رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی زن خوشگل من و مرد عرب


arshad

ارسال‌های توصیه شده


همسر زیبای من و مرد عرب 1
 

من اسمم اسماعیله 43 سالمه و متاهلم همسرم مریم 32 سالشه و 11 سال اختلاف سن داریم 10 ساله ازدواج کردیم شرایط مالی خوبی دارم به همین دلیل هم مریم با وجود اختلاف سنمون و خوشکلی بی اندازش زن من شد اونم تو 22 سالگی از مریم همسرم بگم که واقعا خوشکله و خوش اندام خیلی به خودش میرسه باشگاه و انواع روتین های پوستی رو میره واسه سلامت و زیبایی، قدش 168 وزن 60 سینه های 75 باسن خوش فرم و یکم برجسته پوست خیلی سفید و کلا همه چی تمام مریم جوری هست که به راحتی میتونم بگم هیچ مردی نمیتونه پسندش نکنه خودمم البته چهره خوبی دارم و اندام نرمال قد 180 وزن 85 دوتا دختر دو قلو 7 ساله هم ما داریم راستش ماجرای بی غیرتی من رو مریم از همون اوایل آشناییمون وجود داشت و مریمم متوجه شده بود من مرد حساسی نیستم یه جورایی لذت میبرد همه نگاه خوشکلی زنم بکنن و حسرتش رو بخورن همیشه هم با خودم میگفتم مهم اینه مریم فقط مال منه تو مهمونی ها دوس داشتم لباس باز بپوشه از همه سر باشه با دوستام میرقصید واسم مهم نبود خود مریمم گاهی میگفت مثلا با دوستت رضا رقصیدم ناراحت نشدی گفتم نه وقتی میدونم شب تو بغل خودمی از چی ناراحت بشم مریمم از اعتماد من و آزادی که بهش میدادم خوشحال بود و حس خوبی داشت سکس ما بعد از چند سال زندگی مشترک سرد شده بود هفته ای 1یا 2 بار سکس میکردیم که واسه من کافی بود ولی واسه زنی به هاتی مریم و خوشکلی اون اصلا کافی نبود منم دیگه اون شهوت قدیم رو بهش نداشتم از تاخیری و چیزیم استفاده نمیکردم تایم سکس هامون کم شده بود و مریم یا اصلا ارضا نمیشد یا کامل خالی نمیشد ولی گلایه ای نمیکرد سایز کیر من 15 سانت بود که نرمال بود به نظرم ولی میدونستم مریم کیر های 20 سانتی بیشتر دوس داره هر موقه با هم فیلم سکسی میدیدم بیشتر دوس داشت فیلم های سیاه پوستی که یه زن سفید رو میکنه بببنیم و خودشو تصور میکرد جای اون زن پورن استار یه شب بعد دیدن فیلم و سکس کردنمون گفتم مریم اگه اون سیاه پوسته تو فیلم امشب باهات بود چیکار میکردی گفت جر میخوردم فک کنم خیلی بزرگ بود کیرش بهش گفتم تو با این خوشکلی لیاقتت واقعا همچین کیری هست گفت اینجور نگو بدم میاد مگه من جندم گفتم خوشکلم این فقط فانتزیه الان که اینجا نیست طرف گفت اینجا بود تو میزاشتی گفتم اره واقعا چون دیدن تو با همچین مردی واسم لذت بخشه گفت خاک تو سرم خجالت بکش غیرتت کجا رفته گفتم عشقم غیرت از نظر من اینه یکی بخواد تورو اذیت کنه من پارش میکنم ولی کسی که بخواد بهت لذت بده و خودتم بخوای من غیرتی ندارم گفت پس من برم با هرکی دلم خواست سکس کنم دیگه گفتم نه اینجورم نیست ولی اگه یکی باشه مثل این سیاه پوسته کیری داشته باشه و بهت حال بده خودتم بخوای میزارم من روم نمیشد نگاهش کنم هنوز لخت بودیم دوتامون