رفتن به مطلب

داستان سکس گی بدنساز


minimoz

ارسال‌های توصیه شده


شهوت آدمو تا کجاها که نمی‌بره
 

توی گروه‌های تلگرام اصل داده بودم و منتظر بودم بیان پیوی تا آشنا بشیم. یه بدنساز خیلی خفن و مردونه اومد پیوی و اصل داد.
۲۶ ساله
قد ۲۰۲
وزن ۱۰۰
پروفایلش هم چند تا عکس از خودش بود. با توجه به تجربه‌های قبلیم تو این گروه‌ها می‌دونستم که مردم برای راحت‌تر پیدا کردن پارتنر اغراق می‌کنن، اما قد ۲ متر و دو سانت دیگه خیلی زیادی‌بود. از طرفی چون پروفایلش عکس داشت، احتمال دادم طرفم سرکاریه و فیکه، اما جوابشو دادم.
۲۱/۱۸۰/۶۶
عکس فیس و بدنم براش فرستادم و خوشش اومد، اما وقتی من ازش درخواست نود کردم، گفت کلاً عکس نود نمی‌ده! همونجا می‌خواستم بلاکش کنم و تقریباً مطمئن شدم فیکه، اما اونقدر فیس و بدنش خوب بود که گفتم بذار مطمئن بشم فیک نیست و زود قضاوت نکنم. بهش گفتم اشکال نداره، پس با فیست اثبات بده بهم. یه عکس بگیر و توش عدد ۳ نشون بده. عکسو سریع برام فرستاد و واقعاً عکسای پروفایلش عکس خودش بود. حتی آیدی اینستاگرامش رو برام فرستاد تا مطمئن بشم فیک نیست. اما هنوز یه مشکل بود، اونم اینکه واقعاً نود نمی‌داد و هرچقدر اصرار کردم برام نفرستاد. منم با خودم گفتم احتمالاً کیرش خوب نیست یا کوچیکه یا کجه😂 اما اونقدر بدن و فیسش خوب بود که بدون دیدن نود، قرارمو باهاش فیکس کردم. بهم گفت شب ساعت ۱۰ بیا خونم خالیه. تو چت ازش راجب فانتزی و فتیش‌هاش پرسیدم، اما گفت هیچ فتیش و فانتزی نداره! کلاً خیلی آدم کم‌حرفی بود، منم دیگه سوالی نپرسیدم و گفتم کاندوم و لوبریکانت بگیره و شمارشو گرفتم.

رفتم دوش گرفتم، لازم نبود شیو کنم چون بدنمو لیزر کردم. حین آماده شدن حس خوبی نداشتم، حس می‌کردم طرفم واقعاً به پسر حس نداره و فقط دنبال کردنه. من یه قانونی که برای خودم دارم اینه که کسی که می‌خوام باهاش سکس کنم حتماً باید گی باشه یا بایسکشوال، وگرنه از سکس لذت نمی‌برم. این قانونم صرفاً برای لذت خودمه چون دوست دارم عشق‌بازی طولانی کنم تو سکس، بدنم خورده بشه، لب بگیریم و… اما این پسره با رفتار سردش اصلاً حس امنیت بهم نمی‌داد. اما اونقدر سکسی بود که با اینکه حس خوبی نداشتم، رفتم سرویس خودمو تمیز کردم و رفتم سر قرار.

