رفتن به مطلب

داستان سکس تریسام با زن و شوهر پایه


dozens

ارسال‌های توصیه شده


کوثر و شوهرش
 

این یه خاطره واقعی از من هست.
من امین هستم یه پسر تقریبا خوش تیپ که به خودم میرسم نه اینکه بدنساز باشم و اندام ورزشکاری تو یه فروشگاه زنجیره ای کار میکنم و حقوقم اندازه خرج خودم هست.
الان ۲۴ سالمه و بعد دانشگاه دیگه تو همین شهر موندم و پدر مادرم تو شهر دیگه هستن.
یه پراید دارم که تو تایم های آزاد باهاش اسنپ کار میکنم.
یه روز که تو فروشگاه مشغول کار بودم یه دختره اومد خیلی های کلاس بود قد بلند موهای لخت بلند ،بلوز شلوار مثل فیلم های خارجی صورتشم عین مدل‌های روز دنیا. نه فقط من همه مشتری ها و حتی دخترا هم نگاش میکردن کلا تو یه لول دیگه بود.
شاید خودشم متوجه شد که همه نگاش میکنن برای همین خیلی زود یکم خرید کرد و رفت صندوق بعدشم رفت بیرون که معلوم بود تو فروشگاه زیاد حس راحتی نداشت.
تو تماشاش بودم که یه دختره دیگه گفت از دست شما پسرا همتون مثل همید.
نگاه کنارم کردم دیدم خیلی تابلو بازی درآوردم گفتم نه این یکی… دیدم خودش هم خیلی خوشگله نه اندازه اون ولی خوشکل بود حرفم قطع شد گفتم امروز انگار همه مدل‌های سینما اومدن فروشگاه ما.
سری با لبخند تکون داد و رفت قسمت برش سوسیس و کالباس منم دیگه گمش‌کردم. فردا دوباره اومد مغازه ولی من متوجهش نبودم داشتم قفسه میچیدم که یکی گفت چطوری حول.
دیدم خودشه لبخند میزنه خدایش خیلی خوشگل بود گفتم ای بابا ما لو رفتیم پیش شما.
خیلی از مشتری های خانم اکثرا شوخی و صحبت و اینا رو دارن و ما هم تو فروشگاه خط قرمز مزاحمت برای مشتریه ،کم کمش از اون فروشگاه جابجا میشی.
برای همین زیاد اهمیتی ندادم، بعدشم کی به یه کارگر فروشگاه پا میده اونم دختری به این خوشگلی.
ولی ته دلم یه حسی بهش داشتم میدونستم یه چیزی هست.دیدم رفت قفسه ها رو گشت دوباره اومد پیشم گفت پودر لیمو کیلویی ندارین؟
اینجا یه حسی بهم گفت این خوشش از تو اومده.
گفتم کیلویی نه فقط بسته ای. چیزی نخرید و رفت.اینجا شکم خیلی زیاد شد چون دیروز خریداش رو کرده بود! یعنی اومده بود منو ببینه؟ برای همین گفتم بینم کجا می‌ره و کی باهاشه‌.
از بین عکسای تبلیغاتی رو در شیشه ای بیرون رو دید زدم رفت پیش یه اچ سی کراس که یه پسری رانندش بود یه چیزی تو پنجره بهش گفت بعد نشست.
پسره هم از ماشین پیاده شد و اومد سمت فروشگاه ترسیدم نکنه دردسر باشه سریع رفتم ته مغازه با بالابر رفتم بالا خودمو گیر انبار کردم.
یه ده دقیقه‌ای دیدم سروصدا نشد اومد پایین رفته بودن.
پسره هم از این بچه خوش تیپا بود بهش میخورد شوهر یا زیدش باشه.
شب همش بفکرش بودم که پسره چی می‌خواست یعنی دنبال من بود …
فردا تو مغازه همش دید میزدم بینم میاد یا نه تا ماشینش اومد سریع قایم شدم بینم هدفش خریده یا دنبال من میگرده‌.
اومد کل قفسه ها گشت بجز من و دوتا خانم صندوق دار کسی تو فروشگاه نبود.مدیر فروشگاه هم میومد سر میزد زیاد نمی‌موند.
چیزی نخرید و رفت سمت صندوق ولی فک کنم فهمید من قایم شدم .
به صاحب صندوق کارتش رو داد و صندوق دار صدام زد آقای فلانی … منم گفتم بله رفتم سمتشون دیدم باز با لبخند نگام کرد گفت زحمت بکش شونه تخم مرغ رو بزار داخل ماشین از بوش بدم میاد.