رو تخت گفت من دوس ندارم جز تو کسی باهام کاری بکنه گفتم پس هیچی گفتم اگه خودت دوس داری دیگه چیزی نگفتیم و خوابیدیم فردا شبش باز فیلم گذاشتیم و داشتیم نگاه میکردیم خودش گفت از اون سیاه پوسته نداری گفتم واسا بگردم پیدا کنم تا پیدا کردم گذاشتم خوشش اومد میخواستم بکنمش گفت دوس دارم خودمو بمالم تو نگاه کنی گفتم باشه قبلا این کارو کرده بودیم ولی خیلی کم گفتم باشه منم جق میزنم لخت شدیم و نگاه فیلم میکردیم و جق میزدیم خیلی بهمون حال داد این حرکت فرداش یکم خجالت میکشیدیم از هم راستش تمام فکر و خیال من شده بود دیدن سکس مریم با یه مرد سیاه پوست و کیر کلفت چند وقتی همینجور گذشت تا اینکه من ماشینم خراب شد گوشه خیابون موندن کلافه بودم زنگ زدم یه امداد خودرو و واسم یدک کش فرستادن تا ماشینو ببرم تعمیرگاه انقدر عصبی بودم و کلافه خیلی به پسر جونی که اومده بود ماشین رو ببره واسم تعمیرگاه دقت نکردم ولی چون نتونستم پولشو واسش کارت به کارت کنم شمارشو سیو کردم بعد باهاش حساب کنم شبش وقتی بهش پیام دادم هزینه رو بپرسم و شماره کارت بگیرم توجهم به عکس پروفایلش جلب شد یه پسر سبزه تیره و ورزشکار که چندتا عکس پروفایلش همه تو باشگاه بود و اندام تیره و عالی داشت قدش بلند بود تو عکس ها مشخص بود و اندام خوشفرم و معلوم بود به خودش میرسه بهش پیام دادم و بعد واریز پول یکم چت کردم بچه کجایی گفت عربم خوزستانیم اسمشم گفت کاظم هست و 10 ساله تهرانم واسه کار و گفتم شمارتو سیو میزارم مشکلی بود بهت میگم اونم استقبال کرد بدجور رفته بود تو سرم این همون مردیه که واسه مریم میخواستم اندامش و رنگ پوستش عالی بود از اونجایی که تعریف کیر عربا رو هم شنیده بودم بیشتر تحریک میشدم باز گاهی باهاش چت میکردم و از اندامش و چهرش و رنگ پوستش تعریف میکردم یه شب که زیادی تعریفش میکردم فکر کرد من گی هستم النی گفت اگه فکری داری راجبم بگم من اهل گی نیستم گفتم نه اصلا من خودمم گی نیستم و زن دارم و بچه و این حرفا اونم گفت دوست دختر دارم بعد چند روز بهش گفتم خوشبحال دوست دخترته ها گفت من بخاطر سایز کیرم اصلا با دختر های کم سن و ظریف نمیتونم سکس کنم الانم با کسی که هستم بیوه هست و 40 سالشه گفتم مگه چند سانته کیرت گفت 22 باورم نمیشد وقتی عکس کیرشو فرستاد هنگ کردم با تمام وجودم میخواستم مریمو جلوم بکنه دلو زدم به دریا و عکس مریمو واسش فرستادم و گفتم فانتزی چیو دارم اول یکم ترسید گفت من اهلش نیستم و این حرفا بعد گفت اگرم بکنم زنتو نمیتونم جلو خودت بکنمش گفتم من قایمکی ببینمم کافیمه یا فیلمشو ببینم خلاصه قرار گذاشتم کاظم بره تو کار مریم و منم کمکش کنم مخشو بزنه ولی خب کلاس و سطح چهره مریم و کاظم اصلا به هم نمیخورد هیچ جوره نمیشد چنین شخصی مخ مریمو بزنه شماره مریمو دادم هرکاری کرد نتونست حتی باهاش به مدت چت کنه یا حرف بزنه زود مریم بلاکش میکرد بعد چند هفته خودش گفت یا خودت مریمو اوکی کن یا بیخیال بشیم