آدرسی که داده بود تقریباً حاشیه شهر بود. رأس ساعت ده رسیدم سر کوچه‌ای که لوک داده بود. زنگ که زدم، ردی داد و پیام داد که مکانش هنوز خالی نشده و مامان باباش هنوز خونن، باید صبر کنم. اعصابم واقعاً خورد شده بود چون می‌تونست قبل از اینکه من راه بیوفتم بهم بگه، اما نگفته بود و الان منو ساعت ده شب اونم تو حاشیه شهر علاف کرده بود. زنگ زدم بهش و گفتم که من برمی‌گردم خونه و قرار کنسله که گفت سی ثانیه صبر کن، الان میام پایین. از ته کوچه دیدم در یه خونه باز شد و یه مرد قدبلند و بدنساز با گرمکن و تیشرت مشکی با موهای فر اومد بیرون. تو همون نگاه اول فهمیدم قدشو دروغ نگفته، واقعاً دو متر بود. یه نگاه به سرتاپای من کرد و اشاره کرد برم دنبالش. از این کوچه به اون کوچه می‌رفت و هی برمی‌گشت ببینه من دارم دنبالش می‌رم یا نه. خیلی تند راه می‌رفت و بهش نمی‌رسیدم. استرس گرفته بودم و نمی‌دونستم داره کجا می‌بره منو. از هیجان همه‌ی تنم می‌لرزید و هزار تا فکر و خیال می‌کردم، اگه بخواد گوشیمو بدزده چی؟ بلایی سرم نیاره؟ نکنه چند نفر باشن؟ تو همین فکر و خیالا بودم که پیچید تو یه کوچه‌ی دیگه. دنبالش که رفتم، دیدم آخر کوچه یه زمین خالیه. دوباره اشاره کرد برم دنبالش و خودش رفت تو زمین، دیگه نمی‌دیدمش. اونجا دیگه واقعاً دودل شدم و می‌خواستم برگردم برم خونه، اما حس شهوت آدمو تا کجاها که نمی‌بره😅 دنبالش رفتم تو زمین. زمین سبزی بود و بوی نعنا می‌اومد. جلوی پامو نمی‌دیدم و نمی‌خواستم به محصول مردم ضرر بزنم. چراغ قوه گوشیمو روشن کردم که صدام زد و آروم گفت خاموشش کن. سرمو اوردم بالا دیدم کنار دیوار وایستاده و لبخند می‌زنه. واقعاً سکسی بود، یه مرد قدبلند با ریش مرتب و موهای فرفری ژل‌زده. رفتم سمتش و حالا که از نزدیک دیدمش، همه‌ی استرسم از بین رفت. به نظر مهربون می‌اومد. نزدیکش که شدم، بی‌مقدمه بغلم کرد و منو چسبوند به خودش. سرم دقیقاً زیر چونه‌ش بود، کونمو گرفته بود تو دستاش و خودشو می‌مالید بهم، برجستگی کیرشو رو شکمم حس می‌کردم. کیرشو از رو شلوار گرفتم تو دستم، کامل راست شده بود و حداقل ۱۸ سانت بود، خیلی بزرگ‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم. شلوارشو کشیدم پایین و خودشم تیشرتشو با دستش داد بالا که دیدم یه شورت کلوین پادار پوشیده و پیش ابش جلوی شورتشو خیس کرده. بی‌اختیار جلوش زانو زدم و شورتشو کشیدم پایین. کیر و خایه‌اش دیدنی بود، تخمای بزرگ و آویزون، با یه کیر کلفت که سرش با اختلاف از تنه‌ی کیرش بزرگ‌تر بود.

کیرشو گرفتم تو دستم و اولین لیسو از تخمای گندش کشیدم و اومدم تا خود کیرش. سره کیرشو میک می‌زدم و پر و خالی شدن خون تو سر کیرشو با دهنم حس می‌کردم. تا ته کیرشو بردم تو حلقم و بالا رو نگاه کردم که دیدم زل زده تو چشمام و با یه دستش تیشرتشو داده بالا. رو سیکس‌پکاش پر از پشم سیاه بود. کیرشو می‌کردم تو دهنم و دست می‌کشیدم رو پشمای شکمش. دستامو بردم رو کونشو و بعد اومدم رو عضلات پشت پاش و ساق پاش. کیرش تا ته تو حلقم بود و بینیم چسبیده بود به پشمای کیرش. کیرشو از دهنم در اوردم، پر تف شده بود. با دستم تنه‌ی کیرشو گرفتم و شروع کردم به خوردن و جق زدن براش. صدای آه و نالش بلند شده بود، دوست داشتم آبش بیاد و آبشو تو دهنم خالی کنه. سرعتمو بیشتر کردم و شروع کردم محکم‌تر میک زدن که خودشو کشید عقب و گفت نمی‌خواد با ساک ارضا بشه. یه کاندوم از جیبش در آورد و داد دستم و با لبخند بهم نگاه می‌کرد. کاندومو کشیدم رو کیرش که دستمو گرفت بلندم کرد و برم گردوند، شلوارمو درآورد و خودشو چسبوند بهم. خم شده بود و از پشت گوش و گردنمو می‌خورد و با دست دیگش انگشتم می‌کرد. انگشتش داشت اذیتم می‌کرد و یه کم خودمو کشیدم عقب که یه لوبریکانت از جیبش درآورد و مالید به کیرش، بعد کف دستش که از لوبریکانت خیس بود رو مالید لای کونم. پاهاشو از هم باز کرده بود تا قدش به من برسه. آروم آروم شروع کرد به فشار دادن و تلمبه‌ریز زدن، اما سر کیرش اونقدر بزرگ بود که داخل نمی‌رفت. یه دستشو گذاشت رو شونم و گفت کمرمو قوس بدم، با دست دیگش کیرشو با سوراخم تنظیم کرد و یه تف گنده انداخت رو کیرش. کیرش رو لای کونم عقب جلو می‌کرد، قلقلکم می‌اومد و شل شده بودم. آروم آروم فرو کرد داخل. سر کیرش که رفت داخل درد تو کل بدنم پیچید و نالم دراومد، اما قسمت سختش دیگه تموم شده بود. دستشو از رو شونم برداشت و دوطرف کمرم رو گرفت و شروع کرد آروم تلمبه زدن. عقب جلو شدن سر کیرشو تو کونم حس می‌کردم، عمیق اما آروم کمر می‌زد. الان دیگه تا ته تو کونم بود و داشتم لذت می‌بردم که دستاشو از رو کمرم برداشت و از سینه‌هام گرفت و صاف‌ام کرد. خودشو چسبوند بهم، رو پنجه‌پاهام وایستاده بودم تا برسم بهش، سوراخم اینجوری تنگ‌تر شده بود، کیرش داشت به پروستاتم فشار می‌آورد. اینجوری واقعاً درد داشتم و ناله می‌کردم که یهو سرمو گرفت و زبونشو کرد تو دهنم و شروع کرد به خوردن لبام و محکم تلمبه زدن. چند تا تلمبه محکم می‌زد و بعد کیرشو محکم تا ته فشار می‌داد. عرق کرده بودم و پشت پاهام می‌سوخت. یهو محکم خودشو چسبوند، سینه‌هام رو محکم فشار داد تو دستش، با چند تا تلمبه محکم ارضا شد.