دیگه تا حدودی گرفتم اینا هر چی هست میخواد اون پسره منو ببینه حالا برا چه کاری خدا می‌دونه.
تخم مرغ رو بردم دادم بهش اونم کلی تحویل گرفت و تشکر کرد .
روز بعد اومد یکم بی محلی کرد اینجا بود فهمیدم طرف دختره یا از چیزی دلخور شده و انتظار داره من ازش دلجویی کنم یا داره ناز می‌کنه که من برم سمتش و خودشو کوچیکه نکنه.
از رو کارتش اسم شوهرش میدونستم اسمش علی بود همینطور آروم رفتم بیرون به علی که داخل ماشین بود سلام کردم اونم تحویل گرفت و خانم نشست و رفت.
شب پیش خودم گفتم این دو حالت داره یا میخان منو تست کنن و بعدش پیشنهاد کاری بهم بدن که با وجود این همه جوون بیکار احتمالش کم بود.
یا اینکه دختره دوست داشت زیر کیرم بخوابه.این گزینه محتمل تر بود چون هر روز خودشو خوشکل تر میکرد.
گفتم فردا اگر اومد حتما میرم تو‌کارش.اینم نبود هر روز بیان .
خلاصه روز بعدی که دیدمشون پسره تنها اومد ازم پرسید بچه کجایی گفتم ایلام از جای خواب و حموم اینا پرسید منم بهش گفتم که تو یه اتاق بالای فروشگاه هم حموم هست هم دستشویی و حتی خواب.
اونم تعارف کرد که برای حموم یا شامی چیزی خواستم از اونا بگیرم .تعارف کرد.اینحا بود حدس زدم که قضیه سکسیه چرا باید منو دعوت کنه خونش‌‌.
ولی چرا پسره هم در جریانه.بهش هم نمی‌خورد پسره اوب باشه.
پس منتظر موندم دختره بیاد که از شانس من نیومد ک‌نیومد.دیگه نامید بودم که بیاد تا اینکه پیش خانم صندوق دار بودم و ماشینشون پارک کردن جلو فروشگاه ،صندوق دار گفت برو اونور این با تو کار داره. گفتم کی با من؟ گفت اره . الان میاد پیش تو.
مستقیم اومد پیشم ،منم گفتم مرگ یه بار شیونم یکبار.یا کسشو فتح میکنم یا شوت میشم یه فروشگاه دیگه.
گفتم به خیلی خوش اومدین شما خوشگلترین مشتری ما هستین.
مرسی چشماتون خوشکل میبینن.
شوهرتون کجاست ؟ تو ماشینه .
خدا حفظش کنه آدم خوبیه.
گفت اونم بدتر خودته همش دنبال دختراست.
بابا من … ای نزاشت حرف بزنم گفت الکی نگو همتون مثل همید.
گفتم بعد شما بدتون نمیاد با دختر دیگه باشه؟
چرا غلط کرده ولی خو نمیشه همیشه دنبالش گشت مخفیانه می‌ره پیششون.
آدم خوبیه اون روز شما نبودین با هم حرف زدیم دعوت کرد خونه.
خوب کرده خودم تعریفت دادم پیشش برای همین می‌خواست ببینت.
فکر می‌کنه تو دوست پسرمی.
یعنی مشکلی نداره با کسی دوست باشی‌‌؟
چرا با هر کسی چرا ولی از تو بدش نمیاد.
کیرم فوری خبر دار وایستاد.گفتمش بیاد سمت ته گوشه ای از فروشگاه که زیر دوربین نبود اونم اومد محکم لباشو بوس کردم که لب خودم بنفش شد.
اونم اصلا انتظار نداشت یه تعجب دخترونه کرد دوتا پفک برداشت و رفت تو ماشین.دیگه نرفتم دنبالش ترس داشتم از شوهرش.
شوهرش اومد تو ترسم چند برابر شد. گفت این شماره منه خواستی برای حمومی چیزی بیای زنگ بزن بعد فوری گفت نه من بیشتر وقتا نیستم این شماره کوثر هست با اون هماهنگ کن‌.
هنگ هنگ بودم یعنی شوهرشم مشکلی نداشت من برم پیش زنش.
طاقت نیاوردم رفتم بیرون زنگش زدم گفتم ببخشید من تند رفتم تو فروشگاه آخه شما خیلی خوشگلی.
نه منم خیلی خوشم اومد ولی اونجا جاش نیست هر وقت دوس داشتی بیا خونه .
آخه شوهرت چی پس.
شوهرم مشکلی نداره هماهنگیم باهم می‌دونه تو بوسم کردی برای همین اومد شماره من داد.