کلا من روم نمیشد به مریم چیزی بگم یه شب دلو زدم دریا وسط دیدن سکس سیاه پوست و زن سفید و جق زدنمون که شده بود یه کار عادی واسمون النی به مریم گفتم من یه سیاه پوست کیر کلفت همینجوری میشناسم بخوای واست اوکی میکنم مریمم داشت کسشو میمالید گفت بیار زنتو بکنه جلوت کس کش و این حرفا و ارضا شد بعدش داشتیم حرف میزدیم گفت کی هست منم جریان رو گفتم مریم گفت اصلا نمیخوام و زندگیمون خراب میشه و این حرفا بعدم گفت اگه حاملم کنه گفتم بچه که نیستیم نمیزاریم بعد گفت با این سایزی که تو میگی داره گشادم میکنه بعد خودت پشیمون میشی منم عکس کیر کاظم رو نوشنش دادم مریم دهنش آب افتاد ولی بازم میترسید بغلش کردم گفتم عشقم 1بار انجامش میدیم اگه خوشمون نیومد تمامش میکنیم گفت تو خودت بعد پشیمون میشی گفتم من از شما دوتا بیشتر لذت میبرم جلو من بکنت مریم گفت اگرم قبول کنم نمیخوام جلو تو باشه گفتگ هرچی تو بگی سکس اولتون تنها باشید خواستین ادامه بدیم منم میام مریم با دو دلی قبول کرد و قرار شد اول یه قرار 3تایی بزاریم بیرون همو ببینیم یه کافه قرار گذاشتیم مریم بازترین و خوشکلترین لباسشو پوشید یه دامن تا زیر زانو که راه میرفت تا زانو لختی و سفیدیش دیده میشد و یه پیراهن تنگ که فرم سینه هاشو به رخ میکشید بدون شال منم یه لباس معمولی رفتیم کافه کاظم از قبل منتظر ما بود یه تیپ خفن زده بود مریم خیلی خجالت میکشید ولی کاظم راحت برخورد میکرد من و مریم یه سمت میز بودیم کاظم مقابلمون معلوم بود چشمم مریمو بدجور گرفته یکم حرف معمولی زدیم کاظم یه نگاه به اطراف کرد گفت اگه آقا اسی مشکلی نداری مریم بیاد این سمت کنار من بشینه یکم جا خوردم ولی میدونستم باید قبول کنم گفتم خواهش میکنم مریم برو عزیزم مریم با دو دلی بلند شد رفت اونور نشست کاظم حسابی بهش نزدیک شد و مشخص بود دستش رو رون مریمه و حرف میزنیم بحث رو برد سمت سکس و گفت من دوس دارم به رابطه طولانی داشته باشیم میخوام مریم حس کنه منم در کنار اسی شوهرشم مریم زیاد حرف نمیزد بیشتر خجالت میکشید و تایید میکرد خواسته های مارو بعد چند دقیقه کاظم بهم اشاره کرد زیر میزو نگاه کنم مریم تکون تکون میخورد انگار نمیخواست من زیر میزد ببینم سرمو خم کردم زیر میز دست گنده کاظم دامن مریمو داده بود بالا و داشت رونهاشو میمالید و کسشو از رو شورت مریمم سعی میکرد مانع بشه ولی نمیتونست یهو من که دیدم خود کاظم دستشو برداشت گفت تمرین خوبی بود مریم از خجالت داشت آب میشد منم کیرم سیخ شده بود من گفتم به کاظم من و مریم ترجیحمون اینه سکس تو شمال باشه و ویلای بابای من نمیخوایم تهران انجامش بدیم واسه اولین بارو کاظم گفت شما بگو قله دماوند من میام واسه مریم جون بدجور تحرکی شده بود با خوشکلی مریم خلاصه قرار آخر هفته رو گذاشتیم شمال و قرار شد دخترامون رو بزاربم خونه پدر خانومم و بریم شمال 3 تایی…

نوشته: اسی

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...