کیرشو که از کونم کشید بیرون، نتونستم سر پا وایستم و دوزانو نشستم رو زمین. پاهام بی‌حس شده بود و سوراخم می‌سوخت. سینه‌هام رو اونقدر محکم فشار داده بود که سر سینه‌هام درد می‌کرد. دستمو بردم سمت سوراخم، کامل باز شده بود و از تف و لوبریکانت خیس‌خیس بود. یه نگاه بهش کردم دیدم اونقدر آب از کیرش اومده که جلوی کاندوم از حجم آب زیاد سنگین شده و آویزونه. می‌خواستم پاشم که دستشو گذاشت رو شونم و یه کاندوم دیگه گذاشت کف دستم. با تعجب نگاش کردم که گفت کاندومو عوض کن، بازم می‌خوام بکنمت.

خیلی برام عجیب بود که کیرش نخوابیده بود. کاندوم و دراوردم، بوی آب کمرش پیچید تو هوا. کاندوم جدیدو که کشیدم رو کیرش، دستمو گرفت بلندم کرد و برم گردوند سمت دیوار. انگشتشو کرد تو سوراخم و گفت اوف چقد بازت کردم. دوباره کیرشو پر از لوبریکانت کرد و این دفعه با یه تلمبه همه‌ی کیرشو چپوند توی کونم. از درد آه کشیدم که حشری‌تر شد و دوباره سینه‌هام رو گرفت تو دستش، سر سینه هامو نشگون میگرفت و فشار میداد، شروع کرد محکم تلمبه زدن. کیرم داشت منفجر می‌شد، مطمئن بودم همین که بهش دست بزنم آبم میاد. تلمبه‌هاشو عمیق کرده بود و از پشت کامل بهم چسبیده بود، با فشار سعی می‌کرد کیرشو بیشتر تو کونم فرو کنه. تو این حالت خیلی فشار به پروستاتم می‌ اومد، اونقدر که حس می‌کردم بی‌اختیار الان ارضا می‌شم. ناله‌هام دیگه از درد نبود، از لذت بود. ناله که می‌کردم خیلی حشری می‌شد و جوری با کیرش فشار می‌آورد به روده‌هام که منم نالم دربیاد. دیگه واقعاً نمی‌تونستم ادامه بدم، با ناله بهش گفتم دارم ارضا می‌شم. با دوتا دستش کمرمو گرفت و شروع کرد به کمر زدن تو کونم. اونقدر محکم می‌زد تو کونم که پاهامو محکم فشار داده بودم رو زمین تا پرت نشم جلو. همون که کیرمو گرفتم تو دستم احساس کردم دارم ارضا می‌شم، سوراخم تنگ شد و عقب جلو شدن کیرشو قشنگ تو کونم حس می‌کردم. با تنگ شدن سوراخم فهمید دارم ارضا می‌شم و یه جون کشدار گفت و با یه اسپنک محکم رو کونم سرعتشو تلمبه هاشو بیشتر کرد. آبم با فشار ریخت رو دیوار رو‌به‌رو، اونم همزمان با من ارضا شد. کیرشو همینجوری تو کونم نگه داشته بود و سرشو از پشت تکیه داده بود به سرم، نفس‌نفس می‌زد. وزنشو نمی‌تونستم تحمل کنم، هلش دادم عقب و کیرشو در آوردم. آبش که اومد، زبونش باز شد. معذرت‌خواهی کرد بابت اینکه نتونسته خونه رو خالی کنه، برنامه‌ی خانوادش عوض شده، اما چون خیلی هورنی بوده و دلش سکس می‌خواسته به من نگفته و با خودش گفته میریم تو همون زمین خالی سکس می‌کنیم.

واقعاً خسته بودم و هیچ انرژی‌ای نداشتم. دوباره از تو کوچه‌پس‌کوچه‌ها رفتیم تا رسیدیم تو همون کوچه‌ی اول. خدافظی کردیم و اومدم خونه.

نوشته: Holyhoe

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18