ولی من دوس ندارم اون پیشمون باشه یجورای میترسم.
باشه بهش میگم بره بیرون هر وقت خواستی بیای بگو تا آماده باشم.
امشب بیام؟ همتون مثل همید باشه ساعت ۱۲ بیا شوهرم میفرستم بیرون.
اوکی.قبلا زید داشتم و حتی پسرم کردم ندید بدید نیستم ولی این یکی واقعا فرق داشت.شوهرش میدونست قراره زنش رو بکنم.
ساعت ۱۲ رفتم خونشون دیدم شوهرش تو پارکینگه و میخواد بره.
گفت بی وجدان تو میخوای اونو بکنی چرا منو از خونه بیرون کردی الان کجا برم این نصف شب.
شما واقعا شوهرشی و مشکلی نداری ؟ نه
تو هم بیا تو اگه بدت نیاد من کاریت ندارم.
خلاصه باهم رفتیم بالا وقتی درو باز کرد همه زیدای قبلیم رو ۳ هیچ شکست داد خیلی خوشگل بود و جذاب .
رو بوسی کردیم و رفتم تو گفت از اول بگم مو داشته باشی بدم میاد برو حموم قبلش.گفتم نه تمیز تمیزم . شوهرش که اسم علی بود گفت قبلش هم من باید ببینم زگیل نداشته باشی.اینجا دیگه جای خجالت کشیدن نبود کشیدم پایین نیم خیز بود نگاش کرد گفت من پسرم خوشم اومد ولی بحالت کوثر پاره ای .
کوثر کیرم رو تا دید گفت همش مال خودمه و بردم تو اتاقش و درو بست مستقیم رفت پایین و گزاشتش تو دهنش قبلا هم این برام پیش اومد دخترا تا لخت بشم میرفتن پایین و میخوردن چون کیرم تعریف از خود نباشه هم سفیده هم خوش فرمه هم خوردنی.
کوثر یه رکابی بلند تا پایین روشن تنش بود که به شرت و سوتین زیرش بود دیگه چیزی نداشت.
کیرم شق شق حدود ۱۷ هیجده تا میشه.تا حلقش می‌کرد تو که لباش به ته کیرم می‌رسید و خودش خفه میشد و می‌داد بیرون نفس می‌گرفت.
منم بلندش کردم ببرمش رو تخت یه پاش گزاشت رو تخت و یه پاش پایین گفت بکن تو .خیلی پوز بدی بود و کیرم با اینکه مستقیم رفت ولی حال نداد. گفتم داگی وایستا اونم داگی وایستاد و قوس کمرش جوری بود که فقط کون مونده بود دست من .تا ته کیرم کردم توش معلوم بود کیر بزرگتر از من توش نرفته چند تا تلمبه خیلی تو اوج لذت بود گفتم الانه که ارضا بشه.دیدم گفت بزار علی بیاد تو .
گفتم بیاد درو باز کردم اومد تو ،اونم فوری لخت شد گفت عشق من تری سامه کیرش ۱۵ سانتی میشد و کیر خوبی هم داشت تعجب کردم چرا زنش با این کیر راضی نشده‌‌.
گفت تو کلفته بزار جلو من می‌زارم تو کونش.
دراز کشیدم رو تخت اومد نشست رو کیرم، اونم کیرش رو چرب کرد اومد بالا گزاشت تو کونش یکی دو تلمبه که خودش رو سفت گرفت و ارضا شد.
خودش انداخت رو سینم و ولو شد.علی هم افتاد روش و وزنشون سنگین شد گفتم جر خوردم علی در بیا.
علی درآورد دیگه خانمش نزاشت بکنه عقب می‌گفت درد داره. بمن هم گفت ارضا شو منم چند تا تلمبه زدم دیدم علی اومد کیرش گزاشت کنار دهن خانمش خانمش براش ساک میزد منم با سینه هاش ور میرفتم تند تلمبه زدم و کشیدم بیرون همش ریختم رو دستمال.
کوثر تند رفت حموم علی ارضا نشده موند گفت این چرا رفت.تو برو چیزی بخور تا من بیام اونم پشت سرش رفت حموم.
منم چیزی نخورده تا پشیمون نشدن جیم زدم بیرون.
زنگم زدن گفتن کجا رفتی بیا اینجا.برگشتم پیششون حسابی پذیرای مفصل کردن.
الان تقریبا ۴ ماهه با هم هستیم ولی علی نمی‌زاره زیاد برم پیشش .در حد ماهی یکبار. یبار هم سه تایی رفتیم ویلا خیلی خوش گذشت.

نوشته: ایلام

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18