همسر زیبای من و مرد عرب 2

شب قبل از رفتن به شمال مریم کلی باهام حرف زد و گفت هنوز اتفاقی نیوفتاده بیا بیخیال بشیم گفتم من واقعا میخوام اینو تجربه کنیم شک ندارم پشیمون نمیشیم و بی نهایت لذتم میبریم صبح لباس داشتیم میپوشیدیم مریم یه مانتو شلوار ساده میخواست بپوشه گفتم از همین الان لباس باز بپوش میخوام راحت باشیم با کاظم گفت خب چی بپوشم گفتم سکسی ترین و باز ترین لباست میخوام کاظم از تو مسیر آب از دهنش جاری بشه خندید گفت باشه رفت یه شلوار جین جزب کوتاه و یه نیم تنه تا زیر سینه پوشید یه شالم انداخت دور خودش زیاد دیده نشه بدنش نیم تنش صورتی بود و بدجور تو چشم خودش گفت اینجور گیر ندن بهمون تو مسیر گفتم تو ماشین دیده نمیشه مشکل نداره رفتیم دنبال کاظم نشست صندلی عقب درست مریم رو ندیده بود یکم خودشو کج کرد مریمو دید گفت من تا شمال کار دست خودم ندم خوبه با این زنی که شما داری منم خندیدم گفتم خودتو نگه دار تا ویلا مریم یکم ترسیده بود قشنگ معلوم بود تو مسیر یه جا واسادیم یکم خرید کنیم من رفتم واسه خرید کاظم پیاده شد و رفت تو پنجره سمت مریم و حرف میزدن متوجه حرفشون نمیشدم ولی معلوم بود داره مخ مریمو میزنه واسه سکس راحتر بزاره کارشو بکنه یکم طولش دادم دیدم سرشو برد داخل یه لب از مریم گرفت و رفت نشست عقب منم رفتم تو ماشین یهو کاظم گفت اگه مشکل نداری اسی جون مریم بیاد عقب پیش من باشه، خندیدم گفتم تحمل نداری تا ویلا گفت میخوایم یکم گرم کنیم نگاه مریم کردم گفتم برو عزیزم با اشوه رفت عقب انقد لباسش بد بود پیاده شد هرکی اونجا بود بدجور نگاهش میکرد رفتن صندلی عقب و منم راه افتادم آینه رو تنظیم کردم روشون و آروم حرکت میکردم اونام خیلی زود شروع کردن به خودرن لب هم دیگه البته مریم سعی میکرد مانع بشه و هی مگیفت واسا تا برسیم ولی فایده نداشت کاظم رسما میخواست بکنه زنمو تو مسیر منم کیرم بدجور سیخ شده بود مریمو انداخت رو صندلی عقب و روش بود آینه رو آوردم پایین دیدم یه دستش تو شلوار مریمه از جلو دکمه شلوارشو باز کرده بود با اون دستشم سینه هاشو میمالید داشتن خیلی پیش میرفتن گفتم بچه ها بیخیال بشید یکی میبینه تو ماشین رو کاظم گفت ماشین رو ببر یه جایی بتونم بکنم زنتو اینجور که گفت بیشتر تحریک شدم لحنش پر از جسارت بود انگار صاحب زنم شده بود آروم رفتم یه گوشه از جاده پایین اونام مشغول بودن رفتم زیر یه درخت نزدیک جاده کسی اونجا نبود واسادم از ماشین پیاده شدم رفتم کاپوت رو زدم بالا الکی مشغول ماشین شدم صدای اونام آروم از تو ماشین میومد یکم دور و اطراف رو نگاه کردم خبری نبود فقط هر چند ثانیه یه ماشین با سرعت رد میشید بخاطر شیشه دودی ماشین هیچی معلوم نبود میخواستم ببینم چیکار میکنن رفتم نشستم تو ماشین آینه وسط رو تنظیم اونا کردم با آینه های بغلم اطراف رو چک میکردم دیدم مریمو داره لخت میکنه نیم تنشو در آورده بود و داشت اسرار میکرد شلوارشو در بیاره مریم هی میگفت اینجا نمیشه کاظم ولی توجه نمیکرد شلوارشو باز کرد و