صندوق بودم داشتم اون صحنه ی زیبا رو میدیدم که یه لحظه یه کفش پاشنه بلند و باکلاس از ماشین اومد پایین وقتی آفتاب میزد به اون کفشا خدای من داشتم انگاری خواب می‌دیدم این لحظات توی فیلمای هالیوویم قفله اومد پایین و در ماشینو بست اومد توی مغازه یه عطری زده بووود یه عطری زده بوود که کل مغازه رو بوش برداشت خداشاهده همون لحظه یک دل نه و صد دل عاشقش شدم… اومد تو و گفت سلام یه پیتزا پپرونی میخواستم منم هول کنان گفتم بله بله الان واستون میزنم خودمم نفهمیدم چی میگفتم اون لحظه هنگ کرده بودم خودشم فهمیده بود رفت نشست. منم داشتم زیر چشمی نگا میکردم ولی یه جورایی تظاهر می‌کردم سرم تو گوشیه ولی بازم داشتم نگاه می‌کردم خوشش اومده بوود یه جواریی خودشم فهمیده بود… پیتزاش آماده شد اومدم تحویل بدم که نمی‌دونم چیشد گفتم شما چقدر زیبایید خداشاهده خودمم نفهمیدم چی گفتم یه آن فکر کردم حالا جرم میده ولی دیدم نه بدش نیومد ولی به هرحال پیتزا رو دادمو رفت چن روز بعدش باز اومد ولی ایندفعه با دوستاش اومد منم که خوشحال بودم و یه جورایی تو کونم عروسی بود که اومده بود باز منم اون موقع شرایط مالی خوبی نداشتم پیتزا رو رفتم و گذاشتم روی میز خوردند و حساب کردن که داشتم میزو تمیز می‌کردم که دیدم ای داد کیف پولش جا مونده بود نمی‌دونم شانس در خونم رو زده بود یا چی منم کیف پولش رو باز کردم دیدم کارت ملیش توش بود دیدم اسمش سوگله که شمارش رو توی کیف پولش پیدا کردم که زنگش زدم و گفتم سلام خوب هستین؟ کیف پولتون جا مونده لطف کنید بیاین تحویل بگیرین منم که تو کونم عروسی بود اومد تو مغازه گفت دستتون درد نکنه… و گرفتو رفت من شمارشو سیو کردم نمی‌دونم چرا کصخلیم گل کردو پیامش دادم گفتم من ازتون خوشم اومده میتونم باهاتون آشنا بشم؟ خداشاهده نمیدونستم متأهله یا مجرد ولی در عین حال جوابی نداد تا اینکه ظهر شد ساعت حدودای ۲ بستیم و رفتیم من رسیدم خونه که دیدم جواب داده نوشته شما؟ منم گفتم فلانیم تو پیتزا فروشی اسمشو نمی‌گم چون یه وقت آشنا باشه…گفتم کی هستم و خودشم انگاری واکنش منفی نشون نمی‌داد چت می‌کردیم تا شب که رفتم مغازه و برگشتم خونه خداشاهده تا خود صبح چت می‌کردیم حدودا ساعت ۵-۴ شد و گفتم برم بخوابم قرار شد ساعت ۱۰ صبح قرار بزاریم رفتم توی کافه دیدم اوووه چقد خوشگل کرده یه اندام سکسی با فرم محشر یه رژ قرمز غلیظ با کفش های پاشنه بلند و چشم مشکی با ابروی خیلی خوشگل نشستیم خدا شاهده ۱۵ دقیقه کپ کرده بودم فقط داشتم نگاش میکردم که گفتم چیزی میخوری؟ که گفت من یه اسپرسو میخورم منم گفتم یه چاکلت بیارین خوردیم و حساب کردیم… بهش گفتم بازم میتونیم همو ببینیم؟ گفت بزار فکرامو بکنم. که خودمم قد بلندی دارم… قدم ۱.۹۱ و وزنم ۸۲… پیامش دادم گفتم فکراتو کردی؟ گفت اره منم گفتم خب؟ گفت باشه باهات حال کردم منم تو کونم عروسی گفتم عالیه منم ازتون خوشم اومده که گفتم بریم یه پارک اونم قبول کرد راستی ببخشید مطلقه بود و ۳۶ سالش بود ولی اندامی داشتاا به هرحال اومد سوار ماشینم کردو رفتیم خونشون که اومد ازم سوالایی پرسید درمورد کارم… راضیم یا نه که گفتم بد نیست خداروشکر… رسیدیم پارک رفتیم روی مبل سه نفره نشستیم هی سعی می‌کردم بهش نزدیک شم که شدم تا جایی که رون پای چپش با پای راستم چسبیده بودن شروع کردیم به بوسیدن هم… که دستمو گذاشتم روی رونش بدش نیومد شروع کردم به مک زدن سینه هاش که داشت اه اه می‌کرد… شلوارشو کندم و شروع کردم به لیسیدن کصش انقد لیسیدم که لرزید و انگاری ارضا شد بغلش کردم و بردمش توی اتاق پرتش کردم روی تخت خوابوندمش منم با سرعت نور شلوارمو کندم و رفتم به سراغش یه کصی داشت بی مو… صورتیه صورتی… یعنی خوابیدم روش و طی یه حرکت کردم توش تا تونستم تلمبه می‌زدم که من آدمیم که خیلی دیر ارضا میشم انقد تلمبه زدم انقد زدم که گفت پارم کردی بسه بسه آخه یک ساعتی میشد… ولی نزدیک بود آبم بیاد که ریختم روی شکمش که اومدم خونه و تا دوسال باهم بودیم و بهم خورد… راستی ببخشید اگه دست خط بدی داشتم

نوشته: امیر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18