کشید پایین مریمم دیگه مقاومت نمیکرد شورتشم کامل با شلوار در اومد کامل در آورد و پرتش کرد صندلی جلو شلوارشو خیسی شورتش که مونده بود لای شلوارشو بو کردم و دیگه تحمل نکردم کیرمو در آوردم مالیدم پشت فرمون دیگه کامل برگشته بودم مستقیم نگاهشون میکردم کاظم خیلی حرفه ای رفت بین رونای مریم و کسشو میخورد جاشون تنگ بود ولی انجام میدادن بازم مریم روش نمیشد چشاشو باز کنه چون باید نگاه من میکرد بعد 2 دقیقه خوردن نشست کنار مریم و شلوارشو در آورد کاظم کیرش اومد بیرون واقعا چشای من و مریم 4تا شد باور نکردنی بود سیاه و کلفت و بلند دید ما داریم نگاه میکنیم گفت به این میگن کیر عربی بیا بخورش مریم جون مریم از من خجالت میکشید منم باز برگشتم رو به جلو از آینه نگاه میکردم و اطرافو چک میکردم بعد چند ثانیه صدای اوق زدن مریم نظرمو جلب کرد داشت سرشو فشار میداد رو کیرش کاظم ولی بیشتر از دو سوم از کیرشو نمیتونست بخوره مریم و اشکش در اومده بود برگشتم گفتم کاظم اذیتش نکن با عصبانیت نگاهم کرد گفت تو حرف نزن کس کش باز سر مریمو فشار داد بعد دید نمیتونه بیخیال شد بلندش کرد بشونش رو کیرش مریم پشت به من بود گفت کاندوم بزار کاظم گردنشو گرفت با یه لحن وحشیانه گفت من کس تورو با کاندوم نمیکنم چون قرار نیست جز خودم کسی این کسو بکنه مریمو نشوند رو کیرش مریم با دست تنظیم کرد و نشست روش اروم آروم دادش تو خودش کونش سمت من بود دستای سیاه کاظم رو کونش بود مریم خم شد از کاظم لب میگرفت سوراخ کونش اومد تو چشمم و من جق زدنمو تند تر کردم واقعا داشتم از دیدن کیر سیاه کاظم تو کس زنم کیف میکردم بعد از 5 دقیقه بالا پایین کردن کامل رفته بود تو کاظمم هی کونشو انگشت میکرد و میگفت داری جلو شوهرت کس میدی جنده جوری میزد رو کون مریم جای دستش میموند انقد مریمو بالا پایین کرد مریم تو بغلش و کیر تو کس ارضا شد ولو شد تو بغل کاظم و از هم لب میگرفتن منم با دیدن این صحنه ارضا شدم از ماشین پیاده شدم حس عجیبی داشتم دور ماشین چرخیدم خودمو جمع و جور کردم رفتم از بغل نگاه کردم دیدم داره مریمو داگی میکنه رفت پشتش مریم نای داگی موندنم نداشت از پشت کرد تو کسش و داگی وحشی میزد مریم گاهی پرت میشد جلو انقد محکم میکردش دید من بیرون ماشینم و دارم نگاه میکنم اشاره کرد گفت بیا داخل رفتم داخل ماشین گفت کس کش ارضا شدی میری بیا ببین دارم چطور ناموستو میگام گفتم دیدم دیگه گفت تا آخرشو باید ببینی وگرنه خودتم میکنم بعد زنت راستش ترسیدم ازش نگاه میکردم بعد چند دقیقه یه داد زد و تو کس زنم خالی کرد خودشو بی حال افتاد رو صندلی منم گفتم جمع کنید خودتون رو بریم مریم با دستمال کسشو تمیز کرد منم لباسشو دادم پوشید حس عجیبی داشتم انگار پشیمون بودم ولی لذت عجیبی داشت راه افتادم کاظم از پشت سر باهام حرف میزد و سیگار میکشید گفت عالی بود بچه ها ببخشید اگه توهینی کردم این چیزا فقط تو سکس هست شخصیت شما واسه من خیلی بالاست بعد گفت من واقعا میخوامت مریم، مریمم رفت بغلش بعد کاظم گفت اسی میخوام منو شوهر زنت بدونی بکنش بدونی و مردش گفتم مشکل ندارم بعد گفت فقط یه حرفم جدی بود اینکه جز خودم هیچکس حتی تو اسی حق نداری مریمو بکنی نگاه عقب کردم گفتم زن خودمه ها گفت باید کنار بیای با این مسله دیگه مریم مال منه تا زمانی که من باهاتونم حق نداری بکنیش خیلی بهت فشار اومد میتونی نگاهش کنی جق بزنی همین من چیزی نگفتم دیگه، بعد به مریم نگاه کرد گفت چطور تو از عقب پلمپی انقد بی عرضه ای تو اسی گفتم دوس نداره مریم گفت بعد این سفر مریم عاشق کون دادن میشه مریم گفت وای کاظم نه تورو خدا گفت من بیخیال این کون نمیشم…

بعد از سکس مریم و کاظم و حرف های بعدش تو مسیر میرفتیم و چند دقیقه یه بار نگاه اونا میکردم همش تو بغل هم بودن شده بودن یه زوج تازه به هم رسیده این سفر شده بود رسما ماه عسل مریم و کاظم منم شده بودم بکش مریم رسیدیم ویلا مریم انقد خسته شده بود از سکس و خستگی مسیر زود پرید تو حمام من و کاظمم داشتیم وسایل رو از ماشین خالی میکردیم تا نشستیم تو سالن ویلا کاظم سراق مریمو گرفت گفتم رفته دوش بگیره یهو گفت بدون من رفته گفتم اره دیگه خسته بود گفت کجاست حمام گفتم طبقه بالا رفت سمت بالا میدونستم میخواد باز مریمو بکنه بعد چند دقیقه رفتم بالا دیدم لباسهاش پشت در حمامه و صدای برخورد بدنشون میاد مریم بدجور ناله میکرد و کاظم رو ابرا بود از لذت راستش منم زود سیخ کردم و دست به کیر شدم کامل لخت شدم در زدم یهو کاظم تلمبه زدنو قطع کرد گفت چیه گفتم باز کن منم بیام تو میخوام ببینم جق بزنم گفت همون پشت در بزن جقتو و تلمبه زدنو شروع کرد گفتم اذیت نکن دیگه هم زمان که حرف میزدیم من جق میزدم اون تلمبه تو کس زنم با کلی التماس من در حالی که کیرش از کس مریم در نیاد دست کرد درو باز کرد ایستاده داشت میریمو میکرد از پشت کرده بود تو کسش مریمم سینش به دیوار حمام بود واقعا کیر عجیبی داشت هر پوزیشنی میخواست میتونست مریمو بکنه بخاطر سایز کیرش دیدن کلفتی کیرش لای کون مریم بهترین حس دنیا بود مریم نگاه من نمیکرد انگار روش نمیشد هنوز کاظم موهاشو گرفت سرشو چرخوند سمت من گفت نگاه شوهر کس کشت کن مریم تا نگاهم کرد از جق زدنم و خودم خجالت کشیدم کاظم داد زد کس کش جقتو بزن زن جنده منم با انگیزه بیشتری جق میزدم فقط فرق این سری این بود با مریم چشم تو چشم بودم خیلی زود واسه هر دومون شرایط عادی شد و داشتیم لذت میبردیم مریم انگار ارضا شده بود قبل اومدن من چون دیگه نای ایستادن نداشت بعد چند دقیقه زدن کاظم گفت داره آبم میاد مریم بهش گفت توم نریز تورو خدا دیگه گفت باید بخوریش میخوای نریزم توت مریم گفت تا حالا نخوردم چندشم میشه اینو گفت انگار کاظم بیشتر شاکی شد چندتا تلمبه محکم زد که جیغ مریم در اومد یهو کشید بیرون موهای مریمو گرفت نشوندش جلو خودش و کیرشو کرد تو دهنش مریم میخواست نخوره ولی بیشتر کیرش تو حلق مریم بود و پشت سر مریم به دیوار حمام بود که آبش پاشید تو حلق مریم و داد میزد کاظم مریمم میخورد آبشو منم با دیدن این صحنه آبم پاشید کف حمام از خجالتم اومدم بیرون برگشتم بعد چند ثانیه دیدم کاظم زیر دوش آبه مریمم از پشت بغلش کرده و میبوسه کمر و بازوهاشو راستش انقد ترسیدم که مریم عاشقش شده باشه که نگو و نپرس ولی کاری بود که خودم کرده بودم رفتم پایین بعد از چند دقیقه عروس و داماد با حوله اومدن پایین حوله خودمو دیدم دور کاظم ولی چیزی نگفتم رفتن تو اتاق خواب و مشغول خوشک کردن خودشون بودن و حرف میزدن درو بسته بودن اول که فقط صدای سشوار بود بعد چند دقیقه سکوت بود راستش فکر کردم باز داره مریمو میکنه رفتم پشت در دیدم آروم حرف میزنن مریم داشت میگفت من عاشقت شدم و میخوام زنت باشم و این حرفا کاظمم میگفت من شرایط ازدواج ندارم و الانم انگار زنمی نمیزارم اسی بهت دست بزنه خیالت راحت تو زن خودمی فقط تو شناسنامه اون کس کشی مریم میگفت دلم واسش میسوزه مرد خوبیه ولی خب من یکی مثل تورو میخوام کاظم گفت من که هستم کنارت و صدای لب گرفتنشون میومد حس بدی داشتم رفتم تو سالم نشستم به کاری که کردم فکر میکردم بعد چند دقیقه مریم با یه شورت لی خیلی کوتاه که من تا حالا ندیده بودم و یه تاپ بندی سفید اومد بیرون با یه آرایش لایت خیلی عادی برخورد میکرد کاظمم با رکابی و شلوارک بود منم رفتم لباس راحتی پوشیدم نزدیک ظهر بود گفتم بریم واسه نهار منقل رو آماده کنیم با کاظم رفتیم تو حیات ویلا دور کباب که بودیم گفتم کاظم من زنمو دوس دارم نمیخوام از دستش بدم گفت دوسش داشتی کس کشیش رو نمیکردی گفتم اینم از رو دوست داشتن بود گفت من که واسم این مدل دوس داشتن قفله الان مریمو دوس دارم نمیتونم ببینم تو که شوهرشی بهش دست بزنی حتی گفتم وقتی تو نیستی باهاش همه کار میکنم گفت تا من تو زندگیشم حق نداری گفتم باشه بابا غیرتی بعد نهار یکم استراحت کردیم گفتیم بریم دریا مریم میخواست بره یه لباس مناسب بپوشه کاظم گفت همینجور بیا ساحل که فاصله ای نداره تا ویلا گفتم دیونه ای مگه اومدی آنتالیا با شورت و تاپ بیاد میان میگیرنمون گفت من دوس دارم اینجور بیای تو آب همه نگاهت کنن گفتم تو که میگفتی غیرتی هستی رو مریم گفت الانم هستم ولی دوس دارم لخت باشه همه برن تو کف کسی که من میکنم بعدم گفت تو ساحل تو اصلا نزدیکمون نشو با فاصله باش گفتم باشه با اسرار من و مریم اجازه داد مریم ساپورت و تی شرت بپوشه بیاد دریا رفتیم یکم آب بازی کردیم کلا همش در حال مالیدن و لاس زدن با مریم بود کیرش بدجور از رو شورتکش دیده میشد حس میکردم هر لحظه ممکنه مریمو لب آب بکنه من از دور دیدم با کیر تابلو رفت سمت یکی از چادر های لب آب و با مسئول چادر ها حرف میزنه بعد چند دقیقه اومد دست مریمو گرفت رفت سمت چادر ها رفتم جلو گفتم چیکار میخوای بکنی نگاهم کرد گفت میخوام زنتو بکنم مشکلی داری گفتم اینجا اخه بریم ویلا گفت دوس دارم اینجا تو چادر بکنمش مریمم گفت کاظم تورو خدا بریم ویلا گفت حرف نباشه دقت کردم چندتا پسر جوون داشتن از تو آب نگاه ما میکردن و بدن مریم و خوشکلیش رفتن تو چادر منم همون اطراف بودم بعد چند دقیقه صدای تلمبه هاش کاملا شنیده میشد منم یه جورایی نگهبانی میدادم واسشون بعد سکس اومدن بیرون و رفتیم ویلا استراحت هر چند دقیقه یه بار متوجه حرف زدن کاظم در گوش مریم میشدم و همش مریم با خواهش میگفت نمیتونم بخدا و جر میخورم و این حرفا کاظمم میگفت من امشب باید انجامش بدم متوجه شدم میخواد از عقب مریمو بکنه هم میترسیدم مریم چیزیش بشه هم واسم جزاب بود کون دادنش چون به خودم که کیرم رسما نصف کاظم بود نمیداد میگفت درد داره و این حرفا من پریدم وسط حرفشون گفتم کاظم اگه مریم نخواد منم نمیزارم از عقب بکنیش گفت چه گوه خوریا احترام گذاشتم بهت دور برداشتی گفتم ما گفتیم باهامون باش لذت ببریم نه اذیت کنی یهو بلند شد گفت مشکل نداره من میرم همین امشب مریم پرید بغلش کرد گفت کجا میری شوخی میکنه اسی قشنگ معولم بود مریم ترسیده بپره کاظم از دستش گفتم باشه بابا مثل بچه ها قهر میکنی گفت امشب من فقط از عقب میخوام مشکل دارین من برم مریم گفت باشه هرچی تو بگی و نشوندش حس عجیبی بود اینکه خودم و زنم انقدر تشنه کیر کاظم بودیم هردومون انگار وابسته و عاشقش بودیم بعد یه فیلم دیدم و رفتیم واسه خواب کاظم گفت تو کلا نیا رو تخت همون پایین بخواب منم گفتم باشه یه پتو و بالشت گذاشتم پایین تخت رفتن تو تخت اونا بعد 5دقیقه کاظم شروع کرد لخت کردن مریم منم دیگه تحمل نداشنم نشستم و کیرمو درآوردم نور اتاق کم بود ولی وقتی دیدم مریم رو شکمه دوتا بالشت زیر شکمشه و کاظم سرشو کرده لای کونش دیگه جق زدن رو شروع کردم هر 3تامون کامل لخت بودیم بعد کاظم هی انگشت میکرد تو کون مریم اونم صداش در اومده بود بعد چند دقیقه نشست رو کون مریم کیر سیاه کاظم رو کون مثل برف زنم رویای بود فقط کسایی که کوکالد باشن میتونن لذتی که من بردمو درک کنن بهترین جق های عمرم بود اروم اروم شروع کرد فرو کردن کیرش تو کون مریم جوری درد داشت که تختو چنگ میزد و گاز میگرفت اونم خوابیده بود روش و اروم تلمبه میزد ولی کل کیرش تو مریم نمیرفت کاملا بین بدن هاشون فاصله بود در گوش مریم حرف میزد اورم و تلمبه میزد هر کاری میکرد کامل تو مریم نمیرفت بعد 10 دقیقه بلند شد از روش و لم داد به تاج تخت از مریم خواست ساک بزنه مریم گفت کثیفه نمیخورم موهاشو کشید کرد تو دهنش بعد یکم ساک نشوندش رو کیرش از کون داد توش اروم بالا پایین میشد مریم چهرش به من بود معولم بود بدجور درد داره تو نور کم دقت میکردم کامل میرفت توش مریم گریش گرفته بود و کاظم داشت کیف میکرد داد میزد کس کش داری نگاه میکنی زن جنده گفتم اره و جق میزدم گفت به زندگی جدیدت سلام کن کس کش بی ناموس با حرفاش آب من بازهم زودتر از بکن زنم اومد بعد از این سفر کاظم رسما شده بکن زنم و هر موقه مریم یا خودش بخواد با همن کاظم اسرار داره مریمو حامله کنه و ازش بچه داشته باشیم ولی راستش من و مریم میترسیم چون بچه ای که از اون باشه حتما سبزه میشه و تابلو میشه از من نیست.

نوشته: اسی

  • Thanks 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18